۱۴۰۵-۰۱-۲۴
تقی روزبه

پایان زودرس «وقفه» در جنگ؟

 

سنتکام: محاصره تردد دریایی همه بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را از دوشنبه آغاز می‌کنیم. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) عصر یکشنبه طی بیانیه‌ای اعلام کرد که در پی اعلام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، محاصره همه ترددهای ورودی و خروجی به بنادر ایران در خلیج فارس و دریایی عمان را از ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۳ آوریل به وقت شرق آمریکا (۱۷:۳۰ به وقت تهران) آغاز می‌کند. در این بیانیه آمده است: «این محاصره به‌طور بی‌طرفانه علیه کشتی‌های همه کشورها که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران از جمله همه بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان می‌شوند یا از آن‌ها خارج می‌شوند، اعمال خواهد شد. نیروهای سنتکام مانع آزادی ناوبری کشتی‌هایی که از طریق تنگه هرمز به بنادر غیرایرانی رفت‌وآمد می‌کنند نخواهند شد.». در نقشه ترامپ، این محاصره-که قبلا در موردونزوئلا هم بکارگرفته شده بود و ترامپ درصدداست که درموردکوباهم بکارگیرد، در واقع واکنشی است به کنترل این تنگه توسط رژیم ایران و گرفتن این برگ برنده و استراتژیک از دست آن. هدف محاصره اقتصادی و ممانعت از ترددکشتی ها از ایران و بسوی ایران و فشردن گلوی اقتصادی ایران است. باین ترتیب دولت ترامپ مصمم است که محاصره اقتصادی دریایی را نیز به اهداف نظامی‌اش بیفزاید. ظاهرا دارای دو فازاست: در فازنخست قرارنیست تنگه باز بشود، بلکه برعکس قراراست از مین‌ها و تهدیدهائی از سوی ایران متوجه آن است پاکسازی شود و در فاز دوم بجز ایران ترددبقیه کشتی‌ها آزادخواهند بود. ترامپ در موردسیاست گزینشی ایران گفته بود یا همه یا هیچ کس. در حقیقت این همان شروع مجدد جنگ از نقطه دیگری است. با این تفاوت که هم کل جهان (اعم از سازمان ملل و اروپا و کشورهای عرب منطقه و... ) با کنترل ایران برتنگه مخالفند و به گفته وی برخی کشورهای اروپایی و ناتو و ... منطقه حاضرند که در آن شرکت کنند. گرچه آن‌‌ها عموما براین نظرندکه از طریق دیپلماسی باید حل گردد و فرصت لازم به دپیلماسی-برخلاف مهلت حدودا بیست و یک ساعته مذاکرات پاکستان- به آن داده شود. ویژگی مهم این فازجدید درصورتی که شروع شود،همان افزودن محاصره اقتصادی به سایراقدامات نظامی و جلوگیری از صادرات نفت ایران و کنسل کردن درآمدهای ایران است و کشتی‌هائی را که با ایران همکاری کنند تهدید به مجازات و تحمیل تعرفه‌های ٪۵۰ کرده است. 

