14.09.11 00:22 Alter: 8 yrs

گزارش شهاب شکوهی از برگزاری چهارمین گردهمائی زندانیان سیاسی در شهر گوتنبرگ

Kategorie: Nachricht

 

در کنار سخنرانی ها ما افرادی را داشتیم که انصافاً بدون تلاش آنها کار سمینار بخوبی پیش نمیرفت. کسانی که مجری برنامه ها بودند یا در پشت صحنه کارهای تدارکات را انجام می دادند و یا حتی مادری که از صبح زود به آنجا آمده در خدمتی داوطلبانه مشغول فروش بلیط است, حتی از دیدن شعر و فیلم و موسیقی هم محروم است یا کسی و یا کسانی که کارهای تقسیم غذا و یا جمع آوری آشغالها را داوطلبانه انجام می دادند من به همه دوستان و رفقای زحمت کش و عزیز که برای ما چنان امکانی را فراهم کردند دستمریزاد می گویم و با گرمی دست آنان را می فشارم و برای همه آرزوی روزهایی را دارم که آن انرژی بی پایانشان را در راه خدمت و باز سازی کشورمان بکار گیرند.

............

 

 

نگاهی مختصر به مراسم چهارمین گردهمایی سراسری زندانیان سیاسی که در روزهای  9 - 10 و 11 در کشور سوئد برگزار شد.

طبق معمول با دیدن دوستان و رفقای قدیمی بسیار شادمان شدم . لیست برنامه ها نشان از آن داشت که کمبود زمان و فشردگی کارها کمی نگرانی ایجاد کرده اما فضای  سالن ها و آرامش ظاهری برگزارکنندگان این امر را الغا می کرد که جای نگرانی نیست و کارها بخوبی پیش می رود . اگر چه من در شرایطی نبودم که گوشه ای از کار را کمک کنم ولی احساس می کردم که چندان هم نیاز به کمک نیست چرا که داوطلبان و یا خود برگزارکنندگان چنان کارها را به پیش می بردند که انگاری همه کارها روشن و بر روی غلتک است.

من از تدارکات و مجموعه تلاشهای تعدادی انسان شریف که شاید نزدیک به یک سال است از کار و زندگی خود مایه گذاشته اند و داوطلبانه مسئولیتی را انجام می دهند تعریف نمی کنم چرا که با شناخت من از آنها بخوبی می دانم که آنها عمری را در راه آرمانهای با ارزششان بدون تشویق دیگران و حتی با وجود خطرات جدی دوران زندان و یا سنگ اندازیها، کج خلقی ها، نا امیدی ها و ....  در راه خود استوار به پیش رفته اند و می روند, پس آنها احتیاج به تشکر ما ندارند که به کارشان ادامه بدهند اما مایه بی انصافی محض است که آنها را به خاطر رنگ و لعاب سمینار و یا کمبودهای عادی که در هر جمعی بطور طبیعی پیش می آید مورد سرزنش قرار دهیم.

راستش من از وقت و اعصاب خودم مایه گذاشتم تا به گردهمایی بروم که تا حدودی انتظاراتم را برآورده کند که انصافاً در این روزها  به خواسته هایم رسیدم .لازم به یاد آوری است که من قصد ندارم بی خودی از کسی یا چیزی تعریف کنم و شاهد این امرهم سمینار دوم بود و حتماً به یاد دارید که در آن سمینار مشکلاتی بنظر تعدادی از شرکت کنندگان و بخشی از برگزارکنندگان رسیده و باعث نارحتی شده بود ومن بعد ازسمینار در یک گزارش به آن اشاره کردم همان امر هم تا مدتها باعث دلگیر شدن تعدادی از رفقای من شد. پس من قصد تعریف الکی از کسی را ندارم.

جو دمکراتیک و برابری حقوق شرکت کنندگان یکی از نکات قابل تعمل و ارزنده  این سمینار بود اگر چه نواقصی داشت و حتماً برگزارکنندگان به آنها واقف هستند و بعضاً در آخر برنامه به آنها اشاره شد که حتماً برای برنامه بعدی مورد نظر قرار خواهد گرفت. اما مهم ترین و با ارزش ترین قسمت کارهایی که به نظر من توسط سخنرانان انجام گرفت.

 1- سخنرانی خانم الهه امانی  که بنظر بر اساس تجربه ای علمی و واقعی بنا شده بود ارائه شد و برای من این پیام را داشت که بدون کار حقوقی کامل ما نمی توانیم بخوبی ازعهده دفاع ازعزیزانمان برآییم و طبیعتاً باید در آن جهت مایه بگذاریم و اتفاقاً برای من این راهنمایی را داشت که در آن زمینه ها مطالعه کنم.

2- بحث بسیار با ارزش و قابل تامل شادی هایی که حقیقتاً مرا هم از تلاش انسانی و با ارزششان شاد کردند ارائه شد. آنها صادقانه به مواردی اشاره کردند که از منظرمن فاصله جدی با شعار دهی قرار داشت وبهمراه آن واقع بینی کاملاً روشنی مشهود بود. من از اینکه حرفهایی را می شنیدم که کاملاً زمینی هستند و می شود به آنها اتکا کرد چنان امیدوار شدم که بدون شک در هر قسمتی از کار اگر بتوانم  به آنها کمک کنم تردید نخواهم کرد.

3- متاسفانه من مستقیماً نتوانستم سخنرانی سوم (نورایمان قهاری) را گوش کنم و فقط از گفته دوستان متوجه محتوای آن شدم بنظر یکی از کارهای لازم وخوب ارائه شده بود, اگر چه مشتاقانه منتظر انتشارش هستم ولی می توانم امیدوار باشم که در قسمتی دیگر از کارها یک بحث علمی روانشناختی ارائه شده که قدر مسلم می تواند ما را به اهدافمان نزدیک تر کند.

دوستان و رفقای شرکت کننده : اگر اشاره ای به کارهای زیبا و با ارزشتان ندارم به این معنی نیست  که آن کارهای فوق العاده ، از دید من پنهان بود . بارها با صحبت سخنرانان اشکم سرازیر شد، با شنیدن حرف های سخنرانان قلبم درهم فشرد و بارها از کار ارائه شده توسط بعضی دوستان با تمام وجود لذت بردم. آن سه روز برای من ارزش سه سال را داشت پس کار کمی نبود . در کنار سخنرانی ها ما افرادی را داشتیم که انصافاً بدون تلاش آنها کار سمینار بخوبی پیش نمیرفت. کسانی که مجری برنامه ها بودند یا در پشت صحنه کارهای تدارکات را انجام می دادند و یا حتی مادری که از صبح زود به آنجا آمده در خدمتی داوطلبانه مشغول فروش بلیط است حتی از دیدن شعر و فیلم و موسیقی هم محروم است یا کسی و یا کسانی که کار های تقسیم غذا و یا جمع آوری آشغالها را داوطلبانه انجام می دادند من به همه دوستان و رفقای زحمت کش و عزیز که برای ما چنان امکانی را فراهم کردند دستمریزاد می گویم و با گرمی دست آنان را می فشارم و برای همه آرزوی روزهایی را دارم که آن انرژی بی پایانشان را در راه خدمت و بازسازی کشورمان بکار گیرند .  


‏دوشنبه‏، 2011‏/09‏/ 12

 شهاب شکوهی




Gozareshgar
info@gozareshgar.com