01.06.14 01:09 Alter: 5 yrs

بهروز سورن: کشاکش خرس ها!

Kategorie: Nachricht

 

پس از روی کار آمدن روحانی و تلاشهایش برای بازکردن باب گفتگو با غرب و بجهت حل نسبی بحران اتمی و رفع تحریم ها مکررا دیده و شنیده ایم که اختلافاتی میان جناح خامنه ای و اصلاح طلبان نوین! بالا گرفته است و مثل همیشه تمایلات و نیات زمینی خود را در لفافه دین و مذهب و بهشت و جهنم, پیچیده و به خورد خلق اله! میدهند. راه رفتن به بهشت می آموزند و بیکدیگر طعنه می زنند که از دین و بهشت رفتن هیچ نمیدانند. در این میان رسانه های وابسته همانند بی بی سی و گویا و صدای آمریکا و یک دوجین از این خبر پراکن ها نیز بیکار ننشسته اند و بازار گرمی می کنند و اختلافات میان دو جناح را کارساز و راه یابنده و سرنوشت ساز تصویر می کنند.

حال آنکه چنانچه به تاریخچه سی و چند ساله این نظام نظری بیافکنیم منافع مالی و تمایلات هر جناح در ارتباطات بین المللی و چگونگی بهره بری از منابع مالی موجود ( بخوانید بهشت روی زمین و سفره باز دسترنج مردم کشورمان و منابع معدنی و طبیعی آن ) موضوع اصلی دعوای دو جناح بوده است. این روند نه تازگی دارد و نه با بازارگرمی رسانه های اصلاح طلبان تازگی می یابد. دعوای جناح ها حتی متاثر از موقعیت های بین المللی نیز می باشد.

 اینکه دمکراتها در آمریکا قدرت را در دست دارند یا جمهوری خواهان و اینکه اروپای متحد در کدام شرایط سیاسی قرار دارد.

اینکه دست دراز جمهوری اسلامی در کشورهای همسایه نظیر افغانستان و عراق, کمی دورتر در سوریه و... تا چه حد موازنه قدرت را بهم میزند نیز بی تاثیر در مناسبات دو جناح نیست.

مشخصه هر دو جناح تا کنون و در کشورمان غارت و چپاول و فریب تودها بوده است. صف آرائی جدید دو جناح که با روی کار آمدن روحانی حتی کمرنگتر از دوره خاتمی است برای برخی روشنفکران و تحلیلگران سیاسی چپ ما نیز معمای بزرگی شده است و گویا آنها با پدیده ای جدید روبرو شده اند و مردم کشورمان از ظهور! این پدیده بخوانیم روحانی میبایستی نهایت بهره را ببرند.

حال آنکه دقیقا در همین دوران موج اعدام و سرکوب ها در زندان و کوجه و خیابان کمتر از دوران احمدی نژاد نیست و دولت آقای روحانی نسبت به این خشونت ها بی اعتنا مانده است. همین چند روز پیش بود که برای هفت فعال رسانه ای آزاد بیش از یک قرن زندان بریدند. و هم امروز است که نجوای اعدام قریب الوقوع  تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی گوش فلک را پر کرده است. موقعیت اقتصادی و سرکوبهای اجتماعی روندی تشدید کننده دارد و هنرمندان کشورمان در منگنه سانسور و سرکوب همچنان از عرضه آثار خود بازمانده اند, جناح روحانی و دولتش ساکت ترین ها هستند

همه چهره های سرشناس این دعوای خانگی جمهوری اسلامی از شاگردان خلف رهبرشان خمینی جلاد بوده و هستند و نقد علنی این رهبر خونخوار از هیچ کجای جناحین بیرون نمی خزد.گویا تاریخچه سرکوب خونین دهه شصت در معادلات آنها هیچ نقشی بازی نمی کند.

سوال این است که وعده های داده شده توسط روحانی آیا بدون بازنگری و نقد گذشته شان امکان پذیر خواهد بود؟ حرف آخر ایشان این است که مردم را نمیتوان با زور و شلاق به بهشت برد. تعریف دیگر این گفته این است که مردم را باید به بهشت برد اما از پنبه استفاده کنیم. با پنبه سرشان را ببریم که خشن نباشد. اموال شان و دسترنج شان را با زبان خوش بجیب بزنیم تا از دین و حکومت مان نیز دفاع کنند و خطر انفجار اجتماعی را برای تحولات بنیادین به حداقل برسانیم.

Sooren001@yahoo.de

1.6.2014

www.gozareshgar.com

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com