17.09.12 18:21 Alter: 7 yrs

آزاده صمیمی: کشتار 67 و نبردی که ادامه دارد*

Kategorie: Meldung Rechts

 

 

 در سرنگونی رژیم شاه ،حضور زنان در تظاهرات ها و مبارزات بسیار برجسته و سازماندهی شده بود. رژیم تازه به قدرت رسید ه جمهوری اسلامی که به خوبی قدرت و پتانسیل آنها را درک کرده بود از همان آغاز با فرمان "حجاب اجباری" به این نیمه فعال جامعه هجوم برد که منجر به تظاهرات اعتراضی 5 روزه زنان در 8 مارس سال 57 شد. اما نه رژیم از پروژه هایش برای عقب راندن زنان  دست کشید و نه زنان از مبارزه.

از آغاز سال 60 ، سرکوب همه جانبه ای از سوی رژیم  بر علیه نیروهای مختلف چپ ، کمونیست و مجاهدین صورت گرفت. زندان، شکنجه های قرون وسطایی، اعدام به شکل های مختلف، تجاوز، پدیده تواب سازی و اوج همه این فجایع یعنی کشتار دسته جمعی زندانیان در سال 67،  دهه خونین 60 را در تاریخ مبارزات ایران رقم زد.

زندانیان سیاسی زن قسمت مهم و برجسته ای از دهه 60 را به خود اختصاص می دهند. هزاران زن مبارز و معترض به وضعیت موجود دستگیر شده بودند. چنین پدیده ای در ایران یک تفاوت مهم با بقیه کشورها داشت و هنوز هم مانند آن در هیچ جا به وجود نیامده است و آن  توده ای شدن این مسئله بود. مبارزات همه جانبه زنان دستگیری، سرکوب، شکنجه و اعدام گسترده آنان را در پی داشت، زنانی در سنین مختلف، شرایط اجتماعی متفاوت و از طبقات مختلف. آنها در واقع نمایندگان قشرهای گوناگون زنان جامعه بودند. به همین دلیل این موضوع به یک پدیده توده ای و عمومی در سطح جامعه تبدیل شد. برخورد رژیم با زنان در زندان فجایعی را رقم زد که هرگز در تاریخ کمرنگ نخواهد شد. از تحقیر و توهین های کلامی، شلاق زدن با کابل و بر عکس آویزان کردن گرفته تا تجاوزهای جنسی  و پدیده های قبر و تابوت و خانه های مسکونی. کم نبودند کسانی که زیر این شکنجه ها جان باختند و یا به جنون و دیوانگی رسیدند.

اما در کنار تمام غم و اندوه و خشمی که با شنیدن و خواندن این وقایع به هر کسی دست میدهد نکته بسیار مهمی نهفته است که باید به آن توجه کرد و آن اینکه این برخورد رژیم با زنان در زندان بازتاب جامعه ودنیایی بود که در  بیرون زندان برای زنان در نظر گرفته بودند. آنها خواهان پیاده کردن اسلام و قوانین مرتجع و ضد زن اسلامی در تمام تار و پود زندگی زنان و همه مردم بودند و در زندان با شکنجه و باز جو و زندانبان و انفرادی سعی در بوجود آوردن این فضا را داشتند. مهمتر از فعالیت سیاسی این زنان برای رژیم، این بود که چرا "زن" باید فعال سیاسی باشد. چرا که زن باید در خانه همسر و مادر خوبی باشد. زن خوب از نظر آنها یعنی زنی مطیع و فرو دست. این ایدئولوژی واقعی رژیم جمهوری اسلامی درباره زنان بود . ما اکنون به عنوان نسل بعدی آن زنان، این عقب ماندگی را با گوشت و پوست خود و در تمامی زوایای زندگی شخصی و اجتماعی مان می بینیم و مبارزه و مقاومت آن هزاران زندانی برایمان معنا پیدا می کند.

بله در کنار همه این جنایت ها و شکنجه ها و وحشی گری های رژیم، مقاومت های بی نظیر و فراموش نا شدنی این زنان قرار دارد که آنچنان هراسی را به دل حکومتیان انداخت که تا به امروز از هیچ تلاشی برای سرکوب و به عقب راندن زنان در جامعه دریغ نکرده اند. اما سوال این است که وظیفه ما امروز در مقابل این کشتار، آن زنان و اهدافی که داشتند چیست؟ آیا آنها متعلق به زمان خودشان بودند و برای  ما تنها قسمتی از تا ریخند برای خواندن سرگذشتشان و از کنار آن رد شدن؟ آیا به آنها و تاریخشان باید فردی نگاه کرد؟  اگر نمی خواهیم به زندگی امروزمان که پر از حقارت و سرکوب و عقب ماندگی است تن بدهیم، اگر به افق های بلند برای رهایی نگاه می کنیم و اگر  نسل ما  خواهان عوض کردن وضع موجود و تغییر آن است باید تاریخ نسل قبل و خصوصا موضوع زندان ، مبارزات و خاطرات آنها را بدانیم و آرمانها و اهداف آنها را بشناسیم، چرا  که اینگونه با ابعاد مختلف مبارزه مانند پستی و بلندی ها، شناخت دشمن و جدی گرفتن آن و مقاومت و پایداری آشنا خواهیم شد و این تجارب و آگاهی برای نسلی که خواهان انقلاب است لازم و ضروری است. نکته ای که اهمیت دارد ما در مورد آن آگاه باشیم این است که جمهوری اسلامی با سرکوب شدید زنان آگاه، پیشرو و انقلابی در دهه 60 در واقع  می خواست سرنوشت چند نسل را تعیین کند و به زنجیر بکشد. با از بین بردن آنها،  دفن آرمانهایشان و ارعاب مردم و نسل جوان. حال اگر ما امروز نمی خواهیم به چنین وضعیتی که برایمان به وجود آورده اند تن بدهیم و یقین داریم که آرمانهای رهایی بخش یک نسل مدفون نخواهد شد و به تغییر و رهایی باور داریم، باید آگاه شویم و به پا خیزیم و با تکیه بر نیروی خودمان متشکل شویم.  

امروز بار دیگر صحنه سیاسی منطقه خاورمیانه و به طبع آن ایران دچار آشوب و هیاهو است. این شرایط هم خوب است و هم می تواند بد شود. خوب از این نظر که کل نظام ستم گرانه جهان دچار بحران عمیقی گشته اند و از طرف دیگر مرتجعینی مانند رژیم زن ستیز ایران مشروعیت خود را از دست داده اند، ولی این به معنای پایان کار این نیروها نیست، تجارب تلخ اخیر در کشورهای آفریقای شمالی و مصر و لیبی ...که به "بهار عربی" معروف شد  نشان داد که اگر نیروهای آگاه و انقلابی و مردمی دخالت گری نکنند مبارزات مردم می تواند ذخیره نیروهای بین المللی و بومی مرتجع این بار،با  شکل و شمایلی دیگر شود. همانطور که در مصرو لیبی و تونس دیدیم . اگر نیروهای آگاه نتوانند قطبی انقلابی در جامعه ایجاد کنند و سازماندهی یک انقلاب آگاهانه را سامان ندهند باردیگر سرنوشت چند نسل از جامعه تیره و تار خواهد شد. بدون شک شر کت و دخالت گری زنان معیار مهمی برای تشخیص دوست و دشمن است. همان طور که در پیام زنان ایران به زنان لیبی تاکید کردیم:

" جامعه ای که ما می خواهیم دور از دسترس نیست. جامعه ای که در آن انسانها و زنان بعنوان نیمی از دنیاآزاد باشند.  در آن خرافه و زور و قوانین مذهبی حاکم نباشد. هیچ کس مالک و صاحب کس دیگری نباشد. هیچ جنسیت و نژاد و طبقه ای بر دیگری برتری نداشته باشد. این افق و جامعه نوین اکنون در مشت های شماست و اگر آن را محکم در دستتان نگه ندارید ربوده خواهد شد. از تجارب کشور های دیگر و بالاخص ایران استفاده کنید. نگذارید که بنیادگرایان مرتجع سرنوشتتان را به دست گیرند.

 همه ما زنان در نقاط مختلف دنیا از یک ستم مشترک رنج می بریم و باید بدانیم که در کنار هم هستیم و می توانیم به قطب قدرتمندی علیه تمام دولتهای مرد سالار و مرتجع دنیا تبدیل شویم. این مستلزم آگاهی و بیدار شدن است. رهبری و آلترناتیو مهمترین فاکتور هر مبارزه است. بدون آن و خودبخودی مبارزه کردن راه را برای فرصت طلبان که به مراتب بد تر از دیکتاتورهای پیشین هستند باز می کند و شما را به راحتی در دام آنها گرفتار می کند."

*-عنوان "نبرد ادامه دارد" نام یکی از نقاشیهای سودابه اردوان است.او از زندانیان دهه 60 می باشد. عکس این مقاله و طرح روی جلد نشریه از نقاشی های اوست.






Gozareshgar
info@gozareshgar.com