06.12.17 21:37 Alter: 11 days

از گفتگوهای کارگری گزارشگران: جنبش کارگری در ایران, ضعف ها و قوت ها گفتگو با شروین رها

Kategorie: Meldungen Links

 

سازمانها و احزاب  چپ در اپوزیسیون  بارها  تلاش کرده اند که  اتحادی قوی شکل دهند و از سکتاریسم دست شویند ولی از آنجا که بر بستر طبیعی مبارزات کارگری قرار ندارند نه تنها به آن دست نیازیده اند همانا خود دچار انشعاب و چند دستگی شده و اعضا از دست داده اند . هستند جریاناتی که  در تلاش برای تاثیر گذاری بر سیر مبارزات کارگری هستند  ولی همچنان آغشته به سنت های غیر سوسیالیستی هستند . به نظر من  جنبش کارگری برای اجتماعی شدن نه تنها به سیاست های سوسیالیستی  نیاز دارد بلکه منطبق با آن می بایست سنت های عملی اش هم سوسیالیستی باشد

*****

گزارشگران:

دستگیری دوباره محمود صالحی فعال کارگری شناخته شده که سالیان دراز رنج و محرومیت و زندان و شکنجه را بر دوش کشید تا از حقوق محرومان و هم زنجیران خود دفاع کند, انگیزه این گفتگوهاست. روشنی افکندن بر نقاط کور و ضعف های جنبش میلیونی کارگران ایران برای دستیابی به  ابتدائی ترین حقوق انسانی خویش دلیل این تلاش اندک و نظرخواهی از فعالین کارگری و سیاسی از سوی گزارشگران است.

موج اعتراضات کارگری به بی عدالتی های موجود سالهاست بشکل فزاینده در جریان است. گاه همانند آتشفشان در مکانهای تولیدی و خدماتی غلیان میکند و فضای خبری و رسانه ای را بخود تعلق میدهد.زنجیر فقر و ستم نظام سرمایه داری برپایشان و بار گران تورم و هزینه های زندگی روزمر را بر گرده خویش میکشند.ظلم وتعدی و بی حرمتی به آنان از سوی مسئولین حاکم بدون مرز ادامه و جریان دارد. در این میان اما فعالان و نمایندگان کارگران بیش از همه در تیررس نابکاران و دشمنان کارگران و زحمتکشان قرار دارند. کارگران معترض به این بی عدالتی ها را می کشند. شلاق میزنند.به زندان می افکنند. شکنجه می کنند. اسیران زندانی را می کشند. محکوم به مرگ خاموش می کنند. آنان را بیکار و از حق زندگی شرافتمندانه محروم می کنند.صدای اعتراض و شکایات آنها در فضای خبری سرمایه زده داخل کشور بندرت بگوش کسی میرسد. همبستگی بین المللی کارگران خارج از کشور با کارگران ایران اگر چه قدرتمند است اما با بی اعتنایی مطلق دست اندرکاران حکومتی مواجه است. براستی برون رفت از این وضعیت چگونه میتواند باشد؟ هم از اینرو با فعالین کارگری و سیاسی گفتگو میکنیم.

 

با شروین رها ـ فعال کارگری گفتگو داریم

*****

 

گزارشگران:

طی سالهای اخیر شاهد افزایش تصاعدی اعتراضات کارگری هستیم. شمارش آنها دیگر ممکن نیست. هر روزه بخشی از این وقایع در محیط های تولیدی و خدماتی انعکاس خبری مییابند و اینها تنها قسمتی از این اخبار هستند. ارزیابی شما از موقعیت جنبش کارگری در کشورمان چیست؟

شروین رها:

همچنان که واقعیت نشان داده است و شما نیز به آن اشاره کردید اشکال مختلف مبارزات  جاری کارگری در ایران غیر قابل شمارش است واین در تاریخ اعتراضات کارگری در ایران بی سابقه بوده است . حتی می توان به جرئت گفت از لحاظ کمی و نیز کیفی طبقه کارگر در ایران که بخشی از طبقه کارگر جهانی است در حال حاضر در یک گذر تاریخی بسر می برد . به این معنا که در مبارزات مطالباتی اش اشکال متنوعی را تجربه کرده است ، از آن درس می گیرد و روز از پی روز به سطح بالاتری از مبارزه گذر می کند . اعتراضات چندی پیش کارگران در شرکت آذر آب و هپکو در اراک و نیز فراخوان سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در پی اعتصاب غذای رضا شهابی موید این واقعیت است . اگر چه این مبارزات هنوز سراسری  نیست و همچنان پراکنده است ولی روند عینی نشان میدهد که مبارزات در حال هماهنگ شدن است و در دل این مبارزات است که کارگران به ضرورت متشکل بودن پی میبرند.

 

گزارشگران:

از حکومت عدل علی گفته میشد و اینکه رهبران جمهوری اسلامی میخواستند دست پینه بسته کارگران را ببوسند و در گذر تاریخچه این حکومت دیدیم که چه بر سر کارگران و زحمتکشان رفت.هر جا اعتراضی هست نیروهای ضد شورش بسرعت در برابر شریف ترین انسانهای کشورمان صف میبندند و در اندیشه سرکوب وحشیانه آنها هستند و از هیچ جنایتی ابا ندارند.ریشه اینهمه خصومت وخشونت چیست؟

 

شروین رها:

اساسا ریشه خصومت و خشونت در بطن نظام استثمارگرانه سرمایه داری قرار دارد . نظامی کارمزدی که در آن اکثریت جوامع یعنی کارگران برده مزد هستند ، تولید و سازنده گی بر دوش آنهاست و خود از آن بی بهره هستند، چرا که در مقابل دریافت مزد  مجبورند نیروی کارشان را بفروش برسانند. آنچه توده عظیم کارگران تاریخا در تجربه گذران زنده گی اشان با گوشت و پوست خود لمس کرده اند بیان موجز آن در کاپیتال مارکس دربررسی علل خشونت در نظام سرمایه داری موجود است وکارگران سوسیالیست در هر مقطع تاریخ مبارزاتی ناگزیر از رجعت دوباره به آن خواهند بود . در ایران نیز هر چند طبقه کارگر با یکی از هارترین و جنایتکارترین حکومت ها یعنی رژیم جمهوری اسلامی رودر رو است ولی استراتژی سیاسی  طبفه کارگر در ایران صرفا در مبارزه ضد رژیمی خلاصه نمی شود ، بلکه مبارزه علیه رژیم برای طبقه کارگر می بایست در مسیر استراتژی ضد سرمایه داری قرار گیرد. گرایشات سیاسی غیر کارگری و خرده بورژوایی  در اپوزیسیون که تقریبا سیاست تمامی سازمان های چپ را در بر می گیرد بر استراتژی مدرنیستی و ضد رژیمی استوار است ومبارزات کارگری در ایران نیز از چنین منزلی عملن به نیروی فشارچنین استراتژی تبدیل می شود. گرایشات بورژوایی لیبرال و سوسیال دموکرات  نیزکه اجحاف به طبقه کارگر را درسیاست های رژیم اسلامی یا بخشی از آن خلاصه می کنند هدفشان حفظ نظام سرمایه داری است . سوسیالیست کارگری که متحد شدن طبقه کارگر، استقلال طبقاتی وبه قدرت رسیدنش را پی می گیرند انعکاس مبارزه طبقاتی علیه سرمایه داری است که نماینده یا حافظ آن یا رژیم سلطنتی است ( مثل دوران حکومت پهلوی ) و یا رژیم اسلامی است ( مثل دوران حاضر ). خصومت و خشونت علیه کارگران و سرکوب آن توسط رژیم اسلامی را می بایست از این زاویه دید و مبارزه کارگران و طبقه کارگر علیه رژیم حاکم را با این چشم انداز می بایست بررسی کرد.عروج یکی از هارترین رژیمهای صحنه سیاسی تاریخ ایران مترادف است با عروج اجتماعی طبقه کارگر در ایران که  با اعتصاب های خود رژیم شاه ودودمان پهلوی را بزیر کشید.

سرمایه داری با سقوط رژیم شاه توسط نیروی اجتماعی کارگران  به  ارتجاع مذهبی و خمینی که توانست  گرایش ارتجاع توده ای در ایران را سازمان دهد نیاز مبرم داشت . با این حال و به بهای اعدام و ترور و کشتار وبگیر و ببند آزادیخواهان ، زنان و اقلیت ها ارتجاع هار اسلامی اکنون چهل سال است در حفظ منافع سرمایه داری دوام آورده است . سرمایه داری  از طریق رژیم ارتجاع مذهبی در ایران بر خشونت متکی است وتنها با انقلاب اجتماعی ضد سرمایه داری طبقه کارگر  می توان جامعه رااز رژیم حاکم و خشونت سرمایه در ایران جاروب کرد.

 

گزارشگران:
فعالین کارگری همیشه خود و خانواده هایشان در خطر دستگیری و زندان و شکنجه، تهدید و آزار بوده اند. دفاع از حقوق هم قطاران تحت ستم در جمهور اسلامی یعنی هزینه سنگین دادن و در این شرایط برخی از آنها همانند شاهرخ زمانی و کورش بخشنده و محمد جراحی به اشکال متفاوت بقتل رسیدند. امروزه نیز رضا شهابی و محمود صالحی در خطر جدی هستند. علت زوم شدن مسئولان جمهوری اسلامی بر آنها چیست؟

 

شروین رها:

این یک سوال کلید ی است ومشخصا به مبارزات اجتماعی در ایران و نیزنقش و سازماندهی طبقه کارگر در آن بر می گردد .

در جامعه با این همه اعتراض و مشخصا بااعتراضات کارگری که با وجود سرکوب و کشتار و بگیر و ببند آنان توسط رژیم همچنان فزونی گرفته است و راههای جدیدی را برای مبارزاتش پیدا می کند، اتهام زدن و دستگیری و پرونده سازی و کشتن فعالین اجتماعی کارگران نشان دهنده  قدرت رژیم اسلامی نیست . نشانه هراس رژیم و سرمایه داری از عروج قدرت اجتماعی طبقه کارگر است . سرمایه داری و رژیم طی چهل سال گذشته تجربه اندوخته اند ودر مقابل می دانند که  چنانچه نیروی بالقوه طبقه کارگر در ایران بالفعل شود کارشان ساخته است . مبارزات کارگری تا زمانی پراکنده است می توان به نوعی بی آزارش کرد ولی مبارزاتی که سازمان یابد و در بعد اجتماعی سراسری شود مهارش آسان نخواهد بود . در دهه شصت  در تجمع عده ای از کارگران سنندج که برای روز کارگر قطعنامه ای قرائت شد جمال چراغ ویسی را اعدام کردند ولی آن دوره گذشت . اینک رژیم با مبارزاتی مواجه است که در خود اعتراضات و جمع ها و تشکل ها و فعالین کارگری دارد وبا کشتار و زندانی کردن و بگیر و ببند عقب نشینی نکرده است. نیاز سرمایه در ایران به کار ارزان و کارگر خاموش است و این تنها با از صحنه خارج کردن مبارزات متشکل و سازمانیافته کارگری میسر است. رژیم اسلامی هم خوب میداند که  در چنین مسیری  جاروب خواهد شد . زوم شدن رژیم با انواع دسته بندی های درونی اش بر فعالین کارگری را عملن در چنین چهارچوبی باید جستجو کرد.

 

گزارشگران:
تاریخچه جنبش کارگری پیوسته با مقوله ای بنام فرقه گرایی روبرو بوده است. از سوی رهبران فکری سوسیالیسم هم مذمت و سرزنش شده و مقابله با آن ضروری ارزیابی شده است. ارجحیت دادن منافع و تمایلات گروهی، سازمانی و حزبی بر منافع کل طبقه کارگر نمودی از این انحراف بوده است.آیا امروزه و در ارتباطات با جنبش کارگری در کشورمان حضور آن را محسوس میدانید؟

 

شروین رها:

سوال شما را می توان بر دو بخش کرد . بخش اول اینکه آیا در جنبش اجتماعی طبقه کارگر که کارگران منافع مشترک دارند و بنا به ضرورت مبارزه طبقاتی بر علیه سرمایه داری  وارد مبارزه  مشترک شده اند فرقه گرایی و سکتاریست جایی دارد به نظرم نه  ولی اینکه کارگران یا فعالین کارگری می توانند به چنین بیماری مبتلا شوند باید گفت  متاسفانه بله. به هر درجه که مبارزات کارگری اجتماعی شود واز درون آن تشکل ها و نماینده هایی  منعکس کننده چنین مبارزاتی  تولید و باز تولید شوند به همان درجه امکان رخنه  فرقه گرایی و سکتاریست و فرد گرایی کمتر خواهد شد . فرقه گرایی خاص طبقات غیر کارگری امثال بورژوازی و خرده بورژوازی است ودر سطحی که جنبش کارگری ایران در حال حاضر در آن قرار دارد این ویروس محو نشده است .

سازمانها و احزاب  چپ در اپوزیسیون  بارها  تلاش کرده اند که  اتحادی قوی شکل دهند و از سکتاریسم دست شویند ولی از آنجا که بر بستر طبیعی مبارزات کارگری قرار ندارند نه تنها به آن دست نیازیده اند همانا خود دچار انشعاب و چند دستگی شده و اعضا از دست داده اند . هستند جریاناتی که  در تلاش برای تاثیر گذاری بر سیر مبارزات کارگری هستند  ولی همچنان آغشته به سنت های غیر سوسیالیستی هستند . به نظر من  جنبش کارگری برای اجتماعی شدن نه تنها به سیاست های سوسیالیستی  نیاز دارد بلکه منطبق با آن می بایست سنت های عملی اش هم سوسیالیستی باشد . طبقه کارگر در ایران فاقد تشکل سیاسی اش است و ایجاد آن دارای ملزومات خاص شرایط ایران و نیز در نظر گرفتن تاریخ طبقه کارگر در سطح جهان است . آنها که از دریچه تنگ احزابشان به جنبش کارگری می نگرند شابلون خود را برمبارزات کارگری گذاشته اند . بر عکس این جنبش کارگری است که  می تواند حزب و یا هر گونه تشکل سیاسی خود را از درون مبارزاتش و بنا به ضرورتش ایجاد کند.

به هر درجه که سوسیالیست ها رفتار و کردار سیاسی اشان بر منافع پایه ای  و اجتماعی طبقه کارگر گره خورد  و بهر درجه که کارگران در مبارزاتشان منسجم تر شوند فرقه گرایی در میان کارگران جایی نخواهد داشت . هنوز در جنبش کارگری  ایران این تحول ایجاد نشده است ولی با پیش گفته های فوق این مهم صورت خواهد گرفت. با شکل گیری رهبری جمعی در تشکل  سیاسی طبقه کارگر می توان امیدوار بود که فردیت و نخبه گرایی و فرقه گرایی که بر سازمانهای چپ غیر کارگری حاکم است از جنبش کارگری رخت برخواهد بست.

گزارشگران:
از همبستگی همه جا سخنی هست. تقریبا تمامی نهادها و فعالین شناخته شده کارگری در داخل و خارج از کشور از آن و اهمیتش میگویند. اما رد پای فرقه گرایی و مقاومت در برابر آن عریان و پنهان دیده میشود.همبستگی اما کمتر ملموس است.هنوز یک نمایش در دفاع از صفوف میلیونی کارگران ایران که انفجار رسانه ای در خارج از کشور در پی داشته باشد،دیده نشده است.علت را در چه می بینید؟

شروین رها:

همچنان که در پاسخ به سوال قبلی اشاره شد و در سوال شما آمده است با وجود صحبت از همبستگی فراگیر توسط نه تنها فعالین کارگری بلکه دراحزاب و سازمانهای چپ اما خلا این امر حیاتی کماکان محسوس است . با هر درجه از رشد مبارزات کارگری در امر همبستگی و ایجاد تشکل و هماهنگی در ایران انعکاس طبیعی آن در خارج از ایران نیز آثار خود را نشان خواهد داد .

