09.10.11 21:59 Alter: 8 yrs

قاسم خاکسار:"پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی 2"

Kategorie: Meldungen Links

 


در پاسخ به  دموکراسی عام یا دموکراسی شورایی

توضیح

مقاله پیش روی تان ادامه بحثی است "پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" که از 20110721 در "شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ــ استکهلم" آغاز گردیده. تا حال دو مقاله از طرف رفیق سعید سهرابی و یک مقاله از طرف من درباره موضوع مورد بحث به نگارش در آمده است و در همین راستا در  تاریخ 20110930 نشست عمومی پالتاک برگزار شد. همه این  موارد بالا در سایت شورای موجود است.

 

برچیدن زندانها شعار است یا برنامه

قبل از ورد ام به بحث اصلی یعنی پرداختن به پاسخ رفیق سعید به نقد من در باره مقاله اش "پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" باید در ملاحظه به تیتر بحث "پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" بپردازم. دقیقا به همان دلیلی که سعی کردم در مقاله اول ام بر آن تاکید داشته باشم و از رفیق سعید سئوال کردم: تا آن زمانی که دولتی کارگری و شورایی بوجود آید، چپ ایران برای تحقق این مطالبات در میان کارگران و زحمتکشان چه باید بکند و چه طرح و برنامه ای برای حصول اهداف خود دارد.(یعنی آزادی زندانیان سیاسی)

ولی در مقاله دوم رفیق سعید هم پاسخی در یافت نکردم.

حال ملاحظه من به تیتر بحث. منوط کردن آزادی زندانی سیاسی به برچیدن زندانهای سیاسی، بحثی است کاملا انحرافی که منطبق است با نگرش رفیق سعید که مبارزه برای آزادی زندانیان را منوط می کنند به برقراری "دولتی کارگری و شورایی"

 به همین من در مقاله اول ام هرگز وارد بحث برچیدن زندانها سیاسی نشدم. چرا که "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" جزء مطالبات اصلی جنبش مبارزاتی مردم ایران بوده است. من در مقاله اول ام توضیح دادم که "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" شعار اصلی بسیج توده ها در زمان رژیم شاه بوده و در ادامه به سرنگونی این رژیم منجر شد. ولی "برچیدن زندانهای سیاسی" یک امر برنامه ای است که دولت ای با ویژه گی خاصی می تواند آن را بعد از کسب قدرت سیاسی محقّق کند. حال مطالبات مردمی، کارگران و زحمتکشان(آزادی زندانیان سیاسی) در زمانهای متفاوت با رشد مبارزه طبقاتی و موازنه قدرت به درجاتی میتواند تحقق یابد. چون زمان آستانه سرنگونی رژیم شاه. ولی هرگز زندانهای سیاسی تا زمانی که طبقات وجود دارند برچیده نخواهد شد. شعار برچیدن زندانهای سیاسی در حال حاضرهمان قدر می تواند غیرواقعی باشد که امروز شعار از بین رفتن طبقات را سر دهیم. در صورتی که در هر دو مورد یاد شده هدف سوسیالیستی ماست. بنابر این، طرح "شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" به ظاهر رادیکال ولی جز پاسیفیسم دستاوردی برای رشد مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران ندارد.

 

فضای سالم نقد

آغاز بحث خود را با پایان سخنان رفیق سعید در دومین مقاله او " دموکراسی عام یا دموکراسی شورایی" شروع می کنم. رفیق سعید، "شورا" آینده است که گذشته را به نوع دیگر با خود حمل میکند. من هم از شما سپاس گذارم که فضای بحث را با همه ی اختلاف نظرها، رفیقانه و صمیمانه  به پیش برده ای و در این باره یکی دیگر از برجسته ترین نقاط قوت "شورا"، در میان جنبش چپ ایران نمایان می شود. عمل مشترک در عرصه مبارزه و در امتداد، برخورد نظری برای ارتقا و پاسخگوئی به ضرورتها.

 

من در همه جا از مطالبات دمکراتیک جنبش چپ و توده های زحمتکش سخن گفتم و این حداقلهای جنبش سوسیالیستی است در زیر از مقاله اول ام میخوانید:  

"بدین معنی که نه تنها خواهان تحقق دمکراسی هستیم، که "آزادی زندانیان سیاسی" یکی از این مطالبات است. بلکه فراتر از دمکراسی بورژوازی، معتقد به دمکراسی پرولتری، یعنی دمکراسی در همه عرصه های زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و ... می باشیم."(15)

حالا از دومین مقاله رفیق سعید:

"آزادیهای پایه مدام قربانی قدرت سیاسی شده اند و حتی کسانی تحت عنوان مقابله با دموکراسی بورژوایی آزادیهای پایه را مورد تعرض قرار داده اند. درحالیکه میتوان بر علیه دموکراسی یا دولت بورژوایی وبرای دموکراسی کارگری جنگید وآزادیهای پایه را تعمیق وگسترش داد." (7)

 رفیق سعید می نویسد چه کسی "تعلیمات هپروتی"(7) می دهد و "میخواهد مدل سوئد را در ایران پیاده کند"(7). کدام یک از نوشته های بالا؟

نه در نوشته های من نه در بحثی که در پالتاک صورت گرفت احدی خواهان دمکراسی بورژوازی نبود.

 

1 ــ نه رفیق سعید شما " از منافع واقعی طبقات و موقعیت کنونی آنها  سخن"(7) ی نمی گوئید. شما از چگونگی آرزوهای آنها در آینده ای می گوئید که مستقل از حال شان در "حکومت شورائی" در انتظارشان است. اگر کارگران یکی از مطالبات شان ایجاد تشکل مستقل کارگری است. آیا از نظر شما، آنها توهم " سوسیال دمکرات بورژوازی"(7) در شان ایجاد شد که در پنجاه سال گذشته موفق به ایجاد آن نشدند، که در این شرایط استبدادی در ایران خواهان چنین مطالباتی هستند؟

سئوال ــ چرا همان متدوئولژی را دراین باره، مطالبه کرگران(آزادی تشکل) تجویز نمی کنید؟  و بگوئید:اگر شما خواهان تشکل مستقل هستید باید "حکومت شورائی" بر پا کنید. آنها در جا از شما خواهند پرسید: چگونه!!!!

رفیق سعید، کارگران " با واقعیت عریان سرمایه داری دوران معاصر و در ایران روبرو"(7) هستند شما چرا به آنها "تعلیمات هپروتی"  می دهید: که هم اکنون باید تشکل مستقل کارگری ایجاد کنند. مگر شما به " مدل سوئد را در ایران" معتقد هستید؟

 

آیا این یک بام و دو هوا گوئی نیست؟

 

2 ــ من به نقد چپ در کلیت آن پرداختم و از کلمه "غالب چپ" برای پرهیز از مطلق گرانی استفاده کردم نه نقد تک تک گروه های چپ . حال اگر شما دوست دارید " گروه وحدت کمونیستی" را نقد کنید بفرمائید. من مبنا را بر این گذاشتم، این نقد عام من به چپ ایران برای رفیق سعید قابل پذیرش است. آنجائی که از فدائیان نام بردم به عنوان مثال در بستن نشریات به آن اشاره کردم نه نقد فدائیان که خود داستان دیگریست.

عجب!!! " مائوئیست ،استالینیست و... را به گردن آنها می آویزد"(16). این هم مدرک که خواسته بوده اید "فاکتهای عینی"(16) ارائه میدهم نه " حدس و گمان"(16):

 

استالینیسم و مسئله بورکراسی در جامعه شوروی

سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

http://www.vahdatcommunisti.com/tejanos/7-2stalinism.pdf

جواب به خطوطی در طرح مسئله استالین

سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

http://www.vahdatcommunisti.com/tejanos/9-2-javab-be.pdf

فایلهای صوتی مذاکرات سازمان چریکهای فدائی خلق و مجاهدین م ل

http://www.vahdatcommunisti.com/mojahed-fadai-9b.mp3%20(audio%20mpeg%20Object).mp3

پیکار شماره 46 اسفند 58 در باره استالین

http://www.ketabfarsi.org/ketabkhaneh/nashriat/nash0025/0046.pdf

 

  رفیق سعید اگرشما هم مدرکی به من ارائه دهید که این دو سازمان بزرگ چپ، پیکار و فدائیان مواضع شان را در مورد بحث بالا نقد کرده اند، سپاس گذار خواهم شد.

بله رفیق سعید، آنها تغییر کردند. دیگر نمی توانند از استالین به عنوان "رهبر کبیر پرولتاریا جهان" نام ببرند ولی درکجا آن بد آموزی اجتماعی که چپ ایران "آمورگارش" مستبدی چون استالین است و تاثیرات مخربش در سالیان دراز که چپ را به چنین روزی دچار کرده اند را نقد کردند.

 

رفیق سعید چگونه از یک مارکسیست رادیکال که میتواند آینده را پیش بینی کند که حکومت شورائی بر قرار می شود و زندانها سیاسی را برمی چیند، مبدل به یک فرد بی اطلاع که نمی داند "این نقد ها درست یا غلط"(16) است. واز من می خواهد چپ ایران را در برخورد به مقوله دمکراسی نقد کنم بدون اینکه گذشته این پدیده را بررسی کنم. فقط برای نپذیرفتن واقعیت عریان که من از آن چند نمونه برایت ارانه دادم . این نمونه ها خیلی بیش از این است.

 چه دیالکتیکی به من می آموزی!!!!!

رفیق سعید شما حامل اندیشه ای هستید که به گذشته شما ربط دارد: تحلیل غیر دیالیکتیک از واقعیت. درک مکانیکی از واقعیت چون درک استالین که تا دیروز برای شما " آموزگار کبیر پرولتاریا" بود. که من در مقاله اول ام همه جانبه به آن پرداختم و دوباره تکرارش نمی کنم. از من می پرسی "برای گفتن این واقعیت مسلم چه ضرورتی فوری برای نقد فدایی واستالیبیسم و... وجود دارد ." (16) به این خاطر که شما از ماتریالسم دیالتیک به عنوان متد بررسی "شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" سود نجستید و چون استالین اعتقاد داری مبارزه برای حقوق دمکراتیک جدا از مبارزه برای سوسیالیسم است. حال و آیند ای که شما ترسیم می کنید هیچ رابطه باهم ندارد. اما ماتریالسم دیالکتیک می گوید: "برای رسیدن به آزادی باید آزادی داشت ". در نتیجه به پاسیویسم دامن می زنید و هر قشر و طبقه غیر از چپ ،طبقه کارگر و زحمتکشان ایران به دروغ پرچم دار تحقّق حقوق دمکراتیک مردم می شوند.

 

3 ـ آری رفیق سعید وقتی وعده مدینه فاضله می دهی و نمی خواهی به پراتیک امروزه مباززه پاسخی بدهی "نقد را از نق زنی"(16) میخوانید: تا آن زمانی که دولتی کارگری و شورایی بوجود آید، چپ ایران برای تحقق این مطالبات چه باید بکند و چه طرح و برنامه ای برای حصول اهداف خود دارد.(آزادی زندانیان سیاسی)

 

4 ــ  رفیق سعید، این قسمت از نوشته ات از یک پلیمیک رفیقانه خارج شده. شما نظر من را دراین باره می دانید. برای من که نوشتم "چپ می دانم که تاریخا توان تحقق این مطالبات را دارد"(12) منظورم از تاریخا یعنی منافع تاریخی او چیزی جز بقدرت رسیدن طبقه کارگر نیست. نمونه زیر از مقاله من در " نقد و بررسی فعالیت یک سال گذشته شورا ":

 "  1 ــ آلترناتیو جامعه سرمایه داری سوسیالیسم است . طبقه ای که تاریخا توانائی تحقق این انقلاب و برقراری مناسبات سوسیالیستی را دارد طبقه کارگر به مثابه یک طبقه اجتماعی است. وظیفه عناصر و یا سازمانها و احزاب کمونیستی و سوسیالیستی تدارک چنین انقلابی است که توسط کارگران و به رهبری او صورت می گیرد. ما چه بعنوان عناصر و چه بعنوان سازمان و حزب می توانیم در این تدارک سهیم باشیم. تا به امروز هیچ یک از جریانات سیاسی، یا حزب و سازمان به تنهائی توانائی انجام چنین کاری را نداشته اند، با اینکه چه در گذشته و چه حال برای انجام چنین کاری مدعی زیاد بوده و است. چنین تدارکی در وضعیت کنونی طبقه کارگر ایران، کمک به تشکل یابی آن حول محور خواستهای سوسیالیستی و در ادامه کسب قدرت سیاسی به رهبری و توسط خود طبقه کارگر نه حزب و سازمان سیاسی حامی آن. در شورا همگان چنین نمی اندیشند." (13)

این هم ازمقاله اول ام به نقد نوشته شما: "من هم چون رفیق سعید اعتقاد دارم برای تحقق مطالبات دمکراتیک در ایران به یک انقلاب اجتماعی به رهبری کارگران و تهیدستان نیازمندیم ." (15)

شما از نوشته های بالا چنین نتیجه میگیرید: "اما قاسم که خود را منقد سرسخت استالینیسم معرفی میکند . حالا رسالت را به چپ ها میدهد و آنهم تاریخا. مسئله دولت کارگری ورسالت تاریخی کارگر نیست ." (16)

رفیق شما کم آوردید.

 

رفیق سعید شما بعد از آسمان و ریسمان کردن بسیار همان حرفی را می زنی که من می گویم:

قاسم: "بدین معنی که نه تنها خواهان تحقق دمکراسی هستیم، که "آزادی زندانیان سیاسی" یکی از این مطالبات است. بلکه فراتر از دمکراسی بورژوازی، معتقد به دمکراسی پرولتری، یعنی دمکراسی در همه عرصه های زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و ... می باشیم."(15)

 

سعید: "آزادیهای پایه مدام قربانی قدرت سیاسی شده اند و حتی کسانی تحت عنوان مقابله با دموکراسی بورژوایی آزادیهای پایه را مورد تعرض قرار داده اند. درحالیکه میتوان بر علیه دموکراسی یا دولت بورژوایی وبرای دموکراسی کارگری جنگید وآزادیهای پایه را تعمیق وگسترش داد." (16)

 

مشکل شما این است که فکر می کنید اگر از دمکراسی دفاع کنید شما را راست می خوانند و برای پاک کردن چنین اتهام این همه آسمان و ریسمان کردید که به شما نگویند طرفدار دمکراسی هستی که بوش می خواهد در عراق پیاده کند.

رفیق عزیز چرا در باره سوسیالیست این گونه فکر نمی کنید. شما هم خواهان برقراری سوسیالیسم هستی که حزب توده و اکثریت است.

 

"من هم چون رفیق سعید اعتقاد دارم برای تحقق مطالبات دمکراتیک در ایران به یک انقلاب اجتماعی به رهبری کارگران و تهیدستان نیازمندیم . ولی اختلاف از آنجا آغاز می شود که، تا فرا رسیدن آن روز چه پراتیک اجتماعی ای  را باید برگزید. این اساس اختلاف نظری من و رفیق سعید است. این تفاوت نگریستن از دو منظر گوناگون به پراتیک اجتماعی مبارزه برای تحقق مطالبات دمکراتیک (که آزادی زندانیان سیاسی یکی از موارد آن) در جامعه ایران می باشد." (17)

 

قاسم خاکسار

20111008

 

http://www.shora.se/panajo.doc

shoraye1@gmail.com

 

7 ــ دموکراسی عام یا دموکراسی شورایی(سعید سهرابی)

13 ــ نقد و بررسی فعالیت یک سال گذشته شورا ( قاسم خاکسار)

15ــ پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی(قاسم خاکسار)

16 ــ دموکراسی عام یا دموکراسی شورایی(سعید سهرابی)

17ــ پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی(قاسم خاکسار)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


قاسم خاکسار |

در زیر من لینک مقاله
"نقد و بررسی فعالیت یک سال گذشته شورا"
را که در زیر نویس شماره 13 نیز به آن اشاره شد ه قرار می دهم.
13 ــ نقد و بررسی فعالیت یک سال گذشته شورا ( قاسم خاکسار)
http://www.shora.se/aezyabi.doc
سپاس از شما که برای دامن زدن هر چه گسترده تر مبارزه ایدوئولژی سالم این مطلب را در سایت گزارشگران درج نموده اید.



Gozareshgar
info@gozareshgar.com