سی و پنجمین روز جنگ
امروز جمعه ١٤ فروردین ١٤٠٥-3 آوریل 2026، سی و پنجمین روز جنگ، حملات همچنان به ٢٠ شهر، از جمله تبریز،کرج، زنجان، قزوین؛ پارچین، شهریار، پردیس، پیشوا، ورامین، اسلامشهر، رباطکریم و پرند، اهواز، بهبهان، امیدیه رامشیر؛ آبادان، ماهشهر اصفهان، شیراز، ملارد و تهران و ... ادامه دارد.
خبرگزاری دولتی کویت اعلام کرد که یک پالایشگاه نفت در شهر احمدی، که توسط شرکت نفت کویت اداره میشود، در حمله پهپادی اوایل صبح روز جمعه مورد حمله قرار گرفته است. بر اساس دادههای ردیابی که توسط لویدز، رسانه تخصصی کشتیرانی، اعلام شده، بهنظر میرسد سه کشتی عمانی در حال عبور از تنگه هرمز و از طریق مسیری خارج از «کریدور تایید شده» ایران در نزدیکی جزیره لارک هستند. در همین حال، بیش از یکصد کارشناس حقوق بینالملل نسبت به نقض جدی قوانین بینالمللی از سوی آمریکا، اسرائیل و ایران در جنگ خاورمیانه هشدار دادهاند. این دانشگاهیان و مقامهای پیشین دولتی میگویند هم رفتار و هم لحن و ادبیات آمریکا، عمیقا نگرانکننده است و در برخی موارد میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
در سیوچهارمین روز جنگ، منابع حکومتی مدعی شدند پدافند جمهوری اسلامی یک هواپیمای اف-۳۵ را سرنگون کرد، ساعاتی بعد اعلام شد هواپیما «اف-۱۸» و برخی منابع گزارش دادند یک جنگنده «اف-۱۵» بود.
*ترامپ روز گذشته گفت: رهبری رژیم ایران میداند چه باید بکند؛ مرحله بعدی پلها هستند، سپس نیروگاههای برق و...
*شورای امنیت قطعنامه پیشنهاد بحرین را به رای خواهد گذاشت. قرار است شورای امنیت سازمان ملل درباره قطعنامه بحرین برای حفاظت از کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز و منطقه اطراف آن رایگیری کند. این قطعنامه، از سوی آمریکا حمایت میشود، چین دیگر عضو شورای امنیت دارای حق وتو، مخالفت خود را با هرگونه مجوز استفاده از زور اعلام کرده است.
*حمله بندر نفتی «الفجیره» امارات با چند موشک و پهپاد صورت گرفته است.
*خبرگزاری دولتی کویت اعلام کرد که یک پالایشگاه نفت در شهر احمدی، که توسط شرکت نفت کویت اداره میشود، در حمله پهپادی اوایل صبح روز جمعه مورد حمله قرار گرفته است.
*مقام استانداری خوزستان به رسانههای حکومتی گفته به شهرهای اهواز، بهبهان، امیدیه رامشیر؛ آبادن، ماهشهر حمله شده است.
در شروع این جنگ، مدرسه دخترانه در میناب ایران هدف حمله قرار گرفت
ترامپ میگوید اگر «رژیم جدید ایران» بهسرعت شرایط را نپذیرد، بعد از پلها نوبت نیروگاهها خواهد بود
رییسجمهور آمریکا، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی خود، «تروث سوشال» بار دیگر ایران را تهدید کرد. دونالد ترامپ در این مطلب، هشدار داد که «بعد از پلها، نوبت به نیروگاههای برق میرسد.»
او در شبکه اجتماعی خود نوشت: «ارتش ما، که با اختلاف، بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در کل جهان است، هنوز حتی نابود کردن آنچهکه در ایران باقیمانده را شروع هم نکرده است. پلها در قدم بعد و سپس نیروگاههای برق! رهبری رژیم جدید میداند که باید چه بکند و باید بهسرعت هم اقدام کند.»
رییسجمهور خودشیفته آمریکا، چند روزی است که اصرار دارد به دلیل کشتهشدن جمعی از رهبران جمهوری اسلامی، حالا «رژیم جدیدی» در ایران حاکم است که به گفته او «معقولتر و منطقیتر هم هست.» این قبیل اقدامات ارتش آمریکا و صحبتهایی از جنس تهدیدات دونالد ترامپ و پیت هگست، میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد.
بیش از یکصد حقوقدان در آمریکا نسبت به احتمال وقوع «جنایت جنگی» در حملات آمریکا به ایران هشدار دادند
روز پنجشنبه، حمله آمریکا به یک پل در استان البرز هم واکنشهای گستردهای را در گوشه و کنار جهان بهدنبال داشت. در پی این تحولات، بیش از یکصد کارشناس حقوق بینالملل از جمله از اساتید دانشکد حقوق هاروارد، یِیل، استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا، با امضای یک نامۀ سرگشاده، که در وبسایت نشریه «جاست سکیوریتی» منتشر شده، ضمن ابراز نگرانی از عملکرد نیروهای آمریکایی و موضعگیریهای مقامات ارشد ایالات متحده، نسبت به «افزایش جدی نگرانی دربارۀ نقض قانون بینالمللی حقوق بشر ، از جمله احتمال جرائم جنگی» هشدار دادند.
این نامه، مشخصا به یکی از گفتههای دونالد ترامپ در اواسط ماه مارس، حدود دو هفته پیش، اشاره کرده که گفته بود آمریکا ممکن است «تنها برای سرگرمی» بخشهایی از ایران را هدف قرار دهد.
در این نامه، همچنین به گفتههای پیت هگست در روزهای آغازین جنگ با ایران هم پرداخته شده است، جاییکه وزیر دفاع آمریکا گفته بود «ایالات متحده خود را ملزم به رعایت قواعد ابلهانه جنگ نمیداند.»
امضاءکنندگان نامه، تاکید کردهاند که «بهشکلی جدی از حمله به مدارس، مراکز بهداشت و درمان، و خانهها، از جمله مدرسه ابتدایی در میناب در نخستین روز جنگ نگرانند.»
به گفته هلال احمر ایران، در حمله به مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه، ۱۷۵ تن، عمدتا دانشآموز کشته شدند.
پل کرج
تعداد کشتهشدگان حمله به پل کرج به ۱۳ تن رسید
یک مقام بنیاد شهید روز جمعه اعلام کرد تعداد افرادی که بر اثر حمله هوایی به پل «بی۱» در کرج کشته شدند، به ۱۳ تن رسید. تلفات این حمله پیشتر هشت کشته و ۹۵ زخمی اعلام شده بود.
این حمله هوایی روز ۱۳ فروردین انجام شد و سپس دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، تایید کرد که ارتش این کشور پل هوایی مرتفع در شمال کرج را هدف قرار داده است.
او سپس بامداد امروز جمعه به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد اگر به توافقی برای پایان دادن به جنگ دست نیابد، بعد از پلها نوبت حمله به نیروگاههای ایران میرسد.
این پل که هنوز به بهرهبرداری نرسیده بود، جاده چالوس را به آزادراه تهران-شمال متصل میکند.
١٣ کشته و زخمی در سی و چهارمین روز حمله به ایران
خبرگزاری هرانا امروز ٣ آوریل، در گزارشی خبر از کشته و زخمی شدن دستکم ١٣ تن در سی و چهارمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران داده است و نوشته ٢٧٥ حمله به اهدافی در شهرهای مختلف این کشور انجام شده است.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستیآزماییشده توسط این خبرگزاری، دستکم ١٠ غیرنظامی در میان زخمیهای این رویدادها هستند.
خبرگزاری هرانا، همچنین نوشته است این ٢٧٥ حمله به ١٦ استان ایران صورت گرفته است و یادآوری کرده که حمله به پل بی١ در حومۀ کرج و حمله به موسسۀ پژوهشی آموزشی پاستور از جمله مواردی بوده است که توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
این گزارش اشاره میکند که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران تا کنون ١٦٠٦ غیرنظامی به شمول دستکم ٢٤٤ کودک کشته شده اند و ١٢١٣ نظامی نیز از دیگر تلفات این جنگ بوده اند. ٧١١ نفر نیز در طول این رویدادها جان خود را از دست دادهاند که مشخص نشده هویت نظامی داشتهاند یا در شمار غیر نظامیان بودهاند.
این خبرگزاری برعلاوه انتشار آماری که بهصورت مستقل به دست آورده از قول عبدالمطهر محمدخانی سخنگوی شهرداری تهران نوشته است: «در جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکایی تاکنون به ۳۳ هزار واحد مسکونی آسیب وارد شده است. و در مجموع ۱۸۶۹ خانواده آسیبدیده داریم که موضوع اسکان آنها مطرح بوده است. تاکنون ١٢٤٥ خانواده، معادل حدود ۴۲۰۰ نفر، در ۲۳ مجموعه اقامتی اسکان داده شدهاند. برخی از آسیبدیدگان نیز به درخواست خود در منازل بستگان یا شهرهای دیگر مستقر شدهاند. همچنین حدود ۱۴۰ خانواده پس از انجام تعمیرات جزئی به منازل خود بازگشتهاند.»
این گزارش تاکید کرده است از آنجا که این ارقام به صورت تجمیعی ارائه شدهاند و نمیتوان آنها را به طور دقیق با رویدادهای مشخص تطبیق داد، در محاسبات این گزارش لحاظ نشدهاند و صرفا بهعنوان ثبت بیانیههای رسمی ذکر شدهاند.
در همین حال این منبع گزارش کرده است که در ۲۴ ساعت گذشته، اهدافی غیرنظامی مانند برج مراقبت فرودگاه تبریز، پل بی١ کرج، شرکت داروسازی سها و موسسه تحقیقات پزشکی و واکسن سازی پاستور در تهران مورد اصابت قرار گرفتهاند.
در همین حال، امروز تدروس آدهانوم گبریسوس مدیر کل سازمان جهانی بهداشت با اشاره به حمله به موسسه پاستور در شبکۀ اجتماعی ایکس نوشت: «درگیریهای ایران و منطقه بر ارائه خدمات سلامت و بر ایمنی کارکنان سلامت، بیماران و غیرنظامیانی که در مراکز درمانی حضور دارند، تاثیر گذاشته است.»
بخشی از حیاط انستیتو پاستور
انتقاد مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پی تخریب انستیتو پاستور در تهران
در پی انتشار خبر تخریب انستیتو تحقیقاتی پاستور در تهران، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پیامی در شبکه ایکس، هشدار داد که جنگ در ایران و منطقه «بر ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و ایمنی فعالان این بخش و بیماران اثر گذاشته است.»
تدروس آدانوم گبرِیسوس در ادامه با اشاره به تاریخچهای کوتاه از انستیتو پاستور گفته است که دو بخش از این مرکز با سازمان زیر نظر او همکاری داشتهاند.
رسانههای داخل ایران روز پنجشنبه، ۱۳ فروردین، به نقل از احسان مصطفوی، رئیس انستیتو پاستور ایران، که قدمتی بیش از یک قرن دارد نوشتند: «ساختمانهای مختلفی از انستیتو پاستور ایران مانند بخشهای مالاریا، بانک سلولی، تحقیقات بالینی، بیوتکنولوژی و یک سری از بخشهای پشتیبان مانند دفتر فناوریهای اطلاعاتی و دفتر فنی مهندسی تخریب شده است.»
به گفته مصطفوی، شدت و موج حملات «در حدی بوده که سایر ساختمانها و تجهیزات انستیتو پاستور ایران نیز آسیب بسیار جدی دیده است و عملا شرایط کار و فعالیت را در ساختمان مرکزی غیرممکن کرده است.»
در هیچ خبری در رسانههای داخل بهطور مشخص نیامده است که انستیتو پاستور در چه تاریخی هدف حمله قرار گرفته، اما خبر این حمله را روز پنجشنبه حسین کرمانپور، مسئول روابط عمومی وزارت بهداشت، رسانهای کرد. او در پیامی در شبکه ایکس حمله به پاستور را «حمله مستقیم به امنیت بهداشتی و درمانی بینالمللی» توصیف کرد.
در پی انتشار این خبر، دیگر مقامات در دولت جمهوری اسلامی از جمله سخنگوی وزارت خارجه و همینطور مسعود پزشکیان، رییس جمهور، هم این حملات را محکوم کردند.
از گفتههای احسان مصطفوی، چنین برمیآید که انستیتو پاستور در روزها یا هفتههای اخیر «سه بار» هدف حمله قرار گرفته است.
اما همزمان با انتقادها از حمله آمریکا و اسرائیل به انستیتو پاستور توسط مقامات رسمی و همینطور کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی، خبرهایی هم در این شبکهها منتشر شده از این که دستکم چند کشور غربی از دهه ۲۰۰۰ همکاری با انستیتو پاستور را به دلیل برخی تحقیقات که میتواند به ساخت تسلیحات بیولوژیکی و شیمیایی مرتبط باشد محدود کرده یا برخی فعالیتها در این موسسه را مایه نگرانی خواندهاند.
کانادا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده از جمله این کشورها هستند. مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پیام خود نوشته است که از روز ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۲۰ حمله به مراکز درمانی و بهداشتی در ایران شده است که این سازمان توانسته است راستیآزماییشان کند.
او در پیام خود با برشمردن خسارات و حملاتی که بهویژه در چند روز اخیر به مراکز درمانی و تحقیقاتی در ایران وارد شده تأکید کرده است که «صلح بهترین درمان و داروست.»
حمله به چهار فاز مجتمع پارس جنوبی، ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
فشار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حضور کارگران در پالایشگاههای بمباران شده پارس جنوبی با وجود شرایط جنگی و پرخطر
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) گزارش داده که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کارگران شاغل در شرکتهای پیمانکاری در پالایشگاههای آسیبدیده مجتمع گاز پارس جنوبی را با وجود شرایط جنگی و پرخطر مجبور کرده به کار بازگردند تا در عملیات بازسازی پالایشگاه از آنها استفاده شود.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) روز پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۴ گزارش داده که بر اساس اخبار دریافتی از همکاران در مجتمع گاز پارس جنوبی، مدیران نفت تحت فشار فرماندههای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خواستار حضور حداکثری کارگران پالایشگاههای بمباران شده در جنگ شدهاند.
این نهاد کارگری افزوده بر این اساس کارگران موظف به حضور در محل کار خود هستند تا جهت بازسازی و بازگشت به تولید بخشهای قابل استفاده پالایشگاههای پارس جنوبی فعال شوند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)، تاکید کرده این اجبار به کار کارگران پالایشگاههای گاز پارس جنوبی در حالی که علاوه بر شرایط غیر قابل پیشبینی جنگ جان همکاران را با خطر مواجه مینماید، خطر آلودگی زیست محیطی به دلیل نشت سیالات و گازهای سمی از خطوط لوله و تجهیزات آسیب دیده نیز جان کارگران این مجموعه را تهدید میکند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)، نوشته ضمن محکوم نمودن اینگونه اقدامات زورگویانه توسط مدیران نفت و همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان عامل اصلی تحمیل شرایط به کارگران، خواستار توقف فوری اینگونه زورگوییها و بهکارگیری اجباری کارگران در شرایط جنگی و پر خطر شده است.
این نهاد همچنین از کلیه رسانهها و تشکلها و نهادهای مدنی و اجتماعی خواستار رسیدگی به وضعیت این کارگران و انتقال صدای آنان به نهادهای حقوق بشری و بینالمللی شده است.
حدود ساعت ۱۴ روز چهارشنبه ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴، تاسیسات گاز پارس جنوبی در استان بوشهر هدف بمباران قرار گرفت. ساعاتی پس از این حمله فرماندار عسلویه اعلام کرد در این حملات فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ پارس جنوبی در عسلویه هدف قرار گرفته و آسیب دیده است.
کارگران شاغل در شرکتهای پیمانکاری پارس جنوبی در حالی اسفندماه گذشته با بمباران محل کار و فشار امنیتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حضور در محل کار در شرایط جنگ روبهرو هستند که در دیماه نیز شماری از این کارگران به علت حضور در اعتراضات دی۴۰۴ با شدیدترین فشارهای قضایی و امنیتی روبرو شده و همچنان خبر روشنی از سرنوشت آنها در دست نیست.
«اتحادیه آزاد کارگران ایران» اواخر بهمن و دو هفته پیش از آغاز جنگ، گزارش داده بود صدها کارگر معترض منطقه عسلویه که در اعتراضات اخیر بازداشت شدند در سولههای وابسته به قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بدون کمترین امکانات نگهداری و امکان ملاقات با آنها به خانوادهها داده نمیشود.
در همین رابطه حسین رئیسی، حقوقدان و استاد حقوق بشر، نیز در شبکه «ایکس» نوشت: «صدها کارگر در کنگان بازداشت شده و در سولههای موسسه عمران ساحل، وابسته به سپاه، در شرایط غیرانسانی و بدون امکانات نگهداری میشوند. جان همه کارگران در خطر است و در روزهای نخست، دستکم پنج کارگر بر اثر شکنجه جان باختند.»
همزمان یکی از فعالان کارگری منطقه عسلویه، در اینباره به وبسایت «ایران وایر» گفته «این کارگران که عمدتا در پروژههای موسسه عمران ساحل وابسته به قرارگاه خاتمالانبیاء کار میکردند پس از برگزاری یک تجمع اعتراضی؛ در حال هماهنگی برای تدارک یک اعتصاب گسترده بودند که توسط سپاه پاسداران بازداشت و همگی به سولههای قرارگاه خاتمالانبیاء منتقل و در آنجا نگهداری میشوند.»
به گفته این فعال کارگری، تنها ۳۰ نفر از کارگران بازداشتشده که کارگر فنی ماهر بودهاند با وثیقههای سنگین آزاد شدند اما صدها کارگر دیگر همچنان در بازداشت هستند.
مدرسه ویرانشده شجره طیبه در میناب، جنوب ایران، جایی که گفته میشود دستکم ۱۶۸ نفر از جمله ۱۱۰ کودک در حملهای در آغاز جنگ کشته شدند
بیشتر قربانیان غیرنظامی جنگ در ایران در نزدیکی اهداف نظامی و حکومتی کشته شدهاند
بر اساس گزارش سازمان «دادههای مکانی و رویدادی درگیریهای مسلحانه» (Armed Conflict Location & Event Data) یا «ACLED»، بیشتر قربانیان غیرنظامی جنگ در ایران در نتیجه حملات هدفمند آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و دولتی جان باختهاند. به گفته این نهاد، در اطراف این مراکز شمار بیشتری از کشتهشدگان ثبت شده و شواهد موجود نشان نمیدهد که تلفات بالای غیرنظامیان عمدتا ناشی از بمباران کور مناطق شهری مسکونی بوده باشد.
سازمان ACLED اعلام کرد بررسی دادههای این نهاد نشان میدهد بیشتر کشتههای غیرنظامی در ایران در نزدیکی مکانهایی ثبت شدهاند که هدف حملات آمریکا و اسرائیل بودهاند.
در این گزارش، آمده است این اهداف عمدتا مراکز نظامی و حکومتی بودهاند و به همین دلیل، بیشترین شمار قربانیان غیرنظامی نیز در اطراف همین مناطق دیده شده است.
این نهاد، همچنین اعلام کرد آمار بالای کشتهشدگان غیرنظامی را نمیتوان عمدتا به «بمباران کور» مناطق مسکونی شهری نسبت داد.
بر اساس این گزارش، اگرچه غیرنظامیان در جنگ اخیر تلفات سنگینی دادهاند، اما الگوی دادهها بیشتر با حملات هدفمند به مراکز خاص همخوانی دارد تا با هدف قرار گرفتن بیتمایز محلههای مسکونی.
در این گزارش، یادآوری شده که ایران از زمان آغاز جنگ تاکنون، شمار کشتهشدگان را ۱۹۷۳ نفر اعلام کرده است. با این حال، در متن خبر تفکیکی میان شمار نظامیان و غیرنظامیان ارائه نشده و فقط بر این نکته تاکید شده که بخش بزرگی از قربانیان غیرنظامی در پیرامون اهداف مشخص نظامی و دولتی کشته شدهاند.
ACLED چیست؟
سازمان «دادههای مکانی و رویدادی درگیریهای مسلحانه» (ACLED)یک نهاد مستقل و بیطرف در زمینه رصد درگیریهاست که دادهها و تحلیلهای مربوط به مناقشههای خشونتآمیز و اعتراضها را بهصورت لحظهای در کشورهای مختلف جهان جمعآوری و منتشر میکند.
آمار رسمی کشتهها و زخمیهای جنگ در ایران
در یکی از تازهترین موارد، علی جعفریان، معاون وزیر بهداشت ایران، روز پنجشنبه ۷ فروردین به شبکه الجزیره گفت که دستکم ۱۹۳۷ نفر تاکنون در جریان جنگ کشته شدهاند.
او افزود که ۲۴۰ نفر از قربانیان زن و ۲۱۲ نفر کودک بودهاند. به گفته او، همچنین دستکم ۲۴۸۰۰ نفر زخمی شدهاند که در میان آنها حدود ۴۰۰۰ زن و ۱۶۲۱ کودک دیده میشود.
در مقابل منابع حقوق بشری برآوردهای متفاوتی ارایه کردهاند. خبرگزاری هرانا مستقر در آمریکا شمار کشتهها را تا ۱۰ فروردین ۱۵۶۸ غیرنظامی و ۱۲۱۱ نظامی برآورد کرده و گفته در حال بررسی اسناد و گزارشها از ۷۰۷ کشته دیگر است.
سازمان «ههنگاو» مستقر در نروژ اما رقم کشتهها را بیش از ۶۹۰۰ نفر اعلام کرده و گفته شش هزار و ۱۸۰ نفر از آنها نظامی و ۷۲۰ نفر غیرنظامی بودهاند. ههنگاو جمهوری اسلامی را به پنهانکاری سیستماتیک در این زمینه متهم کرده است.
وزارت سلامت لبنان میگوید که از روز یازدهم اسفند، ۱۳۴۵ نفر غیرنظامی در اثر حملات اسرائیل کشته شدند.
بر اساس اعلام خدمات اورژانس اسرائیل، ۱۹ غیرنظامی در اثر حملات موشکی از ایران و لبنان به اسرائیل کشته شدند.
در سایر کشورهای خلیج فارس که هدف حملات ایران قرار گرفتد، مقامات محلی گزارش دادند که دستکم ۲۴ نفر کشته شدند که بیشتر آنها از نیروهای امنیتی یا کارگران خارجی بودند که شامل ۱۲ نفر در امارات متحده عربی، هفت نفر در کویت، دو نفر در عمان، دو نفر در عربستان سعودی و یک نفر در بحرین بوده است.
تام فلچر، رییس امور بشردوستانه سازمان ملل، در مصاحبه با رادیو بیبیسی گفت که «در جایی در این مسیر، قوانین بینالمللی کنار گذاشته شدهاند.» او افزود: «قوانین بسیار واضح و قوی هستند، اما مشکل، اجرای آنهاست.» او این جنگ را «بیملاحظه» توصیف کرد.
گزارشها از ادامه بازداشتها و تشدید محدودیتهای ارتباطی در ایران حکایت دارند
بر اساس گزارش خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی، امروز جمعه ۱۴ فروردین دستکم ۲۸ نفر در جنوب شرق ایران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. رسانههای حکومتی این افراد را به «ارتباط با آمریکا و اسرائیل»، «شبکهسازی» و «اقدامات تروریستی» متهم کردهاند؛ اتهامهایی که در سالهای گذشته نیز بارها در پروندههای امنیتی و سیاسی مطرح شدهاند.
گزارش صداوسیما میگوید نیروهای امنیتی در جنوب شرق کشور دستکم ۲۸ نفر را بازداشت کردهاند. در این گزارش، بازداشتشدگان با اتهامهایی از جمله «ارتباط با آمریکا و اسرائیل»، «شبکهسازی» و «اقدامات تروریستی» معرفی شدهاند.
رسانههای حکومتی، همچنین مدعی شدهاند برخی از این افراد با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در ارتباط بودهاند یا اطلاعاتی درباره اماکن حساس ارسال کردهاند.
در گزارشهای منتشرشده، همچنین از کشف سلاح و تجهیزات ارتباطی خبر داده شده است. با این حال، به دلیل محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات و قطع گسترده اینترنت، امکان راستیآزمایی مستقل این ادعاها وجود ندارد.
نبود اطلاعات روشن درباره هویت بازداشتشدگان، محل نگهداری آنان و دسترسیشان به وکیل، ابهامها درباره این پروندهها را بیشتر کرده است.
این بازداشتها در شرایطی انجام میشود که گزارشها از ادامه قطع گسترده اینترنت در نقاط مختلف کشور حکایت دارد. محدود شدن ارتباطات، دسترسی خانوادهها، رسانهها و نهادهای حقوق بشری به اطلاعات مربوط به وضعیت بازداشتشدگان را دشوارتر کرده است.
در چنین فضایی، پیگیری مستقل پروندهها و انتشار جزئیات مربوط به بازداشتها بیش از پیش با مانع روبهرو شده است.
همزمان با بازداشتهای تازه، گزارشهایی نیز از اجرای احکام اعدام و افزایش فشار بر زندانیان سیاسی منتشر شده است. این تحولات تصویری از تشدید فضای امنیتی در کشور ارائه میدهد؛ فضایی که در آن بازداشت، محدودیت ارتباطات و فشار بر زندانیان بهطور همزمان در حال افزایش است.
جنایت چگونه تعریف میشد؟
پس از جنگ جهانی دوم، «متفقین» دست به اقدامی بیمانند زدند و «دادگاه نظامی بینالمللی»(IMT) را تشکیل دادند تا رهبران آلمان را بهعنوان ناقضان قوانین بینالمللی به محاکمه بکشانند. دادگاه نورنبرگ، مبنای سیستم نوین حقوق کیفری بینالمللی و پاسخگویی را بنا نهاد که تا به امروز در حال توسعه است.
در اوت ۱۹۴۵، چهار کشور اصلی متفقین «منشور نورنبرگ» را که به «توافقنامه و منشور لندن» نیز معروف است، امضا کردند. بر اساس این منشور، «دادگاه نظامی بینالمللی»(IMT) بهمنظور محاکمهی رهبران آلمانِ نازی متهم به جنایات جمعی و آغازگر جنگ جهانی دوم، تاسیس شد.
منشور نورنبرگ، دادگاه نظامی بینالمللی را موظف میکرد که پروندههای متهمان را در سه مورد جرم مشخص، بررسی کند: «جنایت جنگی، جنایت علیه صلح، و جنایت علیه بشریت.»
در سال ۱۹۴۶، سازمان ملل متحد مفاد منشور نورنبرگ و احکام دادگاه نظامی بینالمللی را به عنوان قوانین بینالمللی الزامآور دانست و تصویب کرد. اصول منشور و رویههای قضایی دادگاه نظامی بینالمللی، پایه و اساس حقوق کیفری بینالمللی دنیای امروزِ ما را بنا نهادند.
«هرگز پیش از این در تاریخ امور قضایی، چنین تلاشی صورت نگرفته بود که تحولات یک دهه، یک قاره، کشورهای متعدد و افراد و رخدادهای بیشمار را در چارچوب یک دعوی قضایی واحد قرار دهد.»
امروز، مجموعهای از قوانین کیفری بینالمللی وجود دارد که برای پیگرد قانونی عاملانِ جنایات جمعی، مورد استفاده قرار میگیرد. دادگاههای بینالمللی و ملی به جنایاتی مانند نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که در برخی کشورها رخ دادهاند، رسیدگی کردهاند؛ از جمله یوگسلاوی سابق، رواندا، سیرالئون و کامبوج. این مجموعه قوانین کیفری بینالمللی، مبتنی بر رویههای قضایی میباشند که در جریان دادگاه نظامی بینالمللی(IMT) در نورنبرگ شکل گرفتند.
منشور نورنبرگ
حتی پیش از پایان جنگ جهانی دوم، «فرانکلین روزولت»، رییسجمهور ایالات متحده، «وینستون چرچیل»، نخست وزیر بریتانیا، و «ژوزف استالین»، رهبر شوروی، در «بیانیه مسکو» اعلام کرده بودند که عاملان جنایاتی مانند قتلعام گروهی یهودیان در کشورهایی که جنایات در آنها رخ داده، محاکمه خواهند شد. آنها وعده داده بودند که جنایتکاران جنگی را که جنایاتشان به یک نقطه جغرافیایی خاص محدود نمیشود، بر اساس تصمیم مشترک دولتهای متفقین، محاکمه خواهند کرد. روند محاکمه و مجازات این جنایتکاران مشخص نبود، گرچه چرچیل و استالین بهطور مکرر از اعدام آنها سخن به میان آورده بودند.
پس از پایان جنگ در ماه مه ۱۹۴۵، دولت ایالات متحده آمریکا پیشنهاد محاکمهی جنایتکاران جنگی اصلی را در یک دادگاه ویژه مطرح کرد. در ۸ اوت ۱۹۴۵، نمایندگان آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی توافقنامه و منشور لندن را امضا کردند که بعدها به «منشور نورنبرگ» معروف شد. بر اساس این توافقنامه، دادگاه نظامی بینالمللی(IMT)، در نورنبرگ آلمان تأسیس شد تا رهبران آلمان نازی را که مسئول شروع جنگ جهانی دوم و اجرای جنایات جمعی بودند، محاکمه کند. منشور نورنبرگ قوانین و وظایف دادگاه نظامی بینالمللی را تعیین کرده، و جنایاتی را که باید مورد بررسی قرار میگرفتند، تعریف میکرد.
مفاد منشور نورنبرگ
دادگاه نظامی بين المللی، دادگاهی بود كه توسط دولتهای پیروزمند متفقین بهصورت مشترک تشكيل شد. در اين دادگاه، پرچم کشورهای شوروی، انگليس،آمريكا و فرانسه در پشت جایگاه ویژه قاضی برافراشته شده است.
منشور نورنبرگ مقرر میکرد که هر یک از قدرتهای بزرگ متفقین، یعنی فرانسه، بریتانیا، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا یک قاضی و یک قاضی جایگزین را برای دادگاه نظامی بینالمللی تعیین کنند. تمام احکام و تصمیمات دادگاه، مستلزم رای اکثریت این چهار قاضی بود که به پرونده رسیدگی میکردند.
بر اساس فرمان منشور، دادگاه نظامی بینالمللی موظف بود محاکمهای عادلانه ترتیب دهد و روند صحیح حقوق دادرسی متهمان را تضمین کند؛ از جمله حق دسترسی به وکیل، حق بازپرسی متقابل از شاهدان و حق ارائه اسناد و شواهد در دفاع از خود.
با این حال، در منشور نورنبرگ آمده بود که متهمان با اتکا به این ادعا که مامور و معذور بودهاند، نمیتوانند از زیر بار مسئولیت جرایم خود فرار کنند. همچنین متهمان اجازه نداشتند ادعا کنند که نمیشود آنها را به دلیل عملکردشان در یک حکومت مستقل بر اساسِ قوانین بینالمللی تحت پیگرد قانونی قرار داد.
تعریف جرایم
منشور نورنبرگ(یا همان توافقنامه و منشور لندن) این اختیار را به دادگاه نظامی بینالمللی داد تا «افرادی را که به صورت فردی و یا به عنوان عضو یک سازمان در راستای منافع کشورهای محور رفتار کردهاند، محاکمه و مجازات کند». جرایم تعرف شده عبارت بودند از:
جنایات علیه صلح؛ که شامل برنامهریزی، آمادهسازی و به راهانداختن جنگ متجاوزانه و همچنین توطئه برای ارتکاب هر یک از این موارد میشود؛
جنایات جنگی؛ به معنای «نقض قوانین یا آداب و رسوم جنگ»، از جمله کشتار، بدرفتاری، و تبعید غیرنظامیان برای کار اجباری، کشتار و بدرفتاری با اسیران جنگی، کشتار گروگانها و همچنین غارت و تخریب افراطی بود.
جنایات علیه بشریت؛ شامل کشتار، نابودی، به بردگی گرفتن، تبعید، یا رفتار غیرانسانی با غیرنظامیان، و سرکوب و آزار و اذیت به دلیل گرایشهای سیاسی، نژادی یا مذهبی میشد.
اتهام جنایات جنگی بر اساس آداب و رسوم کنوانسیونهای بینالمللی موجود بود، اما جنایت علیه صلح و جنایت علیه بشریت، پیش از آن هرگز بهعنوان جرایم قابل مجازات در قوانین بینالمللی تعریف نشده بودند. استدلال تهیهکنندگان منشور نورنبرگ این بود که این دو اتهام جدید، بر اساس کنوانسیونها و اعلامیههای بینالمللی پیش از جنگ جهانی دوم، که جنگ تجاوزکارانه و نقضِ حقوق بشر را محکوم میکنند، تعریف شدهاند.
منشور نورنبرگ، همچنین به دادگاه نظامی بینالمللی این اختیار را داد که مشخص کند آیا متهمی که مرتکب جرم شده به نام سازمانیکه عضو آن بوده رفتار کرده است یا نه، اگر چنین بود، دادگاه نظامی بینالمللی میتوانست آن سازمان را نیز به عنوان یک سازمان جنایتکار معرفی کند.
اتهامات و یافتههای دادگاه نظامی بینالمللی
محاکمه ۲۲ رهبر آلمانِ نازی در دادگاه نظامی بینالمللی در ۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ در نورنبرگ آغاز شد و در اول اکتبر ۱۹۴۶ به پایان رسید. دادگاه نظامی بینالمللی، متهمان را نه تنها به اتهام سه فقره جنایات مذکور در منشور نورنبرگ، بلکه به اتهام فقره چهارم، یعنی توطئه برای ارتکاب هر یک از این جنایات نیز محکوم کرد. علاوه بر این، قضات دادگاه نظامی بینالمللی، به بررسی جنایتکار بودن برخی سازمانهای وابسته به حزب نازی یا به دولت یا به ارتش آلمان را نیز پرداختند.
دادگاه نظامی بینالمللی ۳ متهم را تبرئه و ۱۹ تن دیگر را مجرم شناخت. از این ۱۹ متهم، ۱۲ تن به اعدام محکوم شدند.
دادگاه نظامی بینالمللی، همچنین، سازمانهای زیر را سازمانهای جنایتکار معرفی کرد: «یگانهای رهبری حزب نازی-گشتاپو»(Geheime Staatspolizei) یا «پلیس دولتی مخفی-SD»(Sicherheitsdienst) یا «دایره اطلاعاتی اساس»( Reichsfȕhrer SS)، واساس-SS(اسکادران حفاظت).
دادگاه نظامی بینالمللی، تعریف جنایات علیه بشریت را به اعمالی که در طول جنگ صورت میگرفت، محدود کرد به این بدان معنا که دادگاه جنایات علیه بشریت را که پیش از آغاز جنگ انجام شده بود، مد نظر قرار نداد.
اصول نورنبرگ
دو ماه پس از آنکه دادگاه نظامی بینالمللی تصمیم نهایی خود را اعلام کرد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد به اتفاق آراء این حکم و منشور نورنبرگ را بهعنوان بخشی از قوانین بینالمللی الزامآور دانست و به رسمیت شناخت. بر این اساس، کمیسیون حقوق بینالمللِ سازمان ملل متحد مجموعهای از اصول را در راستای گسترش و اجرای قوانین کیفری بینالمللی مطرح و تعریف کرد.
کلیدیترین «اصول نورنبرگ» عبارتند از:
- بر اساس حقوق بینالملل، جنایات علیه صلح، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت جرم محسوب میشوند.
- هر کس، حتی رهبر حکومت، اگر مرتکب جنایت بینالمللی شود، از نظر قانونی، قابل پیگرد و پاسخگو خواهد بود.
- مجازات جنایات بینالمللی باید در یک دادگاه عادلانه و بر اساس حقیقت و قانون تعیین شود.
- هر کس که با پیروی از فرامین مقامات مافوق خود، دست به جنایت بینالمللی زده باشد همچنان مسئولیت قانونی جنایت را بر عهده دارد.
از زمانی که دادگاه نظامی بینالمللی حکم خود را صادر کرد، حقوق کیفری بینالمللی بهطور قابل توجهی بسط یافتهاند. برای نمونه، سازمان ملل در سال ۱۹۴۸، با تصویب «کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسلکشی»، نسلکشی را جنایت بینالمللی دانسته و آن را به رسمیت شناخته است. جرایم دیگری مانند شکنجه و خشونت جنسی نیز به فهرست اقداماتی که جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب میشوند، افزوده شده است. گرچه ساختار و سازوکار حقوق کیفری بینالمللی رشد کرده و تقویت شده است، اجرای آن همچنان بر اساس رویهها و اصولی است که منشور نورنبرگ و دادگاه نظامی بینالمللی بنا نهاده اند.
سرنگونی یک جنگنده آمریکایی در آسمان ایران
|
باراک راوید / اکسیوس
یک مقام اسرائیلی و یک منبع دوم آگاه از وضعیت به اکسیوس گفتند که یکی از دو خدمه جت جنگنده آمریکایی که بر فراز ایران سرنگون شد، توسط نیروهای ویژه ایالات متحده پیدا و نجات داده شد و جستجو برای دومی ادامه دارد.
آخرین خبر: ایران همچنین در حال جستوجوی خدمه است و از غیرنظامیان منطقه خواسته است تا به جستوجو بپیوندند و در صورت یافتن آنها پاداش ارائه میدهد.
این مقام اسرائیلی گفت که اسرائیل با اطلاعات به ایالات متحده کمک میکند تا خدمه دیگر را پیدا کند.
نحوه وقوع: منابع گفتند که دو خدمه جت جنگنده F-15 پس از اصابت آتش ایران، با خیال راحت از هواپیما بیرون پریدند.
نیروهای ویژه ایالات متحده یکی از خدمه را پیدا کرده و او را زنده در خاک ایران نجات دادند.
یک مقام اسرائیلی گفت که اسرائیل حملات برنامهریزی شده در ایران را لغو کرد تا مانع تلاشهای جستوجو و نجات نشود.
اولینبار رسانههای ایرانی بودند که گزارش دادند یک جت سرنگون شده است. تلویزیون دولتی ایران به شهروندان گفت که هر کسی که خلبانان آمریکایی را پیدا کند، از سوی دولت پاداش خوب دریافت خواهد کرد.
تصویر کلی: این اولین بار از آغاز جنگ است که یک جت آمریکایی توسط آتش دشمن سرنگون میشود.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، به اکسیوس گفت: «رییس جمهور در جریان قرار گرفته است.»
جزئیات: جنگندههای «F-15E Strike Eagles» با دو خدمه، یک خلبان و یک افسر سیستمهای تسلیحاتی پرواز میکنند.
این هواپیماهای ساخت بوئینگ ماموریتهای هوا به هوا و هوا به زمین را انجام میدهند.
پیش از این سه فروند F-15E در طول جنگ توسط آتش خودی (در کویت) سرنگون شده بودند.
در طول این عملیات ۱۳ آمریکایی کشته شدهاند.
عملیات نجات خلبانان آمریکایی در مرزهای غربی ایران
هر دو خلبان آمریکایی که هواپیمای آنها در ایران سقوط کرد، نجات یافتند
براساس گزارش منابع بینالمللی به نقل از مقامات آمریکایی، در دو خلبان جنگنده آمریکایی که در ایران سقوط کرده بودند، سوم آوریل ۲۰۲۶-۱۴ فروردین، در جنوب غربی ایران حوالی مرز عراق نجات یافتند.
عملیات نجات این دو خلبان، در شرایطی که انجام شد که حکومت از عشایر خواسته بودند آنها را دستگیر کنند یا درباره آنها به نیروهای امنیتی اطلاعات بدهند.
ایتای بلومنتال، خبرنگار شبکه کان اسرائیل میگوید: اسرائیل به آمریکا در شناسایی و پیدا کردن خلبانهای هواپیمای جنگنده آمریکایی که در جنوب غربی ایران سقوط کرد، کمک اطلاعاتی کرده است.
او خاطر نشان کرد که این موضوع توسط یک منبع امنیتی به کان تایید شد. دادههای اطلاعاتی به آمریکا کمک کرد تا خلبان را زنده نجات دهد، جستوجو برای ناوبر هواپیما اما هنوز ادامه دارد.
در ساعات صبح، اندکی پس از سرنگونی هواپیمای اف-۱۵ در آسمان ایران، بهروزرسانی در سیستمهای عملیاتی ارتش آمریکا صادر شد که بلافاصله به سیستمهای عملیاتی ارتش اسرائیل منتقل گردید. در واقع، اسرائیل بلافاصله پس از حادثه از جزئیات مطلع شد و شروع به ارائه دادههای اطلاعاتی کرد.
منطقهای که حادثه در آن رخ داد در استان خوزستان واقع شده است، نزدیک به مرز ایران و عراق- منطقهای که نیروی هوایی آمریکا به طور انحصاری در چارچوب تقسیم مناطق مسئولیت با نیروی هوایی اسرائیل فعالیت میکند.
اعزام مجدد ناو هواپیمابر «جرالد فورد» به جنگ ایران
ارتش آمریکا، ادعای سپاه در خصوص سرنگونی یک جنگنده آمریکا را تکذیب کرد.
نیروی دریایی آمریکا، اعلام کرد که ناو هواپیمابر «جرالد آر فورد» که در حملات به ایران مشارکت داشته، پس از یک سفر مرموز 5 روزه به بندری در کرواسی، آماده پیوستن دوباره به عملیات نظامی است.
نیروی دریایی آمریکا تصریح کرد که بزرگترین ناو هواپیمابر جهان، که با مشکلات متعددی مواجه بود، «تعمیرات را به پایان رسانده و تدارکات لازم را برای ادامه عملیات خود دریافت کرده است.»
این ناو هواپیمابر که پیش از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در 28 فوریه در دریای مدیترانه مستقر شده بود، در پی وقوع آتشسوزی در 12 مارس در داخل آن، این هفته به یک پایگاه دریایی در جزیره کرت بازگشت.
شبیهسازی حمله آبی-خاکی
از سویی نیروی «تفنگداران دریایی» آمریکا اعلام کرد که یگان شناسایی متحرک 31 یک مأموریت شناسایی و نظارتی را در چارچوب شبیهسازی یک حمله آبی-خاکی در تأسیسات پشتیبانی دریایی در دیگو گارسیا اجرا کرده است.
تیپ 31 مارینز بر روی ناو تهاجمی آبی-خاکی «یواساس تریپولی» در منطقه عملیاتی ناوگان هفتم آمریکا فعالیت میکند.
بیانیه تفنگداران دریایی آمریکا تأکید کرد که این تیپ با متحدان و شرکا برای تقویت بازدارندگی و امنیت، پاسخ به بحرانها و انجام عملیات رزمی در منطقه اقیانوس هند و اقیانوس آرام همکاری میکند.
از سوی دیگر، سپاه پاسداران ایران اعلام کرد که یک جنگنده مدرن را در منطقه خلیج سرنگون کرده که میان دو جزیره ایرانی قشم و هنگام سقوط کرده است.
ارتش آمریکا با تکذیب این خبر، تاکید کرد: «ادعای ایران درباره سرنگونی یک جنگنده بر فراز جزیره قشم عاری از صحت است و تمام جنگندههای ما سالم هستند و ایران پیش از این نیز 6 بار مدعی سرنگونی یکی از آنها شده است.»
خبر گزاری «تاس» اعلام کرد که صدا و سیمای ایران به نقل از سپاه پاسداران گزارش داد: «در پی اظهارات نادرست رییسجمهور آمریکا درباره نابودی کامل سامانه پدافند هوایی سپاه، دقایقی پیش یک جنگنده مدرن متخاصم در جنوب جزیره قشم توسط پیشرفتهترین سامانه پدافند هوایی نیروی دریایی ایران که در شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور ادغام شده، سرنگون شد.»
رییسجمهور آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود که نیروهای دریایی و هوایی ایران نابود شدهاند و توان موشکی تهران بهزودی به حداقل خواهد رسید، و تاکید کرده بود که اهداف اصلی عملیات علیه ایران «در آستانه تحقق» است و تهدید کرده بود که ایران را «به عصر حجر بازمیگرداند.»
از سویی مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه در «ایکس» نوشت که تهدیدهای آمریکا مبنی بر بازگرداندن ایران به عصر حجر، «توهمات هالیوودی» است.
انفجارهای شدید در تهران، شیراز، کرج، قم و ...
حملات هوایی به گوشهوکنار ایران در نخستینساعات جمعه ۱۴ فروردینماه ادامه داشته است. بر اساس گزارش رسانههای داخلی ایران و شهروندانی که به اینترنت دسترسی دارند، بین ساعت ۱ و نیم تا ۴ بامداد به وقت ایران، شهرهای شیراز، تهران، آبادان، تبریز، کرج، شهریار، قم، برازجان، اسلامشهر شاهد حملات و انفجارهایی بودهاند.
برخی گزارشها از هدفقرار گرفتن فرماندهی انتظامی قم، نقاطی در خجیر و پارچین خبر میدهند. گزارشهایی هم از ادامه حملات هوایی سنگین به نقاطی در شیراز و اصفهان، حوالی ساعت ۴:۴۰ تا ۵:۴۰ صبح به وقت ایران منتشر شده است.
رسانههای ایران، گزارش دادند که در نزدیکی منطقه پردیس در شمال شرق تهران انفجارهایی رخ داده و تصاویری از حمله به منطقه سرخهحصار در پایتخت ثبت شده است.
طبق این گزارشها، انفجارهای مشابهی نیز در شهرهای تبریز، قم و شیراز شنیده شد و در شیراز چندین انفجار شدید در پی حملات مکرر رخ داده است. رسانهها، همچنین از شنیده شدن صدای انفجار در بهبهان خبر دادند.
گزارشها حاکی است که انفجارهایی در نزدیکی فرودگاه مشهد رخ داده و ویدئوهایی از بلند شدن ستونهای دود از محلهای هدف قرارگرفته، منتشر شده است.
همچنین حملات شدیدی مراکز امنیتی در چابهار در استان سیستان و بلوچستان را هدف قرار داده و سامانههای پدافند هوایی در جنوب غرب ایران مورد حمله قرار گرفتند.
ارتش اسرائیل: طی ۲۴ ساعت به ۷۰ سایت موشکی و پهپادی در ایران حمله کردیم
ایران بامداد امروز جمعه 14 فروردین 1405، هدف مجموعهای از حملات گسترده قرار گرفت که مناطق مختلفی از تهران را هدف قرار داد، و ایران در پاسخ با حملات موشکی به تلآویو و مرکز اسرائیل، واکنش نشان داد.
ارتش دفاعی اسرائیل عصر جمعه ۱۴ فروردین، اعلام کرد که طی ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۷۰ حمله علیه سایتهای پرتاب موشکهای بالستیک و پهپادها در غرب و مرکز ایران انجام داده است.
براساس این اعلام، نیروی هوایی ارتش اسرائیل، طی ۲۴ ساعت گذشته سایتهای پرتاب و ذخیره موشکهای بالستیک، سایتهای ذخیره پهپادهای نیروی هوایی سپاه پاسداران «که تهدیدی برای کشور اسرائیل محسوب میشدند» و همچنین سایتهای سامانه پدافند هوایی حکومت ایران هدف قرار گرفتند.
سخنگوی ارتش اسرائیل، با تاکید بر تداوم حملات به منافع جمهوری اسلامی گفت: «ما به حمله به اهداف ضروری و حیاتی صنایع نظامی ایران و سامانه موشکهای بالستیک ادامه میدهیم تا تلاش رژیم تروریستی تهران برای پرتاب موشکها به خاک اسرائیل را کاهش دهیم و برتری هوایی خود را تقویت کنیم.»
او همچنین تاکید کرد: «ما به تعمیق عملیات ادامه میدهیم و رژیم (ایران) را در تمامی ساختارها و سامانههایش هدف قرار میدهیم؛ این اقدامات در چارچوب همکاری نظامی نزدیک و هماهنگ، به رهبری رییس ستاد کل ارتش اسرائیل و فرمانده سنتکام، انجام میشود.»
نخستوزیر اسرائیل نیز، روز جمعه ۱۴ فروردین گفت که عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی با همکاری ایالات متحده ادامه خواهد یافت.
بنیامین نتانیاهو، با اشاره به هماهنگی کامل با دونالد ترامپ و تداوم همکاری نظامی میان اسرائیل و ایالات متحده تاکید کرد که جمهوری اسلامی «ضعیفتر از همیشه» و اسرائیل «قویتر از همیشه» است.
نیروهای امنیتی اسرائیل در حال بازرسی محل حمله ایران در شهر پتا تیکوا در روز ۱۳ فروردین
ارتش اسرائیل روز جمعه سوم آوریل-۱۴ فروردین، از یک موج جدید حمله موشکی از سوی ایران خبر داد
ارتش اسرائیل، اعلام کرد که سیستمهای پدافند هوایی برای انهدام این موشکها فعال شدهاند. تا کنون گزارشی در مورد تلفات انسانی احتمالی این حملات موشکی منتشر نشده است.
در همین حال، به گفته آژانس امداد و اورژانس اسرائیل چندین خانه و خودرو بر اثر اصابت یک موشک خوشهای که رهگیری نشده بود، آسیب دیدند. رادیوی ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد یک ایستگاه قطار در تلآویو بر اثر اصابت ترکش آسیب دیده است.
وزارت بهداشت اسرائیل، صبح جمعه اعلام کرد در ۲۴ ساعت گذشته ۱۴۸ تن بر اثر آسیبهای وارده ناشی از جنگ با ایران، به بیمارستان منتقل شدند.
منابع اطلاعاتی آمریکا: نیمی از توان نظامی ایران باقی مانده
گزارش سیانان به نقل از منابع اطلاعاتی آمریکا، نشان میدهد با وجود حملات گسترده، ایران همچنان بخش قابلتوجهی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و قادر به انجام حملات در منطقه است.
در حالی که مقامهای آمریکایی از تضعیف چشمگیر توان نظامی ایران سخن میگویند، ارزیابیهای تازه اطلاعاتی ایالات متحده تصویری پیچیدهتر از وضعیت میدانی ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد ایران همچنان بخش قابلتوجهی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده است.
بر اساس گزارشی که شبکه سیانان به نقل از سه منبع آگاه منتشر کرده، حدود نیمی از پرتابگرهای موشکی ایران، همچنان سالم باقی ماندهاند و هزاران پهپاد انتحاری نیز در زرادخانه این کشور وجود دارد. یکی از این منابع به سیانان، گفته است: «آنها همچنان آمادهاند تا در سراسر منطقه خسارت گسترده ایجاد کنند.»
این ارزیابیها در حالی منتشر میشود که دونالد ترامپ و مقامهای دولت او از «تضعیف شدید» توان نظامی ایران سخن گفتهاند.
ترامپ در سخنانی اعلام کرده بود: «توان ایران برای پرتاب موشک و پهپاد بهطور چشمگیری کاهش یافته و تاسیسات تولیدی و پرتابگرهای آنها تقریبا نابود شدهاند.» با این حال، منابع اطلاعاتی میگویند، واقعیت پیچیدهتر است. اگرچه حملات آمریکا و اسرائیل به بیش از ۱۲ هزار هدف در داخل ایران انجام شده و به کاهش توان نظامی این کشور منجر شده، اما بخش مهمی از زیرساختها همچنان فعال است.
یکی از دلایل اصلی باقی ماندن این توان، استفاده گسترده ایران از شبکههای زیرزمینی است. به گفته منابع آگاه، ایران طی دههها مجموعهای از تونلها و پناهگاههای زیرزمینی ایجاد کرده که پرتابگرها و تجهیزات نظامی در آنها پنهان میشوند.
این ساختار باعث شده حتی در مواردی که تاسیسات هدف قرار گرفتهاند، تجهیزات بهطور کامل نابود نشوند، بلکه فقط موقتا از دسترس خارج شوند.
به گفته یکی از منابع: «این تجهیزات ممکن است زیر آوار یا در تونلها پنهان شده باشند، اما همچنان وجود دارند.» همچنین گفته میشود ایران از تاکتیک «شلیک و جابهجایی» برای پرتابگرهای متحرک استفاده میکند، روشی که ردیابی و هدفگیری آنها را دشوارتر میکند.
پهپادها و موشکهای باقیمانده
در این ارزیابی آمده است که حدود ۵۰ درصد از توان پهپادی ایران همچنان حفظ شده و هزاران پهپاد در اختیار این کشور باقی مانده است.
علاوه بر این، بخش قابلتوجهی از موشکهای کروز دفاع ساحلی ایران نیز دستنخورده باقی ماندهاند. این موشکها نقش کلیدی در توانایی ایران برای تهدید مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان دارند.
به گفته منابع، تمرکز حملات آمریکا بیشتر بر اهدافی بوده که مستقیما تهدیدی برای متحدان منطقهای محسوب میشوند و به همین دلیل برخی از این ظرفیتهای دفاع ساحلی کمتر هدف قرار گرفتهاند.
در حالی که پنتاگون، اعلام کرده تعداد حملات موشکی و پهپادی ایران تا ۹۰ درصد کاهش یافته، این کاهش بیشتر به میزان استفاده از این سلاحها مربوط است، نه لزوما نابودی کامل آنها.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گفته است: «بله، آنها هنوز هم موشک شلیک خواهند کرد، اما ما آنها را رهگیری میکنیم.»
در همین حال، منابع اطلاعاتی میگویند، ایران همچنان ذخایر قابلتوجهی از موشکها را در اختیار دارد و توانایی ادامه حملات را حفظ کرده است.
اختلاف نظر درباره میزان خسارت
در حالی که مقامهای آمریکایی از «ضربات فلجکننده» به ایران سخن میگویند، برخی ارزیابیها محتاطانهتر است.
سخنگوی پنتاگون گزارش سیانان را «کاملا نادرست» خوانده و تاکید کرده که اهداف نظامی آمریکا در مسیر تحقق قرار دارند. در مقابل، منابع اطلاعاتی هشدار دادهاند که پایان دادن سریع به این درگیریها، آنگونه که برخی مقامها مطرح میکنند، واقعبینانه نیست.
یکی از این منابع گفته است: «میتوانیم به حملات ادامه دهیم، اما اگر فکر میکنید این کار در دو هفته تمام میشود، کاملا اشتباه میکنید.»
در کنار توان موشکی و پهپادی، ایران همچنان بخشی از ظرفیتهای دریایی خود را نیز حفظ کرده است. اگرچه بخشهایی از نیروی دریایی ایران آسیب دیده، اما نیروهای دریایی سپاه پاسداران هنوز صدها قایق تندرو و شناور بدون سرنشین در اختیار دارند.
این تواناییها بهویژه در تنگه هرمز اهمیت دارد، جایی که ایران بارها نشان داده میتواند مسیرهای کشتیرانی را هدف قرار دهد. در عین حال، ایالات متحده نیز اذعان کرده که بازگشایی کامل این آبراه حیاتی پیش از پایان درگیریها تضمینشده نیست.
آنچه از این ارزیابیها برمیآید، تصویری دوگانه است؛ از یک سو، حملات آمریکا و اسرائیل بهطور قابلتوجهی توان نظامی ایران را کاهش داده و برخی از فرماندهان ارشد این کشور کشته شدهاند اما از سوی دیگر، زیرساختهای زیرزمینی، تاکتیکهای متحرک و ذخایر باقیمانده از موشکها و پهپادها نشان میدهد که ایران همچنان ظرفیت قابلتوجهی برای ادامه درگیری دارد.
در چنین شرایطی، فاصله میان روایتهای رسمی و ارزیابیهای اطلاعاتی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ فاصلهای که میتواند درک واقعی از مسیر این جنگ را تعیین کند.
ویرانههای یک کلانتری در تهران پس از حملات آمریکا و اسرائیل، ۱۳ اسفند
اهداف چهارگانه اعلامشده توسط کاخ سفید برای حمله به ایران
کاخ سفید در چهارمین روز از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران اعلام کرده بود که چهار هدف را در این عملیات دنبال میکند؛ عملیاتی که ایالات متحده آن را «خشم حماسی» نامیده است.
بر اساس بیانیه کاخ سفید که روز سهشنبه ۱۲ اسفند منتشر شد، اهداف این عملیات «نابودی موشکهای رژیم ایران»، «انهدام نیروی دریایی آن»، «اطمینان از اینکه نیروهای نیابتی تروریستیشان دیگر نتوانند جهان را بیثبات کنند»، و «اطمینان از اینکه ایران هرگز نتواند به سلاح هستهای دست یابد» عنوان شده است.
در این پیام، همچنین گفته شد که «آمریکا پیروز میشود و رژیم تروریستی ایران شکست خواهد خورد.»
عدم اشاره به «تغییر رژیم» در میان اهداف اعلامشده باعث جلب توجه و گمانهزنیها درباره برنامههای دولت آمریکا در اجرای عملیات «خشم حماسی» شده است. این در حالی است که برخی مقامهای دولت آمریکا پیشتر در اظهارنظرهایی دلایل و اهداف دیگری درباره انجام این حملات عنوان کرده بودند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، روز ۱۱ اسفند در حاشیه دیدار با نمایندگان ارشد کنگره آمریکا، به خبرنگاران گفته بود واشینگتن بهدلیل نگرانی از اینکه ایران در واکنش به اقدام برنامهریزیشده اسرائیل علیه تهران تلافی کند، دست به حمله پیشدستانه زد.
او افزود: «ما میدانستیم اقدام اسرائیل در راه است، میدانستیم این اقدام باعث حمله علیه نیروهای آمریکایی میشود و میدانستیم اگر پیشدستانه پیش از آغاز آن حملات سراغشان نرویم، تلفات بیشتری خواهیم داد.»
در همان روز انتشار اهداف حمله آمریکا از سوی کاخ سفید، دونالد ترامپ، رییسجمهور، در نشستی با فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، درباره علت حمله به ایران گفت که «ایران قبل از ایالات متحده، قصد حمله داشت.»
ترامپ اظهار داشت: «فکر میکنم آنها میخواستند اول حمله کنند و من نمیخواستم این اتفاق بیفتد.» بهگفته رییسجمهور ایالات متحده، او دستور حمله به ایران را داد چون «احساس میکرد» که با متوقف شدن مذاکرات درباره برنامه هستهای تهران، «ایران به ایالات متحده حمله خواهد کرد.»
این اظهارات در حالی است که ایران، پس از دور سوم مذاکرات با آمریکا در ژنو، گفته بود که در انتظار دور دیگری از گفتوگوها با نمایندگان ایالات متحده است.
ساعاتی پس از اظهارات ترامپ، مارکو روبیو در حاشیه نشست دیگری با نمایندگان کنگره آمریکا، اظهارات یک روز قبل خود درباره دلیل حمله به ایران را اینگونه توضیح داد که «واشینگتن برای محافظت از منافع امنیتی خود به ایران حمله کرد نه بهخاطر اسرائیل.»
او در پاسخ به سئوالی درباره اظهارات قبلیاش گفت: «این اتفاق باید به هر حال میافتاد، رییسجمهور تصمیمی گرفت و آن تصمیم این بود که به ایران اجازه داده نشود پشت برنامه موشکهای بالستیک خود پنهان شود و اجازه داده شود حملاتی انجام دهد. رییسجمهور تصمیم گرفت تا بهصورت سیستماتیک تواناییهای تروریستی آنها را نابود کند.»
بهگفته وزیر خارجه آمریکا، پرسش پرسیده شده از او درباره «دلایل» حمله نبود، بلکه درباره «زمان» آن بود: «وقتی رییسجمهور تصمیم گرفت که مذاکرات نتیجهای نخواهد داشت... تصمیم به حمله گرفته شد.»
انتقاد دموکراتها؛ حمایت جمهوریخواهان
این اظهارات در شرایطی بیان میشود که انتقادهای برخی نمایندگان کنگره آمریکا بهویژه از حزب دموکرات نسبت به تصمیم دولت ترامپ برای حمله به ایران ادامه دارد. آنها انجام این حمله را به دلیل نداشتن مجوز از کنگره و فقدان راهبرد مشخص برای ادامه درگیری مورد انتقاد قرار دادهاند.
سناتور دموکرات ریچارد بلومنتال، هشدار داد که این درگیری ممکن است به اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران منجر شود و خواستار روشن شدن برنامه دولت برای جلوگیری از چنین سناریویی شد.
سناتور دموکرات برایان شاتز هم پس از حضور در نشست با مقامهای دولت گفت: «مواقعی وجود دارد که شما وارد یک جلسه محرمانه میشوید و با درک بهتری از منطقِ پشت اقدام نظامی از آن خارج میشوید. این یکی از آن مواقع نیست. ما به اندازه مردم آمریکا گیج هستیم.»
سناتور پتی مورای از ایالت واشینگتن نیز خواستار اقدام کنگره در تصویب قطعنامهای برای پایان دادن به جنگ شد. اشاره او به قطعنامهای است که از سوی چند نماینده دموکرات برای پایان دادن به عملیات «خشم حماسی» به کنگره ارائه شده است.
برخی دیگر از نمایندگان و سناتورهای دموکرات نیز نسبت به نبود برنامهای برای ایجاد آیندهای دموکرات برای ایران ابراز نگرانی کردهاند.
از جمله یاسمین انصاری، نماینده ایرانیتبار از ایالت آریزونا در مجلس نمایندگان آمریکا، صبح چهارشنبه با اعلام اینکه در نشست نمایندگان دو حزب با مقامهای ارشد دولت حضور داشته است، در شبکه ایکس نوشت در این نشست «آیندهای دموکراتیک برای مردم ایران هرگز بهعنوان یک اولویت مطرح نشد.»
بهگفته انصاری، «قدرت بخشیدن به جناح دیگری از رژیم وحشی، آزادی را برای مردم ایران به ارمغان نخواهد آورد.»
در مقابل، بسیاری از جمهوریخواهان در کنگره از اقدام دولت حمایت کردند و گفتند رییسجمهور بهعنوان فرمانده کل قوا اختیار دارد برای دفاع از منافع آمریکا دست به اقدام نظامی بزند.
آنان همچنین استدلال کردند که این حمله برای جلوگیری از تهدیدهای ایران و جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هستهای انجام شده است. با این حال، برخی از جمهوریخواهان نیز درباره احتمال گسترش درگیریها ابراز نگرانی کردند.
چیپ روی، نماینده جمهوریخواه، گفت در حال حاضر از عملیات حمایت میکند، اما اگر این درگیری طولانی شود یا به اعزام نیروهای زمینی منجر شود، نگرانیها افزایش خواهد یافت.
در واکنش به این انتقادها، مقامهای دولت ترامپ گفتهاند که حمله به ایران در چارچوب اختیارات رییسجمهور بهعنوان فرمانده کل قوا انجام شده و هدف آن دفاع از نیروها و منافع آمریکا بوده است.
مقامهای دولت همچنین در جلسات توجیهی محرمانه با رهبران کنگره تلاش کردهاند توضیح دهند که چرا این عملیات ضروری بوده است. دولت ترامپ میگوید این اقدام برای از بین بردن تهدیدهای فوری ایران و جلوگیری از پیشرفت برنامه هستهای این کشور انجام شده است.
شکاف جهانی بر سر تنگه هرمز: از گزینه نظامی در شورای امنیت تا پیشنهاد توافق از سوی ظریف
با احتمال تصمیمگیری شورای امنیت درباره بازگشایی تنگه هرمز، اختلاف میان قدرتهای جهانی و بازیگران منطقهای تشدید شده است: کشورهای عرب خلیج فارس خواستار اقدام قاطع هستند و چین، روسیه و فرانسه نسبت به مداخله نظامی هشدار میدهند، همزمان ابتکار چندین کشور به رهبری بریتانیا برای حل بحران در جریان است و محمدجواد ظریف نیز از امکان توافق با آمریکا برای مهار تنشها سخن گفته است.
همزمان با تشدید تنشها بر سر تنگه هرمز و نزدیک شدن شورای امنیت سازمان ملل به تصمیمگیری درباره احتمال استفاده از زور برای بازگشایی این گذرگاه راهبردی، شکاف عمیقی میان بازیگران اصلی این بحران شکل گرفته است: از یک سو هشدارهای تهران نسبت به هرگونه «اقدام تحریکآمیز» و از سوی دیگر تلاش کشورهای عرب خلیج فارس برای جلب حمایت بینالمللی جهت مداخله نظامی.
در همین حال، در سطحی گستردهتر، دهها کشور به ابتکار بریتانیا وارد رایزنیهایی برای یافتن راهکاری مشترک جهت بازگشایی تنگۀ هرمز شدهاند. این تلاش نشان میدهد که بحران این گذرگاه از سطح منطقهای فراتر رفته و به یک مسئلۀ بینالمللی با پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده تبدیل شده است.
در این میان، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، در موضعگیری کمسابقهای از آغاز جنگ جاری، خواستار پایان درگیری از طریق توافق تهران با ایالات متحد آمریکا شده و پیشنهاد کرده است که جمهوری اسلامی در ازای لغو کامل تحریمها، تنگه هرمز را بازگشایی و برنامه اتمی خود را محدود کند.
ظریف در یادداشتی در نشریه «فارین آفرز» نوشت: «حکومت ایران باید از موقعیت برتر خود نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم به این درگیری پایان دهد و هم مانع بروز جنگی دیگر شود». او همچنین تاکید کرد که برای رسیدن به این منظور تهران میتواند «محدود کردن برنامه هستهای و بازگشایی تنگۀ هرمز را در ازای لغو تمامی تحریمها» پیشنهاد دهد.
این پیشنهاد همزمان است با اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، که با لحنی کاملا متفاوت، نسبت به هرگونه اقدام در شورای امنیت هشدار داده و اعلام کرده است: «هرگونه اقدام تحریکآمیز از سوی مهاجمان و حامیان آنها، از جمله در شورای امنیت، تنها به پیچیدهتر شدن اوضاع خواهد انجامید.»
شورای امنیت میان فشار برای اقدام و خطر تشدید بحران
شورای امنیت سازمان ملل در حال بررسی پیشنویس قطعنامهای به ابتکار بحرین است که هدف آن تضمین امنیت کشتیرانی در تنگۀ هرمز است: گذرگاهی که در پی حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران از ۲۸ فوریه، عملا با اختلال جدی روبهرو شده است.
جاسم البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، با اشاره به بسته شدن تنگۀ هرمز و جلوگیری از عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها، از شورای امنیت خواسته است «تمام مسئولیتهای خود را بر عهده گرفته و تمامی اقدامات لازم را برای حفاظت از مسیرهای دریایی و تضمین امنیت ناوبری بینالمللی» اتخاذ کند.
با این حال، این ابتکار با مخالفت جدی برخی قدرتهای جهانی روبهرو شده است. چین هشدار داده که چنین تصمیمی میتواند «به استفاده غیرقانونی و بیرویه از زور حقانیت ببخشد» و «بهطور اجتنابناپذیر به تشدید تنشها» منجر شود. روسیه نیز این پیشنویس را «جانبدارانه» توصیف کرده است.
در این میان، فرانسه نیز موضعی محتاطانه اتخاذ کرده است. امانوئل ماکرون، رییسجمهوری فرانسه، با ابراز تردید نسبت به کارآمدی یک عملیات نظامی برای «آزادسازی» تنگه هرمز، چنین سناریویی را «غیرواقعبینانه» ارزیابی کرده و بر ضرورت پرهیز از تشدید تنش تاکید کرده است.
در نتیجه این اختلافها، متن قطعنامه که در ابتدا صراحتا به استفاده از نیروی نظامی اشاره داشت، اکنون به سمت مجوز «اقدامات دفاعی» برای تامین امنیت کشتیرانی تعدیل شده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که این تغییرات بتواند نظر مثبت مسکو و پکن را جلب کند.
تنگه هرمز: گره راهبردی بحران
اهمیت این مناقشه از آنجا ناشی میشود که تنگه هرمز یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان به شمار میرود: آبراهی که در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت و گاز مایع جهان از آن عبور میکند. اختلال در این مسیر، از زمان آغاز جنگ، به افزایش شدید بهای جهانی انرژی انجامیده و بسیاری از کشورها را به اتخاذ تدابیر اضطراری اقتصادی واداشته است.
در چنین شرایطی، موضعگیری متفاوت چهرههایی مانند محمدجواد ظریف، که از امکان مصالحه سخن میگویند، در کنار رویکرد تقابلی کنونی، نشاندهنده دوگانگی فزاینده در تهران در نحوه مواجهه با بحران است: میان ادامه مسیر تقابل نظامی و تلاش برای بازگشت به دیپلماسی. با تداوم بنبست در شورای امنیت و تشدید فشارهای میدانی و اقتصادی، تنگه هرمز اکنون به نقطه کانونی بحرانی تبدیل شده است که سرنوشت آن میتواند مسیر جنگ و پیامدهای جهانی آن را تعیین کند.
هشدار ایران درباره «هر گونه اقدام تحریکآمیز» در سازمان ملل
در حالی که خبر میرسد قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره عبور و مرور از تنگه هرمز روز شنبه صبح به رای گذاشته میشود، وزیر خارجه جمهوری اسلامی درباره اقدامات تحریکآمیز هشدار داد.
عباس عراقچی، امروز جمعه به اعضای شورای امنیت سازمان ملل درباره «هر گونه اقدام تحریکآمیز» هشدار داد. او نوشت: «هر اقدام تحریکآمیزی از طرف متخاصمان و حامیان آنها، از جمله درباره تنگه هرمز، فقط وضعیت را پیچیدهتر خواهد کرد.»
شورای امنیت سازمان ملل متحد، بهزودی قطعنامه پیشنهادی بحرین برای حفاظت از کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز را بهرای میگذارد. قرار بود رایگیری صبح جمعه به وقت نیویورک انجام شود؛ اما بهدلیل تعطیلات عید پاک، به تعویق افتاد.
انسداد تنگه هرمز؛ از شوک انرژی تا زنجیره جهانی غذا و صنعت
اختلال جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، تنها به بازار انرژی محدود نمانده و به سرعت به یک شوک فراگیر در زنجیرههای تامین جهانی تبدیل شده است؛ شوکی که از نفت و گاز تا کشاورزی، صنایع سنگین و تجارت بینالمللی را دربر گرفته است.
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای اقتصاد جهانی است؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز مایع مصرفی جهان از آن عبور میکند. اما اهمیت این گذرگاه فراتر از انرژی است و بخش قابل توجهی از تجارت مواد اولیه کلیدی نیز به آن وابسته است.
یکی از مهمترین این حوزهها، بازار کودهای شیمیایی است. حدود ۳۵ درصد تجارت دریایی این محصولات از مسیر هرمز انجام میشود. همزمان با آغاز فصل کشت در بهار، اختلال در عرضه موجب جهش قابل توجه قیمتها شده است؛ بهطوریکه قیمت اوره طی یک ماه حدود ۵۰ درصد و آمونیاک ۲۵ درصد افزایش یافته است.
این روند، چشمانداز افزایش قیمت مواد غذایی در ماههای آینده را تقویت کرده است.
برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز نشان میدهد در صورت تداوم بحران، میانگین قیمتهای جهانی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ میتواند بین ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یابد.
ابعاد بحران، به همینجا ختم نمیشود. کمبود گاز هلیوم،که بهعنوان محصول جانبی تولید گاز طبیعی بهدست میآید، به یکی دیگر از گلوگاههای صنعتی تبدیل شده است.
هلیوم نقش حیاتی در تولید تراشههای کامپیوتری، نمایشگرهای تخت، کابلهای فیبر نوری، تجهیزات پزشکی مانند MRI و حتی صنایع هوافضا دارد. قطر با سهمی حدود ۳۵ درصد از عرضه جهانی و تولید سالانه قابل توجه، یکی از بازیگران کلیدی این بازار است و هرگونه اختلال در صادرات آن، اثرات فوری بر صنایع پیشرفته خواهد داشت.
در همین حال، کشورهای حوزه خلیج فارس از بازیگران اصلی صنعت پتروشیمی جهان هستند و سالانه حدود ۱۶۰ میلیون تن انواع محصولات پتروشیمی تولید میکنند که بخش عمده آن صادر میشود.
این محصولات، از مواد اولیه صنایع بستهبندی و خودروسازی گرفته تا تولید کالاهای مصرفی، نقشی بنیادین در اقتصاد جهانی دارند؛ از این رو هرگونه اختلال در صادرات آنها، بهسرعت در زنجیره تولید جهانی منعکس میشود.
بازار فلزات نیز از این شوک بینصیب نمانده است. کشورهای عربی خلیج فارس حدود یکچهارم بازار جهانی آلومینیوم را در اختیار دارند؛ فلزی استراتژیک که در صنایع هوافضا، خودروسازی، کشتیسازی و الکترونیک کاربرد گسترده دارد. در این میان، هدف قرار گرفتن یکی از بزرگترین واحدهای تولید آلومینیوم در امارات، بر نگرانیها درباره تداوم عرضه این فلز افزوده است.
در نهایت، باید به نقش گسترده این منطقه در تجارت جهانی اشاره کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سالانه حدود ۱.۶ تریلیون دلار تجارت دارند و تنها حجم مبادلات آنها با چین در سال گذشته به حدود ۳۴۰ میلیارد دلار رسیده است، رقمی که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی ایران در همان سال است.
در مجموع، آنچه در تنگه هرمز رخ میدهد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه یک اختلال سیستماتیک در اقتصاد جهانی است؛ اختلالی که پیامدهای آن از قیمت سوخت تا سفره مصرفکنندگان در سراسر جهان امتداد خواهد یافت.
ترامپ: با باز کردن تنگه هرمز و کنترل نفت، ثروت زیادی به دست خواهیم آورد
دونالد ترامپ، در حالی که فشارها بر دولت او برای پایان سریع جنگ با ایران افزایش یافته است، امروز جمعه 14 فروردین اعلام کرد که ایالات متحده با صرف زمان بیشتر قادر است تنگه هرمز را بازگشایی کند.
ترامپ در پلتفرم «تروث سوشال» نوشت: «با زمان بیشتری، میتوانیم بهراحتی تنگه هرمز را باز کنیم، نفت را به دست بگیریم و ثروت ایجاد کنیم.»
با گذشت حدود پنج هفته از آغاز جنگ در ایران که با حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد، این درگیری همچنان باعث بیثباتی در منطقه و تلاطم در بازارهای مالی شده و فشار بر ترامپ برای یافتن راهحلی سریع برای این بحران را افزایش داده است.
ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل که از اواخر فوریه آغاز شد، تنگه هرمز را که تقریبا یک پنجم نفت جهان از آن عبور میکند، عملا بست. با افزایش قیمت انرژی، بازگشایی آن به اولویتی برای دولتهای سراسر جهان تبدیل شده است.
ترامپ پنجشنبه، تهدیدات خود علیه نیروگاههای ایران را تکرار کرد و هیچ جدول زمانی مشخصی برای پایان دادن به جنگ ارائه نداد که بهدنبال آن تهدیدات و حملات متجاوزانه ایران علیه کشورهای منطقه ادامه یافت.
گزارشی که جمعه توسط شرکت دادهپردازی «ویندوارد» منتشر شد، نشان داد که تعداد کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند اخیراً افزایش یافته است.
شرکت وینوارد اعلام کرد که چهارشنبه 16 کشتی باری از این تنگه که تا حد زیادی بسته است عبور کردند، در حالی که این رقم در روز سهشنبه 11 کشتی بود و این افزایش برای سومین روز متوالی ادامه داشته است.
با این حال، این تنها بخشی از ترافیکی است که این تنگه قبل از آغاز جنگ در 28 فوریه، شاهد آن بود.
روزنامه اسرائیلی: آمریکا از «بنبست» در مذاکرات با جمهوری اسلامی خبر داده است
یک روزنامه اسرائیلی، گزارش داد ایالات متحده به اسرائیل اطلاع داده که مذاکرات با ایران به بنبست رسیده همزمان در حال گفتوگو با کشورهای حوزه خلیج فارس درباره ادامه درگیری است.
اسرائیل هیوم، در این گزارش که جمعه ۱۴ فروردین منتشر شد، نوشت: «مذاکرات به دلیل بیاعتمادی و اختلاف بر سر تنگه هرمز و مسئله هستهای در بنبست باقیمانده است.»
یک منبع دیپلماتیک منطقهای به این روزنامه گفت: «مانع اصلی پیشرفت، نبود اعتماد میان طرفین است. ایرانیها خواهان آتشبس فوری و تضمینهایی هستند مبنی بر اینکه در صورت بروز مشکل در مذاکرات، جنگ از سر گرفته نشود؛ درخواستی که بر اساس تجربیات گذشته مطرح شده است.»
او افزود: «در مقابل، آمریکاییها خواستار بازگشایی کامل و بدون محدودیت تنگه هرمز و تحویل تمامی اورانیوم غنیشده شدهاند.»
به گفته این منبع، یکی از پیامهای آمریکا به ادعای جمهوری اسلامی اشاره داشته که گفته بود به اندازه کافی اورانیوم برای ساخت ۱۰ بمب در اختیار دارد.
پیشتر استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا این ادعای مقامات جمهوری اسلامی را که در مذاکرات قبلی مطرح شده بود، افشا کرده است.
اسرائیل هیوم، نوشت که با این حال، مذاکرات بهطور کامل متوقف نشده و همچنان پیامها از طریق میانجیگری دو کشور منطقه رد و بدل میشود، «هرچند مشخص نیست کدام طرف ایرانی در این روند مشارکت دارد.»
این روزنامه افزود: «ایالات متحده و اسرائیل خود را برای تشدید درگیری آماده میکنند و جنگ ایران احتمالا دستکم ۱۰ روز دیگر ادامه خواهد داشت.»
بر اساس گزارش این رسانه، در این مرحله، هنوز تصمیمی برای حمله به اهداف راهبردی مانند نیروگاههای بزرگ یا زیرساختهای تولید و صادرات نفت گرفته نشده، اما «تخریب پل در کرج و آسیب به کارخانههایی که رسما در دسته صنایع تسلیحاتی قرار نمیگیرند، نشاندهنده جهتگیری کلی عملیات است؛ همانطور که تکمیل بانک اهداف اصلی نظامی نیز چنین نشانهای دارد.»
اسرائیل هیوم، به پنج موضوع کلیدی اشاره کرد که جزو اهداف آمریکاست: «جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای، از بین بردن تهدید نظامی بهویژه سامانههای موشکی، قطع حمایت از سازمانهای تروریستی منطقهای، تغییر یا تضعیف نظام و بازگشایی تنگه هرمز.»
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا از نبود مشارکت فعال کشورهای اروپایی، با وجود وابستگی آنها به نفت و گاز خلیج فارس، ابراز نارضایتی کرده است.
اسرائیل هیوم نوشت که در اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس این ارزیابی وجود دارد که جنگ بدون دستیابی به راهحلی که منجر به بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت سطح تردد به شرایط پیش از جنگ شود، پایان نخواهد یافت.
تصویری بیرونی از دفتر منطقهای اوراکل در آرلینگتون ویریجینیا در ایالات متحده
امارات ادعای سپاه مبنی بر حمله به «شرکت اوراکل» را تکذیب کرد
دفتر رسانهای دوبی، اعلام کرد که ادعای سپاه پاسداران مبنی بر حمله به «شرکت اوراکل» غیرواقعی است. بامداد جمعه ۱۴ فروردین، روابط عمومی سپاه پاسداران با صدور اطلاعیهای، مدعی شده بود که «شرکت آمریکایی اوراکل» را در پاسخ به «ترور کمال خرازی و همسرش» مورد اصابت قرار داده است. شرکت اوراکل، یک شرکت آمریکایی است که در زمینه توسعه فناوری، طراحی و تولید سختافزارهای رایانهای فعالیت میکند.
سپاه پاسداران پیش از این و در تاریخ ۱۱ فروردین، با صدور اطلاعیهای رسمی، شرکتهای تجاری آمریکایی را تهدید کرده بود که در صورت «ادامه عملیات تروریستی علیه شهروندان ایرانی» این شرکتها را هدف قرار خواهد داد.
نام اوراکل، در ردیف چهارم فهرستی قرار داشت که سپاه پاسداران ادعا کرده بود که میخواهد به آنها ضربه بزند.
پس از انتشار اطلاعیه سپاه پاسداران، مبنی بر تهدید شرکتهای فناوری آمریکایی، خبرنگاری از دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده در اینباره سوال کرد که وی در پاسخ گفته بود: «با چی تهدید کردند؟ آنها که دیگر چیزی برای تهدید کردن ندارند.»
با این وجود، سپاه پاسداران بامداد جمعه ۱۴ فروردین اعلام کرد، همانگونه که هشدار داده بودیم، در قبال ترور اشخاص ایرانی «شرکتهای جاسوسی فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی دشمن» را هدف قرار میدهیم.
سپاه مدعی شد که به دنبال انهدام زیرساختهای رایانه ابری شرکت آمریکایی آمازون در مقابل «ترور سردار فتحعلی زاده»، امروز هم زیرساختهای مرکز دادهها و رایانش شرکت آمریکایی «اوراکل» مستقر در امارات، در پاسخ به «ترور کمال خرازی و همسر ایشان» مورد اصابت واقع شده است.
بلافاصله پس از انتشار گسترده این ادعا، دفتر رسانهای دوبی با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، ادعای حمله به «مرکز داده شرکت اوراکل در دبی» را تکذیب و اعلام کرد که این ادعا جعلی است.
پیش از این نیز بارها سپاه مدعی هدف قرار دادن تسلیحات نظامی ایالات متحده آمریکا در طول جنگ شده بود که هر بار این ادعا از سوی ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، جعلی اعلام شد.
در آخرین مورد، سنتکام در حساب کاربری خود نوشته بود که ادعای سپاه که «اعلام کرده یک جنگنده «دشمن» را بر فراز جزیره قشم در تنگه هرمز سرنگون کرده است» نادرست بوده و «واقعیت» این است که «تمام جنگندههای ایالات متحده سالم» هستند.
ترامپ، رییس جمهوری آمریکا، پیش از این تاکید کرده بود که پیروزیهای جمهوری اسلامی تنها آنهایی هستند که هوش مصنوعی برای آنها میسازد.
پدافند هوایی سعودی 13 پهپاد را رهگیری و منهدم کرد
سعودی تمام گزینهها برای پاسخ به ایران را حق خود میداند.
وزارت دفاع پادشاهی عربی سعودی، اعلام کرد طی ساعات گذشته 13 پهپاد مهاجم را خنثی کرده است. این وزارتخانه محل دقیق این حملات را اعلام نکرد.
پدافند هوایی سعودی روز گذشته نیز حدود شش پهپاد و یک موشک بالستیک را که بهسمت منطقه شرقیه شلیک شده بود، رهگیری و منهدم کرد.
ریاض اعلام کرده تهران با ادامه این حملات، امنیت کشورهای منطقه را تهدید میکند. سعودی تاکید کرد حق دارد برای حفاظت از امنیت خود تمام گزینهها، از جمله پاسخ به این حملات را در نظر بگیرد.
پژوهشگران، بر این باورند که عربستان سعودی، ترجیح داده است در پاسخ به «باجخواهی ایران» برای کشاندن کشورهای منطقه به جنگی که طرف آن نیستند و با هدف گسترش دامنه درگیری توصیف میشود، وارد عمل نشود.
مقامهای سعودی، همچنین میگویند ایران این حملات را انکار میکند، در حالی که این اقدامات از پیش برنامهریزی شده است و تهران با رویکرد خصمانه نمیتواند شریک قابل اعتمادی باشد. ریاض تاکید کرده برای توقف اقدامات خصمانه ایران به تمام راهها متوسل میشود.
حملات ایران به تاسیسات برقی و آب شیرینکن در کویت
وزارت آب و برق کویت، اعلام کرد که یک مجتمع تولید برق و یک تأسیسات آب شیرینکن در این کشور روز جمعه سوم آوریل-۱۴ فروردین، در پی حملهای از سوی ایران آسیب دیده است.
به گزارش خبرگزاری رسمی کویت و به نقل از یک سخنگوی این وزارتخانه، این حمله تلفات جانی به دنبال نداشته است. یک خبرنگار خبرگزاری فرانسه در شهر کویت نیز گزارش داد که این حمله هیچ اختلالی در خدمات برق یا آب ایجاد نکرده است.
بامداد جمعه، همچنین یک پالایشگاه در کویت هدف حمله پهپادی قرار گرفت و دچار آتشسوزی شد. در همین حال، دفتر رسانهای امارات متحده عربی نیز اعلام کرد آتشسوزی ناشی از سقوط بقایای یک حمله رهگیری شده، موجب توقف فعالیتها در مجتمع گازی «حبشان» در ابوظبی شد. این دفتر افزود هیچ موردی از مصدومیت و تلفات گزارش نشده و نهادهای امدادی در حال بررسی این حادثه هستند.
حمله به «امارات گلوبال آلومینیوم»؛ بازگشت کامل تولید ممکن است یک سال طول بکشد
شرکت گلوبال آلومینیوم امارات که هفته گذشته هدف حمله موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت، روز جمعه اعلام کرد که «بازیابی کامل» تولید آن ممکن است «تا ۱۲ ماه» زمان ببرد.
این شرکت افزود که سایت «الطویله» که در این حمله هدف قرار گرفت و از جمله بزرگترین مراکز تولید آلومینیوم در جهان بهشمار میرود، دچار «خسارات قابلتوجهی» شده است.
امارات میگوید یک شهروند مصری بر اثر حمله هوایی به تاسیسات گازی ابوظبی کشته شد
دفتر رسانهای ابوظبی، اعلام کرد که روز جمعه در پی سقوط بقایای یک حمله رهگیریشده بر روی تاسیسات گازی حبشان در ابوظبی، یک شهروند مصری کشته و چهار نفر دیگر دچار جراحات جزئی شدند.
به گفته این نهاد، این شهروند مصری هنگام تخلیه محل جان خود را از دست داد و چهار نفر دیگر شامل دو مصری و دو پاکستانی دچار جراحات خفیف شدند. در این بیانیه، اضافه شده است: «خسارات قابل توجهی به این تاسیسات وارد شده و ارزیابیها همچنان ادامه دارد.»
پیشتر برخی گزارشها حاکی از آن بود که حمله موشکی ایران به تاسیسات گازی حبشان باعث آتشسوزی و توقف فعالیت آن شده است.
آتشسوزی در پالایشگاهی در کویت در پی حمله پهپادها
خبرگزاری رسمی کویت، امروز جمعه خبر داد که پالایشگاه مینا الاحمدی متعلق به شرکت ملی نفت کویت دچار آتشسوزی شده است.
در این خبر آمده است که چند پهپاد در ساعات اولیه روز جمعه با واحدهای عملیاتی در این پالایشگاه برخورد کرده و باعث تخریب و آتشسوزی در آن شدهاند. این حادثه کشته و مجروح برجا نگذاشته است.
بریتانیا در کویت سامانه ضدپهپادی مستقر کرد
بریتانیا یک سامانه ضدپهپادی را در کویت مستقر کرده است. بنا بر اعلام نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، یگان مربوطه این نیرو، سامانه ضدپهپادی رپید سنتری (Rapid Sentry) را که «از کارایی بالایی برخوردار است» در کویت مستقر کرده است.
این سامانه یک سیستم پدافند هوایی زمینی است که به گفته جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، پیشتر «در میدان نبرد آزمایش شده» و هفته گذشته همزمان با اعلام اولیه طرح استقرار، مورد استفاده قرار گرفته بود.
همزمان، کییِر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، روز جمعه حمله پهپادی شبانه به یک پالایشگاه نفتی کویت را «غیرمسئولانه» توصیف و محکوم کرد.
ابوظبی: ۱۲ زخمی در پی رهگیری یک حمله
مقامات ابوظبی روز جمعه اعلام کردند که در پی سقوط بقایای یک پرتابه پس از رهگیری آن در ابوظبی، ۱۲ نفر زخمی شدهاند که حال یکی از آنها وخیم گزارش شده است.
بر اساس این گزارش، هفت نفر از مجروحان تبعه نپال و پنج نفر دیگر شهروند هند هستند. این حادثه در منطقه عجبان، در نزدیکی سایت نظامی زاید رخ داده است.
یک شاهد عینی به خبرگزاری فرانسه(AFP) گفته است که دود از این مکان بلند شده و شمار زیادی از خودروهای نیروهای امنیتی به محل اعزام شدهاند.
پیشروی زمینی اسرائیل در لبنان
حملات هوایی اسرائیل به مناطق مختلف لبنان، به موازات پیشروی زمینی ارتش اسرائیل در جنوب این کشور در حالی ادامه دارد که تلاشهای دیپلماتیک با موانعی پراکنده روبهرو است.
ارتش اسرائیل، بار دیگر هشدار تخلیه برای ساکنان منطقه ضاحیه جنوبی در بیروت صادر کرد. طبق گزارش روزنامه «یديعوت أحرنوت»، آویخای ادرعی، سخنگوی ارتش اسرائیل جمعه 14 فروردین اعلام کرد که هشدار تخلیه برای همه ساکنان منطقه ضاحیه جنوبی بیروت صادر شده است.
این در حالی است که مقامات لبنانی اعلام کردند، شمار قربانیان تجاوز اسرائیل به لبنان از 2 مارس تا پنجشنبه گذشته به 1345 کشته و 4040 زخمی رسیده است.
یک منبع رسمی لبنانی تاکید کرد که تمدید جنگ با ایران توسط دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا بر جبهه لبنان نیز بازتاب خواهد داشت. همان منبع افزود که حتی اگر لبنان در مذاکرات آمریکا و ایران لحاظ شود، این موضوع منتفی شده و تمدید جنگ باعث افزایش نگرانیها در لبنان از احتمال تخلیه بیسابقه ساکنان در بسیاری از مناطق و بروز اختلال در ارتباطات رسمی برای کاهش پیامدها شده است.
منابع لبنانی، ضمن ابراز نگرانی از مواجهه با وضعیتی بسیار خطرناک در سطوح امنیتی، سیاسی و اقتصادی، خاطرنشان کردند که واقعیتهای خارجی تا این لحظه نشان میدهد که لبنان به دلیل عدم اعتماد به دولت این کشور در هیچ دستورکار بینالمللی، لحاظ نشده است.
تضعیف روحیه عوامل حزبالله
«کانال 12» اسرائیل به نقل از ارزیابیهای ارتش اسرائیل، گزارش داد که نشانههایی از کاهش کارایی میدانی حزبالله و تضعیف روحیه نیروهای آن مشاهده میشود.
بر اساس این گزارش، برآوردهای ارتش بیانگر این است که ارتباط میان رهبری حزبالله و کادرهای مستقر در جنوب لبنان، قطع شده و برخی نیروهای ذخیره از پیوستن به خدمت خودداری و تعدادی از عوامل حزبالله از شرکت در نبرد امتناع کرده و به مناطق شمالی رفتهاند.
با این حال، روزنامه «هاآرتص» گزارش داد که نیروهای زمینی اسرائیل در جنوب لبنان در سه حوزه موفق هستند: تخریب منازل، تخلیه زخمیها و روابط عمومی.
هارتص به نقل از یک افسر اسرائیلی نوشت که او در مورد کشتهشدن 700 جنگجوی حزبالله شک دارد و احتمال میدهد این تعداد کمتر باشد و افزود که حزبالله در حال جنگ چریکی است.
این افسر اسرائیلی، افزود که ارتش اسرائیل ترجیح میدهد کنترل دینامیک و پویا داشته باشد تا اشغال دائم، برخلاف آنچه درباره اشغال مناطق تا رودخانه لیطانی اعلام شده است.
هشدار سفارت آمریکا درباره احتمال حمله ایران و متحدانش به دانشگاههای لبنان
سفارت ایالات متحده در لبنان امروز جمعه، اعلام کرد که ایران و گروههای مورد حمایت آن ممکن است دانشگاههای این کشور را هدف قرار دهند. این در حالی است که گروه شبهنظامی حزبالله مورد حمایت تهران همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران وارد جنگ با اسرائیل شد.
در هشدار امنیتی سفارت آمریکا، بدون اشاره به موارد خاص آمده است: «ایران و شبهنظامیان تروریستی همسو با آن ممکن است قصد داشته باشند دانشگاههای لبنان را هدف قرار دهند.»
این هشدار چند روز پس از آن صادر شده که سپاه پاسداران تهدید کرد دانشگاههای آمریکایی در خاورمیانه را هدف قرار میدهد. این تهدید در پی حملات آمریکا و اسرائیل که دو دانشگاه ایرانی را تخریب کرد، صادر شده بود.
لبنان، در میان سایر دانشگاهها، میزبان دانشگاه آمریکایی بیروت است که یکی از برجستهترین موسسات آموزشی آمریکایی در منطقه بهشمار میرود و پردیس و بیمارستان آن در قلب پایتخت لبنان قرار دارد.
ترامپ پس از درخواست بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری: با کمی زمان بیشتر تنگه هرمز را باز میکنیم
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، اعلام کرده است که ایالات متحده «با کمی زمان بیشتر» میتواند تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان را که از آغاز جنگ عملا از سوی ایران بسته شده، بازگشایی کند؛ او همزمان از کنگره درخواست بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری کرده است.
دونالد ترامپ روز جمعه گفت که اگر ایالات متحده زمان بیشتری داشته باشد میتواند تنگه هرمز را «باز» کند و «نفت را تصاحب کند.»
او در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «با کمی زمان بیشتر بهراحتی میتوانیم تنگه هرمز را باز کنیم، نفت را برداریم و ثروت عظیمی به دست آوریم. این میتواند برای جهان سودی کلان باشد.»
ترامپ در این پیام توضیحی درباره چگونگی پایان دادن به کنترل ایران بر این گذرگاه آبی ارائه نداد و مشخص نیست او دقیقا به کدام نفت اشاره دارد.
تنگه هرمز که میان خلیج فارس و دریای عمان واقع شده یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی در جهان است و بسته شدن آن از آغاز جنگ، بازارهای جهانی را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است. این وضعیت موجب افزایش چشمگیر قیمت انرژی و نگرانیها درباره کمبود عرضه شده است.
این تنگه، همچنین مسیر کلیدی انتقال کودهای شیمیایی به اروپا محسوب میشود. بر اساس اعلام سازمان ملل، علاوه بر نفت و گاز حدود ۱۳ درصد از صادرات جهانی کود نیز از این مسیر عبور میکند.
دونالد ترامپ بارها از متحدان غربی بهدلیل پاسخ ندادن به درخواست او برای تشکیل یک نیروی دریایی جهت کمک به بازگشایی تنگه هرمز انتقاد کرده است. او حتی در مصاحبه با روزنامه «تلگراف» در روز چهارشنبه اعلام که در حال بررسی خروج آمریکا از ناتو است.
رییس جمهور آمریکا، همچین گفته است: «من هرگز تحت تأثیر ناتو قرار نگرفتم. همیشه میدانستم که آنها یک ببر کاغذی هستند و پوتین هم این را میداند.»
ترامپ در پی بزرگترین بودجه نظامی از زمان جنگ جهانی دوم
کاخ سفید روز جمعه با ارائه پیشنهادی به قانونگذاران، خواستار اختصاص بودجهای ۱.۵ تریلیون دلاری به بخش نظامی در سال آینده شد؛ رقمی که در پی افزایش هزینهها ناشی از جنگ با ایران مطرح شده است.
رسانههای آمریکایی میگویند اگر این طرح تصویب شود، بودجه پنتاگون با بیشترین میزان افزایش از زمان جنگ جهانی دوم روبهرو خواهد شد. با این حال، این پیشنهاد الزامآور نیست و برای اجرا باید به تصویب کنگره برسد.
در متن این پیشنهاد آمده است: «این بودجه بر مبنای سطح یک تریلیون دلاری هزینههای دفاعی در سال ۲۰۲۶ تنظیم شده است و مجموع منابع بودجهای درخواستی برای سال ۲۰۲۷ را به ۱.۵ تریلیون دلار میرساند.» در این پیشنهاد بودجه ۴۴۵ میلیارد دلار یعنی معادل ۴۲ درصد بیشتر از سطح سال ۲۰۲۶ در نظر گرفته شده است.
بیانیه منتشرشده از سوی کاخ سفید، همچنین نشان میدهد که طرح ترامپ شامل کاهش ۱۰ درصدی هزینههای غیرنظامی از طریق واگذاری بخشی از مسئولیتها به دولتهای ایالتی و محلی است.
ترامپ حتی پیش از آغاز جنگ نیز اعلام کرده بود که قصد دارد برای نوسازی ارتش و مقابله با تهدیدها خارجی هزینههای دفاعی را افزایش دهد.
در عین حال پنتاگون نیز ماه گذشته پیشنهاد تخصیص ۲۰۰ میلیارد دلار برای تامین هزینههای جنگ و جایگزینی مهمات و تجهیزات مصرفشده را مطرح کرده بود.
دونالد ترامپ اوایل این هفته گفت اولویت او مسائل نظامی است؛ موضعی که میتواند باعث اختلاف با کنگره شود.
او در یک نشست خصوصی در کاخ سفید در روز چهارشنبه گفت: «ما درگیر جنگ هستیم و نمیتوانیم به موضوعاتی مثل مهدکودک رسیدگی کنیم.»
سند بودجه امسال کاخ سفید که توسط راس ووگت، مدیر بودجه تهیه شده، بهعنوان نقشه راهی از سوی رییسجمهور آمریکا به کنگره ارائه شده است تا قانونگذاران بر مبنای آن، بودجهها و لوایح تخصیص اعتبارات سالانه را برای تامین مالی دولت تدوین کنند.
این تصویر از انفجاری در اواسط ماه مارس در تهران گرفته شده و در بیبیسی منتشر شده است.
جمعبندی
ویرانسازی ایران با شدت بیشتری ادامه دارد این وقایع هولناک، تاثیری بر سیاستهای حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی ندارد اما در مقابل، زیست و زندگی و موجودیت بشریت را در ایران به خطر انداخته و در معرض نابودی قرار داده است. بهطور کلی، برای جنگطلبان در طول تاریخ طولانی جهان، بارها و بارها نشان دادهاند جان و مال و زندگی مردم و آبادانی کشور برای آنها اهمیت ندارد و آنچه که برایشان مهم است منافع خود و حاکمیتشان است!
در جهان امروز نیز از جمله سران کشورهای سرمایهداری آمریکا و اسرائیل و ایران، شهروندان را به دو بخش تقسیم میکنند خودی و غیرخودی. خودی لشکر حاکمیت و غیرخودی دشمن حاکمتی هستند و باید نابود شوند چه از طریق جنگ و چه از طریق سرکوبهای سیاسی.
متاسفانه در قرن بیست و یکم ما به چنین حکومتهایی مواجه هستیم؛ حکومتیهایی که در بهترین حالت مدافع منافع سرمایهداری و حاکمیت و موقعیت خود هستند و نیروی کار برای آنها، ابزاری بیش نیست.
اکنون جنگ آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی، یک ماهگی خود را پشت سر گذاشته و وارد ماه دوم شده است. هدف اصلی و نهایی این جنگ، نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه تقسیم مجدد خاورمیانه و منابع آن و بلوکبندی جدید در سطح بینالمللی است اما در این میان، سرمایههای انسانی و زیرساختهای جامعه ایران در حال نابودی است.
در این جنگ، همه سلاحهای پیشرفته مورد آزمایش قرار میگیرند و مواضعی که از زبان سران جنگطلب این کشورها بیرون میآید تا دیروز از نظر حقوق و روابط بینالملل جرم محسوب میشوند اما امروز زبان و عمل زمختتر و خشونتزلب و تهدیدآمیزتر شده است. بنابراین، جنگ فقط در میدان نیست بلکه در زبان هم هست.
اکنون پس از یک ماه جنگ و ویرانسازی و کشتار، ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، پس از حمله به بزرگترین پل ایران، لحن تهدیدآمیز خود علیه ایران باز هم تندتر کرد و با انتشار ویدئویی از فروریختن این پل، هشدار داد که اگر توافقی برای پایان جنگ حاصل نشود، «بسیار بیش از این» در راه خواهد بود. این حمله که به گفته رسانههای ایرانی و چند منبع بینالمللی، پل تازهساز بی۱ میان تهران و کرج را هدف گرفت، یکی از آشکارترین نشانههای ورود جنگ به مرحلهای است که در آن زیرساختهای اصلی غیرنظامی و حملونقلی نیز مستقیما در تیررس قرار گرفتهاند.
بر پایه گزارشها، این پل معلق که حدود ۱۳۶ متر ارتفاع داشته و هزینه ساخت آن ۴۰۰ میلیون دلار اعلام شده، در اثر دو اصابت پیاپی از ناحیه میانی شکافته شد و بخشی از آن بر مسیر زیرین فرو ریخت. رسانههای دولتی ایران، از کشتهشدن هشت نفر و زخمی شدن ۹۵ نفر خبر دادهاند.
تصاویر منتشرشده نیز نشان میدهد که در قلب این پروژه بزرگ عمرانی، شکافی روشن ایجاد شده و سازه عملا از کار افتاده است. ترامپ همزمان با انتشار ویدئوی فروریختن پل در شبکه اجتماعی خود نوشت: «بزرگترین پل ایران فرو میریزد، و دیگر هرگز استفاده نخواهد شد» و افزود اگر توافقی حاصل نشود، حملات بیشتری در پیش خواهد بود.
اهمیت این حمله فقط در تخریب یک سازه بزرگ مهندسی نیست، بلکه در پیامی است که از نظر نظامی و سیاسی با خود حمل میکند. والاستریت ژورنال به نقل از یک مقام آمریکایی، نوشت هدف از این حمله، مختل کردن مسیرهای تدارکاتی بوده که به گفته واشنگتن، برای جابهجایی قطعات موشکی و پهپادی ایران به سمت غرب کشور به کار میرفته است. در مقابل، گزارشهای دیگر این حمله را نخستین مورد آشکار از هدف قرار گرفتن مستقیم یک زیرساخت عمده غیرنظامی در این جنگ توصیف کردهاند؛ اقدامی که بهوضوح دامنه درگیری را از مراکز نظامی و هستهای به شریانهای عمومی کشور کشانده است.
این حمله تنها یک روز پس از آن انجام شد که ترامپ در سخنرانی شبانه خود از کاخ سفید ادعا کرده بود جنگی که آمریکا و اسرائیل از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز کردهاند، به موفقیتی «نزدیک به پایان» بدل شده است. با این حال، او در همان سخنرانی تهدید کرد که آمریکا میتواند نیروگاههای برق ایران را نیز «بسیار سخت و احتمالا همزمان» هدف بگیرد؛ تهدیدی که معنای آن، گسترش مستقیم حملات به زیرساختهایی است که زندگی روزمره میلیونها نفر به آن وابسته است. همین تناقض، یعنی ادعای نزدیک بودن پایان جنگ در کنار تهدید به حملات تازه، یکی از نشانههای مهم ابهام در راهبرد کنونی واشنگتن به شمار میرود.
در همان روز، گزارشهای دیگری نیز از ادامه حملات در داخل ایران منتشر شد. از جمله خبر حمله به انستیتو پاستور ایران در تهران و نیز تایید اصالت ویدئوهای مربوط به حمله پیشین به یک پایگاه موشکی در اصفهان. حمله به اصفهان بهویژه از این جهت حساسیتبرانگیزتر شده که برخی گزارشها، این شهر را محل نگهداری بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران دانستهاند؛ موضوعی که بار دیگر بحث درباره هدفهای واقعی جنگ و نسبت آن با برنامه هستهای ایران را زنده کرده است.
جمهوری اسلامی ایران در واکنش، موضعی تند اتخاذ کرده و از حملات «سنگینتر، گستردهتر و ویرانگرتر» در آینده سخن گفته است. ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، اعلام کرد جنگ تا زمانی ادامه خواهد یافت که دشمنان ایران دچار «پشیمانی دائمی» و تسلیم شوند. این موضعگیری نشان میدهد برخلاف ادعاهای ترامپ درباره نزدیک بودن پایان جنگ، نشانهای از کاهش فوری درگیری دیده نمیشود و هر دو طرف، همچنان در حال بالا بردن سطح تهدید و فشار متقابلاند.
در عرصه انسانی نیز بهای این جنگ، همچنان رو به افزایش است. برآورد فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر که در گزارش گاردین بازتاب یافته، از کشته شدن دستکم ۱۹۰۰ نفر و زخمی شدن ۲۰ هزار نفر در ایران از آغاز جنگ خبر میدهد. همزمان، گزارشها از بیش از ۱۵ هزار نوبت بمباران در خاک ایران حکایت دارند. با هدف قرار گرفتن پلها، مراکز پزشکی و زیرساختهای حیاتی، این جنگ بیش از پیش از سطح حملات صرفا نظامی فاصله گرفته و مستقیما زندگی غیرنظامیان و سازوکار عادی جامعه را هدف قرار داده است.
بازار جهانی نیز به این تشدید تنش واکنشی فوری نشان داد. قیمت نفت حدود ۷ درصد بالا رفت و به حدود ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید؛ جهشی که نشان میدهد معاملهگران و دولتها، نه پایان زودهنگام جنگ، بلکه احتمال طولانیتر شدن آن و گسترش اختلال در عرضه انرژی را محتملتر میدانند.
در همین حال، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، هشدار داد که جهان بر لبه یک جنگ گستردهتر ایستاده؛ جنگی که میتواند پیامدهایی فاجعهبار در مقیاس جهانی داشته باشد. او خواستار توقف حملات و حرکت فوری به سمت کاهش تنش شد.
به این ترتیب، بیش از چهار هفته از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. با وجود اینکه بخش عمدهی زیرساختهای نظامی و امنیتی حکومت در بمباران از بین رفته است، اما مقامات جمهوری اسلامی از یک مسئله ابراز رضایت میکنند: اینکه با وجود سنگینترین حملات، هنوز نظام سرنگون نشده و «مقاومت» ادامه دارد.
در ایران بعد از کشتهشدن علی خامنهای، هنوز تکلیف «رهبری» جمهوری اسلامی مشخص نیست. طرفداران حکومت، راضیاند زیرا معتقدند خامنهای پدر رفت و پسر که جوانتر است جای او نشست.
در شرایطی که اینترنت قطع است، دستگاه تبلیغاتی نظام با سانسور گزارشها و خبرها دربارهی تلفات و خسارات سنگین جنگ، در میان هواداران خود القا میکند که پیروز میدان نبرد بوده است.
از سوی دیگر، هر روز خبر تهدید مردم و دستگیریها و خانهگردیها و اعدامها نیز شنیده میشود. در این میان، دغدغه اصلی حاکمان ایران، آسانترین کار برای جمهوری اسلامی راضی نگه داشتن هوادارانش باشد. آنها از ابتدای جنگ تاکنون در اغلب شهرها در محلات تجمع میکنند، مداحان و سلبریتیهای حکومتی برایشان نوحهسرایی و سخنرانی میکنند، تابوت فرماندهان و نیروهای نظامی کشتهشده در جنگ تشییع میشود، در همان محل میان آنان غذا توزیع میشود و میخورند، جشن عروسی و عقد میگیرند و آنجا هم که لازم باشد کنار ایستهای بازرسی و مراکز تجمع نیروهای بسیج و سپاه و «یگان ویژه»، بهعنوان سپر انسانی بهکار گرفته میشوند.
در چنین روندی، آمریکا در چند مرحله از طریق واسطههای منطقهای پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی را مطرح کرده است اما ظاهرا هربار این پیشنهادات رد شده است. روایت اصلی جمهوری اسلامی این است که آمریکا و اسرائیل، به دلیل آنکه در جنگ شکست خوردهاند، پیشنهاد مذاکره و توافق میدهند. این روایت را بیشتر هسته اصلی قدرت در ایران، یعنی سپاه پاسداران برجسته میکنند. آنها «هرگونه مذاکره» با آمریکا را قویا رد میکنند و تاکیدشان این است که «آتشبس» معنا ندارد.
از سوی دولت، ظاهرا تمایل به مذاکره نشان داده میشود اما مسعود پزشکیان و عباس عراقچی میگویند: «پیامی از آمریکا دریافت نکردهاند.» ادعایی که احتمالا درست میباشد، زیرا آمریکا عملا دولت جمهوری اسلامی را فاقد اختیار و اعتبار میداند و پیامها برای افرادی مثل محمدباقر قالیباف ارسال میشود.
دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا تهدید کرده است که اگر جمهوری اسلامی تسلیم نشود، به «عصر حجر بازمیگردد.» در پاسخ مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران گفته است: «این شمایید که سربازانتان را به زیر سنگ گور میبرید نه ایران که بخواهید آن را به عصر سنگ برگردانید.» او تهدیدات ترامپ و سایر مقامات آمریکایی را «توهمات هالیوودی» خواند.
در ایران، عملا نوعی حکومت نظامی اعلام نشده برقرار است. براساس گزارشهای میدانی نیروهای مسلح(سپاه، ارتش، نیروی انتظامی، بسیج و امنیتیها) در پنجمین هفته جنگ زیر آتش شدید بمب و موشک با تلفات سنگین روبهرو هستند. شاهدان میگویند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در خیابان با کلاشنیکف و دوشکا پرسه میزنند، ایستهای بازرسی پراکندهتر شدهاند و ماموران از ترس بمبارانها، اصابت پهپادها و ریزپرندهها، مدام جابهجا و یا زیر پلها و تونلها مستقر میشوند. گزارشها حاکی از آن است که رفتار آنها توهینآمیز و برخوردها عصبی و پرخاشگرانه است.
طی هفتههای اخیر صدها نفر از شهروندان در شهرهای مختلف به اتهام جاسوسی، ارسال عکس و فیلم برای شبکههای ماهوارهای، ارسال موقعیت جغرافیایی ماموران و خرید و فروش استارلینک بازداشت شدند. تعدادی نیز اعدام شدهاند.
یکی از برجستهترین رویدادهای میدانی، هدفگیری منازل، ویلاها، خانهباغها و مخفیگاههای عوامل نظامی و امنیتی حکومت بود. علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در یک آپارتمان در بندرعباس کشته شد. سردار جمشید اسحاقی، مشاور رییس ستاد کل نیروهای مسلح و از دلالهای نفتی سپاه نیز بههمراه خانوادهاش در تهران هدف قرار گرفت. تعداد دیگری از فرماندهان در ردههای میانی نیز هدف قرار گرفتند. مهدی وفایی رییس شاخه مهندسی واحد لبنان نیروی قدس سپاه پاسداران نیز در شهر محلات کشته شد. همچنین شمار قابلتوجهی از فرماندهان میدانی تیمهای سرکوب در نقاط مختلف کشور شناسایی و حذف شدند.
در این جنگ به جز علی خامنهای، مقامات سیاسی حکومت کمتر مورد هدف قرار گرفتهاند اما خانه کمال خرازی رییس شورای راهبردی روابط خارجی و وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، در یک حمله هوایی بمباران شد. خانه خرازی در شمال تهران، محله آجودانیه واقع است.
روزنامه «نیویورکتایمز» به نقل از مقامات جمهوری اسلامی، درباره حمله به خانه خرازی نوشت که او در حال کمک به تسهیل یک دیدار احتمالی میان مقامات جمهوری اسلامی و جیدی ونس معاون رییسجمهور آمریکا بود، که توسط اسرائیل هدف قرار گرفت.
اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به یک رسانه در آفریقای جنوبی گفت: «این یک جنگ عادی نیست. آنها رهبران و فرماندهان ما را، حتی خارج از محل خدمتشان هدف قرار دادند. این یک جنگ ناعادلانه است.»
طی همین مدت، رضا پهلوی و هوادارانش، همچنان ضمن تشکر از ترامپ و نتنایاهو به دلیل حملات نظامیشان به ایران، خواهان ادام جنگ تا سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن سلطنتطلبان باشد. خود رضا پهلوی که این روزها سخت مشغول دید و بازدید و سخنرانی و پیام دادن است از جمله در کنفرانس سالانه «سیپک»(نشست جمهوریخواهان طرفدار ترامپ و جنگ) و دانشگاه لیبرتی؛ در هر دو جا به رهبران آمریکا و اسرائیل بهویژه آمریکا، توصیه کرده است که هدف باید «پایان رژیم» باشد.
او، حتی با اشاره به سیگنالهای مذاکره با جمهوری اسلامی به ترامپ، هشدار داد که حتی «گر بخشی از رژیم در قدرت باقی بماند، به همان شیوههای قدیمی و جهادی برای آمریکا، امنیت آن و منافعش تهدید خواهد بود؛ همان باجگیری هستهای و همان فریادهای «مرگ بر آمریکا» تکرار خواهد شد و...»
در چنین شرایطی، اکثریت مردم ایران، علاوه بر جنگ، همواره تحت فشارهای اقتصادی شدید بهسر میبرند و بسیاری از آنها، حتی از تامین مواد غذایی مودر نیاز روزانه خود و خانوادهشان، ناتوان هستند. جدیدترین آمار تورم در اقتصاد ایران نشان میدهد این شاخص کلیدی از مرزهای بحران عبور کرده و جامعه را وارد وضعیت اضطراری معیشتی کرده است؛ وضعیتی که نهتنها از ورود اقتصاد کشور به مرحلهای از بیثباتی عمیق حکایت دارد، بلکه زنگ خطر فروپاشی اجتماعی و گسست همبستگی ملی را نیز به صدا درآورده است.
مرکز آمار ایران در هفته گذشته، گزارش تورم اسفندماه ۱۴۰۴ را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، تورم نقطهبهنقطه، یعنی تغییر شاخص قیمتها در اسفند ۱۴۰۴ نسبت به اسفند ۱۴۰۳، به ۷۲ درصد رسیده است. در همین حال، تورم نقطهبهنقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۱۲/۵ درصد رسیده؛ رقمی تکاندهنده که عمق بحران معیشتی را آشکار میکند. این ارقام، رکورد تورم نقطهای در اقتصاد ایران را در ۸۲ سال گذشته، یعنی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، شکستهاند.
اگر چه اقتصاد ایران طی نیم قرن گذشته، همواره با تورم در هم تنیده بوده است اما مهمترین خصوصیت پایدار شاخصهای اخیر تورم، پیوند آن با رکودی عمیق است؛ خانوارهای کشور در حالی با افزایش پرسرعت قیمتها در بازارهای مختلف روبهرو هستند که باید با اثرات رکود عمیق اقتصادی از جمله بیکاری و ورشکستگی کسب وکارها نیز دست وپنجه نرم کنند.
در سوی دیگر، در هفتهها و ماههای آینده بودجهای که در زمان تدوین و روی کاغذ هم با کسری عملیاتی روبهرو بود، به علت اثرات اقتصادی جنگ، با کسری عمیقتری روبهرو خواهد شد. درآمدهای کشور، به علت رکود ناشی از شرایط جنگی کاهش خواهد یافت و کسبوکارهای بیشتری تعطیل خواهند شد و در یک کلام، اقتصاد ایران با رشد اقتصادی فاصله بیشتری پیدا خواهد کرد. همه اینها تورم را تحریک میکند و گرانی بیشتری را ثبت خواهد کرد و آوار آن نیز بر مردم زدبگیر و بیکار و فقیر خواهد ریخت.
نتیجه مستقیم این روند، سقوط شمار بیشتری از خانوارها به زیر خط فقر و دشوارتر شدن تامین ابتداییترین نیازهای زندگی برای بخش بزرگی از جامعه است. در چنین شرایطی، فقر دیگر صرفا یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به بحرانی اجتماعی بدل میشود؛ بحرانی که به گسترش محرومیت، تعمیق شکافهای طبقاتی، اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی و در نهایت فروپاشی اجتماعی میانجامد.
فروپاشی اجتماعی ناشی از فقر، فرآیندی است که در آن تنگنای اقتصادی با کاهش اعتماد عمومی، افزایش ناهنجاریها، رشد بزهکاری و تشدید آسیبهای اجتماعی همراه میشود. پیامد چنین وضعی، گسترش ناامیدی، افول امید به آینده و انباشت نارضایتیهای ساختاری در جامعه است.
در این میان، آنچه بیش از همه در معرض آسیب قرار میگیرد، جامعه است؛ همان نیروی پیونددهندهای که جامعه را از رهگذر مؤلفههای هویتی، فرهنگی، اخلاقی و اعتماد متقابل، در کنار هم نگه میدارد. هرچه این پیوندها سستتر شود، توان مبارزه و همبستگی سراسری مردم آزادیخواه و خواهان تغییر را برای مقابله با بحرانهای بزرگ نیز کاهش مییابد.
مسئولیت اصلی این بحرانهای شدید اقتصادی، اجتماعی و جنگ، بر عهده همه سران و مقامات جمهوری اسلامی است؛ تصمیمگیران و مقاماتی که کمترین اهمیتی به رفاه عمومی و امنیت جامعه و نابودی زیرساختها و سرمایههای انسانی ایران نمیدهند و اغلب به سرنوشت مردم ایران، اعتنا و اهمیتی نمیدهند. حاصل چنین مدیریت و سیاستگذاری، چیزی جز تشدید فقر، فرسایش بنیانهای اجتماعی و قرار گرفتن کشور در معرض بحرانهای عمیقتر و جنگ و ویرانی نبوده است.
آنچه که در چنین روندی میتوان تاکید کرد مخالفت جدی با جنگ، سانسور و سرکوب، اعدام است؛ باید از هر طریق ممکن برای آزادی زندانیان سیاسی و غیرسیاسی تلاش کرد زیرا آنها، بیش از همه در این وضعیت جنگی در معرض مستقیم بمبارانها قرار دارند چرا که اسیر هستند و اختیارشان دست خودشان نیست.
در چنین وضعیت، آن ضرورت عاجلی که در مقابل شهرندان دردمند و مخالف جنگ و حکومت و اعدام، بهوجود آوردن جمعها و تشکلهای همیاری و همفکری بزرگ و کوچک و کمک به نیازمندان و کودکان خیابانی است که بیتردید در ادامه همین جمعها و تشکلها، پایههای واقعی تشکلهای همبستگی مردمی علیه حکومت و خودسازماندهی آنها را میسازند. تشکلهایی که در آینده احتمال دارد از دل آنها، شوراهای قدرتمند و حتی احزاب جدیدی سر برخواهند آورد.
جمعه چهاردهم فروردین 1405-سوم آوریل 2026