برای کارگران سوسیالیست  امر مبارزه و همبستگی و استقلال طبقه کارگر تا به قدرت رسیدنش ، روندی از مبارزه دائمی و سازمانیابی طبقاتی علیه سرمایه داری است .در این مسیر ارتقا سطح مبارزه تا ایجاد جنبشی فراگیر نیاز به اتحاد عمل بر سر مسائل کلیدی دارد که عملن می تواند به اهداف طبقه کارگر یاری رساند . در سوال قبلی اشاره شد که طیف چپ علی العموم برای اتحاد از امال و ارزوهای خود حرکت کرده و می کند تا از نیازهای عینی جنبش کارگری و به همین جهت با هر درجه از حسن نیت نتوانسته این اتحاد را شکل دهد و بر عکس شکننده شده است . ایجاد جنبش فراگیر که بر بستر مبارزات عینی طبقه کارگر در ایران شکل بگیرد و با چنین ارزیابی بتواند اتحاد عمل هایش را سازمان دهد نتایجی دیگر و در جهت اتحاد طبقاتی کارگران خواهد داشت . نلاش برای اتحاد عمل  در داخل ایران و نیز خارج از ایران در مواردی صورت گرفته است ولی در مقابل جان سختی سیاست های غیر کارگری و منجمله فرقه گرایی نتوانست به امری ماندگار تبدیل شود . اما پس از مدتها اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و نیز کارگر سندیکای واحد رضا شهابی  در سطحی وسیعی منعکس شد و حول آن نوشته و نا نوشته اعتراضاتی به اشکال مختلف صورت گرفت که خود آن ذهن  جمع ویسی از فعالین را بخود معطوف کرد.  این حرکت در حد انعکاس طبیعی جنبش کارگری بودو نشان داد  در صورت هر چه اجتماعی شدن جنبش کارگری در ایران پتانسیلی در خارج خواهد داشت . البته علت فراگیر نشدن اعتراضات در خارج از کشور را قبل از اینکه در جان سختی سنت های غیر کارگری احزاب جستجو کنیم می بایست در عدم انسجام جنبش کارگری در ایران دید . بهر درجه ای که گرایش به اتحاد عمل بر مبنای منافع طبقه کارگر رشد کند یقینا خود مرکزبینی و خود محوری های کاذب سنت های غیر کارگری کمرنگ تر خواهد شد.

 

گزارشگران:

پیشنهاد شمابرای گذر از موانع همبستگی صفوف حامیان کارگران کشورمان چیست؟

 

شروین رها:

همبستگی در جنبش ها و اینجا مشخصا در جنبش کارگری بدرجه ای اجتماعی شدن آن است وبا عملیاتی کردن روش های اجتماعی و فراگیر جنبشی می توان آن را فراهم کرد . مبارزه کارگران و نیز جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه در ایران  خواست و مطالباتش وسیع است وبا تشخیص درست و به موقع آنها در فراهم کردن برای اتحاد عمل فراگیر می توان موانع سر راه همبستگی را کنار زد . دستگیری فعالین اجتماعی و زندانیان سیاسی در ایران ، سطح نازل معیشت در ایران ، و در کنار این ها مسائل مختلف اجتماعی که زمینه های همکاری را در جامعه تقویت می کند ( منجمله زلزله اخیر در منطقه غرب ) می تواند در جهت تقویت و رشد همبستگی قرار داشته باشد . مشخصا موانع همبستگی طبقه کارگر در واقع همان موانعی است که سر راه اتحاد و پیشرقت طبقه کارگر قرار دارد . استبداد هار اسلامی در ایران ، ستم مضاعف  و مردسالارانه از نوع  ارتجاعی ترین آن یعنی مذهبی بر زنان ، فقر و معیشت  و مزد بسیار نازل ، تحمیل انواع روش های نئولیبرالیستی بر کارگران و مزدبگیران ، عدم تشکل های کارگران ، زندانی کردن نماینده های کارگران و فعالین کارگری به منظور مرعوب کردن طبقه کارگر و بالاخره ایجادتفرقه آشکار بین کارگران تحت عنوان ایرانی و افغانی و ... مشکلاتی بر سر راه اتحاد طبقه کارگر فراهم کرده است .

اما با این وصف  و با توجه به شرایط عینی ،  بحران سرمایه داری و نیز بحران حکومتی نه تنها  با برجام تخفیف نیافت بلکه در شرایطی بدتر قرار گرفته است . مبارزه کارگران و معلمان و بازنشستگان و غیره هر چه بیشتراز دیوارهای استبداد عبور کرده و به ضرورت متشکل شدن برای تامین مطالباتشان در عمل رسیده اند . تلاش برای  سراسری کردن و عمومی کردن شعارها و اعتراضات ورساندن سطح مبارزه، به حدی که اتکای مبارزه به نیروی جمعی خود برسد، می تواند باپتانسیل عظیم طبقه کارگر در ایران آن را به یک نیروی اجتماعی موثر در جامعه سوق دهد. نیرویی که نوید رفاه و آزادی برای اکثریت مردم در ایران است .

 

 

باسپاس ازشما وامید که کارگران وحامیان راستین کارگران ایران موفق باشند.

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com