۱۴۰۳-۰۲-۱۷

عقیل دغاقله: دموکراسی و سرکوب پلیس, نگاهی به اعتراضات اخیر آمریکا



بسیاری از برخورد خشونت‌بار پلیس آمریکا با دانشجویان تعجب کرده‌اند. تعجب نکنید! کار پلیس همین است. در این‌باره حداقل از منظر جامعه شناختی نوعی اجماع وجود دارد. رویکردهای محافظه‌کارانه جامعه شناسی که تقریبا از سکه افتاده‌اند (به جز ایران البته) می‌گویند پلیس قوه‌ قهریه برای حفظ نظم اجتماعی است. رویکردهای انتقادی هم همین را می‌گویند اما باور دارند که نظم اجتماعی در خدمت طبقه مسلط است. بر این مبنا نقش پلیس حفظ قدرت گروه مسلط (نژادی، قومی، دینی، جنسی، طبقاتی) و محافظت از تداوم حکمرانی این گروه‌ها و ارزش‌ها و هنجارهای آنان است.

مثال روشن برخورد پلیس با جنبش مدنی آمریکا است. آن زمان سیاه پوستان مخل امنیت محسوب می‌شدند و به شدت سرکوب شدند. امروز که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که پلیس در خدمت سفیدپوستانی بود که امنیت خود را به عنوان امنیت کل جامعه جا زده بودند. این یک نمونه از هزاران نمونه‌ی تاریخی. 
مثال دیگری بزنم؛ اگر امروز کارگران در هر کجای جهان تجمع اعتراضی جدی برگزار کنند پلیس آنها را سرکوب می‌کند. چرا؟ چون نظم اجتماعی حاکم به سود دولت، کارفرمایان و بخش‌های زیادی از طبقه‌ی متوسط به بالاست. اعتراضات کارگری این نظم را به چالش می‌کشد. البته می‌دانیم که آنکه سلطه دارد وضع نابرابر را وضع بهینه برای همه معرفی می‌کند.

اما چرا این سرکوب‌های خشن را در دموکراسی‌ها کم می‌بینیم و اکنون شوک زده شده‌ایم؟ به این دلیل که دموکراسی‌های با ثباتی چون آمریکا- به جز هژمونی‌ای که کلیدی است اما مجال آن اینجا نیست- راهکارهایی چون انتخابات، حق آزادی بیان، تشکیلات مدنی، و در یک کلمه نظام دموکراتیک را طراحی کرده‌اند تا امکانی برای اعتراض و سیاست‌ورزی نهادی ایجاد کنند.  البته همه این مکانیسم‌ها در خدمت حل و فصل رقابت و اصطکاک میان طیف‌های قدرتمند جامعه است؛ برای مثال دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها فقط دو حزب ساده سیاسی نیستند. آنها نهادهای قدرتمند جامعه آمریکا و ارزش‌های آنان را نمایندگی می‌کنند. نهادهایی مانند کلیسا و جریانات مسیحی، جریانات نژادی، شرکت‌های بزرگ اقتصادی، کمپانی‌های نظامی و طبقات اقتصادی اکثرا مرفه. و چون میان این نهادها نوعی توازن قوا وجود دارد هیچ گروهی نمی‌تواند بازی را به هم بزند. در این توازن پلیس توان و مشروعیت سرکوب خشن گروه‌هایی که بخش این ساخت قدرت هستند را ندارد. برای مثال نمی‌تواند جریانات مسیحی مخالف حق سقط جنین را سرکوب کند به این دلیل ساده که کلیسا قدرت دارد و بخشی از این معادله بزرگ است.
اما اگر خواسته یا اعتراض جدی بر خلاف تمایلات این نهادهای مسلط ظهور کند تفاوتی میان پلیس آمریکا با روسیه، چین یا ایران نیست. پلیس آمریکا به همان سبک کشورهای دیگر برخورد می‌کنند و شاید بدتر و خشن تر. چرا؟ چون پلیس آمریکا به دلیل حمایت اکثریت، مشروعیتی دارد که پلیس ایران فاقد آن است. به همین دلیل است که در اعتراضات اخیر پلیس وارد می‌شود و به بدترین شکل سرکوب می‌کند.

اما برویم سراغ ایران، آنانی که به این اعتراضات و خشونت پلیس اشاره می‌کنند تا سرکوب‌های ایران را توجیه کنند ملتفت تفاوت‌هایی که بین آمریکا و ایران وجود دارد نیستند. تفاوت اول وسعت سرکوب است. در جامعه آمریکا در همان چارچوبی که توضیح داده شد اعتراضات همیشه برقرار است: از اعتراض موافقان و مخالفان سقط جنین، اعتراضات گروه‌های ال جی بی تی کیو، اعتراضات و اعتصابات اتحادیه کارگری و ده‌ها نمونه‌ی دیگر. همچنین اعتصاب و اشغال فضای عمومی نیز به نسبت امری عادی است و شمار آنها آنقدر زیاد است که بخش اندکی از آنها به اخبار کلان آمریکا راه پیدا می‌کنند. بازداشت شدگانی هم اگر باشند حداکثر یک شب می‌مانند و بعد به کار و زندگی خود باز می‌گردند؛ به عبارتی سرکوب‌ های خشن پلیس در آمریکا استثنا اما در ایران یک قاعده است. در ایران اجازه اعتراض داده نمی‌شود تا به بحث سرکوب یا عدم سرکوب برسیم.

تفاوت دوم این است که در آمریکا پلیس دست آهنین اکثریت برای سرکوب آنانی است که علیه وضع موجود شوریده‌اند. در ایران وضع کاملا برعکس است. این اقلیت است که این دست آهنین را به کار می‌گیرد. ۷۳ درصد مردم ایران موافق جدایی دین از سیاست هستند و اکثریت مخالف حجاب اجباری هستند. اما پلیس مردم را سرکوب می کند برای تحمیل خواسته‌ها و ارزش‌های اقلیت.

آخر اینکه هر نظم اجتماعی که مبتنی بر نابرابری، بی‌عدالتی و استثمار باشد به‌ناچار با قوه قهریه و مشت آهنین پلیس حفظ می‌شود. اگر بخشی از اکثریت (یا اقلیت) مسلط هستید از سرکوب‌هایی که در آمریکا می‌شود ذوق زده می‌شوید چون چنین سرکوبی آرزوست. اگر هم بخشی از حذف‌شدگان و له‌شدگان باشید مرعوب می‌شوید و حالتان به هم می‌خورد از این همه قدرت، خشونت و مشروعیتی که اکثریت می‌تواند داشته باشد.

اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر