واکنشهای اجتماعی و روایتهای رسانهای پس از تجاوز نظامی به ایران
تجاوز نظامی دولتهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه ایران، علاوه بر پیامدهای انسانی و زیرساختی، زمینهساز دگرگونیهایی در آرایش نیروهای اجتماعی و شکلگیری روایتهای متعارض رسانهای شده است. در این مقاله، با تمرکز بر واکنشهای اجتماعی در ایران، جامعه را به سه طیف اصلی تقسیم کردهام و همزمان به بررسی نحوه بازنمایی این تحولات در رسانههای بینالمللی، بهویژه رسانههای فرانسه، میپردازم.
حمله نظامی به ایران، که با نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل و موازین حقوق بشر همراه بوده، به کشتهشدن شمار قابلتوجهی از غیرنظامیان، از جمله کودکان در مناطقی همچون میناب، و تخریب زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی انجامیده است. این رویداد نهتنها پیامدهای مستقیم انسانی داشته، بلکه بر نگرشها و صفبندیهای اجتماعی نیز تأثیرگذار بوده است.
۱. تقویت نسبی حامیان استبداد حاکم
نخستین واکنش قابل مشاهده، افزایش نسبی حمایت از حاکمیت در میان بخشی از جامعه است که پیشتر در اقلیت قرار داشتند. تهدید خارجی و حمله نظامی، بهطور سنتی موجب شکلگیری نوعی همگرایی درونی میشود. در این چارچوب، اقدام نظامی خارجی، برخلاف اهداف اعلامی خود، به تقویت موقعیت استبداد حاکم انجامیده است.
۲. تجدیدنظر در مواضع حامیان مداخله خارجی
دومین طیف، شامل افرادی است که پیشتر از تحریمهای اقتصادی و حتی مداخله نظامی علیه ایران حمایت میکردند. این افراد، با وجود آگاهی از پیامدهای منفی تحریمها بر معیشت مردم و امکان سوءاستفاده ساختار قدرت از این شرایط، چنین رویکردهایی را توجیه میکردند. با این حال، پس از وقوع حمله نظامی و مشاهده پیامدهای ملموس آن—از جمله تخریب منازل، مراکز درمانی، دانشگاهها و واحدهای تولیدی—و خصوصاً پس از وعده آقای ترامپ مبنی بر «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، که در سخنرانی چهارشنبه اول آوریل ۲۰۲۶ مطرح شد، بخشی از این گروه، بهویژه در داخل کشور، در مواضع خود تجدیدنظر کردهاند.
در این میان، برخی از این افراد برای توجیه مواضع پیشین خود به آمار بالای کشتهشدگان اعتراضات اشاره میکنند. هرچند این واقعیت تلخ قابل انکار نیست، اما در بسیاری از این روایتها، نقش حمایتهای خارجی از سوی دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و رضا پهلوی کمتر مورد توجه قرار میگیرد؛ حمایتهایی که با ادعای پشتیبانی از معترضان مطرح شد، اما توانست به تشدید سرکوب و افزایش هزینههای انسانی منجر شود.
همچنین، نقش عوامل نفوذی، از جمله عناصر منتسب به موساد (سازمان امنیت اسرائیل)، در تشدید خشونتها مطرح است؛ اقداماتی مانند تیراندازی بهسوی نیروهای انتظامی و آتشزدن مساجد که به کشتهشدن معترضان—که مطالبات خود را بهصورت مسالمتآمیز و بحق مطرح میکردند—انجامید. البته پاسخ استبداد همواره سرکوب بوده است، اما اینبار دخالت قدرتهای خارجی که در جهت توجیه مداخله نظامی بود علت اصلی بالا بودن تعداد کشته شدگان است.
از سوی دیگر، ارجاع به تنشهای لفظی چند دهه اخیر میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، بهعنوان توجیهی برای حمله نظامی مطرح میشود. در پاسخ به این ادعا، به موضوع «ایرانگیت» اشاره میکنم که طی آن، همزمان با شعارهای رسمی مانند «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» و سوزاندن پرچمهای آنها، ارتباطات پنهانی میان نمایندگان روحالله خمینی با دولتهای اسرائیل و آمریکا برای تأمین تسلیحات برقرار بوده است؛ موضوعی که توسط ابوالحسن بنیصدر افشا شد. هدف روحالله خمینی، تأسیس استبدادی پلیدتر از استبداد پهلوی بود.
در این میان، بخشی از حامیان استبداد پهلوی نیز با استفاده از ابزارهای رسانهای و فضای مجازی، از جمله توهین، تهمت، تهدید و دروغ، در جهت محدودسازی فضای گفتوگو و ایجاد فضای رعب عمل میکنند.
۳. اکثریت مخالف همزمان استبداد و مداخله خارجی
سومین و گستردهترین طیف، اکثریت جامعه ایران را شامل میشود که نه تداوم استبداد حاکم را میپذیرند و نه مداخله نظامی خارجی و کشتار شهروندان را مشروع میدانند. این گروه، خواهان تغییرات بنیادین در چارچوب استقلال ملی و بدون دخالت خارجی هستند.
روایتهای رسانهای و مسئله بیطرف
در سطح بینالمللی، نحوه بازنمایی این تحولات در رسانهها، بهویژه در فرانسه، قابل تأمل است. در برخی موارد، به نظر میرسد تریبون گستردهتری به دیدگاههای حامی مداخله نظامی اختصاص داده میشود، در حالی که دیدگاههای بخش وسیعتری از جامعه ایران کمتر بازتاب مییابد. این مسئله پرسشهایی جدی درباره بیطرفی رسانهها و نقش آنها در شکلدهی افکار عمومی ایجاد میکند. مشابه این الگو را میتوان در پوشش رسانهای تحولات مربوط به فلسطین و لبنان نیز مشاهده کرد.
آیا رسانهها وظیفه اطلاعرسانی به جوامع خود را دارند، یا نقش آنها توجیه اقدامات حکومت راست افراطی آقای نتانیاهو و حکومت آقای ترامپ است؟
تحلیل واکنشهای اجتماعی در ایران پس از حمله نظامی نشان میدهد که این رویداد نهتنها موجب تضعیف ساختار قدرت نشده، بلکه در برخی موارد به تقویت آن انجامیده و همزمان باعث بازنگری در مواضع بخشی از حامیان مداخله خارجی شده است. در این میان، اکثریت جامعه ایران همچنان بر رد همزمان استبداد داخلی و مداخله خارجی تأکید دارند. از سوی دیگر، نقش رسانهها در بازنمایی این تحولات، عاملی تعیینکننده در شکلگیری ادراک عمومی و جهتگیریهای سیاسی به شمار میرود. شاد باشید