۱۴۰۵-۰۲-۰۳

اخباروگزارش های کارگری 2 اردیبهشت ماه 1405

 

ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید

جنگ  برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت  لاشخوران جنگی ارمغان آور

ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی

گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران

- کنش های  کارگران مارال صنعت ارومیه دراعتراض بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی 1500 بدنبال تعطیلی کارخانه بدلیل کمبود ورق فولاد وبی خیالی مسئولان

- سکوت سنگین شهرک‌های صنعتی قلعه‌ حسن‌خان؛ از بمباران تا تعطیلی کارگاه‌ها؛اخراج‌های دسته‌جمعی صدها کارگر، کسر مرخصی‌های اجباری و قراردادهای یک‌طرفه زیرسایه سکوت مصلحتی وزارت کار

- روز اول بعد از آتش بس دوباره

- فراخوان اعتصاب دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به تداوم بازداشت پرنیان خدابخشی

- شیراز؛ مریم دریسی و فریبا حسینی از بازداشت شدگان اعتراضات دی ماه به حبس و شلاق محکوم شدند

- آزادی محمدپارسا گلچین به قید وثیقه

- جان باختن یک معلم درمیناب براثرتصادف

- راهپیمایی 200 کیلومتری 9 روزه وتجمع  واعتصاب غذا کارگران معدن زغال سنگ اسکی‌شهیر مقابل وزارت انرژی ترکیه دراعتراض به عدم پرداخت چند ماه حقوق ومطالبات دیگرمنجمله حق سنوات، مرخصی اجباری بدون حقوق،اخراج تعدادی از همکاران وشرایط کاری نا ایمن؛بازداشت بیش از 100 کارگر حق طلب

*******

*کنش های  کارگران مارال صنعت ارومیه دراعتراض بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی 1500 بدنبال تعطیلی کارخانه بدلیل کمبود ورق فولاد وبی خیالی مسئولان

جمعی از کارگران کارخانه مارال صنعت ارومیه اعلام کردند: بیش از یک ماه است در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارند و تعطیلی فعالیت‌های این بزرگترین واحد تولیدی محور و قطعات یدکی تریلی واقع در کیلومتر 10 جاده ارومیه - مهاباد ، مشکلات جدی مالی برای آن‌ها ایجاد کرده است و علیرغم اطلاع مسئولان از همه مشکلات و مراجعات متعدد کارگران به نهادهای مربوطه، متاسفانه هیچ مسئولی در شهرستان ارومیه پیگیر نیست و بعد از گذشت بیش از یک ماه، هنوز هیچ اقدامی برای از سرگیری مجدد فعالیت تولیدی این مجموعه‌ی اشتغال‌زا و رفع مشکلات آن صورت نداده‌اند.

روزچهارشنبه 2 اردیبهشت،آنهابه خبرنگاررسانه ای گفتند: این وضعیت باعث بروز مشکلات جدی معیشتی برای خانواده‌های کارگران شده است.

آنهاافزودند:نیروهایی که طی شش ماه اخیر در کارخانه جذب شده بودند، پیش از پایان سال با تصمیم مدیریت اخراج شده‌اند و کارگران باسابقه نیز از تاریخ 25 اسفند با اعلام «عدم نیاز» از سوی کارفرما، به بیمه بیکاری معرفی شده‌اند.

کارگران اعلام کردند: برغم پیگیری‌های مکرر، مطالبات آن‌ها از جمله اضافه‌کاری و مانده مرخصی تا پایان اسفند ماه، تاکنون تسویه نشده است.

مسئولان کارخانه، در پاسخ به مراجعات کارگران، علت تعطیلی فعالیت‌ها و عدم امکان بازگشت نیروها را کمبود ورق فولاد عنوان کرده‌اند و اعلام داشته‌اند که ازسرگیری فعالیت کارخانه منوط به بهبود شرایط تأمین مواد اولیه و ثبات در تولید فولاد در کشور است.

کارگران با اشاره به افزایش هزینه‌های زندگی، عنوان کردند: انتظار داشتند با اعمال افزایش 60 درصدی حقوق، بخشی از فشار معیشتی آنان جبران شود، اما در شرایط فعلی با اخراج و بیکاری مواجه شده‌اند.

آنها ادامه دادند: علیرغم اطلاع مسئولان از همه مشکلات و مراجعات متعدد کارگران به نهادهای مربوطه، متاسفانه هیچ مسئولی در شهرستان ارومیه پیگیر نیست و بعد از گذشت بیش از یک ماه، هنوز هیچ اقدامی برای از سرگیری مجدد فعالیت تولیدی این مجموعه‌ی اشتغال‌زا و رفع مشکلات آن صورت نداده‌اند.

 آنان خواستار رسیدگی مسئولان ذی‌ربط نسبت به وضعیت شاغلان سابق این واحد صنعتی هستند و تأکید کردند: تأمین حداقل نیازهای ضروری زندگی برای بسیاری از کارگران دشوار شده است.

*سکوت سنگین شهرک‌های صنعتی قلعه‌ حسن‌خان؛ از بمباران تا تعطیلی کارگاه‌ها؛اخراج‌های دسته‌جمعی صدها کارگر، کسر مرخصی‌های اجباری و قراردادهای یک‌طرفه زیرسایه سکوت مصلحتی وزارت کار

این گزارش روایتی است از استیصال کارگران در شهرک‌های زاگرس و اسماعیل‌آباد؛ جایی که «سود» در روزهای خوشی، خصوصی‌سازی می‌شود و «خسارتِ جنگ» در روزهای بحران، سهمِ سفرۀ خالیِ کارگران می‌گردد.

سکوت وهم‌انگیز چرخ‌دنده‌ها در پس‌لرزه‌های یک آتش‌بس متزلزل؛ روایتی از شهرک‌های صنعتی زاگرس و اسماعیل‌آباد،  روایت دلخراشِ روزهای آواربرداری است.

در حاشیه‌های کارگری‌نشین تهران، آواری که بر سر طبقه کارگر فرو ریخته، تنها از جنس خشت و آهن نیست، بلکه از جنس نان، امنیت شغلی و آینده است. اکنون که در دوران یک آتش‌بس متزلزل به سر می‌بریم و هر لحظه زمزمه‌های شوم آغاز دوباره‌ی درگیری‌ها در گوش شهر می‌پیچد، زخم‌های عمیق اقتصاد بیش از پیش سر باز کرده‌اند. با حملات امپریالیسم آمریکا و بازوی منطقه‌ای آن اسرائیل، به زیرساخت‌های کلان اقتصادی کشور از جمله صنایع پتروشیمی، فولاد و کارخانه‌های مادر، دومینوی تعطیلی و رکود به راه افتاده است.

در این میان، صنایع کوچک و متوسط که حیاتشان به شریان‌های صنایع مادر و خودروسازی‌ها گره خورده است، نخستین قربانیان این توقف تولید هستند. وقتی مواد اولیه نرسد و غول‌های صنعتی متوقف شوند، کارگاه‌های قطعه‌سازی نیز یکی پس از دیگری کرکره‌ها را پایین می‌کشند.

برای لمس عمق این بحران و روایت آنچه در کف میدان می‌گذرد، راهی منطقه قلعه حسن‌خان یا همان شهرک قدس شدیم؛ منطقه‌ای با بافت عمیقاً کارگری و میزبان دو شهرک صنعتی مهم که نبض قطعه‌سازی و تولیدات متنوعی از مواد پلاستیکی گرفته تا محصولات آرایشی و لوله‌های فلزی را در خود جای داده است.

زاگرس؛ شهرکی که دیگر بوی کار و زندگی نمی‌دهد

شهرک صنعتی زاگرس، به دلیل مجاورت تنگاتنگ با بافت شهری قلعه حسن‌خان، شکلی ارگانیک و در هم‌تنیده با زندگی روزمره مردم دارد. اینجا مرز میان خانه و کارخانه باریک است؛ آن‌قدر باریک که درست در میانه شهرک صنعتی، یک هنرستان پسرانه قرار گرفته و رفت‌وآمد خانواده‌ها در لابه‌لای سوله‌های صنعتی جریان دارد.

با ورود به زاگرس، انتظار داشتیم با همهمه‌ی دستگاه‌ها، بوی روغن صنعتی و هیاهوی تعویض شیفت کارگران روبرو شویم اما آنچه تجربه کردیم، سیلی سنگینِ یک سکوت مرگبار بود. فضا به شدت وهم‌انگیز و خلوت بود. گویی روح زندگی از این سوله‌ها پر کشیده است. در ابتدا گمان کردیم کارگران در دل کارگاه‌ها مشغول به کارند، اما جستجوی بیشتر، پرده از حقیقتی تلخ برداشت. ردپای ویرانی‌های جنگ در شهرک به چشم می‌خورد.

به گفته‌ی منابع محلی، چند کارخانه در همین محدوده، هدف حملات جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفته بودند. یکی از آن‌ها، کارخانه مجهز تولید لوله‌های فلزی بود؛ صنعتی که نیازمند تکنولوژی پیشرفته است و بار تامین نیازهای بسیاری از کارگاه‌های دیگر شهرک و مناطق اطراف را به دوش می‌کشید. اکنون از آن خط تولید پیشرفته، چیزی جز تلی از خاکستر و آهن‌پاره باقی نمانده است.

اسماعیل‌آباد و روایت احمد؛ مسافرکشی در خیابان‌های ناامیدی

مسیر را به سمت شهرک صنعتی اسماعیل‌آباد در همان قلعه حسن‌خان کج کردیم. اینجا نیز آتمسفر تفاوت چندانی با زاگرس نداشت، همان سکوت، همان کرکره‌های پایین کشیده و همان سایه سنگین رکود. در پرسه‌زنی در میان سوله‌های خاموش، با «احمد» روبرو شدیم؛ کارگری که تا همین چند وقت پیش، در یکی از کارخانه‌های بزرگ قطعه‌سازی مشغول به کار بود و حالا به لشکر بیکاران پیوسته است.

احمد با چهره‌ای تکیده، درباره روزهای تلخ تعدیل می‌گوید: «کارخانه ما در واقع شامل دو شرکت می‌شد و روی هم 400 کارگر داشتیم اما چون تولید ایران‌خودرو و سایپا خوابیده و قطعه‌ای نمی‌خواهند، کارخانه ما هم توقف تولید زد. از آن 400 کارگر، به 385 نفر گفتند بروید خانه‌هایتان تا هر وقت شرایط عادی شد خبرتان کنیم. فقط 15 نفر را نگه داشتند، آن هم صرفاً برای تعمیر و نگهداری دستگاه‌ها. در این مدت نه خبری از رد شدن بیمه است و نه از یک ریال حقوق. »

وقتی از احمد درباره بیمه بیکاری می‌پرسیم، پوزخند تلخی می‌زند: «بعضی از بچه‌ها رفتند دنبال بیمه بیکاری اما من نرفتم. مبلغش آن‌قدر پایین است که حتی کرایه خانه‌ام را هم کفاف نمی‌دهد. دربه‌در دنبال کار گشتم، هیچ جا کارگر نمی‌خواست. الان مجبورم شبانه‌روز با ماشینم در اسنپ کار کنم. با این حال، باز هم چرخ زندگی‌ام نمی‌چرخد، اما چاره‌ای ندارم؛ باید شکم بچه‌هایم را سیر کنم.»

احمد از یک‌جانبه بودن تصمیم کارفرماها گله‌مند است: «اواسط جنگ بود که کارفرما آمد و خیلی راحت گفت تا تولید به حالت عادی برنگردد، همکاری بی‌همکاری. بدون هیچ حمایتی، بدون ذره‌ای مسئولیت‌پذیری ما را به امان خدا رها کردند!»

«ایران قطعه» و موج اخراج؛ استیصال کارگران باسابقه

دوباره به سمت زاگرس بازگشتیم تا وضعیت کارخانه‌های بزرگ‌تر را بررسی کنیم. نام شرکت «ایران قطعه» که تولیدکننده قطعات صندلی برای خودروسازان است، زیاد به گوش می‌رسید. این کارخانه که پیش‌تر بین 250 تا 300 نیروی کار داشت، اکنون در حال اجرای پروژه سنگین تعدیل نیروست؛ به طوری که در مدت اخیر حدود 60 نفر از کارگران خود را تعدیل کرده و قصد دارد مجموع تعداد نیروها را به مرز 90  نفر برساند. نکته دردناک اینجاست که مدیریت علاوه بر حذف امنیت شغلی، مزایای رفاهی گذشته همچون وعده‌های صبحانه، ناهار، شام و حتی سرویس حمل‌ونقل را هم به‌طور کامل حذف کرده است.

دور اول اخراج‌ها یقه بازنشستگانی را گرفت که همچنان کار می‌کردند، اما در دورهای جدید که همین روزهای گذشته رقم خورد، تیغ تعدیل به گردن کارگران باسابقه نیز رسید. «منوچهر»، یکی از همین اخراجی‌های تازه‌نفس است. او که 6 سال از عمرش را پای دستگاه‌های این کارخانه گذاشته، با صدایی لرزان می‌گوید: «هفته گذشته خیلی‌ها را بیرون کردند. من با 6 سال سابقه یک‌دفعه بیکار شدم. حیران مانده‌ام چه کنم. هر در بسته‌ای را می‌زنم، کار نیست. نمی‌دانم چطور باید توی چشم‌ زن و بچه‌ام نگاه کنم.»

به گفته منوچهر، بسیاری از اقوام و دوستانش در این شهرک‌ها به همین سرنوشت دچار شده‌اند: «آن‌هایی که ماشین دارند، مثل احمد رفته‌اند اسنپ. اما مایی که ماشین نداریم چه کنیم؟ پروسه بیمه بیکاری هم که هفت‌خوان رستم است و در نهایت پولی به دستت می‌دهد که فقط هزینه زنده ماندن است نه زندگی کردن.»

طاهره و هراس پنهان در خط تولید

فضای قلعه حسن‌خان با ترکیبی از بوی باروتِ  روزهای گذشته و ترسِ بیکاریِ آینده، سنگین شده است. در این میان، حتی آن‌هایی که هنوز کار می‌کنند نیز حال و روز خوشی ندارند. «طاهره»، یکی از کارگران زنی است که در یکی از کارگاه‌های قطعه‌سازی همچنان مشغول کار است.

او از شرایط استثمار  پس از آغاز بحران پرده برمی‌دارد: «گذشت آن روزهایی که مزایایی مثل پول ناهار و اضافه‌کار داشتیم. الان همه‌چیز قطع شده. جرات هم نداریم حرف بزنیم یا به شرایط اعتراض کنیم، چون شمشیر اخراج همیشه بالای سرمان است.»

طاهره از ترفندهای جدید کارفرماها برای فرار از پرداخت حقوق کامل می‌گوید: «روزهای اول جنگ که کارخانه تعطیل شد، حقوق دادند. اما حالا می‌گویند آن مرخصی‌های اجباری که به خواست کارفرما بود، از مرخصی‌های استحقاقی‌مان  کسر می‌شود! حتی بین‌التعطیلی‌ها را بدون رضایت ما به حساب مرخصی‌ می‌گذارند. تازه در کارخانه‌های اطراف، کارفرماها سیستم جدیدی پیاده کرده‌اند؛ به کارگر می‌گویند فقط هفته‌ای دو تا سه روز بیاید تا حقوق کمتری بدهند. عملاً کارگر را در حالت استندبای نگه داشته‌اند.»

سخن آخر؛ تاوان بحران بر دوش طبقه کارگر

گشت‌وگذار ما در میان سوله‌های ساکت زاگرس و اسماعیل‌آباد، پرده از یک حقیقت عریان برمی‌دارد: در این ساختار اقتصادی، بحران‌ها همواره روی شانه‌های طبقه‌ای آوار می‌شود که کمترین سهم را از روزهای رونق برده است. وقتی چرخ‌دنده‌ها می‌چرخیدند و سودهای کلان به جیب صاحبان سرمایه سرازیر می‌شد، سهم امثال «احمد»، «منوچهر» و «طاهره» تنها دستمزدهایی بود که به‌ زحمت برای بقا کفاف می‌داد اما امروز که ترکش‌های جنگ و رکود، تولید را متوقف کرده، اولین چیزی که قربانی می‌شود، معیشت کارگران است.

انفعالِ عمدی وزارت کار در برابر اخراج‌های دسته‌جمعی، کسر مرخصی‌های اجباری و قراردادهای یک‌طرفه، نشان می‌دهد که این نهاد چندان برای صیانت از حقوق نیروی کار طراحی نشده، بلکه عملکردش هموار کردن مسیر برای کارفرمایانی است که می‌خواهند ضررهای ناشی از بحران و جنگ را مستقیماً از سفره‌ی کارگران جبران کنند.

سکوت امروز در شهرک‌های صنعتی زاگرس و اسماعیل‌آباد، تنها صدای خرابیِ چند دستگاه یا توقف موقتِ خط تولید نیست؛ این صدا، آهنگ تلخ یک تضاد طبقاتی است؛  صدایی که می‌گوید در منطقِ حاکم بر این کارخانه‌ها، «وحدت» یعنی کارگر در سود شریک نباشد اما در خسارت و آوارِ جنگ، در صف اول بایستد. اینجا سودها همواره خصوصی  است، اما هزینه‌ی بحران‌ها،  تنها از جیب کسانی پرداخت می‌شود که چیزی جز نیروی کارشان برای فروش ندارند.

بخشی از یک گزارش رسانه ای شده بتاریخ 2 اردیبهشت

*روز اول بعد از آتش بس دوباره

حسن مرتضوی

سلام ...جان. از فرصت استفاده کردم تا وی پی ان وصله حالت را بپرسم. ما خوبیم. جایت خالی امروز رفته بودیم تجریش پرسه زنی. هوا عالی و مردم هم آسوده آمده بودند بازار تجریش. خیلی‌ها بساط کرده بودند تا چیزی بفروشند و چقدر خانم‌هایی که بساط کرده بودند زیاد بودند. طفلکی‌ها چی مگه می‌فروختند:  خنزر پنزر، پیراهن‌های زنانه و مردانه که فقط یک دست از انها موجود بود! و کلی آت و اشغال. زنان و دختران جوان با لباس‌ها و موهای عجیب و غریب همه جا بودند و البته بسیار چشم‌نواز. دختران موتورسوار در تجریش و جاده قدیم گوی سبقت را از مردان ربوده بودند! فضا شاد بود و آرام. بعد از مدتها شنیدن صدای خنده مردم و جوانهایی که می‌گفتند و شوخی می کردند و تو سر هم می‌زدند روح‌نواز بود. ففط وقتی رسیدم به میدان قدس یعنی همان‌جایی که در جنگ 12 روزه موشک زده بودند، ذهنم بی‌هوا رفت سراغ آن روز. تمام ان خاطرات در سرم رژه رفت. اما الان اثری از آن ویرانی‌ها، ماشین‌های لهیده و ساختمان‌های ویران و گودال عمیق وسط چهارراه نبود. چه خوب که نبود! این هم روز اول بعد از آتش بس دوباره.

*فراخوان اعتصاب دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به تداوم بازداشت پرنیان خدابخشی

 جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند در اعتراض به تداوم بازداشت پرنیان خدابخشی، دانشجوی این دانشگاه، از روز شنبه ۵ اردیبهشت از حضور در کلاس‌ها خودداری خواهند کرد.

در متن بیانیه آمده است: هم دانشگاهی ما پرنیان خدابخشی، ۵۴ روز است که در بازداشت به سر می‌برد و دانشگاه برای آزادی او اقدام موثری انجام نداده است.

 لازم به ذکر است در حال حاضر کلاس‌های این دانشگاه به صورت مجازی برگزار می‌شود.

منبع:کانال دانشجویان متحد

*شیراز؛ مریم دریسی و فریبا حسینی از بازداشت شدگان اعتراضات دی ماه به حبس و شلاق محکوم شدند

به گزارش کانال هه نگاو،مریم دریسی و فریبا حسینی، دو تن از فعالان ساکن کازرون و شیراز که در جریان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته بازداشت شده بودند، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران مجموعاً به ۷ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.

*آزادی محمدپارسا گلچین به قید وثیقه

به گزارش کانال روابط عمومی شورای صنفی کل دانشگاه تهران،روزچهارشنبه 2 اردیبهشت، محمدپارسا گلچین دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ کارشناسی ادبیات فارسی، که از ۲۲ فروردین بازداشت شده بود به قید وثیقه آزاد شد.

*جان باختن یک معلم درمیناب براثرتصادف

یک معلم ر در یک سانحه رانندگی در روستای توکهور واقع در شهرستان میناب در استان هرمزگان جان باخت.

بر اساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ 2 اردیبهشت،این حادثه به دنبال برخورد رودرروی معلم راکب موتور با یک خودرو وانت نیسان متخلف در یک خیابان یک طرفه صورت گرفته است.

*راهپیمایی 200 کیلومتری 9 روزه وتجمع  واعتصاب غذا کارگران معدن زغال سنگ اسکی‌شهیر مقابل وزارت انرژی ترکیه دراعتراض به عدم پرداخت چند ماه حقوق ومطالبات دیگرمنجمله حق سنوات، مرخصی اجباری بدون حقوق،اخراج تعدادی از همکاران وشرایط کاری نا ایمن؛بازداشت بیش از 100 کارگر حق طلب

روز شنبه 11 آوریل، کارگران معدن زغال سنگ اسکی ‌شهیر(شرکت Douk) در ادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به عدم پرداخت چند ماه حقوق ومطالبات دیگرمنجمله حق سنوات، مرخصی اجباری بدون حقوق،اخراج تعدادی از همکاران وشرایط کاری نا ایمن پیاده بطرف آنکارا راه افتادند وپس از 9 روزوطی حدود 200 کیلومترروزدوشنبه 20 آوریل دست به تجمع  واعتصاب غذا مقابل مقابل وزارت انرژی ترکیه زدند.

 

کارگران حق طلب با در آوردن پیراهن ونوشتن روی سینه وکاسک هایشان منجمله «ما گرسنه‌ایم» خشمشان را نسبت وبلاتکلیفی معیشتی وبی خیالی مسئولان معدن و کشوربنمایش گذاشتند.

 

روزسه شنبه 21 آوریل،پلیس با محاصره ویورش به تجمع کنندگان با اسپری فلفل بیش از 100 کارگررا بازداشت کرد.پیش از این و در خلال این اقدام اعتراضی پلیس تعدادی از رهبران کارگری منجمله گوکای چاکیروباشاران آکسو را هم بازداشت کرده بود.آخرین گزارش ها حاکی از موقتی بودن این بازداشت ها وآزادی آنها پس از 14 ساعت وبازگشتشان از آنکارا می باشد.

akhbarkargari2468@gmail.com

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر