بیست و سومین روز جنگ
امروز یکشنبه دوم فرودین 1405-بیست و دوم مارس 2026، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد بیست و سومین روز خود شد.
دونالد ترامپ میگوید که اگر تنگه هرمز در ۴۸ ساعت آینده کاملا باز نشود، نیروگاههای ایران را نابود خواهد کرد و این کار را با بزرگترین نیروگاه آغاز میکند. جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ گفته است اگر به زیرساختهای سوخت و انرژی حمله شود «تمام زیرساختهای انرژی، فناوری اطلاعات و آبشیرینکن» آمریکا و منطقه را هدف قرار خواهد داد. عربستان سعودی پنج نفر از کارکنان سفارت ایران از جمله وابسته نظامی را عنصر نامطلوب دانست و دستور داد که ظرف ۲۴ ساعت خاک آن کشور را ترک کنند. ایران در چند ساعت گذشته چندین حمله موشکی به نقاط مختلف اسرائیل کرده است.
بنیامین نتانیاهو میگوید اسرائیل سراغ تکتک سران سپاه و اموال و تاسیساتشان خواهد رفت.
جمهوری اسلامی ایران میگوید دکترین نظامیاش از تدافعی به تهاجمی تغییر کرده است. پس از اینکه دونالد ترامپ تهدید کرد اگر تنگه هرمز تا ۴۸ ساعت دیگر باز نشود به نیروگاههای ایران حمله میکند، محمدباقر قالیباف تاکید کرد که در این صورت زیرساختهای «سراسر منطقه بهنحو بازگشتناپذیر منهدم خواهند شد.» در همین حال ایران میگوید یک جنگنده اف-۱۵ را حوالی جزیره هرمز هدف قرار داده است. حملههای راکتی و پهپادی حزبالله به اسرائیل و حملات هوایی اسرائیل به لبنان و جنگ زمینی در مرز ادامه دارد و اسرائیل میگوید ۹ نیروی حزبالله را در درگیری کشته است.
امروز یکشنبه دوم فروردین ١٤٠٥، حملات به بندرهای لنگه و کنگ، چابهار، خرمشهر رشت، تفرش و فراهان، تهران، شهر ری، شهریار، دماوند، فردیس کرج و... صورت گرفته است.
*ارتش اسرائیل میگوید موج جدیدی از موشکها به سمت خاک این کشور شلیک شده شلیک سه موشک بالستیک به سمت ریاض.
*وبسایت حکومتی فرارو: شش شرط برای توقف جنگ. یک مقام حکومتس بدون ذکر نام در مصاحبه با شبکه عربی المیادین، شش شرط ایران برای توقف جنگ را مطرح کرده است: به گفته مقام، «نخست، ارائه تضمین برایعدم تکرار جنگ؛ دوم، تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه؛ سوم، پرداخت غرامت از سوی طرف متجاوز به ایران؛ چهارم، پایان دادن به جنگها در تمامی جبهههای منطقه؛ پنجم، ایجاد یک نظام حقوقی جدید برای تنگه هرمز؛ و ششم، محاکمه و تحویل عناصر رسانهای «معاند علیه ایران به کشور» از جمله این شروط است.
اسرائیل: ایران ۴۰۰ موشک به ما شلیک کرده که ۹۲ درصد آنها رهگیری شدهاند. سخنگوی ارتش اسرائیل، اعلام کرد که از آغاز حملهاش بههمراه آمریکا علیه ایران، تهران در پاسخ بیش از ۴۰۰ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرده است که ۹۲ درصد آنها رهگیری شدهاند.
*ترامپ: اگر ایران تا ۴۸ ساعت آینده تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاههایشان را میزنیم
*کمی پس از ضربالاجل ترامپ، قرارگاه خاتمالانبیا بار دیگر زیرساختهای منطقه را تهدید کرد.
*وبسایت اکسیوس شامگاه شنبه به نقل از یک مقام آمریکایی و یک منبع آگاه دیگر نوشت که دولت دونالد ترامپ بعد از سه هفته جنگ، بحثهای اولیه درباره مرحله بعدی و اینکه مذاکرات صلح با ایران چه شکلی خواهد داشت را آغاز کرده است.
*بنیامین نتانیاهو در واکنش به حملات موشکی جمهوری اسلامی گفت: «ما با قدرت کامل واکنش نشان میدهیم اما نه با هدف قرار دادن غیرنظامیان، بلکه با هدف قرار دادن سران رژیم و سپاه، این باند تبهکار را تعقیب خواهیم کرد و سراغ تکتک آنها میرویم، رهبرانشان، تاسیساتشان و دارایی اقتصادیشان.»
او درباره تهدید ترامپ مبنی بر حمله به نیروگاهها در صورت باز نشدن تنگه هرمز، گفت: «ترامپ دقیقا میداند که چه میکند و هر کاری را که قرار باشد انجام شود، را با هم انجام خواهیم داد.»
* مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دولت پزشکیان، گفت بلافاصله پس از کشتهشدن اسماعیل خطیب، حکم سرپرست وزارت اطلاعات از سوی مسعود پزشکیان صادر و به مراجع ذیربط ابلاغ شد. او بدون اشاره به نام سرپرست وزارت اطلاعات نوشت اطلاعرسانی در اینباره در «وقت مقتضی» انجام خواهد شد. اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در روزهای گذشته کشته شد. در پی کشته شدن بسیاری از مقامهای ارشد حکومت، نام جانشینان آنها تاکنون اعلام نشده است.
* حساب محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بلافاصله پس از هدف قرار گرفتن نیروگاههای برق و زیرساختها در کشورمان، زیرساختهای حیاتی و زیرساختهای انرژی و نفت در سراسر منطقه، اهدافی مشروع تلقی شده و به نحو بازگشتناپذیر منهدم خواهند شد.»
*بامداد دوم فروردین، چندین انفجار در مناطق دماوند و آبسرد گزارش شده که به گفته منابع محلی، شامل سه انفجار در حوالی جابان و حدود ۱۰ انفجار در پایگاه حیدر کرار بوده است. همچنین در اصفهان نیز حوالی ساعت ۱۰:۳۵ همان روز، چندین انفجار پیاپی گزارش شده است. در شبکههای اجتماعی تصاویری از این انفجارها منتشر شده است. اما یورونیوز بهطور مستقل قادر به تایید این دادهها و تصاویر نیست.
تصاویری از حمله روز یکشنبه اسرائیل به اصفهان شبکههای اجتماعی
تهدیدهای آمریکا و ایران
فرماندهی مرکزی ایالات متحده «سنتکام» روز یکشنبه ویدئویی را منتشر کرد که لحظه هدف قرار دادن مواضع نظامی ایران را مستند کرده است.
سنتکام در پستی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد: «نیروهای آمریکایی همچنان بر اهداف نظامی مشخص و دقیق تمرکز دارند تا ایران را از توانایی نمایش قدرت علیه آمریکاییها و همسایگانش محروم کنند.»
در پست دیگری که سنتکام روز شنبه منتشر کرد، ژنرال براد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اظهار داشت: «توانمندیهای ایران در حال فروپاشی است.» او این پست را با ویدئویی از حملات آمریکا به اهدافی در داخل ایران پیوست کرده بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، روز شنبه اعلام کرد که به اهداف خود در جنگ علیه ایران دست یافته است. او تاکید کرد که در پیشبرد این جنگ، هفتهها از جدول زمانی تعیینشده جلوتر است.
ترامپ ساعتی بعد، تهدید کرد که اگر ایران ظرف 48 ساعت آینده، تنگه هرمز را بهطور کامل و بدون هیچ تهدیدی باز نکند، ایالات متحده نیروگاههای مختلف آنها را هدف قرار داده و نابود خواهد کرد؛ و این اقدام را با بزرگترین نیروگاه آغاز میکند.
سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا ساعتی بعد از اظهارات ترامپ، در بیانیهای که خبرگزاری «فارس» آن را منتشر کرد، اعلام کرد: «چنانچه دشمن به زیرساختهای سوخت و انرژی حمله کند، تمام زیرساختهای انرژی، فناوری اطلاعات و آبشیرینکن متعلق به آمریکا و رژیم در منطقه، هدف قرار خواهد گرفت.» اما سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا، مشخص نکرد که کدام «رژیم» را مورد هدف قرار خواهند داد.
ساختمانهای مسکونی آسیبدیده در حمله موشکی ایران به عراد، در جنوب اسرائیل، ۲۲ مارس ۲۰۲۶ AP - Ohad Zwigenberg
موشکهای ایران ۱۷۵ نفر را در شهرهای نزدیک سایت هستهای اسرائیل زخمی کردند
مرکز پزشکی و پژوهشی سوروکا، مرکز درمانی اصلی منطقه «نِگِو» اسرائیل، گفت دستکم ۱۷۵ نفر در حملات موشکی ایران به دو شهر جنوبی در نزدیکی یک تاسیسات هستهای زخمی شدهاند؛ وضعیت ۱۰ نفر از آنها، از جمله دستکم یک کودک، وخیم است. به گفته این مرکز، این افراد پس از اصابت موشکهای بالستیک به دو شهر عراد و دیمونا در عصر شنبه ۲۱ مارس- اول فروردین، زخمی شدند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفته است که هیچگونه خسارتی به این تاسیسات تحقیقات هستهای، واقع در حدود ۱۳ کیلومتری(۸ مایلی) شهر دیمونا، به آنها گزارش نشده است.
تلویزیون ایران، اعلام کرده بود که این حملات در پاسخ به حمله به تاسیسات هستهای نطنز در روز شنبه انجام شده است.
به گفته خدمات اورژانس اسرائیل، امروز یکشنبه 22 مارس هم دستکم هفت نفر در حمله موشکی ایران به تلآویو زخمی شدند.
نیروی هوایی اسرائیل گفته است که تهران از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه-۹ اسفند،، تاکنون ۴۰۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرده است. این نیرو اضافه میکند که ۹۲ درصد از این موشکها رهگیری شدهاند.
ساکنان عراد گفتند که صدای انفجارهایی که روز شنبه شنیدند وحشتناک بود. موشک به چندین ساختمان آسیب جدی وارد کرد و یک گودال عمیق برجای گذاشت.
نرام زید، امدادگر در عراد، به بیبیسی نیوز گفت که «کودکان زیادی را با جراحات سر و سینه» دیده که در اثر برخورد اشیاء در داخل ساختمان آسیبدیده بوده است: «سعی میکردم به یک دختر ۱۰ ساله که از ناحیه سر آسیب دیده بود و صورتش از شیشههای شکسته خونآلود بود، اطمینان خاطر بدهم.»
«او از سوار شدن به آمبولانس خودداری میکرد چون والدینش هنوز داخل ساختمان بودند و ما منتظر ماندیم تا والدینش از آپارتمان تخریبشده بیرون اورده شوند و سپس همه آنها را به بیمارستان فرستادیم.»
دیوارهای بیرونی دو ساختمان مسکونی در اثر برخورد موشک از جا کنده شده بودند.
جمعیتی از مردان با لباسهای تیره در این شهر که اغلب ساکنان آن از یهودیان بنیادگرای «حریدی» هستند، ایستاده و به محل تخریبشده خیره شده بودند.
شهر دیمونا، در همان نزدیکی نیز هدف اصابت موشک قرار گرفت. در میان مجروحان این شهر، یک پسر بچه ۱۰ ساله هم بود. پزشکان وضعیت او را وخیم توصیف کردند.
آتشنشانان اسرائیلی گفتند: «در دیمونا و عراد، رهگیرها پرتاب شدند ولی نتوانستند به موشکها برخورد کنند؛ در نتیجه دو موشک بالستیک با کلاهکهای صدها کیلوگرمی مستقیم به اسرائیل اصابت کردند.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و اسحاق هرتسوگ، رییسجمهور، یکشنبه 22 مارس، از مناطق آسیبدیده بازدید کردند.
تحقیقات فوری در حال انجام است تا مشخص شود چگونه موشکها توانستند از سیستم دفاع هوایی اسرائیل رد شوند؛ هرچند مثل جنگ ۱۲ روزه در تابستان، اسرائیلیها میدانند که این سیستم امکان خطا دارد.
مرکز تحقیقات هستهای شیمون پرز نگو در صحرای نگو(در عربی به آن صحرای نقب میگویند) به «راکتور دیمونا» معروف است. این مرکز مدتهاست که به عنوان زرادخانه اعلامنشده سلاحهای هستهای اسرائیل تلقی میشود.
گفته رسمی این است که این سایت صرفا بر تحقیقات تمرکز دارد اما حدود شش دهه است که این یک راز آشکار بوده که اسرائیل در آنجا بمب هستهای تولید کرده است؛ اگرچه همه دولتها یکی پس از دیگری موضعی مبهم را همچنان حفظ کردهاند.
این به این معنا است که اسرائیل تنها قدرت هستهای در خاورمیانه است. بنابراین، هرگونه نشانهای مبنی بر هدف گرفتن آن، در اسرائیل بسیار جدی تلقی میشود.
هم اسرائیل و هم ایالات متحده آمریکا، نابودی هرگونه ظرفیت احتمالی ایران برای تولید بمب هستهای را هدف اصلی جنگ تعیین کردهاند.
حمله به شهر نزدیک به تاسیسات هستهای اسرائیل پس از حمله آمریکا به تاسیسات هستهای نظنز بود که ساعاتی قبل اتفاق افتاده بود.
سازمان انرژی اتمی ایران، حمله به نطنز را نقض پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای توصیف کرد، اگرچه گفته که «هیچ نشتی از مواد رادیواکتیو» گزارش نشده است و «هیچ خطری برای ساکنان مناطق اطراف وجود ندارد.»
آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت که در هیچیک از دو مورد نشانهای مبنی بر نشت رادیواکتیو دریافت نکرده است.
سایت نطنز در روزهای اول جنگ که از ۲۸ فوریه-۹ اسفند آغاز شد، هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. در جنگ ۱۲ روزه ژوئن-خرداد هم به آن حمله شد.
وزارت بهداشت اسرائیل روز یکشنبه، اعلام کرد که در بحبوحه تشدید درگیریها بین اسرائیل و ایران و حزبالله، طی ۲۴ ساعت گذشته ۳۰۳ زخمی در بیمارستانهای این کشور بستری شدهاند.
ادامه حملات در نقاط مختلف ایران
به گزارش رسانههای داخلی از جمله جماران و هممیهن، دقایقی پیش صدای چند انفجار در شرق تهران، از جمله در محدوده پیروزی، شنیده شده است. همچنین گزارشهایی از وقوع انفجار در شیراز، چابهار و اطراف خرمشهر منتشر شده است.
در همین حال، معاون امنیتی استانداری خوزستان اعلام کرد که در اهواز بمبهایی در زمینهای خالی سقوط کرده و تلفات جانی نداشته است. با این حال، گفته شده در اندیمشک ساختمانی آسیب دیده است.
در استان کرمان نیز به گفته معاون استاندار، یک «منطقه غیرمسکونی» در رفسنجان هدف حمله قرار گرفته است.
مقامهای استان یزد نیز از هدف قرار گرفتن دو نقطه نظامی در خارج از شهر خبر دادهاند و گفتهاند تاکنون خسارتی گزارش نشده است.
در شمال ایران، خبرگزاری مهر گزارش داده است که در پی حمله به نقطهای در رامسر، «سه نفر» کشته شدهاند. همچنین در استان گیلان، حمله به نقطهای در روستای دستک کیاشهر گزارش شده که به گفته معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان «دو کشته» بر جای گذاشته است.
همزمان، گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز از انفجارهای سنگین در پردیس، دماوند، شهرری و ورامین در استان تهران، اندیمشک، خرمشهر، هشتگرد و وقوع آتشسوزی در نزدیکی رفسنجان حکایت دارد. برخی کاربران همچنین از خسارت به ساختمانهایی در شرق تهران خبر دادهاند.
درپی قطع اینترنت، رادیو فردا نمیتواند مستقلا صحت این گزارشها را تایید کند.
حمله اسرائيل به سایت تحقیق و توسعه دانشگاه مالک اشتر
اسرائیل اعلام کرد نیروی هوایی این کشور به یک مرکز تحقیق و توسعه مرتبط با برنامه هستهای ایران در تهران حمله کرده است. به گفته ارتش اسرائیل، این مرکز در دانشگاه مالک اشتر قرار داشته است.
به گفته ارتش اسرائیل، نیروی هوایی این کشور به یک مرکز تحقیق و توسعه مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی در تهران حمله کرده است. به گفته ارتش اسرائیل، این مرکز در دانشگاه مالک اشتر قرار داشته و برای توسعه قطعات سلاحهای هستهای مورد استفاده قرار میگرفته است.
دانشگاه مالک اشتر که زیر نظر وزارت دفاع جمهوری اسلامی فعالیت میکند، به دلیل نقش آن در برنامههای هستهای و موشکی ایران تحت تحریم کشورهای غربی قرار دارد.
جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست. با این حال، تهران سطح غنیسازی اورانیوم را به میزانی رسانده که کاربرد غیرنظامی مشخصی ندارد، دسترسی بازرسان بینالمللی به برخی تأسیسات را محدود کرده و برنامه موشکهای بالستیک خود را گسترش داده است.
اسرائیل در جریان جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵ نیز مدعی شده بود جمهوری اسلامی گامهایی در مسیر نظامیسازی اورانیوم غنیشده و تولید بمب برداشته است.
حمله به مجتمع غنیسازی نطنز
در همین حال، رسانههای ایران گزارش دادهاند که نیروهای آمریکا و اسرائیل صبح شنبه ۲۱ مارس-اول فروردین، مجتمع غنیسازی نطنز با نام «شهید احمدی روشن» را هدف قرار دادهاند.
به گفته کارشناسان فنی، هیچگونه نشت مواد رادیواکتیو رخ نداده و خطری ساکنان اطراف را تهدید نمیکند.
ارتش اسرائیل در پاسخ به پرسشی درباره این حمله اعلام کرد در آن منطقه عملیاتی انجام نداده و درباره فعالیتهای آمریکا نیز اظهارنظری نمیکند.
بر اساس برآوردها، حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران در پی حملات سال گذشته آمریکا در زیر آوار تأسیسات، بهویژه در مناطق اصفهان و نطنز، مدفون شده است.
این میزان اورانیوم تنها یک گام با سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله دارد و میتواند برای تولید حدود ۱۰ بمب هستهای کافی باشد.
تامین امنیت این ذخایر اورانیوم غنیشده یکی از اهداف احتمالی جنگ برای آمریکا و اسرائیل تلقی میشود، هرچند اجرای چنین عملیاتی بسیار پیچیده و پرخطر ارزیابی میشود.
ارتش اسرائیل: عملیات در میانه راه قرار دارد
در همین حال ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، اعلام کرد عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی اکنون در «نیمه راه» قرار دارد.
او در یک پیام ویدئویی گفت: «ما در نیمه مسیر هستیم، اما جهت روشن است. حدود یک هفته دیگر، همزمان با عید پسح، به مبارزه برای آزادی و آینده خود ادامه خواهیم داد.»
زمیر افزود خسارات گستردهای که در سه هفته گذشته به حکومت ایران وارد شده، اکنون به دستاوردی در سطوح راهبردی، نظامی، اقتصادی و حکومتی تبدیل شده است.
او گفت در نتیجه این حملات، حکومت ایران تضعیف شده و توان دفاعی قابل توجهی ندارد. به گفته او، رهبران این حکومت که بهدنبال توسعه تواناییهایی برای نابودی اسرائیل بودند، اکنون «ضعیف و دچار سردرگمی» شدهاند.
زمیر، همچنین به حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه مشترک آمریکا و بریتانیا در دیهگو گارسیا اشاره کرد و گفت: «ایران روز جمعه یک موشک بالستیک قارهپیما دو مرحلهای با برد ۴۰۰۰ کیلومتر به سمت هدفی آمریکایی در این جزیره شلیک کرد.»
او افزود این موشکها برای هدف قرار دادن اسرائیل طراحی نشدهاند، بلکه برد آنها به پایتختهای اروپایی نیز میرسد و شهرهایی مانند برلین، پاریس و رم در محدوده تهدید مستقیم آن قرار دارند.
تداوم حملات موشکی ایران به اسرائیل
صبح یکشنبه بار دیگر آژیر هشدار حملات موشکی در اسرائیل به صدا درآمد. این در حالی است که رسانههای این کشور این کشور گزارش دادند که ایران در بامداد یکشنبه دستکم در دو نوبت جداگانه حمله موشکی به اسرائیل را ادامه داده است.
ارتش اسرائیل، اعلام کرد این دو موج حمله در فاصله زمانی حدود یک ساعت رخ داده و سامانههای پدافندی بخش قابلتوجهی از موشکها را رهگیری کردهاند.
بر اساس این گزارشها، در پی این حملات آژیر خطر در چندین منطقه از جمله بخشهایی از مرکز و جنوب اسرائیل به صدا درآمد و از شهروندان خواسته شد به پناهگاهها بروند.
مقامهای اسرائیلی گفتهاند که برخی از موشکها در مناطق باز یا غیرمسکونی فرود آمده و گزارشی از تلفات گسترده منتشر نشده است.
در همین حال، جزئیات بیشتری درباره شمار دقیق موشکهای شلیکشده یا اهداف احتمالی این حملات منتشر نشده و وضعیت همچنان در حال تحول گزارش شده است.
تداوم این حملات در حالی است که روز شنبه دستکم یک موشک «مستقیما» به شهر عراد در جنوب اسرائیل اصابت کرد و خسارات گستردهای به چندین ساختمان وارد کرد و دهها زخمی بر جا گذاشت.
گزارشها از حمله هوایی به مقر سپاه در منطقه «اسبچران» گیلاوند
بامداد امروز، منطقه اسبچران در محدوده گیلاوند هدف حملات هوایی قرار گرفت. گزارشهای اولیه، نشان میدهد یکی از مقرهای وابسته به سپاه پاسداران در این منطقه هدف بمباران قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای میدانی از شرق استان تهران، در ادامه سلسله انفجارهای بامدادی در پایتخت و حومه، منطقه «اسبچران» در نزدیکی گیلاوند(دماوند) هدف حملات سنگین هوایی قرار گرفته است. شاهدان عینی از شنیده شدن صدای چندین انفجار مهیب و مشاهده شعلههای آتش در ارتفاعات این منطقه خبر دادهاند.
منابع محلی تاکید میکنند که هدف این حملات، یکی از مقرهای حساس و مراکز لجستیکی وابسته به سپاه پاسداران بوده است. شدت انفجارها به حدی گزارش شده که لرزش آن در بخشهای وسیعی از شهرستان دماوند و منطقه گیلاوند احساس شده است.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچگونه جزئیات دقیقی از میزان خسارات مالی و یا تلفات احتمالی نیروی انسانی در این مقر منتشر نشده است. همچنین نهادهای رسمی و رسانههای دولتی ایران تاکنون هیچ واکنشی به هدف قرار گرفتن این مرکز نظامی نشان ندادهاند.
منطقه دماوند و گیلاوند به دلیل استقرار برخی مراکز حساس نظامی و زاغههای مهمات در ارتفاعات، یکی از نقاط استراتژیک در پدافند هوایی پایتخت محسوب میشود.
انهدام محل جلسات فرماندهان سپاه در اهواز؛ گزارشها از تلفات سنگین
در پی یک حمله هوایی بامدادی به مجتمع «ریتاج» در حاشیه رودخانه کارون، گزارشهای محلی از کشتهشدن شماری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران حکایت دارند.
بر اساس گزارشها از اهواز، صبح روز شنبه اول فروردینماه ۱۴۰۵، مجتمع تفریحی و گردشگری «ریتاج» واقع در ساحل رودخانه کارون هدف یک حمله هوایی دقیق قرار گرفت و بهطور کامل تخریب شد.
منابع محلی در اهواز اعلام کردند که این مجتمع در ماههای اخیر از کاربری تفریحی خارج شده و به یکی از مراکز حساس برای برگزاری جلسات مخفیانه و ستادی فرماندهان سپاه پاسداران تبدیل شده بود. شاهدان عینی گزارش دادند که در زمان وقوع حمله، خودروهای نظامی و امنیتی متعددی در محوطه این مجتمع مستقر بودهاند.
تلفات گسترده در صفوف فرماندهان
گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که این حمله در زمان برگزاری یک جلسه مهم نظامی رخ داده و منجر به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از فرماندهان و پرسنل سپاه پاسداران شده است. بلافاصله پس از وقوع انفجار، نیروهای امنیتی تمامی مسیرهای منتهی به ساحل کارون را مسدود کرده و از نزدیک شدن شهروندان و خبرنگاران به محل حادثه جلوگیری کردند.
تاکنون رسانههای دولتی ایران و روابط عمومی سپاه پاسداران درباره ابعاد این حمله، آمار دقیق کشتهشدگان و هویت فرماندهان حاضر در محل سکوت کردهاند. با این حال، انتقال مجروحان تحت تدابیر شدید امنیتی به بیمارستانهای نظامی اهواز، نشاندهنده ابعاد گسترده این رویداد است.
این حمله در نخستین روز سال نو و در حالی صورت میگیرد که موجی از حملات هوایی و انفجارها، مراکز استراتژیک و نظامی را در چندین شهر ایران هدف قرار داده است.
حمله هوایی در موصل؛ ۵ نفر مجروح شدند
یک پایگاه حشدالشعبی در موصل هدف حمله قرار گرفت. در این حمله ۵ نفر زخمی شدند.
یک پایگاه متعلق به نیروهای حشدالشعبی در غرب شهر موصل عراق، صبح امروز یگشنبه 22 مارس، هدف حمله هوایی قرار گرفت. بر اساس اطلاعات اولیه، در این حمله ۵ نفر مجروح شدهاند.
به گزارش رسانههای عراق، هواپیماهای جنگی به پایگاه مذکور در منطقه «هرمات» واقع در غرب موصل حمله کردند. گزارش شده است که پس از این حمله هوایی، تحرکات نظامی در منطقه افزایش یافته است.
منابع خبری اعلام کردند ۵ نیروی شبهنظامی که در نتیجه این حمله زخمی شده بودند، به بیمارستان منتقل گشتهاند.
حملات شبانه به مرکز متعلق به آمریکا در فرودگاه بغداد
خبرگزاری فرانسه بهنقل یک مقام امنیتی عراق از وقوع هشت حمله شبانه با راکت و پهپاد به مرکز دیپلماتیک و لجستیکی ایالات متحده در فرودگاه بینالمللی بغداد خبر داد.
بر اساس این گزارش، این حملات تا صبح یکشنبه دوم فروردین ادامه داشت و برخی راکتها در نزدیکی پایگاه آمریکا فرود آمد. همزمان، یک منبع امنیتی دیگر از خروج کارمندان از تأسیسات آمریکا در این فرودگاه در روز شنبه خبر داد.
بهگفته منابع امنیتی، دستکم شش حمله تایید شده و نیروهای پلیس نیز یک پرتابگر راکت را در منطقهای نزدیک به فرودگاه کشف کردهاند. این مرکز که در مجموعه فرودگاه بینالمللی بغداد قرار دارد، از زمان آغاز درگیریهای جدید در خاورمیانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بارها هدف حمله قرار گرفته است.
در همین حال، گروههای مسلح نزدیک به حکومت ایران مسئولیت حملات به منافع آمریکا در عراق و دیگر نقاط منطقه را بر عهده گرفتهاند. ائتلافی با نام «مقاومت اسلامی در عراق» اعلام کرده که طی ۲۴ ساعت گذشته ۲۱ حمله با راکت و پهپاد علیه «پایگاههای اشغالگران» انجام داده است. این گروهها پیشتر نیز خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عراق شده بودند.
با این حال، سفارت آمریکا در بغداد برای چهارمین شب متوالی هدف قرار نگرفته است. این موضوع پس از آن رخ میدهد که گروه «کتائب حزبالله» روز پنجشنبه اعلام کرد تحت شرایطی حملات خود را به مدت پنج روز متوقف میکند.
یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرد سفارت این کشور در بغداد و کنسولگری آن در اقلیم کردستان عراق، با وجود اجرای خروج اجباری برخی کارکنان، همچنان فعال هستند.
شلیک مجدد موشک به مرکز پشتیبانی آمریکا در فرودگاه بغداد
در حالی که حملات به مواضع آمریکایی در عراق از سوی شبهنظامیان عراقی نزدیک به تهران ادامه دارد، خبرنگار العربیه امروز یکشنبه گزارش داد که شب گذشته موشکهایی به سمت مرکز پشتیبانی دیپلماتیک آمریکا در فرودگاه بینالمللی بغداد شلیک شده است.
او افزود که این حمله از منطقه «حی الجهاد» در غرب بغداد انجام شده است. همچنین افزود که سکوی پرتاب موشکها پس از حمله به پایگاه داخل فرودگاه منفجر شده است.
این مرکز پشتیبانی دیپلماتیک و مقر سازمان اطلاعات عراق در بغداد، روز گذشته نیز هدف حملات پهپادی مشابهی قرار گرفته بود.
انفجارهایی در اربیل
در همین حال، شامگاه شنبه صدای دو انفجار در اربیل شنیده شد که منبع آنها مشخص نشده است. از زمان آغاز جنگ، شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی ایران، سفارت آمریکا در بغداد و مرکز پشتیبانی لجستیکی وابسته به آن در مجموعه فرودگاه را هدف قرار دادهاند. با این حال، سامانههای پدافند هوایی بیشتر این حملات که با موشک یا پهپاد انجام شدهاند را رهگیری کردهاند.
همچنین پدافند هوایی در اربیل، مرکز اقلیم کردستان در شمال عراق، طی چند روز گذشته تعدادی از پهپادهای مهاجم ایرانی را بر فراز آسمان این شهر رهگیری کرده است. فرودگاه شهر اربیل میزبان نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا و همچنین یک کنسولگری بزرگ آمریکا است.
در مقابل، نیروهای آمریکایی حملاتی هوایی به مواضع گروههای مسلح عراقی انجام دادهاند که برخی از آنها بخشی از «حشد الشعبی» هستند.
حشدالشعبی ائتلافی از گروهها مسلح عراقی است که در سال 2014 با هدف «مبارزه با داعش» تشکیل شد و سپس به صورت یک نیروی موازی با ارتش عراق در ساختار نظامی این کشور تثبیت شد و تحت فرمان نیروهای مسلح قرار گرفت.
حشدالشعبی، همچنین شامل واحدهایی از گروههای نزدیک به ایران است که بهطور مستقل عمل میکنند.
عراق طی سالهای گذشته صحنه رقابت نفوذ میان واشینگتن و تهران بوده است، و دولتهای پیاپی آن از زمان حمله آمریکا که در سال 2003 به سرنگونی نظام صدام حسین انجامید، تلاش کردهاند نوعی تعادل در روابط خود با این دو قدرت برقرار کنند.
اما با آغاز این جنگ، مقامات عراقی خود را در میانه نزاعی یافتهاند که نقشی در آن ندارند و تاثیر قابلتوجهی نیز بر آن نمیگذارند.
ژاپن احتمال مینروبی در تنگه هرمز را «در صورت آتشبس» بررسی میکند
وزیر خارجه ژاپن اعلام کرد در صورت برقراری آتشبس در جنگ میان ایران و آمریکا و اسرائیل، توکیو ممکن است اعزام نیرو برای عملیات مینروبی در تنگه هرمز را بررسی کند.
توشیمیتسو موتگی روز یکشنبه گفت این سناریو «فرضی» است، اما اگر پس از آتشبس مینهای دریایی مانع عبور کشتیها شوند، چنین اقدامی میتواند مطرح شود.
او با اشاره به اهمیت این آبراه برای تجارت جهانی انرژی تاکید کرد ایجاد شرایطی برای عبور امن کشتیها «بسیار مهم» است. تنگه هرمز محل عبور حدود یکپنجم نفت جهان است و ژاپن حدود ۹۰ درصد نفت خود را از این مسیر تأمین میکند.
موتگی، همچنین گفت ژاپن در حال حاضر برنامهای فوری برای تامین عبور کشتیهای خود ندارد، اما در حال گفتوگو با طرفهای مختلف از جمله ایران در این زمینه است.
انفجار در نزدیکی یک کشتی در آبهای امارات؛ حملات موشکی به ریاض
یک نهاد نظارتی دریایی بریتانیا اعلام کرد که روز یکشنبه یک پرتابه ناشناس موجب انفجار در نزدیکی یک کشتی باری در آبهای امارات متحده عربی شده است.
به گفته این نهاد عملیات تجارت دریایی بریتانیا، این حادثه در حدود ۱۵ مایل دریایی شمال شارجه رخ داده و به خدمه آسیبی نرسیده است.
شلیک سه موشک بالستیک به سمت منطقه ریاض
همزمان، وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد سه موشک بالستیک به سمت منطقه ریاض شلیک شده که یکی از آنها رهگیری شده و دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردهاند. همچنین پنج پهپاد نیز از بامداد یکشنبه رهگیری شدهاند.
در تحولی دیگر، مقامهای قطر از سقوط یک بالگرد نظامی این کشور در آبهای منطقه به دلیل نقص فنی خبر دادند. عملیات جستوجو برای یافتن خدمه و سرنشینان این بالگرد ادامه دارد و هنوز جزئیاتی درباره تعداد افراد حاضر در آن منتشر نشده است.
استقرار زیردریایی هستهای بریتانیا در دریای عرب
بر اساس گزارش یک رسانه بریتانیایی، زیردریایی هستهای بریتانیایی با نام «آنسون» وارد دریای عرب شده است. طبق گزارش روزنامه دیلی میل، این زیردریایی در تاریخ ششم مارس2026-۱۵ اسفند ۱۴۰۴، از شهر پرت در استرالیا حرکت کرده و انتظار میرود در شمال دریای عرب، منطقهای نزدیک تنگه هرمز، مستقر شود.
طبق این گزارش، این زیردریایی با موشکهای تاماهاوک با برد ۱۶۰۰ کیلومتر و اژدرهای فوق سنگین اسپیرفیش تجهیز شده است. وزارت امور دفاع بریتانیا هنوز این خبر را بهطور رسمی تایید نکرده است.
ورود این ناوگان به منطقه خاورمیانه در حالی رخ میدهد که کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، موافقت کرده است که آمریکا از پایگاههای نظامی این کشور برای حمله به اهداف ایرانی استفاده کند.
پیشتر روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال روز شنبه و با استناد به چندین مقام آمریکایی گزارش داده بود که ایران دو فروند موشک بالستیک میانبرد به سمت جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند شلیک کرده است، با این حال، هیچیک از موشکها به پایگاه مشترک نظامی آمریکا و بریتانیا در آنجا اصابت نکرده است.
اسرائیل: ایران را به سالها عقب بازمیگردانیم و بیشترین خسارت را وارد میکنیم
یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، هشدار داد تلآویو قصد دارد بیشترین آسیب ممکن به ایران را وارد کند و این کشور را دههها به عقب بازگرداند.
کاتس، امروز یکشنبه دوم فروردین اعلام کرد حملات اسرائیل به ایران از ابتدای این هفته تشدید میشود.
اسرائیل شب گذشته هدف حملات موشکی ایران در شهرهای عراد و دیمونا قرار گرفت. این جنگ وارد چهارمین هفته شده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هنگام بازدید از محل اصابت یک موشک ایرانی در شهر عراد تاکید کرد اسرائیل رهبران ایران، بهویژه «سپاه پاسداران» را هدف قرار خواهد داد.
او هشدار داد: «نظام و سپاه پاسداران را هدف قرار خواهیم داد، اینها گروههای خلافکارند... آنها را بهصورت شخصی هدف قرار خواهیم داد، فرماندهانشان، تاسیساتشان و داراییهای اقتصادیشان را هدف میگیریم.»
در مقابل، رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد تهران بر اساس دستورهای مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با شدت و بدون توقف به جنگ ادامه میدهد.
مرحله «خطرناک»
با ورود درگیریها به هفته چهارم، تنشها وارد مرحلهای جدید شده است. بنابه اعلام نهادهای اسرائیلی، دو حمله موشکی ایران طی شامگاه شنبه به شهرهای عراد و دیمونا، خسارتهای گستردهای وارد کرد و بیش از 100 نفر را زخمی کرد. شهر دیمونا میزبان یکی از تاسیسات اتمی اسرائیل است.
اسرائیل در واکنش دهها حمله هوایی به مناطق مختلف ایران انجام داد.
«سازمان جهانی بهداشت» با اشاره به حمله علیه تاسیسات هستهای ایران و اصابت موشک در شهر میزبان مرکز اتمی اسرائیل، هشدار داد درگیریها به «مرحلهای خطرناک» رسیده است. این سازمان از تمام طرفها خواست از تشدید تنشهای نظامی و از هرگونه اقدامی که میتواند به حوادث هستهای منجر شود، خودداری کنند.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه
ترکیه: کشورهای خلیج فارس ممکن است مجبور به اقدام شوند
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه روز شنبه ۲۱ مارس 2026-اول فروردین 1405، پس از سفر به عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، در آنکارا گفت مقامهایی که با آنها دیدار کرده، از جمله در ریاض، انتظار دارند جنگ دستکم دو تا سه هفته دیگر ادامه یابد و سطح خطر بهطور پیوسته افزایش پیدا کند.
او گفت کشورهای خلیج فارس از ابتدا تاکید کردهاند اجازه نخواهند داد از حریم هوایی یا پایگاههایشان برای حمله به جمهوری اسلامی استفاده شود و قصد ندارند به طرفی در جنگ تبدیل شوند.
با این حال، این کشورها جمهوری اسلامی را متهم کردهاند که بهطور عمدی نهتنها تاسیسات نظامی بلکه زیرساختهای غیرنظامی و داراییهای اقتصادی آنها را هدف قرار داده است.
«احتمال طولانیتر شدن جنگ»
فیدان در ادامه گفت نشانههایی از فاصله گرفتن مواضع آمریکا و اسرائیل در این جنگ دیده میشود. او توضیح داد اسرائیل تلاش خواهد کرد بر آمریکا تاثیر بگذارد و مانع دستیابی به آتشبس یا صلح در کوتاهمدت شود. به گفته او، این اختلاف میتواند به طولانیتر شدن جنگ منجر شود.
او افزود مذاکرات در شرایط ادامه درگیری بعید به نظر میرسد، اما یک آتشبس کوتاهمدت میتواند زمینه را برای گفتوگو فراهم کند، هرچند در صورت شکست دیپلماسی، احتمال ازسرگیری درگیریها همچنان وجود دارد.
فیدان گفت اسرائیل ممکن است سیاستی را در پیش بگیرد که هدف آن طولانی کردن جنگ برای وارد کردن خسارت بیشتر به جمهوری اسلامی است و تأکید کرد مانع اصلی پایان جنگ، نبود برنامه نیست بلکه نبود اراده برای صلح است.
او همچنین به نشست ۱۹ مارس در ریاض اشاره کرد و گفت در این دیدار کشورهای منطقه که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر جنگ قرار دارند، تلاش کردند به ارزیابی مشترکی از وضعیت برسند. به گفته او، هدف این نشست یافتن نقاط مشترک میان کشورها بوده است.
فیدان افزود اگرچه تمرکز این نشست عمدتا بر اقدامات جمهوری اسلامی بوده، ترکیه تلاش کرده نگرانیها درباره نقش اسرائیل نیز در بیانیه مشترک منعکس شود، بهویژه در ارتباط با آنچه آنکارا سیاستهای توسعهطلبانه میداند.
وزیر امور خارجه ترکیه، در پایان گفت این جنگ میتواند معادلات منطقهای را تغییر دهد. به گفته او، کشورهای خلیج فارس ممکن است راهبردهای دفاعی خود را بازنگری کنند و انتظارات مشخصتری از ایران داشته باشند.
او همچنین اشاره کرد در صورت فراهم شدن شرایط پس از جنگ، تمرکز میتواند به سمت همکاریهای اقتصادی حرکت کند، در حالی که ایران نیز ممکن است خواستههایی درباره حضور نظامی آمریکا در منطقه مطرح کند.
جنگنده تهاجمی اف-۱۵ (عکس آرشیو)
سنتکام: شایعات درباره سرنگونی جنگنده آمریکایی بر فراز ایران نادرست است
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، شایعات مربوط به سرنگونی یک فروند جنگنده آمریکا در آسمان ایران را نادرست خواند.
سنتکام روز یکشنبه دوم فروردین ۱۴۰۵، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شایعات نادرستی مبنی بر اینکه رژیم ایران بهتازگی یک فروند اف-۱۵ آمریکایی را بر فراز ایران سرنگون کرده است، وجود دارد.»
سنتکام در ادامه با تاکید بر این که نیروهای آمریکایی بیش از ۸هزار سورتی پرواز جنگی در طول عملیات خشم حماسی انجام دادهاند، گفت: «هیچ هواپیمای جنگنده آمریکایی توسط ایران سرنگون نشده است.»
رسانههای جمهوری اسلامی پیشتر نیز مدعی شده بودند که پدافند هوایی رژیم ایران یک فروند جنگنده آمریکایی اف-۳۵ را هدف گرفته است.
اما سروان تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در همان زمان گفته بود که این هواپیمای جت نسل پنجمی رادارگریز «در حال انجام یک ماموریت رزمی بر فراز ایران» بود که مجبور به فرود اضطراری شد. به گفته سخنگوی سنتکام آن هواپیما بهطور ایمن فرود آمد و خلبان آن سالم است.
آمریکا و اسرائیل روز شنبه ۹ اسفند عملیات نظامی گسترده و مشترکی را علیه مواضع جمهوری اسلامی در ایران آغاز کردند که در نخستین موج این حملات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و شماری از فرماندهان نظامی و سیاسی رژیم حاکم بر ایران کشته شدند. جمهوری اسلامی نیز در مقابل به بهانه هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و متحدانش، چندین کشور را هدف حملات موشکی و پهپادی خود قرار داده است.
از آن زمان بسیاری از مراکز نظامی و امنیتی و سایتهای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، و نیز پایگاههای نیروی انتظامی و بسیج در شهرهای مختلف ایران بهویژه تهران، هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفته، اما دونالد ترامپ تصریح کرده که عملیات نظامی در ایران «در مقیاسی بزرگ» و تا دفع تهدیدهای جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت و «موج بزرگتری از حملات هنوز در است.»
عربستان پنج دیپلمات ایران را اخراج کرد
|
عربستان سعودی شامگاه شنبه اول فروردین ۱۴۰۵ / ۲۱ مارس ۲۰۲۶، به وابسته نظامی ایران، معاون او و سه عضو دیگر سفارت ایران اطلاع داده است که باید ظرف ۲۴ ساعت خاک این کشور را ترک کنند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت خارجه عربستان در بیانیهای این پنج دیپلمات ایرانی را «عناصر نامطلوب» اعلام کرده است. در بیانیه وزارت امور خارجه عربستان، ادامه حملات خصمانه ایران علیه این کشور و بقیه کشورهای عربی و اسلامی دلیل اخراج دیپلماتهای ایران عنوان شده است.
مقامهای عربستان میگویند، از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، صدها موشک و پهپاد ایرانی به سوی خاک عربستان شلیک شده است که بیشتر آنها توسط سامانههای پدافندی رهگیری و منهدم شدهاند.
وزارت خارجه عربستان در بیانیه خود، همچنین اعلام کرد «ادامه حملات ایران علیه اهداف غیرنظامی و منافع اقتصادی، نقض صریح قوانین بینالمللی و اصول حسن همجواری است و به تشدید تنشها منجر خواهد شد.»
وزیر خارجه عربستان روز چهارشنبه گفته بود که ریاض حق خود برای اقدام نظامی متقابل علیه ایران را محفوظ میداند و اعتماد میان دو کشور پس از حملات اخیر بهکلی از میان رفته است.
روابط دیپلماتیک عربستان سعودی و ایران در سال ۲۰۲۳ در چارچوب تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای و پس از سالها خصومت که دو کشور را در دو سوی متقابل درگیریهای سیاسی و نظامی منطقه قرار داده بود، از سر گرفته شد.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات متعاقب تهران به همسایگان خلیج فارس، موجب اختلال در صادرات نفت و گاز طبیعی از خاورمیانه و توقف بخشی از تولید شده است.
برنامهریزی تیم ترامپ برای مذاکره احتمالی با ایران
|
باراک راوید، مارک کاپوتو / آکسیوس
پس از سه هفته جنگ، دولت ترامپ گفتوگوهای اولیه درباره مرحله بعدی و شکل احتمالی مذاکرات صلح با ایران را آغاز کرده است؛ این موضوع را یک مقام آمریکایی و یک منبع آگاه اعلام کردهاند.
اهمیت موضوع: رییسجمهور ترامپ روز جمعه گفت که در حال بررسی «کاهش تدریجی» جنگ است، هرچند مقامات آمریکایی میگویند انتظار میرود همچنان دو تا سه هفته دیگر درگیری ادامه داشته باشد. در این میان، مشاوران ترامپ در تلاشاند زمینهسازی برای دیپلماسی را آغاز کنند.
پشتصحنه: به گفته منابع، فرستادگان ترامپ، جرد کوشنر و استیو ویتکاف، در بحثهای مربوط به دیپلماسی احتمالی مشارکت دارند.
هر توافقی برای پایان دادن به جنگ باید شامل بازگشایی تنگه هرمز، رسیدگی به ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، و همچنین ایجاد یک توافق بلندمدت درباره برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و حمایت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه باشد.
در روزهای اخیر تماس مستقیمی میان آمریکا و ایران وجود نداشته است، اما مصر، قطر و بریتانیا پیامهایی میان دو طرف رد و بدل کردهاند؛ این موضوع را یک مقام آمریکایی و دو منبع دیگر تأیید کردهاند. مصر و قطر به آمریکا و اسرائیل اطلاع دادهاند که ایران به مذاکره علاقهمند است، اما با شروطی بسیار سخت.
مطالبات ایران شامل آتشبس، تضمین عدم ازسرگیری جنگ در آینده، و دریافت غرامت است.
میان سطور: یک مقام آمریکایی که معتقد است ایران در نهایت پای میز مذاکره خواهد آمد، گفت: «برداشت ما این است که رشد ایران را متوقف کردهایم.»
او افزود که آمریکا میخواهد ایران شش تعهد را بپذیرد:
۱. توقف برنامه موشکی به مدت پنج سال
2. توقف کامل غنیسازی اورانیوم
3. از رده خارج کردن راکتورها در تأسیسات هستهای نطنز، اصفهان و فردو که سال گذشته توسط آمریکا و اسرائیل بمباران شدند
4. اجرای پروتکلهای سختگیرانه نظارت خارجی بر تولید و استفاده از سانتریفیوژها و تجهیزات مرتبط که میتواند برنامه تسلیحات هستهای را پیش ببرد
5. انعقاد معاهدات کنترل تسلیحات با کشورهای منطقه، شامل سقف موشکی حداکثر ۱۰۰۰ کیلومتر
6. عدم تامین مالی نیروهای نیابتی مانند حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن یا حماس در غزه
بررسی واقعیت: ایران در گذشته بارها برخی از این مطالبات را رد کرده و رهبران در تهران به دشواری مذاکره با رئیسجمهوری اشاره کردهاند که پیشتر وارد گفتوگو شده اما ناگهان اقدام به حمله نظامی کرده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز شنبه به همتای هندی خود گفت که عادیسازی وضعیت در تنگه هرمز مستلزم توقف حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و تعهد به عدم ازسرگیری آن در آینده است؛ این موضوع را وزارت خارجه ایران اعلام کرده است.
در مورد ترامپ، او روز جمعه گفت که با مذاکرات مخالفتی ندارد، اما در حال حاضر علاقهای به پذیرش درخواست ایران برای آتشبس ندارد.
به گفته یک مقام آمریکایی، ترامپ همچنین درخواست غرامت را «غیرقابل پذیرش از ابتدا» میداند.
میان سطور: یک مقام دوم گفت که ممکن است امکان مذاکره درباره بازگرداندن داراییهای مسدودشده ایران وجود داشته باشد.
او گفت: «آنها به آن میگویند غرامت؛ شاید ما آن را بازگرداندن پولهای بلوکهشده بنامیم. راههای مختلفی برای بازی با واژهها وجود دارد تا از نظر سیاسی، نیازهای آنها برای ایجاد اجماع داخلی برآورده شود.»
او افزود: «این فقط بازی با واژههاست. ابتدا باید به مرحلهای برسیم که اصلاً چنین مسئلهای مطرح باشد.»
وضعیت کنونی: تیم ترامپ در حال حاضر در تلاش برای پاسخ به دو پرسش کلیدی است: چه کسی در ایران بهترین طرف تماس برای مذاکرات است، و کدام کشور میتواند بهترین میانجی باشد؟
به گفته مقامات آمریکایی، عباس عراقچی در مذاکرات گذشته نقش واسطه اصلی را داشته، اما مشاوران ترامپ او را بیشتر «یک دستگاه فکس» میدانند تا فردی که اختیار نهایی برای تحقق توافق را داشته باشد.
مقامات آمریکایی میگویند آنها در حال بررسی این موضوع هستند که چه کسی در ایران تصمیمگیر نهایی است و چگونه میتوان با او ارتباط برقرار کرد.
همچنین، در حالی که عمان میانجی دور قبلی مذاکرات هستهای بود، آمریکا به دنبال میانجی دیگری است، ترجیحاً قطر، به دلیل بیاعتمادی متقابل با عمان. مقامات آمریکایی میگویند قطریها در موضوع غزه نشان دادهاند که میانجیهایی موثر و قابل اعتماد هستند.
با این حال، دو منبع گفتهاند که قطر تمایل دارد پشتصحنه کمک کند، اما نمیخواهد میانجی رسمی اصلی باشد.
گام بعدی: منابع میگویند مشاوران ترامپ میخواهند در صورتی که مذاکرات با ایران در آینده نزدیک شکل بگیرد، آمادگی کامل داشته باشند.
به گفته منابع، شروط ویتکاف و کوشنر مشابه پیشنهادهایی خواهد بود که دو روز پیش از آغاز جنگ در ژنو ارائه کرده بودند.
مارک روته دبیر کل ناتو
دبیرکل ناتو: پرزیدنت ترامپ توانایی رژیم ایران در صدور هرج و مرج به جهان را تضعیف کرده است
دبیرکل ناتو با تقدیر از تصمیم رئیس جمهوری آمریکا برای اجرای «عملیات خشم حماسی» علیه جمهوری اسلامی، میگوید که ۲۲ کشور به درخواست پرزیدنت ترامپ برای تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز پاسخ مثبت دادهاند.
مارک روته، دبیرکل ناتو، روز یکشنبه ۲ فروردین در گفتوگو با برنامه «فیس د نیشن» شبکه خبری سیبیاس از اقدام دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در ضعیف کردن توانایی رژیم ایران به عنوان صادرکننده هرج و مرج به منطقه و جهان، قدردانی کرد.
روته در واکنش به انتقادهای پرزیدنت ترامپ از رویکرد انفعالی ناتو در برابر تهدید جمهوری اسلامی علیه آزادی تجارت جهانی، گفت که این هفته چند بار درباره همین موضوع با رییس جمهوری ایالات متحده گفتوگو کرده است.
او در توضیح گفت: «ایالات متحده چندین هفته برای عملیات خشم حماسی آماده شد و آنها به دلایل امنیتی نمیتوانستند همپیمانان اروپایی و همپیمانانشان در سراسر جهان را در جریان این موضوع قرار دهند؛ چرا که چنین اقدامی میتوانست اثربخشی حمله اولیه را به مخاطره بیاندازد. بنابراین، منطقی است که کشورهای اروپایی چند هفته برای آماده شدن و گرد هم آمدن زمان نیاز داشته باشند.»
روته افزود: «اما خبر خوب این است که از روز پنجشنبه ۲۲ کشور -که اکثرشان عضو ناتو بودند، از جمله ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، نیوزیلند، بحرین، و امارات- گرد هم آمدند تا به سه پرسش پاسخ دهند: چه چیزی نیاز داریم؟ چه زمانی به آن نیاز داریم؟ و کجا به آن نیاز داریم؟»
او گفت که همین سه پرسش باعث شد که کشورهای یادشده گرد هم بیایند تا به درخواست پرزیدنت ترامپ پاسخ بدهند و برای تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز اقدام کنند.
دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا، روز شنبه اول فروردین به جمهوری اسلامی در مورد ادامه بستن تنگه هرمز، بهشدت هشدار داده بود. پرزیدنت ترامپ در پیامی در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر (جمهوری اسلامی) ایران ظرف ۴۸ ساعت از همین لحظه، تنگه هرمز را بهطور کامل و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده آمریکا به نیروگاههای مختلف آنها حمله خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد>»
آمریکا و اسرائیل روز شنبه ۹ اسفند، عملیات نظامی گسترده و مشترکی را علیه مواضع جمهوری اسلامی در ایران آغاز کردند که در نخستین موج این حملات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و شماری از فرماندهان نظامی و سیاسی رژیم حاکم بر ایران کشته شدند. جمهوری اسلامی نیز در مقابل به بهانه هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و متحدانش، چندین کشور را هدف حملات موشکی و پهپادی خود قرار داده است.
از آن زمان بسیاری از مراکز نظامی و امنیتی و سایتهای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، و نیز پایگاههای نیروی انتظامی و بسیج در شهرهای مختلف ایران به ویژه تهران، هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفته، اما دونالد ترامپ تصریح کرده که عملیات نظامی در ایران «در مقیاسی بزرگ» و تا دفع تهدیدهای جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت و «موج بزرگتری از حملات هنوز در راه است.»
آیا جنگ با ایران «مسیر ترامپ» و روابط ارمنستان و جمهوری آذربایجان را به خطر میاندازد؟
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان هشدار داده است که اجرای طرح موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» ممکن است بهخاطر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تعویق بیفتد.
پروژه «مسیر ترامپ»، یکی از ارکان اصلی روند صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان است و کارشناسان هشدار میدهند که مشکل در تکمیل آن میتواند پیامدهای منفی برای هر دو کشور داشته باشد.
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان گفته است که «مسیر ترامپ» در حال حاضر در اولویت ایالات متحده قرار ندارد. او افزود: «میبینید چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و آنها مشغول چه مسائلی هستند. متاسفانه بسیار محتمل است که این وضعیت از نظر زمانبندی بر روند اجرای «مسیر ترامپ» تاثیر بگذارد، زیرا دولت ایالات متحده بر موضوع دیگری متمرکز است. اما اگر معلوم شود که این مسئله تاثیری ندارد، اتفاق خوبی خواهد بود.»
«مسیر ترامپ»، باید از خاک ارمنستان عبور کند و سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان را به منطقه برونبومی آن، نخجوان، متصل کند. این پروژه نوعی سازش مورد قبول هر دو طرف را وعده میدهد: باکو به ارتباطی بدون مانع با نخجوان دست مییابد و در مقابل، ایروان حاکمیت خود بر این قلمرو را حفظ میکند.
مشکل در اینجاست که این مسیر باید در امتداد رودخانه ارس بگذرد؛ رودخانهای که مرز ارمنستان و ایران در امتداد آن قرار دارد. این منطقه یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری ایران است. شرکتهای ایرانی هماکنون نیز در محدودهای که قرار است «مسیر ترامپ» از آن عبور کند، در حال راهسازی هستند. خط لوله گاز میان ایران و ارمنستان نیز از همین منطقه میگذرد.
باکو و ایروان از جنگ حمایت نمیکنند
جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز کردهاند، اکنون بیش از سه هفته است که ادامه دارد.
در پاسخ، ایران نه تنها اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقه، بلکه اهدافی در کشورهای خلیج فارس را نیز با حملات موشکی هدف قرار داده است.
با وجود نزدیکی به ایالات متحده و روابط راهبردی با آن کشور، ارمنستان و جمهوری آذربایجان از این جنگ حمایت نکردهاند. رهبران هر دو کشور نیز در پی کشته شدن علی خامنهای پیام تسلیت فرستادند و انتخاب پسر او، مجتبی خامنهای، بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی را تبریک گفتند.
کونول د مور، کارشناس گروه بینالمللی بحران، در گفتوگو با بیبیسی گفت: «جنگ میان ایالات متحده و ایران تقریبا بهطور قطع «مسیر ترامپ» را از دید ایران به موضوعی بسیار مناقشهبرانگیزتر تبدیل میکند، هرچند این به معنای توقف خودکار این ابتکار نیست. اگر این پروژه به تعویق بیفتد یا لغو شود، ممکن است روند صلح میان باکو و ایروان را دشوارتر کند.»
قرار است عملیات ساختوساز «مسیر ترامپ» تابستان امسال آغاز شود.
در ژانویه، ایالات متحده و ارمنستان چارچوب اجرای «مسیر ترامپ» را ارائه کردند که بر اساس آن قرار است شرکتی زیر نظر دولت آمریکا ایجاد شود. این شرکت باید راهآهن، جاده و زیرساختهای پیرامون آنها را احداث کند و دستکم به مدت ۴۹ سال اداره آنها را بر عهده داشته باشد.
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر سابق، اوت ۲۰۲۵ هشدار داده بود که افزایش حضور آمریکا در نزدیکی مرز ایران میتواند مسیر آینده را به «گورستان مزدوران ترامپ» تبدیل کند.
تیگران گریگوریان، مدیر مرکز منطقهای دموکراسی و امنیت در ایروان، میگوید دیپلماتهای ارمنستان تلاش میکردند همتایان ایرانی خود را متقاعد کنند که این پروژه تهدیدی برای ایران نیست و در این زمینه نیز پیشرفتهای مثبتی به دست آمده بود.
او میگوید اکنون باید انتظار داشت موضع تهران سختگیرانهتر شود، اما این به معنای اجرا نشدن این طرح نیست: «مسئله این است که ایران چه ابزارهایی برای جلوگیری از اجرای این پروژه در اختیار دارد. فکر میکنم در نهایت همه چیز به بیانیههای سیاسی محدود خواهد شد.»
سرنوشت روند صلح چه خواهد شد؟
جاشوا کوچرا، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران در امور قفقاز جنوبی، میگوید اگر ساخت «مسیر ترامپ» به تعویق بیفتد یا بهطور کامل لغو شود، این موضوع پیامدهای جدی برای روند صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان خواهد داشت.
این کارشناس میگوید جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران تنها نیاز جمهوری آذربایجان به مسیر جادهای از طریق ارمنستان را بیشتر کرده است. مسیرهای تجاری از طریق ایران قطع شده و فرودگاه نخجوان نیز پس از اصابت یک پهپاد ایرانی برای مدتی بسته شد.
دیپلماسی فعال کاخ سفید در قفقاز جنوبی به پیشرفت چشمگیر در روابط ارمنستان و جمهوری آذربایجان کمک کرده است. رهبران هر دو کشور نیز بر «نقش تاریخی» ترامپ در پایان دادن به این مناقشه تاکید کردهاند.
کوچرا میگوید: «اگر این تصور شکل بگیرد که این موضوع دیگر برای آمریکا اهمیتی ندارد، همه چیز بسیار شکنندهتر میشود.»
اما کونول د مور معتقد است روند صلح میتواند حتی بدون مشارکت واشنگتن نیز ادامه یابد. او میگوید طی یک سال گذشته متن توافق صلح تایید شده، هرچند هنوز به امضا نرسیده است. جمهوری آذربایجان نیز صادرات بنزین و گازوئیل به ارمنستان را آغاز کرده است. به گفته او، همه این تحولات حاصل مذاکرات مستقیم دوجانبه و بدون میانجی بوده است.
کونول د مور میگوید: «دو طرف طی این مدت یک روند دوجانبه نسبتا پایدار برای گفتوگوها ایجاد کردهاند و تاخیر یا حتی لغو «مسیر ترامپ» بعید است روند گستردهتر صلح را بر هم بزند. افزون بر این، جنگ در ایران ممکن است دو طرف را به سرعت بخشیدن به مذاکرات ترغیب کند، چون تهدید مشترک بیثباتی در منطقه بیش از پیش آشکار شده است.»
چگونه جنگ با ایران شکافهای ائتلاف جمهوریخواهان حامی ترامپ را آشکار کرد؟
ویدیویی کمتر از دو روز پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل تازهترین حملات خود به ایران را آغاز کردند در یوتیوب منتشر شد و تاکنون بیش از ۲ میلیون بار دیده شده است. اما سازنده آن یک فعال ضد دونالد ترامپ یا منتقد رییسجمهور نبود.
این مونولوگ را یکی از تاثیرگذارترین چهرههای جناح راست سیاست آمریکا بیان کرد: تاکر کارلسون، مجری پیشین شبکه فاکسنیوز.
کارلسون گفت: «با آغاز جنگ، آزادیها در کشورها محدودتر میشود، روحیه خشونت بر جامعه سایه میاندازد و مردم به سرعت تغییر میکنند.» او که از حامیان دیرینه دونالد ترامپ است، بنا بر گزارشها ماه گذشته چندین بار با رئیسجمهور دیدار کرده بود تا او را از صدور دستور اقدام نظامی منصرف کند. او افزود: «میتوان عطش خونریزی و نفرت را در میان مردم احساس کرد و این عطش به سرعت اوج میگیرد.»
توصیه تاکر کارلسون روشن بود: «باید هرچه زودتر از این ماجرا کنار بکشیم. به همین سادگی. البته در عمل بسیار پیچیده است، اما نخستین گام این است که تصمیم بگیریم از آن خارج شویم.»
در حالی که بسیاری از سرسختترین حامیان دونالد ترامپ از اقدام نظامی کنونی حمایت میکنند، نظرسنجیها نشان میدهد از هر چهار جمهوریخواه یک نفر با این رویکرد مخالف است.
این بحث تا اینجا روشنترین نشانه از شکافهای درون ائتلافی است که دونالد ترامپ را دوباره به کاخ سفید رساند؛ ائتلافی که یکی از فعالان جمهوریخواه آن را «ائتلافی از نیروهای ناهمخوان» نامیده است.
اختلافنظرها بر سر دستورکار «اول آمریکا» ترامپ، و این که چه کسی بیش از همه از آن حمایت میکند، ماههاست ادامه دارد.
اما جنگ با ایران بیش از هر چیز دیگری این درگیریهای درونی را آشکار کرده است؛ اختلافاتی که به گفته برخی منابع داخلی ممکن است در انتخابات میاندورهای نوامبر به جمهوریخواهان آسیب بزند.
معمولا در مراحل آغازین اقدام نظامی، محبوبیت رئیسجمهورهای ایالات متحده افزایش مییابد، زیرا احساسات میهنپرستانه اوج میگیرد و مردم «پشت پرچم متحد میشوند.»
اما این بار چنین نشده است. بر اساس میانگین نظرسنجیهایی که وبسایت ریلکلیرپالیتیکس گردآوری کرده، میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ که یک سال است در محدوده منفی قرار دارد، از زمان آغاز جنگ تقریبا ثابت مانده است.
چندین نظرسنجی که پس از بمباران انجام شده نشان میدهد اکثریت آمریکاییها با اقدام نظامی مخالفاند. برای نمونه، در یک نظرسنجی شبکه انبیسینیوز، ۵۴ درصد با نحوه مدیریت مسئله ایران از سوی رییسجمهور مخالفت کردهاند.
این شکاف بهروشنی در امتداد خطوط حزبی دیده میشود؛ بهطوری که ۸۹ درصد دموکراتها مخالفاند و ۷۷ درصد جمهوریخواهان از آن حمایت میکنند.
اما با نگاه دقیقتر، شکافهایی در میان جناح راست نیز به چشم میخورد.
بر اساس گزارش شبکه انبیسی، ۹ نفر از هر ۱۰ جمهوریخواهی که خود را «ماگا» میدانند از جنگ حمایت میکنند.
اینها همان وفادارترین حامیان دونالد ترامپاند؛ کسانی که در تجمعهای او با کلاههای قرمز حاضر میشوند و تقریبا همیشه از برنامههایش حمایت میکنند.
همان نظرسنجی نشان میدهد جمهوریخواهانی که خود را «ماگا» نمیدانند نسبت به جنگ بسیار مرددترند؛ کمی بیش از نیمی از آنها گفتهاند از آن حمایت میکنند و بیش از یک سوم نیز با آن مخالفت کردهاند.
ویش بورا، فعال جمهوریخواه اهل شهر نیویورک که پیشتر برای جورج سانتوس، نماینده سابق و جنجالی کنگره، و رسانههای نزدیک به جریان ماگا کار کرده است، میگوید: «نسلی که بدنه مردمی این جریان را تشکیل میدهد شامل افراد زیادی است که به عراق و افغانستان رفتهاند.»
او میافزاید: «وقتی آنها دوره خدمت خود را در چنین جنگ بیحاصلی میگذرانند… برمیگردند و میبینند شهرهایشان از رونق افتاده، کارخانهها تعطیل شده و مواد افیونی همه جا را فرا گرفته است.»
نظرسنجی دیگری نشان میدهد اگر ترامپ نیروهای زمینی به ایران اعزام کند، مخالفت با جنگ احتمالا افزایش خواهد یافت.
نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک نشان میدهد در حالی که ۸۵ درصد از جمهوریخواهان از اقدام نظامی در ایران حمایت میکنند، ۵۲ درصد از حامیان این حزب با اعزام نیروهای زمینی مخالفاند.
برخی افراد در درون حزب معتقدند دونالد ترامپ ممکن است بتواند از این خطر سیاسی عبور کند. مت وایلی، مشاور جمهوریخواه در کارولینای جنوبی، میگوید با وجود این شکافها، اقدام نظامی میتواند حمایت جمهوریخواهان سنتی از ترامپ را تقویت کند؛ گروهی که هم با جناح ماگا و هم با جمهوریخواهان غیرماگا همپوشانی دارد.
او میگوید: «آنها هنوز آمریکا را چراغ امیدی برای مردمی میدانند که در سراسر جهان در پی آزادیاند، و این نقش مسئولیتهایی به همراه دارد: دفاع از متحدان، حفاظت از کشورهای آزاد و ایستادگی زمانی که استبداد صلح را تهدید میکند.»
اما در میان کسانی که با رئیسجمهور اختلاف نظر دارند نیز چهرههای با نفوذی دیده میشود؛ از جمله تاکر کارلسون، جو روگن، پادکستری که جنگ ایران را «کاملا جنونآمیز» خوانده، و مارجری تیلور گرین، نماینده پیشین کنگره از ایالت جورجیا.
خانم گرین سال گذشته پس از درگیری شدیدی با ترامپ از او فاصله گرفت. این اختلاف در نهایت به استعفای او از نمایندگی انجامید. گرین در شبکه ایکس نوشت: «ما به پایان جنگهای خارجی و پایان تغییر رژیم رای دادیم.» این یکی از چندین پست ضد جنگی بود که او در روزهای اخیر منتشر کرده است. او همچنین نوشت: «ترامپ به وعده انتخاباتی خود برای پایان دادن به جنگهای خارجی خیانت کرده است.»
خانم گرین و آقای کارلسون چند متحد در مناصب رسمی نیز دارند، از جمله توماس مسی، نماینده جمهوریخواه کنگره از ایالت کنتاکی که هفته گذشته از طرحی ناموفق حمایت کرد. این طرح در صورت تصویب به کنگره حق وتو درباره جنگ میداد.
اما نفوذ آنها در فضای آنلاین بیشتر است، بهویژه در میان رایدهندگانی که خود را «ماگای واقعی» میدانند. اینها افرادی ناراضی از وضعیت سیاسیاند که به خاطر ایدههایی که دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی مطرح کرد به او جذب شدند، اما اکنون نسبت به خود او چندان دلگرم نیستند.
یکی از اینفلوئنسرها که با افتخار تصویر کارتونی خود با کلاه قرمز را در پروفایل شبکه ایکس قرار داده، دیدگاهش را چنین خلاصه کرده است: «یادم نمیآید برای «آزاد کردن ایران» رای داده باشم. من رای دادم تا آمریکا دوباره عظمت پیدا کند.»
وعدههای انتخاباتی
در شبکه ایکس و دیگر شبکههای اجتماعی، پستهایی منتشر شده که به اظهارات ضد جنگ پیشین دونالد ترامپ و مشاورانش اشاره کردهاند.
ترامپ تنها چند روز پیش از انتخابات ۲۰۲۴ در جمعی در شهر نیویورک گفت: «با من جنگی در کار نخواهد بود و با من جنگ جهانی سوم هم رخ نخواهد داد.»
و در ماه اکتبر گذشته، جیدی ونس، معاون رییسجمهور، گفتوگویی را که پیش از ترور چارلی کرک، فعال محافظهکار، با او داشت بازگو کرد.
معاون رییسجمهور آمریکا گفت چارلی کرک یکی از دلایلی بود که باعث شد ترامپ «هرگز ایالات متحده را وارد یک درگیری نظامی طولانی نکند و حتی یک آمریکایی را در درگیریهای خاورمیانه از دست ندهد».
اما این دیگر صدق نمیکند.
اینکه این درگیری «طولانی» خواهد شد یا نه هنوز مشخص نیست. اما این جنگ تا اینجا مهمترین عملیات نظامی در دوران ریاستجمهوری ترامپ به شمار میرود.
ویش بورا، فعال جمهوریخواه، میان آنچه «ماگای بدنه مردمی» مینامد، که آن را جریانی مخالف مداخله نظامی توصیف میکند، و طبقه حامیان مالی حزب جمهوریخواه تمایز قائل میشود؛ گروهی که به گفته او حامی جنگ و طرفدار اسرائیلاند.
اما روایت شخصی او به شکافی عمیقتر در جناح راست آمریکا اشاره میکند که در برخی موارد، احساسات ضداسرائیلی به یهودستیزی کشیده شده است.
ویش بورا پس از انتشار ویدیویی ساختهشده با هوش مصنوعی از شبکه راستگرای «وان آمریکا نیوز» اخراج شد. در این ویدیو در اتاقی که بر در آن ستاره داوود قرار داشت سوسکهایی دیده میشدند. او گفته است قصد یهودستیزی نداشته است.
افراد دیگری که درباره ایران دیدگاههایی مشابه او دارند کمتر نگران آن هستند که نژادپرست یا یهودستیز به نظر برسند، از جمله نیک فوئنتس، استریمر ۲۷ ساله.
او در فضای آنلاین با لحنی طعنهآمیز درباره رویدادهای روز اظهار نظر میکند و جملاتی از این دست میگوید: «یهودیها جامعه را اداره میکنند، زنان باید دهانشان را ببندند، سیاهپوستان در اغلب موارد باید زندانی شوند و آن وقت ما در بهشت زندگی خواهیم کرد.»
خلاء قدرت
فوئنتس که به درخواستهای ما برای مصاحبه پاسخ نداد، سالها از حاشیه به جریان اصلی حزب جمهوریخواه حمله میکرد.
اما ترور چارلی کرک، یکی از چهرههای برجسته جناح راست در ایالات متحده، همراه با نارضایتی گسترده درباره موضوعاتی مانند اقتصاد و پروندههای جفری اپستین، خلا قدرتی ایجاد کرد.
تاکر کارلسون در ماه اکتبر گذشته آقای فوئنتس را به استودیوی خود دعوت کرد و گفتوگویی عمدتا دوستانه با او انجام داد. در آن گفتوگو فوئنتس مواضع افراطیتر خود را تا حدی تعدیل کرد. این مصاحبه بحث گستردهای را در میان جناح راست درباره حد و مرزهای این جنبش برانگیخت.
اکنون جریانهای افراطی تلاش میکنند از مخالفت گسترده با این جنگ نامحبوب بهره ببرند.
آنها، تنها بخش کوچکی از مخالفان جنگ را تشکیل میدهند و در فضای آنلاین بسیار پرصدا هستند، اما از نظر تعداد در مقایسه با رایدهندگان هر دو حزب و مستقلهایی که به دلایل مختلف با جنگ مخالفاند بسیار اندکاند.
اما در پسزمینه نشانههایی دیده میشود که حاکی از گسترش دیدگاههای افراطی است.
راد درهر، نویسنده محافظهکار و از دوستان جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، میگوید در سفر اخیرش به پایتخت آمریکا بهطور غیررسمی از مردان جوانی که در حوزه سیاست کار میکنند پرسیده است چه تعداد از همنسلانشان را میتوان «گرویپر» دانست؛ اصطلاحی که برای اشاره به طرفداران نیک فوئنتس به کار میرود.
او گفت: «عددی که مدام میشنیدم بین ۳۰ تا ۴۰ درصد بود و این واقعا من را تکان داد.»
جیدی ونس بهطور علنی از افراطیها انتقاد کرده و حتی در مقطعی در مصاحبهای با وبسایت آنهرد با توهینی رکیک به فوئنتس حمله کرده است. اما درهر میگوید از این که ونس در محکوم کردن آنها موضع قاطعتری نگرفته ناامید شده است.
درهر به بیبیسی گفت: «نباید به این افراد در جریان اصلی محافظهکاران جایی داده شود.»
همه چیز به این بستگی دارد که این وضعیت چه مدت طول بکشد
دونالد ترامپ، همچنان قدرتمندترین چهره در حزب جمهوریخواه است و این موضوع چندان هم جای تعجب ندارد. در عین حال، حمایت او برای جمهوریخواهانی که امیدوارند در انتخابات مقدماتی میاندورهای کنگره، که در برخی ایالتها آغاز شده، پیروز شوند بسیار ارزشمند است.
در عملیاتهای بمباران پیشین که به دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ بازمیگردد، مخالفتهای آنلاین در میان جناح راست معمولا پس از پایان درگیریها فروکش میکرد.
دیوید آزراد، استاد علوم سیاسی در کالج محافظهکار هیلزدیل، گفت: «فکر میکنم رئیسجمهور فعلا میتواند این منتقدان پرهیاهو را نادیده بگیرد.»
اما رئیسجمهور اکنون در میانه درگیری خارجی پیچیده و احتمالا طولانی قرار دارد و کارشناسان میگویند همه چیز به این بستگی دارد که جنگ چه مدت ادامه پیدا کند و چه تاثیری بر اقتصاد ایالات متحده، بهویژه بر قیمت نفت، بگذارد.
مت وایلی، تحلیلگر سیاسی، میگوید حمایتها ممکن است کاهش یابد، «بهویژه اگر این وضعیت ماهها ادامه پیدا کند، اگر ترامپ نیروهای زمینی اعزام کند یا اگر آمریکاییهای بیشتری جان خود را از دست بدهند.»
شش نفر در حادثه سقوط هلیکوپتر در قطر کشته شدند
وزارت کشور قطر در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که شش نفر در یک حادثه سقوط هلیکوپتر در آبهای سرزمینی قطر کشته شدهاند و یک نفر مفقود است.
چند ساعت پیش، وزارت دفاع قطر اعلام کرده بود که یک هلیکوپتر پس از «اختلال فنی» در جریان یک «پرواز روتین» سقوط کرده است. نوع هلیکوپتر یا ماهیت ماموریت آن مشخص نشده است.
وزارت دفاع قطر ساعتی پس از اعلام این خبر، در شبکه اجتماعی ایکس تایید کرد که سه شهروند ترکیه، از جمله یک نظامی و سه نظامی قطری سرنشینان این هلیکوپتر بودهاند.
وزارت دفاع ترکیه هم کشته شدن سه تبعه خود را در پی سقوط این بالگرد که «در حین پرواز آموزشی» بر اثر نقص فنی سقوط کرده، تایید کرد. ترکیه میگوید که چهار نظامی قطری نیز کشته شدهاند.
ایران: آماده همکاری با سازمان بینالمللی دریانوردی برای امنیت در خلیج فارس هستیم
جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که آماده است با سازمان بینالمللی دریانوردی برای بهبود امنیت دریایی و حفاظت از دریانوردان در خلیج فارس همکاری کند. به نوشته خبرگزاری دولتی مهر، این موضوع را نماینده جمهوری اسلامی در این نهاد وابسته به سازمان ملل اعلام کرده است.
علی موسوی با تاکید بر اینکه تنگه هرمز همچنان برای کشتیرانی، بهجز برای کشتیهای مرتبط با «دشمنان ایران» باز است، افزود که عبور از این تنگه با هماهنگی با تهران در مسائل امنیتی امکانپذیر است.
او گفت: «دیپلماسی همچنان اولویت ایران است، اما توقف کامل تجاوز و همچنین اعتماد متقابل، امری اساسی است.» این مقام جمهوری اسلامی وضعیت کنونی در تنگه هرمز را به حملات اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه ایران نسبت داد.
نقشه تنگه هرمز
اهمیت تنگه هرمز
پیامدهای بحران انرژی در جهان در آغاز چهارمین هفته از جنگ نظامی میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی نمایانتر شده است. جدا از خسارتی که به کشورهای صادرکننده در حاشیه خلیج فارس وارد شده، افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی کشورهای واردکننده را نیز متاثر کرده است. مواردی چون خسارت به ایرلاینها و افزایش قیمت بلیت هواپیما نیز از دیگر پیامدهای جهانی جنگ خاورمیانه ارزیابی میشود.
با گذشت سه هفته از جنگ میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، قیمت جهانی نفت برنت که پیش از جنگ در محدوده ۷۰ دلار در هر بشکه بود اکنون بیش از ۱۱۲ دلار در هر بشکه است. کارشناسان تاکید دارند در صورت ادامه جنگ احتمال جهش قیمت نفت برنت در محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار نیز وجود دارد.
قیمت گاز نیز با افزایش روبهرو شده است. در روزهای گذشته پس از آنکه اسرائیل تأسیسات پارس جنوبی در استان بوشهر را هدف قرار داد و جمهوری اسلامی نیز در مقابل مهمترین هاب گازی قطر را هدف حملات موشکی قرار دارد، قیمت گاز در اروپا با افزایش دوباره روبهرو شد و ۳۰ درصد بر قیمت گاز در این قاره افزوده شد.
قیمت بنزین نیز در کشورهای مختلف با افزایش قابلتوجهی روبهرو شده است. کارشناسان انرژی درباره تبعات بحران انرژی ناشی از تداوم جنگ خاورمیانه هشدار داده و پیشنهاد میکنند شهروندان به ویژه در اروپا آماده افزایش قیمت انرژی باشند.
خبرگزاری «رویترز»، گزارش داده طولانی شدن جنگ خاورمیانه میتواند بحرانی بیسابقه در عرضه انرژی ایجاد کند؛ بحرانی که دیر یا زود به تمام نقاط اقتصاد جهانی ضربه خواهد زد.
بر اساس این گزارش آلمانبه عنوان یک کشور صادرکننده در برابر هر رکود جهانی آسیبپذیر است. ایتالیا نفت و گاز یکی از بالاترین سهمها را در مصرف انرژی اولیه در اروپا دارد. در بریتانیا تولید برق بیش از سایر اقتصادهای بزرگ اروپا به نیروگاههای گازسوز وابسته است. قیمت گاز تقریبا همیشه قیمت برق را تعیین میکند و از آغاز جنگ، قیمت گاز سریعتر از نفت افزایش یافته است.
ژاپن نیز حدود ۹۵ درصد نفت خود را از خاورمیانه تأمین میکند و تقریبا ۹۰ درصد آن از تنگه هرمز عبور میکند. همچنین هند حدود ۹۰ درصد نفت خام و نزدیک به نیمی از گاز مایع خود را وارد میکند؛ و تقریبا نیمی از آن نفت و سهمی حتی بیشتر از LPG از طریق تنگه هرمز تامین میشود. در طول جنگ خاورمیانه و متاثر از تبعات بحران انرژی ارزش روپیه با سقوط روبهرو شده است.
گزارش دیگری، نشان میدهد کشورهای حاشیه خلیج فارس روزانه بیش از ۲ میلیارد دلار خسارت اقتصادی در پی بسته بودن تنگه هرمز و اختلال در صادرات نفت، گاز و فرآوردههای نفتی متحمل میشوند. حملات جمهوری اسلامی سبب توقف فعالیت در تعدادی از تاسیسات حیاتی صادرات انرژی از جمله پایانههای نفتی و بنادر اصلی در عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت و بحرین شده است.
همچنین درآمدهای روزانه کشورهای خلیج از صادرات نفت به شدت کاهش یافته است بطوریکه آمارها نشان میدهد عربستان سعودی صادرات روزانه ۴/۷ میلیون بشکه، امارات صادرات ۲/۵ میلیون بشکه در روز و قطر صادرات ۱/۹ میلیون بشکه معادل صادرات گاز مایع را از دست دادهاند.
مجموع صادرات نفت خلیج فارس از ۲۵/۱ میلیون بشکه در روز در شرایط عادی، به حدود ۹/۷ میلیون بشکه از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی کاهش یافته است، یعنی افتی بیش از ۶۰ درصد!
اگر چه دونالد ترامپ در تلاش بوده که کاهش عرضه جهانی نفت که در پی جنگ خاورمیانه ایجاد شده را جبران کند، همچنان کاهش قابل توجه عرضه جهانی نفت ادامه دارد. همین موضوع سبب افزایش قیمت جهانی نفت برنت شده است. طی سه هفته گذشته قیمت هر بشکه نفت برنت به ۱۲۰ دلار نیز افزایش است و طی روزهای گذشته در کانال قیمتی ۱۱۲ دلار قرار گرفته است.
از سوی دیگر قیمت فرآوردههایی مانند بنزین و سوخت جت نیز با افزایش روبرو بوده است. این موضوع بر قیمت جهانی حملونقل زمینی و هوایی اثرگذار بوده است. قیمت بلیت هواپیما از سوی بسیاری از ایرلاینها افزایش یافته است.
از سوی دیگر صنعت حملونقل هوایی با خسارتی قابل توجه روبهرو شده است. در همین رابطه، روزنامه «فایننشال تایمز» برآورد کرده که خسارت ناشی از جنگ خاورمیانه در ۲۰ شرکت هواپیمایی بزرگ حدود ۵۳ میلیارد دلار بوده است.
بر اساس این گزارش، مدیران شرکتهای هواپیمایی نسبت به عواقب ناشی از افزایش مداوم قیمت نفت، اختلالات در فرودگاههای خلیج فارس و ضربه احتمالی به تقاضای جهانی هشدار میدهند. در این گزارش تاکید شده در ماههای آینده، مسافرانی که قصد سفر در مسیرهایی غیرمرتبط با خاورمیانه را دارند، با افزایش شدید قیمت بلیط مواجه خواهند شد، زیرا خطوط هوایی سعی در محافظت از درآمدهای خود دارند.
گزارش پولشویی میلیارد دلاری سپاه در لندن؛ ردپای بابک زنجانی
طبق یک گزارش جدید، سپاه بیش از ۱ میلیارد دلار را از طریق دو شرکت صوری در لندن جابهجا کرده است. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی ایران از طریق بابک زنجانی تحریمها را دور زده و درآمدهای نفتی غیرقانونی را به رمزارز تبدیل کرده است.
بر اساس یک گزارش جدید، صرافیهای رمزارزی Zedcex و Zedxion در کانون یک شبکه پولشویی گسترده قرار دارند که ارتباط آن به رژیم ایران ختم میشود. در این گزارش که در رسانه آلمانی ntv منتشر شده آمده که حکومت ایران سالها، احتمالا با کمک معاملات رمزارزی تحریمها را دور زده و درآمدهای غیرقانونی نفتی را پنهان کرده است.
طبق این گزارش، کارشناسان جرمشناسی رمزارز از موسسه تحلیلی آمریکایی TRM Labs کل تاریخچه تراکنشهای Zedcex و Zedxion را بررسی کرده و دریافتهاند که بخش بزرگی از جریانهای پرداخت این شبکهها در یک آدرس یکسان به پایان میرسد.
محققان با بررسی این پلتفرمها دریافتند که بیش از ۸۷ درصد از حجم تراکنشهای آنها به سپاه پاسداران مربوط میشود.
طبق این گزارش، صرافیهای رمزارزی Zedcex و Zedxion بهطور رسمی در بریتانیا ثبت تجاری شدهاند و گفته میشود مدیرعامل این پلتفرمها فردی به نام الیزابت نیومن است.
با این حال، بررسیهای پروژه گزارشدهی جرایم سازمانیافته و فساد (OCCRP) فاش کرد که تصویر منتشر شده از این فرد در وبسایت مذکور، تزئینی بوده و از یک بانک تصاویر تهیه شده است.
این گزارش میافزاید که سر نخ اصلی این شبکه فساد سپاه پاسداران، که اکنون در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا قرار دارد، به بابک زنجانی میرسد. زنجانی در سال ۲۰۱۳، در ایران به فساد متهم شد و سه سال بعد بهدلیل اختلاس از پولهای نفتی دولتی به میزان ۲.۷ میلیارد دلار به اعدام محکوم شد.
زنجانی که اکنون ۵۱ ساله است، بهطور رسمی سال گذشته آزاد شده است. با این حال، طبق پروندههای زندان که پروژه گزارشدهی جرایم سازمانیافته و فساد (OCCRP) به آنها دسترسی داشته، زنجانی احتمالا از سال ۲۰۱۹ یعنی دو سال پیش از تاسیس شبکه رمزارزی خود، آزاد بوده است.
ظن کارشناسان جرمشناسی به این موضوع از آنجا تقویت شد که زنجانی در فرادادههای سندی درباره اهداف شرکت Zedxion بهعنوان نویسنده ذکر شده است. او این پرونده تبلیغاتی را در سپتامبر ۲۰۲۳ نوشته، یعنی مدتها پیش از آزادی رسمیاش.
او همچنین یک رد پای دیگر نیز از خود به جا گذاشته از جمله این که پس از آزادی، در شبکههای اجتماعی، احتمالا بهطور ناخواسته خود را در برابر تلویزیونی نشان داد که در آن وبسایت Zedcex باز بود.
این موضوع، ابعاد دیگری هم دارد. طبق دادههای ثبت اینترنت، سولماز بانی یک مدل سابق ایرانی است و ظاهرا مسئول وبسایت و همچنین معشوقه زنجانی است. اگرچه این دو هرگز در شبکههای اجتماعی با هم ظاهر نمیشوند، اما اغلب در یک مکان دیده شدهاند. حساب کاربری سولماز بانی اکنون حذف شده است. با این حال، یکی از آخرین پستهای او، طبق گزارش پروژه گزارشدهی جرایم سازمانیافته و فساد، گربهای با طرحی خاص و یک زنگوله بنفش درخشان روی قلاده آن را نشان میداد.
نکته اینجاست که بیش از شش ماه پیش از آن، همین گربه با همان زنگوله در کانال رسمی تلگرام Zedxion ظاهر شده بود. بر اساس این گزارش، زنجانی و معشوقهاش، عمیقا در فعالیتهای این صرافیهای رمزارزی غیرقانونی دخالت دارند.
شبکه فساد، پوشش رمزارز برای دور زدن تحریمهای رژیم ایران
پروژه گزارشدهی جرایم سازمانیافته و فساد در ادامه گزارش خود با بیان این که خلق شخصیت خیالی و ساختگی نیومن، در راس این شبکه و نیز داشتن یک دفتر در بهترین موقعیت لندن، «ظاهری از مشروعیت غربی» برای آنها ایجاد کرد مینویسد که این مزیتی است که جمهوری اسلامی ایران ظاهرا از آن بهره برده است.
بر اساس این گزارش، از زمان تاسیس این پلتفرمها، غرب تحریمهای متعددی علیه رژیم ایران و بهویژه سپاه پاسداران اعمال کرده است. در نتیجه، صادرات قانونی نفت ایران تقریبا غیرممکن شده و جریان پرداخت بینالمللی از سال ۲۰۱۸ بهشدت محدود شده است، که این امر برای کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان بسیار زیانبار است.
با این حال، گفته میشود جمهوری اسلامی ایران، با کمک این پلتفرمها توانسته بدون اینکه مقامات بریتانیایی واکنشی نشان دهند، درآمدهای نفتی غیرقانونی را به رمزارز تبدیل کند و سپس آنها را بهصورت ناشناس منتقل کند. این در حالی است که هر دوی این شرکتهای صوری، در گزارشهای تجاری خود از سالها پیش ادعا میکنند که غیرفعال هستند.
با این حال، طبق گفته کارشناسان جرمشناسی، تنها در پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ده میلیون دلار رمزارز به گروه حوثیهای یمن منتقل شده است.
به گفته کارشناسان، رژیم ایران از طریق میزهای معاملات خارج از بورس در سالهای اخیر توانسته داراییهای رمزارزی خود را به پول متعارف تبدیل کند. کارشناسان میگویند وقتی رمزارزها از سیستم خارج شوند، دیگر تقریبا امکان ردیابی پرداختها وجود ندارد و تنها اپراتور آن میز میداند که به چه کسی چه مقدار پرداخت کرده است.
ایالات متحده از ژانویه دو شبکه Zedcex و Zedxion و نیز بابک زنجانی را تحریم کرده است. طبق تحقیقات صورت گرفته، بخش کوچکی از حسابهای رمزارزی درگیر در این ماجرا از آن زمان مسدود شده است اما بخش بسیار بزرگتر احتمالا همچنان در سیستم رمزارزی در گردش است یا این که به پول نقد، طلا یا سایر داراییهای فیزیکی تبدیل شده است.
کارشناسان میگویند پولهای این شبکه فساد سپاه و بابک زنجانی، لزوما ناپدید نشده است، اما بخشی از آن ممکن است اکنون خارج از امکان ردیابی دیجیتال باشد.
در حال حاضر، نهاد مسئول ثبت تجاری بریتانیا از الیزابت نیومن، خواسته است تا پایان ماه مه، هویت خود را اثبات کند. این در حالی است که هر دو پلتفرم مذکور، آفلاین شدهاند. به گفته کارشناسان، اما اکنون یک صرافی رمزارزی سوم به نام Zeddex ظاهر شده که به نظر میرسد فعال است.
این صرافی جدید (Zeddex)در وبسایت خود بهطور مکرر به سایت قبلی Zedxion ارجاع میدهد و به آن لینک میدهد اما هیچ اطلاعات تماس رسمی در آن وجود ندارد.
تهران، ایران - ۸ مارس: پس از حملات آمریکا و اسرائیل، آتشسوزی در انبار نفت شهران در تهران، ایران، در ۸ مارس ۲۰۲۶ رخ داد و تانکرهای سوخت و وسایل نقلیه متعدد در این منطقه غیرقابل استفاده شدند. عکس: Hassan Ghaedi/ AFP
سهم کارگران از «بمبهایی رهاییبخش»: مرگ، بیکاری و گرسنگی
اسرائیل و آمریکا ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ بخشهایی از پالایشگاههای گاز و نفت در منطقه ویژه عسلویه را بمباران کردند. پیش از این هم آمریکا گفته بود که به تاسیسات جزیره خارک حمله کرده است. همانطور که در هفته دوم جنگ، انبارهای سوخت در تهران و چند شهر دیگر بمباران شدند. بمباران اسرائیل و آمریکا تنها به پایگاههای نفتی یا پالایشگاهها محدود نمانده است؛ آنطور که رسانهها در ایران گزارش کردهاند چندین کارخانه و واحد صنعتی در شهرهای مختلف هدف حملات جنگندههای اسرائیلی قرار گرفتند.
در حالی که رسانههای فارسی زبان مدافع جنگ از جمله انترنشنال، همچنان اصرار دارند که بگویند جنگندههای اسرائیلی تنها و تنها مقامهای دولتی یا نهادهای سرکوب را نشانه میگیرند، حمله به مخزنهای سوخت پمپ بنزینها بانکها واحدهای تولیدی و همچنین خدماتی و در کنار آن نیروهای امداد و نجات نشانههایی از یک شیوه آزموده شده در جغرافیای فلسطین و همچنین لبنان را نشان میدهد. از کار انداختن سیستم خدمات رسانی و تولید و نهایتا فلج کردن خدمات شهری و عمومی.
همچنین تا به حال حداقل هشت کارخانه صنعت داروسازی و شرکتهای زنجیره دارویی بمباران هدف قرار گرفتهاند. حمله به صنایع تولیدی با چه هدفی صورت میگیرد و این جنگ چه پیامدهایی بر زیست کارگران دارد؟
۱۶ اسفند رسانههای دولتی ایران، گزارش کردند در حمله به شهرک صنعتی حیدرآباد در نقده حداقل ۱۰ کارگر کارخانه آرد و نشاسته پایارد کشته شدهاند. چند روز بعد خبر جان باختن یکی دیگر از کارگران که مجروح و بیمارستان منتقل شده بود تایید شد تا ۱۱ کارگر این کارخانه جان خود را در حمله اسرائیل و آمریکا از دست داده باشد.
فاز نخست کارخانه آرد و نشاسته پایارد در مهر ۱۴۰۲ به بهرهبرداری رسید و به گفته مسئولان محلی موجب اشتغال حداقل ۲۵۰۰ نفر شد.
در اصفهان نیز به گفته مقامهای دولتی در حمله به شهرک صنعتی جی اصفهان ۱۵ کارگر یک کارخانه تولیدی وسایل گرمایش و سرمایش کشته شدهاند بخش زیادی از این کارخانه فرسود و از بین رفته است.
در قزوین، کارخانه تولید شیشه آبگینه هدف موشکهای اسرائیلی و آمریکا قرار گرفته است. مسئولان محلی در استان قزوین گفتهاند که حداقل ۱۲ کارگر زخمی شدهاند.
استاندار قم نیز گفته است که در حمله به شهرک صنعتی محمودآباد این استان یک کارخانه تولید بتن سبک به طور کامل تخریب شده است به گفته او این کارخانه حداقل ۱۱۰ شاغل دارد که همگی بیکار شدند. این حمله نظامی هفت کشته و ۱۰ مجروح به جا گذاشت.
در شهرستان ملایر استان همدان یک کارخانه کاغذ سازی هدف حمله قرار گرفت علاوه بر آن دو انبار و سوله در شهرستان بهار این استان نیز با موشکها و بمبهای آمریکا و اسرائیل تخریب شدند. به گفته مقامهای محلی سه کارگر در نتیجه حملات جان باختند و شماری نیز زخمی شدند.
پیشتر نیز گفته شده بود در حمله به ساختمان مجلس خبرگان در قم دو کارگر ساختمانی جانشان را از دست دادند. همچنین در بمباران پالایشگاه شهرری نیز مرگ سه کارگر گزارش شد.
احتمال اینکه کارگران بیشتری در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل جان خود را از دست داده باشند وجود دارد. از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل مقامهای دولتی ایران از حمله به مراکز خدمات مراکز درمانی و امدادی و همچنین رستورانها نانواییها بانکها و دیگر مراکز خدمات عمومی خبر دادهاند.
مهمتر از تمام اینها اما حمله به کارخانههای داروسازی و همچنین انبار دارو و شیر خشک در استان همدان است. ۲۲ دی، رسانهها از بمباران یک کارخانه داروسازی و همچنین انبار دارو و شیر خشک در شهرک صنعتی بوعلی همدان خبر داد.
مقامهای دولت ایران گفتند که از آغاز حملات تا به حال حداقل ۸ شرکت داروسازی یا مرتبط با بخش صنعت دارویی هدف حمله قرار گرفتهاند.
روزنامه هم میهن ۲۷ اسفند 1404، به نقل از رییس سازمان غذا و دارو گزارش کرد تاکنون حدود ۸ کارخانه داروسازی بهصورت جزئی یا کلی آسیب دیدهاند. این مقام دولتی همچنین گفت چندین شرکت پخش دارو مورد آسیب واقع شدهاند و داروخانهها در شهرهای مختلف هدف حمله قرار گرفتهاند. او همچنین کشتهشدن یک داروساز در داروخانه را تایید کرد اما محل آن را نگفت.
در نخستین روز فروردین ۱۴۰۵ هم رییس دانشگاه جندی شاپور اهواز گفت که بیمارستان «امام علی» اندیمشک دو مرتبه هدف حمله نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفت و به همین دلیل «سقف بخشهای مختلف بستری، اتاق عمل و دیگر واحدهای بیمارستان فرو ریخته است و به دلیل آسیبهای جدی به تاسیسات و خطر ریزش بخشها، بهطور کامل تخلیه شد.»
سازمان بهداشت جهانی، طی ۱۰ روز نخست حمله به ایران تایید کرد که ۱۸ مرکز درمانی هدف بمب و موشکهای آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند. یک نمونه در تهران بیمارستان گاندی بود که بخشی از آن فروریخت.
مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ نسبت به بحرانی شدن وضعیت سلامت و دارو در ایران و لبنان با ادامه حملات هشدار داد و گفت:
اختلال در زنجیره تامین پزشکی به دلیل محدودیتهای حریم هوایی منجر به عقبماندگی قابل توجهی در منابع بهداشتی ضروری برای بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در ۲۵ کشور میشود.
علاوه بر این، بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی خبرنگاران در ایران شمار زیادی از مراکز نگهداری از کودکان، سالمندان و بیماران در حملات اسرائیل و آمریکا آسیب دیده و تعطیل شدهاند.
حمله به زیرساختهای انرژی یا همچنین کارخانههایی که کاربرد دوگانه دارد تولیدات آنها به این بهانه که ممکن است به توان نظامی ایران کمک کنند توجیه شده است، اما حمله به کارخانههای داروسازی به چه هدفی صورت میگیرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا وضعیت «بحرانی» دسترسی به دارو را در ایران دید.
ایران حتی پیش از آغاز جنگ نیز برای تامین داروی بیماران خاص و حتی برخی از اقلام داروی پرمصرف با مشکل روبهرو بود. از زمانی که دونالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری بازگشت و حلقه تحریمها را تنگتر و تنگتر کرد برای ایران واردات دارو مشکل شد. همچنین کمبود منابع ارزی و حذف ارز برای واردات دارو از سوی دولت تامین دارو در ایران را بسیار مشکل و در برخی موارد ناممکن کرده بود.
در آذر ماه ۱۴۰۴، محمد عبدزاده که زمانی در سازمان غذا و دارو سکاندار بود در نقش رییس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران به خبرگزاری ایلنا گفت که کمبود دارو مسئله مزمن و دائمی است. او مشکل شرکتهای دارویی را حاد خوانده و گفته بود که بسیاری از تولید کنندگان وارد کنندگان از خرداد ۱۴۰۴ هزینه تامین مواد اولیه را به صورت ریالی پرداخت کردهاند اما بانکهای عامل این مبالغ را بلوکه کردهاند و با وجود تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی، همچنان ارز را به تامین کنندگان خارجی منتقل نمیکنند.
به گفته عبدزاده، این بینظمی موجب نرسیدن مواد اولیه، توقف یا اختلال در واردات و در نهایت گسترش کمبود دارو شده و بدهی به صنایع دولتی به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسید است.
همچنین محمد مهدی مجاهدیان، معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفتگو با شبکه تهران گفته بود که کمبود دارو را نمیتوان کتمان کرد. او دی ۱۴۰۴ با بیان اینکه هنوز کمبود دارو به «وضعیت بحرانی نرسیده» این وضعیت را «زنگ هشداری» برای مسئولان دانست که «تلاش بیشتری بکنند.»
پیش از آن نیز سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی، گفته بود که قیمت داروهای سرطانی به بیش از یک میلیارد و هشتصد هزار تومان رسیده است. او تامین هزینه دارو را برای کارگران و کارمندان غیر ممکن دانسته بود و گفته بود که نهادهای دولتی باید سریعتر در این باره اقدام کنند.
هادی احمدی، عضو هیات مدیره انجمن داروسازان ایران ۲۴ آذر گفته بود که هرچند بخشی از مواد اولیه دارویی با ارز ترجیحی تامین میشود اما سهم اصلی قیمت دارو به روندی اجتنابناپذیر تبدیل افزایش قیمت دارو دانسته بود و گفته بود بسیاری از بیماران در داروخانهها قادر به تهیه همه داروها نسخه شده نیستند و ناچارند یا بهطور کلی از دارو صرفنظر نند یا درمان خود را ناقص پیگیری کنند موضوعی که در نهایت هزینه درمان را افزایش میدهد او هم تایید کرده بود که کمبود دارو وجود دارد و برخی از اقلام دارویی یا به طور کامل نایاب شدهاند یا به صورت محدود و سهمیهای در اختیار داروخانهها قرار میگیرند.
در یک خبر دیگر محمد جمالیان عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ۵ دی ۱۴۰۴ به خبرگزاری ایلنا گفت که کمبود واقعی دارو در کشور جدی است. او در هشداری خطاب به بانک مرکزی گفت اگر ارز مورد نیاز واردات دارو را تامین نکند «شمار داروهای کمیاب تا پایان سال به ۴۰۰ تا ۵۰۰ قلم خواهد رسید.»
او عامل بخش مهمی از بحران کمبود دارو را «ناتوان بودن بانک مرکزی در تامین به موقع ارز و همچنین بدهی سنگین شرکتهای دارویی» دانست.
محسن عبداللهزاده، عضو هیات مدیره سندیکای توزیعکنندگان دارو دوم دی ماه گفته بود که با وجود افزایش ۵۰ درصدی تولید دارو در ایران مشکل دارو همچنان پابرجاست.
دارو در ایران به مسئله تحریمها گره خورده بود. کاهش درآمدهای ارزی تحت تاثیر کاهش صادرات نفت و همچنین مشکل انتقال ارز از ایران به شرکتهای بیرون از ایران واردات دارو را محدود کرده بود. ایران از سالها پیش مدعی بود که توانسته است در صنعت دارو به خودکفایی برسد. این گزاره نادرست بود چرا که برای تولید دارو در داخل میبایست تولیدکنندگان مواد اولیه را با ارز خارجی خریداری و وارد کنند.
نرخ ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی که برای تامین هزینه واردات دارو و کالاهای ضروری پیش بینی شده بود در قانون بودجه ۱۴۰۴ به ۲۸۵۰۰ تومان افزایش پیدا کرد. دولت در قانون بودجه سال ۱۴۰۵ تصمیم داشت ارز ترجیحی برای واردات دارو و کالاهای اساسی را حذف کند که این موضوع با مخالفت نمایندگان مجلس روبرو شد. اما حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بحث بر سر قانون بودجه را به حاشیه راند و ایران را ناچار کرد برای مقابله با حملات هزینه بسیاری بپردازد.
علاوه بر هزینه مادی ناشی از تخریب کارخانهها به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل، نرخ تورم نیست تحت تاثیر این وضعیت افزایش یافته است. در بهمن ۱۴۰۴ نرخ تورم به حدود ۶۰ درصد رسیده بود. تورم گروه کالاهای سلامت و بهداشت در بهمن ماه ۵۷ و چهار دهم درصد گزارش شده بود که یکی از بالاترین رقمها در گروه کالاهای غیر خوراکی بود.
در چنین شرایطی، نابود کردن کارخانههای داروسازی و انبارهای دارویی میتواند به یک فاجعه در ایران بیانجامد. فاجعهای که پیشتر در غزه اسرائیل آن را بر شهروندان آن تحمیل کرده است یعنی کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که میتواند روند درمان را مختل کند.
شایان ذکر است که اسرائیل در باریکه غزه، ۳۳۰۰ کارگاه صنعتی را بهطور کامل تخریب کرد. دیدهبان حقوق بشر اروپا مدیترانه پس از اعلام آتشبس گزارش کرد تمام بیمارستانها در باریکه غزه «کامل تخریب شده یا آسیب فراوانی دیدهاند.» به گفته این سازمان؛ طی دو سال ۱۹۴ پزشک و ۳۷۶ پرستار به دست اسراییلیها کشته و حدود ۲۱۹۵ نفر دیگر از کادر درمان زخمی شدند.
ساکنان باریکه غزه، به دلیل جلوگیری اسرائیل از ورود کامیونهای حامل مواد غذایی و دارویی با گرسنگی روبرو شدند. در آبان ۱۴۰۳ رأفت المجدلاوی، مدیر انجمن «العوده» با بیان اینکه ۱۵۴ کودک فلسطینی به دلیل سوءتغذیه جان باختند، وضعیت در باریکه را «فاجعه انسانی بیسابقه» توصیف کرد. او گفت: «بیش از ۵۱ هزار کودک از بیماریهای گرسنگی رنج میبرند» و «۴۰ هزار نوزاد به شیر خشک و ۱۷۱ هزار کودک به غذای جایگزین نیاز فوری دارند، اما ذخیره موجود تنها بخش اندکی از این نیاز را تامین میکند.»
بر اساس گزارش رسمی رییس سازمان بهزیستی در دی ۱۴۰۴، حداقل ۴۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند.
از آغاز جنگ بسیاری از کارگران غیررسمی و مشاغل خدماتی که اغلب بدون قرارداد و بیمه بودند، بیکار شدهاند. میکائیل صدیقی، رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان مریوان ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ به خبرگزاری کار ایران گفت:
حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیش از این میزان از کارگاههای ساختمانی به حالت تعطیل درآمدهاند. در واقع فعالیتهای ساختمانی به طور کامل متوقف شده است و کارفرمایان نیز صراحتاً اعلام میکنند که به دلیل شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژهها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.
به گزارش «شرق» با شروع هفته سوم جنگ «برخی کارخانجات در شهرکهای صنعتی تخریب شدهاند و کارگران برای گرفتن بیمه بیکاری به اداره کار معرفی شدهاند؛ در مواردی کارفرمایان به کارگران فصلی مثل بنایان و کارگران ساختمانی گفتهاند که تا اطلاع ثانوی به خانه بروند. اوضاع رانندگان هم تعریفی ندارد؛ با اختلال GPS و مسیریابها بسیاری از رانندگان تاکسیهای آنلاین دست از کار شستهاند و مرغداران نگران جوجهریزی هستند و دامداران دغدغه تلفات حیوانات را دارند؛ چرا که آنها نمیدانند تا چه زمانی خوراک دام و طیور در بازار بهراحتی یافت میشود.»
همچنین برخی واحدهای تولیدی اگر در حملات به شهرکهای صنعتی تخریب نشده باشند، تولید روزانه را کاهش و شمار زیادی از کارگران را برای دریافت حقوق بیکاری به اداره کار معرفی کردهاند.
بیکاری و همزمان با آن افزایش نرخ تورم به دلیل کمبود دارو و مواد غذایی تحت تاثیر ادامه جنگ، در وضعیتی که دولت برای تامین بودجه نظامی، اعتبار دیگر بخشها را کم خواهد کرد، فقر را گسترده و خشنتر خواهد کرد و ممکن است همانطور که مدیرکل سازمان بهداشت جهانی هشدار داد به یک فاجعه انسانی بیانجامد.
بحرانیترین کردن وضعیت با نابود کردن زیرساختها و واحدهای تولیدی و صنعتی تا مرحله بعدی جنگ، همان «داخلی کردن جنگ» پیش میرود.
ویرانههای مدرسه میناب © réseaux sociaux
نتیجهگیری
تاکنون واشنگتن نتوانسته ایران را از بازار جهانی انرژی حذف کند، نتوانسته هرمز را بیهزینه باز کند، همچنین نتوانسته با حملات هوایی به یک پایان سیاسی برسد. در عوض، وارد وضعیتی شده که هر قدم برای حل یک بحران، بحران تازهای تولید میکند: بمباران میکند تا هرمز باز شود، هرمز بستهتر و ناامنتر میشود؛ به خارگ حمله میکند تا صادرات ایران را تحت فشار بگذارد، اما خود مجبور میشود نفت ایران را به بازار برگرداند؛ از پیروزی حرف میزند، اما همزمان تفنگدار دریایی اعزام میکند و درباره اشغال محدود حرف میزند
اگر بخواهیم منطق این لحظه را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت تحلیل تئوریسینهای آمریکایی و مواضع متناقض ترامپ، آمریکا وارد جنگی شده که هرچه بیشتر پیش میرود، «نمایش قدرت» آمرکیا فروکش میکند. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغاز شد، نه راهی روشن برای پایان جنگ پیدا شده، نه تنگه هرمز به وضعیت عادی بازگشته، نه بازار انرژی آرام گرفته است. در روز اول فروردین ۱۴۰۵، همزمان با ادامه حملات و اعزام ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا به منطقه، قیمتهای نفت و گاز جهش کردهاند و خود واشنگتن ناچار شده برای مهار بحران، بخشی از نفت تحریمشده ایران را موقتا به بازار جهانی برگرداند. این دیگر تصویر یک پیروزی برقآسا نیست. این تصویر یک بنبست است.
جنگ با این تصور آغاز شد که ضربات دقیق، رهبری و فرماندهان و زیرساختهای مشخص را میزنند، توان طرف مقابل را میکاهند و جمهوری اسلامی را به عقبنشینی سیاسی میکشانند. اما آنچه تاکنون در عمل رخ داده، چیز دیگری است: حملات هوایی ادامه یافته، ولی هدف سیاسی نهایی به دست نیامده و میدان از نبرد صرفا نظامی به جنگ اقتصادی، انرژی و کشتیرانی کشیده شده است. این جابهجایی تصادفی نیست. وقتی «بمب هوشمند» نتواند مسئله سیاسی را حل کند، جنگ به گلوگاههای جغرافیایی و اقتصادی پناه میبرد. در این جنگ، آن گلوگاه نامش هرمز است.
تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست. حدود یک پنجم نفت و گاز مایع جهان از این آبراه میگذرد و بسته شدن موثر آن، فقط ایران یا کشورهای خلیج را تنبیه نمیکند، بلکه کل بازار جهانی انرژی را به لرزه میاندازد. رویترز، گزارش داده که هرمز عملا به روی بیشتر کشتیرانی بسته شده و همین مسئله به جهش حدود ۵۰ درصدی قیمت نفت از آغاز جنگ انجامیده است. در چنین وضعی، حتی اگر واشنگتن از نظر هوایی دست بالا داشته باشد، هنوز بر «سیاست» جنگ مسلط نیست. چون سیاست این جنگ را جغرافیا و انرژی هم تعیین میکنند.
به همین دلیل است که خارگ ناگهان از یک جزیره نفتی به قلب بحران تبدیل شده است. خارگ محل حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران است و بهخاطر عمق آب و زیرساختهای بارگیری، یکی از مهمترین نقاط اتصال نفت ایران به بازار جهانی به شمار میرود. آمریکا در ۲۳ اسفند بیش از ۹۰ هدف نظامی در این جزیره را زد، اما عمدا زیرساخت نفتی را حفظ کرد. چند روز بعد، گزارشها نشان دادند که صادرات ایران از خارگ متوقف نشده و حتی تصاویر ماهوارهای و دادههای رهگیری نفتکشها از ادامه بارگیری خبر میدهند. این جزیره، هم نقطه آسیبپذیر ایران است و هم شاهدی بر محدودیت قدرت آمریکا: واشنگتن میتواند بزند، اما نمیتواند بدون عواقب جهانی هرچه را میزند نابود کند.
اکنون بحث از آن هم فراتر رفته است. اکسیوس و سپس رویترز گزارش دادهاند که دولت ترامپ در حال بررسی گزینه تصرف یا محاصره دریایی خارگ است تا تهران را وادار به باز کردن هرمز کند. همین که چنین گزینهای روی میز آمده، خودش اعتراف به شکست منطق اولیه جنگ است. وقتی حملات هوایی قرار بود دشمن را وادار به عقبنشینی کند اما نکرد، نوبت به ایده «کنترل محدود سرزمینی» میرسد. اما این گزینه هم تضمینی برای پایان بحران ندارد. حتی منابع نزدیک به دولت ایالات متحده پذیرفتهاند که تصرف خارگ لزوما تهران را به صلحی که واشنگتن میخواهد نمیرساند. علت روشن است: کنترل یک جزیره با کنترل کل دینامیک جنگ یکی نیست. شما ممکن است خارگ را بگیرید، اما هنوز با هرمز، با موشکها، با مینها، با ناامنی کشتیرانی و با واکنش منطقهای طرفید.
در اینجاست که تناقض مرکزی واشنگتن عریان میشود. همان دولتی که به اشغال خارگ فکر میکند، همان دولتی که از اعزام تفنگداران دریایی و گزینههای پرخطرتر حرف میزند، ناگهان بخشی از تحریمهای نفتی ایران را برای ۳۰ روز تعلیق میکند تا حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفتی که روی کشتیها بارگیری شده وارد بازار شود و قیمتها پایین بیاید. وزارت خزانهداری آمریکا صریحا گفته هدف این مجوز کوتاهمدت، کاهش فشار قیمتهاست. به بیان سادهتر، واشنگتن میخواهد هم با ایران بجنگد، هم از نفت ایران برای آرام کردن بازار استفاده کند. این یک تناقض راهبردی است. جنگی که قرار بود «فشار حداکثری» را تکمیل کند، اکنون برای جلوگیری از شوک انرژی ناچار شده بخشی از همان فشار را موقتا پس بگیرد.
با اینحال، ایران در طی این مدت توانسته کنترل ۴ درصد نفت جهان را ۲۰ درصد افزایش دهد. در همین مدت، ایران نفتش را صادر کرده بود و چیزی حدود یک و نیم میلیارد دلار درآمد به دست آورد. این پولها در بانکهای چینی است و مشخص نیست چهطور ایران میتوان به آنها دسترسی داشته باشد، با این وجود، ایالات متحده نیز به آنها دسترسی ندارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته ایران در دسترسی به درآمد حاصل از این فروش با دشواری روبهرو خواهد شد. این حرف ممکن است تا حدی درست باشد، اما همه حقیقت نیست. وقتی خود رویترز مینویسد که خریداران اصلی نفت تحریمشده ایران پالایشگران مستقل چینی بودهاند و بخش بزرگی از نفت ایران همچنان به چین میرود، مسئله فقط «دسترسی کامل» یا «عدم دسترسی کامل» به پول نیست. مسئله این است که جنگ نتوانسته جریان نفت ایران را قطع کند و شبکههای آسیایی، بهویژه چینی، همچنان بخش مهمی از این گردش را جذب میکنند. بنابراین، حتی اگر واشنگتن بخشی از درآمد را قفل کند، باز هم نتوانسته منطق ژئواکونومیک جنگ را به سود خود ببندد. نفت ایران هنوز در بازار حضور دارد، چین هنوز در معادله حضور دارد، و آمریکا هنوز مجبور است با پیامدهای آن زندگی کند.
این وضعیت به معنای «قدرتنمایی ضدامپریالیستی» جمهوری اسلامی نیست. حکومتی که دههها جامعه را سرکوب کرده، سازمانیابی مستقل را کوبیده، و مردم را از هر امکان واقعی برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خود محروم کرده، ناگهان بهخاطر درگیر شدن آمریکا در بحران انرژی، ماهیتش عوض نمیشود. اما از آن طرف، این جنگ هم قرار نیست آزادی را با ناو و بمب و و موشک و محاصره به ایران بیاورد. آنچه جلوی چشم ماست، برخورد سه منطق ارتجاعی است: ماشین جنگی آمریکا، نظامیگری اسرائیل، و ساختار امنیتی جمهوری اسلامی. قربانی اول این برخورد هم نه دولتها، بلکه مردم، به ویژه کارگران و فقر و بیکاران است؛ مردمی که هم زیر سایه بمباراناند و هم زیر فشار استبداد داخلی. آمار رویترز، از بیش از ۲۰۰۰ کشته از آغاز جنگ فقط یادآوری میکند که این بحران قبل از آنکه یک «بازی شطرنج ژئوپلیتیک» باشد، یک فاجعه انسانی است.
از این زاویه، خارگ فقط یک جزیره نیست؛ شاهرگ اقتصادی و به نوعی قلب تپنده ایران است. جنگی که میخواست با «دقت» پیش برود، اما اکنون به نقطهای رسیده که باید یا به اشغال محدود فکر کند یا به عقبنشینی تحقیرآمیز، و در همان حال برای مهار قیمت انرژی به نفت دشمن متوسل شود.
گزارش اکسیوس میگوید ترامپ نمیتواند جنگ را «بر اساس شروط خودش» تمام کند مگر آنکه گره هرمز را باز کند. اما همین جمله را باید وارونه هم خواند: او نمیتواند هرمز را باز کند مگر آنکه بهای سیاسی، نظامی و اقتصادی بسیار بزرگتری بدهد. و درست همین است معنای واقعی تله تشدید.
تاریخ اخیر مداخلات ایالات متحده و متحدانش در منطقه، از عراق تا لیبی، علنا به ما میگوید: این مداخلات اغلب در خدمت منافع راهبردی خاص دولتهای آمریکا بودهاند و در عین حال جوامعی عمیقا آسیبدیده برجای گذاشتهاند. دکترین «اول آمریکا»ی دونالد ترامپ و سیاست خارجیای که از آغاز دورهاش اجرا کرد، گرایشی امپریالیستی را نشان میدهد که بهوضوح با ادعای اقدام در جهت منافع ملتهای خاورمیانه در تضاد است. همین سیاست درباره اهداف دولت اسرائیل نیز صدق میکند. طی سالهای اخیر، سیاستهای بنیامین نتانیاهو(متهم به نسلکشی در غزه) در چارچوب نظامیسازی فزاینده روابط اسرائیل با مردم منطقه قرار داشته است. این سیاست با ادامه اشغال و سلطه بر فلسطینیان و نیز تخریب گسترده غزه همراه بوده است. چنین سیاستی نه تنها به مردم کشورهای همسایه آسیب زده، بلکه جامعه اسرائیل را نیز در بحرانی سیاسی و نهادی بیسابقه فرو برده و دولت کنونی را به یکی از مورد مناقشهترین دولتهای تاریخ این کشور تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، کسانی که مدعیاند این جنگ در خدمت منافع مشترک مردم ایران و یا حتی مردم اسرائیل است یا ناآگاهاند و یا رسما در خدمت سیاستهای جنگطلبانه اسرائیل و آمریکا هستند.
این تهاجم نه تنها جمهوری اسلامی ایران، بلکه زیرساختهای حیاتی کشور و سرمایههای اقتصادی و انسانی آن را هدف قرار داده است. این اقدام در چارچوب پروژهای گستردهتر برای بازترکیب ژئوپولیتیکی خاورمیانه قرار دارد که در آن منافع راهبردی، جاهطلبیهای سرمایهداری و سودهای مرتبط با منابع انرژی و صنعت تسلیحات در هم تنیدهاند.
طبییست که همه انسانیها و نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و سویالیست، با این جنگ مخالفند، زیرا روشن است که این جنگ نه آزادی برای ایرانیان، نه ثبات برای منطقه و حتی نه امنیت برای مردم اسرائیل بههمراه خواهد داشت. جدا کردن سرنوشت مردم منطقه خاورمیانه، قرار دادن آنها در برابر یکدیگر، خطایی مرگبار است، حتی برای آینده اسرائیلیها و همه یهودیان منطقه.
در جهان مدرن امروز، استفاده از تکنولوژیهای نوین برای بمباران، عواطف انسانی را تحت تاصیر قرار دادهاند. کسی که دکمهای را از هزاران کیلومتر دورتر فشار میدهد، هرگز نمیبیند که چگونه قربانیانش پرپر میزنند؛ چگونه پیر و جوان و زن حامله و بیماران، شبها با فریاد از خواب میپرند و سراسیمه خود را به هر طرف میاندازند تا زنده بمانند. کودکان که قربانیان خاموش هوش مصنوعی هستند؛ ابزاری که سرمایهداران بزرگ برای سود و رهبرانی چون ترامپ و نتانیاهو و...، برای تحمیل قدرت خود با قلدری و ارعاب در دنیا به کار میگیرند. این جانیان، با بمب به جان کودکان و خانوادههایی میافتند که پیش از این به اندازه کافی از جمهوری اسلامی ایران آزار دیدهاند. آمریکا با با یک موشک، بیش از ۱۷۰ کودکی را که امید بزرگشدن داشتند، نابود ساخت. کم نیستند کودکان و بیمارانی که در میان دود و باروت مسموم و بیمار شدهاند. حیوانات خانگی و شهری و وحشی و محیط زیست را نابود میکنند و...
گروه حقوق بشری «هرانا» (HRANA)که نقض حقوق بشر در ایران را رصد میکند، آمار کشتهشدگان را ۳۳۲۰ نفر ثبت کرده است که شامل ۱۴۰۶ غیرنظامی، ۱۱۶۷ پرسنل نظامی و تعدادی دیگر است که هویت آنها هنوز قطعی نشده است.
روانشناسان بر این باورند که کودکان بهدلیل سیستم تنظیم هیجانی نارس، بهشدت در برابر آسیبهای روانی طولانیمدت آسیبپذیرند. اما این هشدارها و اعتراضات مردمی، چندان تاثیری در اهداف و سیاستهای غیرانسانی جنگطلبان ندارد مگر این جنبشهای اجتماعی در سطح منطقهای و بینالمللی در جهت همبستگی بینالملی و بهطور پیگیر و جدی وارد صحنه سیاسی جوامع مختلف، بهویژه در کشورهای نسبتا آزاد غربی شوند و همزمان خواهان قطع فوری جنگ و برکناری دولتهای جنگطلب و فاشیست به خصوص دولت آمریکا، ایران و اسرائیل شوند.
مسئله این است که جنگ با ایران، حتی از منظر منافع خود واشنگتن هم به بنبستی رسیده که منطق بازار انرژی، جغرافیا و مقاومت نامتقارن آن را بیثبات کرده است. برای مردم ایران هم این جنگ نه راه نجات است و نه راه صلح. تنها چیزی که روشنتر شده این است که هیچ پروژه رهاییبخشی از دل بمباران امپریالیستی و هیچ آزادیای از دل دولت امنیتی مذهبی بیرون نمیآید. خارگ، هرمز و نفت شناور فقط نامهای مختلف یک حقیقتاند: این جنگ، جنگِ حل بحران نیست؛ جنگِ تکثیر بحران است.
یکشنبه دوم فروردین 1405-بیست و دوم مارس 2026