۱۴۰۵-۰۱-۱۴
رضا بی شتاب

داستانِ پوپولی ها وُ گوگولی ها

 

سلام؛سلام به رویِ ماهِ نَشُستۀ گُلِتون بچه ها؛خوبین!باریکلا؛می بینم سرِ حالین!همه با هم:بعله؛داشتم چی می گفتم!؟آها؛«پوپولی ها»وُ«گوگولی ها»دو دستۀ«مافولیا»بودن که بهشون«مرگِ مفاجات»هم می گفتن وُ معروف به فرقۀ«مُفنگی ها»که«گانگستر»بودن وُ پیروِ مَسلکِ«سوکو ساکاکی»بچه ها دکتر(پروفسور)پاپیروس با آمپول اُومد؛مؤدب باشین؛خبر دار!:آهای خبردار مستی یا هُشیار؛خوابی یا بیدار؛تُو شبِ سیاه،تُو شبِ تاریک؛از چپ وُ از راست؛از دور وُ نزدیک...

شلام«موشا شلُوم»هشتُم؛بچه های نازنازی وُ عزیزم درسِ دیروز وُ امروز چی بود!؟کی یادشه!؟ مرحبا؛ پوپولی ها وُ گوگولی ها؛آقا اجازه آقا اجازه؛مَدادَمُو دُزدیده؛آقا اجازه آقا اجازه؛جیش دارُم...خفه شو؛بشین سرِ جات بچه؛و اما بعد شلام«موشا شلوم»هشتُم؛به شوما بگویم ای برادرانِ برّه پَروَرِ باروت مِحور؛روحِ خدا نخست به شکلِ بُشکۀ نفت روی آبها جاری بود وُ برق برق میزد؛و خدا انسان را از دُلار آفرید و گفت:شو؛و شد آنچه که نباید بشود:مُو سُختُم مُو بِرِشتُم که دیشُو نُومِه نوِشتُم؛ای تاکسی بیُو شوفر بُرو مالِ اندیمِشکُم؛شبِ عید است وُ یار از من چغندر پُخته می خواهد؛گمانش می رسد من گنج قارون زیرِ سر دارم؛آقا خودش خوب میدونه؛که ما اونو از رودخونه؛درش آوردیم بیرون اُوردیم؛اُوردیمش تُوی خونه؛ای بی ادب!داشتُم چی می گُفتُم؟آها؛من هم ای یاران تنها ماندُم؛آتشی بُودُم برجا ماندُم؛بعله مُو چوپونی بُودُم به نامِ چُوچُوپاپانُو که یهو؛های وُ هویی شنیدُم از کوهِ طور رفتُم بالا؛چن متر!؟2285 متر؛چطوری!؟مگه تو فضولی کافر!:از من نپرس خونم کجاس تُو اون همه ویرونه؛باری؛باریتعالی رو سَرُم آتیش بارید وُ زد به کوه؛از ترس زرد کردُم وُ فرار را بر قرار ترجیح دادُم؛رفتُم تُو غار قایم شدم وُ مثه بید می لرزیدُم؛ندا آمد:بشنو بدان بخوان بنویس؛گفتُم مُو که قبلاً تُوی قنداق حرف زده بودم؛ندا اُومد:بعداً باید تُوی گهواره هم حرف بزنی؛از کوه پایین اُومدُم وُ همه رُو برای مردم تعریف کردُم گفتن:شاهدت کیه!؟گفتُم:دُممُم؛عصبانی شدم وُ گفتُم:خدا شاهده صحرایِ طبس وُ صحرایِ نوادا را به هم پیوند میدُم؛یا جَبَلُ الدُلار ادرکنی!حملۀ هیولاها نزدیکه؛ گاگامادوگاها!سنگر بگیرین؛می خواستُم فاتحِ فکر باشم؛فوفولی شدم؛نبردِ خونینِ آخرالزمان نزدیکه

-چایی هِل،تَمرِ هندی،زعفرونی،مُشکی،عسلی؛چایی دارچین؛چایی دارچین؛چندتا بِدَم خدمتت؟دو تا...نوش جان...معامله فقط با دُلار می کُنُم عزیزُم؛بُرو کنار بذار باد بیاد جیگر طلا

-دِ یالا هِی پُشتِ سرِ هم قطار کن؛اَلِکی؛همش یه طعم بیشتر نداره؛جوشیده وُ مونده؛فقط بلبل زبونی بلده؛ساعت چنده عامو؟

-فروشی نیس عامو؛تُو هم هِی معرکه بگیر سی مُو!دُلار بِدُم؟دُلار دُلار...نبود

ای بابا!میخوام بدونم ساعتِ وحدت باتریش از کار افتاده!چی میگی تُو سی خودت؟

-نقطه سرِ خط...عامو مُرشد!دیگه کسی به ایی چیزا گوش نمی کنه؛حالیته یا نه!

-یا حق؛باکی نیس؛مُو کارِ خُودُمُو می کنُم جِوون؛هیچکی یَم که گوش نده،واسۀ دلِ خُودُم میگُم: مُو مرثیه خونِ دلِ دیوونۀ خویشُم؛ملتفتی؟آخه«پوپولی»گفته میخواد ما رو برگردونه به«عصر حجر» ارواحِ«بی بی»وُ اون گروهِ«گوگولی ها»:رهبرِ این جهانی؛چه سبزه وُ مامانی...هله هله شُو دراُومد شرجی وُ گرما اُومد؛صبرِ دلُم سر اُومد؛آی نازی جون نیُومد

-خفه خفه بذار ببینیم رادیو چی میگه:لاکن همه با هم وحدتِ کلمه:والاپیامدار«پوپولو»والا پیامدار «کوکولو»گفتی که یک دیار؛هرگز به ظلم وُ جور؛نمی ماند برپا وُ استوار؛چرا دفترِ مَشقامُو پاره کردی؛حالا گریه می کُنم

-حالا گریه نکن کی گریه بکن!خدایِ تو شاهده ما یه مُشت جاشو هستیم؛از وقتی که سر وُ کلۀ ایی ماهی«زردنبو»پیدا شده خلیج فارس خشکیده وُ از ماهی وُ بقیه مخلفات خالی شده؛مام آه نداریم با ناله سودا کنیم؛بدبخت وُ بیکار شدیم نونِ شَبَم نداریم؛یه لنج داشتیم که اونم داغون کردن؛سفرۀ خالی مونده که اونم به حول قوه الهی کردیم قالیچۀ حضرت سُلیمُون:قالیچۀ حضرت سلیمون؛اگه داشتم من بی سر وُ سامون...ابدیت نمادی از دولت نداره؛از مجازات عمل غافل مشو؛صحرای محشر نزدیکه وُ نامۀ اعمالتون در دستِ چَپِتونه؛آخرتِ خود رو خرابتر نکنین؛تبلیغِ تلویزیونی وسطِ گفتارِ دینی:خودروِ«بوگا لا وویتور نویر»وُ«بوگاتی دیوو»وُ«پاگانی زوندا»از قبیلۀ زیگیل زوزوزی زا؛ «اَکُونُوماتاتا»...جونِ عامو ترومپ وُ بی بی!برو بذار به کار وُ زندگیمون برسیم؛چیه اینجا اُردو زدی!؟ اِاِاِ زبونِ اُردو بلدی!نه؛تو زبونِ اُردنگی حالیت میشه!؟از میشل میشُو چه خبر؟

شلام«موشا شلُوم»هَشتُم؛از آشنایی با شوما خوشبختُم؛ایی ماهیِ زَردَنبُو رو که می بینین مِستر«جفری اپستین»داده به«بی بی»؛«بی بی»ام داده به«بُوبُو»؛دو زاریت افتاد!می خواسته«تنگۀ هرمز»رو اسمشو عوض کنه وُ بذاره«تنگۀ ترامپ»که تنگش می گیره وُ«تُرُومپت»اش به قاقار می افته وُ میره کجا؟پیشِ «مَک دونالد»؛«کی اف سی=KFC»ام همون اطراف می پلکیده با لقد میزنه تُو کجا؟تُو مَشکِ«عامو ترامپ»؛مَشکِ ایشون نَشت می کنه کجا؟تُو«خلیجِ خُوکا»بعدن«نیکلاس مادورو»رو شبُونه خفت گیری می کنن وُ جُل وُ پلاسش رو جمع می کنین وُ ها برو که رفتی،کجا؟خدا میدونه،واسه چی؟ چندتا چاهِ نفت....گوشت با مُنِه!...

-بچه ها اگه گفتین مُو چندتا انگُشت دارُم!؟تُو خودت اونجا بودی با چشمای خودت دیدی!

-وصف العیش نصف العیش؛در ضمن،دوستان به جایِ ما؛خونِ خودتو کثیف نکن بچه...

-بچه ها مُشتری مُشتری...بختک می خَرُم بختک می فروشُم؛نبود!؟چندتا بدُم:بازم دلُم گرفته گِریَم اختیاری نیست،گِریَم اختیاری نیست؛آخه جز گریه مُنُو کاری نیست

-اگه گفتی مُو چندتا بدبختُم...بازار کساده برادر؛فکرِ نون باش که خربُزه آبه؛و قالو مکانو کاکالو کبابو؛لطفاً یه بشقاب پلو با چلوکبابِ کارکالولوس؛کاری نداری؟میخوام برُوم«بَزک دُوزک»کُنُم

شلام«موشا شلُوم»هشتُم؛القصه؛آقا اینا میخوان سیمون آزادی بیارن!حتماً وُ حکماً میذارن تُو خیکِ بمب؛می ریزن رو سرمون؛مثه نُقل وُ نبات تُو عروسی:بله برونه گُل می تکونه دسته به دسته دونه به دونه شادوماد؛آخه بی شرفا ایی همه سال نفع بُردین حالا اومدین تُو خونۀ ما اَکو مَکو می کنین وُ یقه جِر میدین!خُو نامردا برین تُو خونۀ خودتون دعوا وُ مرافعه بکنین؛به ما چه مربوطه ما نه سرِ پیازیم نه تَهِ پیاز؛آخوند وُ«عامو سام»وُ«عامو ترومپ»وُ«بی بی»از ایی مملکت گورتونو گم کنین؛خسته شدیم؛خسته؛می فهمین یعنی چه یا حالیتون کُنم!؟معذرت میخوام مثکه خیلی عصبی شدیم ببخشین به خدا دستِ خودُم نبُود:بزن بزن بزن«عمو ترومپ»بزن:با نگاهت این روزا داری منُو چوب میزنی،بزن بزن که داری خوب میزنی؛به خاطرِ خدا خیّر باشین وُ به خیریۀ خاخام خوخو خی خی لام؛کمک کنین؛از خدا بترسین که خاکستون در دو قدمیِ ما دهنِ گشوده؛پولها رو بریزین به حسابِ پدر؛ سُوسُولُو مُومُولُو؛ای دادِ بی دود!از اون طرف یه رأس آخوندِ صفر کیلومتر می فرستنِ«ماساچوست» تا درسِ سطح وُ خارج وُ فقه وُ اصول وُ فلسفه یادِ برادرانِ کافر بِدَن...تُو کاخ«کِرم بمالین=کَرَمعَلی»وُ تُو کاخِ«سیا=موساد»سالادِ فصل فَت وُ فراوون وُ مبلغین حیدر حیدر گویان روضۀ اَبُو زِرزِر یادِ کیا میدن؟آفرین؛یادِ اَجنۀ اجنبی؛که بگیر وُ ببند وُ بزن وُ بده دستِ منِ پهلوون...روشن شد؟

-اینا همش قصۀ دروغ وُ من در اُوردیه کوکا،یه چیزی بگو بگُنجه

-باشه باشه خیالی نیس؛دروغه...شوما واسۀ ما راستشو بگو...هان!

جُونُم برات بگه؛داستانِ بود وُ نبود!آها:ما دوتا ماهی بودیم تُوی دریایِ کبود؛من سندبادِ بحری ام آه بادبانها را برافرازید؛ای بادِ موذی از شکمِ دریا چه می خواهی ای تجسمِ ابلیس!خب بچه های گُلم امشب میخوام:مست بشم عاشق یکدست بشم؛آه چوبدستی ام را بیاور؛میخوام راهِ صحرا در پیش بگیرم:جای آن دارد که چندی هم رهِ صحرا بگیرم؛سنگ خارا را گواهِ این دلِ شیدا بگیرم؛مُو به مُو دارم سخنها؛از صبر بسیار موهای سرش ریخت وُ دخیل بر ضریحِ زوزور بَست؛می گویند توبه بسیار مؤثرست؛البته بزرگون گفتن:توبۀ گُرگ مرگه:آبراکادابرا؛آبراکادابرا؛معذرت میخوام حواسم پرت شد؛دوتا چشمِ سیا داری عجب ناز وُ ادا داری؛فکر کنم طلسم شده باشم:برخیزید که رنجبران را به زنجیر کشیده اند،بذرِ پرواز را بیفشانید تا سینۀ قفس ها بسوزد؛تحققِ آزادی در روییدنِ شهامت است؛ عامو سام معروف به سَلَنَدر؛جدِّ بزرگ عامو ترومپ مشهور به؛قَلَندَر بود وُ بی بی از نسلِ باربارا بُورانی:رفتم بابا دَس وَردار؛لعنت به مردم آزار...

-آقا مُو اینا رو گفتم چشمت روزِ بد نبینه؛ریختن رو سِرُم تا می خُوردُم کُتکُم زدن؛فحش!؟

-آخی؛هیشکی نبود کُمَکت کنه

هیششششش...شلام«موشا شلُوم»هشتُم؛چی داشتُم می گفتُم!؟بچه ها فرار کنین سنگر بگیرین؛سرخ پوستا حمله کردن:هِلِه هله هله هله لِه لِه لِه لِه:سحر شد وُ اُو ساحره هرگز نیومد؛وِردی بخون دستی بزن پایی بکوب؛سلام بچه ها صدای سنج وُ دمام نمی یاد!پَه چرا ایقدر هوا یه هُو گرم شد:چیکی چوم بَهَلُوم؛قاقا؛بَهَلُوم چیکی چوم،قاقا:هِللیُو هِلیُوسا؛هِله مالی،هِله ماهی؛آهای سیاه زنگی دِلُمُو نکُن خون؛وای تو رفتی سفر شُدُم چُو مجنون

آقایی که شوما باشی میخوام داستانِ«پوپولی ها»وُ«گوگولی ها»رو براتون تعریف کنم؛از خدا که پنهون نیس از شوما چه پنهون روزی روزگاری؛«پوپولی»وُ«گوگولی»رو چیز خور کرده بودن؛حرف تُو حرف اومد یادم رفت،معذرت میخوام یکی بود یکی نبود غیر از«پوپول»وُ «گوگول»هیچکی نبود؛ خدایا منُو ببخش امشب چِم شده!؟بعله غیر از خدا هیچکی نبود؛حالا بود وُ نبود خدا رو یه شبِ دیگه براتون میگُم؛هاچین واچین پاهاتو...ای بابا!دل وُ دماغِ قصه گُفتَنَم ندارُم

-بابا بلد نیستی قصه بگی چرا وقتِ ما رو می گیری

-کوکا گُلی به جمالت پولامونو پس بده حوصله مون سر رفت

شلام«موشا شلوم»هشتُم؛ای باطل السِحر ادرکنی!اجازه بدین اجازه بدین؛دیوار موش داره موشم گوش داره گوشم پوش داره؛یعنی چی!؟چی میخواستم بگم!آها امشب میخوام مست بشم عاشق یکدست بشم؛آره«پوپولی»وُ«گوگولی»یه بند وِرد می خوندند:یادم اومد به خدا یادم اومد: ریدیکاکاتوس ریدیکاکاموس ریدیتاتاتوس

پوپولی ها وُ گوگولی ها می خواستن سرزمینِ خورشید رو هاپولی بکنن:هاپولی هاپو کجایی چرا پیشِ من نمی یایی؛تو که مثه من بچه ای؛کوچه که جای بازی نیس؛که یهو سزار وُ تزار سر وُ کلّه شون پیدا شد وُ تارزان برادر ماسیس فریاد زد:آه ای سرداران خستۀ سرزمینم؛ذلیلم نه والله؛علیلم نه والله...الهی قَدِتُو قُربون؛همچیت خوشگله والا؛دلِ من شادِ شادِ شادِ به مولا...

-ای بابا ساقیت کی بوده نافلا!چی زدی اینقدر شنگولی؛آه ای قَدَر؛از اقلیمِ قدرت می آیی!؟

-حبۀ انگوری؛گوریل انگوری!گوشی رو بده دستش،لامسّب چه قِر وُ قمبیلی مییاد!

هیشششش؛شلام«موشا شلُوم»هشتُم؛کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه،مُو کوه رو با سوزنِ سِحر سُنبیدُم؛بَرام دُلار یا خیار؛هیچ فرقی نداره وُ کوه وُ کاه یکیه؛ما از سرینِ آسمون افتادیم؛ای بردگان نگاه کنید«اسپارتاکوس»است که به سویِ ما می آید؛آب زنید راه را،هین که نگار میرسد؛ مژده دهید باغ را،بویِ بهار می رسد؛من اعتراف می کنم برادران؛دنیا دارِ فانی ست و زنگولۀ زمانِ برده ها رو به یاد بیاورید؛گلادیوس برادر کاکالیدوس بود؛ای«صلاح الدین ایوبی»کجایی!نشسته ای استخاره می کنی وُ تسبیح می چرخونی؛مسیحیان با صلیب حمله کردن:پاپیروس پیپیکوس پیپیچوس

ما را حاجت به جادوگرِ مُجرَّب است تا«کاکتوس»ها را«اکالیپتوس»کند؛تسخیرِ جن کارِ«جنتلمن» است نه ما که جاشوهای فقیری هستیم وُ رزق وُ روزیمان دستِ زورقِ دریاست:دِریا چه اسمِ قشنگی!

خودتون بروید وُ بقیه داستان را از روی«گوگل»وُ«یاهو»دانلود کنین به مُو چه مربوطه

-اِ به تُو چه!گُه تُو مُچِت بخُور از کُ...نِ بچه؛دُلارامُو گرفتی؛وقتِمُو کُشتی؛به تُو چه!؟ عوضی!

-پُولِمُونو بده تروریست!گامبو خودشو به موش مُردگی زده؛تف وُ لعنتِ مردم بر شوما باد؛جنابِ جنت مکان فرمود:اجی مجی لاترجی؛چرا میزنی مگه مرض داری؛مگه کرم داری کرمکی که بچه ها رو اذیت وُ آزار میدی!بچه ها ساکت بچه ها ساکت آقا دکتر(پروفسور)پاپیروس اُومد...

آهای بیایین اینجا؛دستاشونو ببندین؛مراقب باشید خطرناکن؛هوم هوم می بینم حالتون بهتره پدر سگا؛ برین دراز بکشین تا اون آمپولِ«پوپولی ها»رو بزنم به ماتحتِ«گوگولی»هاتون

-آقا دکتر یکیشون داره از پنجره فرار می کنه وُ آواز میخونه:میخوام برم دور دورا؛دیگه طاقت ندارُم

-بگیرینش وُ از خشتک دارش بزنین...اینجا آسایشگاه تا وقتی من دکترتون هستُم نگرون هیچی نباشین؛حالا یک دو سه:حالا وای وای؛وای وای وای؛حالا وای وای؛وای وای وای؛باریکلا ادامه میدیم:وقتی تو هستی آسمون پُر از نُوره؛غم از قلبُم هزارون ساله دُوره...

پنجشنبه 13 فروردین ماه 1405///2 آوریل 2026

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر