بعد از شکست مذاکرات در پاکستان چه خواهد شد
آتش بس و برقراری صلح،بنظر من هیچکدام از طرفین خواهان آتش بس و بر قراری صلح نبودند و نیستند،اگر جنگ پایان یابد منافع هر دو طرف جنگ طلب بخطر خواهد افتاد.
ناکامی در مذاکرات از قبل هم روشن بود و نوعی بازی با افکار عمومی و بخصوص مردم ایران بود ، تلاش عوامل دولت تروریستی جمهوری اسلامی تنهابرای بقای خود و همچنین دولت متجاوزجنگ طلب آمریکا برای تسلط بر منطقه و سود آوری بیشتر ،جمهوری اسلامی به جهان پیام میدهد که ما تمام مراحل دمکراتیک در مذاکره را انجام دادیم و به نتیجه نرسیدیم ،نمایندگان آمریکائی پیام میدهند که نمایندگان جمهوری اسلامی زبان دمکراسی و تفاهم را نمی فهمند تنها زبانی که برای سپاه تروریستی قابل فهم است ادامه ی جنگ و بر چیدن و کشتن سران باقیمانده رژیم میباشد و راه دیگری از دید سیاسی برای ما و جهان باقی نمانده است،بنا بر این در پایان مذاکره و اعلان شکست مذاکرات ،توسط ترامپ به ارتش آمریکا دستور داده میشود که برای بازگشائي تنگه ی هرمز وارد عمل شوندو ارتش اسرائیل و دستگاه امنیتی او در ایران نیز آمادگی خود را برای ترور سران باقیمانه ی رژیم اعلان میکنند.
سپاه تروریستی در این مرحله چه خواهد کرد؟
آیا هنوز بر سر مواضع خود پافشاری خواهد نمود؟بله بنظر من این افراد که خود را اهل بیت امت نامیده اند آنقدر احمق و آدم کشند که یا باید به خفت و خواری کشته شوند یا با ادامه ی شعار بقای حکومت ارتجاعی خود را تضمن کنند، و جهان در این مرحله نظاره گر و و نگران افزایش قیمت نفت میباشند،اما ایالات متحده آمریکا با باز گشائی تنگه ی هرمز و تسلط بر آن اقدام به ممنوع کردن صادرات نفت ایران خواهد کرد،سیاست چین در این مرحله از جنگ او را مجبور خواهند کرد که نفت گرانتر بخرد و اگر قبول نکند با افزایش مالیات گمرکی ۵۰٪آمریکا مواجه خواهند شد،آمریکا با کمک جهانی تنگه ی هرمز را بازگشائی خواهد نمودو دست سپاه را از گرفتن عوارض کوتاه خواهد کرد ،و با فشار بمباران و کشتن سران پاسداران اورانیوم غنی شده را از ایران خارج خواهند نمود که شرط اصلی آمریکا میباشد.
ترامپ در حقیقت ایران را در محاصره ی دریایی قرار داده از زوایای مختلف به جمهوری اسلامی فشار وارد خواهد کرد برای تسلیم بلاشرط ،این دیپلماسی یک توطئه ای بیش نیست و این سیاست در آینده هم ادامه خواهد داشت،و در نهایت مسئله ی هسته ای ایران که میبایست پای میز مذاکره حل و فصل شود ولی سیاست امپریالیستی ترامپ جهان را تغییر داده و به زور فشار این عمل را اجرایی خواهد کرد.
اما من در این مرحله به این تحلیل رسیده ام که وقتی جمهوری تروریستی اسلامی مورد تجاوز نظامی امپریالیستی قرار گرفت و چهل روز متمادی شب و روز بمباران شد و زیر ساختها از میان بر داشته شدند و در این میان سران آدم کش جهوری اسلامی یکی پس از دیگری کشته شدند ،بدیهی است که مردم ایران عکس العمل های متفاوت انجام خواهند داد،حزب الله و عوامل آدم کش رژیم را مسلح تر خواهد نمود تا از بقایای رژیم شکست خورده دفاع کنند در مقابل مخالفین رژیم،اما مردم عادی با داشتن مواضع ضد جنگ در کنار رژیم قرار نخواهند گرفت ،و رژیم برای جایگزینی مردم از نیروهای تروریستی حشدالشعبی ،فاطمیون افغانی و زینیون پاکستانی و... جهت سرکوب مردم ایران استفاده خواهد کرد تا رژیم را از سرنگونی نجات دهند،که زمان دیری نخواهد گذشت که مردم متوجه این جنایات شده و یا آنها را را وادار به تسلیم خواهند نمود یا توسط اسرائیل کشته خواهند شد یا از ایران اخراج.مردمان عادی در ایران خواهان صلح و پایان دادن به جنگ و تجاوز نظامی امپریالیستی جهانی و سرنگونی جمهوری اسلامی هستند،بله پنجره ،دیپلماسی امپریالیستها ی جنگ طلب باز خواهد ماند،برای دریافت تسلیم بلاشرط.
استقلال داشتن و مستقل بودن هر فرد ایرانی بمعنای این است که حق تصمیم گیری بر سرنوشت خود و میهن خود را از هر جنسیت و قومیت را دارند،و با خواست استقلال طلبی و آزادیخواهی در کنار هم در مقابل دسیسه های بیگانه میتوانند اتخاذ تصمیم کنند.
حکومت ترور و خفقان اسلامی جهت بقای خود متوسل بفریب افکار عمومی همیشه با تکیه بر روی تجزیه ی ایران تکیه کرده ،تنها برای ترساندن و ادامه زندگی ننگین خود،حتی حضور و استقبال از مذاکرات با دولت متجاوز آمریکا به تهدید کشورهای منطقه پرداخته است.
اهداف جنگ:
زندگی در روزهای جنگ بصورتی به پیش میروند که مردم در ارعاب و وحشت از نابود شدن بسر میبرند،و هیئت صلح طلبان تحمیلی خود را بنوعی مسخره به بازی گرفتن مردم در جو جنگی دچار کردند که آنها را به توهم وادارند که موفق نشدند.
این جنگ یک جنگ امپریالیستی است، دارای هژمونی گرایی قدرت های امپریالیستی است،که کارگران و زحمتکشان ایرانی هدف اصلی آنهاست،آمریکا معتقد است که حتی اگر جنگ هم با جمهوری اسلامی تمام بشود ما آنرا ادامه خواهیم داد،نفس این جنگ علیه مردم ایران است،البته آمریکا و اسرائیل به بهانه اینکه ایران قصد نابودی اسرائیل را دارد که داشت و موفق نشد،این جنگ را آغاز کردند،که اهداف نظامی رژیم اسلامی را بزنند و نابود کنند که اینکار تا بحال انجام شده است ، ولی بیشترین لطمه را بطور عموم مردم متحمل شده اند و شرایط ادامه یک زندگی معمولی را برایشان با وحشت و بدبختی ایجاد کرده اند که خواست رژیم هم میباشد.
روشن است که این جنگ تجاوزکارانه دو طرف دارد و چقدر طول بکشد معلوم نیست ، اما این جنگ از ۷ اکتبر و تجاوز حماس به بمردم اسرائیل رسما شروع نشد در حالیکه از تجاوز اسرائیل به سر زمینهای غزه و بمباران و کشتار مردم، زمانها میگذشت.
موضع سوسالیستها در قبال این جنگ:
موضع مخالف با جنگ داشته و دارند و در مقابل تجاوز از حقوق مردم دفاع میکنند،و اگر رژیم بخواهد آنرا به جنگ داخلی تبدیل کند بمعنی این است که نیروهای مترقی در دفاع از مردم باید آنرا به انقلاب تبدیل کنند،به این معنی که جنک انقلابی نیست ولی اگر شروع شد مردم و نیروهای مترقی باید آنرا به جنگ انقلابی تبدیل کنند، جمهوری اسلامی در حال حاضر احساس رفتن دارد و نتیجه ی این فکر اینکه جامعه را قصد دارد منفجر کتد،با سرکوبهای وحشتناکتر از ۱۸و ۱۹ دیماه گذشته ،منطقه را به فروپاشی بکشاند و مردم را بسکوت وادارند، در حالیکه در داخل ایران مردم خواستار پایان جنگ بوده تا در کنارش بتوانند زندانیان سیاسی را آزاد کنند واز حقوق بشر و حق خود دفاع کنند.
تحلیل من از این جنگ خانمانسوز این است که طرفین جنگ هر دو سرمایه داری هستندیکی با اتخاذ شیوه مدرن امروزی برای تسلط بر سرمایه جهان و دیگری با عقب ماندگی فکری متحجراسلامی برای تسلط بر ثروت جامعه ایرانی که تا بحال هم موفق بوده و ثروت سایر کشورهای منطقه که با شکست در مقابل سرمایه داری جهانی روبرو شده، ولی هر دو ضد طبقه ی کارگر و استثمارگرند و وجودشان جز ضرر برای فرودستان هیچ نفعی ندارند.
طرفین ادامه جنگ هر کدام چه هدفی را دنبال میکنند:
ـ این جنگ امپریالیستی از مدتها پیش تدارکش دیده شده و در سر نقشه ی تسلط در خاورمیانه و اسرائیل بزرگ را بوجود بیاورند، در مسیر رقابت جهانی با هم، با اعمال خشونت کامل و با ندیده گرفتن قوانین سازمان ملل متحد ،و رژیم اسلامی برای بقای خود و جلو گیری از انقلاب کارگری در تلاش ،هستند.
ـ البته باید دید که این جنگ در چه دوران تاریخی است و چه بحرانهای ساختاری سرمایه داری در آمریکا بوجود آورده است که میلیونها نفر را به خیابان به اعتراض کشانده، که ادامه این جنگ برای جلو گیری از جنبشهای کارگری است.
ـ پیامدهای این جنگ بهر شکلی ادامه یابد یا خاتمه داده شود ، همه ی شواهد نشان میدهند که طبقه ی کارگر را با بحران بزرگ مواجه خواهد کرد ،البته جنگ آگاهی مردم را بالا خواهد برد،و ما باید دامن به سیاسا انقلابی زده و همچنان برای سازماندهی سراسری کردن آن تلاش کرده تا کارگران وارد میدان مبارزه برای کسب حقوق خود شوند.
ـ وحدت چپ و وحدت سوسیالیستها که باید بر اساس شرایط سیاسی موجود و مشخص جامعه با هم یک حزب پیشرو یا یک بلوک متحد بوجود بیاورند و نتیجه جنگ را بنفع طبقه ی کارگر تغییر دهند.
ـ در این جنگ بصورت علنی چین و روسیه آنچنان دخالتی ندارند و از لحاظ اقتصادی در کنار آمریکا قرار گرفته اندو حتی در رای گیری بابت قطعنامه ی عملکرد کشورهای عربی آنرا وتو نکردند،البته شک نباید کرد که چین و روسیه حتمن دستی در این جنک بنفع خود دارند، زیرا هدف این جنگ بر سر تسلط قدرت منطقه ای است.
ـ جنگ از دو طرف عملکردی تجاوزکارانه داشته و دارد،جمهوری اسلامی از روز اول نابودی اسرائیل را در دستور کار خود داشت و تلاش کرد با موشکها و حتی برنامه اتمی خود را طوری تدارک ببیند که که در جهان ظن ایجاد نکند که با شکست روبرو شد ، آیا مردم در شرایط امروز ایجاب میکند که وارد جنگ داخلی شوندکه بنظر من همان مسیر انقلاب است ،بروند، زیر ساختها که همه نابود شده اند،صنایع فولادسازی ، پتروشیمی ،هزاران شغل از بین رفته ،ارتش بیکاران در سردر گمی،زنان کارگر در بازار کار مردانه بیشترین ضربه را خورده اند، پس به این نتیجه میرسیم که طرف سوم این جنگ نابرابر مردم ایران هستند.
آینده ایران بعد از جنگ،
هر دو طرف جنگ یعنی امپریالیسم آمریکا ، دولت فاشیستی اسرائیل با دولت جنگ طلب و تروریستی جمهوری اسلامی، چه بلایی بر سر جامعه آوردند،ایران را به عصر حجر خواهند برد،ترامپ در یک سخنرانی گفت و خامنه ای نیز همینطور گفت که ایران و مردم ایران را باید نابود کرد،مردم در این شرایط حساس چه باید بکنند ،تا دست هر دو جناح جنایتکاران جنگی را از بالای سر مردم و ایران کوتاه کنند،تنها با همت و با اعتبار نیروی مردمی این امر ممکن است.
می بینیم که مرحله ی اول این جنگ در ۱۲ روزه و چها روزه اخیر چه بلایی بر سر جامعه آورده که البته بخشی از مردم هم از آن و این عملکرد راضی و استقبال هم میکنند و این شکست موجب ایجاد بحرانهای عمیقتر در خاور میانه و ایران خواهد شد ،که دخالت نظامی کشور های حوضه ی خلیج فارس را علیه ایران بدنبال خواهد داشت،طبق کنوانسیون بین المللی تنگه هرمز یک آب راه یا یک گذرگاه بین المللی بوده و از حساسیت مخصوسی برخوردار بوده،و بسته شدنش بضرر ایران و کشورهای همجوارخواهد بود، واکنش مردم تنها کنشگری و سازندگی باید باشد و برای التیام درد مشترکشان با بر پایی اعتصابات سراسری و اعتراضات و نافرمانی و مقابله با حکومت تروریستی جنگ طلب و استبداد داخلی ،شبکه های همبستگی طبقه ی زحمتکش را ایجاد کرده تا قادر شوند رژیم اسلامی را به زانو در آورند .
کسب قدرت در ایران با واگذاری اختیارات بعهده فرد یا گروهی توسط بیگانه بوجود نخواهد آمد،و مشروعیت نخواهد داشت ،و قدرتهای جهانی از این نوع بازیها استفاده ی ابزاری خواهند کردو جامعه را از امکانات درونی مردمی محروم خواهند نمود و آنرا به خشونت خواهند کشید وبعضی افراد و گروهها در خارج از کشور بجای گفتن نه به جمهوری اسلامی و نه به جنگ امپریالیستی در زمین جمهوری اسلامی بازی میکنند،از دید تحلیلی من بمباران زیر ساختهای ایران رابشدت آسبب زده ،موجب تعطیلی کارخانجات و بیکاری بیش از حد خواهد شد ،و موجب اختلال و فشار بیش از معمول به خدمات عمومی وارد خواهد کرد.
در قدرت ماندن پاسداران جنایتکار در ایران آیا مردم میتوانند به تفاهم ملی و اخلاقی برسند بنظر من نه بسیار مشکل شده،زیرا طی ۴۷ سال تحمل فشار ،شکنجه و اعدام به این نتیجه رسیده اند که باید از رژیم دیکتاتوری مذهبی عبور کنند،می بینیم که درایران علاوه بر شکاف در درون حاکمیت اتفاق افتاده بلکه تضاد و اختلاف نظری و عقیدتی نیز در میان مردم هم حاکم شده و عملا مردم را در برابر یا مقابل هم قرار داده شده و متحد در مقابل جنگ نیستند،در اینکه موضوع میهن پرستی در وجدان جامعه نهفته است شکی ندارم اما حاکمان بیگانه اند با این سر زمین و بعضی ها هم تهاجم نظامی را به میهن نمی پذیرند و در هر دو بخش کرامت انسانی فراموش شده ،امپریالیسم جهانی با تجاوز نظامی خود زیر ساختها را ویران کرده و ارزش های مادی و معنوی مردم را نا دیده گرفته و در مقابل جمهوری جهل و جنایت اسلامی ۴۷ سال است با انواع حیل مذهبی مادی و معنوی روبنای تمدن و فرهنگ و رسوم و باورهای مردم را در عرصه های گوناگون در خانه ،مدرسه ،دانشگاه ودر کارخانه و محیط کار مورد ضرب و شتم قرار داده و دریائی از خون جوانان زن و مرد وطن مابین حکومت با مردم جاری شده ،چطور میتوان انتظار داشت که با این امت مذهبی ضد ایرانی و ضد تاریخ و فرهنگ این همانی ایجاد شود غیر ممکن است،مردمان ایران در وجودشان احساس نفرت از مذهب ایجاد شده است ،بر اساس این گفته ها در شرایط بغرنج کنونی ایجاد نهادهای درون طبقه ی زحمتکش جامعه که بتواند زمینه ساز تشکلهای مستقل کارگری باشد ،ضرورتی انکار نا پذیر است.
نتیجه گیری:تحلیل از پیش بینی آینده در ایران ساده است،اگر مردمان ایران با کاردانی باهم متحددر برابر بیگانگان داخلی و خارجی باشند و ثروت و کارهم داشته باشند موفقند ولی اگر بیکار،بی پول ، و روش عقب ماندگی مذهبی را ادامه دهند و پراکنده از هم باقی بمانند بازنده اند،داستان درگیر شدن در جنگ هم همین است ،مقایسه ی منافع اقتصادی آمریکا با جمهوری اسلامی در حال حاضرکاملا متضاد از هم است،دلیل نداشتن پول بمباران زیر ساختهای ایران است.
13.April.2026