۱۴۰۵-۰۱-۱۹
حمید رحمانپور

نامه سرگشاده به کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران و کومله سازمان کردستان حزب

 

در مورد عدم شرکت در کنگره آزادی ایران
 

حمید رحمانپور
 

آپریل ۲۰۲۶
 

با درود به شما رفقای عزیز!
 

برگزاری کنگره آزادی ایران در اواخر ماه مارس، با وجود همه‌ی کاستی‌ها و تناقضات آن، توانست بازتابی وسیع در رسانه‌ها و افکار عمومی پیدا کند و به یکی از معدود فضاهایی بدل شود که بخش قابل توجهی از اپوزیسیون ایرانی را—با همه اختلافات—در کنار هم قرار دهد. همین واقعیت به‌ تنهایی اهمیت این‌گونه مجامع را نشان می‌دهد.
 

در این نوشته وارد نقد جزئیات برگزارکنندگان، ترکیب شرکت‌کنندگان یا سناریوهای احتمالی آینده—از جمله دعوت از جریان‌های سلطنت‌طلب یا مجاهدین—نمی‌شوم. همچنین قصد تکرار دلایل اعلام‌شده برای عدم شرکت شما و یا رد و انتقاد از آنرا را ندارم. اما آنچه نمی‌توان از کنار آن به‌ سادگی گذشت، غیبت گسترده نیروهای کمونیستی و چپ، به‌ویژه کومله و حزب کمونیست ایران، در چنین تریبونی است.
 

واقعیت این است که خودداری از شرکت در چنین مجامعی، بیش از آنکه نشانه‌ «اصول‌گرایی» باشد، به نوعی انزواطلبی سیاسی و واگذاری میدان به دیگران تعبیر می‌شود. در شرایطی که هر تریبون گسترده‌ای می‌تواند فرصتی برای طرح دیدگاه‌ها، افشاگری، و تاثیرگذاری بر افکار عمومی باشد، کناره‌گیری آگاهانه از آن، عملاً به معنای خاموش کردن صدای خود در یکی از معدود فضاهای فراگیر است.
 

تجربه کنفرانس اسلو نشان داد که حتی حضور محدود نیز می‌تواند امکان طرح مواضع و تاثیرگذاری را فراهم کند. با این حساب، عدم حضور در کنگره آزادی ایران نه یک «تصمیم تاکتیکی موفق»، بلکه از دست دادن یک فرصت سیاسی مهم بود. این در حالی است که دیگر نیروها، از جمله حزب کمونیست کارگری و پژاک، به‌ درستی از این فرصت استفاده کردند و توانستند مواضع خود را به‌طور گسترده‌تری مطرح کنند. به‌ویژه سخنان رفیق حمید تقوایی، که با صراحت و روشنی به مسئله حق تعیین سرنوشت پرداخت، نشان داد که چگونه می‌توان از چنین تریبون‌هایی به نفع گفتمان چپ بهره برد.
 

پایبندی به طبقه کارگر، مبارزه با هر نوع ستم ملی، جنسیتی و ... و دفاع از حقوق ملیت‌ها، با حضور فعال در  صحنه‌هایی که امکان طرح این مطالبات را فراهم می‌کنند،  امکان ارتباط گسترده‌تر با نیروها و افکار عمومی را فراهم می‌کنند و نباید از آنان خودداری کرد.
 

همچنین باید روشن گفت که شرکت در این‌گونه مجامع هیچ تضادی با تلاش برای ایجاد یا تقویت همگرایی میان نیروهای چپ و کمونیست ندارد. برعکس، انزوا و دوری از چنین فضاهایی، عملاً به تضعیف موقعیت چپ در معادلات گسترده‌تر اپوزیسیون منجر می‌شود.
 

چنین تریبون‌هایی—و فراتر از آن، مشارکت و همگرایی با دیگر تشکل‌های جمهوری‌خواه ایرانی که مواضع دموکراتیک تری دارند و در قبال حقوق ملیت‌های ساکن ایران رویکردی روشن و مثبت اتخاذ کرده‌اند—نباید نادیده گرفته شود.
 

رفقا، تداوم این رویکردِ فاصله‌گیر  در عمل به حذف تدریجی از صحنه‌های تاثیرگذار سیاسی می‌انجامد. اگر قرار است صدای چپ و کمونیسم در تحولات آینده ایران نقشی واقعی داشته باشد، این صدا باید در هر تریبون ممکن—به‌ویژه تریبون‌های فراگیر—حضور فعال، منتقد و تاثیرگذار داشته باشد، نه آنکه آگاهانه از آنها کناره‌گیری کند.
 

با احترام مجدد
 

موفق باشید
 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر