02.12.18 00:45 Alter: 13 days

بهنام چنگائی: نبرد طبقاتی با دین دولتیِ سرمایه سالار

Kategorie: Meldungen Links

Von: بهنام چنگائی


در تراژدی ایران چهل ساله ولائی یک کربلای بلند خونین تر و هولناک تر از صدر اسلام برپاست. کربلای مخوفی از جنایت ها و قساوت ها و تاراج ها و ریاکاری ها علیه انسان های مفید و نان آوران رنجبریکه کارگران و زحمتکشان باشند. آنهائی که در این حکومت الهی بیدادرس تر و بی پناه تر مانده و هستی شان توسط شمرها و یزدهای امروزی یکجا به یغمارفته است. کسانیکه تنها جرم شان درخواست نان و کار و آزادی ست که تاکنون حکومت دینی جز"بقیمت مرگ و اسارت" برای شان راه چاره ای نداشته و نداده است. آنهم با یک سناریو آسمانی و قساوت قضای آخوندی که تنها در عاشورای آغازین آن (60 و 67 )یک نسل کشی تبهکارانه رقم خورد که یادگاری هراسناک همچون توحش کشتارهای صحرای کربلا شد که در آن هزاران جوان و نوجوان در خون خود غلتیدند و اینک در زیر خاک سراسر کشور پنهان مانده است تا روز دادخواهی.

 

رژیم آگاهانه آنها و بسیاری از مخالفانش را بسادگی و سیستماتیک کشت و هنوز هم قربانیان ساختار خود را بی پروا بدارمی کشد. چراکه دین دولتی خودکامه تاکنون نتوانسته و نمی تواند دادخواهی هزاران انسان بیکار، معترض، گرسنه و بجان آمده را برتابد و بخواسته های ناچیز بخور و نمیر آنان نه پاسخ الهی که ارزانی او باد، بل تنها مسئولانه و حقوق بشری بدهد. مذهب دولتی همچون همیشه خود و در هر برهه ای از بحران های پیگیر ساختاری اش ناچاربوده بسیارانی را از هر قشر و طبقه ای سرکوب، اسیر و به زندان کشد و هنوز هم می کشد. در همین دور تازه و در پی اعتراض کارگران هفت تپه ای دیدیم که چگونه سپیده قلیان، علی نجاتی، اسماعیل بخشی و حتیی به پسر نجاتی هم رحم نکرده و همگی را به زور زیر مهمیز سربازان غیبی با شرف برده و آنان را برای تأدیب به شلاق قساوت و شکنجه اسلامی الهی سپرده است. عملا هم باکی از داد و فریاد کارگران و توده های پشتیبان اسیرشدگان ندارد و به دعاوی حقوق بشری وکلای مردمی هم هیچ بهائی نمی نهد و خود آنها را نیز به زنجیرکشیده است. بهمین خاطر من در این گیرودار مبارزه بحق کارگران هفت تپه و سرکوب ضدبشری رژیم، ناخودآگاه بیاد اسطوره های شیعی در قیام کربلا افتادم که آنان چگونه برای آرمان خود مبارزه جانانه کرده، تن بمرگ شرافتمندانه دادند تا با ایستادگی در برابر لشگر ظلم، اگرچه بقتل آگاهانه شان آنجامید ایستادند اما از ترس عقب ننشستند.

 

(( اینک بیرون از همه دعاوی درست یا نادرست تاریخ اسلام تشیع در برابر مواضع درست و یا نادرست تسنن و در کنار آن، خارج از همه ی گزافه گوئی های راویان جیره خوار و افسانه پردازی فراانسانی ملاجماعت و رهبران شیعی از " مبارزه ستم ستیزان کربلا " بر علیه لشگر یزیدیان و شمریان، ما مسئولانه به قضاوت می نشینیم، و ستم و قتلعام شمر و یزد را ضدبشری می دانیم. همانگونه برپائی صحرای کربلای مدرن ملاها را که در این عصر و در این ایران ویرانشده براه انداخته اند را بشدت محکوم می کنیم . مهم تر از همه و همزمان سزاواری ستودن آن قیام و نبرد قهرمانانه حسینی ست، که پیوسته مایه غرور آخوندها و مسلمانان 12 امامی بوده و قرن ها آخوندها شعیان مرید را به سوگواری عاشورا و تاسوعای محرم کشانده است؛ در خالیکه خود این رژیم به رهبران کربلای خود باورندارد و می دزد و می خورد و می کشد و همه را هم بحساب خدا و رسول خدا و ... می گذارد. من این رژیم تبهکار را در تناقض آشکار با الگو و اهداف حسین می بینم. چراکه در دستگاه خودکامه او پدیده حقیقی یا ذهنی حسین را ارج بردار نیست. و من به آن آزادگی "حسین" اگرچه برای رضای خدا و نه خلق بود، ارزش می نهم؛ و توامان مبارزه ضدخودکامگی آن 72 تن را از دید سکولاریستی خویش قابل تعمیم می دانم، همانگونه که ژاپاتا و اسپارتاکوس را. زیراکه: همگی آنها بدلایل مختلف برابر زور و چپاول و استبداد ایستادند و جان خود را در راه نان و آرمان های شان فداکردند. و امروز کارگران هفت تپه در شوش و فولاد در اهواز نبردی مرگبار با ساختار شمرها و یزدهای امروزی پیشرو دارند که تنها و تنها بخاطر یافتن و داشتن نان، کار و آزادی و حق زندگی ست. ))

 

امروزه هزاران کارگر در سراسر ایران، بویژه هفت تپه ای ها و فولاد اهواز یکراست رودرروی قهر و کشتارگاهای بمراتب مرگبارتر از کربلا در کنام درندگان بی رحم رژیم گرفتارند. نبرد نابرابر آنان پیشاروی سپاه، بسیج و لباس شخصی ها تنها برای جان بدربردن از مصیبت گرسنگی و بیکاری و شرمندگی از زن و بچه هاست که ولایت و مافیاها و باندهای غارتگر او بانی اش بوده و می باشند. از رهبران رژیم پرسیدنی ست شیوه غروربرانگیز و جسورانه ی مبارزه با "دستان تهی" سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، علی نجانی و کریم سیاحی و هزاران دیگر... که بی دفاع برابر لشگر آقا برپا خاسته و استوار نان، کار و آزادی را فریادمی زند و اینک اسیر بیدادرس ستمگران می باشند، جایگاه ارزشی این مبارزان مسالمتجو در مقایسه با الگوی حسینیان که لااقل مسلح بودند و تا دم مرگ شمشیر داشته و جنگیدند در کجاست؟ خامنه ای، بیت و دم دستگاه بی آبرویش بدانند که کام تلخ کارگران، از شلاق 40 ساله مذهبی بدین سادگی ها شیرین نمی شود؛ تن تکیده از نداری و گرسنگی و پاکباختگی میلیونی آنها جز با پس گرفتن چپاول های میلیاردی به آرامش نمی رسد؛ و جان لهیده کارگران از تبهکاری سران رژیم بی وجدان جز با بدادگاه کشاندن این قوم فاسد و پلید راهکار نجاتبخشی از دین دولتی نمی یابد.

رژیم خائن به حق و حقوق خود شیعیان، نه تنها بسان شاهان خائن کمونیست هراس و آزاده ستیز بود و هست؛ بل او چه ها که در این چهل سال سیاه، بجان و سر کارگران، فرهنگیان، دانشجویان، زنان، جوانان، انقلابیون، ملیت ها، اقلیت های عقیدتی و...بنام خدا نیاورد؟! چهل سال آزگار می باشد که ما بنام ایرانی همه فسادها، ستم ها، نابرابری ها و ناگوارائی های غیرممکن و ضداخلاقی حکومتیان " دین پناه " را دیده و تجربه ی تلخ کرده ایم و اکثرین ما بخوبی پی برده ایم که رژیم بیش از حد تصور در ریاکار خبره، در هراسناکی درنده و در آزاده کشی حرفه ای نابکاربوده و هست و او هربار می داند در پس هر جنایتی باید حیله ای بیابد تا برای گمراهی افکار عمومی و تحریف پشتیبانان نوعدوست از سرکوب و حق کشی های کارگران چه ترفندهائی بکاربرد و بارها برده است تا براه خدائی خود ادامه دهد. او هرباره توانسته با ایجاد فضای التهابی " حالا هر باشد"پوششی بر ترورها، و داغ های ننگ و رسوائی هایش دست و پاکند و سرمردم را گرم ترفند خود کند تا بتواند در کشتارگاه های الهی اش، جان نجاتی و بخشی ها را بگیرد. این نظام کاستِ انگل و یکه سوار ولائی همه راه های مسالمتجویانه و متمدنانه کارگران و مردم برای کنارزدنش را یکجا بسته و عملا نشان داده و می دهد که گذر از کلیت رژیم جز با ایستادگی متقابل و انقلابی برابر زور عریان او، و ضرورتا جز با نبرد کارگری توده ای طبقاتی میسر نیست. و خواست اراده و اداره ی شورائی کارگران نیز آشکارا حکایت از آن دارد که آنها هم راه مستقل و مبارزه طبقاتی خود را یافته اند.

بهنام چنگائی دهم آذر 1397

 

 

Gozareshgar
info@gozareshgar.com