جنگ در ایران - ترامپ و رهبران اروپا
ایران نقطه عطفی برای آزادی اروپا از دونالد ترامپ است
ناتالی توچی
روزنامه گاردین
برگردان: ک الوند
تهدیدهای رئیس جمهور آمریکا در حالی که رهبران اروپایی سرانجام از چاپلوسی به روی اوری به مخالفت ، در حال از دست دادن تأثیر خود هست.
اروپاییها در موضوعی که میتوان آن را «یک سفر» نامید، در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که اکنون ظاهراً پس از چرخش 11 ساعته دونالد ترامپ، به آتشبس دو هفته ایی رسیده و فعلاً تهدید او برای نابودی تمدن ایران را لغو کرده است.
بحران خاورمیانه، پس از شوک خیانت آمریکا به اوکراین و تهدید ترامپ برای تصرف گرینلند، آخرین گام دردناک در رهایی اروپا از واشنگتن است. این سفر مسیری که اکثر رهبران اروپایی از رفتن به آن وحشت دارند اما جهت حرکت غیرقابل انکار است.
در ابتدا، اکثر سیاستمداران اروپایی در قدرت، تقریباً حمله غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را تأیید کردند. اگر مارک روته، دبیرکل چاپلوس ناتو، از یک سر طیف افکار عمومی اروپا و پدرو سانچز در سر دیگر آن قرار داشتند، اکثر دولتهای اروپایی تلویحاً به پذیرش سیاست جنگی ترامپ توسط روته نزدیکتر بودند تا با مخالفت اصولی نخستوزیر اسپانیا.
میل آنها برای تنشزدایی فراآتلانتیکی پس از بحران گرینلند و انزجارشان از رژیم ایران - به دلیل اتحادش با روسیه پوتین و وحشیگریاش نسبت به مردم خودش چنان بود که احمقانه فریب توهم ترامپ را خوردند.
آنها با این ایده همراه شدند که ترفند ونزوئلا، که در آن ایالات متحده بدون دردسر رژیم نیکولاس مادورو را سر برید، میتواند به نحوی در تهران تکرار شود.
اما با تشدید جنگ در خاورمیانه، موضع اروپا تغییر کرد. برای اکثر رهبران اروپایی، چه صریحاً و چه خاموش، ترامپ از پدر (شخصیت روته) به بد (دیدگاه سانچز از رئیس جمهور آمریکا) تبدیل شده است.
این کاهش تنش در جنگی که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، آغاز کردهاند، اشکال مختلفی به خود گرفته است. ایتالیا اجازه استفاده از پایگاه هوایی سیسیل را به هواپیماهای جنگی ایالات متحده نداده است. لهستان با استناد به تهدید مداوم روسیه، از ارسال سامانههای دفاع هوایی پاتریوت به خاورمیانه خودداری کرد. فرانسه حق پرواز بر فراز تنگه هرمز را رد کرده و با قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده در شورای امنیت سازمان ملل که بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران را محکوم کرده و خواستار بازگشایی آن از طریق نظامی شده بود، مخالفت کرد.
فرانسه، مانند سایر کشورهای اروپایی، معتقد است که این آبراه استراتژیک فقط از طریق دیپلماتیک و با هماهنگی تهران قابل بازگشایی است. اسپانیا که پیش از این ممنوعیت استفاده از پایگاههای مشترک اسپانیا و ایالات متحده را برای عملیات مرتبط با جنگ اعمال کرده بود، دیگر یک استثنا به نظر نمیرسد.
واکنش سانچز در X، که از آتشبس مشروط استقبال میکند اما بر صلح پایدار و عادلانه اصرار دارد، با واکنش سایر رهبران اروپایی تفاوتی ندارد.
عوامل متعددی این مسیر را توضیح میدهند. برخی از دولتهای اروپایی، با وجود غیرقانونی بودن جنگ، کوتهبینانه از آن حمایت کردند، زیرا معتقد بودند که یک راهحل سریع، دستاوردهای استراتژیکی را به همراه خواهد داشت. آنها اکنون به مقیاس اشتباه محاسباتی خود در مورد مزایای آن برای روسیه - از طریق افزایش قیمت نفت و کاهش رهگیرهای دفاع هوایی موجود برای اوکراین پی بردهاند.
واشنگتن همچنین به طور موقت نفت روسیه را از تحریم خارج کرده و انتقال سلاحهای آمریکایی سفارش داده شده توسط متحدان اروپایی برای اوکراین را برای کسیل به خلیج فارس در نظر گرفته است.
تاکنون، جنگ در خاورمیانه برای مسکو یک ثروت بادآورده و برای کیف ویرانگر بوده است، در حالی که تهدید بحران اقتصادی دیگری در اروپا، سومین بحران تنها در پنج سال گذشته، پس از کووید-19 و جنگ در اوکراین است. به رهبران اروپایی به سختی یادآوری شده است که فرسایش قوانین بینالمللی با آخرین نمود در خاورمیانه - خبر بدی برای جهان، از جمله اروپا است.
برای اکثر رهبران اروپایی، ترامپ از یک پدر به یک آدم بد تبدیل شده است اروپاییها، مانند هر کس دیگری، اظهارات آشفته و رو به افزایش ترامپ را شنیدند: تهدیدهای شادمانه او برای ارتکاب جنایات جنگی در ایران، توهینهای او به رهبران اروپایی، درخواستهای او برای ترک ناتو توسط ایالات متحده. اما هشدارهای او آنقدر تکراری شدهاند که به سادگی اثر خود را از دست میدهند.
اروپاییها نسبت به ترامپ بیحس و حوصلهشان سر رفته است. حتی رهبران راست افراطی نیز از او فاصله میگیرند - نه لزوماً به این دلیل که دیگر جهانبینی غارتگرانه دولت او را قبول ندارند، بلکه به این دلیل که نزدیکی به ترامپ از نظر حمایت افکار عمومی سمی میشود.
این امر قطعاً در ایتالیا صادق است، جایی که نخست وزیر، جورجیا ملونی، پس از شکست در یک همهپرسی مهم قانون اساسی، بیسروصدا از جنگ ترامپ فاصله گرفته است.
این امر همچنین در آلمان و فرانسه قابل مشاهده است، جایی که به ترتیب حزب AfD و حزب Rassemblement National مخالفت خود را ابراز کردهاند. تنها ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، همچنان به ترامپ وفادار مانده است، همانطور که سفر جی دی ونس به بوداپست در این هفته نشان داد، و انتخابات یکشنبه نشان خواهد داد که آیا حمایت ایالات متحده برای اوربان نیز به یک دردسر تبدیل شده است یا خیر.
همانطور که اروپا جایگاه خود را در فاصله گرفتن از ترامپ پیدا میکند، ممکن است تاثیر صدای دیپلماسی اروپا درعرصه جهانی را نیز پیدا کند.
تنها نیروی انقلابی مردم ایران است که میتواند سرنوشت مختوم حکومت بربری های مافیای اسلامی را تایین کند
(نه به جنگ) چرا که قربانیان اصلی این جنگ ضد انسانی مردم ایران هستند