چنان که مشهوداست این یک راه حل برای بحران و پایان دادن به جنگ نیست بلکه پایان وقفه بوجود آمده در آن و ادامه و گسترش ابعادجنگ (به بعدمحاصره اقتصادی) در کنار ادامه نابودی بقیه زیرساخت‌های مهم انرژی و برق و... خواهد بود تا رژیم کاملا از نفس بیفتد. در این راستا گام نخست خاموش کردن تهدیدهایی است که از سوی ایران و آب‌ها و سواحل اطراف آن متوجه امنیت تردد در تنگه هرمز است، اما معلوم نیست که بالأخره با تهدیدهای متقابل ایران و تأمین امنیت تردد چه خواهندکرد؟ ترامپ مدعی است که به سرعت می‌توانند زیرساخت های حیاتی چون انرژی و برق را حتی به گفته خودش یک روزه و یا حتی یک ساعته(!) از کار بیاندازند (همان عصرحجر و پایان تمدن کشور. او براین باوراست که با تشدید فشار و تضعیف بیشتر ایران، آن‌ها باردیگر به مذاکره برخواهند گش. ترامپ گفته بود این مذاکره کنندگان زنده ماند‌ه اند برای مذاکره کردن. حالا چی؟ آیا زنده خواهند ماند؟!. با این همه ایران هم برگ‌های خود را دارد و می تواند با مین‌گزاری و حملات موشکی وپهبادی بحران سوخت و تجارت را دامن بزند و حتی چه بسا حوثی‌های یمن را هم برای ایجادعدم امنیت در تردد دریای سرخ واردعمل کند که در آن صورت ممکن است قیمت سوخت بازهم جهش کرده و ابعادتازه ای پیداکند. خلاصه آن که با شکست مذاکرات عملا گزینه موجود فعلا گسترش جنگ است. آمریکا مدعی است که طرح نهایی خود را به هیأت ایرانی داده است (طرح حداکثری با شروط غنی سازی صفر، استرداد اورانیوم غنی شده ٪۶۰ و تغییرسیاست حمایتی درموردنیروهای موسوم به محور مقاومت. ایران هم در آنسو ادعاهای حداکثری و زیاده طلبانه خود را دارد. تا طرفین از خواست‌های حداکثری کوتاه نیایند امکان دست یابی به یک توافق و آتش بس کمابیش پایدار دشوارخواهدبود. 

گسترش دامنه جنگ و مداخله آمریکا درتنگه هرمز باحتمال زیاد با افزایش دامنه و شدت جنگ و تشدید بحران جهانی سوخت، درحکم قمارجدیدی است که دولت ترامپ به آن مبادرت می ورزد و این در حالی است که مخالفت‌های داخلی علیه سیاست های جنگ طلبانه وی و تهدیدهای خطرناک و ضدمتمدنانه‌اش، و حتی پیرامون سلامت فکری‌ و روانی‌اش،آن‌هم درسال انتخاباتی و چندماه مانده تا آن، گسترش پیدامی کند. هم چنین طبق گزارشات دولت اسرائیل که تلاش زیادی را برای شکست مذاکرات بکارگرفت، از هم آکنون خود را آماده مداخله و بهبودبانک اهداف و ادامه بقول خودکارنیمه تمام جنگ و تضعیف و بی رمق کردن حداکثری حکومت‌گری در ایران، از طریق نابودی زیرساخت‌ها کرده است. در عین حال پراکسی‌هائی چون رضاپهلوی که به خاطر آتش بس ماتم گرفته بودند و صراحتا خواهان بمباران و نابودی زیرساخت‌ها بودند، و با دوگانه سازی مصنوعی یا جنگ یا ماندن رژیم هارحکومت اسلامی مدعی اند که ضرر بازسازی کشور ویران شده کمتر از ماندن رژیمی چون حکومت اسلامی است، نیز با شروع جنگ دوباره با دمشان بشکن خواهندزد. طبق این دوگانه مصنوعی، گوئی مردم ایران محکومند که بین حکومت اسلامی و یا براندازی آن توسط قدرت های خارجی و به بهای ویرانی کامل ایران، یکی را برگزینند! برای آن‌ها راه سوم برافکندن رژیم و مخالف با جنگ و مداخله نظامی و غیرنظامی یک ناممکن است. و این درحالی است که از قضا حکومتی چون حکومت اسلامی از ِقبلِ دوگانه نظام/دشمن و جنگ سوخت گیری می کند و بیشترین سرکوب را سازمان می‌دهد. چنان که عملا پس از چهل‌روزجنگ و نابودی کشور (بیش از ۲۰۰۰۰ هزارهدف) خود را پیروزمیدان عنوان می‌کند و سطح در خواست‌های خود را بالاترهم برده است. 

تقی روزبه ۱۲. ۰۴. ۲۰۲۶

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر