در بين زندانيان جديد چهار دختر دانش آموز بودند که از لباس هر کدامشان يک مستطيل بريده بودند . فور ا" بازجوها ي بند »(منظور بچه هايي بودند که روابط عمومي قو ي داشتند – نگارنده) دست به کار شدند . بعد از بازجويي کامل از آنها معلوم شد که براي گرفتن اقرار، آن ها را در قبرهايي ميخوابانند و ميگويند: زنده به گورتان ميکنيم. بعد قسمتي از لباس ها ي آنها راميبرند و ميگويند: اين تکه از لباستان را به خانواده هایتان ميدهيم تا بدانند شما به درک رفته ايد و آنها را سه ربع تا يک ساعت در همان حالت نگه ميدارند...
بهتر از من میدانی که تقریبا همه کسانی که از زندان آزاد می شوند, مشکلات جسمی دارند. معالجه و درمان گاه سالها طول می کشد. برخی سلامت گذشته شان را هرگز باز نمی یابند. دوستی دارم که در زندان جمهوری اسلامی فلج شد و اکنون بر صندلی چرخدار می نشیند. روحی قوی و جسمی ورزیده دارد. پیش از زندان سنگ – نورد بود. پس از زندان چند سالی خانه نشین شد. بعد با اراده ای که کم نظیر است و تحسین برانگیز, ساز ساختن آموخت و کار کرد. به خارج آمد. ورزش را ادامه داد و اکنون قهرمانی است در مرتبه های بالا. سازهای غربی...
تجاوز شکنجه ای مضاعف علیه زنان زندانی سیاسی است. اوج فاجعه در دهه شصت گزارش شده است. دهها خاطره, یاد و اعتراف منتشر و علنی شده است. امیال حیوانی - جنسی مزدوران ولایت خمینی بنام شریعت و مذهب علیه زنان مبارز و قهرمان اسیر اعمال شد و توجیه قانونی و دینی آن نیز از سوی رهبران جمهوری ننگین اسلامی بشکل فتوی صادر شد. پیشگیری از رفتن باکره ها به بهشت فرجه ای بود که به بازجویان, زندانبانان و وحوش مزدور داده شد تا نیات پلید و حیوانی انها عملی گردد. در پس اینهمه اما خرد و له کردن زنان جسور و مقاوم زیر...
زندانی سیاسی همانند شکاری بود که شکارچی تنها قصد نداشت او را بکشد بلکه نهایت تحمل و مقاومت او را به آزمایش می کشید. در شکنجه گاه یا سلول تنهائی, در تماشای صحنه جنایت, در به نیستی کشاندن عزیزانش, فرار از کابوس تکرار شکنجه و تجاوز و یا دهها دلیل دیگر. برای این بخش از زندانیان سیاسی دو راه در معرض انتخاب قرار می گرفت. گریز به مفهوم فرار از زندان و یا گریز از شکستن, تحقیر شدن و تمایل حاکمان و زندانبانان برای له کردن وی و این گونه بود که خودکشی در زندانها مفهوم می یافت. امری که بارها و بارها گزارشات...
هر یک از این واژه های جلادان در پس اش مفهومی خوابیده بود. مفهومی که جان صدها و هزاران مرد و زن برگزیده کشورمان را گرفته است. ادبیات آمران و عاملان این جنایات نیز مختصات خود را داشته است. فرهنگشان نیز نتیجه افکار جنایتکارانه شان بوده است. شمشیر و طناب ابزارشان بود و آیات و فتواهای رهبرانشان مرحم وجدان نا داشته شان در خونریزی و جان ستاندن از بهترین فرزندان این خاک و بوم بود. نقابشان اما برای پنهان نگاه داشتن عرق شرم آنان بود.
خون می چکد هنوز از سر انگشتان آمران و مجریان قتلعام زندانیان سیاسی در...
با انتشار سلسله متون تحت نام - یادها و کلامها ....تعداد زیادی از بازدید کنندگان این نوشتارها لطف خود را از ما دریغ نکردند و نامه های انگیزه افرین و گرم و دوستانه ای برای ما فرستادند. تعداد زیادی از مطالب جدید نیز بدست ما رسید که بخشی از آنها را در این نوشتار می بینید این سلسله نوشتارها در ابعادی بسیار وسیع و با همکاری رسانه های مستقل و آزاد دیگر توزیع شد. رسانه های وزین بسیاری در انتشار این سلسله نوشتارها همراه نگاه سپاسگزار ما بودند. از آنجمله اند: پیک ایران – آزادی بیان - آزادگی – راه...
وقتی که می رفت مثل همیشه به مادرم گفت که برای دیدن دوستی بیرون می روم و یکی دو ساعت دیگه برمیگردم. ما همه دور میز آشپزخانه نشسته بودیم و چای می خوردیم. هیچکداممان عکس العمل خاصی از خودمان نشان ندادیم. به ذهنمان هم خطور نمیکرد که این آخرین باری است که او را آزاد خواهیم دید،که این آخرین شانسی است که برای در آغوش کشیدن او داریم، که این آخرین فرصت برای بوسیدن و خداحافظی از او است. من و خواهرانم دستی تکان دادیم بی آنکه از جای خود بلند شویم. بعدها هزاران بار این صحنه را پیش خودمان دوباره تکرار...
تجربه کمیته های حقیقت یاب تاکنون در کشورهای مختلف، سایه روشنهایی از موفقیت و ناکامی را با خود همراه داشته اند. از همین رو، برای پیشبرد موفق آن، نیاز به جمعبندی انتقادی ای از تجربیات کشورهای دیگر است. نقطه مرکزی، در تعریف «کمیسیون حقیقت یاب»، به دریافت من، نقش مرکزی و تعیین کننده ای است که جان بدربردگان از کشتارها و نیز خانواده جانفشانان و جانباختگان بایستی در آن داشته باشند. کمیسیون حقیقت یاب، نمی تواند به اصطلاح، وسط دو صندلی بنشیند و نقش «وساطت برای آشتی ملی» را ایفا کند! نمی تواند، بین شکنجه...
- بیش از سه دهه جنایات نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته است. هزاران زخم خورده در سوگ عزیزانشان در داخل و خارج کشور پراکنده اند. ابعادی بسیار گسترده از تاثیرات مخرب و وحشتزای آن بر بخش بزرگی از جامعه آگاه و متعهد ایرانیان باقی گذاشته است. علیرغم گذشت سالهای متمادی اما پس لرزه های این وقایع هولناک را با آمیزه ای از خشم و تنفر از جانیان حاکم در میان بازماندگان و به ویژه نسل جوان آنان مشاهده میکنیم. چه باید کرد؟ چگونه میتوان...
در کنار سخنرانی ها ما افرادی را داشتیم که انصافاً بدون تلاش آنها کار سمینار بخوبی پیش نمیرفت. کسانی که مجری برنامه ها بودند یا در پشت صحنه کارهای تدارکات را انجام می دادند و یا حتی مادری که از صبح زود به آنجا آمده در خدمتی داوطلبانه مشغول فروش بلیط است, حتی از دیدن شعر و فیلم و موسیقی هم محروم است یا کسی و یا کسانی که کارهای تقسیم غذا و یا جمع آوری آشغالها را داوطلبانه انجام می دادند من به همه دوستان و رفقای زحمت کش و عزیز که برای ما چنان امکانی را فراهم کردند دستمریزاد می گویم و با گرمی ...
پدر با اصرار و سماجت تا سر حد مرگ ! از خداوردی جلاد – دادستان دادگاه انقلاب رشت – میخواهد که جنازه فرزندش را تحویل دهند
اختصاصی دفتر دوم یادها, کلامها و وصیتنامه ها
روی تصاویر کلیک کنید!
متن کاملتر همراه با تصاویر بیشتر بزودی در مجموعه دفتر دوم یادها, کلامها و وصیتنامه ها منتشر خواهد شد.
خلاصه ای از یک زندگی ِ خلاصه !
عبادالله فتحی (عباد)
پدر : یدالله (مشگین شهر)
مادر: آراسته (اردبیل)
تاریخ تولد : 14آذر ماه6 134
محل تولد : رشت
ش.ش : 27365
صادره از : حوزه ی یک رشت
سرچشمه های فکری : مطالعه ی آثار شریعتی و تنفس در فضای سیاسی خانواده
فعالیت ها : در سال 1362 با تشکیل گروهی از دوستان و هم...
بیش از سه دهه جنایات نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته است. هزاران زخم خورده در سوگ عزیزانشان در داخل و خارج کشور پراکنده اند. ابعادی بسیار گسترده از تاثیرات مخرب و وحشتزای آن بر بخش بزرگی از جامعه آگاه و متعهد ایرانیان باقی گذاشته است. علیرغم گذشت سالهای متمادی اما پس لرزه های این وقایع هولناک را با آمیزه ای از خشم و تنفر از جانیان حاکم در میان بازماندگان و بویژه نسل جوان آنان مشاهده میکنیم. چه باید کرد؟ چگونه میتوان التیامی بر این زخم ها یافت؟
گفته میشود که پرده ها هنوز کنار نرفته اند و...
نام من رسول شوکتی است
من ورودی سال 51- بودم درسال اول عمدتا فعلیت صنفی داشتم توضیح اینکه من دانشجوی دانشکده کشاورزی رضاییه(ارومیه) که دانشکده ای کوچک با حدود 400-500 دانشجو دررضاییه که بیشتر از 4-5 سال از تاسیس اش نمی گذشت وقبول شدن من در آنجا ناخواسته واتفاقی پیش آمد با محدودیت ها وناکارآمدی های اداره امور دانشکده در تعطیل کلاسها وبحث ومجادله با مسیولین راجع به غذا وخوابگاه ..پیش افتاده واز این طریق با بچه های سال بالا به کوه نوردی وردوبدل کردن کتاب وارد شدم.
در اواخر ترم...
بخش اول را اینجا بخوانید!
.................................
بخش دوم:
آنشب را بسختی گذراندم هم ازشدت درد دست وپا وهم سرمای شدید .یک پتو که هشت لا از طول تا شده بود بعنوان تشک ودو پتو بعنوان رو انداز وکفش هایم که روی هم گذاشته بودم بعنوان بالش.من نفر آخر چادر بودم درست در انحنای چادر وفضا یی که از عرض پتو که حدود1.25 متر بودطول و20-25 سانت پتوی تا شده عرض را شامل میشد.
همه ناچارا کتابی می خوابیدند طوری که پاهای تا شده به شکل هشت نیز مماس برهم بایستی قرار می گرفت...
بخش اول خاطرات
بخش دوم خاطرات
بخش سوم
نوروز 61 بدون هیچ مراسمی وتنها با روبوسی یکدیگر شروع شد همان روز برای اولین بار یک ملاقات حضوری دادند که برای ملاقات همان مراحل را طی کرده با چشم بند به اتفاق چند نفر دیگر سوار آمبولانس کرده واز بازداشتگاه سپاه به ساواک بردند .آمبولانس داخل محوطه نگهداشت ودر حد فاصل نگهبانی و دیوار ساختمان خانواده ها که در کوچه جمع شده وبه صف بودند ملاقات صورت می گرفت .
در این موقع یکی از خواهرانم گویا با پاسدارها دعوا کرده و هر چه لایقشان بوده به زبان...
بخش اول خاطرات
بخش دوم خاطرات
بخش سوم خاطرات
.........................
بخش چهارم
&nb
تعداد ما که بایستی اتاقهایمان تعیین می شد بیش از 10-15 نفربود ونمی دانستم که اینهارا هم از قرنطینه آورده اند ویا جای دیگر.فردی که جا ها را تعیین می کرد.زندانی عادی بود به اسم مجید- پسری جوان حدود 25 ساله وبنابر مشهور از وی مجلات سکسی ومشروب گرفته بودندکه من باور نداشتم که بخاطر این جرم آنقدر محکومیت داده باشند که وی بیاید وامین کمیته مستقر در زندان شده و آوردن وبردن زندانیها و...
بخش اول خاطرات
بخش دوم خاطرات
بخش سوم خاطرات
بخش چهارم خاطرات
.........................
محیطی چنین ترسیده و وحشت زده که گویا یک حادثه مهیب و سهمگین بوقوع پیوسته و همگان را در بهت وحیرت فروبرده ومسخ کرده .واثق ودلاور حیدر پور وتنی چند از عناصر عقب مانده وفرصت طلب کنترل دانشگاه را بعهده داشتند .استادان باسواد وقدیمی همگی یا اخراج ویا از ایران رفته بودند .
بغیر از دکتر فرهودی که رئیس دانشگاه بود ویکبار هم ندیدمش اکثریت استادان باقیمانده لیسانس وفوق لیسانس...
بخش اول خاطرات
بخش دوم خاطرات
بخش سوم خاطرات
بخش چهارم خاطرات
بخش پنجم خاطرات
..........................
بخش ششم
بعد از برگردانده شدنم به سلول بشقاب غذایم در سلول بود ومن که صحبانه هم نخورده بودم نشستم واولین قاشق را که بسمت دهانم بردم در باز شد ونگهبان خواست که پاشده وچشم بندم را بزنم .مرا برد به راهرو اتاقهای بازجویی وعمود بر این هال راهروءی که بموازات انفرادی ها بود و وارد اتاقی کرد .آنجا چشم بندم را باز کردند وسط اتاقی نسبتا بزرگ یک تخت فلزی ارتشی و...
بخش اول خاطرات
بخش دوم خاطرات
بخش سوم خاطرات
بخش چهارم خاطرات
بخش پنجم خاطرات
بخش ششم خاطرات
................................
تنها راه چاره خودکشی واز طریق جویدن ودریدن رگ مچ دستم بود ابتدا خودرا محاکمه کردم وبدلیل همه ضعف ها وکاستی ها ,ناتوانی های سیاسی وشخصی نفرت از خودم را تقویت کرده وبه منتها درجه رساندم .بعد از دستشویی وناهار حدود پنج ویا شش ساعتی وقت داشتم تا نوبت دستشویی بعدی.پتورا به سرم می کشیدم وزیر پتو با شدت تمام دستم را با دندانهای نیشم که...
(خاطراتی از زندان اصفهان تحت حاکمیت ملایان – قسمت دوم)
Hamiddoosti60@yahoo.com
مدتها بود روی چمن های محوطه داخلی سپاه پاسداران اصفهان با چشم بند نشسته بودم.... بار اولی نبود که توسط گزمه های آخوندی دستگیر میشدم و طبعآ از شیوه های برخورد آنان و پروسه دستگیری و بازجویی تجربیاتی داشتم. با این حال، اینبار در شرایط کاملآ متفاوت و فضای غریبی قرار گرفته بودم. همزمان با سرکوب خونین تظاهرات سی خرداد بخصوص در پایتخت و آغاز اعدامهای دسته جمعی جوانان در تهران حتی بدون مشخص...
peykarandeesh.org/free/573-taghi4.html
دفترهاى زندان 4
نویسنده: تقى شهرام يكشنبه ، ۲۲ اسفند ۱۳۸۹؛ ۱۳ مارس ۲۰۱۱
يادداشت ها و تأملات در زندان هاى جمهورى اسلامىدفتر چهارم در اين دفتر: زندان و زندانبانان او، تحليلى از سپاه پاسداران، كميته ها و جايگاه طبقاتى و سياسى آنان. تحليلى از تصورات زندانيان عادى يا سياسى، «تصورات، خيالات و افكار يك اسير همواره پلى است بين واقعيت تلخ اسارت و آرزوى شيرين آزادى»، انگيزه هاى درونى يك اسير و اشاره اى به دو...
دفترهاى زندان 3
نویسنده: تقى شهرام سه شنبه ، ۱۷ اسفند ۱۳۸۹؛ ۰۸ مارس ۲۰۱۱
يادداشت ها و تأملات در زندان هاى جمهورى اسلامىدفتر سوم
در اين دفتر: وضعيت زندان و بازجوها، ديدار با هادوى دادستان انقلاب، شكنجهء روحى مقدمهء شكنجهء جسمى، شكنجهء وحشيانهء زندانيان عادى، تحليلى از حكومت مصدق، قيام سى ام تير و مسألهء بورژوازى ملى، باز هم وضع زندان و پرونده سازى عليه او... جمعه ۲۹ تير [۱۳۵۸]چندين روز است كه هيچ چيز ننوشته ام. علت اش بازهم تغييرات و حوادث پرسرعتى بوده كه...
نویسنده: تقى شهرام يكشنبه ، ۸ اسفند ۱۳۸۹؛ ۲۷ فوریه ۲۰۱۱
محمد تقى شهرام
دفترهاى زندانيادداشت ها و تأملات در زندان هاى جمهورى اسلامىدفتر دوم
در اين دفتر مطالبى درباره: وضعيت زندان و برخورد با او، موضوع شريف واقفى، خاطره اى از دستگيرى اول وى در اول شهريور ۱۳۵۰ و روحيهء مجاهدين آن سال و تجليل حماسى به ويژه از اصغر بديع زادگان و على باكرى (بهروز)، فرار از زندان سارى ۱۳۵۲، دستگيرى دوم درتير ۱۳۵۸ و بحثى دربارهء آن، دربارهء فاشيسم جمهورى اسلامى، دربارهء اينكه...
جواب «بهرام رحمانی» به نطر خواهی وب سایت گزارشگران
behram.rehmani@gmail.com
در آغاز هر تابستان، دردها و زخم های مادران، پدران، خواهران، همسران، فرزندان، اقوام، انسان های آزاده و هم سازمان های کسانی که عزیزانشان در دهه شصت به ویژه سال 1367 برابر با 1988، با فتواها و فرمان های جنایت کارانه آیت الله خمینی، رهبر و بینان گذار حکومت وحشت و ترور، شکنجه و اعدام، فقر و فلاکت اسلامی از دست داده اند، دهان باز می کند؛ تا مغز استخوان سوز می کشد و خشم و نفرت عمومی مردم آزاده از حکومت...
سالها به دنبال عکس مرتضی اشراقی بودم. به همه جا سر زده بودم، از هر کسی کمک خواسته بودم اما هرچه میزدم به در بسته میزدم و کوششهایم به جایی نمیرسید. هنوز دارها را نشسته بودند و پیکر جعفر کاظمی و محمد حاجآقایی را به خاک نسپرده بودند که تلاشم به بار نشست. شکوهام از روزگار و بیان بغضی که به خاطر از دست دادن دو عزیزم به گلو داشتم، زمینهای شد که عکس اشراقی را پیدا کنم. تردیدی ندارم که دیر یا زود خون جعفر و محمد به بار خواهد نشست و جنایتکاران تقاصی سخت پس خواهند داد....
آرش بهمنی در مقاله ای که در رسانه روز منتشر شده است ضمن اشاره به دلائل کنار رفتن جنبش سبز از عرصه رهبری و موج سواری جنبشهای خیابانی به نکته ای کلیدی اشاره کرده است و آن اینکه نقش آقای موسوی و کروبی در کشتارهای فله ای دهه شصت چه بوده است؟
تلاش ایشان آن است که نقش هشت ساله نخست وزیری اقای موسوی در دوران خلافت و جنایت خمینی جلاد را هر چه کمرنگ تر و بی اثر تر نماید.
اقای بهمنی مینویسد:
آنچه که تاکنون بارها درباره موسوی و کروبی بیان شده، پرسش از آنان درباره وقوع این اتفاق، باخبر...
گزارشگران:
مطلع هستیم که خاطرات زندان را منتشر کرده اید و زحمتی چند ساله را بر دوش گرفته اید.
این مجموعه در چند جلد منتشر شده است و چگونگی دستیابی به این خاطرات استنادی را برای خوانندگان سایت شرح دهید.
خاطرات زندانم در چهارجلد با نام «نه زیستن نه مرگ» انتشار یافته است. البته هر کدام دارای نامهای جداگانه «غروب سپیده»، «اندوه ققنوسها»، «تمشکهای ناآرام» و «تا طلوع انگور» است. در هر جلد، خاطراتم از یک دوره مشخص زندان دههی ۶۰ را توضیحمیدهم.
به غیر از خاطراتم،...
کتاب ستار یعنی خوشبختی به کوشش ، محمد اعظمی، ابراهیم آوخ، رضا رئیس دانا،عباس مظاهری و نقی حمیدیان
سخنان ارژنگ بامشاد
سخنان ابرهیم آوخ
عبد نعمتی: به یاد ستار
سخنان ساسان کیانی
رضا رئیس دانا: در گرامیداشت خاطره ستار کیانی
اصغر ایزدی
گزارش از برگزاری مراسم یادبود
ني لبك هايي كه انسان را سرودند
روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران
خاطرات زندان
قسمت اول
روزهاي پاياني بهار سال ١٣٦٣، چهاردهم خرداد، نيمه هاي شب با هجوم پاسداران مسلح به منزل و انتقالم به كميته مركزي، دوره دوم تجربه هاي زندان آغاز شد. سه پاسدار مسلح و تقريبا آماده شليك در شعاع حياط ايستاده بودند. در دو نبش خيابان، يك ماشين به انتظار بود. يك بنز قهوه اي در يك نبش و يك پيكان سفيد در نبش ديگر خيابان. به داخل پيكان هدايت شدم. دو پاسدار جلو و يك پاسدار و من عقب جاي گرفتيم. به كميته...
سیامک آزاده ای است سر بر عقیده اش و تا بی نهایت ها به آن ایمان دارد. میدانم که هرگز داوطلبانه حق تعقلش را به سختی روزگار نخواهد فروخت.برایم پر واضح است که او هرگز آرام نگرفت و نخواهد گرفت و قلمش را زمین نخواهد گذاشت. قلمی که در دفاعیه اش بوضوح نمایان است و قصد اشتی ندارد هر چند که در فرعی ناکجا آبادی بیش از 6 ماه گرفتار کفتاران جمهوری اسلامی آمده است. سیامک پر مهرمیدانست روزگاری سخت در پس نوشتارش نهفته است و میدانست که هر دم سایه تاریکی های مطلق مذهبی بر در خانه اش خیمه خواهد زد و شبانه...
در هانوفر (گردهمایی سوم 2009) و یوتبوری این مشکل را تجربه کردیم که بسیاری از علاقمندانی که میخواهند با گردهمایی سراسری همکاری کنند، تفاوت این پروژه که فراگروهی و فرامحلی است را با فعالیت تشکلهای شهری در نظر نمیگیرند. گاهی میبینیم که تفاوت نظرات و یا مرزبندیهایی انجام میشود که اساسا ربطی به کمیته برگزارکننده گردهمایی ندارند. همانطور که در بالا اشاره کردم، کمیته برگزارکننده ترکیبی از فعالین در شهرها و کشورهای مختلف است و کمیته های شهری در کلن، هانوفر و یا یوتبوری، بیشتر تمرکزشان برای کارهای...
تردیدی نیست که برگزارکنندگان این گردهمائی اعم از گفتگوهای زندان و کمیته شهری و افرادی که صادقانه و خالصانه همیاری کردند تا این واقعه درخشان انجام پذیر شود, سنگ تمام گذاشتند. جای سپاس است از سوی تمامی زخم خوردگانی که با مشکلات درگیر بودند و نتوانستند در کنار این عزیزان قرار داشته باشند اما جان و دل آنها آنجا بود. گردهمائی چهارم برگزار شد, حک شد, ثبت شد, مکتوب شد, دیدارها تازه شد, انرژی و انگیزه ها دوباره بازسازی شد, ترفندها برای فراموشی و خاموشی خنثی شد, اتفاق افتاد همانطور که برنامه ریزی شد,...
(به مناسبت 10 اکتبر ، روز جهانی علیه مجازات اعدام)
با وجود آنکه رژیم جمهوری اسلامی بطور روزانه و مستمر به اعدام فعالین سیاسی و بزه کاران اجتماعی دست می زند و ابعاد این اعدام ها درحدی است که با نوجه به نسبت جمعییت ،مقام اول را در جهان کسب کرده است،اما این واقعیتی است آشکار که بحث ها و اظهار...
درضلع جنوب غربی گورستان عمومی شهرلنگرود وقبل ازرسیدن به آرامگاههای خانوادگی از راهی که وجود دارد، 8هشت گورنامشخص که با سیمان رویشان راپوشانده بودند به چشم میخورد. این گورها متعلق به قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در دههی ۶۰ درزندانهای ایران هستند که متاسفانه دربیشترشهرهای ایران میشود آنها را یافت؛ چنانکه در عکسهایی که روز سوم شهریور۸۷ گرفتهشدهاندمیبینید،درماههای اخیرخانواده هادرلنگرود توانستند، نام فرزندان خود رابرسنگ کوچکی روی گورها قراردهند. اگرچه دقیقاًمشخص نیست که گورها از آن...
بیش از سه دهه جنایات نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته است. هزاران زخم خورده در سوگ عزیزانشان در داخل و خارج کشور پراکنده اند. ابعادی بسیار گسترده از تاثیرات مخرب و وحشتزای آن بر بخش بزرگی از جامعه آگاه و متعهد ایرانیان باقی گذاشته است. علیرغم گذشت سالهای متمادی اما پس لرزه های این وقایع هولناک را با آمیزه ای از خشم و تنفر از جانیان حاکم در میان بازماندگان و بویژه نسل جوان آنان مشاهده میکنیم. چه باید کرد؟ چگونه میتوان التیامی بر این زخم ها یافت؟ ( همراه با بخش نظرخواهی )
گفته میشود که پرده ها...
ترکیب کمیته شهری:
کمیته شهری چهارمین گردهمایی سراسری زندانیان سیاسی در شرایطی تشکیل شد که با استفاده از تجربیات قبلی مبنای حضور افراد را در آن ، تنوع اندیشه ها و افکار با هدف مشخص و روشنی که محکومیت ، افشاگری و دادخواهی کشتار زندانیان سیاسی و سرنگونی و عدم آشتی با جمهوری اسلامی با هر جناح موجود در نظر گرفته بود به نحوی که به صورت طبیعی تعدادی از فعالین سیاسی شهر که امکان ارتباط مستقیم با آنان وجود داشت به طور فردی و بقیه در قالب اطلاع رسانی عمومی دعوت به همکاری شدند . ترکیب...
در روز شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰ به مناسبت سی امین سالگرد اعدام مهدی خسرو شاهی و همزمان با روز اعدام علی مهدیزاده در ۲۸ مین سالگرد اعدام او، یک درخت آلبالو در باغ یکی از دوستان خانواده آنها در شهر فرانکفورت آلمان کاشته شد.
این مراسم با حضور کسانی از اعضا ی خانواده آنها وبیش از۶۰ نفر از زندانیان سیاسی سابق رژیم شاه و جمهوری اسلامی و دوستان و یاران آن عزیزان که به این مراسم دعوت شده بودند برگزار شد.
مهدی خسرو شاهی متولد ۱۳۲۵ بود. در سال ۱۳۵۰ در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و به حبس...
بخش دوم / حقوق بشر،
رد پای رفرمیست ها و توده ای ها و اکثریتی ها
iranhamrah@hotmail.com
چهارمین گردهمایی سراسری و سیاست " یک گام به پیش ، دو گام به پس "!
بی تردید در حال حاضر ارزيابى چهارمین گردهمایی، يا بهتر بگوييم ارزيابى ادوار گذشته ی گردهمایی سراسری در باره ی زندانیان سیاسی، موضوع روز کسانی است که دل نگران این نوع حرکت های افشا گرانه بر علیه رژیم کشتار و شکنجه در زندان های ایران است، می باشد. با...
رسول شوکتی از زندانیان سیاسی نظام استبدادی حاکم در پاسخ به نقد مندرج در سایت گزارشگران که در لینک زیر می بینید, متنی آموزنده و مهم نوشته است که نکات قابل توجهی در بر دارد.
نوشتار ایشان را در لینک زیر ملاحظه...
بهروز گرامی نقد ونظرت را خواندم واین نوشته را در جواب برایت مینویسم اگر صلاح دیدی نشر کن والا به زباله دانی .. نمیدانم در دهه شصت شما هم زندانی بوده ای یا نه ؟
بنابراین پاسخ این نوشته را من که تقریبا از نیمه های شصت تا روزهای آخر شصت وهفت با کمی وقفه در این میان که در خاطراتم که فرستادم ومیفرستم و مشاهداتم را ارائه مینمایم ذکرشده وخواهد شد. بنابراین این یادداشت پلمیک سیاسی نیست بلکه تئوری در پراتیک هست یعنی ابژکتیو در مقابل یا در کنار سابژکتیو(یا عینیت...
مجموعه های کوچک و بزرگی با تمامی مشکلات و نارسائی ها گردهم آمدند و یاد آن عزیزان را زنده کردند. گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در شهر گوتنبرگ سوئد از جمله متمرکزترین و شاخص ترین آنها بود. چنانچه مراسم دیگر در محدوده محلی, شهری یا منطقه ای برگزار گردید اما مشخصه این گردهمائی سراسری بودن آن بود. لازم به ذکر نیست که یکی از شاخص های موفقیت یک برنامه بزرگ و سراسری میزان واکنشها و نقدهائی است که پس از آن طرح و مورد بحث قرار میگیرد. ( قطعا این پارامتر تنها یکی از آنهاست ). بنا بر این ادعا نقد را...
amirjavaheri@yahoo.com
جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰ برابر با ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
یادداشتی
درحاشیه چهارمین گردهمآیی سراسری درباره زندانیان سیاسی درگوتنبرگ برابر ۹ تا۱۱سپتامبر
بخش پایانی نقدم به نوشته آقای "مهرزاد.د" که آن را پیشتر،درفیس بوک خود باعنوان : «چگونه زندانیان سیاسی وسیله تبلیغاتی می شوند؟» جاداده بود.
د ردونوشته پیشین ام* آوردم و امروزباردیگربا صراحت واعتقاد راسخ می نویسم: تا به امروز، هرگز،هیچ انسانی نتوانسته...
مطلب دیگری که رفیق بهروز سورن به آن اشاره می کند. متن شعارهای زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم و یا برقرارباد سوسیالیسم درداخل سالنها بوده و ازآ ن به عنوان یک انحراف یاد می کند. من با آن بخشی که رفیق می نویسد «حال آنکه پدیده زندانی سیاسی را نمیتوان تنها با گرایشی ایدئولوژیک تعریف کرد.» کاملاً موافقم اما بانتیجه گیری آن زاویه دارم، شعارهائی که برگزارکننده ی برنامه ای برای تزئین درداخل سالن برگزاری استفاده می کند، نشان ازهویت برگزارکنندگان برنامه است. اتفاقاً من فکرمی کنم که این یکی...
در پاسخ به دموکراسی عام یا دموکراسی شورایی
توضیح
مقاله پیش روی تان ادامه بحثی است "پیرامون شعار آزادی و برچیدن زندانهای سیاسی" که از 20110721 در "شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ــ استکهلم" آغاز گردیده. تا حال دو مقاله از طرف رفیق سعید سهرابی و یک مقاله از طرف من درباره موضوع مورد بحث به نگارش در آمده است و در همین راستا در تاریخ 20110930 نشست عمومی پالتاک برگزار شد. همه این موارد بالا در سایت شورای موجود است.
برچیدن زندانها شعار...
درنا...!
شب از فراز فاصله ها تند و راهوار گذر کن !
اینجا مایست !
برگیر بال زپشت بام فراخ وجود ما –این قلب –
رهوار و پر شتاب !
ما شعر ِ تلخ ِ صادقانه ایم !
عشقی که در هجوم ضرورت
شاید برای همیشه به تعویق افتاد !
( دیدی که باز هم شهیق
گفتیم و هیچ نگفتیم...
سخنرانی همایون ایوانی در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی نورایمان قهاری (شماره 2) در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی علی دروازه غاری در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی شادی امین در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی شادی صدر در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی جعفر امیری در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی لیلا قلعه بانی در چهارمین گردهمایی سراسری
فیلم سخنرانی شکوفه منتظری در چهارمین گردهمایی سراسری
سخنرانی سیروس کفایی در چهارمین گردهمایی سراسری
سخنرانی...
نکته ای که هرگزبیان نشد!
پیش از هر چیز یک پرسش. آیا سمینار چهارم زندانیان سیاسی، نیاز به دفاع دارد؟ در جواب بایستی بگویم که آری. اتفاقاتی روی داده که جهت گیری آنها، دقیقا در مسیر تخریب سمینار بوده و هست. برای من که در کمیته ی برگزاری بودم، کلیت ساختار سمینار ومبارزه ای که میکند، در درجه ای بسیار بالا، قرار داشته و دارد. اینست که نمی توانم نسبت به آنچه حول و حوش سمینار روی داده و می دهد، بی اعتنا باشم. به همین خاطر، واژه ی"دفاع"را، در طرح موضوع، به کار می گیرم.
قبل از نوشتن مطلب، می...
نتیجه آنکه ؛ علیرغم اینکه نوعیت کارازگردهمآیی اول تا به اینجا با فردیت شرکت کننده گان تعریف می شدو دعوت نامه ای درکارنبود، درگوتنبرگ ما برای ضد حمله این جنابان ، همه آنان را هم ازطریق روابط عمومی ما و هم از طریق چهاررادیوی محلی به دفعات مخاطب قرارداده و دعوت به هرسطح ازهمکاری کردیم . ازمنظراین آقایان که با اتخاذ تاکتیک " سیاست بایکوت اعلام نشده"،برما تاختند همواره مرغ همسایه غازاست وحتما هم یک پا دارد. متاسفم که می گویم ؛ حتی رهبری بخشی ازجریانات سرنگونی طلب شهری هم نتوانستند ، شناخته...
سوزنی در یکدست و جوالدوزی در دست دیگر میگیرم. یکی برای خودم و دیگری برای دست اندرکاران زحمتکش گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی. تردید لحظه ای از ذهنم بیرون نمیرود. کدام برای کی؟ برای خودم سوزن که دردش را حس کنم زمانی که جوالدوز را بر گردانندگان روا میدارم یا که وارونه!؟ از نوشتن این سطور بلحاظی شرمنده ام. مگر میشود زحمات آنان را نادیده گرفت و قلم را در نقدشان حرکت داد؟ مگر میتوان حاصل ماهها تدارک و برنامه ریزی و عرق ریختن برای این سه روز را فراموش کرد, قوت ها را ندید و ضعف ها را شمرد؟ از...
iranhamrah@hotmail.com
بار دیگر تابستان فرا رسيد فصلی که ياد آور کشتارهای تابستان سال ۶۷ می باشد. تابستانی که طی آن سردمداران جمهوری اسلامی قتل عامی دهشتناک در زندانهای سراسر کشور به راه انداخته و هزاران زندانی سياسی را اعدام نمودند. به خاطره پايداری ها و شجاعت های فرزندان راستین انقلاب که در آن تابستان خونين بدست حامیان امپریالسم در سیاهچال های جمهوری اسلامی از دم تیغ گذشتند هر سال در سراسر جهان گردهمآئی هائی برگزار می شود تا قبل از هر چيز اجازه ندهند گذشت زمان بر اين جنايت...
ضرورت دادخواهی و دستاوردهای آن
سپتامبر ٢٠١١
موج سرکوب گسترده و قلع و قمع نیروهای سیاسی در ٣٠ خرداد سال ٦٠ و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال ٦٧ محصول شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مشخصی از یک دوران تاریخی است. نخست، ترس، هراس و وحشت گسترده، زندان و اعدامهای گروهی برای "تثبیت قدرت سیاسی" و پایان دادن به مبارزه و کشاکشی که در هر کوچه و محله، هر کارگاه و کارخانه، هر مدرسه و دانشگاه برای آزادی و یک زندگی بهتر و انسانی در جریان بود. سپس برای "ادامه بی خطر...
مساله ارزیابی و چگونگی نگرش و شیوه برخورد برخی جریانات سیاسی در گوتنبرگ با چهارمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران ، به عنوان یک رویداد مهم سیاسی برای ایرانیان و موضوعات حول آن مباحث مختلفی را در میان افراد و نیروهای چپ با برجستگی خاصی مطرح نمود که تا امروز مطالب و نظرات مختلف ازمخالف و موافق را پیرامون آن به رشته تحریر درآورده است.
نوشته حاضر ضمن اینکه تنها نظر شخصی نگارنده را نمایندگی می کند ،می کوشد تا با توجه به این واقعیت ، با مرور کوتاهی بر مواضع برخی...
در میان مختصر اسناد انتشار یافته در مورد قتل عام زندانیان سیاسی بدستور و فتوای شخص آیت الله خمینی، پرسش و پاسخ ویژه ای وجود دارد. جلادان خسته از اعدام، از حاجی نیری قاضی شرع و یکی از دو دستیار اشراقی دادستان وقت تهران اجازه می خواهند زندانیان سیاسی محکوم بمرگ را بجای اعدام تیرباران کنند. حاجی نیری در جواب می گوید مگر به سرتان زده، می خواهید مردم خون هائی را که از کامیون های حمل اجساد می ریزد ببینند؟ بی شرمی، رذالت و هراس نهفته در این پرسش و پاسخ حد و مرزی ندارد، همانگونه که قلم از توصیف...
amirjavaheri@yahoo.com
جمعه ۱مهر ۱۳۹۰ برابر با۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱
یادداشتی
درحاشیه چهارمین گردهمآیی سراسری درباره زندانیان سیاسی درگوتنبرگ برابر ۹ تا۱۱سپتامبر
بناداشتم بعدازفارغ شدن ازکارتوانفرسای پنج ماه دوندگی،تصمیمات جمعی،پشتکاروصرف انرژی همه توان "کمیته اجرایی شهری" ، طی نوشته ای،آنچه را که درمقام مقایسه دیدارم ازسه گردهمآیی پیشین نسبت به چهارمین گردهمآیی سپتامبردرشهرگوتنبرگ،خود شاهدش بوده ام رادرچند شماره بنویسم، ولی سنگ نوشته هایی چند،عمدتا درشبکه مجازی فیس...
پنجمی ها هم مثل من معتقدند که جاذبه تهیه امکانات مالی و یا هنری نمی بایستی بنیان تصمیم گیری درباره حفظ و پایداری و اسکلت سیاسی برگزارکنندگان قرار گیرد. و میبایستی بر دو محور نه فراموشی و نه بخشش و عدم سازش با کلیت رژیم استوار بماند بدون آنکه ملاحظات مالی و تدارکاتی به روند تا کنونی برگزاری ها لطمه بزند. از پدیده کشتارها و زندانی سیاسی نمیتوان تعریفی حزبی داد. گفته یا ناگفته این همایش ها تجمع زندانیان سیاسی سابق چپ تعریف شده بود و طبیعتا و در عدم حضور سازمانها و مستقلین غیر چپ در این...
(سوئد - سپتامبر 2011)
همایش فرصت مغتنمی بود برای گردهم آمدن بخشی از کسانی که مصیبت های دوران زندان هنوز چون زخم های مرهم ناپذیر وجودشان را می تراشد. آنها که تجربه زیستن در دوزخ زمینی را چون بار مسئوولیتی برای افشای رسوایی تاریخ بر شانه هایشان حس می کنند، همچنان که انعکاس صداهای خاموش شده یاران هم بندشان را. در جهانی که از عدالت به دور است و فراموشکاری لازمه شتاب فزاینده آن، این آدم ها بی گمان یگانه پناهگاه یکدیگرند، چون زخم های هم را می شناسند و با تاریخ هم آشنایند. آنها بخشی از گذشته...
گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ سوئد برگزار شد. هنوز جمع بندی ها و گزارشات کمیته برگزار کننده منتشر نشده است. امید که برای اطلاع همگان از این واقعه بسیار مهم سیاسی جزئیات آن بزودی به اطلاع عموم برسد. بهر حال کاری بزرگ پس از مدتهای طولانی توسط تلاش گروهی به انجام رسید و جای تبریک و قدردانی از همه دست اندرکاران صدیق, پرشور و متعهد آن دارد. کار و تلاش شبانه روزی این دوستان برهمه علاقه مندان و وجدان های حساس به تاریخچه خونین سه دهه حاکمیت رژیم و کشتار زندانیان سیاسی بخوبی روشن بوده...
برای مشاهده متن در شکل پ د اف اینجا را کلیک کنید
"حافظه جمعی" ویادها
بمناسبت سومین دهه ی اعدام رفقا
حسین چرخیان، حسین غلامی، مهرداد گرانپایه
عکس : مهرداد گرانپایه
خبر اعدام هر کدام را بنحوی شنیده بودیم . خبرهای کوتاه، بی مقدمه وبرق آسا. سالهای اولیه ی دههء 60 بود. آنموقع شتاب حوادث بود وافت وخیزوگریزکه مجال سوگواری وبزرگداشت هم نمی داد و گاهی ...
محمد رالا *
در مقدمه ی جزوه ی جانباختگان اتحاديه کمونيست ها می خوانيم: «در راه نبرد برای كمونيسم، همواره افرادی در صحنهی مبارزه ظهور می کنند كه بيش از ديگران در اين راه تلاش كرده و تاثيرات كيفيتا عميقتری بر جای می گذارند. اينها آميزهای از استواری بر اصول كمونيسم و قدرت بكارگيری اين علم و توان هدايت و هماهنگ ساختن مجموعهی نيروهای آگاه طبقه را در خود فشرده كرده اند و به مفهومی خود بهترين و روشنترين بيانِ جهانبينی، سياست و ايدئولوژی پرولتاريا هستند. اينها رهبرانی كمونيست اند...
با ناصر اخوان ومترجم برجسته زنده یاد :فرهاد غبرایی در یک شهر ودر یک مدرسه بالیدیم وبا هم ،دوستی ِسه گانه ی ِصمیمانه ای داشتیم.فرهاد ، تنها به ادبیات دل بست اما سیاست، ناصر را نشانه گرفت. از سال 53 تا 56 درزندان قصر ناصر ، پیوسته در کنار دلم بود و شعر شاملو مهمان ِ عاطفه ی لبریز ِما.
درشب عروسی اش در کنارش بودم . در سال 67 سلاخان جمهوری اسلامی او را به قتلگاه بردند.
بی شک با شعری شور انگیز که در جان ِ شعله بارش زبانه داشت. از پس ِ...
با تاکسی وارد کوچه نسبتا باریکی شدیم که پراز خانه های مسکونی بود و در یک طرف کوچه ماشینها تنگاتنگ پارک کرده بودند. تاکسی در مقابل یک خانه کلنگی ایستاد او به سرعت از تاکسی پیاده شد تا از خانه مادرش دستگاه تایپی را که از مدتها پیش و بعد از پاکسازی هنوز باقی مانده بود بیاورد و من در تاکسی ماندم.مدتها بود که به این خانه رفت و آمد نمیکرد . شب بود . من به ماشینهائی که روبروی ما پارک کرده بودند نگاه میکردم همه خالی به نظر میرسیدند. ماشینی از پشت سر آمد در روشنائی نور این...
آفتاب به جایی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. از دیار باران، صخره و بلور. سنگر، گلوله و حماسه. زندان، شکنجه و اعدام. از دیار مقاومت، جوشش ، خروش و بیداری تا جغرافیای وسیع انسانیت تا زیستن با زخم ها و فریادهای دیروز و امروزمان در دهکده های درهم شکسته، هم چون عضویی از ملتی ستم دیده شاهد رنج ها و اشک ها و مقاومت ها هستم.
قبل از هر چیز از سازمان های مدافع حقوق بشر، نهادهای فعال مدنی، سیاسی و فرهنگی و آزادیخواهان سپاس و قدردانی می نمایم.
این جانب شیرکو معارفی که مدت زمان...
بار دیگر تابستان است و یاد عزیزان به خون خفته در دهه شصت و همچنین کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال 1367 بیدار کننده همه وجدانهائی است که نسبت به تاریخ خونبار مردم کشورمان بی تفاوت نیستند. تابستان سال 1367 نقطه اوج و تبلور سیمای جنایتکارانه حاکمان بوده است. فوج فوج آزادگان را قتلعام کردند و هیچ صدائی بر نخواست. خبر این جنایت عظیم اساسا پخش نشد. همه را کتمان کردند و کماکان سکوت کرده اند. حاکمان, خاوران و سایر گورهای جمعی را تخریب می کنند. با درخت کاری و یا هر حیله دیگر...
١. ٣٣ سال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بدون جنایت و اعدام نبوده است .
٢. سال ١٣٦٧ به لحاظ تعداد قربانیان اوج جنایات ها و دد منشی های جمهوری اسلامی است .
٣. همه ی دست اندرکاران ریز و درشت رژیم در جنایت سال ١٣٦٧ سهیم اند . اما برخی نقش تعیین کننده تر و عمده تر از لحاظ امریت و عاملیت داشته اند . مثلا نقش خمینی ، نیری ، لاجوردی و اشراقی بسیار پررنک تر از نقش موسوی و کروبی بوده ، که ظاهرا « تدارکات چی » بوده اند .
٤. از این رو همه ی دست اندر کاران رژیم باید پاسخگوی میزان دخالت گری و...
بیست و سه سال پیش در همین ایام همبند عزیزم "رقیه اکبری" بعد از تحمل هفت سال زندان، به جرم دفاع از هویت سیاسی و شرف انسانی خود، به همراه هزاران انسان شریف و آزاده دیگر، مظلومانه در زندان اوین به دار شقاوت آویخته شد. همزمان دخترک خردسال او "مهناز" کوچولو بر "ساقه تابیده کنف" جوانه شد و حالا همچون درختی از چنگل مقاومت مردم، در کسوت یک رزمنده آزادی در شهر اشرف به سر میبرد.
وقتی "طناب بدستان" تبهکار رقیه و دیگر زندانیان سیاسی دلاور را قتل عام...
بیش از سه دهه جنایات نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته است. هزاران زخم خورده در سوگ عزیزانشان در داخل و خارج کشور پراکنده اند. ابعادی بسیار گسترده از تاثیرات مخرب و وحشتزای آن بر بخش بزرگی از جامعه آگاه و متعهد ایرانیان باقی گذاشته است. علیرغم گذشت سالهای متمادی اما پس لرزه های این وقایع هولناک را با آمیزه ای از خشم و تنفر از جانیان حاکم در میان بازماندگان و بویژه نسل جوان آنان مشاهده میکنیم. چه باید کرد؟ چگونه میتوان التیامی بر این زخمها یافت؟
قطعاً تا تغییر نظام جمهوری اسلامی و پیگیری این...
جواب «بهرام رحمانی» به نطر خواهی وب سایت گزارشگران
behram.rehmani@gmail.com
در آغاز هر تابستان، دردها و زخم های مادران، پدران، خواهران، همسران، فرزندان، اقوام، انسان های آزاده و هم سازمان های کسانی که عزیزانشان در دهه شصت به ویژه سال 1367 برابر با 1988، با فتواها و فرمان های جنایت کارانه آیت الله خمینی، رهبر و بینان گذار حکومت وحشت و ترور، شکنجه و اعدام، فقر و فلاکت اسلامی از دست داده اند، دهان باز می کند؛ تا مغز استخوان سوز می کشد و خشم و نفرت عمومی مردم آزاده از حکومت...
نظرياتی مبنی بر اين هستند که برای محاکمه عاملين کشتار سراسری زندانيان سياسی در دهه شصت و بويژه تابستان ۱۳۶۷ بعنوان اوج خشونت و انسان ستيزی ج ا عليه زندانيان سياسی ميبايستی از هم اکنون آغاز...
رها شدگان هتل اموات هنوز بیاد دارند که چوبک های خشک نگهبانان بعلامت نجس بودن زندانیان دگر اندیش ابزار ارتباطی با زندانیان بود و چگونه ضربه های دیواری مرس تنها امکان ارتباطی میان همدردان همسایه در سلولهای کناری بشمار می آمد. نوشته همنشین بهار گویای بخشی از حقایق هتل اموات است و بعنوان یک ساکن آن پیشنهاد میکنم که این متن را در آدرس زیر بخوانید. گفتگوهای زندان, خاوران مجازی و کانونهای دفاع از زندانیان سیاسی بهتر است که تلاشهای خود را نه تنها در زمینه ارتباطات و تعلقات خود بلکه از منظر تمامی...
به تازگی سایت خودنویس متنی را که گفته میشود صحبتهای موسوی با اعضای یکی از ستادهای تبلیغاتی اوست انتشار داده است که در آن موسوی در رابطه با «اعدامهای دهه ۶۰» پاسخ میدهد. بنا به گزارش سایت خودنویس این پرسش و پاسخ در نیمه شعبان سال گذشته و پس از انتشار گزارش قاضی جفری رابرتسون و تأکید او بر مسئولیت میرحسین موسوی در کشتار ۶۷ صورت گرفته است.
چند روزی صبر کردم تا چنانچه این سخنان از سوی موسوی بیان نشده توسط سایتهای وابسته به او...
بیش از سه دهه پیش در همین روزها در هتل اموات در اصفهان، زندانی بودم.
هتل اموات یعنی چه؟
زندانیان سیاسی به طنز به یکی از شکنجه ـ خانه های اصفهان که گویا پیش تر اصطبل اسبهای کاشفی (از سرمایه داران اصفهان) بوده ـ هتل اموات میگفتند که یک معنی اش این بود که هرکس پایش به آنجا برسد دیگر آخر ـ عاقبت اش با خدا است و فاتحه اش خوانده شده...
سال ۶۰ خیلی ها در آنجا شکنجه و سر به نیست شدند.
در داخل این کمیته صحرایی (هتل اموات) راهرویی بود که هر طرفش سیزده تا سلول داشت. می گفتند دو تا از این...
حکومت دار و درفش و سرنیزه جمهوری اسلامی همچنان به اعدام و شکنجه فرزندان شریف کشورمان ادامه می دهد. سی و دو سال سرکوب و قلع و قمع مخالفان و منتقدان از سوی جمهوری اسلامی سپری شده است و نظام استبدادی حاکم همچنان به حصر و شکنجه و نابود کردن زندانیان سیاسی کارگران دانشجویان و زنان ایران با وقاحت تمام و کمال ادامه میدهد. حسین خضری را هم اعدام کردند, فردا نوبت کیست؟ بی شرمی این قاتلان تا حدی است که خبرگان و سرمایه های انسانی مردم کشورمان را در سیاهچال های مخوف خود افکنده و لحظه ای از آن...