بیست و پنجمین روز جنگ
امروز سهشنبه چهارم فروردین ١٤٠٥-24 مارس 2026، بیست و پنجمین روز جنگ؛ حملات به مراکز نظامی و حکومتی در شیراز، مشهد، تبریز، اصفهان و تهران. تاسیسات گاز در اصفهان، فرود پرتابه در نزدیکی خط لوله گاز خرمشهر و ... جنگ میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر روز سهشنبه در حالی وارد بیستوپنجمین روز خود شده که تنشها همچنان در حال افزایش است.
در بیستوپنجمین روز جنگ در خاورمیانه، حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران ادامه دارد. اسرائیل هم تایید کرد مناطق شمالی و مرکزی این کشور در شبانهروز گذشته توسط موشکهای ایرانی هدف قرار گرفته است.
خبرگزاری فارس مدعی شد که بامداد سهشنبه در ادامه حملات هوایی نیروهای آمریکایی، ساختمان اداره گاز و ایستگاه تقلیل گاز در خیابان کاوه اصفهان هدف اصابت قرار گرفت که بر اثر آن، بخشهایی از این تاسیسات و منازل اطراف دچار خسارت شدند. همزمان گزارشهایی از هدف قرار گرفتن خط لوله گاز نیروگاه برق خرمشهر نیز منتشر شد و به گفته فرماندار خرمشهر، یک پرتابه به محدوده خارج از ایستگاه خط گاز خرمشهر اصابت کرد که این حادثه تلفات جانی نداشته است.
دود ناشی از انفجار در محدوده شهرک غرب/ سعادتآباد در بامداد سهشنبه چهارم فروردین
از سوی دیگر، ترامپ، ادعا کرده است که با مقام بلندپایهای در ایران در تماسیم که از بیشترین احترام برخوردار است. دونالد ترامپ درباره گفتوگوهایی که میگوید میان تهران و واشنگتن در جریان است، گفت که دو طرف برسر «موارد عمدهای توافق دارند.»
رییسجمهور ترامپ روز دوشنبه با تکیه بر تماسهای اولیه میان مقامهای ایرانی و آمریکایی، از تهدید خود برای حمله به نیروگاههای برق ایران عقبنشینی کرد و اعلام کرد که دو کشور برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ بیش از سه هفته پیش، «گفتوگوهای سازندهای» را آغاز کردهاند.
مقامهای ایرانی بهطور علنی، هرگونه مذاکره درباره شروط پایان جنگ را رد کردند و مقامهای آمریکایی نیز گفتند این تماسها در مرحلهای بسیار ابتدایی بوده و هنوز محتوای جدی ندارند.
ترامپ روز دوشنبه به خبرنگاران گفت: «ما یک دوره پنجروزه در نظر گرفتهایم.» او درباره توقف حمله به نیروگاههای برق ایران -که طبق کنوانسیونهای ژنو در اغلب شرایط هدف قرار دادن آنها ممنوع است- افزود: «میبینیم چه پیش میآید، و اگر خوب پیش برود، در نهایت به حلوفصل این موضوع میرسیم. در غیر این صورت، به بمباران ادامه خواهیم داد.»
مقامهای ایرانی روز دوشنبه بار دیگر مذاکره با آمریکا را رد کردند و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در شبکههای اجتماعی نوشت که اظهارات ترامپ تلاشی برای «فرار از باتلاقی است که آمریکا و اسرائیل در آن گرفتار شدهاند.».»
در گفتوگوهایی، چهار مقام ایرانی گفتند پیامهایی که در روزهای اخیر از طریق واسطهها و همچنین در تماسهای مستقیم با آمریکاییها رد و بدل شده، در اصل تلاشهایی مقدماتی برای سنجش راههای کاهش تنش بوده است؛ با هدف جلوگیری از تشدید فزاینده درگیری، از جمله حملات به زیرساختهای حیاتی انرژی.
این مقامها افزودند که عراقچی به ویتکاف گفته است ایران به آتشبس موقت علاقهای ندارد و بهدنبال یک توافق صلح پایدار است؛ توافقی که تضمین کند آمریکا و اسرائیل بار دیگر به ایران حمله نخواهند کرد. به گفته آنها، ایران همچنین خواستار کاهش مشخص تحریمهای اقتصادی از سوی واشینگتن شده است- موضوعی که در مذاکرات پیش از جنگ، مقامهای آمریکایی گفته بودند تنها پس از اجرای تعهدات هستهای و سایر تعهدات ایران در چارچوب هر توافقی امکانپذیر خواهد بود.
اما توصیف ترامپ از این تماسها بهعنوان «گفتوگوهای سازنده» بهنظر میرسد وضعیت واقعی مذاکرات را بیش از حد بزرگنمایی کرده باشد.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بینالمللی بحران»، گفت که ایرانیها پیش از آنکه مطمئن شوند ایالات متحده از خواستههای «حداکثری» خود عقبنشینی کرده، وارد مذاکرات در سطح بالا نخواهند شد.
او افزود: «حمله نکردن به زیرساختهای انرژی معیار بسیار پایینی است. شروط یک آتشبس، یا توافقی که بتواند مشکلات بلندمدت -از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم یا بازگشایی تنگه- را حلوفصل کند، هیچکدام در حال حاضر حتی نزدیک به نقطه پایان هم نیستند.»
رسانهها از ارائه طرح ۱۵بندی آمریکا به ایران برای پایان جنگ خبر دادند
روزنامه نیویورک تایمز روز سهشنبه چهارم فروردین خبر داد که ایالات متحده یک طرح ۱۵بندی برای پایان دادن به جنگ به ایران ارائه کرده است. بر اساس این گزارش که هنوز بهطور رسمی تایید نشده است، دو منبع به نیویورک تایمز گفتهاند که ایالات متحده خواستار تعطیل شدن تاسیسات نطنز، فردو و مرکز فرآوری اورانیوم اصفهان شده است.
کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل هم گفته که ایالات متحده در این نامه درخواست کرده که حمایت ایران از گروههای شبهنظامی باید پایان یابد و همچنین درخواست کرده که «منطقه آزاد تردد دریایی در تنگه هرمز» ایجاد شود.
در این طرح، همچنین یک ماه آتشبس بین طرفین ایران، آمریکا و اسرائیل پیشبینی شده است.
ترامپ: ایران یک «هدیه بسیار بزرگ» در حوزه نفت و گاز به آمریکا داده است
رییسجمهور آمریکا، روز سهشنبه چهارم فروردین گفت ایالات متحده برای دستیابی به توافقی جهت پایان دادن به درگیریها، در حال گفتوگو با «افراد مناسب» در ایران است و افزود که ایرانیها «بهشدت» خواهان رسیدن به توافق هستند.
دونالد ترامپ در گفتوگو با خبرنگاران در دفتر بیضی کاخ سفید گفت: «ما همین حالا در حال مذاکره هستیم»، اما جزئیاتی ارائه نکرد، بهویژه درباره اینکه آیا فرستادگان آمریکا، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، قرار است این هفته گفتوگوهایی داشته باشند یا نه.
پاکستان اعلام کرده که آماده میزبانی مذاکرات میان آمریکا و ایران است.
ترامپ درباره ایرانیها گفت: «ما در واقع با افراد درستی در حال صحبت هستیم و آنها خیلی، خیلی میخواهند به توافق برسند. شما اصلا نمیدانید چقدر میخواهند توافق کنند.»
این اظهارات در حالی است که سخنگوی وزارت خارجه ایران و همچنین محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که اسرائیلیها نام او را به عنوان طرف مذاکره با آمریکاییها بردهاند، انجام گفتوگو با ایالات متحده را رد کردهاند.
رییسجمهور آمریکا در ادامه گفت ایران یک «هدیه بسیار بزرگ» در حوزه نفت و گاز به آمریکا داده است. «آنها دیروز کاری کردند که واقعا شگفتانگیز بود. به ما یک هدیه دادند و این هدیه امروز به دستمان رسید. هدیهای بسیار بزرگ بود با ارزشی فوقالعاده زیاد.»
او افزود: «این برای من فقط یک معنا داشت، اینکه ما با افراد درستی طرف هستیم».
ترامپ در مراسم سوگند مارکوِین مالین بهعنوان وزیر جدید امنیت داخلی آمریکا گفت: این «هدیه» «بسیار مهم» بوده و اضافه کرد که به حوزه «نفت و گاز» مربوط است.
وقتی از او پرسیده شد آیا این موضوع به درخواستش از ایران برای بازگشایی تنگه هرمز به روی عبور نفت مرتبط است، پاسخ داد: «بله، به جریان (انتقال) و به تنگه مربوط میشد.»
رییسجمهور آمریکا، همچنین گفت این «هدیه» به برنامه هستهای ایران مرتبط نیست، اما بار دیگر گفت طرف ایرانی «پذیرفته که هرگز سلاح هستهای نداشته باشد.»
ترامپ گفت: «نمیخواهم از پیش چیزی بگویم، اما آنها پذیرفتهاند که هرگز سلاح هستهای نداشته باشند. با این موضوع موافقت کردهاند.»
پنتاگون دستور اعزام لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا به خاورمیانه را صادر کرده است
روزنامه وال استریت جورنال و شبکه فاکس نیوز، عصر سهشنبه چهارم فروردین گزارش دادند که پنتاگون دستور اعزام لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا به خاورمیانه را صادر کرده است.
بر اساس این گزارش، دستور یاد شده به برندون تگتمایر، فرمانده این لشکر، و «هسته فرماندهی» آن ابلاغ شده است.
وال استریت جورنال مینویسد این لشکر که شامل سه هزار نیرو است، احتمالا تا ساعاتی دیگر عازم محل مأموریت جدید خود خواهد شد.
همزمان پنتاگون و کاخ سفید در حال بررسی این موضوع هستند که آیا از این لشکر برای انجام احتمالی عملیات زمینی استفاده کنند یا نه.
خبرگزاری رویترز نیز به نقل از دو «منبع آگاه» گزارش داده که انتظار میرود ایالات متحده هزاران سرباز اضافی را به خاورمیانه اعزام کند.
این مقامات که به شرط ناشناس ماندن صحبت میکردند، مشخص نکردند نیروها دقیقا به کدام نقطه در خاورمیانه اعزام خواهند شد و چه زمانی به منطقه میرسند.
این نیروها در پایگاه فورت براگ در کارولینای شمالی مستقر هستند.
ارتش آمریکا اظهارنظر در این مورد را به کاخ سفید ارجاع داد، اما کاخ سفید بلافاصله به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.
یکی از منابع به رویترز گفت که هنوز تصمیمی برای اعزام نیرو به داخل خاک ایران گرفته نشده، اما این اقدام با هدف افزایش آمادگی برای عملیات احتمالی در آینده در منطقه انجام میشود.
اعزام نیروها علاوه بر اعزام هزاران تفنگدار دریایی و ملوان در هفته گذشته است که سوار بر ناو تهاجمی آبی-خاکی «یواساس باکسر» به همراه یگان اعزامی تفنگداران دریایی و ناوهای جنگی همراه آن صورت میگیرد.
اعزام نیروهای جدید تنها یک روز پس از آن صورت میگیرد که دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، تهدید به بمباران نیروگاههای ایران را به تعویق انداخت و گفت گفتوگوها با ایران «سازنده» بوده است.
با این حال، پس از اظهارات ترامپ در تروث سوشال در روز دوشنبه، ایران انجام هرگونه مذاکره را رد کرد.
گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا ممکن است از نیروی زمینی برای تصرف احتمالی جزیره خارک، که ۹۰ درصد نفت ایران از آنجا بارگیری میشود، یا انجام ماموریتهای دیگر در داخل ایران استفاده کند.
به گزارش فاکس نیوز، این اقدام میتواند گام نخست برای برنامهریزی چنین سناریویی باشد.
روزنامه نیویورک تایمز نیز پیشتر گزارش داده بود که پنتاگون در حال بررسی اعزام لشکر ۸۲ هوابرد به خاورمیانه است.
*ارتش اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد سایتهای موشکی در غرب و مرکز ایران و همچنان مواضع حکومت در تهران را هدف قرار داده است.
*یک مقام آمریکایی گفت تعویق ۵ روزه حملات تنها شامل نیروگاهها است و حملات به اهداف نظامی در ایران در این بازه زمانی ادامه خواهد یافت.
*به گزارش واینت، عراقچی به ویتکاف اطلاع داده که مجتبی خامنهای با مذاکره تهران و واشینگتن موافقت کرده است.
*حمله موشکی جمهوری اسلامی به تلآویو ۶ زخمی برجای گذاشت و به چند خودرو و ساختمان نیز خسارت وارد کرد.
*روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد متحدان آمریکا در خلیج فارس در آستانه تصمیمگیری درباره پیوستن به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی هستند.
*نور نیوز؛ سپاه پاسدران ضمن تاکید بر ادامه جملات موشکی به اسرائیل در تایید مذاکره با آمریکا نوشت: «سپاه پاسداران با عملیات تاثیر محور درحال مذاکره با متجاوزین پست و کودک کش است.»
* ایرنا، محمد اسماعیل توکلی رییس مرکز اورژانس استان تهران روز گذشته اعلام کرد از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در طول در ٢٤ روز گذشته به ۴۳۰ نقطه در این استان حمله شده، ۶۳۶ نفر کشته و ۵۶۰۸ نفر مجروح شدهاند
* طی حملات هوایی به پایگاه گروه شبهنظامی حشدالشعبی در استان غربی انبار عراق دست کم ۱۰ تن از نیروهای این گروه، از جمله سعد دوای البیجی، فرمانده عملیات انبار کشته و ۳۰ تن دیگر زخمی شدند.
*هفت خط انتقال برق کویت از مدار خارج شد؛ رهگیری پهپادها در عربستان.کویت روز سهشنبه اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با «حملات موشکی و پهپادی» هستند و صداهای انفجار ناشی از رهگیری این تهدیدهاست.
*عربستان بامداد سهشنبه اعلام کرد که سامانههای پدافند هوایی این کشور طی دو ساعت، در چند حمله جداگانه، در مجموع ۱۹ پهپاد را که استان شرقیۀ این کشور را هدف قرار داده بودند،
*یک مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به شبکه سیبیاس نيوز(شريک آمريکايی بیبیسی) گفته است: «ما نکاتی را از سوی آمريکا از طريق ميانجیها دريافت کردهايم و اين موارد در حال بررسی است.»
*یک مقام پاکستان از احتمال برگزاری نشست صلح بین ایران و آمریکا در اسلامآباد خبر داد
*شرکت اینترنتی آمازون از اختلال در یکی از مراکز داده خدمات ابریاش در بحرین خبر داد و گفت این اتفاق به دلیل حمله پهپادی رخ داد.
*کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از یک مقام این کشور که نامش فاش نشده گزارش داد که کشورهای میانجی در تلاشاند در بحبوحه جنگ، نشستی در اسلامآباد پاکستان، میان ایالات متحده و ایران برگزار کنند. بر اساس این خبر، چنین نشستی احتمالا بهزودی در اواخر همین هفته برگزار خواهد شد. این مذاکرات باحضور جرد کوشنر، استیو ویتکاف و همچنین جیدی ونس، معاون رییسجمهور، نمایندگی خواهد شد، هیات ایران به ریاست قالیباف هدایت میشود.
*نتانیاهو: ترامپ معتقد است توافق با ایران فرصتی برای «تحقق اهداف جنگ» است؛ گفت این توافق «منافع حیاتی ما را حفظ خواهد کرد». او در ادامه گفت که نیروهای نظامی اسرائیل به حملات خود هم در ایران و هم در لبنان ادامه میدهند، برنامه هستهای تهران را «در هم میشکنند» و ضربات «سنگینی» به حزبالله وارد میکنند.
*رسانههای دولتی ایران به نقل از مرکز اطلاعرسانی پلیس گزارش دادند که در روزهای گذشته ۴۶۶ نفر «مخل امنیت و فعال در فضای مجازی» شناسایی و دستگیر شدهاند.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا به استناد به بیانیه پلیس، نوشت: «این عناصر اقدام به تشویش اذهان عمومی، ایجاد ترس و اضطراب در جامعه، ناامنی ذهنی برای جامعه، تبلیغ به نفع دشمن، تحریک و سازماندهی عناصر مخل امنیت در فضای مجازی میکردند.»
ادعای ترامپ درباره گشایش دیپلماتیک در ادامه جنگ
همزمان با آنکه دونالد ترامپ از «گفتوگوهای بسیار خوب و سازنده» برای پایان دادن به جنگ سخن میگفت، ایران بامداد سهشنبه 24 مارس 2026، موج تازهای از حملات موشکی به اسرائیل را آغاز کرد و نشان داد دستکم در صحنه میدانی، هیچ نشانه روشنی از فروکش کردن درگیریها دیده نمیشود. این حملات در شرایطی انجام شد که تهران ادعای آغاز گفتوگوهای تازه با واشنگتن را رد کرد و حتی با لحنی تمسخرآمیز، سخنان ترامپ درباره امکان کنترل مشترک تنگه هرمز را به سخره گرفت.
موشکهای ایران بار دیگر آژیرهای خطر را در تلآویو، بزرگترین شهر اسرائیل، به صدا درآوردند. تصاویر و گزارشها از وارد آمدن خسارت سنگین به یک ساختمان چندطبقه مسکونی حکایت داشت؛ ساختمانی که بر اثر اصابت مستقیم یا در پی سقوط بقایای رهگیری، دچار ویرانی گسترده شد. نیروهای امدادی اسرائیل اعلام کردند در جستوجوی غیرنظامیان گرفتار در ساختمانهای آسیبدیده هستند. همزمان ارتش اسرائیل نیز از حملات گسترده هوایی به مرکز تهران خبر داد و اعلام کرد مراکز فرماندهی مهم، از جمله تاسیسات مرتبط با سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ایران، هدف قرار گرفتهاند. به گفته ارتش اسرائیل، دهها هدف دیگر از جمله انبارها و محلهای پرتاب موشکهای بالستیک نیز در طول شب مورد حمله قرار گرفتهاند.
در تهران نیز سامانههای پدافند هوایی فعال شدند و خبرگزاریهای ایرانی از شنیده شدن همزمان صدای انفجار در چند نقطه پایتخت خبر دادند. در شمالغرب ایران، حمله به یک منطقه مسکونی در تبریز دستکم هشت کشته و ۲۸ زخمی بر جا گذاشت. در همین حال امارات متحده عربی نیز اعلام کرد پنج موشک بالستیک و ۱۷ پهپاد شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کرده است.
گزارش رویترز نشان میدهد در واشنگتن، هرچند ترامپ از تلاش برای رسیدن به «حلوفصل کامل و نهایی خصومتها» سخن گفته، اما حتی در درون ساختار اسرائیل نیز نسبت به امکان موفقیت این مسیر تردید جدی وجود دارد. سه مقام ارشد اسرائیلی گفتهاند ترامپ ظاهرا مصمم به رسیدن بهنوعی توافق است، اما آنان بعید میدانند ایران در هر دور تازهای از مذاکرات، با خواستههای آمریکا موافقت کند. از سوی دیگر، تهران تاکید کرده هنوز هیچ گفتوگویی با آمریکا انجام نشده است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس ایران، ادعاهای مربوط به این تماسها را «خبر جعلی» خوانده و آن را تلاشی برای دستکاری بازارها توصیف کرد.
با این حال، یک مقام اروپایی گفته است اگرچه مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن در کار نبوده، اما مصر، پاکستان و برخی دولتهای خلیج فارس در حال انتقال پیام میان دو طرف بودهاند. یک مقام پاکستانی نیز از احتمال برگزاری گفتوگوهای مستقیم در اسلامآباد در همین هفته خبر داده و گفت استیو ویتکاف، جرد کوشنر و جیدی ونس ممکن است با مقامهای ایرانی دیدار کنند. با این حال، مجموعه رویدادهای میدانی نشان میدهد حتی اگر کانالهای ارتباطی باز شده باشند، هنوز نتوانستهاند تغییری در روند جنگ ایجاد کنند.
مقرهای سپاه و بسیج در تهران و چند شهر دیگر
خبرگزاری فارس گزارش داد که حملاتی دو زیرساخت انرژی را در اصفهان و خرمشهر هدف قرار داده است
با ادامه جنگ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، موسسه مطالعات جنگ آمریکا سهشنبه 4 فروردین اعلام کرد که واحد مرکزی بسیج در جنوب تهران هدف قرار گرفته است.
این موسسه افزود که حملات هوایی مشترک اسرائیل و آمریکا، مقرهای سپاه پاسداران را در تهران، اصفهان، تبریز و شهرکرد هدف قرار داد.
این گزارش از هدف قرار گرفتن مراکز پژوهشی در تهران خبر داد که در حوزه الکترونیک و موشکی فعالیت دارند. پیشتر، خبرگزاری فارس گزارش داده بود که حملاتی دو زیرساخت انرژی را در اصفهان و خرمشهر هدف قرار داده است. به گفته این خبرگزاری، در ادامه حملات اسرائیل و آمریکا، ساختمان اداره گاز و ایستگاه کاهش فشار گاز در خیابان کاوه در اصفهان هدف قرار گرفت که به بخشهایی از این دو تأسیسات و منازل اطراف خسارت وارد شد.
این خبرگزاری، همچنین افزود که گزارشهایی درباره هدف قرار گرفتن خط لوله گاز متعلق به نیروگاه خرمشهر منتشر شده است. استاندار خرمشهر نیز اعلام کرد که یک پرتابه در اطراف خط لوله گاز این شهر سقوط کرده، اما این حادثه هیچ خسارت جانی نداشته است.
حملات بامدادی روز سهشنبه به روایت ساکنان پایتخت
گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، از جمله آنچه در کانال «وحید آنلاین» بازتاب یافته، حاکی از شنیده شدن صدای چندین انفجار در بامداد سهشنبه چهارم فروردین در پایتخت است. براساس دهها گزارش شهروندان، حوالی ساعت ۰۰:۳۵ تا ۰۰:۴۵ بامداد سهشنبه چهارم فروردین صدای انفجار مهیب در گسترهای وسیع از پایتخت شنیده شد. صداها در مناطق مختلف تهران به صورت همزمان یا نزدیک به هم گزارش شد و در بسیاری از نقاط باعث لرزش شیشهها، تکان خوردن ساختمانها و فعال شدن دزدگیر خودروها شد.
در غرب تهران، شهرک اکباتان و پونک صدای انفجار مهیب شنیده شد و شیشهها لرزید. در شهرک غرب، مرزداران و ستارخان نیز انفجار شدید گزارش شد و چند شهروند صدای پیاپی انفجار را گزارش کرده اند. ساکنان یوسفآباد و سعادتآباد نیز انفجار شدید و لرزش ساختمانها را گزارش داده اند.
در مرکز تهران نیز در مناطقی مثل امیرآباد شمالی، سیدخندان و طرشت نیز صدای انفجار مهیب شنیده شده است. برخی شهروندان از شنیدن صدای سوت قبل از انفجار یا عبور پهپاد خبر دادند. ساکنان بلوار شهرزاد و شهرک والفجر نیز صدای انفجار نسبتا نزدیک و شدید را گزارش کردهاند.
شرق تهران نیز در محلات نارمک، هروی و پیروزی انفجار و لرزش ساختمانها و شیشهها از سوی شهروندان گزارش شده است. تهرانپارس و ولنجک نیز شب گذشته مورد حملات جنگندههای آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است و مردم گفتهاند که صدای انفجار بسیار قوی و نسبتا نزدیک شنیده شده است.
در شمال تهران، ولنجک، تجریش، نیاوران و لویزان نیز صدای انفجار شنیده شده و برخی شهروندان گزارش دادند که صدا حتی از مناطق دور به گوش رسیده است. در جنوب تهران محلاتی مانند نازیآباد، شهرری، باقرشهر و یافتآباد، صدای انفجار نزدیک و شدید شنیده شد؛ برخی شهروندان لرزش شیشهها و تکان ساختمانها را تhیید کردند.
در بامداد امروز هم تعدادی از شهروندان شنیدن صدای پدافند هوایی حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پیش از انفجار اصلی را گزارش کردند.
در تهران، شدت انفجارهای ناشی از این دور تازه حملات بهگونهای توصیف شده که خبرنگار شبکه الجزیره عربی در پایتخت ایران آن را از نظر وسعت و حجم «بیسابقه» خوانده است. این توصیف نشان میدهد که هرچند زیرساختهای انرژی در فهرست اهداف فوری قرار ندارند، اما دامنه و شدت عملیات اسرائیل در پایتخت ایران بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
اسرائیل در روزهای اخیر بهطور مشخص تهدیدی مستقیم علیه زیرساختهای انرژی ایران مطرح نکرده بود، اما اسرائیل کاتس، وزیر دفاع این کشور، روز یکشنبه گفته بود حملات به ایران و به «زیرساختهایی که به آن متکی است» بهطور چشمگیری تشدید خواهد شد. اکنون بهنظر میرسد این تشدید در عمل در حال اجراست، هرچند با تفکیک میان برخی اهداف نظامی و تاسیسات انرژی.
پرسنل امدادی در محل اصابت موشک پرتاب شده از مبدأ ایران در تل آویو
شش شلیک موشکی ایران شمال و مرکز اسرائیل را هدف قرار دادند
ارتش اسرائیل اعلام کرد که از نیمهشب دوشنبه تاکنون شش شلیک موشک از سوی ایران به سمت اسرائیل شناسایی شده است که بهویژه مناطق شمالی و مرکزی کشور را هدف قرار دادهاند. در تلآویو که چندین انفجار در آن رخ داد، نیروهای امدادی چهار مجروح با جراحات سطحی را تحت درمان قرار دادند.
در تازهترین تحولات، رسانههای اسرائیلی از شنیده شدن صدای انفجارهایی در جنوب اسرائیل پس از هشدار درباره موشکهای ایرانی خبر دادند.
در همین حال ارتش اسرائیل اعلام کرد که گزارشهایی از سقوط ترکشها در چندین نقطه در جنوب این کشور دریافت کرده است. خبرنگار «العربیه» نیز از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار در دیمونا و جنوب اسرائیل خبر داد.
پیش از آن ارتش اسرائیل اعلام کرد که شلیک موج جدیدی از موشکهای ایران را رصد کرده است. همچنین گزارش شد که ترکشها در دو نقطه در اطراف «بئرالسبع» در جنوب اسرائیل سقوط کردهاند.
تلویزیون رسمی ایران اعلام کرد که صبح سهشنبه موج جدیدی از موشکها بهسوی اسرائیل شلیک شده است. اندکی بعد نیز گزارش داد که «موشکهای ایرانی از چندین سامانه دفاع موشکی اسرائیل عبور کردهاند.»
از سوی دیگر، سازمان امداد اسرائیل «ستاره داوود سرخ» ویدیویی از یک ساختمان آسیبدیده در شمال اسرائیل منتشر و اعلام کرد که در این حادثه تلفات جانی گزارش نشده است. ارتش اسرائیل نیز بعدتر در صبح سهشنبه هشدار داد که موشکهای ایرانی را شناسایی کرده و در حال رهگیری آنهاست.
محمدباقر ذوالقدر
محمدباقر ذوالقدر بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران معرفی شد
محمدباقر ذوالقدر، با حکم مسعود پزشکیان و «با نظر و موافقت رهبر ایران»، دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. او جایگزین علی لاریجانی میشود که در حمله اسرائیل در ۲۶ اسفند در منزل دخترش به همراه پسر و معاونش و محافظانش کشته شد.
محمدباقر ذوالقدر در شهریور ۱۴۰۰ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و جایگزین محسن رضایی شد. او در سال ۱۴۰۱با حکم علی خامنهای، عضو حقیقی این مجمع شد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی را رئیس جمهور بهعنوان رییس شورا منصوب میکند. دبیر شورا حق رای برای مصوبههای این شورا را ندارد، اما معمولا بهعنوان نماینده رهبرهم دراین شورا انتخاب میشود که در این جایگاه حق رای دارد.
با این حال هنوز مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی او را بهعنوان نماینده خود در شورا منصوب نکرده است. سعید جلیلی، نماینده دیگر رهبر جمهوری اسلامی در این شوراست.
سرتیپ ذوالقدر، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران و از بنیانگذاران قرارگاه برونمرزی رمضان بود که بعدها برپایه سازوکار و فعالیتهای این قرارگاه، نیروی قدس(شاخه برون مرزی سپاه) شکل گرفت.
ذوالقدر بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، مسئولیت آموزش سپاه را برعهده داشت و سپس فرمانده قرارگاه جنگهای نامنظم سپاه شد. پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق، رییس ستاد مشترک سپاه شد و ۸ سال هم در زمان فرماندهی یحیی صفوی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
ذوالقدر در سال ۱۳۸۴ و بعد از ریاست جمهوری محمود احمدینژاد معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور شد، ولی پائیز سال ۱۳۸۶ از این مقام کنار رفت. او در سرکوب اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ شرکت داشت.
او در سال ۱۳۸۹ بهعنوان معاون حفاظت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم منصوب شد. همچنین از اعضای شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی(جمنا) بوده است که یک حزب سیاسی «انقلابی» محسوب میشود.
همسر او صدیقه بیگم حجازی است که از سال ۱۳۸۶، بهعنوان مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مشغول به کار است.
دبیران شورای عالی امنیت ملی از ابتدا تاکنون:
حسن روحانی: ۱۳۸۴-۱۳۶۸
علی لاریجانی: ۱۳۸۶-۱۳۸۴
سعید جلیلی: ۱۳۹۲-۱۳۸۶
علی شمخانی: ۱۴۰۲-۱۳۹۲
علی اکبر احمدیان: ۱۴۰۴-۱۴۰۲
علی لاریجانی: اسفند ۱۴۰۴- مرداد ۱۴۰۴
محمدباقر ذوالقدر: فروردین ۱۴۰۵تاکنون
نقش کلیدی سپاه پاسداران تا چه حد است؟
نفوذ سپاه دهههاست که در حال افزایش بوده، اما در میانه جنگ و پس از کشته شدن علی خامنهای و روی کار آمدن مجتبی خامنهای، آنها نقش مرکزیتری در تصمیمگیریهای استراتژیک ایفا میکنند.
سپاه که از دیرباز برای مواجهه با حذف فرماندهان آماده شده، دارای یک ساختار سازمانی «موزائیکی» است؛ به طوری که برای هر فرمانده، زنجیرهای از جایگزینهای از پیش تعیینشده وجود دارد و هر واحد قادر است طبق برنامههای تنظیمشده به صورت مستقل عمل کند.
اگرچه بسیاری از فرماندهان ردهبالا در ابتدای جنگ کشته شدند، اما مردان باسابقه دیگری جایگزین آنها شدهاند که تاکنون توانستهاند یک تلاش جنگی پیچیده را مدیریت کنند.
کشتهشدن علی لاریجانی، مشاور اصلی رهبر قبلی، ضربه واقعی به مقامات حاکم بود؛ چرا که او تجربه گستردهای در برقراری تعادل میان مراکز قدرت ایران و مهارت بالایی در مذاکره با جهان خارج داشت.
چهرههای سیاسی باسابقه دیگری باقی ماندهاند، اما کسانی که احتمالا جایگزین لاریجانی و سایر کشتهشدگان میشوند، ممکن است تندروتر از گذشتگان باشند.
چهرههای بزرگ باقیمانده چه کسانی هستند؟
• احمد وحیدی(فرمانده سپاه پاسداران): او پس از کشته شدن دو سلفِ خود منصوب شد. وحیدی که سابقه حضور در جنگ ایران و عراق، فرماندهی نیروی قدس و وزارت کشور را دارد، در سرکوب مخالفتهای داخلی نیز نقش داشته است.
• اسماعیل قاآنی(فرمانده نیروی قدس سپاه): چهرهای مرموز که از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، مدیریت روابط ایران با گروههای نیابتی و متحدان منطقهای را بر عهده داشته است.
• علیرضا تنگسیری(فرمانده نیروی دریایی سپاه): فرماندهای باسابقه که از سال ۲۰۱۸ در این سمت است و نقش مهمی در انسداد تنگه هرمز توسط ایران ایفا کرده است.
• محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس): فرمانده سابق سپاه و شهردار اسبق تهران. او احتمالا سنگینوزنترین چهره سیاسی زنده است. به گفته برخی منابع، او طی روزهای اخیر در حال مذاکره(غیرمستقیم) با آمریکا بوده است.
• غلامحسین محسنی اژهای(رییس قوه قضاییه): وزیر سابق اطلاعات که به دلیل نقش در سرکوب اعتراضات ۲۰۰۹ تحت تحریم است و یک تندرو شناخته میشود.
• مسعود پزشکیان(رییسجمهور): اگرچه جایگاه ریاستجمهوری ضعیف شده، اما او ارشدترین چهره منتخب مستقیم مردم است. محدودیت نفوذ او زمانی آشکار شد که به دلیل عذرخواهی از کشورهای حوزه خلیج فارس بابت حملات ایران، مورد خشم سپاه قرار گرفت و مجبور شد سخنانش را پس بگیرد.
•سعید جلیلی(دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی): از تندروترین چهرههای سیاست ایران و مذاکرهکننده هستهای سابق که به مواضع سازشناپذیر شهرت دارد.
• علیرضا اعرافی(عضو شورای نگهبان): روحانی ارشدی که مورد اعتماد کامل نظام است و بهعنوان یکی از اعضای شورای سه نفره موقت برای اداره کشور پس از مرگ خامنهای انتخاب شد.
• عباس عراقچی(وزیر امور خارجه): دیپلمات باسابقه که تجربه سالها مذاکره با قدرتهای غربی، روسیه و چین را در کارنامه دارد.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا
تد کروز از احتمال ایجاد دولتهای همسو با آمریکا در ایران و کوبا طی ۶ ماه آینده خبر داد
تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، گفت ممکن است طی شش ماه آینده دولتهای جدیدی در ایران، ونزوئلا و کوبا روی کار بیایند که خواهان روابط دوستانه با ایالات متحده باشند.
او بامداد سهشنبه چهارم فروردین، با انتشار ویدیویی از مصاحبهاش با پادکست «تریگرنومتری» در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که در صورت تحقق چنین سناریویی، این تحول میتواند «بزرگترین تغییر ژئوپلیتیکی از زمان سقوط دیوار برلین» باشد.
آمریکا: عراقچی تنها یک دستگاه «فکس» است؛ مذاکره باید با قالیباف انجام شود
گزارش شبکه ۱۲ اسرائیل به نقل از منابع آگاه در روند مذاکرات میگوید ایالات متحده در تلاش است تماسهای غیرمستقیم با جمهوری اسلامی را کنار بگذارد و یک کانال ارتباطی مستقیم با یکی از تصمیمگیران ارشد در تهران باز کند.
به گفته این منابع، واشینگتن صراحتاً اعلام کرده که نمیخواهد از طریق وزیر خارجه، عباس عراقچی، مذاکره کند؛ زیرا او فاقد اختیار واقعی در تصمیمگیری دانسته میشود.
یکی از منابع حتی او را «دستگاه فکس» توصیف کرده که فقط پیامها را منتقل میکند.
در مقابل، آمریکا قصد دارد با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، وارد گفتوگو شود؛ فردی که بهگفته منابع، ارتباط نزدیکی با رهبر تازه منصوبشده، مجتبی خامنهای، دارد و پس از ترور علی لاریجانی به یکی از بانفوذترین چهرههای قدرت در ایران تبدیل شده است.
یک منبع نزدیک به مذاکرات میگوید کشورهای میانجی مصر، ترکیه و پاکستان نشانههایی از «تمایل بیشتر» در هر دو طرف ایرانی و آمریکایی برای پیشبرد گفتوگوها مشاهده کردهاند. به گفته این منبع، «ایرانیها آماده بررسی موضوع بودند و آمریکاییها هم بهدلیل فشار بازارها و قیمت نفت تمایل داشتند روند مذاکرات جلو برود»، اشارهای به این وضعیت که ایران عملا تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت در جهان، را بسته و همین موضوع بازارهای جهانی را تحت فشار قرار داده است.
محمدباقر قالیباف
پولیتیکو: آمریکا در حال سنجش گزینههای داخلی رهبری در ایران است، اگر افراطی باشند حذف میشوند
در شرایطی که نام محمدباقر قالیباف بهعنوان یکی از گزینههای مورد توجه آمریکا برای مذاکره مطرح شده، یکی از افراد نزدیک به تیم امنیت ملی کاخ سفید گفت به نظر میرسد دونالد ترامپ مطالباتش را بهعنوان کاری که انجام شده است، بیان میکند.
محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی
پایگاه خبری پولیتیکو، در گزارشی که دوشنبه سوم فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، به نقل از فردی نزدیک به تیم امنیت ملی ترامپ نوشت: «بهنظر میرسد دونالد ترامپ مطالباتش را بهعنوان کاری که انجام شده است، بیان میکند.»
در این گزارش تاکید شده محمدباقر قالیباف از سوی دستکم برخی در کاخ سفید بهعنوان شریکی قابلقبول دیده میشود.
پولیتیکو مینویسد: دولت ترامپ بهطور بیسر و صدا در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک شریک بالقوه و حتی یک رهبر آینده است، در حالیکه رییسجمهور از تغییر رویکرد از فشار نظامی به سمت یک پایان مذاکرهشده خبر میدهد.
بنا به گفته دو مقام دولتی محمدباقر قالیباف، که بارها آمریکا و متحدانش را به تلافی تهدید کرده، از سوی دستکم برخی در کاخ سفید بهعنوان شریکی قابلکار در نظر گرفته میشود؛ کسی که میتواند ایران را رهبری کند و در مرحله بعدی جنگ با دولت ترامپ مذاکره کند اما کاخ سفید هنوز آماده نیست روی یک فرد خاص تمرکز کند و ترجیح میدهد چندین گزینه را سنجش کند تا فردی را بیابد که مایل به توافق باشد.
یکی از مقامات دولت گفت: «او گزینه اصلی است»، اما تاکید کرد که هنوز تصمیمی گرفته نشده است «باید آنها را سنجش کنیم و نمیتوانیم عجله کنیم.»
علاقه دولت آمریکا به یافتن یک شریک مذاکره نشاندهنده تمایل به پیدا کردن راهی برای خروج از وضعیت پیچیدهای است که ایران بهسرعت ایجاد کرده؛ وضعیتی که بازارهای جهانی را تکان داده، قیمت نفت را افزایش داده و نگرانیها درباره تورم را دوباره زنده کرده است. همچنین این موضوع پاسخی احتمالی به یک سئوال مهم است: حالا که آمریکا و اسرائیل رهبری تهران را تضعیف کردهاند، چه کسی و چه چیزی در ادامه خواهد آمد؟
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «اینها مذاکرات دیپلماتیک حساسی هستند و ایالات متحده از طریق رسانهها مذاکره نخواهد کرد.»
یکی دیگر از دغدغههای اصلی ترامپ، اقتصاد و بهویژه نفت است. طبق گفته یکی از مقامات، ترامپ نمیخواهد جزیره خارگ، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، را هدف قرار دهد؛ زیرا امیدوار است رهبر بعدی توافقی مشابه با توافقی که دلسی رودریگز، معاون رییسجمهور ونزوئلا، انجام داد، ارائه کند.
این مقام گفت: «همهچیز درباره این است که فردی مانند دلسی رودریگز را در ونزوئلا روی کار نگه داریم؛ کسی که به او بگوییم: ما تو را حفظ میکنیم، تو را کنار نمیزنیم، با ما همکاری میکنی و در زمینه نفت به ما یک توافق خوب میدهی.»
اما این تصور که ترامپ بتواند رهبر بعدی ایران را مانند آنچه در ونزوئلا انجام شد انتخاب کند، از نظر برخی متحدان کاخ سفید زودهنگام و حتی سادهلوحانه به نظر میرسد.
یکی از افراد نزدیک به تیم امنیت ملی رئیسجمهور گفت: «به نظر میرسد دونالد ترامپ مطالباتش را بهعنوان کاری که انجام شده است، بیان میکند.» او افزود: «خوب است اگر مذاکراتی از طریق واسطه در حال انجام باشد و خوب است که به دنبال راه خروج هستند. اما ایران نشان داده که میتواند ضربه بخورد و همچنان برای ما مشکل ایجاد کند. آنها قرار نیست بهراحتی تسلیم شوند و نفتشان را به ترامپ بدهند.»
یک مقام دیگر از کشورهای خلیج فارس نیز گفت که ترامپ احتمالا در حال بزرگنمایی پیشرفت مذاکرات است تا بهانهای برای عقبنشینی از ضربالاجل ۴۸ ساعتهای که خودش تعیین کرده بود، ایجاد کند.
او گفت: «او قطعا در حال خرید زمان و تلاش برای تثبیت بازارهاست. چیزی که سختتر است فهمیدنش این است که آیا واقعا به دنبال یک راه خروج است یا خواستههای غیرواقعی مطرح میکند تا ایران آنها را رد کند.»
برخی نیز تردید دارند که قالیباف، شهردار سابق تهران بهاندازه رودریگز انعطافپذیر باشد.
یکی از مقامات گفت: «رضا پهلوی؟ قطعا نه… او خارج از کشور بزرگ شده و این آخرین چیزی است که میخواهید در آنجا مستقر کنید. این فقط به هرجومرج منجر میشود.»
در عوض، تمرکز بر افرادی است که هماکنون در داخل ساختار قدرت حضور دارند «به دنبال معادلهایی از چاویستها»(جنبش سیاسی مرتبط با هوگو چاوز در ونزوئلا)
قالیباف روز دوشنبه هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرد، اما مقامات دولت این اظهارات را نوعی موضعگیری داخلی دانستند.
یکی از مقامات گفت: «ما در مرحله آزمایش هستیم تا بفهمیم چه کسی میتواند بالا بیاید، چه کسی میخواهد بالا بیاید و چه کسی تلاش میکند بالا بیاید. سپس آنها را سریع آزمایش میکنیم و اگر افراطی باشند، حذفشان میکنیم.»
یک مقام ارشد کاخ سفید نیز گفت که ترامپ علاقهمند است این هفته به دنبال توافق صلح با ایران باشد، زیرا بهدنبال «پیشرفت» در تنگه هرمز و برقراری آتشبس است. او افزود: «رییسجمهور، مثل هر کسی، صلح را به جنگ ترجیح میدهد.»
بنیامین نتانیاهو: فرصت جدید برای توافق با ایران باید «منافع حیاتی اسرائیل» را تضمین کند
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز دوشنبه در اولین واکنش به اعلام مذاکرات دونالد ترامپ با ایران، تاکید کرد که اسرائیل در هر شرایطی از منافع حیاتی خود محافظت خواهد کرد. نتانیاهو در یک پیام ویدئویی اعلام کرد که امروز در تماسی تلفنی با «دوست خود» ترامپ گفتوگو کرده است. به گفته او، رییسجمهور آمریکا معتقد است که اکنون فرصتی فراهم شده تا با تکیه بر «دستاوردهای عظیم نظامی ارتش اسرائیل و ایالات متحده»، اهداف جنگ از طریق یک توافق دیپلماتیک محقق شود؛ توافقی که به گفته نتانیاهو باید ضامن امنیت و منافع کلیدی اسرائیل باشد.
با وجود گشایشهای دیپلماتیک، نخستوزیر اسرائیل تصریح کرد که حملات این کشور در ایران و لبنان همچنان با قدرت ادامه دارد.
هفت حمله هوایی اسرائیل به حومه جنوبی بیروت
به گزارش خبرگزاری رسمی لبنان، اسرائیل بامداد سهشنبه 4 فروردین مناطق جنوبی بیروت را با 7 حمله هوایی هدف قرار داد. بنا به گزارش خبرگزاری ملی لبنان، جنگندههای اسرائیلی در طول شب هفت حمله به ضاحیه جنوبی انجام دادند که مناطق بئر العبد، الرویس(اطراف المنشیه)، حارة حریک، اتوبان سید هادی نصرالله، سانتریز، برج البراجنه و الکفاءات را شامل شد.
وزارت بهداشت لبنان سهشنبه اعلام کرد که در حملهای به منطقه بشامون در جبل لبنان، دو نفر کشته شدند. پیش از آن نیز خبرنگار العربیه از حملهای به یک موتورسیکلت در منطقه صور در جنوب لبنان خبر داده بود.
ارتش اسرائیل، اعلام کرد که این حملات را علیه «زیرساختهای حزبالله در بیروت» انجام داد. پس از توقف حملات از شامگاه جمعه، ارتش اسرائیل دوشنبه بار دیگر به ساکنان مناطق گستردهای از ضاحیه جنوبی هشدار تخلیه داد و اعلام کرد که به حمله به «زیرساختهای نظامی حزبالله» در این مناطق با شدت بیشتر ادامه میدهد.
در جنوب لبنان نیز اسرائیل روستاهای الرشیدیه و البرغلیه را هدف حملات هوایی قرار داد.
تصاویر پیشمرگان کشته شده
شش پیشمرگه بر اثر حمله راکتی در کردستان عراق کشته شدند
دستکم شش پیشمرگه، نیروهای مسلح کرد، در حمله راکتی به پایگاه این نیروها در شمال اربیل در اقلیم کردستان عراق کشته شدند.
رویترز سهشنبه چهارم فروردین، این خبر را به نقل از منابع آگاه امنیتی و پیشمرگه منتشر کرد. بر اساس این گزارش، ۲۲ نفر دیگر بر اثر این حمله زخمی شدند.
این منابع آگاه افزودند که هنوز مشخص نیست این حمله از سوی چه طرفی انجام شده است.
این حمله در شرایطی انجام شده که مناطق مختلف عراق همچنان با تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات جمهوری اسلامی یا شبهنظامیان وابسته به تهران روبهرو هستند.
پیشتر در بغداد و اربیل چندین حمله پهپادی توسط سامانههای پدافندی رهگیری و خنثی شد.
کشته شدن ۱۵ شبهنظامی حشدالاشعبی در «حمله آمریکا» به عراق
بر اساس آمار بهروزشدهای که از سوی ائتلاف حشد الشعبی منتشر شده، ۱۵ نفر از نیروهای این گروه در جریان یک «حمله آمریکا» در استان الانبار در غرب عراق طی شب گذشته کشته شدهاند. این ائتلاف که گروههای نزدیک به ایران را در بر میگیرد، در بیانیهای اعلام کرد که در میان کشتهشدگان «سعد دوايی، فرمانده عملیات الانبار در حشد الشعبی» نیز حضور دارد.
این ائتلاف بهطور رسمی در ساختار نیروهای مسلح عراق ادغام شده است، اما برخی از گروههای مسلح وابسته به آن به اقدام مستقل شهرت دارند.
از زمان آغاز حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران، عراق بهتدریج وارد درگیریای شده که بهشدت در تلاش بود از آن دوری کند. گروههای عراقی نزدیک به ایران نیز بهطور مرتب مسئولیت حملاتی علیه نیروها یا منافع آمریکا را بر عهده میگیرند. همزمان خود این گروهها نیز هدف حملاتی قرار میگیرند که به ایالات متحده یا اسرائیل نسبت داده میشود.
حملات جمهوری اسلامی به احزاب کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق
در روزهایی که جنگ و تنش منطقهای بهانه تازهای برای گسترش دامنه عملیات جمهوری اسلامی در بیرون از مرزهای ایران فراهم کرده، یک واقعیت بیش از پیش خود را نشان میدهد: حمله به مقرها و اردوگاههای احزاب کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق، فقط یک اقدام نظامی علیه نیروهای مسلح نیست. این حملات، همزمان به فضای زیست خانوادهها، پناهندگان و غیرنظامیانی اصابت میکند که سالهاست در این اردوگاهها و پیرامون آنها زندگی میکنند.
تازهترین دادههای منتشرشده نشان میدهد که در بازه ۱۶ تا ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱۱ حمله پهپادی و گلولهباران علیه اقلیم کردستان عراق ثبت شده که ۴۳ مورد آن مستقیما اردوگاههای پناهندگان کرد ایرانی و مقرهای احزاب کرد ایرانی را هدف گرفته است. در همین بازه، ۱۳ غیرنظامی زخمی شدهاند و ۲۱ خانه غیرنظامی فقط بر اثر ترکش پهپادها و بقایای مهمات آسیب دیدهاند.
بر اساس گزارش تیم جامعه صلحبانان، در همان هفته، کنسولگریها، پایگاههای نظامی و تاسیسات مرتبط با دولت آمریکا ۳۹ بار هدف قرار گرفتند، اما در کنار آنها، اردوگاههای پناهندگان کرد ایرانی و مقرهای احزاب کردی نیز ۴۳ بار هدف حمله بودند. این یعنی اردوگاهها در عمل در همان نقشه آتش قرار گرفتهاند که اهداف رسمی نظامی و ژئوپلیتیک. وقتی چنین الگوی هدفگیری شکل میگیرد، دیگر نمیتوان با زبان ساده «درگیری امنیتی» درباره آن سخن گفت. اینجا با وضعیتی روبهرو هستیم که مرز میان هدف نظامی و محیط زندگی غیرنظامی عملا فروریخته است.
واحدهای نظامی احزاب کرد، بهعنوان نیروهای چریکی، عموما در مناطق کوهستانی و نزدیک مرز حضور دارند و بهطور مداوم جابهجا میشوند. بنابراین، حمله به اردوگاهها و مقرهایی که در داخل شهرها یا در حاشیه زیستگاههای غیرنظامی قرار دارند، فقط با منطق تعقیب یک واحد رزمی توضیح داده نمیشود، هر چند در گزارشها، حملات به برخی سازههای نظامی و محل نگهداری مهمات اشاره شده است اما تمرکز حملات، روی مراکز غیرنظامی است.
وقتی خانههای خانوادگی، اردوگاههای پناهندگان و مناطق مسکونی در معرض آتش قرار میگیرند، هدف ناامن کردن محیط اجتماعی و فرسوده کردن زیست روزمره مردمی است که سالهاست در تبعید و بیثباتی زندگی کردهاند. این نتیجهای است که از کنار هم گذاشتن دادههای میدانی و الگوی حملات میتوان گرفت.
نمونه روشن این وضعیت را میتوان در اردوگاه کاوه در منطقه قوشتپه، نزدیک اربیل، دید. آسوشیتدپرس در گزارشی که ۲۹ اسفند منتشر شد، نوشت بیش از ۳۰۰ خانواده از کردهای عضو احزاب ایرانی در این اردوگاه زندگی میکنند و باگذشت چند دهه، هنوز هم شهروندی کامل، حقوق مدنی کامل، دسترسی عادی به خدمات و امکان مالکیت رسمی ندارند. آنها در حاشیه جامعه اقلیم زندگی میکنند و وضعیت حقوقی و اقتصادیشان همچنان معلق است. این فقط یک اردوگاه نیست، بلکه نتیجه انباشته چند دهه آوارگی و بیتابعیتی است.
اما همین جمعیت حاشیهنشین اکنون دوباره در معرض موج تازهای از ناامنی قرار گرفتهاند. گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد که ترس از حملات مداوم، اعضای احزاب کرد را وادار کرده خانوادههای خود را از اردوگاههای حزبی خارج و به جوامع اطراف منتقل کنند. پیش از آنکه نام کسی در فهرست کشتهها و مجروحان بیاید، خانوادهها دارند از ترس موج بعدی حمله، از محل زندگی خود کنده میشوند.
در خود کویه نیز نشانههای این فشار مستقیم بر محیط غیرنظامی دیده شده است. ۲۱ اسفند، روداو گزارش داد که یک حمله پهپادی به اردوگاه زوی سپی وابسته به حزب دموکرات کردستان ایران در حاشیه کویه، بخش مسکونی اردوگاه را هدف قرار داد. به نوشته این رسانه، محل اصابت خانهای غیرنظامی در اردوگاهی بوده که محل زندگی زنان، کودکان و دیگر غیرنظامیان است.
همان روز رسانههای دیگری هم به نقل از مقامهای محلی گزارش کردند که سه عضو یک خانواده در اثر حمله به خانهای در داخل این اردوگاه زخمی شدهاند. یک روز بعد نیز روداو از اصابت حدود پنج موشک به اردوگاه آزادی در کویه خبر داد؛ اردوگاهی که محل استقرار اعضا و خانوادههای حزب دموکرات کردستان ایران توصیف شده است. جدا از اختلافهای جزئی میان منابع درباره شمار تلفات، در یک نکته تردیدی نیست: خود فضاهای مسکونی و خانوادگی در مرکز اصابت قرار گرفتهاند.
ائتلاف احزاب کردی ایران، در ۲۹ اسفند در بیانیهای از جمهوری اسلامی، دولت عراق و جامعه بینالمللی خواست حملات به پناهندگان و مقرهای حزبی را متوقف کنند. در این بیانیه تصریح شده که حملات موشکی و پهپادی ۲۱ روز گذشته، اردوگاهها و سایتهای سیاسی را هدف گرفته، جان غیرنظامیان را به خطر انداخته و چندین خانواده را وادار به فرار کرده است. ائتلاف، همچنین خواهان تحقیق بینالمللی و افزایش حفاظت از پناهندگان شده است. اهمیت این موضع در آن است که برای خود احزاب نیز موضوع فقط دفاع از «مقر سیاسی» یا «نیروی رزمی» نیست؛ بلکه مسئله پناهنده، خانواده و غیرنظامی اکنون به شکل آشکار در مرکز پرونده قرار گرفته است.
خدمات وب آمازون در منطقه بحرین در پی «حملات پهپادی» مختل شد
شرکت آمازون اعلام کرد که «خدمات وب آمازون» در منطقه بحرین در بحبوحه درگیریهای جاری در خاورمیانه دچار اختلال شده است.
یک سخنگوی آمازون دوشنبه به رویترز گفت این اختلال به دلیل «فعالیت پهپادها» در این منطقه است.
آمازون اعلام کرد که در حال کمک به انتقال مشتریان به مناطق جایگزین است تا زمانی که روند بازیابی را انجام دهد. این شرکت جزئیات بیشتری درباره میزان خسارت یا مدت زمان مورد انتظار برای رفع اختلال ارائه نکرد.
«خدمات وب آمازون» واحد رایانش ابری آمازون است و برای عملکرد بسیاری از وبسایتهای شناختهشده و پردازشهای دولتی حیاتی بهشمار میرود. این بخش همچنین محرک اصلی سودآوری شرکت است.
این دومین بار از زمان آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که منطقه بحرین خدمات وب آمازون به دلیل حملات پهپادی مختل میشود.
توضیح تصویر، برخاستن دود در پی حمله به پالایشگاه نفت باپکو در جزیره ستره بحرین
عربستان و امارات به مشارکت در جنگ علیه جمهوری اسلامی «نزدیک میشوند»
والاستریت ژورنال گزارش داد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی بهتدریج به مشارکت فعال در جنگ علیه جمهوری اسلامی نزدیکتر میشوند.
این روزنامه به نقل از منابع آگاه نوشت پس از آنکه فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی هفته گذشته اعلام کرد صبر این کشور در برابر حملات جمهوری اسلامی «نامحدود نیست»، اکنون دیگر «فقط مسئله زمان» است که ریاض وارد جنگ شود.
حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی خلیج فارس، اقتصاد این متحدان آمریکا را مختل کرده و بسته ماندن تنگه هرمز خطر تبدیل آن به یک اهرم فشار بلندمدت برای تهران را ایجاد کرده است.
منابع آگاه به والاستریت ژورنال گفتند که ریاض اخیرا موافقت کرده که نیروهای آمریکایی از پایگاه هوایی ملک فهد در غرب عربستان استفاده کنند. این کشور پیش از آغاز درگیریها اعلام کرده بود که اجازه نخواهد داد از تأسیسات یا حریم هواییاش برای حمله به جمهوری اسلامی استفاده شود.
منابع آگاه گفتند کشورهای عربی به این نتیجه رسیدهاند که ممکن است برای بازگرداندن بازدارندگی نیاز به وارد کردن نوعی مجازات علیه جمهوری اسلامی داشته باشند و این فرض که تضمینهای امنیتی آمریکا و تعامل دیپلماتیک با ایران میتواند آنها را ایمن نگه دارد، فروپاشیده است.
وزیر خارجه عربستان، هفته گذشته پس از مجموعهای از حملات جمهوری اسلامی به زیرساختهای انرژی خلیج فارس به خبرنگاران گفت: «صبر عربستان در برابر حملات ایران نامحدود نیست. هرگونه تصور اینکه کشورهای خلیج فارس قادر به پاسخ نیستند، یک محاسبه اشتباه است.»
چرا کشورهای خلیج فارس حملات ایران را تلافی نمیکنند؟
روز پنجشنبه ۱۹ مارس ۲۰۲۶-۲۸ اسفند ۱۴۰۴، پس از آنکه اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد، ایران بخشی از مجتمع انرژی راس لفان قطر را هدف قرار داد.
قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس تاکنون، با وجود آنکه بارها هدف حمله قرار گرفتهاند، ترجیح دادهاند به ایران پاسخ تلافیجویانه ندهند. چرا آنها از اقدام متقابل پرهیز میکنند و چه عاملی ممکن است آنها را به واکنش وادار کند؟
آسیبپذیری بالا، دستاورد محدود
وقتی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه عملیات نظامی مشترک خود را علیه ایران آغاز کردند، تهران بلافاصله در پاسخ، نه فقط اسرائیل، بلکه کشورهای همپیمان آمریکا در خلیج فارس را نیز هدف حمله قرار داد.
بحرین، کویت، عربستان سعودی، قطر، عمان و به ویژه امارات متحده عربی، همگی هدف حمله قرار گرفتهاند. به گفته مقامهای کشورهای خلیج فارس، ایران علاوه بر حمله به پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه، زیرساختهای غیرنظامی از جمله فرودگاهها، هتلها، مناطق مسکونی و به ویژه تاسیسات انرژی را نیز هدف قرار داده است.
اما کشورهای خلیج فارس تاکنون ترجیح دادهاند خود دست به حمله علیه ایران نزنند و بهصورت مستقیم وارد این جنگ نشوند.
اقتصاد کشورهای خلیج فارس به زیرساختهای انرژی، کشتیرانی و اعتماد سرمایهگذاران وابسته است: همه اینها حوزههایی هستند که ایران نشان داده توان مختل کردن آنها را دارد. جمهوری اسلامی ایران، همواره از خلیج فارس و تنگه هرمز، که هر دو از آبراههای حیاتی اقتصاد جهانی هستند، به عنوان اهرم اصلی فشار خود استفاده کرده است.
بلال صعب، مدیر ارشد اجرایی در «موسسه پژوهش و مشاوره روندها» و از مقامهای پیشین پنتاگون در دولت نخست دونالد ترامپ، میگوید اگر کشورهای خلیج فارس همچنان به ایران حمله نکنند، «در عمل این پیام را به تهران میدهند که میتواند بدون روبهرو شدن با هیچگونه پیامد جدی، خسارت بیشتری وارد کند.»
او میگوید: «هدف از اقدام متقابل این است که در کوتاهمدت، ایران به توقف حملاتش وادار شود و در بلندمدت نیز تا حدی بازدارندگی در برابر تجاوز احتمالی آینده این کشور ایجاد شود.»
صعب میافزاید که این خطرها «قابل توجه» خواهد بود، زیرا هنوز روشن نیست که حمله احتمالی کشورهای خلیج فارس آیا تاثیری معنادار بر روند جنگ خواهد گذاشت یا از نظر راهبردی اقدامی سنجیده خواهد بود.
راب گایست پینفولد، مدرس امنیت بینالملل در دانشکده مطالعات دفاعی کینگز کالج لندن، میگوید در میان کشورهای خلیج فارس نیز نوعی بیمیلی برای همسو شدن با اسرائیل و اهداف آن در منطقه وجود دارد. او میافزاید: «این احساس وجود دارد که اسرائیل، ایالات متحده را به این جنگ کشانده است.»
«اشباح ۲۰۰۳ همچنان پرسه میزنند»
آقای پینفولد میگوید برای بسیاری از رهبران خلیج فارس، میراث جنگ تحت رهبری آمریکا علیه عراق هنوز هم بر نوع نگاه به تحولات منطقه سایه انداخته است.
در سال ۲۰۰۳، آمریکا بعد از حمله به عراق، به سرعت حکومت صدام حسین را سرنگون ساخت. اما پیامد این اقدام، شکلگیری خلا قدرتی بود که به شورش، خشونتهای فرقهای و سالها بیثباتی در عراق و سراسر منطقه منجر شد.
پینفولد میگوید: «اشباح ۲۰۰۳ همچنان (بر فراز منطقه) پرسه میزنند.»
او میافزاید: «آنها نگران بودند که این جنگ، دروازههای هرج و مرج و بیثباتی را در همسایگیشان بگشاید و همچنین به ایران اجازه دهد نفوذ خود را گسترش دهد. نگرانیشان کاملا درست از آب درآمد.»
پینفولد میگوید کشورهای خلیج فارس اکنون نگراناند که آمریکا در حال پیش بردن «عملیاتی بیپایان است که نه اهداف روشنی دارد و نه مسیر مشخصی برای رسیدن به روز پس از جنگ» و در نهایت این منطقه است که «با این آشفتگی رها خواهد شد.»
اما با وجود نارضایتی در خلیج فارس از آغاز این جنگ، کشورهای منطقه همچنان وابستگی زیادی به حمایت نظامی ایالات متحده دارند.
شماری از کشورهای خلیج فارس، افزون بر میزبانی از پایگاهها و نیروهای آمریکایی، در زمینه تبادل اطلاعات نیز با آمریکا همکاری میکنند و به سامانههای پدافند هوایی این کشور متکی هستند. به گفته مقامهای خلیج فارس، این سامانههای پدافند هوایی بخش عمده حملات موشکی ایران را رهگیری و خنثی کردهاند.
پینفولد میگوید: «هرچند کشورهای خلیج فارس در سطح سیاسی آمریکا را زیر سئوال میبرند، در سطح عملیاتی و نظامی، این رابطه از آزمونی سخت گذشته و در مجموع نیز تا حد زیادی موفق بوده است.»
از زمان آغاز حملات آمریکا در ماه گذشته، مقامهای این کشور اهداف متفاوتی را برای کارزار نظامی خود مطرح کردهاند؛ از نابود کردن توانایی ایران برای ساخت سلاح هستهای تا تغییر کامل حکومت.
پینفولد میگوید اما رهبران خلیج فارس، همچنان دیپلماسی را تنها راه پایان دادن به این حملات میدانند. او میافزاید: «تنها راه اطمینان از اینکه هیچیک از آنها هدف حمله قرار نگیرند، رسیدن به نوعی توافق و دستیابی به نوعی مصالحه از راه مذاکره است.»
گزارش اطلاعاتی آمریکا از وجود مینهای دریایی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز
مقامهای آمریکایی اعلام کردند بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی، جمهوری اسلامی چندین مین دریایی در تنگه هرمز کار گذاشته است.
بر اساس گزارش شبکه سیبیاس نیوز، مقامهای آمریکا با استناد به ارزیابیهای اطلاعاتی اعلام کردهاند که بیش از ۱۰ مین دریایی در مسیر حیاتی تنگه هرمز قرار داده شده است؛ هرچند یکی دیگر از مقامها این تعداد را کمتر از این میزان عنوان کرده است.
به گفته این منابع، برخی از آنها، از انواع مین دریایی مهارشده است که با استفاده از حسگرهای مغناطیسی و صوتی، بدون تماس مستقیم، شناورها را شناسایی کرده و در فاصله نزدیک فعال میشود.
در مقابل، نوع دیگر آن که بهعنوان مین چسبنده شناخته میشود، سلاحی پنهانکارتر است که با تکیه بر ترکیبی از حسگرهای صوتی و مغناطیسی عمل میکند و میتواند از طریق شناورها یا حتی هواگردها در آبهای کمعمق مستقر شود. طراحی این مین بهگونهای است که شناسایی آن توسط سامانههای مینروب را دشوار میکند.
به گفته سیبیاس، فرماندهی مرکزی ایالات متحده از اظهارنظر مستقیم درباره این گزارش خودداری کرده است.
سخنگوی کاخ سفید، آنا کلی، اعلام کرد: «وزارت جنگ بیش از ۴۰ شناور مینگذار را نابود کرده تا از تلاش ایران برای اخلال در جریان آزاد انرژی جلوگیری کند. همچنین بسیاری از کشورها با رهبری پرزیدنت ترامپ در این تلاش همکاری کردهاند.م
دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، نیز اعلام کرد که عملیات علیه تاسیسات نگهداری مین و انبارهای مهمات دریایی جمهوری اسلامی ادامه دارد و افزود: «ما همچنان در حال شناسایی و نابودی اهداف دریایی هستیم، از جمله بیش از ۱۲۰ شناور و ۴۴ مینگذار، و این فشار ادامه خواهد داشت.»
او همچنین بر هدف قرار دادن جزیره خارک بهعنوان یکی از مراکز ذخیره و استقرار مینهای دریایی تاکید کرد. به گفته مقامهای نظامی، برد کوپر، فرمانده نیروهای مرکزی آمریکا، بر اجرای بیش از ۹۰ حمله دقیق در این منطقه نظارت داشته است.
گزارشها حاکی است که جمهوری اسلامی برای کارگذاری مینها از قایقهای کوچک با ظرفیت حمل دو تا سه مین استفاده میکند. برآوردها از ذخایر مین دریایی این کشور بین حدود دو هزار تا شش هزار عدد متغیر است.
در همین حال، مقامهای آمریکایی به روزنامه «والاستریت ژورنال» گفتند که قرار است هزاران نفر از نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا روز جمعه آینده به خاورمیانه برسند.
این مقامها، همچنین از حرکت دو ناو آبیخاکی «یواساس تریپولی» و «یواساس نیواورلئانز» خبر دادند که حدود 2200 سرباز را حمل میکنند. پنتاگون نیز دستورهای اضافی برای اعزام یگان یازدهم از کالیفرنیا بر عرشه «یواساس باکسر» صادر کرده تا حضور آمریکا در منطقه تقویت شود.
روزنامه «نیویورک تایمز» نیز به نقل از مقامهای پنتاگون گزارش داد که واشینگتن در حال بررسی اعزام یک تیپ رزمی از لشکر 82 هوابرد برای پشتیبانی از عملیات نظامی در ایران است.
به گفته این مقامها، یکی از سناریوهای مورد بررسی استفاده از این نیروها برای کنترل جزیره خارک ایران است. همچنین گزینه دیگری در حال بررسی است که شامل اجرای عملیاتی توسط حدود 2500 سرباز از یگان سیویکم تفنگداران دریایی شناسایی است که در حال حرکت بهسوی منطقه هستند.
پنتاگون احتمال اعزام نیروهای هوابرد به ایران را بررسی میکنند
گرِگ جافی و اریک شمیت / نیویورک تایمز / ۲۳ مارس ۲۰۲۶
مقامهای ارشد نظامی آمریکا اعلام کردند که در حال بررسی احتمال اعزام یک تیپ رزمی از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا و همچنین برخی از اعضای ستاد فرماندهی این لشکر برای پشتیبانی از عملیات نظامی این کشور در ایران هستند.
به گفته این مقامها، اقدامهای یادشده در چارچوب «برنامهریزی احتیاطی» انجام میشود و تاکنون هیچ دستوری از سوی پنتاگون یا «فرماندهی مرکزی ایالات متحده» صادر نشده است. هر دو نهاد از اظهارنظر رسمی خودداری کردهاند. این مقامها که نخواستند نامشان فاش شود، در گفتوگو با خبرنگاران تأکید کردند که بحثها هنوز در مرحله برنامهریزی است.
نیروهای رزمی موردنظر از «نیروی واکنش سریع» لشکر ۸۲ هوابرد تامین خواهند شد؛ تیپی متشکل از حدود سههزار سرباز که توانایی استقرار در هر نقطه از جهان را ظرف ۱۸ ساعت دارد. بر اساس برآورد برخی برنامهریزان نظامی، این نیروها ممکن است برای تصرف جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، بهکار گرفته شوند.
یکی دیگر از گزینههای مورد بررسی- در صورتی که رئیسجمهور ترامپ مجوز تصرف جزیره را صادر کند- اعزام حدود دوهزار و پانصد تفنگدار دریایی از «واحد اعزامی سیویکم تفنگداران دریایی» است که هماکنون در مسیر منطقه قرار دارد.
فرودگاه جزیره خارک، در جریان بمبارانهای اخیر آمریکا آسیب دیده است. فرماندهان پیشین ارتش آمریکا میگویند در چنین شرایطی احتمالا نخست تفنگداران دریایی به جزیره اعزام خواهند شد، چرا که مهندسان رزمی آنان قادرند باند فرود و تاسیسات هوایی را بهسرعت تعمیر کنند. پس از آن، در صورت آمادهسازی باند، نیروی هوایی میتواند از طریق هواپیماهای C-130 تجهیزات، تدارکات و در صورت نیاز نیروهای بیشتری را منتقل کند.
در این سناریو، نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد میتوانند به تقویت تفنگداران دریایی بپردازند. مزیت چتربازان در این است که میتوانند در مدت یکشب به منطقه برسند. اما به گفته مقامهای کنونی و پیشین، ضعف این نیروها در آن است که تجهیزات سنگین مانند خودروهای زرهی سنگین برای دفاع در برابر ضدحمله احتمالی نیروهای ایرانی به همراه ندارند.
به گفته منابع نظامی، تفنگداران دریایی نیز توان و امکانات تدارکاتی و ماندگاری نیروهای تیپ هوابرد ۸۲ را ندارند؛ به همین دلیل تیپ هوابرد میتواند پس از اجرای مرحله نخست عملیات، جایگزین نیروهای دریایی شود.
بنا بر این گزارش، عناصر ستاد فرماندهی لشکر ۸۲ هوابرد قرار است بهعنوان یک ستاد فرعی برای برنامهریزی و هماهنگی عملیات در محیطی که بهطور فزاینده پیچیده میشود، استفاده شوند. اوایل ماه مارس، ارتش آمریکا بهطور ناگهانی مشارکت ۳۰۰ عضو این ستاد را در رزمایش «مرکز آموزش آمادگی مشترک» در فورت پولک ایالت لوئیزیانا لغو کرد.
مقامهای ارتش گفتند تصمیم به لغو رزمایش گرفته شد تا فرماندهی لشکر در فورت براگِ ایالت کارولینای شمالی باقی بماند؛ در صورتی که پنتاگون دستور اعزام تیپ آمادهباش را به خاورمیانه صادر کند. به گفته منابع، ستاد فرماندهی نمیخواست در صورت «آغاز عملیات»، از موقعیت مناسب خود خارج شده باشد. لغو این رزمایش پیشتر در روزنامه واشنگتنپست گزارش شده بود.
تیپ واکنش سریع لشکر ۸۲ هوابرد در سالهای اخیر چندین بار با اطلاع کوتاه به ماموریت اعزام شده است؛ از جمله در ژانویه ۲۰۲۰ به خاورمیانه پس از حمله به سفارت آمریکا در بغداد، در اوت ۲۰۲۱ به افغانستان برای عملیات تخلیه، و در سال ۲۰۲۲ به اروپای شرقی برای پشتیبانی از عملیات در اوکراین.
وزارت خارجه آمریکا دفتر جدیدی را برای مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی و «سایر نیروهای متخاصم» راهاندازی کرد
ایالات متحده اعلام کرد که دفتر جدیدی را برای مقابله با حملات سایبری، خطرات ناشی از هوش مصنوعی و دیگر تهدیدات مرتبط با جمهوری اسلامی و «سایر نیروهای متخاصم» ایجاد کرده است. وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه این موضوع را تایید کرد.
تامی پیگوت، معاون اصلی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گفت این دفتر که «اداره تهدیدات نوظهور» نام دارد، مأموریت دارد با تهدیدات چندلایه و پیچیده مقابله کند.
او در پیامی اعلام کرد: «این اداره نهتنها به تهدیدات کنونی در فضای سایبری، فضای ماورای جو و زیرساختهای حیاتی رسیدگی میکند، بلکه تهدیداتی را که در دهههای آینده با آنها روبهرو خواهیم شد نیز در بر میگیرد.»
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی ایبیسی نیوز، مقامهای آمریکایی گفتهاند که علاوه بر جمهوری اسلامی، تهدیدات ناشی از چین، روسیه، کره شمالی و همچنین سازمانهای تروریستی خارجی نیز در حوزه تمرکز این اداره قرار دارد.
ایجاد این نهاد بخشی از برنامه بازسازماندهی وزارت خارجه آمریکا است که توسط مارکو روبیو اعلام شده و این اداره زیر نظر معاونت کنترل تسلیحات و امنیت بینالمللی فعالیت خواهد کرد.
در همین حال، وزارت دادگستری آمریکا هفته گذشته از توقیف چهار دامنه اینترنتی مرتبط با جمهوری اسلامی خبر داد که در عملیات «جنگ روانی» علیه مخالفان این حکومت مورد استفاده قرار میگرفتند.
بر اساس این بیانیه، این وبسایتها برای تهدید روزنامهنگاران، مخالفان جمهوری اسلامی و افراد اسرائیلی به کار گرفته میشدند و این اقدام بخشی از تلاشهای مستمر برای مقابله با عملیات هکری و سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی بوده است.
همچنین، جاشوا راد، که بهتازگی برای ریاست آژانس امنیت ملی آمریکا و فرماندهی سایبری این کشور تایید شده، پیشتر نسبت به افزایش فعالیتهای خصمانه هشدار داده بود.
او تاکید کرده است: «ایالات متحده با تهدیدات پیچیدهای از سوی بازیگران دولتی و غیردولتی مواجه است که با گسترش فناوریهای مخرب مانند هوش مصنوعی، توانمندیهای سایبری و سامانههای خودکار تشدید شدهاند.»
به گفته او، این روند موجب شده است که توانمندیهای پیشرفته در اختیار طیف گستردهتری از عوامل قرار گیرد و لزوم «هوشیاری تهاجمی» برای حفاظت از زیرساختهای آمریکا بیش از پیش احساس شود.
بحرین قطعنامهای علیه ایران برای محافظت از تنگه هرمز به شورای امنیت ارائه کرد
بحرین پیشنویس قطعنامهای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد که در صورت تصویب، به کشورها اجازه میدهد از «تمام ابزارهای لازم» برای محافظت از کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز و اطراف آن استفاده کنند.
خبرگزاری رویترز روز سهشنبه چهارم فروردین با اعلام این خبر افزود که متن این پیشنویس را دیده است.
بر اساس این گزارش، در متن پیشنهادی، اقدامات جمهوری اسلامی ایران تهدیدی برای امنیت و صلح بینالمللی خوانده شده و به کشورها اجازه داده میدهد بهتنهایی یا از طریق ائتلافهای دریایی چندملیتی داوطلبانه، از «تمام ابزارهای لازم» در داخل و اطراف تنگه هرمز، از جمله در آبهای سرزمینی کشورهای در امتداد سواحل آن، برای تضمین عبور و مرور و جلوگیری از اقداماتی که ناوبری بینالمللی را مسدود یا مختل میکند، استفاده کنند.
این قطعنامه، همچنین آمادگی خود را برای اعمال اقداماتی، از جمله تحریمهای هدفمند، ابراز میکند.
متن پیشنویس از حکومت ایران میخواهد که فورا تمام حملات علیه کشتیهای تجاری و بازرگانی و هرگونه تلاش برای ممانعت از عبور و مرور قانونی یا آزادی ناوبری در داخل و اطراف تنگه هرمز را متوقف کند.
این قطعنامه در صورت تصویب، ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار میگیرد که به شورا اجازه میدهد اقداماتی از تحریمها گرفته تا استفاده از زور را انجام دهد.
پیشنویس این قطعنامه مورد حمایت سایر کشورهای عرب خلیج فارس و ایالات متحده است، اما خبرگزاری رویترز، از قول دیپلماتها میگوید بعید است این قطعنامه در شورای امنیت تصویب شود، چرا که چین و روسیه در صورت لزوم آن را وتو خواهند کرد.
یک قطعنامه برای تصویب در شورای امنیت سازمان ملل به دستکم ۹ رای موافق این شورای ۱۵ عضوی و عدم وتو توسط روسیه، چین، ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه نیاز دارد.
بحرین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از اهداف اقدامات تلافیجویانه حکومت ایران بوده و تا کنون دستکم دو نفر نیز در این کشور در دو حمله جداگانه ایران کشته شدند که جدیدترین آنها یک ساختمان مسکونی در پایتخت، منامه، را هدف قرار داده بود.
قطعنامه پیشنهادی فرانسه
خبرگزاری رویترز میگوید فرانسه نیز پیشنویس دیگری را با لحنی آشتیجویانه عصر دوشنبه سوم فروردین در میان اعضای شورای امنیت توزیع کرد.
در قطعنامه پیشنهادی فرانسه هیچ اشارهای به ایران نشده و در آن از همه طرفها خواسته میشود از تشدید بیشتر تنشها خودداری کنند. این قطعنامه، همچنین خواستار توقف خصومتهای جاری در خلیج فارس، تنگه هرمز و خلیج عمان شده و بازگشت به مسیر دیپلماسی را درخواست میکند.
این قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمیگیرد.
این متن بهجای صدور مجوز اقدام، کشورهایی را که در مسیرهای دریایی تجاری در تنگه هرمز نفع دارند، تشویق میکند تا تلاشهای کاملا دفاعی را برای تضمین ایمنی و امنیت ناوبری، از جمله از طریق اسکورت کشتیهای تجاری و بازرگانی، با احترام کامل به قوانین بینالمللی، از جمله قانون دریاها، هماهنگ کنند.
از زمان آغاز جنگ اخیر در نهم اسفند ۱۴۰۴، ایران عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز را مختل کرده و صرفا به کشتیهای خاصی اجازه عبور از این آبراهه استراتژیک را میدهد. ۲۰ درصد نفت صادراتی و حدود ۳۵ درصد گاز مایع جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
پیشتر، یکم فروردین، بیش از ۲۰ کشور اعلام کردهاند که برای تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز مشارکت خواهند کرد و اقدام حکومت ایران در «بستن» این آبراه حیاتی را محکوم کردهاند.
لبنان سفیر ایران را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد
|
لبنان اعتبارنامه سفیر جمهوری اسلامی ایران را لغو و او را شخصی نامطلوب اعلام کرده و دستور داده است که تا روز یکشنبه خاک لبنان را ترک کند.
وزارت امور خارجه لبنان روز سهشنبه اعلام کرد که تأیید خود نسبت به اعتبارنامه سفیر منصوب ایران را پس گرفته و به او تا روز یکشنبه(۲۹ مارس/ ۹ فروردین) مهلت داده تا کشور را ترک کند.
در بیانیه این وزارتخانه، آمده است که کاردار سفارت ایران در بیروت احضار و به او اطلاع داده شد که «دولت لبنان تصمیم گرفته است تایید خود را نسبت به اعتبارنامه محمدرضا شیبانی، سفیر منصوب ایران، پس بگیرد و او را شخصی نامطلوب اعلام کند و از وی خواسته است حداکثر تا روز یکشنبه آینده خاک لبنان را ترک نماید.»
وزارت خارجه لبنان، همچنین اعلام کرد که در پی آنچه «نقض عرف و قواعد دیپلماتیک از سوی تهران» توصیف کرده است، سفیر خود در ایران را نیز احضار کرده است. این اقدام پس از آن صورت گرفت که بیروت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را متهم کرد که فرماندهی عملیات حزبالله را در جنگ علیه اسرائیل بر عهده دارد.
در همین حال، وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، روز سهشنبه اعلام کرد که ارتش این کشور منطقه جنوبی لبنان تا رودخانه لیتانی را به اشغال خود درخواهد آورد؛ این نخستین بار است که اسرائیل بهصراحت قصد خود برای تصرف بخشهایی از خاک لبنان -که حدود یکدهم این کشور را تشکیل میدهد- را بیان میکند.
کاتز پیشتر هشدار داده بود که در صورت خودداری دولت لبنان از خلع سلاح حزبالله -گروهی که از سوی تهران حمایت میشود و با شلیک به سمت اسرائیل در دوم مارس لبنان را وارد جنگ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر کرد- این کشور بخشی از خاک خود را از دست خواهد داد.
او روز سهشنبه در دیدار با رییس ستاد کل ارتش گفت که نیروهای نظامی اسرائیل «بر پلهای باقیمانده و ناحیه امنیتی تا رود لیتانی کنترل خواهند یافت» و هدف از این اقدامات ایجاد یک «منطقه حائل دفاعی» است.
رودخانه لیتانی در حدود ۳۰ کیلومتری شمال مرز لبنان و اسرائیل به دریای مدیترانه میریزد. ارتش اسرائیل از تاریخ ۱۳ مارس تاکنون پنج پل بر روی این رودخانه را تخریب کرده و روند ویرانسازی خانههای روستاهای جنوبی لبنان نزدیک به مرز را نیز تسریع کرده است. اسرائیل مدعی است که این عملیات نظامی علیه مواضع حزبالله صورت میگیرد و غیرنظامیان لبنانی هدف قرار نمیگیرند.
با این حال، طبق حقوق بینالملل، حمله به زیرساختهای غیرنظامی از جمله منازل و پلها ممنوع است.
ارتش اسرائیل از اظهار نظر درباره سخنان وزیر دفاع خود خودداری کرد و تنها تأکید کرد که نیروهای زمینی این کشور در حال اجرای عملیات محدود و هدفمند در مناطق نزدیک به مرز هستند.
لبنان با پذیرش سفیر جدید ایران مخالفت کرد
وزارت امور خارجه لبنان سهشنبه 4 فروردین، اعلام کرد که به سفیر تازه منصوبشده ایران در بیروت اطلاع داده که موافقت با استقرار او بهعنوان سفیر، لغو و از او خواسته شده حداکثر تا یکشنبه آینده خاک لبنان را ترک کند.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که برخی مقامات لبنانی، سپاه پاسداران ایران را به مدیریت عملیات حزبالله در جنگ با اسرائیل متهم کردند.
در بیانیه این وزارتخانه، آمده است که توفیق صمدی خوشخو، کاردار ایران در لبنان، احضار و «تصمیم دولت لبنان مبنی بر لغو موافقت با استقرار محمدرضا شیبانی سفیر منصوبشده ایران و اعلام او بهعنوان فردی نامطلوب» به وی ابلاغ شد و از شیبانی خواسته شده حداکثر تا یکشنبه آینده خاک لبنان را ترک کند.
همچنین اعلام شد که در پی آنچه دولت لبنان «نقض عرفها و اصول روابط دیپلماتیک از سوی تهران» توصیف کرده، احمد سویدان، سفیر لبنان در ایران در برای مشورت فراخوانده شده است.
این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که دولت لبنان، در پی آغاز جنگ میان حزبالله و اسرائیل، هرگونه فعالیت احتمالی امنیتی یا نظامی سپاه پاسداران ایران در این کشور را ممنوع کرد.
پیام وزیر خارجه ترکیه در سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس چه بود؟
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در نخستین سفر دیپلماتیک خود پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، هفته گذشته به ریاض، دوحه و ابوظبی سفر کرد. او در این سفر تلاش کرد همزمان چند هدف را دنبال کند: ارزیابی مسیر جنگ، حفظ روابط رو به گسترش با کشورهای خلیج فارس، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بازیگری فعال در مدیریت بحران.
سفر فیدان در شرایطی انجام شد که تنشهای منطقهای به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسیده و نگرانی از گسترش جنگ به دیگر کشورها افزایش یافته است.
نخستین ایستگاه این سفر، ریاض بود؛ جایی که نشست وزرای خارجه چندین کشور منطقه از جمله عربستان سعودی، ترکیه، قطر، امارات متحده عربی، مصر، اردن، کویت، لبنان، پاکستان، سوریه و جمهوری آذربایجان برگزار شد.
در بیانیه مشترکی که پس از این نشست منتشر شد، حملات ایران به کشورهای خلیج فارس محکوم شد و با اشاره به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، بر حق آنها برای دفاع از خود تاکید شد. این بیانیه همچنین هشدار داد که در صورت تداوم حملات، گزینه پاسخ نظامی نیز مطرح خواهد بود.
با این حال، موضع ترکیه در این نشست کاملا همسو با دیگر کشورها نبود. به گزارش رسانههای ترکیه، آقای فیدان موفق شد بندی را به بیانیه اضافه کند که در آن، اسرائیل به عنوان عامل اصلی آغاز بحران معرفی و بر «سیاستهای توسعهطلبانه» آن تاکید شده است. این موضعگیری نشاندهنده تلاش آنکارا برای حفظ توازن میان انتقاد از ایران و تاکید بر نقش اسرائیل در آغاز درگیریهاست.
در عین حال، آنکارا در قبال حملات ایران موضعی سختگیرانه اتخاذ کرده است. هاکان فیدان با اشاره به گفتوگوی تلفنی خود با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفت که حتی در جریان نشست ریاض نیز حملات موشکی ادامه داشته و به طرف ایرانی اعتراض کرده است.
ترکیه پیشتر اعلام کرده بود که در روزهای ۴، ۹ و ۱۳ مارس، موشکهایی از ایران به سوی ترکیه شلیک شده بود که سامانههای دفاع هوایی ناتو آنها را رهگیری و خنثی کردند. مقامهای آنکارا هشدار داده بودند که در صورت ادامه این حملات، حق پاسخگویی برای ترکیه محفوظ خواهد بود.
ایران گفت که این حملات از سوی تهران انجام نشده، اما این توضیح در آنکارا قانعکننده ارزیابی نشده و مقامهای ترکیه همچنان این حملات را به ایران نسبت دادهاند.
یکی از مهمترین پیامهای وزیر امور خارجه ترکیه در این سفر، ارزیابی او از آینده جنگ بود. او تاکید کرد که طول و سرنوشت این درگیری تا حد زیادی به موضع ایالات متحده بستگی دارد.
به گفته او، در حالی که برخی کشورهای منطقه بر این باورند که جنگ ممکن است چند هفته دیگر ادامه یابد، نشانههایی از فاصله گرفتن مواضع واشنگتن و تلآویو دیده میشود که میتواند به طولانیتر شدن بحران بینجامد. این ارزیابی در شرایطی مطرح میشود که نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی و امنیتی ادامه جنگ، بهویژه در حوزه انرژی، رو به افزایش است.
در همین حال، ترکیه تلاش کرده است حمایت خود از کشورهای خلیج فارس را نیز به طور ملموس نشان دهد. آقای فیدان در دوحه هشدار داد که در صورت ادامه حملات، کشورهای منطقه ممکن است ناچار به اقدام متقابل شوند.
او گفت: «اگر این روند ادامه پیدا کند، کشورهای خلیج فارس ناگزیر خواهند شد واکنش نشان دهند.» این اظهارات نشاندهنده نگرانی آنکارا از ورود منطقه به مرحلهای جدید از تقابل مستقیم است.
افزون بر این، وزیر خارجه ترکیه به پیامدهای بلندمدت این بحران برای سیاستهای امنیتی کشورهای خلیج فارس اشاره کرد و گفت که این کشورها ممکن است به دنبال گزینههای جدید در حوزه دفاعی، از جمله سامانههای پدافند هوایی و فناوریهای ضد پهپاد باشند.
ترکیه که در سالهای اخیر پیشرفت قابل توجهی در صنایع دفاعی داشته، تلاش میکند از این فرصت برای گسترش همکاریهای نظامی با کشورهای منطقه بهره ببرد. همکاری نزدیک با قطر و گفتوگوها درباره پروژههایی مانند جنگنده «کان» با عربستان سعودی، در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
در کنار این تحرکات، آنکارا تلاش دارد نقش خود را به عنوان یک میانجی قابل اعتماد نیز حفظ کند. فیدان تاکید کرد که ترکیه از آغاز جنگ، موضعی دوگانه اتخاذ نکرده و اشتباهات همه طرفها را به صراحت بیان کرده است.
او گفت: «ما به روشنی و با قاطعیت، هم اقداماتی را که علیه ایران انجام شده و هم اقداماتی را که علیه کشورهای خلیج فارس صورت گرفته، نادرست میدانیم و این مسئله را مطرح کردهایم.» به گفته او، همین رویکرد باعث افزایش اعتماد به ترکیه در منطقه شده است.
در ادامه این تلاشها، وزیر خارجه ترکیه پس از پایان سفر خود، تماسهای دیپلماتیک فشردهای را با طرفهای مختلف از جمله ایران، آمریکا، قطر، عربستان سعودی، پاکستان، مصر و اتحادیه اروپا ادامه داد.
هدف از این تماسها، به گفته او، درک بهتر مواضع طرفین و یافتن راههایی برای جلوگیری از گسترش بیشتر جنگ است. فیدان در دوحه تاکید کرد که اگرچه جلوگیری از آغاز جنگ ممکن نبود، اما همچنان میتوان از تشدید آن جلوگیری کرد.
در حاشیه این سفر، دیدارهای جداگانه وزیر خارجه ترکیه با مقامهای عربستان، پاکستان و مصر نیز توجهها را به خود جلب کرد و بار دیگر گمانهزنیهایی درباره شکلگیری نوعی همکاری یا «ائتلاف منطقهای» را مطرح کرد.
با این حال، منابع دیپلماتیک ترکیه تاکید دارند که چنین ائتلافی در دستور کار نیست و آنچه مطرح است، ایجاد سازوکاری برای رسیدگی به مسائل منطقهای بر اساس اصل «مالکیت منطقهای» است.
سفر سهروزه وزیر خارجه ترکیه به خلیج فارس نشان داد که آنکارا در میانه یک بحران پیچیده، در پی دنبال کردن سیاستی چندلایه است: از یک سو حمایت از شرکای منطقهای در برابر حملات ایران، و از سوی دیگر تاکید بر نقش اسرائیل در آغاز بحران و ضرورت بازگشت به مسیر دیپلماسی.
این رویکرد، هرچند ممکن است با انتقاد برخی طرفها مواجه شود، نشاندهنده تلاش ترکیه برای حفظ تعادل سیاست خارجی خود در یکی از حساسترین مقاطع تحولات منطقهای در سالهای اخیر است.
تصویری از یک جنگنده رافال و یک جنگنده میراژ (سمت چپ)، در پایگاه هوایی شمال شرق فرانسه / ١٨ مارس ٢٠٢٥ AP - Ludovic Marin
آیا مشارکت نظامی فرانسه برای مقابله با پهپادهای ایرانی در خلیج فارس دوام خواهد آورد؟
با اینکه فرانسه در هفتههای گذشته با استقرار جنگندههای رافال، نقش پررنگی در مقابله با حملات پهپادی ایران در منطقه خلیج فارس ایفا کرده است، اما هزینه بالای رهگیری پهپادهای ارزان قیمت جمهوری اسلامی با موشکهای هوابههوای میکا، تداوم این عملیات را برای پاریس با چالش روبهرو کرده است.
فرانسه در سه هفته گذشته، نقش فعالی در دفاع هوایی از متحدان خود در منطقه، بهویژه امارات متحده عربی، ایفا کرده است. طبق اعلام مقامات اماراتی، در مجموع ۱۷۰۰ موشک بالستیک و شاهد-١٣٦ رهگیری شدهاند که دهها مورد آن توسط جنگندههای فرانسوی ساقط شده است.
از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، شمار جنگندههای «رافال» نیروی هوایی فرانسه مستقر در پایگاه هوایی الظفره در ابوظبی از ۶ به ۱۲ فروند افزایش یافته و به سطح یک اسکادران کامل رسیده است. این جنگندهها بهصورت شبانهروزی برای مقابله با حملات ایران به کار گرفته شدهاند؛ آن هم در آسمانی بسیار شلوغ که نیازمند هماهنگی بسیار دقیق با جنگندههای آمریکایی بوده است.
آسمانی اشباعشده و هماهنگی میلیمتری
هماهنگی مورد نیاز برای تشخیص هواپیماهای «خودی»، شامل استفاده از سامانههای شناسایی دوست یا دشمن (IFF)است که به رادارهای نظامی یا غیرنظامی اجازه میدهد تا هواپیماهای «دوست» را شناسایی کرده و مسیر و همچنین فاصلهشان را تعیین کنند.
این هماهنگی اما تنها به فناوری محدود نمیشود. به گفته یک خلبان جنگنده، دید مستقیم نیز از اهمیت بالایی برخوردار است: خلبانان به دوربینهای دید در شب مجهز هستند و جنگندههای رافال نیز دارای سامانههای اپتیکی برای بزرگنمایی اهداف هستند.
نیروهای فرانسوی برای رهگیری موشکها و پهپادهای شاهد، بهطور گسترده از موشکهای هوابههوای فروسرخ میکا (MICA مخفف موشک رهگیری، رزمی و دفاع از خود) استفاده کردهاند؛ تا جایی که تاکنون حدود ۱۰۰ فروند از این موشکها، معادل حدود یکهشتم ذخایر نیروی هوایی فرانسه، شلیک شده و بنابراین ادامه چنین روندی در بلندمدت ممکن نیست.
هزینهای که بهسختی قابل تحمل است
از آنجا که قیمت یک پهپاد شاهد کمتر از ۶ هزار یورو برآورد میشود اما هر موشک میکا چند صد هزار یورو قیمت دارد، نیروی هوایی فرانسه اکنون به دنبال راهکارهای جایگزین و ارزانتر است و از این رو گزینههایی مانند استفاده از راکت یا حتی توپ جنگندههای رافال برای مقابله با پهپادها در دست بررسی است.
یک خلبان جنگنده در این رابطه به رادیو بین المللی فرانسه گفت: «این کار فوقالعاده پیچیده است. شما در واقع با یک گلوله به یک گلوله دیگر شلیک میکنید... برای هدفگیری دقیق، باید دهها گلوله در فاصله بسیار نزدیک شلیک شود و ترجیحاً این کار بر فراز خلیج فارس انجام گیرد تا از خسارات جانبی جلوگیری شود.»
بررسی گزینههای جایگزین
نیروی هوایی فرانسه، همچنین در حال بررسی استفاده از مسلسل های نصب شده بر روی هلیکوپترها است؛ ابزاری که برای مقابله با پهپادهایی با سرعت نسبتا پایین(حدود ۱۲۰ کیلومتر در ساعت) مناسب است.
این راهکارها در حال حاضر اجرا نشده و در دست بررسی هستند، اما نیروی هوایی فرانسه بهطور فوری به دنبال روشهایی کمهزینه برای مقابله بلندمدت با موج پهپادهاست.
میلیونها دلار شرطبندی دقایقی پیش از پست ترامپ درباره مذاکره با ایران توجهها را جلب کرده است
معاملهگران تنها چند دقیقه پیش از آن که دونالد ترامپ، روز دوشنبه اعلام کرد که حمله به زیرساختهای انرژی ایران را پنج روز به تعویق میاندازد، صدها میلیون دلار روی قراردادهای نفتی شرطبندی کردند.
طبق دادههای بازار که بیبیسی بررسی کرده است، حجم معاملات حدود پانزده دقیقه پیش از انتشار پست رئیسجمهور آمریکا در شبکههای اجتماعی بهشدت افزایش یافت.
قیمت نفت پس از این انتشار این پست سریع سقوط کرد و در عرض چند دقیقه ۱۴ درصد کاهش یافت و معاملهگرانی که روی این حرکت غیرمنتظره شرطبندی کرده بودند، سود کلانی به جیب زدند.
برخی تحلیلگران بازار احتمال میدهند که شاید این شرطبندیها با آگاهی قبلی باشد.
بیبیسی برای دریافت توضیح با کاخ سفید تماس گرفته است. یک سخنگو به فایننشال تایمز گفت که دولت «هیچگونه سودجویی غیرقانونی مقامهای دولتی از اطلاعات داخلی را تحمل نمیکند.»
بازارهای مالی جهانی تحت تاثیر جنگ در خاورمیانه قرار گرفتهاند؛ با افزایش قیمت نفت و گاز، ارزش سهام کاهش یافته است اما در چندین نوبت، امید به پایان جنگ باعث نوسانات شدیدی شده مثل دیروز که کاهش ناگهانی قیمت نفت با رشد بازارهای بورس همراه شد.
ترامپ شنبه تهدید کرده بود که اگر ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور میکند بازگشایی نشود، نیروگاههای برق ایران را «محو» خواهد کرد.
بازارها آن روز بسته بودند ولی صبح دوشنبه با بازگشایی بازارهای آسیا، ارزش سهام بهشدت سقوط کرد و قیمت نفت بالا رفت.
با این حال، روز دوشنبه ساعت هفت و چهار دقیقه صبح به وقت شرق آمریکا، پیش از بازگشایی بازارها، رئیسجمهور آمریکا در تروث سوشال نوشت که واشنگتن «گفتگوهای بسیار خوب و سازندهای» با تهران درباره «حل کامل و نهایی» خصومت داشته است.
بلافاصله ارزش سهام بهبود و قیمت شاخص نفت آمریکا تا بشکهای ۸۴ دلار کاهش یافت.
ناظران اتفاقات بازارهای مالی را در دقایق منتهی به پست آقای ترامپ بهدقت بررسی کردهاند.
در ساعت ۶:۴۹، معاملهگران ۷۳۳ شرط روی قراردادهای نفت خام وست تگزاس اینترمدیت در بازار بورس تجاری نیویورک(نایمکس) ثبت کردند. یک دقیقه بعد، این رقم به ۲۰۰۷ معامله رسید که معادل حدود ۱۷۰ میلیون دلار است. الگوی مشابهی نیز در خرید قراردادهای نفت خام برنت، دیگر شاخص اصلی نفت، دیده میشود.
در بازه زمانی یک دقیقه، معاملات از ۲۰ به بیش از ۱۶۰۰ مورد رسید که حدود ۱۵۰ میلیون دلار در قالب قرارداد بود. دادههای دوشنبههای گذشته نشان میدهد که در این ساعت از روز، معمولا تعداد بسیار کمتری معامله انجام میشود.
معامله «غیرعادی»
موکش سادف، تحلیلگر ارشد نفت در موسسه ایکسآنالیستس، میگوید: «بدون شک غیرعادی بهنظر میرسد. در آن زمان هیچ نشانهای از مذاکرات جدی آمریکا و ایران وجود نداشت. بنابراین گذاشتن این مقدار پول روی کاهش قیمت نفت، سوالبرانگیز است.»
زمانبندی این شرطبندیها، پرسشهایی را ایجاد کرده است که آیا این معاملات با آگاهی از اعلان دونالد ترامپ انجام شدهاند یا خیر.
ریچل وینتر، از شرکای شرکت مدیریت ثروت کیلیک، گفت: «درست پیش از آنکه او در شبکههای اجتماعی پست بگذارد، افراد زیادی قراردادهایی بستند که از سقوط قیمت نفت سود ببرند.»
«بنابراین درباره معاملات مبنی بر اطلاعات رانتی گمانهزنیهایی شده است. ما نمیدانیم این موضوع صحت دارد یا نه اما امیدواریم نوعی بازرسی در این زمینه صورت بگیرد.»
حکومت ایران اواخر روز دوشنبه هرگونه مذاکره را تکذیب کرد و آن را «خبر جعلی» خواند که باعث شد بازارهای سهام در آسیا روز سهشنبه دوباره کمی بالا بروند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس ایران، در شبکه ایکس نوشت: «از اخبار جعلی برای دستکاری در بازارهای مالی و نفتی و فرار از باتلاقی که آمریکا و اسرائیل در آن گرفتار شدهاند، استفاده میشود.»
بیبیسی با نهاد ناظر مالی آمریکا(کمیسیون معاملات) و همچنین نهاد نظارت مالی بریتانیا تماس گرفته است. این اولین بار نیست که سیاست خارجی آمریکا با یک سلسله فعالیتهای شرطبندی مرتبط میشود.
در ماه ژانویه، شرطبندیها در پلتفرم پلیمارکت، پلتفرم پیشبینی مبتنی بر ارزهای دیجیتال، بهشدت افزایش یافت چرا که قماربازان روی این شرط بسته بودند که نیکلاس مادورو، رییسجمهور ونزوئلا، تا پایان ماه از قدرت برکنار میشود.
ساعاتی بعد، نیروهای آمریکایی او را دستگیر کردند. یک حساب کاربری تنها با ۳۲۵۳۷ دلار شرطبندی، بیش از ۴۳۶۰۰۰ دلار سود کرد.
آیا اسرائیل در دیمونا، سلاح هستهای دارد؟
سه هفته پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روز شنبه ۲۱ مارس، تاسیسات هستهای نطنز در ایران از سوی این دو کشور بمباران شد. در پاسخ، تهران یک روز بعد، دو حمله در جنوب اسرائیل به مناطق آراد و دیمونا انجام داد. شهر دیمونا میزبان یک مرکز تحقیقاتی هستهای استراتژیک است و اسرائیل بهعنوان تنها کشور دارای سلاح هستهای در خاورمیانه شناخته میشود، اما در این زمینه همچنان «ابهاماتی» وجود دارد.
رادیو بینالمللی فرانسه در گزارشی اختصاصی از شهر دیمونا مینویسد: «این یک راز است، اما نه بهطور کامل… اسرائیل احتمالا یک رآکتور هستهای در نزدیکی دیمونا دارد. حملات موشکی ایران در آخر هفته گذشته در اسرائیل شوک بزرگی به همراه داشت. نه تنها به این دلیل که خسارات بسیار زیادی وارد شده و حدود صد نفر زخمی شدهاند، بلکه به این دلیل که دیمونا در چند کیلومتری یک مرکز تحقیقاتی هستهای قرار دارد. یک مجموعه واقعا استراتژیک.»
در این گزارش به قلم «فدریک میسلَن» میخوانیم که تا پیش از حمله موشکی ایران به دیمونا، این شهر، به نظر «محافظتشدهترین »شهر در اسرائیل بود. اما حالا یک موشک به این شهر ۴۰ هزار نفری در یک منطقه بیابانی و حساس که در نزدیکی یک سایت فوقسری قرار دارد، اصابت کرده است. کارشناسان خارجی، هیچ شکی ندارند که اسرائیل به سلاح هستهای مجهز است. اسرائیل عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیست و از بازرسی تاسیسات خود توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی امتناع میکند. بنابراین، مشخص نیست که آیا در دیمونا کلاهکهای هستهای با مواد شکافپذیر وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد، چند عدد هستند.
رادیو بینالمللی فرانسه به نقل از اوری نیسیم لُوی، سرهنگ ذخیره و رییس شورای جهانی هستهای مینویسد که این «ابهام استراتژیک» برای اسرائیل است. او میگوید: «اولا، مرکز در حدود ده کیلومتری محل اصابت قرار دارد. اینقدر نزدیک نیست... اگر اسرائیل سلاح هستهای داشته باشد، که ما از آن مطمئن نیستیم، اما رسانههای خارجی چنین میگویند، قطعا این سلاح را در آنجا نگه نمیداشتند و احتمالا آن را در مکانهای مختلف در سراسر سرزمین اسرائیل قرار میدادند. بنابراین، احتمالا اینجا نخواهد بود. اما از نظر فنی، اگر چیزی اتفاق بیفتد، این به اندازه چرنوبیل یا فوکوشیما جدی نخواهد بود. این یک حادثه محلی خواهد بود.»
ساکنان دیمونا و «کارخانه نساجی» این شهر
اسرائیلیها هم به نوعی در این از ابهام مشارکت دارند. در دیمونا، ساکنان این شهر از «کارخانه نساجی» صحبت میکنند، اما هرگز از واژههای «سلاح هستهای» یا «رآکتورهای هستهای» استفاده نمیکنند. دیوید، یکی از ساکنان که در برابر خرابیهای موشک ایستاده است، هنگام پرسش از اینکه ایران چه چیزی را هدف قرار داده، از پاسخ طفره میرود. مثل دیگر ساکنان شهر، این سئوال برای او «تابو» است. آیا ممکن است یک سایت هستهای اسرائیلی باشد؟ دیوید بدون پاسخ دادن میگوید: «در دهه ۵۰ میلادی، کسانی که به ما کمک کردند تا آن چیزی که شما میگویید داریم را بسازیم، فرانسویها بودند.»
اسرائیل وجود یک مرکز تحقیقاتی هستهای در دیمونا را تایید کرده، اما هرگز به داشتن سلاح هستهای اذعان نکرده است. برای وانسا، دیگر ساکن شهر دیمونا با توجه به وضعیت جنگ، احتمال وقوع یک حادثه هستهای در ذهن همه است، اما هیچکس این را به زبان نمیآورد. او میگوید: «من فکر میکنم که شاید چیزی باشد که باعث شده دیمونا هدف قرار گیرد، اما 100 درصد مطمئن نیستم. احتمالا یک نقطه استراتژیک است که میخواهند هدف قرار دهند. البته این ترسناک است. ما تلاش میکنیم که آرام بمانیم، اما در نهایت به ارتشمان اعتماد داریم و این ما را آرام میکند. در واقع، ما چیزی جز این نداریم.»
نلی و شوهرش گابی که در چند کیلومتری این سایت فوقسری زندگی میکنند، تحلیلی متفاوت دارند. نلی میگوید: «من فکر میکنم که این بیشتر یک سپر است تا یک هدف. چون آنها میدانند که اگر ما هستهای داشته باشیم... خوب، نمیدانند...»، گابی در ادامه میگوید: «اگر ما آن را نداشتیم، اسرائیل دیگر وجود نداشت.»
گزارشگر رادیو بینالمللی فرانسه، در پایان با اشاره به اینکه این حمله در سطحی دیگر، یک جنگ تبلیغاتی هم میتواند باشد؛ همچنین یادآوری میکند که ایرانیها این حمله را یک «موفقیت نظامی» میدانند و در پی آن آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تمام کشورهای منطقه میخواهد که از خطر تشدید بحران هستهای جلوگیری کنند.
شکایت خبرنگاران صدای آمریکا از دخالت دولت ترامپ
|
مینهو کیم و زک مانتگو / نیویورک تایمز /۲۳ مارس ۲۰۲۶
خبرنگاران شبکهی صدای آمریکا(VOA) روز دوشنبه از مقامهای دولت دونالد ترامپ شکایت کردند و آنان را متهم ساختند که با تبدیل این نهاد خبری فدرال به یک ابزار تبلیغاتی در حمایت از رییسجمهور، حقوق مصرح در متمم اول قانون اساسی درباره آزادی مطبوعات را نقض کردهاند.
در شکایت یادشده آمده است منصوبان سیاسی آقای ترامپ در تصمیمهای تحریریه صدای آمریکا دخالت کرده و «دیوار حفاظتی» مقرر در قانون کنگره برای صیانت از استقلال این رسانه را نقض کردهاند.
به گفته خبرنگاران، آقای ترامپ و منصوبانش نسبت به این الزامات قانونی با «خصومت و بیاحترامی» برخورد کردهاند. در بخشی از شکایت ادعا شده است یکی از مقامها به نام «هویی جینگ» از خبرنگاران خواسته بود در صورت تمایل به حفظ شغل خود، «وفاداری» به دولت ترامپ را نشان دهند.
در متن شکایت آمده است دولت «در تلاش است با استفاده از قدرت دولتی، محتوای خبری صدای آمریکا را کنترل کند - از طریق سانسور رویدادهایی که نمیخواهد بازتاب یابند و از سوی دیگر، با جا زدن پیامهای حزبی خود بهعنوان خبر.»
کاخ سفید و سازمان مادر صدای آمریکا، یعنی آژانس رسانههای جهانی ایالات متحده (U.S. Agency for Global Media)، بلافاصله به این گزارش واکنشی نشان ندادند. «کاری لیک»، یکی از مقامهای ارشد این آژانس، پیشتر این ادعا که دولت قصد مداخله در تصمیمهای تحریریه را دارد رد کرده بود.
با این حال، در شکایت موارد مشخصی بهعنوان شواهد دخالت دولت ذکر شده است. صدای آمریکا ماموریتی دارد تا در کشورهایی با آزادی محدود رسانهای -از جمله ایران، چین و روسیه- بهعنوان منبعی معتبر و مستقل عمل کند.
خبرنگاران گفتهاند مقامهای نهاد مذکور آنان را وادار به انتشار مطالبی کردهاند که «دقیقه به دقیقه و واژه به واژه» بازتابدهنده مواضع کاخ سفید بوده است. همچنین از آنان خواسته شده بود تصاویری از ترامپ منتشر کنند که به گفته شاکیان، به سبک تبلیغات کره شمالی و «رهبر عزیز، کیم جونگایل» شباهت داشت. در گزارشهای مربوط به جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران نیز «به ندرت اشارهای» به مواردی شده بود که برای دولت ترامپ ناخوشایند بود، از جمله بمباران یک مدرسه که بنا به گفته مقامهای ایرانی دستکم ۱۷۵ کشته برجا گذاشت.
«بزرگترین افتخار صدای آمریکا در هشت دهه گذشته همواره بازگویی حقیقت بوده است؛ بیپیرایه، بدون تبلیغات و فارغ از سانسور» است. «نورم آیزن»، بنیانگذار گروه حقوقی صندوق مدافعان دموکراسی که در طرح این شکایت همکاری داشته، گفت: «این اصل از سوی قانون کنگره، یعنی دیوار حفاظتی، و از سوی خود متمم اول قانون اساسی محافظت میشود.»
بر اساس «قانون پخش بینالمللی» مصوب کنگره، محتوای خبری صدای آمریکا باید «متوازن و جامع» باشد و مقامات دولتی موظفاند «به استقلال و تمامیت حرفهای» خدمات پخشی آن احترام بگذارند.
این اتهامها در حالی مطرح میشود که تلاشهای دولت ترامپ برای تعطیل کردن فعالیتهای خبری صدای آمریکا، که وی آن را «صدای آمریکای رادیکال» خوانده بود، با مخالفت کنگره و احکام دادگاه روبهرو شد. ترامپ این رسانه را به گرایش چپگرایانه متهم کرده است.
بخش قابل توجهی از شکایت بر پوشش خبری ایران در دوران جنگ تمرکز دارد. خبرنگاران مدعیاند «علی جوانمردی»، خبرنگار ایرانی حامی ترامپ که از سوی دولت به کار گرفته شد، بخشهایی از گزارشها را سانسور کرده است. به گفته آنان، جوانمردی صدای معترضان ایرانی را که شعار بازگشت رضا پهلوی، فرزند ارشد شاه سابق، را سر میدادند حذف کرده و یکی از همکاران را صرفاً بهدلیل اشاره به نام پهلوی در برنامه زنده از کار برکنار کرده است.
در متن شکایت آمده است: «سانسور و تبلیغات دو روی یک سکهاند.»
خبرنگاران گفتهاند چنین دخالتهایی به منافع ایالات متحده در جنگ آسیب میزند، چراکه اعتماد شنوندگان به صدای آمریکا را بهعنوان منبعی بیطرف از بین میبرد. بهویژه در بخش فارسی این رسانه، سانسور تحریریه «ایالات متحده را در جنگ اطلاعاتی در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داده است»، در حالی که حکومت ایران دسترسی به اینترنت را محدود و فضای رسانهای را بهشدت کنترل میکند.
چهار خبرنگاری که علیه دولت شکایت کردهاند -«بری نیوهاوس»، «عایشه تانزیم»، «دونگ هیوک لی» و «کسنیا تورکووا»- در بیانیهای مشترک نوشتند: «روزنامهنگاری صدای آمریکا برای مردمانی که در جوامع استبدادی زندگی میکنند، روزنهای به سوی دموکراسی است. بدون استقلال تحریریه، صدای آمریکا تفاوتی با رسانههای حکومتی همان کشورها نخواهد داشت.»
دولت ترامپ پیشتر نیز بارها به تلاش برای تأثیرگذاری بر محتوای رسانههای خبری تحت حمایت مالی دولت متهم شده بود، از جمله صدای آمریکا.
آژانس مادر این رسانه حتی کوشیده بود مطالب شبکه حامی ترامپ «وان امریکن نیوز نتورک» را در شبکههای صدای آمریکا پخش کند و در قراردادهای مالی بندهایی بگنجاند که اختیار وتوی انتصاب سردبیران و مدیران ارشد در سایر رسانههای فدرال مانند رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی را به منصوبان ترامپ واگذار میکرد.
در ماه ژانویه، سرویس خبری چینی صدای آمریکا مقالهای منتشر کرد که در آن از «مهارت مذاکرهگری» و «دیپلماسی صلح از راه قدرت» ترامپ تمجید شده و ادعای تاییدنشدهی او مبنی بر «جلوگیری از هشت جنگ» تکرار گردیده بود. در این گزارش هیچ دیدگاه مخالفی منعکس نشد.
مقاله یادشده، همچنین تصویری ویرایششده از ترامپ را در میان ابرها و نقشه جهان، با پرچم ایالات متحده در مرکز، منتشر کرده بود؛ تصویری که به گفته چهار خبرنگار شاکی، «در حد و اندازه تبلیغات کره شمالی» بود.
این شکایت تنها یک هفته پس از آن ثبت شد که یک قاضی فدرال حکم داد دولت باید فعالیتهای خبری صدای آمریکا را از سر گیرد و کارکنان تعلیقشده را به کار بازگرداند.
با وجود این حکم، تا صبح دوشنبه صدها نفر از کارکنان صدای آمریکا که با مرخصی باحقوق موقتا کنار گذاشته شده بودند، هنوز منتظر اجازه بازگشت به دفتر یا فعال شدن دسترسی کاری خود بودند. آژانس مربوطه در دادگاه ادعا کرده که «تنها قادر است روند بازگشت ۷۰ کارمند در هفته را انجام دهد.»
روز دوشنبه ۱۶ مارس-۲۵ اسفند، در شبکه ایکس اعلام کرد حکم تشکیل «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی» را صادر کرده و شیرین عبادی، ایرج مصداقی، لیلا بهمنی و افشین الیان اعضای آن هستند.
رضا پهلوی طوطی ترامپ و نتانیاهو
شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با «نیوزنیشن» گفت از طریق استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، با دولت دونالد ترامپ در تماس بوده و همزمان با اعضای کنگره آمریکا در مجلس سنا و مجلس نمایندگان نیز درباره تحولات ایران گفتوگو کرده است.
او تاکید کرد تصمیم درباره رهبر آینده ایران باید به دست مردم ایران گرفته شود و گفت دونالد ترامپ نیز نشان داده از هر تصمیمی که مردم ایران بگیرند حمایت خواهد کرد. شاهزاده رضا پهلوی، همچنین گفت هدف نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ایجاد انتقالی باثبات بهسوی حکومتی جدید است؛ انتقالی که به گفته او میتواند زمینه صلح، ثبات و همکاری اقتصادی با جهان آزاد، بهویژه ایالات متحده، را فراهم کند.
او در دوره اعتراضات دی ماه نیز در گفتوگو با فاکس نیوز، گفته بود:
او در این مصاحبه که روز یکشنبه پخش شد خطاب به دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، گفت: «شما پیشاپیش میراثتان را به عنوان فردی که به صلح متعهد است و با نیروهای شر مقابله میکند، تثبیت کردید.»
پهلوی از دونالد ترامپ خواست که «با آزاد کردن ایران» این میراث را ماندگار کند تا «بتوانیم با هم عظمت را به ایران بازگردانیم.»
رضا پهلوی قبل از جنگ، بارها خواستار مداخله دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا شده است که با وجود هشدارهای متعدد به تهران، اقدامی نکرده است.
رضا پهلوی، در جریان اعتراضات دی ماه در ایران، یک کنفرانس خبری در واشنگتن، گفته بود که بخش قابل توجهی از نیروهای ارتش و نیروهای امنیتی دستورات برای کشتن مردم را رد کردهاند، بهصورت پنهانی وفاداریشان را به او اعلام کردند، دهها هزار تن از آنها آمادگی خود را برای پیوستن به او اعلام کردند و این پروسه مدتهاست که در جریان است.
رضا پهلوی، ادعا کرد که نظامیان ایران، او را یک «چهره ملی» میدانند که میتواند همه نیروها را، با هر پیشینه و قومیت و دیدگاهی(جمهوریخواه یا سلطنتطلب) متحد کند.
پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، رضا پهلوی و حامیانش، همواره از ترامپ و نتانیاهو تشکر میکنند که به ایران حمله کردهاند. آنها، حتی پس از حمله به ایران، در خیابانها و میادین شهره تجمع میکنند؛ میرقصند و جشن میگیرند و...
به گفته تلویزیون مورد حمایت اسرائیل «انترنشنال»، «شاهزاده رضا پهلوی در پیامی» اعلام کرد: «با حمایت آمریکا و اسرائیل و بیش از همه با فداکاری میهندوستان ایرانی، زمان آزادی ایران فرا رسیده است.» او با اشاره به لزوم حفظ سرمایههای کشور، از دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو خواست همچنان حکومت و دستگاه سرکوب آن را هدف قرار دهند.
رضا پهلوی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «حمایت بشر دوستانه از مردم ایران» نامید. همچنین تلویزیون انترنشنال، همواره «حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در حمایت از مردم ایران» تبلیغ و ترویج میکنند و...
رضا پهلوی در ادامه فعالیت خود در قالب تشکیلات شورای گذار، روز دوشنبه ۲۵ اسفند ماه اعلام کرد کمیتهای را برای «تدوین مقررات عدالت» در دوران پسا-جمهوری اسلامی تشکیل داده است.
او در این پیام اعلام کرد که اعضای این کمیته را شیرین عبادی، ایرج مصداقی، لیلا بهمنی و افشین الیان تشکیل میدهند و شیرین عبادی، برنده جایزه جهانی صلح نوبل در سال ۲۰۰۳، ریاست آن را پذیرفته است.
شیرین عبادی که اکنون سلطنتطلب شده، به خدمت به فاشیستیترین جناح سیاسی ایران درآمده است. تا دیروز سلطنتطلبان جنوب کالیفرنیا که روزی به خون عبادی تشنه بودند و...
شیرین عبادی، سالها ادعا میکرد میتوان بین دموکراسی و جمهوری اسلامی رابطه برقرار کرد و سفت و سخت حامی آخوند خاتمی، رییس جمهور وقت ایران بود. او در حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، از ترامپ و نتانیاهو خواسته بود رهبران جمهوری اسلامی را هدف قرار دهند و بعد از آن به این جنگ ادامه ندهند. او در گفتوگویی با دویچهوله، به صراحت گفته بود: «شیرین عبادی در آن زمان بههمراه شش نفر دیگر نامهای به ترامپ نوشته و از او خواسته بود به وعده خود برای کمک به مردم ایران عمل کند. عبادی به دویچهوله گفت از ترامپ خواسته تا «نقطهزنی» کرده و شخص علی خامنهای و سران سپاه را هدف قرار داده» و «از بین ببرد.» این آدم با این افکار منتاقض خود، دارنده جایزه نوبل صلح است. البته این جایزه، به ندرت به دو سه نفر انسان شایسته صلح داده شده است؛ و بقیه دارندگان جایزه صلح نوبل، براساس منافع دولتهای سرمایهداری تعیین میشوند هرچند که افکار آنها، حتی فاشیستی و جنگطلبانه هم باشد تاثیری در این انتخاب ندارد. به همین دلیل، به صراحت میتوان گفت که جایزه صلح نوبل کمترین ربطی به صلح بین ملتهای ندارد و بده و بستانی در بین دولتهاست.
ایرج مصداقی که با تمام قدرت از این جنگ و رضا پهلوی دفاع میکند و به همه نیروها و گرایشات دیگر خط و نشان شعبان بیمخی میکشد اتفاقا سابقه همکاری با لاجوردی معروف به «جلاد اوین» را دارد؛ او در زندان با حکومت همکاری کرد و بسیاری از خانههای تیمی سازمان مجاهدین خلق را به آنها لو داد و...
سلطنتطلبان، حتی تلاش کردند حمله موشکی آمریکا به مدرسهای در میناب و کشتهشدن حدود 170 دانشآموز در این مدرسه را به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی نسبت دهند. و یا مطرح کردند این مدرسه مربوط به سپاه پاسداران است و به این ترتیب، کشتار این دانشآموزان مدارس را توجیه میکردند تا این که تحقیقات نشان داد یک موشک آمریکایی به این مدرسه برخورد کرده است و ...
تحقیقات رسانهای و تصاویر مکانیابیشده نشان میدهد موشک تاماهاوک آمریکا عامل اصلی حمله به مدرسهای در میناب با ۱۷۰ کشته بوده است
وبسایت تحقیقی «بلینگکت» مستقر در هلند، روز یکشنبه گزارش داد که بر اساس شواهد ویدئویی جدید، یک موشک کروز تاماهاوک متعلق به ارتش آمریکا در ۲۸ فوریه 2026، به یکی از تاسیسات سپاه پاسداران اران در شهر میناب واقع در جنوب ایران اصابت کرده است. این یافتهها به مجموعه فزایندهای از تحلیلها افزوده میشود که مسئولیت ایالات متحده در قبال حمله به یک مدرسه دخترانه را تایید میکنند.
لینگکت پس از مکانیابی جغرافیایی ویدئوی منتشرشده از سوی خبرگزاری مهر، اعلام کرد لحظه اصابت موشک تاماهاوک را شناسایی کرده است. به گفته این گروه، هنگام اصابت، دود از مدرسه مجاور -که دانشآموزان در آن کشته شدند- در تصاویر دیده میشود. بلینگکت همچنین تاکید کرد که در درگیریهای اخیر، تنها ایالات متحده به این نوع موشک مجهز است و اسرائیل چنین تسلیحاتی در اختیار ندارد.
رضا پهلوی روز دوشنبه، یازدهم اسفند، دوم مارس ۲۰۲۶ ، در پیامی به زبان انگلیسی در شبکه ایکس با ابراز همدردی با خانواده هشت نظامی آمریکایی که در حملات اخیر کشته یا زخمی شدهاند، نوشت: «قلب من برای سه قهرمان آمریکایی که به دست رژیم کشته شدند و پنج نفری که زخمی شدند، به درد میآید. مردم ایران برای همیشه مدیون آنها هستند. به خانوادههای داغدارشان: لطفا عشق فراوان، عمیقترین تسلیتها و قدردانی ابدی ما را بپذیرید.»
یکی از کاربران منتقد در شبکه ایکس، با نام «سحر» نوشته است: «انگار خون سرباز آمریکایی رنگینتر از جان ۱۶۰ دانشآموز بیگناه در میناب است.» او میگوید: «کودک، کودک است و قربانیان کودک جنگ را با معیارهای سیاسی دستهبندی نکنید.»
بدون شک جان سربازان آمریکایی هم نباید فدای این جنگ شود. بدون شک، باید به خانواده، همسران و مادران آنها نیز تسلیت گفت. در این شکی نیست. ایراد اگر هست در رفتار رضا پهلوی و دنبالهروی از اهداف و سیاستهای دولتهای غربی و تحقیر و کوچک شمردن مردم آزادیخواه ایران است. او، به راحتی به احزاب مردم کردستان لقب «تجزیهطلب» داده و از ارتش جمهوری اسلامی تقاضای سرکوب آنها را کرد، بعد اینجا برای سربازان ارتش آمریکایی اشک تمساح میریزد؟ وقتی خبرنگاری از او پرسید: نظرش چیست که گویا تعداد زیادی از مردم ایران در دیماه کشته شدند، گفت خب جنگ است یعنی در جنگ حلوا خیر نمیکنند. الان فوری برای سربازان آمریکایی پیام میدهد؟ چهطور به دانشآموزان میناب و خانواده آنها، هیچ پیامی نداد؟ چنین رفتارهایی، جز بازی سیاسی در میدان «دولتها» و صرفا برای چاپلوسی در محافل دولتهای آمریکا و اسارئیل، معنی دیگری ندارد.
خبرگزاری The Grayzone، زیر نظر روزنامهنگار مستقل کانادایی Max Blumenthal، گزارشی از گفتوگو با برخی سلطنتطلبان ایرانی ساکن ایالات متحده را منتشر کرده است.
*در این گزارش، روشن شد که این گروهها نه تنها با سیاستها و مقاومت ایران مخالف هستند، بلکه آشکارا از اقدامات دشمنان خارجی علیه کشور حمایت میکنند.
*برخی پاسخهای آنها درباره حوادث اخیر، از جمله حملات دشمن به مناطق مسکونی و کشتهشدن کودکان در میناب، واکنشهای شدیدی برانگیخته و نشان میدهد که این افراد به جای همبستگی با ملت ایران، در پی خوشایند دشمنان خارجی هستند.
*گزارش تاکید میکند که ملت ایران، در مقابل توطئههای داخلی و خارجی، همچنان پایدار و متحد ایستاده و اجازه نمیدهد مزدوران و وطنفروشان به اهداف شوم خود برسند.
ترامپ گفته با نیروهایی در ایران در حال مذاکره هستیم اما با مجتبی خامنهای را قبلو ندارم بلافاصله رضا پهلوی نیز در بیانیهای اعلام کرد: «برای گذار به همکاری با برخی نیروهای درون حاکمیت نیاز است. اما مجتبی خامنهای صلاحیت ندارد.»
سلطنتطلبان: از کشتار، کشتار کودکان میناب و بیشتر صمیمانه حمایت میکنیم
یک ژورنالیست آمریکایی به میان جمعی از سلطنتطلبان رفته و از آنها سئوال میکند که در میناب آمریکا 150 کودک را کشتار کرده است و آیا این ارزش چیزی که شما میخواهید دارد؟ اولی پاسخ میدهد که صددرصد ارزشش را دارد. بقیه هم با او موافق هستند و اینکه هر قیمتی را باید پرداخت تا رژیم سرنگون شود.
واقعا برای این همه «وطنفروشی» و خشونت انبوه و نفرت که از زبان و قدم طرفداران رضا پهلوی صادر میشود، کلامی و واژهای را نمیتوان یافت. کسانی که در جای گرم و نرم و راحت نشستهاند و اینگونه فتوا صادر میکنند.
رضا پهلوی و یارانش، نه تنها از قطع جنگ 12 روزه ناراضی بودند، بلکه اکنون با شروع جنگ جدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مجددا خرسند شدهاند و عملا با همراهی کامل، نقشه جنگی ترامپ و نتانیاهو را توجیه میکنند. رضا پهلوی، خودش بهنوعی در راستای تحقق این جنگ قرار گرفته و بهنوعی مترجم فارسیزبان سیاستهای آنها شده است.
نیویورک تایمز اسرائیل گمان میکرد میتواند در داخل ایران شورش برانگیزد؛ اما چنین نشد
در حالی که آمریکا و اسرائیل خود را برای جنگ با ایران آماده میکردند، رئیس موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، طرحی را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، ارائه کرد.
دیوید بارنئا، رییس موساد، گفته بود که ظرف چند روز از آغاز جنگ، این سازمان میتواند مخالفان ایرانی را بسیج کرده و با شعلهور کردن اعتراضات و اقدامات نافرمانی، شرایطی را ایجاد کند که حتی به فروپاشی حکومت ایران بینجامد. او این طرح را در سفری به واشینگتن در اواسط ژانویه، با مقامهای ارشد دولت ترامپ نیز در میان گذاشته بود.
نتانیاهو این طرح را پذیرفت. با وجود تردیدهایی که در میان برخی مقامهای ارشد آمریکایی و همچنین نهادهای اطلاعاتی دیگر اسرائیل درباره عملی بودن آن وجود داشت، هم او و هم ترامپ رویکردی خوشبینانه در پیش گرفتند. آنان بر این باور بودند که حذف رهبران ایران در آغاز درگیری، همراه با مجموعهای از عملیات اطلاعاتی با هدف تغییر رژیم، میتواند به یک قیام گسترده منجر شود و جنگ را بهسرعت پایان دهد.
ترامپ در نخستین سخنرانی خود در آغاز جنگ، پس از توصیه به مردم ایران برای پناه گرفتن در برابر بمبارانها، خطاب به آنان گفت: «کنترل دولتتان را به دست بگیرید؛ این کار از آنِ شماست.»
با گذشت سه هفته از آغاز جنگ، اما چنین قیامی رخ نداده است. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نشان میدهد که حکومت ایران تضعیف شده، اما همچنان پابرجاست. ترس گسترده از نیروهای نظامی و امنیتی نیز چشمانداز شکلگیری شورش در داخل کشور و همچنین تحرک گروههای شبهنظامی در خارج از مرزها را محدود کرده است.
این تصور که آمریکا و اسرائیل میتوانند زمینهساز یک شورش گسترده شوند، بهعنوان یکی از ضعفهای اساسی در برنامهریزی جنگی شناخته میشود؛ جنگی که اکنون دامنه آن به سراسر خاورمیانه کشیده شده است. برخلاف پیشبینیها، حکومت ایران نهتنها فرو نپاشیده، بلکه مواضع خود را مستحکمتر کرده و دامنه درگیری را با حملات متقابل به پایگاههای نظامی، شهرها و کشتیها در خلیج فارس و نیز تاسیسات نفت و گاز گسترش داده است.
این گزارش بر پایه گفتوگو با بیش از ده مقام فعلی و پیشین آمریکایی، اسرائیلی و سایر کشورها تهیه شده است که اغلب آنها به شرط ناشناس ماندن درباره مسائل امنیتی و اطلاعاتی در زمان جنگ سخن گفتهاند.
از زمان نخستین سخنرانی ترامپ، مقامهای آمریکایی تا حد زیادی از اظهارنظر علنی درباره احتمال شورش در ایران خودداری کردهاند، هرچند برخی همچنان امیدوارند چنین رخدادی ممکن باشد. نتانیاهو نیز، با وجود لحن محتاطانهتر، تاکید کرده است که کارزار هوایی باید با حضور نیروهای زمینی تکمیل شود. او گفته است: «انقلاب را نمیتوان از هوا رقم زد؛ باید مؤلفهای زمینی نیز وجود داشته باشد.»
او همچنین افزود: «هنوز زود است که بگوییم آیا مردم ایران از شرایطی که برایشان ایجاد شده استفاده خواهند کرد یا نه.»
با این حال، در محافل داخلی، نتانیاهو از تحقق نیافتن وعدههای موساد برای تحریک شورش در ایران ابراز نارضایتی کرده است. به گفته مقامهای فعلی و پیشین، او پیش از جنگ از ارزیابیهای خوشبینانه موساد برای متقاعد کردن ترامپ استفاده کرده بود که فروپاشی حکومت ایران هدفی دستیافتنی است.
در مقابل، بسیاری از مقامهای ارشد آمریکایی و تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل از همان ابتدا نسبت به این طرح تردید داشتند. فرماندهان نظامی آمریکا به ترامپ هشدار داده بودند که در شرایط بمباران، مردم ایران به خیابانها نخواهند آمد. ارزیابیهای اطلاعاتی نیز احتمال وقوع یک قیام گسترده یا جنگ داخلی را پایین میدانست.
نیت سوآنسون، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا، در اینباره گفت: «بسیاری از معترضان به خیابان نمیآیند، چون به آنها شلیک خواهد شد. آنها قتلعام میشوند.» او افزود: «بخش بزرگی از مردم فقط به دنبال زندگی بهتر هستند و حاضر نیستند برای مخالفت با حکومت جان خود را به خطر بیندازند.»
ترامپ نیز دو هفته پس از آغاز جنگ اذعان کرد حضور نیروهای امنیتی در خیابانها مانعی جدی برای اعتراضات است و گفت: «این مانع بزرگی برای مردمی است که سلاح ندارند.»
گزینه کردها
یکی از محورهای طرح موساد، حمایت از ورود گروههای شبهنظامی کرد ایرانی از شمال عراق به داخل کشور بود. موساد روابط دیرینهای با برخی سازمانهای کرد دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، در سالهای اخیر همراه با سیا به این نیروها کمک تسلیحاتی و حمایتی کرده است.
در روزهای نخست جنگ، حملات هوایی اسرائیل در شمالغرب ایران تا حدی با هدف هموار کردن مسیر برای این نیروها انجام شد. با این حال، مقامهای آمریکایی دیگر از این گزینه حمایت نمیکنند و این موضوع موجب اختلاف با اسرائیل شده است. ترامپ در ۷ مارس اعلام کرد که به رهبران کرد هشدار داده است از ورود به ایران خودداری کنند. برخی رهبران کرد نیز تاکید کردهاند که چنین طرحی در دستور کار نیست و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، چرا که میتواند حس ملیگرایی ایرانیان را تقویت کند.
قیامی که رخ نداد
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا پیش از جنگ نشان میداد که فروپاشی کامل حکومت ایران بعید است. حتی در شرایط فشار شدید، مانند اعتراضات گسترده ژانویه، حکومت توانسته بهسرعت اوضاع را کنترل کند. بر اساس این ارزیابیها، اگرچه احتمال درگیری میان جناحهای داخلی وجود دارد، اما این تحولات بیشتر در چارچوب رقابتهای قدرت باقی میماند و به یک جنبش دموکراتیک گسترده تبدیل نمیشود. محتملترین سناریو، حفظ قدرت توسط جناحهای تندرو عنوان شده است.
نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پیشتر نیز ایده تحریک شورش در ایران را بررسی کرده بودند، اما آن را غیرعملی میدانستند. یوسی کوهن، رییس پیشین موساد، این رویکرد را «اتلاف وقت» خوانده و منابع آن را کاهش داده بود.
با این حال، در سال گذشته و با افزایش احتمال جنگ، بارنئا این سیاست را تغییر داد و تمرکز موساد را بر طرحهایی برای سرنگونی حکومت در صورت جنگ قرار داد. او بر این باور بود که حملات هوایی گسترده و حذف رهبران ارشد میتواند زمینهساز قیام شود-اما این پیشبینی محقق نشد.
با وجود این، مقامهای اسرائیلی همچنان امیدوارند. سفیر اسرائیل در آمریکا گفته است: «ما به نیروهایی روی زمین نیاز داریم, اما این نیروها باید ایرانی باشند. و من فکر میکنم آنها در راهاند.»
یونیسف: حداقل ۳۰۰ کودک از شروع جنگ در ایران و لبنان کشته شدند
تد چایبان، معاون اجرایی صندوق کودکان ملل متحد(یونیسف) میگوید، از شروع جنگ آمریکا و اسرائيل علیه جمهوری اسلامی ایران ۳۲۴ کودک در این کشور و لبنان کشته شدهاند.
او در یک نشست خبری در نیویورک گفت: «۲۰۶ کودک در ایران و ۱۱۸ کودک در لبنان از آغاز حملات آمریکا و اسرائيل در ۲۸ فوریه (به ایران) کشته شدهاند.»
به گفته چایبان، چهار کودک نیز در اسرائيل و یک کودک در کویت جان خود را از دست دادند.
در مجموع بیش از ۲۱۰۰ کودک از زمان شروع درگیریها در منطقه کشته یا زخمی شدهاند.
چایبان به نقل از سازمان حقوق بشری عفو بینالملل تصریح کرد، در شروع جنگ علیه ایران حمله موشکی به یک مدرسه دخترانه در ایران(میناب) ۱۶۸ نفر را به کشتن داد که بیش از صد نفر آنها کودک بودند.
روزنامه گاردین با اشاره به این که این مدرسه در مجاورت مجموعهای از ساختمانهای نظامی نیروی دریایی سپاه قرار دارد نوشت، اما نشانهای از استفاده نظامی از ساختمان این مدرسه وجود نداشته و کلاسها و حیاط مدرسه با دیوارکشی از پایگاه سپاه جدا شدهاند.
آمریکا و اسرائيل، هیچکدام مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفتهاند. اما روزنامه نیویورک تایمز اوایل ماه جاری گزارش داد ک طبق یک تحقیقات نظامی، آمریکا مسئول این حمله است.
این روزنامه مینویسد، آمریکا که میخواست پایگاه نظامی مجاور را بزند، پایگاهی که ساختمان این مدرسه در گذشته بخشی از آن بود بهاشتباه این مدرسه را هدف قرار داده است.
تد چابیان، همچنین افزود، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ۱۲ مارس برآورد کرده که تا ۳.۲ میلیون ایرانی، از جمله حدود ۸۶۴ هزار کودک، بر اثر جنگ آواره شدهاند.
زهرا حجت
بازداشت «مادر ۴۰۰ دختر»؛ نگرانی از وضعیت زهرا حجت
زهرا حجت، فعال حوزه نگهداری و حمایت از کودکان دارای معلولیت و از مسئولان مؤسسه «همدم» مشهد، بازداشت شده است. او بهدلیل سالها فعالیت در مراقبت و آموزش دختران دارای نیازهای ویژه، به «مادر ۴۰۰ دختر» شناخته میشود.
بر اساس گزارشها، از زمان بازداشت وی هیچ اطلاعاتی درباره محل نگهداری یا وضعیت او منتشر نشده و این موضوع نگرانیها درباره سلامت و سرنوشتش را افزایش داده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با محکوم کردن این بازداشت، آن را مغایر اصول انسانی و حقوق بنیادین دانسته و خواستار آزادی فوری زهرا حجت و شفافسازی درباره وضعیت او شده است.
از زمان اعتراضهای دیماه و بهویژه پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران، حضور نیروهای امنیتی در خیابانها تشدید شده است
روند بازداشتها را از ابتدای جنگ افزایش یافته
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، روند بازداشتها را از ابتدای جنگ افزایش دادهاند و بیشتر بازداشتیها با اتهاماتی مانند ارتباط با آمریکا و اسرائیل روبهرو هستند.
براساس گزارش وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که روز سهشنبه چهارم فروردین منتشر شد، دستکم ۳۰ شهروند در استانهای همدان، لرستان و کرمان بازداشت شدهاند.
گرچه شواهد و مدارکی در مورد این بازداشتها ارائه نشده، اما ادعا شده بازداشتشدگان در تلاش برای «ارسال اطلاعات حساس» به آمریکا و اسرائیل بودهاند.
براساس این گزارش، ۲۴ نفر از این افراد در همدان و به اتهام «ارسال مختصات اماکن نظامی، انتظامی و امنیتی» و «ارسال محل استقرار نیروهای امنیتی و تجهیزات نظامی» بازداشت شدهاند.
ادعا شده که از این افراد «۱۱ دستگاه استارلینک نسل جدید» و «شماری سلاح گرم و سرد» کشف شده است.
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همچنین چهار شهروند دیگر را در لرستان به اتهام «ارسال اطلاعات به اسرائیل» دستگیر کردهاند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، همچنین از بازداشت دو شهروند دیگر خبر میدهد و مدعی است که این دو نفر «در پوشش یک خانواده در استان کرمان» و به اتهام «جابهجایی سلاح» دستگیر شدهاند.
ادعا شده از این افراد «هفت قبضه اسلحه کمری و ۱۰ تیغه خشاب» کشف شده است.
در ادامه دستگیریها، نهادهای سرکوب سه شهروند دیگر را در شاهرود بازداشت کردهاند.
اتهام این شهروندان نیز به گفته نیروی انتظامی استان سمنان «ارتباط و ارسال اطلاعات به آمریکا و اسرائیل» بوده است.
براساس این گزارش «در بازجویی مشخص شد» که این سه نفر «قصد داشتند اطلاعات و مستنداتی از برخی مراکز نظامی، انتظامی و نقاط حساس را تهیه و برای آمریکا و اسرائیل ارسال کنند.» در جریان دستگیری این افراد نیز ادعا شده «تعدادی تجهیزات ارتباطی» کشف شده است.
قطع اینترنت در ایران وارد بیست و پنجمین روز خود شد
قطع اینترنت در ایران وارد بیست و پنجمین روز خود شده و عدم دسترسی کاربران به اینترنت در ایران از مرز ۵۷۶ ساعت گذشت.
«نتبلاکس»، گروه مستقل نظارت بر اینترنت، اعلام کرد که این وضعیت باعث شده مردم در ایران از جهان جدا بمانند، در حالی که فقط حسابهایی که از قبل مجاز شدهاند تلاش میکنند روایت اخبار را در کنترل خود نگه دارند.
این قطعی موجب شده شهروندان بدون دسترسی به اطلاعات مهم و بدون صدای خود در سطح جهانی باقی بمانند.
جمهوری اسلامی با قطع اینترنت مشکلات اقتصادی و اجتماعی و روانی بسیاری را برای میلیونها نفر در سراسر کشور ایجاد کرده است که بالطبع تبعات روانی این اقدام بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد.
بیخبری از اطلاعات دقیق و همچنین بیخبری خانوادههایی که عزیزانشان دور از آنها زندگی میکنند، بیش از پیش طی این ۲۵ روز به مردم فشار روانی وارد کرده است.
اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن
اقتصاد ایران سال ۱۴۰۵ را در سرازیری دلاریزه شدن آغاز کرده است. مهار روند کنونی دیگر با اهرمهای سیاستی و تمهیدات تکنیکال ممکن نیست و تغییرات اساسی داخلی و خارجی میطلبد. تحقق دلاریزه شدن، چهره اقتصاد ایران را دگرگون خواهد کرد.
در چنین شرایطی، نگرانی اصلی، آسیب دیدن خانوارهای فقیر و متوسط با درآمد ثابت زیر آوار ریال فروریخته است.
مقایسه سنجههای کلان اقتصادی، پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه، میتواند به پیشبینی اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ کمک کند.
قدرت خرید ریال در بازهای ششماهه پس از آتشبس نصف شد. میانگین نرخ تورم که پیش از جنگ دوازده روزه حدود ۴۰ درصد اعلام میشد، پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» از ۷۰ درصد عبور کرده بود. تورم خوراکیها که با اغماض حدود ۷۰ درصد بود، سهرقمی شد و بین ۱۰۵ تا ۱۱۵ درصد تخمین زده میشد. همه این جهشها در کمتر از یک سال اتفاق افتاد.
انتخاب سیاستگذار
واکنش دولت پس از جنگ ۱۲ روزه و انعکاس آن در بودجه ۱۴۰۵، جمعبندی و پیشبینی حکومت برای سال نو را توضیح میداد.
هدفگذاری تبدیل سهمیه لیتری بنزین به سهمیه ریالی و افزودن ضریب تورم در فرمول قیمتگذاری کلیدیترین لنگر کالایی ایران نشان میداد که دولت تورمهای بالاتر را پیشبینی کرده و برای آن آماده میشود. این سیاست ابتدا در پاییز نشت کرد، سپس انکار شد و در نهایت با عجله ابلاغ و اجرا شد.
حذف بیمقدمه ارز ترجیحی در دیماه، بزرگترین تعهد ارزی دولت به مردم را به یارانه ریالی تبدیل کرد.
کاهش تاریخی سهم درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ نیز نشان میداد که رابطه مردم و منابع طبیعی بهصورت یکطرفه و به نفع حکومت تغییر کرده است و این احتمال را تقویت میکرد که موفقیت سیاست فشار حداکثری ۲.۰، دلالی نفت را به بنبست کشانده و در نتیجه، جمهوری اسلامی خود را برای قطع صادرات نفت و درگیری احتمالی آماده میکند.
مخرج مشترک همه سیاستهای جدید دولت، حذف تعهدات ارزی و کالایی و تبدیل آنها به تعهدات ریالی بود.
جنگ دوم در چنین بافتاری آغاز شد. اقتصاد ایران با سرعتی فزاینده به سمت تورم سهرقمی حرکت میکرد و سیاستگذار از طریق تبدیل تعهدات دولت به ریال بیپشتوانه، بقای خود را به دسترنج و دارایی مردم گره میزد.
معاش مردم ایران
حتی اگر تورم سهرقمی در سال ۱۴۰۵ محقق نشود، ثبت رکوردهای بالا اجتنابناپذیر به نظر میرسد. ترکیب کمبود ارز، اختلال در زنجیره تامین، قطعی اینترنت و تعطیلی گسترده، قدرت خرید پساندازهای ریالی و حقوق ثابت را تضعیف کرده و به کمبود کالاهای اساسی، شکلگیری صف و بازار سیاه و گسترش فقر منجر خواهد شد.
عدم اطمینان، برنامهریزی برای کسبوکارها را دشوار کرده و به رشد قیمتگذاری روزانه یا ساعتی، ورشکستگی بنگاهها، کاهش تولید، توقف سرمایهگذاری و افزایش بیکاری خواهد انجامید.
نتیجه این شرایط، تحقق نیافتن درآمدهای مالیاتی پیشبینیشده در بودجه سال نو خواهد بود. افزایش هزینههای بازسازی شهری و نظامی نیز به مخارج دولت میافزاید. در چنین وضعیتی، تنها ابزار سیاستگذار، چاپ پول بیپشتوانه و تشدید تورم خواهد بود.
فرسایش ریال بهعنوان واحد مبادله، وسیله محاسبه و محل ذخیره ارزش در سال ۱۴۰۴ شدت گرفت. تشدید این روند در سال نو، در سناریو خوشبینانه به رشد و در سناریو بدبینانه به فراگیری دلاریزه شدن و سقوط ریال خواهد انجامید.
دلاریزه شدن
وقتی «پیتزا پنج دلاری» در تهران افتتاح شد، بسیاری آن را رویکرد بازاریابی در شمال تهران دانستند. مبادله غیررسمی با دلار در ایران پدیده جدیدی نیست، اما عموما برای کالا و خدمات خاص و مشتریان خارجی توجیه میشد. با این حال، در ماههای منتهی به جنگ ۱۲ روزه، با وجود خروج گسترده اتباع خارجی، فروش و حتی اجاره ملک با قلاب دلاری افزایش یافت.
در اواخر آذر، حسین عبده تبریزی، دبیرکل پیشین بورس تهران، گفت: «اگر تورم ۶۰ درصدی در سال آینده تکرار شود و بودجه در چارچوب اعلامشده نماند، کشور وارد مرحله دلاریزه شدن میشود.» اکنون تورم از پیشبینیهای قبلی فراتر رفته و تراز بودن دخل و خرج دولت پس از جنگ ناممکن شده است.
تعطیلی برخی بانکهای بزرگ در طول جنگ دوم و تعطیلی بازار و کاهش تقاضا به کاهش سرعت گردش پول و جلوگیری از انفجار تورم کمک کرده اما عدم پاسخگویی و بیاعتمادی گسترده به شبکه بانکی، بهعلاوه افزایش نگرانیها از وضعیت بحرانی بسیاری از بانکهای کشور ممکن است نهایتا شیب دلاریزه شدن را حادتر کند.
برآیند همه عوامل یاد شده، اعتماد عمومی به ریال را کاسته و شرایطی ایجاد میکند که استفاده از دلار یا سایر گزینهها جایگزین مبادله و محاسبه قرار گیرد.
دلاریزه شدن یک شمشیر دولبه است. از یک سو توان دولت را برای اعمال سیاستهای تورمی کاهش میدهد و از سوی دیگر با افزایش هزینههای زندگی، فشار بیشتری بر اقشار ضعیف وارد میکند. فعالان اقتصادی زودتر از عموم مردم برای این وضعیت آماده میشوند و ابزارهای بیشتری برای مدیریت آسیب یا حتی بهرهبرداری از آن دارند.
تنها راه باقیمانده برای مردم عادی، آگاهی از درجه حرارت ریال داغ و تبدیل فوری درآمد ریالی به مایحتاج و نیازهای اساسی است. متغیرهای فراوانی میتواند روی سناریوهای محتمل برای سال ۱۴۰۵ تاثیر بگذارد اما تا جایی که چشم کار میکند، سقوط قدرت خرید و رفاه شهروندان ایرانی ادامه خواهد یافت.
شهروندان تهرانی در حال خرید در بازار تجریش
جنگ آمریکا و اسرائیل؛ «افزایش قیمتها» و «ناامیدی فزاینده» در ایران
خبرگزاری آلمان روز سهشنبه چهارم فروردین در گزارشی نوشته که ایرانیان در شهرهای بزرگ از افزایش شدید قیمتها و ناامیدی فزاینده رنج میبرند، زیرا جنگ به آزمونی فرسایشی برای جامعه تبدیل شده است.
ایران پیش از آغاز حملات اخیر آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند نیز با یک بحران اقتصادی جدی دست به گریبان بود.
خبرگزاری آلمان به نقل از اصغر، ۴۰ ساله، ساکن تهران و صاحب یک سوپرمارکت کوچک، مینویسد: «قیمت اکثر کالاها تقریبا هر روز بالا میرود.»
او گفته است هر بار که سفارش جدیدی میدهد تعجب میکند چرا قیمتها مرتب افزایش مییابد.
به گفته این کاسب، قیمت مواد غذایی وارداتی و سیگار بهویژه سریع افزایش پیدا میکند و گاهی حتی دو برابر میشود. «مشتریها مدام از قیمتها شکایت میکنند، اما فعلا مجبوریم با این شرایط کنار بیاییم.»
به گفته او، مردم فقط اقلام ضروری را میخرند.
این گزارش میگوید: بسیاری از خانوادهها از جنگ خسته شدهاند. خواب میلیونها نفر از ساکنان تهران بهدلیل پرواز جنگندهها بر فراز شهر و بمبارانها مختل شده است.
در کنار وحشت جنگ، نگرانیهای اقتصادی نیز وجود دارد.
یک راننده تاکسی میگوید: «قیمت مواد غذایی مثل گوشت، مرغ و میوه هر دو تا سه روز بالا میرود.»
او گفته به شدت در مضیقه است، مسافر زیادی ندارد و پول خودش و همسرش در حال ته کشیدن است.
این راننده ابراز امیدواری کرده که اوضاع هرچه زودتر عادی شود تا حداقل بتواند به کارش ادامه دهد.
داوود، یک معاملهگر ارز در تهران، از کاهش تقاضا برای یورو و دلار خبر میدهد.
این مرد ۴۵ ساله گفت: «بسیاری از کسبوکارها از زمانی که اینترنت قطع شده، از بین رفتهاند.»
او افزود پیش از این حدود ۹۰ درصد معاملات ارزی مربوط به تجارت با امارات متحده عربی بوده است. «بخش بزرگی از واردات از مسیر جنوبی انجام میشود» و امارات نقش محوری در این میان دارد.
به گفته داوود، حملات ایران به اهدافی در این کشور حاشیه خلیج فارس باعث تنش در روابط میان دو کشور شده است. او گفت: «احتمالا در آینده با مشکلات جدی روبهرو خواهیم شد.»
تلفات و خسارات جنگ
در زمینه تلفات و خسارات، خبرگزاری فعالان حقوق بشر که در آمریکا مستقر است، اعلام کرده در بیستوچهار ساعت گذشته دستکم ۲۰۶ حمله در ۱۵ استان ایران ثبت کرده است که به کشته و زخمی شدن دستکم چهار نفر، اعم از نظامی و غیرنظامی، انجامیده است. این نهاد، همچنین گفته است با کشته شدن یک کودک در روز دوشنبه، برآورد میشود دستکم ۱۵ درصد از کل قربانیان انسانی جنگ در ایران تا اینجا زیر ۱۸ سال سن داشتهاند؛ آماری که اگر دقیق باشد، نشاندهنده سهم سنگین کودکان در میان قربانیان این جنگ است.
در همین حال، خبرگزاری فارس گزارش داده است دستکم شش نفر در حملات به خانههایی در شهر تبریز کشته شدهاند. این گزارش بر گسترش دامنه حملات از پایتخت به دیگر شهرهای ایران نیز دلالت دارد و نشان میدهد مراکز مسکونی هم از پیامدهای جنگ در امان نماندهاند.
برآوردهای کلی از شمار قربانیان جنگ در ایران نیز رو به افزایش است. از زمان آغاز بمبارانهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شمار کل کشتهها و زخمیها، اعم از نظامی و غیرنظامی، از مرز ۱۵۰۰ نفر گذشته و برخی گروههای حقوق بشری تا ۲۱ مارس این رقم را حتی تا ۳۲۳۰ نفر نیز برآورد کردهاند. اختلاف میان این ارقام نشان میدهد که در فضای جنگی، دستیابی به آمار قطعی، همچنان دشوار است، اما در هر حال روشن است که هزینه انسانی درگیری بهشدت رو به افزایش است.
ارتش اسرائیل، همچنین مدعی شده است که از آغاز جنگ تاکنون حدود ۳۳۰ پرتابگر موشک بالستیک ایران را از مجموع برآوردشده ۴۷۰ پرتابگر نابود کرده یا از کار انداخته است. به گفته این ارتش، بیش از نیمی از این سامانهها در حملات هوایی هدف قرار گرفتهاند و بقیه نیز پس از آنکه ورودیهای سایتهای زیرزمینی ذخیرهسازی آنها هدف قرار گرفته، از کار افتادهاند. ارتش اسرائیل افزوده است که نیروی هوایی این کشور همچنان در تعقیب پرتابگرهای باقیمانده است و همزمان شمار موشکهایی که روزانه از ایران به سوی اسرائیل شلیک میشود، از حدود ۹۰ موشک در آغاز جنگ، در روزهای اخیر به حدود ۱۰ موشک در روز کاهش یافته است. اگر این ارزیابی درست باشد، نشاندهنده تضعیف نسبی بخشی از توان موشکی ایران است، هرچند حملات ایران همچنان ادامه دارد.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده(سنتکام) شامگاه دوشنبه اعلام کرد که از زمان آغاز جنگ علیه ایران تاکنون، بیش از 9 هزار پرواز انجام داده است.
سنتکام در پیامی در شبکه «ایکس» اعلام کرد در نتیجه این حملات، 140 کشتی ایرانی آسیب دیده یا منهدم شدهاند.
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در 28 فوریه گذشته، هزاران حمله هوایی به مناطق مختلف، از جمله تهران، انجام شده که طی آنها پایگاهها و سکوهای پرتاب موشک، تاسیسات نظامی و همچنین کشتیهای ایرانی هدف قرار گرفتهاند.
در مقابل، ایران با شلیک صدها موشک و پهپاد بهسوی اسرائیل و همچنین کشورهای عربی حوزه خلیج، پاسخ داده است. مقامهای تهران مدعیاند که پایگاهها و منافع آمریکا در این کشورها را هدف قرار میدهند.
گفتنی است که سامانههای پدافند هوایی کشورهای عربی حوزه خلیج اغلب موشکها و پهپادهای ایران را رهگیری کردهاند.
جمعبندی
ظاهرا رییسجمهور ترامپ، علاقهمند است جنگ را به پایان برساند، اما تسلط ایران بر تنگه هرمز هرگونه راهبرد خروج را پیچیده میکند. ایالات متحده طرحی ۱۵بندی برای پایان جنگ را با اسرائیل به اشتراک گذاشته و مدعی شده ایران با بسیاری از نکات کلیدی آن موافقت کرده است؛ با این حال، هیچ شواهد ملموسی از چنین توافقی وجود ندارد.
به گفته دو منبع آگاه از مذاکرات، ایالات متحده و گروهی از میانجیگران منطقهای در حال بررسی امکان برگزاری گفتوگوهای صلح در سطح عالی با ایران، احتمالا از همین پنجشنبه، هستند؛ اما همچنان در انتظار پاسخ تهراناند.
یک مقام کاخ سفید وضعیت را «سیال» توصیف کرد و گفت ترامپ میخواهد ببیند آیا میتوان به توافقی دست یافت یا نه، اما «در غیر این صورت، به بمباران آنها بازخواهیم گشت.»
ترامپ حملات برنامهریزیشده به نیروگاههای برق ایران را به حالت تعلیق درآورده، اما این تعلیق فقط تا روز جمعه ادامه دارد.
ایالات متحده در حال آمادهسازی گزینههای تشدید نظامی، از جمله احتمال استقرار نیروهای زمینی، است و همزمان مسیر دیپلماسی را نیز آزمایش میکند.
با گذشت حدود چهار هفته از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، همچنان دستنخورده باقی مانده و جمهوری اسلامی با وجود ضربات فراوان، همچنان سر کار است. به گزارش واشنگتنپست به نقل از منابع اسرائيلی، بهنظر میرسد ترامپ با هدف پایان ظفرمندانه جنگ اهداف خود را تغییر داده است.
اعزام نیروهای بیشتر از جمله هزاران تفنگدار به خاورمیانه و تهدید دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و تمدید «نابود کردن» نیروگاههای ایران، زمینه را برای آنچه مقامات امنیتی آمریکایی و اسرائیلی بیش از پیش بهعنوان پایان احتمالی جنگ متصور هستند، یعنی نبرد احتمالی برای کنترل تنگه هرمز و تاسیسات اصلی انرژی، فراهم کرده است.
به گزارش واشنگتنپست، مقامات امنیتی آمریکایی و اسرائیلی اکنون دستیابی به اهداف اولیه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، از جمله سرنگونی جمهوری اسلامی و از بین بردن همیشگی توانایی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را در نتیجه مستقیم کارزار کنونی غیرمحتمل ارزیابی میکنند و در نتیجه احتمالا بازگشایی تنگه هرمز که گذرگاهی حیاتی برای تامین انرژی جهان است، اکنون به هدف اصلی جنگ تبدیل شده است.
بنابراین، شکستن سلطه ایران بر تنگه هرمز میتواند به ترامپ امکان دهد که با اعلام پیروزی به جنگ پایان دهد، بحران فزاینده انرژی جهانی را متوقف کند و ایران را از عامل بازدارنده قدرتمندی محروم کند. عاملی که به گفته مقامات ارشد اسرائیل، اگر تهران تصمیم بگیرد تولید موشکهای بالستیک را از سر بگیرد یا به سوی دستیابی به سلاح هستهای حرکت کند، استفاده از آن اجتنابناپذیر خواهد بود.
در حال حاضر نیرویی چهار هزار و ۵۰۰ نفره متشکل از تفنگداران دریایی و ملوانان در راه خاورمیانه است. این نیرو شامل یک گردان تهاجمی پیادهنظام است که از پشتیبانی بالگردها، جنگندههای اف-۳۵بی (F-35B) و خودروهای زرهی آبی-خاکی برخوردار است. پنتاگون همچنین اعزام یگانی مشابه، یعنی یگان یازدهم اعزامی تفنگداران دریایی را از «سندیگو» تسریع کرده است.
یک مقام اسرائیلی گفت: «این همه تفنگدار دریایی برای نمایش اعزام نمیشوند.» او همچنین گفت که اعزام این یگانهای آمریکایی نشانه طرحی برای بهدست گرفتن کنترل جزیره خارک و تنگه هرمز است. آمریکا و اسرائیل با این کار میتوانند تهران را از درآمد نفتی محروم کنند. این اقدام، همچنین برای رییسجمهوری که «باید نشان دهد تنگه باز است»، راه خروج سیاسی فراهم میکند.
همزمان، احتمال اعزام نیروی زمینی آمریکایی به داخل ایران و اقدامات ترامپ در تعلیق موقت برخی تحریمهای نفتی جمهوری اسلامی ایران، نگرانیهایی را در میان برخی از قانونگذاران جمهوریخواه ایجاد کرده است.
لیزا مورکوفسکی، سناتور جمهوریخواه از ایالت آلاسکا گفت که اعزام نیروی زمینی، جنگ را «به سطحی کاملا متفاوت با آنچه در آغاز حملات به ما، بهعنوان اعضای کنگره گفته شد» میبرد. او گفت: «کنگره سزاوار تعامل بیشتر با دولت درباره این برنامههاست و باید آن را مطالبه کند. تا امروز چنین چیزی دریافت نکردهایم.»
با این حال، برخی دیگر از جمهوریخواهان همچنان از اقدامات ترامپ حمایت میکنند. لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه از ایالت کارولینای جنوبی در گفتگویی در «فاکسنیوز» گفت که به آقای ترامپ خواهد گفت: «چند هفته دیگر ادامه بده. جزیره خارک را بگیر؛ جایی که همه منابع تولید نفتشان آنجاست. آن جزیره را کنترل کن. بگذار این رژیم کمکم از پا دربیاید.»
جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از سلاحهای متعارف و قابلیتهای نامتقارن، رفتوآمد کشتیها را از تنگه هرمز تقریبا متوقف کرده است. در حالی که در زمان صلح حدود ۱۳۰ کشتی روزانه از این تنگه عبور میکرد، این میزان اکنون به تعدادی اندک رسیده است که آنها نیز با مجوز تهران از این آبراه عبور میکنند.
آمریکا مواضع جمهوری اسلامی در امتداد تنگه هرمز و جزیره خارک را در هم کوبیده و تاسیسات پرتاب موشک، شناورهای مینگذار و قایقهای تندروی ایران را نابود کرده است. با این حال این اقدامات تاثیر چندانی بر وضعیت عبور و مرور نفتکشها از این تنگه نداشته است.
به گفته مقامات اسرائيلی، بیمیلی آمریکا نسبت به اعزام کشتیهای جنگی خود به داخل تنگه و تلاش ترامپ برای واگذار کردن ماموریت تامین امنیت این آبراه به متحدان اروپایی و چین نشاندهنده پیچیدگی وضعیت کنونی است. یک مقام پیشین اسرائيلی گفت: «حرکت کند آنها بهسوی هرمز نشان میدهد که قضیه پیچیدهتر از حد انتظار است.»
به گفته این مقامات، با توجه به تواناییها و تخصص نیروی دریایی آمریکا، هرگونه تلاش برای تامین امنیت تنگه هرمز عمدتا بر دوش ایالات متحده خواهد بود. برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده «سنتکام» که هدایت نظامی درگیری کنونی را برعهده دارد، پیشتر فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا بود که حوزه مسئولیت آن کل منطقه خلیج فارس را در بر میگیرد.
با این حال، عملیات برای بازگرداندن تردد تجاری در تنگه میتواند دستکم چند هفته طول بکشد، جان ملوانان آمریکایی و دیگر نیروها را به خطر اندازد و کشتیهای جنگی آمریکا را در معرض حمله از مواضع پنهان ساحلی، مینهای زیرآبی و پهپادها قرار دهد. باز نگه داشتن این گذرگاه نیز ممکن است برای مدت نامعلومی به معنای اختصاص منابع نظامی و اطلاعاتی آمریکا برای ماموریتهای اسکورت و رصد تهدیدها باشد. این در حالی است که هر حمله موفق ایران میتواند در بازارهای انرژی و صنعت کشتیرانی هراس ایجاد کند.
حوثیها با وجود آنکه در مقایسه با جمهوری اسلامی ایران از توانایی نظامی بسیار کوچکی برخوردارند، در سالهای اخیر اختلالات عمدهای در عبور و مرور کشتیها در منطقه به وجود آوردهاند و این امر دشواری کنترل خطوط کشتیرانی تجاری را بیش از پیش آشکار کرده است.
با توجه به این که یک پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند، نبرد برای کنترل آن عمدتا بهعنوان مسالهای مربوط به امنیت جهانی انرژی و اقتصاد مطرح شده است. اما نتیجه حاصل در این منطقه پیامدهای راهبردی دیگری نیز برای اسرائیل دارد.
به گفته مقامات اسرائیلی، اگر پس از پایان حملات کنونی به ایران، جمهوری اسلامی بار دیگر برای بازسازی برنامه موشکهای بالستیک خود یا دستیابی به سلاح هستهای تلاش کند، انجام حملات مجدد به ایران ممکن است ضروری باشد. در این صورت، اگر ایران دیگر نتواند کشتیها را در هرمز هدف بگیرد یا به سوی همسایگان خود موشکپرانی کند، اسرائیل دیگر محدودیت چندانی برای انجام حملات آتی علیه ایران نخواهد داشت.
آموس یادلین، رییس پیشین اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، گفت: «اما اگر ایران بتواند هرمز را مسدود کند، یک ابزار بازدارندگی در اختیار دارد» که رژیم میتواند برای تلافی از آن استفاده کند و مخالفت جهانی را بسیج سازد.
به گزارش واشنگتنپست، این نگرانی در حالی افزایش یافته که سرخوشی اولیه از حملات آغازینی که منجر به کشتهشدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و بیشتر اعضای حلقه نزدیک او شد و امید به فروپاشی رژیم را بالا برد، جای خود را به ارزیابیهای محتاطانهتر از توان ماندگاری رژیم داده است.
به گفته مقامات امنیتی آمریکا و اسرائیل، مجتبی خامنهای، رهبر تازه منصوبشده جمهوری اسلامی، زخمی، منزوی است و به پیامهایی که به او منتقل میشود، هیچ پاسخی نمیدهد. با این حال، به گفته مقامات اسرائیلی، روحانیون و فرماندهان باقیمانده سپاه پاسداران همچنین بر ایران مسلط هستند.
اقدامات جمهوری اسلامی ایران، برای بستن تنگه هرمز تنشها میان تهران و کشورهای حاشیه خلیج فارس را تشدید کرده است. این کشورها تاکنون بهرغم تحمل بار اصلی حملات تلافیجویانه ایران، موضع دفاعی اتخاذ کردهاند و ضمن محکوم کردن این حملات، از اقداماتی که منجر به تشدید درگیریها شود، پرهیز کردهاند. با این حال، چند کشور حوزه خلیج فارس در روزهای اخیر نشانه دادهاند که کاسه صبرشان نزدیک به لبریز شدن است.
عبدالخالق عبدالله، استاد علوم سیاسی از امارات عربی متحده گفت: «تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است و ایران آن را ربوده است. جهان باید در بازپسگیری آن از یک سارق کمی متحدتر و قاطعتر عمل کند.» او تاکید کرد که آمریکا و اسرائیل این جنگ را آغاز کردهاند و امارات وارد کارزار نظامی نخواهد شد که تلاش کرده از آن دوری کند. اما اشاره کرد که امارات روز شنبه اعلام کرده به ائتلافی از کشورها پیوسته که بسته شدن تنگه را محکوم کرده و «آمادگی برای مشارکت در تلاشهای مناسب جهت تضمین عبور امن از تنگه» را ابراز کردهاند.
فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، روز پنجشنبه به ایران هشدار داد که عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس «ظرفیتها و توانمندیهای بسیار قابلتوجهی» دارند و «صبر عربستان نامحدود نیست.»
در چنین شرایطی، سپاه پاسداران، همواره شهروندان ایران را نیز تهدید میکند. این سپاه، در بیانیهای گفته است: «در صورت وقوع اعتراض خیابانی ضربهای محکمتر از ۱۸ دی خواهیم زد. هرگونه تحرک مخل امنیت مصداق همکاری مستقیم با دشمن تلقی شده و با مشت محکم سازمان اطلاعات سپاه مواجه خواهد شد!» رادان، رییس پلیس نیز گفته بود که مردم معترض همان خواهیم کرد که با دشمن. برخی دیگر از فرماندهان حکومت نیز این روزها تهدیدهای مشابهی کردهاند.
سپاه و مقامات جمهوری اسلامی، در این امر تردیدی ندارند که اگر هم از جنگ جان سالم به درببرند از دست مردم جان سالم به در نخواهند برد. گرچه هر بار مردم خیزش کردهاند قربانی زیادی دادهاند و چندین برابر آن زندانی شدهاند ولی خیزش و اعتراض و مبارزه در ابعاد گستردهتری ادامه یافته است.
جنگ در شرایطی آغاز شد که کشتار فجیع دیماه که جانیان جمهوری اسلامی به آن افتخار میکنند کل جامعه و مردم انساندوست جهان را در خشم و نفرت و انزجار از حکومت اسلامی فروبرده بود. این جنایت و دیگر جنایات حکومت نه فقط فراموش نخواهد شد، بلکه مردم، زن و مرد و پیر و جوان مصمم هستند که این حکومت را به زیر بکشند. فقط چند هفته پس از این کشتار بار دیگر موجی از اعتراض در دانشگاهها و در مراسم جانباختگان به راه افتاد و شعار مرگ بر خامنهای و مرگ بر جمهوری اسلامی طنینانداز شد. این مبارزات نه تنها ادامه خواهد یافت بلکه ابعاد وسیعتری به خود خواهد گرفت.
در اعتراضات دیماه مردم معترض در خیابان و زندان و بیمارستان توسط آدمکشان حکومت قربانی شدند و جنگ جاری را نیز به ضرر جنبش خود میبینند. جمهوری اسلامی، نه تنها حتی در زیر بمبارانهایی که رهبرش را کشت و دستگاه نظامیاش را به درجه زیادی در هم شکست فراموش نمیکند که دشمن اصلیاش در داخل است و هر روز آنه را تهدید میکند. اما مردم دههاست اعلام کردهاند که جمهوری اسلامی دشمنشان است و منتظر دخالت خارجی نبودند و در آینده نیز نیستند.
چرخه جهنمی تجاوز و تلافی، تحقیر و انتقام، آغاز شده است. شعلهور شدن منطقه که از آن بسیار وحشت داشتیم، اکنون واقعیت یافته است. خطر اکنون، فرو رفتن در یک باتلاق است، که که ناگزیر فاجعهای را برای مردم به دنبال خواهد داشت. همانند گذشته در عراق، لیبی یا افغانستان، این جنگ آزادی دموکراسی را به ارمغان نخواهد آورد، بلکه سانسور و سرکوب را تشدید میکند.
سهشنبه چهارم فروردین 1405-بیست و چهارم مارس 2026