۱۴۰۵-۰۱-۱۸
مینو همیلی

وقتی جهان دربارهٔ جنگ حرف می‌زد، آن‌ها در سکوت اعدام شدند

 

13 فروردین 1405

در 28 اسفند 1404 صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی جوانان معترض دستگیرشده در دی ماه 1404، دهم و یازدهم فروردین 1405، اکبر شاهکار، محمد تقوی ، بابک علی‌پور و پویا قبادی چهار زندانی سیاسی قدیمی تر در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، در 13 فروردین 1405 امیرحسین حاتمی 18 ساله و امروز شنبه 15 فروردین 1405 وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر، باز هم از مجاهدین خلق اعدام شدند.

 

پیش‌تر، گروهی از هواداران سلطنت، طی تظاهراتی در شهرهای مختلف جهان خواهان حمله نظامی به ایران شدند و در مقابل کاخ سفید، همچنین در آخرین تجمع خود 8 فروردین، شعار یاسمین پهلوی، «مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد»، را فریاد زدند و برای بمباران ایران به عمو ترامپ گفتند: «thank you».

گزارش‌ها نشان می‌دهد که برخی از این هواداران به جرم قتل و کتک‌کاری در ونکوور، لندن و آلمان دستگیر شده‌اند. این خشونت ها، با تهدید جان زندانیان سیاسی در ایران هم‌زمانی تلخ و دردناکی پیدا می‌کند.

 

این صحنه برای تاریخ ایران تازه نیست. تابستان ۶۷، هزاران زندانی سیاسی، مجاهد و چپ (اکثرا زندانیان مجاهد) که بسیاری حکم خود را می‌گذراندند، و بر سرموضع خود مانده بودند، در زندان‌ها قتل‌عام شدند. بهانه همان واژه‌ای است که همیشه تکرار می‌شود: جنگ. اما جنگ فقط در میدان نبرد آدم نمی‌کشد؛ جنگ بهانه‌ای می‌شود برای سرکوب، خاموش کردن صداها، کشتن ضعیف‌ترین حلقه، زندانیان بی‌دفاع.

 

با شنیدن خبر اعدام‌ها، یاد دختران مجاهد و کمونیست هم‌بندی‌ام در دهه شصت در زندان اصفهان افتادم؛ بعضی هنوز زیر هجده سال داشتند. نه کسی را کشته بودند، نه اسلحه‌ای در دست داشتند. جرمشان فقط هواداری یا داشتن چند اعلامیه بود.

 

یکی از هم‌بندی‌هایم را به یاد می‌آورم که در یک شب، پدر، مادر و برادر شانزده‌ساله‌اش را اعدام کردند و خواهر و برادرهای دیگرش را پیش و پس از آن شب کشتند. از خانواده شفایی تنها یک پسر ۷ساله و زهره در زندان زنده ماندند.

 

یاد می‌آورم فخری مجتبایی، کبری ورپشتی و اکرم بحرینی از مجاهدین خلق؛ زندانیان سرسخت و مقاومی که پس از گذراندن سال‌ها حکم، در تابستان ۶۷ سربدار شدند. زهره مظاهری و محبوبه بهادری را هم پس از آزادی و در دوران جنگ ربودند و سربه نیست کردند. هر نام، هر چهره، هر خاطره، فریادی است که نمی‌توان از تاریخ پاک کرد.


من مجاهد نیستم، اما انسانم. انسان بودن یعنی ایستادن در برابر اعدام. چرخ اعدام در جمهوری اسلامی هنوز می‌گردد. فراموش نکنیم که جان هزاران زندانی سیاسی در خطر است. صدای آنان باشیم.

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر