14.08.10 18:15 Alter: 9 yrs

پاسخ علنی به یک نامه خصوصی

Kategorie: Meldung Rechts

 

آیا بر این باور نیستید که فشار های اجتماعی اخیر و به طور خاص بعد از شکل گیری جنبش اعتراضی بعد از انتخابات که جنبش سبز نام گرفت ، توانست جهشی ژرف در بخشی از بدنه ی وابسته به نظام را به وجود آورد که شخصی چون " میر حسین موسوی" نخست وزیر مورد تایید همیشگی خمینی را وادار سازد تا با توجه به همه ی ظرفیت های واقعی اش، از آن کشتار حداقل با محذوریت نام برد؟ - من خود بر این باورم که در مورد خون ریخته ی شده ی آن عزیزان هیچ محذوریتی توجیه پذیر نیست، اما این نگاه در توجیه عمل از سوی حاکمان دیروز وجود ندارد،

...................

 

مقاله شما را خواندم و دفاع بی قید و شرط شما از خون ریخته شده ی آنانی که به اعتقاد خود ماندند و ایستاده شهید شدند را می ستایم - من این لفظ شهید را به واقع به باور های مذهبی مرتبط نمی دانم ، شاید فقر زبان فارسی ام در آن حد است که واژه ایی در مورد آن عزیزان و بزرگ واران نمی دانم

اما 

بحثی اساسی و عمومی تر دارم

من در نوشته ها و بحث ها همواره نظری مشابه با شما داشته و دارم که جز با بررسی، ریشه یابی و روشن شدن واقعیت های کشتارهای دهه ی شصت و به طور خاص فاجعه ی ملی شصت و هفت ، هرگز در ایران دموکراسی شکل نخواهد گرفت، چرا که همیشه امکان باز تولید جنایت ، حداقل در ابعادی متفاوت وجود خواهد داشت

اما

آیا بر این باور نیستید که فشار های اجتماعی اخیر و به طور خاص بعد از شکل گیری جنبش اعتراضی بعد از انتخابات که جنبش سبز نام گرفت ، توانست جهشی ژرف در بخشی از بدنه ی وابسته به نظام را به وجود آورد که شخصی چون " میر حسین موسوی" نخست وزیر مورد تایید همیشگی خمینی را وادار سازد تا با توجه به همه ی ظرفیت های واقعی اش، از آن کشتار حداقل با محذوریت نام برد؟ - من خود بر این باورم که در مورد خون ریخته ی شده ی آن عزیزان هیچ محذوریتی توجیه پذیر نیست، اما این نگاه در توجیه عمل از سوی حاکمان دیروز وجود ندارد، همانطور که عطاالله مهاجرانی در یک نامه خود را سرزنش و در جلسه ایی دیگر که ماه گذشته در لندن بود آن راواکنش کشتار سپاهیان در کردستان توجیه کرد - ا

آیا شما بر این باور نیستید که می توان بر همین ظرفیت ها پافشاری کرد و با قدرت دادن به همین ظرفیت های موجود می توان محذوریت ها را به شفافیت بدل کرد؟

درست یا غلط میدانیم که " میر حسین موسوی" وارد بازی سیاسی با کلیت نظامی شده است که خود روزی وابستگی محض به آن داشته است و امروز در سردرگمی آن است که آیا واقعا این جنبش مدافع او است یا واقعیت اجتماعی ِ سرکوب30 سال سرکوب خواسته های به حق مردم؟ او خوب به این نکته اشاره کرده است که خودش در آن انتخابات، انتخاب بین ِ بد و بدتر بوده است، او خود از واکنش های واقعی مردم آگاه است، آیا نمی توان بر همین ظرفیت ها سرمایه گذاشت؟ در زمانه ایی که وقتی " پدر معنوی " جنبش سبز : آیت الله منتظری: در جواب " میر حسین موسوی" از پایان پروسه ی اصلاح نظام سخن می گفت، و امثال " فرخ نگهدار" خود را اصلاح طلب نظام معرفی می کند، آیا نمی توان بر حداقل های مشترک با آن بخش نیمه واقع بین تکیه کرد؟ شما در پایان از زلزله ایی نام می برید که من آرزوی آن را دارم اما دستگاه لرزه نگارم ، چیز دیگری را به من نشان می دهد... ساختار اشتباه اپوزیشن نظام در خارج از کشور، فضایی را فراهم کرده است که مردم حاظر به " موسوی" اند تا آلترناتیو غیر داخلی!! پس آیا نباید ما بر پایه ی رفورم های انقلابی در یک پروسه وارد ایجاد شرایط انقلابی برای به قدرت رستندن طبقه ی زحمت کش، تاکبد کنیم ؟

 

به هر حال جواب شما مرا به سوی روشن تر شدن ابعاد ذهنی ام یاری خواهد رساند 

 

با امید پیروزی و بهروزی

 

نویسنده

..................

