07.08.17 23:40 Alter: 132 days

گزارشگران مهمان کنگره بیست و دوم سازمان راه کارگر!

Kategorie: Nachricht

 

آنچه آنجا می بینیم بحث و جدل و رایزنی است . اندیشه روان است و خرد جمعی است. نه رهبری دارند و نه متکلم الوحده ای. خود می اندیشند و خود در رای گیریها و مصوبات نقش بازی می کنند. آزادی اندیشه و دمکراسی در رفتار جمعی از پائین می جوشد.حضور وزین زنان مبارز و برابری طلب نموداری از اندیشه برابری طلبانه جنسی حاکم بر فضای این تجمع بود. زندانیان سیاسی دوران شاه و شیخ نیز فراوان بودند و به هر طریقی از جانباختگان دهه شصت و کشتار سراسری تابستان 67 میگفتند و از آنان یاد میکردند....دریافتیم که این جان بدر بردگان آرزوهایشان بوسعت کهکشان هاست و قلبشان همچنان که هنوز برای مردم کشورمان می طپد.

*****

در شرایطی که هنوز آتش جنگ و ویرانی در خاورمیانه زبانه می کشد و بیم آن میرود که کشورمان ایران نیز ازپیامدهای آن در امان نماند. در وضعیتی که توان مالی و تکنولوژی تسلیحاتی حرف اول را در معادلات سیاسی و تغییرات جغرافیایی در منطقه میزند. آن هنگام که پیامد جنگ افروزی مستبدان منطقه گره خورده در تمایلات سودجویانه کشورهای امپریالیستی جز تلی از اجساد زحمتکشان طعمه جنگ و در خون غلطیده برجای نگذاشته است. زمانی که بی شمار کودک بیگناه و بی خبر از چرائی جنگ در شوک از دست دادن پدر و مادر و خواهر و برادر و همبازی های خود در آوارگی فرو رفته اند, حضور تشکل های سیاسی - اجتماعی و آمادگی آنها برای مقاومت در برابر هجوم امپریالیست ها و دول مرتجع منطقه بسیار پر اهمیت است.

گزارشگران پس از سال ها خودداری و کناره گزینی از شرکت در تجمعات, مصاحبه ها و حضور در تلویزیون ها و میزگردها اما دعوت اخیر از سوی سازمان راه کارگر برای شرکت در کنگره بعنوان مهمان را بی پاسخ نگذاشت. این فرصت که یاران قدیم, رفقای گمشده و فرهیختگان دیگر را ببینیم چنان جاذبه ای برایمان داشت که آری گفتیم و سرانجام از سوی سایت گزارشگران شتابان به دیدارشان شتافتیم شاید که فرصت دوباره ای در پیش نباشد.

آنجا گردانی از اندیشه ورزان, پاکباختگان و جان بدربردگان از تیغ خونین داس و طناب دار سیاهکاران اسلامی حاکم در دهه شصت حضور داشتند. گردانی که علیرغم تمامی سنگلاخ ها و دشواری ها و رنج راهی طولانی همچنان دوش بدوش یکدیگر بعنوان بخشی از نمایندگان تبعیدی مردم کشورمان دریچه امیدی و شعله ای را زنده نگاه داشته اند و عاشقانه برای آن میکوشند.یک کلام بگوئیم که بیهوده بدنبال عشق نباید گشت. ما عشق را هیمنجا و به چشم دیدیم.

دیدیم عاشقانی را که پس از نیم قرن مبارزه و مقاومت در برابر استبداد های دوگانه شاه و شیخ همچنان می خروشند و بر آن می شورند. این ها همچنان ایستاده اند, این ها سرواند و روی گل شان بواقع بوسیدن دارد. حضورشان تداعی کننده یاد یاران شان همانند علیرضا شکوهی, علی مهدیزاده, پروین گلی آبکناری, غلامحسین ابراهیم زاده, رحیم حسین پور رودسری, مقصود فتحی, نسرین بقایی و دیگر ستارگان شهید این سازمان است. بوی انها را می دهند. اینها نه سازشکارانند وتا به آخر ایستاده اند.این زندگان بر این باورند که یکبار زندگی می کنند, یکبار مبارزه می کنند و بگذار که نه برای قطره ها که جهت بدست آوردن همه چیز برای مردمشان مبارزه کنند.

اینها چشم به بالائی ها و دستجات حکومتی ندارند بل که به افق رهایی انسان ها چشم دوخته اند. این تبعیدیان دل در کشورشان و جان برای مردم شان دارند. کاش مردمی داشتیم که قدر و ارزش پیشروان خود را می دانستند. ایکاش مردمی داشتیم که این زنان و مردان آزاده و عدالت جو را پاس میداشتند و قدر می نهادند. همانند تمامی آنها که در دهه شصت با جان شیفته خود بر کف به پای چوبه های دار شتافتند و به استبداد مذهبی هار و افسار گسیخته حاکم نه! گفتند.

اینها که می دیدیم مصداق همان شهدای زنده اند! نه شهدایی که برای رفتن به بهشت بی قرار بودند و هستند تا از مزایای بهشتی بودن بهره ببرند بلکه از آندسته که حتی به بهشت کذایی نیز عقیده ای نداشتند و با این وجود برای آزادی و عدالت اجتماعی این جهانی مردم جان سرشار از عشق و ارزش خود را در طبق اخلاص نهاده اند. دست اتفاق و زمانه آنها را از چنگال آدمخواران حاکم رهانده است. آیا کسی غم این شیفتگان ازادی و برابری در تبعید را میخورد و یا خواهد خورد؟

آنچه آنجا می بینیم بحث و جدل و رایزنی است . اندیشه روان است و خرد جمعی است. نه رهبری دارند و نه متکلم الوحده ای. خود می اندیشند و خود در رای گیریها و مصوبات نقش بازی می کنند. آزادی اندیشه و دمکراسی در رفتار جمعی از پائین می جوشد.حضور وزین زنان مبارز و برابری طلب نموداری از اندیشه برابری طلبانه جنسی حاکم بر فضای این تجمع بود. زندانیان سیاسی دوران شاه و شیخ نیز فراوان بودند و از هر طریقی از جانباختگان دهه شصت و کشتار سراسری تابستان 67 میگفتند و از آنان یاد میکردند. تاریخ زنده اند تک تک اینان. زنده باشند و همواره با فراموشی تاریخ جدال کنند که این نیازی تاریخی است. این جان بدر بردگان آرزوهایشان بوسعت کهکشان هاست و قلبشان همچنان که هنوز برای مردم کشورمان می طپد

با نام و یاد شهدای راه آزادی و برابری و یک دقیقه سکوت و دقیقه ای کف زدن ممتد, کنگره بیست و دوم سازمان راه کارگر بنام رفیق پرویز برادران نامگذاری شد. جمع کثیری از اعضای سازمان وتعدادی مهمان و ناظر نیز حضور یافته بودند. چه کوتاه بود دیدارشان. حرارت در مباحثات و رفاقت در امور و خلاصه یک دنیا صفا وصمیمیت.بواقع میتوان گفت که برای شناخت جمهوری اسلامی از نزدیک اصلا نیازی به مدارک و اسناد و مراجعه به تاریخچه تبهکارانه این رژیم نیست. کافیست چند روزی در میان این عاشقان باشی و از نزدیک پای خاطرات تلخ و شیرین شان بنشینی. گاه با شوخی و خنده و قهقهه و گاه با لرزش صدا و نفرتشان از حاکمان و چهره عریان استبداد مذهبی میگویند و یک دنیا شور و صداقت.

گفته میشود که با امکانات تکنولوژیک نوین چرا زحمت راه کرده اند و رنج مسیر و اینهمه مشکلات دیگر. چرا از طریق پالتاک این گفتگو ها را انجام نمی دهند؟ باور کنید اینهمه رفاقت وصفا و صمیمیت را باید بود و از نزدیک دید. از پشت جعبه های الکترونیک هرگز دیده نمیشود.اگر چه این تجمع و مصوبات آن تحول و حرکتی وزین را در پهنه سیاسی اپوزیسیون در خارج کشور بر نخواهد انگیخت و بال زدن این پروانه های عاشق طوفانی را بدنبال نخواهد داشت اما این حضور نیز نشانگر وجود نسیم بود و اینکه این نسیم ها همراه طغیان مردم کشورمان تند بادی سهمگین برای جانیان حاکم تدارک خواهد دید.حضور این تبعیدیان در کنار سایر امواج تبعیدیان همراه با تمامی امید ها و انگیزه های پاک سیاسی شان غنیمتی است که آینده ای نوین و سرشار از عدالت و آزادی را نویدبخش است.

لحظات پایانی این دیدار اما غم انگیز بود. وداع سنگین تر وسخت تر از امید دیدار مجدد بود.

 

گزارشگران

07.08.2017

gozareshgar1001@yahoo.de

 

منتشر شد

کردانه

عصر نو

ایران تریبون

احترام آزادی

آزادی بیان

رنگین کمان

سایت سازمان راه کارگر

مبارزان کمونیست

اشتراک ووردپرس

گزارشگران




Gozareshgar
info@gozareshgar.com