۱۴۰۵-۰۱-۱۸

بیدارزنی: تبعات ویرانگر جنگ بر زنان



جنگ، این جنون ویرانی، فقط در مناطق مورد اصابت موشک‌ها رخ نمی‌دهد. تبعات و پیامدهای جنگ در تمامی زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، سلامت جسمی و روانی و لایه‌های پنهان و بی‌صدای خشونت چندجانبه علیه زنان است.
جنگ اول از همه، گروه‌های آسیب‌پذیر را تحت فشار می‌گذارد، یعنی سالمندان، بیماران، افراد دارای معلولیت، زنان و کودکان.

این فشار فقط محدود به زمان جنگ نیست و تبعات و آسیب‌های ناشی از آن تا ماه‌ها و سالیان پس از جنگ نیز پابرجاست.

 بهداشت و درمان

از نخستین روزهای آغاز جنگ فعلی، بیمارستان‌های دولتی و خصوصی با کمبود شدید کادر درمان متخصص و حاضر در مراکز درمانی مواجه شدند. حضور نیروهای متخصص در هر بخش بیمارستان اعم از مراقبت‌های ویژه یا داخلی و جراحی عمومی به (هر ۳ روز یک متخصص) در هفته رسید. رزیدنت‌ها هر ۴۸ ساعت در بیمارستان‌ها هستند و در این بین، بار اصلی خدمات درمانی و البته غیر تخصصی بر دوش پرستاران و بهیاران حاضر در مراکز درمانی قرار گرفته است. این وضعیت تماما در تهران برقرار است و بنا بر گزارش‌های مندرج از مراکز درمانی دیگر استان‌ها، فقدان کادر درمان متخصص در شهرهای کوچک و مرزی، عملا فاجعه‌بار است.

سالمندان، بیماران سرطانی، بیماران حاضر در بیمارستان‌ها و افراد دارای معلولیت، زیر یکی از شدیدترین فشارهای ناشی از این جنگ هستند که مستقیم، جان‌شان را نشانه گرفته است.

طی ۳۷ روز گذشته، با تعطیلی مطب‌های پزشکان متخصص زنان و کمبود نیروی ماما در درمانگاه‌ها و مراکز درمانی، ویزیت ضروری زنان باردار، زنان دارای بیماری‌های رحم، عفونت‌های شایع و سایر اختلالات هورمونی که نیازمند پزشک و نسخه جهت تهیه دارو هستند، با اختلال همراه بوده است. ویرانی و اضطراب جنگ برای زنان باردار، منجر به زایمان زودرس، سقط جنین ناخواسته و آسیب‌های غیرقابل جبران به جنین و مادر می‌شود.

اضطراب ناشی از جنگ باعث پریود زودتر از موعد بسیاری از دختربچه‌ها می‌شود. همچنین در بسیاری از زنان، در پی فشارهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و جابه‌جایی‌های اجباری در جنگ، اختلال شدید هورمونی و پریود نامنظم رخ می‌دهد. قطع ناگهانی و کوتاه مدت پریود، خونریزی شدید، افزایش روزشمار پریود به بیش از ۱۴ روز و… تنها بخش کوچکی از فشار مضاعف جنگ بر زنان و دختربچه‌هاست.

 معیشت و اقتصاد

بسیاری از زنان در شرایط فعلی جنگ، در صف نخست اخراج از محیط کار قرار گرفتند. زنان کارگر بدون قرارداد کاری و بیمه، با بسته شدن کارگاه‌ها، واحدهای تولیدی، خدماتی و … عملا خانه‌نشین شدند. بسیاری از زنان دستفروش حاضر در خیابان‌ها و متروها، همه‌ی امیدشان به نزدیکی اسفند و «شب عید» بود. همزمانی این دو با جنگ ویرانگر فعلی، عملا این زنان - که جمعیت بی‌شماری‌شان تنها سرپرست خانوار نیز هستند- را فقیرتر از قبل کرد.  همچنین قطعی ۳۷ روزه‌ی اینترنت بین‌الملل و عدم دسترسی به شبکه‌های اینستاگرام، تلگرام و … تمامی کسب‌وکارهای آنلاین را نابود کرد. تداوم این وضعیت به معنای سقوط کامل اقتصادی و بدهی‌هایی است که افراد و خاصه زنان را در فشاری مرگ‌آور قرار داده است.

افزایش خشونت علیه زنان در بستر جنگ

در زمان جنگ و تبعات بیکاری و آوارگی ناشی از آن، خانه دیگر محل آرامش نیست. تنش‌های ناشی از این فاجعه، اول از همه خود را در ساحت خانه نمایان می‌کند. فشارهای مختلف از دست دادن شغل، جابه‌جایی اجباری، کنارهم قرار گرفتن چندین خانواده در فضایی اجاره‌ای جهت گذران موقت جنگ و … یکی از اصلی‌ترین محورهای خشونت علیه زنان و کودکان به وقت جنگ‌هاست. در بسیاری از گزارش‌های منتشر شده از تجربیات زنان از جنگ در کشورهای مختلف، «(کنترل‌گری، محدودیت در رفت‌وآمد، خشونت کلامی، جسمی و جنسی) در زمره‌ی خشونت‌های مختلف علیه زنان در خلال جنگ نیز بوده است.

ذکر این نکته ضروری است که پیامدهای ناشی از خشونت خانگی علیه زنان در زمان جنگ، همواره ذیل گزاره‌ی «فشار طبیعی زندگی» نام‌گذاری و مدفون می‌شود. اما آنچه مبرهن است، تاثیرات مخرب، طولانی مدت و ویرانگر خشونت‌هایی است که پس از جنگ نیز خود را در قالب خشنوت‌هایی شدیدتر علیه زنان، بازتولید می‌کند.

#ژن_ژيان_ئازادی

@bidarzani

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر