۱۴۰۵-۰۱-۱۷
حسن بهگر

نتایج جنگ

 

هنوز زود است در مورد نتایج جنگی که علیه میهن ما آغاز شده است داوری کنیم، ولی برخی تغییرات بقدری آشکار و حیرت انگیز است که نمی توان از ذکر آن خودداری کرد.

ایالات متحده، صاحب بزرگترین ارتش دنیا، با ناوگان غول پیکر در مقابل ایران که دراثر تحریم ها فاقد تسلیحات و نیروی دفاعی هوایی است، نتوانست پیروز شود و در عوض با متحد خود اسراییل، دیوانه وار تهران و شهرهای دیگر کشور را با بمباران های شبانه روزی در هم کوبید. مردم جهان حیرت زده دیدند که پایگاه های آمریکایی مورد حمله قرار گرفت و اسراییل حتی نتوانست در برابر موشک های ایران از خود دفاع کند و تل آویو و یکی دو شهر دیگرش شبیه ویرانه های غزه شد. این بدان معنی است که ایران شیوه جنگ های دوره ی جهان دو قطبی را عوض کرده و ناوگان های غول آسای چند میلیاردی به هدف های آسان پهبادی ارزان قیمت تبدیل شده است.

افول قدرت آمریکا و فروریختن افسانۀ شکست ناپذیری اسراییل از دستاوردهای بزرگ این جنگ است و اعتبار رفته قابل برگشت نیست . هرچند هنوز در نیمۀ داستان هستیم و خطر وارد شدن جنگ به هسته ای به کلی منتفی نیست.

شکست برنامه ریزی موساد برای ایجاد شورش در ایران که بتوان از آن  به عنوان پلی برای دخالت خارجی استفاده کرد، موجب سرگردانی  آمریکا شد که پلان اولش معلوم نبود چیست و پلان Bبرای این کار نداشت . در این ماجرای دهشتناک هزاران ایرانی کشته شدند، از جمله بعضی متوهمان که امید به آمریکا و اسرائیل بسته بودند. شاهزاده مردم را به مسلخ فرستاد و بعد منکر این امر شد و بی شرمی را از حد گذراند و با تسلیت گفتن به سربازان کشته شده آمریکایی و عدم همدردی با کشته شدگان خردسال مدرسۀ میناب که خشم و حیرت جهانیان را برانگیخته بود، نشان داد که نه تنها ایرانی نیست بلکه بویی از انسانیت نیز نبرده است. نارضایی نتانیاهو از موساد و همچنین عصبانیت ترامپ از نتانیاهو نیز پنهان شدنی نیست. اکنون روشن شده است که ادعاهای اسرائیل مبنی براینکه خامنه ای  برنامه ای برای  ترور دونالد ترامپ داشته، خبری که بارها از تلویزیون فاکس نیوز پخش شده بود، بی پایه بوده و این دروغ  محصول همکاری نتانیاهو با اف بی آی بوده است. بی سبب نبود که در فوریه ترامپ گفت : «قبل از اینکه او مرا بگیرد، گرفتمش» 1

بیهوده نیست که این روزها مخالفت مردم آمریکا و نخبگان آن نسبت به دنباله روی از سیاست اسراییل اوج گرفته است. یک نمونه استعفای جو کنت مقام امنیتی و مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم در داخل حکومت است که به دلیل اخلاقی انجام گرفته او می نویسد:

«من نمی‌توانم با وجدانی آسوده از جنگ جاری در ایران حمایت کنم. ایران هیچ تهدید قریب‌الوقوعی برای ملت ما ایجاد نکرده بود.»

ترامپ فریب خورده و مستأصل پیشنهاد 15 ماده ای به ایران داده که رد شده است زیرا دیوار اعتماد پس از دو بار حمله به ایران درحین مذاکره، بکلی فروریخته است. از این گذشته، هیچ ضمانتی برای امنیت سران حکومت موجود نیست . با توجه به ترور یک به یک سران رژیم، چه کسی می خواهد بر سر میز مذاکره بنشیند ؟ 

گرچه این روزها از قالیباف بعنوان طرف مذاکره نام برده می شود، هیچ اطمینانی به فردای او هم نیست و مشخص است که مجتبی خامنه ای نیز به سبب همین ترورها در جای امن است و نمی خواهد در انظار ظاهر گردد. این روش جدید آمریکاست که دعوت به مذاکره می کند و در میانۀ ی ‌کار مذاکره کنندگان را می کشد.

در خبرها آمده است که پنتاگون از کنگره درخواست 200 میلیارد برای ادامه جنگ کرده است که بسیاری با آن مخالفند. در همین مدت کوتاه، جنگ مخالفان بسیاری در ایالات متحده پیدا کرده است . نزدیک به یک میلیون نفر بی خانمان در آنجاست و روزانه میلیاردها خرج جنگ می شود ؛ جنگی که حتا متحدان ناتو نیز از شرکت در آن ابا دارند، قابل ادامه نیست . جنگی بر پایه دروغ و نژادپرستی و خواست های صهیونیستی نتانیاهو صورت گرفته و تا همین امروز قربانیان زیادی را در کام خود فرو برده است.

اما این جنگ در ایران هم تاثیر خود را گذاشته است . باید گفت ادامه جمهوری اسلامی مرهون دو جنگی بوده است که به ایران تحمیل شده است. دخالت خارجی نه تنها مانع روند دموکراسی و آزادیخواهی در ایران شده بلکه جمهوری اسلامی را قوی تر ساخته است. حمله اسراییل و آمریکا به کشورمردم را به دفاع از خانه و میهن خود وادار می کند. حاصل دخالت خارجی تشدید فشار در داخل و اعدام و زندانی کردن آزادیخواهان و مبارزان بوده است.

در این شرایط بحرانی که هنوز سرنوشت جنگ مشخص نیست و با وجود همه مصایب و خرابی ها و بی خانمانی چند میلیون ایرانی ؛ حکومت فرصت را برای سرکوب مخالفان خود غنیمت شمرده و دوباره به بهانه جنگ به بازداشت های غیرقانونی و  حتا مصادره اموال و اعدام مشغول شده است .

ج ا نباید فراموش کند علت اینکه دشمن امروز حمله کرده است همان شکستن دیوار اعتماد بین حاکمیت و مردم بود. در شرایط جنگی حمله دشمن موجب انسجام ملی شده است ولی اگر باز حکومت به شیوه گذشته با مردم عداوت کند، خود دروازۀ کشور را برای دشمن باز خواهد کرد.

رئیس قوهُ قضاییه تهدید کرده است که :« افرادی که به هر نحوی با دشمن همکاری می‌کنند، بخشی از نیروهای دشمن محسوب می‌شوند و بر اساس آن با آنها برخورد خواهد شد.»

این همکاری تعریف مشخصی ندارد و گاهی برای هر عکس و هر پیامی آن هم بدون حضور وکیل پرونده سازی می شود . برای نمونه یک دانشجوی دانشگاه شریف را که یک عروسک موش از درخت آویزان کرده است دستگیر و زندانی کرده اند. پس  از کشتار دی ماه سال گذشته که خود دولت به کشتن بیش از 3000 نفر اعتراف کرد هزاران نفر را زندانی کرده است که بسیاری از آنها با پرونده های خلق الساعه و محاکمۀ عجولانه محکوم به اعدام شده اند، بدون آنکه حتی وکیلی داشته باشند . این برخورد با مردم در شرایط حاد جنگی ، بیکاری و بیخانمانی، چگونه قابل توضیح است ؟

برخی اعدام ها در خفا صورت می گیرد و مردم خود را گرفتار بین یک دشمن خارجی و یک حکومت جبار می بینند .

اگر حکومت از این موفقیت در ایستادگی نیروهای نظامی و مردم و همبستگی ملی که ایجاد شده و یک آبروی جهانی برای ایران کسب کرده، برای دلجویی از مردم و بهبود حال آنان و جبران خرابی ها استفاده نکند و قدر این فرصت تاریخی را نداند، نه تنها همه دستاوردها را برباد خواهد داد بلکه با نابودی خودش ایران را هم به مخاطره خواهد انداخت.

 جمعه، ۰۷ فروردین ۱۴۰۵

Friday, March 27, 2026

1-

How Israel and the FBI manipulated assassination plots to goad Trump into Iran war

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر