03.10.18 00:57 Alter: 18 days

ک الوند: چپ با ساختار فرقه ایی توان پیشبرد آلترناتیو سوسیالیستی را دارد

Kategorie: Nachricht

 

 

در حوزه سیاست کمتر اتفاق می افتد که چند جریان سیاسی در برنامه حداقل و برنامه حداکثر( تاکتیک و استراتژیک) که مطلوب همه باشد در طرح افق های بلند مدت با هم توافق داشته باشند هم زمان به اشکال فرقه ایی  زیست سیاسی خود ادامه دهند.

باید  تصریح کنم کهقصد من نادیده انگاشتن پلاتفرم شما و مطالبات مدرج  در ان نیست بلکه  تاکید و بررسی میزان قدرت و ظرفیت اجرایی شما با توجه به وضعیت تاثیرگذاری چپ در تحولات سیاسی  و نقش چپ  در برهم زدن تعادل قدرت است .

چه میزان تحقیق از مبارزات جنبش های اجتماعی در ایران از طرف نویسندگان این پلاتفرم صورت گرفته تابه این نتیجه گیری سیاسی رسیده اندکهآلترناتیوبعد از سرنگونی جمهوری اسلامی درفرایند انقلاب اجتماعی را سوسیالیستی ارزیابی کنند.

سوسیالیست یک فراماسیون و یک فرایند تکامل  دیالکتیک تاریخا اجتماعی است یا صرفا یک تغییر ساختار سیاسی از یک حاکمیت سیاسی به یک دولت سیاسی دیگر.

سوسیالیست اورندی است یا ساختنی ،اگر سوسیالیست اوردنی است، چپ ایران از شکست های کشورهای  به اصطلاح  سوسیالیستی اورندی به مثابه ،سوسیالیست اردو گاهی، درس عبرت نگرفته ، بر پایه  این درک غیر علمی که  با استفاده از حزب  قدرت سیاسیرا به نام کارگران تصاحب میکنیم بعدا سوسیالیست میآوریم

نا دیده انگاشتن حقایق عینی تحولات سیاسی و صف بندی نیروهای دخیل درتحولات اجتماعیشما را به پرتگاه ذهنی گرا ئی سیاسی سوق نمی دهد

بر پایه کدام قانونمندی مبارزه اجتماعی بدون بررسی و تحقیق در رابطه با مرحله انقلاب و شرایط صف بندی نیروهای اجتماعی در روند انقلاب ،و نقش  نیروها در راهبردی  رهبری انقلاب از قبل بدون هیچ استدلال منطقی از پیش تدوین شده اعلام میکنید که تنها آلترناتیو در شرایط مبارزه طبقاتی و اجتماعی در ایران برای سرنگونی مافیای قدرت  اسلامی آلترناتیو سوسیالیستی است

از یک طرف شما ادعا و استدلال میکنید کهبایدآگاهی مبارزه طبقاتی رابه درون کارگرانبرد ، بردن آگاهی در درون طبقه کارگر از طرف حزب یا سازمان  شما به کمال رسیده و شما طبقه کارگر را به ان مرحله از غنای و رشد اندیشه طبقاتی رسانید که شعار آلترناتیوسوسیالیستی را در دستور کار خود به نمایندگی از طرف طبقه کارگر قرار دادید .

به فرض محال این مفروضات و طرح وارگی برنامه های ارایه شده از طرف  جریانات سیاسی درست و منطقیباشد که این طرح ها برای نخستین بار نیست که از طرف جریانات چپ ارایه شده است .

مسئله اینجاستبا کدام نیرو و ظرفیت  میخواهید یک چنین برنامه و مطالبات را در کشاکش مبارزه بر علیه حاکمیت اسلامی  از یک طرف و نیروهای ارتجاعی مخالف حاکمیت در کمین تسخیر  قدرت با کمک قدرت های خارجی از طرف دیگر  به پیش ببرند  و اجرایی اش کنید

بدون پیوند مستقیم با جنبش های اجتماعی بلاخص کارگران که محور و نیروی محرکه پیشبرد الترناتیو سیاسی شما  است

در صورتی که چپ با کوهی از مشکلات فرقه گرایی و فرسودگی دست به گریبان است و از طرف دیگر بر این عقیده هست که طبقه کارگر هنوز نیاز به تزریق عنصر اگاهی از طرف حزب شما را دارد

چپی که سالها است تشکیلات را به  بخشی از مالکیت  خصوصی خود تبدیل کرده  و حاضر نیست از شرایط فرقه گرایی خارج شود و شالوده یک تشکیلات سراسری رابنا نهد  و برای رسیدن به اهدافی که  در دستور کار خود  قرار داده  پیشگام ایجاد یک سازمان  یا یک تشکیلات فراگیر تر از موجودیت خود با دیگر جریانات چپ شود.

 تشکیلاتی که قدرت و پتانسیل تاثیرگذار تری در روند تحولات سیاسی در تقسیم قدرت فردای سرنگونی رژیم به نفع کارگران و بخشهای دیگر جنبش های اجتماعی داشته باشد.

گروه هایی دور هم جمع میشوند از یک طرف بدون هیچ تحلیل منطقی  از مرحله انقلاب  آلترناتیو انقلاب را اسم گذاری میکنند و طرح برنامه ایی از مطالبات و ملزومات سیاسی و اقتصادی را تدوین میکنند و ان گاه با اسامی مختلف پای این بیانیه را امضا میکنند .

اگر شما تا این حد و تا مرحله با هم توافق نظر در حوزه قدرت سیاسی جایگزین و طرح هایی اجرایی مطالبات فردای سرنگونی رژیم را  دارید عملا  آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا نا خواسته ، درهم و بدون هم ادغام شدید با این وجود هم زمان همدیگر را در حوزه اندیشه سیاسی ادبیات چپ انکارمیکنید .

 این پارادوکس از هم گسیخته و تناقض چندگانگی را چگونه پاسخ میدهید ،نمی توان هم زمان اضداد هم بود،و در قالبی دیگر در زیر یک پلاتفرم تا مرحله رهبری انقلاب و ایجاد آلترناتیو دولت سیاسی در کنار هم  بود .

در حوزه برنامه  تا آلترناتیو ایجاد دولت سوسیالیستی متحد هم هستید ،هیچ توضیحیکه کجا در چه زمینه از فرایند استقرار آلترناتیو سوسیالیستی با هم اختلاف نظر دارید.عمق این اختلافات فراتر از برنامه حداکثر پلاتفرم شما هست

  یا  نه ریشه معضلات  ومشکلات در سامانه دیگری قراردارد بنام بیماری مالکیت خصوصی تشکیلات فرقه ایی چپ

کارگران دچار سکتاریست نیستند  چون با بربریت ماشین سرکوب رژیم در ستیز هستند  بلکه  این  نمایندگان چپ کارگران هستند که دچار این نوع از فرقه گرایی مزمن سیاسی شدند و  برای فرار از واقعیت عینی از وضعیت خود مشکل سکتاریست را به  کارگران منتسب میکنند.

و جهت حل این معضل هیچ طرحی برای برون رفت از فرهنگ فرقه گرایی و اشکال مالکیت تشکیلات فرقه ایی ارایه نمی دهند.

البته برای این کار بزرگ،اراده بزرگ لازم است و همچنین بلوغ سیاسی ،فرهنگ سیاسی بالنده ، فداکاری سیاسی جهت بریدن از منفعت شخصی در تشکیلات فرقه ایی  بنفع جنبش اجتماعی  که چپ ایران فاقد ان می باشد.

 تغییر ساختاری  نیازمند  بلوغ سیاسیت که چپ ایران تا این مرحله از حیات سیاسی خود فاقد ان است . برای ملموس  جلوه دادن و اعتبار بخشیدن به مفهوم بلوغ سیاسی نیازمند الگویی  از چگونگی برون رفت از فرقه گرایی چپ های بین المللی برای رسیدن به حداقل مطالباتاقتصادیجهت پیشبرد سیاست  دفاع از منافع کارگران و سایر قربانیان ریاضت اقتصادی نئولبیرال است.

چگونه احزاب و سازمانهای چپ انگلیس از فرقه گرانی گذر کردند .

در سال 2015 در انتخابات پارلمانی حزب کارگر به رهبری "اد میلیبد "از حزب محافظه  کار شکست خورد . طبق روال فرهنگی سیاسی رایج در احزاب انگلیس اگر حزبی در انتخابات شکست خورد رهبری  بلا درنگ  از مقام خود استعفا میدهد

طبق اساسنامه حزب کارگر نمایندگان پارلمان حق نامزد کردن  رهبری  حزب را دارند و از میان گرایشات فراکسیون نمایند گان پارلمانی برای رهبری حزبچند نفر را نامزدمیکنند، نامزد ها باید رای 35 نفر از اعضای نمایندگان پارلمانی حزب را برای نامزدی خود دارا باشند.

از میان این نامزدها رهبری حزب  در انتخابات  درون حزبی از طرف اعضای حزب با اکثر ارا  انتخاب میشود

با توجه بر اینکه اکثر نمایندگان حزب به اصطلاح کارگر از حامیان "تونی بلر"رهبر سابق  راست و نئوکان حزب بودند با  این وجود دست  به اشتباه سیاسی سرنوشت سازی در انتخاب رهبری  زند که هنوز هم از چنین اشتباهی به خود میلرزندو ان نامزد کردن "جرمی کور بین" از فراکسیون چپ  حزب بود .

 

 در کنار انتخاب دو نامزد از جناح راست حزب برای خالی نبودن عریضه یک نامزد هم  از جناح چپ که عملا در دوران قدرت راستها هیچ نقشی جز مخالفت با سیاستهای حزب خود در دوران نخست وزیری ،تونی بلر و گردونبراون ،نداشتند

سیاست های ارتجاعی و همچین همکاری پارلمانی حزب کارگر بعد از بحران 2008  در تدوین سیاست های ریاضت اقتصادی  بر علیه کارگران و بخشهای کم در امد  جامعه  عملا حزب  کارگر را زائیده حزب محافظه کار در پارلمان تبدیل کرد.

گر چه هیچ کس درون حزب از نامزدی جرمی کور بیننگرانی  نداشت و نه حتی بر این باور نبود که او بتواند 5 درصد ارای حزبی را به خود اختصاص دهد . مطبوعات انگلیس هیچ شانسی برای او قایل نبودند با وجود این شخصیت کور بین به عنوان یک سیاست مدار با پرنسیب های سیاسی مورد تایید همه بود.

جرمی کوربین اتش زیر خاکستر همه مطالبات رادیکال گرایشات اجتماعی ضد اقتصاد نئولبیرالی و  سیاست های ریاضت اقتصادی تمام جریانات سیاسی رادیکال شد.

سیاست مداری شناخته شده در حوزه اعتراضات اجتماعی از پایین به بالا و سخنرانی ورزیده در اجتماعات اعتراضی در عرض چند ماه همه معاد لات سیاسی را در مورد انتخاب رهبری حزب کارگر برهم زد.

هر جا و در هر شهری برای سخنرانی میرفت سالن پر از جمعیت بود و تعداد زیادی هم پشت در منظر بودند که در خارج از سالن هم سخنرانی کند.

همانطوری که در بالا اشاره کردم انتخاب رهبری حزب با رای اکثریت اعضا است قبل از انتخاب رهبری  حزب کارگر 100 هزار نفر نفر عضو داشت  که بخش زیادی از این اعضا عضو اتحادیه های کارگری هستند .

اما در دوران مبارزه برای انتخاب رهبری در عرض چند ماه از 100هزار نفر به 450 هزار نفر رسید.

در واقع بر خلاف پیش داروی های رسانه های راست و لبیرال از انتخاب رهبری کور بین عملا مات و مبهوت از تغییر شرایط سیاسی از راست به چپ نه تنها راست های درون حزب کارگر را به وحشت انداخت بلکه تمام ماشین حکومتی انگلیس را دچار سردرگمی کرد

مردی که خواهان نابودی سلاح های اتمی است چگونه میتوان به عنوان نخست وزیر کد های 200 بمب اتمی را در اختیار او گذاشت.

برگردم به اصل موضع قبل از انتخاب کور بین سازمانهای زیادی به عنوان چپ و رادیکال در انگلیس وجود داشتند که در پروسه چند ماه همه یا بصورت فردی یا تشکیلاتی خود را منحل کردند از کوچکترین شان تا احزاب بزرگتر و شناخته شده تر  به حزب کارگر پیوستند تا شانس او را برای انتخاب رهبری حزب تثبیت کنند.

در واقع الان در انگلیس عملا یک حزب رادیکال وجود دارد و ان  هم حزب کارگر به رهبری جرمی کور بین است. در شبکه های محلی حزب اعضایی را میبینی که سالها در عرضه فعالیت سیاسی  تا چند ماه پیش عضو احزاب دیگری بودند .

حزب کارگر انگلیس به رهبری جرمی کور بین 550 نفر عضو دارد و  بزرگترین حزب اروپاست.

سیاست راهبردی حزب کارگر اوردن سوسیالیست نیست بلکه تصویب قوانینی است به نفع اکثریت جامعه دقیقا بخش هایی از همان مطالباتی که شما در آلترناتیو سوسیالیستی خواهان رسیدن به ان هستید

با تفاوت که احزاب سیاسی رادیکال و چپ در انگلیس از درایت و بلوغ سیاسی برای رسیدن به حداقل های سیاسی به نفع اکثریت جامعه برخوردارند  و شما در چارچوب گروهای فرقه ایی  ماندگار برای حفظ موقعیت فرقه خود خلاف جریان شنا میکنید.

چپ ایران بدون باز نگری و بازخوانی از وضعیت خود در شرایط سیاسیامکان تاثیرگذاری در تعیین تغییر قدرت در را ایران ندارد .

 دوران مخفی شدن پشت طبقه کارگر و شعار دادن سپری شده و جهان امروز جهان ارتباطات مدرن و پر سرعت است

پراکندگی بزرگترین معضل و مشکل چپ است همگان میدانند اما هیچ کامی و تلاشی برای برون رفت از ان برنمی دارند چون عده ایی به اصطلاح رهبر نمی خواهند موقعیت و جایگاه سیاسی و مالکیت تشکیلاتی خود را از دست بدهند."منفردان "به ما بپیوندید تا با هم مشکلات پراکندگی را حل کنم داستان کهنه است که با جهان امروز سازگار نیست، در اب جاری نمی توان دوبار شنا کرد .

بدیل سوسیالیستی فقط و فقط از طریق یک تشکیلات فراگیر و پیوستن همه جریانات چپ امکان پذیر است

من از پوسیدن تیشه به ضرب ریشه میگویم.

ک – الوند

k.alvand@yahoo.com

در پایان باید از تلاش و کوشش رفقای "سازمان راه کارگر" قدردانی کنم که روش شناسی  ،متدلوژی ،اندیشه های مارکس را  در برخورد به مقولات و مفاهیم تاریخی اجتماعی  در دستور کار خود قرار داده اند وبا بهره گیری  از این روش به نقد نظرات منتسب به مارکس میپردازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیچ توضیحی هم در قبال مسئولیت خود در تداوم  پراکندگی و فرقه گرایی نپذیرد و صرفا به شکل ساده انگارانه ان را یک اشتباه تلقی کند اصرار هم میکند "فعالیت منفرد" دست از لجاجت بر دارند  مثل گذشته با گوش کر با چشم بسته به ما یعنی همان تشکیلات فرق ایی سابق ه روال همیشگی بپیوند .

 

 

 

پس از شکست حزب کارگر در انتخابات مجلس عوام بریتانیا در سال ۲۰۱۵و استعفای اد میلیبند، کوربین خود را برای رهبری حزب کارگر، نامزد کرد. او در ابتدا فقط توانست موافقت ۳۵ هم‌حزبی‌اش را برای قرار گرفتن نامش در برگه‌های رأی جلب کند. وی که در ابتدا به عنوان یک نامزد حاشیه‌ای تصور می‌شد، در نظرسنجی‌های مردمی به عنوان پیشتاز رقابت‌ها مطرح شد و توانست حمایت اکثر اتحادیه‌های کارگری وابسته به حزب را جلب کند. وی در سپتامبر ۲۰۱۵ با کسب ۵۹٫۵ درصد از آراء به عنوان رهبر حزب کارگر انتخاب شد. برگزیده شدن او از سوی مردم، نشانگر بازگشت سیاست‌های جناح چپبه حزب کارگر بود. سیاست‌هایی که در دوران تونی بلربه دست فراموشی سپرده شده‌بود

 

 

 

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com