 

عزیز سلام و ممنون از نامه ات

ببخش که با تاخیر جواب میدهم

پیش از هر چیز اعتقاد دارم که ما همگی تنها یکبار زندگی میکنیم و بگذار این یکبار برای انسانی ترین ایده ها زندگی و مبارزه  کنیم. این ایده بنظر من مبارزه برای همه چیز  و نه برای بخشی از آنها است.

من  ایدئولوژی چپ رو بطور نسبی کامتلرین و انسانی ترین میدانم. زیرا پدیده ها را از پائین میبیند و نه از بالا, از محرومان آغاز میکند و نه از حکومتیان, از علم و دانش سیاسی و اقتصادی سخن میگوید و نه از خرافات و مذهب

اشکال همینجاست که این معرکه در بالا جریان دارد و اگر پائین فریاد برآید که خمینی و خامنه ای جلاد بودند و هستند, بالا تکان هم نمیخورد و محذورات ( سخنان اخیر موسوی ) دارد. این چه مبارزه ای است که تظاهرات میلیونی را لغو میکند و رهبرش موسوی هنوز معتقدو مفتخر است که در راه امام خمینی جلاد  قدم برمیدارد؟

موسوی در زمان نخست وزیری اش این جنایات سراسری اتفاق افتاده است. ایا میشود باور کرد که هماهنگی با این جنایات نداشته است و جنایتی با این ابعاد را ندیده و مسکوت گذاشته است؟

حالا این فرد رابین هود ایران شده است؟

آیا میتواند جامعه ای آزاد را به  مردم و ما که طعم سرد و گرم رو چشیده ایم و اندک تجربه ای اندوخته ایم,  وعده بدهد؟

اگر از منتظری نام ببرید,  من کاملا تائید میکنم زیرا نقش تلاش ها و مخالفت وی را  با جنایات آندوران تلخ دیده و لمس کرده ام و همه جا هم منعکس شده است.

درباره آلترناتیو حاکمیت من آلترناتیو غیر داخلی ندارم و بنظر من همه چیز در داخل اتفاق خواهد افتاد اما بی ارتباط با خیل میلیونی خارج نشینان و تبعیدیان نخواهد بود.

یک نکته در باورهای من بوده  و  آنهم دفاع از شعارهای مردمی و نهادهای مدنی و خواست های محرومان در پائین است. خود باوری و خود حکومتی انسانهائی که تولید میکنند و از تولیدات خود بی بهره اند. از اینرو در کنار آزادی اما عدالت اجتماعی را هم می بینم

 موسوی و هم ردیفانش حتی برای ازادی بی قید و شرط مبارزه نمیکنند. بارها گفته اند و نوشته اند که چپ ها و تبعیدیان رادیکال از ما ( منظور جنبش سبز )  نیستند. مشکل من با انها اینجاست که من هم چپ هستم و هم رادیکال و اهل ترور و گرفتن اسلحه بدست هم نیستم و مجازات هیچ انسانی را نیستی و فنا نمیدانم.

 بشدت معتقدم که شما عزیز مدافع حقوق بشر هستید و به همین دلیل یادآوری میکنم که در مفاد حقوق بشر هم منعکس شده است که اگر مردم در شرایطی قرار گیرند که سرکوب میشوند حق انهاست که از خود دفاع کنند و آلترناتیو مقاومت و حذف مسلحانه رژیم از سوی مردم را بعنوان زلزله ای بنیان کن  بمثابه حق طبیعی مردمی میدانم که بیش از سه دهه سرکوب خونین جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند.

در مورد سوال آخرین ات معتقدم که در رژیم های استبدادی و بخصوص در کشورمان ایران ساختار سیاسی و اجتماعی بگونه ایست که ایجاد رفورم در این زمینه ها هر چند جزئی با مناسبات ساختاری همخوان نخواهند بود. هم از اینرو جمهوری اسلامی حتی تحمل پذیرش و رسمیت بخشیدن به نهادهای مردمی از جمله سندیکاها و اتحادیه های کارگری دانشجوئی معلمان وزنان را نیز که عرفی بین المللی شناخته میشوند, ندارد و صدها فعال از این طیف ها هم اکنون یا اعدام و یا در زندانها بلاتکلیف و یا با محکومیت های دراز مدت بسر میبرند.

 نتیجه اینکه جنبش سبزی که هرگز تاب تحمل حضور سرخ ها را ندارد, نمیتواند رفورمی به ساختار استبدادی حاکم تحمیل کند و به نظر من جنبشی است عقیم که بر راه ( امام خمینی ) هنوز پای می فشرد و در هر گام خود اگر برداشته شود با جنبش خیابانی و محرومان فاصله میگیرد .

سپاس از نامه پر مهرت

بهروز سورن

14.8.2010

Sooren001@yahoo.de

 

www.gozareshgar.com

 

 

 

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com