آیا موقعیت تنگه هرمز مسیر جنگ آمریکا و ایران را تغییر داده است؟
روزنامه «نیویورک پست» میگوید، منابع پاکستانی از «تلاشهای مثبت» برای میانجیگری میان ایران و آمریکا خبر داده و میگویند، نمایندگان این دو کشور ممکن است ظرف ۳۶ تا ۷۲ ساعت آینده بار دیگر پشت میز مذاکره بنشینند.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، نیز چهارشنبه دوم اردیبهشت-22 آوریل، در گفتوگو با این روزنامه برپایی دور جدید مذاکرات در روز جمعه را ممکن دانسته است.
این پاسخ، اگرچه تایید قطعی برگزاری مذاکرات نیست، اما نشان میدهد که کاخ سفید هنوز احتمال ازسرگیری سریع گفتوگوها را منتفی نمیداند.
با وجود این، هنوز زمان و مکان مذاکرات بهطور قطعی نهایی نشده و هر دو طرف همچنان در حال سنجیدن شرایط هستند. در نتیجه، بازه ۳۶ تا ۷۲ ساعت فعلا بیش از آنکه یک زمانبندی نهایی باشد، نشانهای از احتمال ازسرگیری سریع تماسهاست.
این ارزیابی نشان میدهد که پاکستان همچنان در تلاش است، مسیر گفتوگو میان تهران و واشنگتن را زنده نگه دارد.
پس از کشتن شمار زیادی از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران و در راس همه علی خامنهای، رهبر این حکومت، هیچ فردی خارج از این کشور نمیتواند دقیقا بگوید چه فرد یا افرادی تصمیمگیر نهایی در ایران هستند. این مسئله، ارزیابیهای دقیق را دشوار میکند.
حالوهوای ترامپ در این جنگ، دستکم آنگونه که در پستهایش در شبکه اجتماعیاش بازتاب یافته، مدام در حال تغییر است. هفته گذشته، مقامهای آمریکایی مدعی شدند که ایران آماده است حمایت از نیروهای نیابتی خود مانند حزبالله و حماس را کنار بگذارد و ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را نیز به آمریکا تحویل دهد. اما مقامات جمهوری اسلامی به شدت این ادعای مقامات آمریکایی و ترامپ را رد کردند.
اصرار مکرر ترامپ بر اینکه توافق میان دو کشور در دسترس است، نشاندهنده کاهش اشتیاق او به جنگی است که در سال انتخابات میاندورهای در آمریکا، هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی به همراه داشته است. روز شنبه گذشته، روزنامه والاستریتژورنال در گزارشی نوشت ترامپ با وجود لحن جسورانهاش، نگرانیهای جدی درباره پیامدها و خطرات تشدید درگیری دارد.
برای حکومت ایران، صرف بقا در پایان جنگ یک پیروزی محسوب میشود. البته محاصره بنادر ایران توسط آمریکا، تهدیدی جدی برای اقتصاد ویران ایران است. هفتهها بمباران بیوقفه ایران، خسارات سنگینی به بار آورده است که بازسازی آن به تریلیونها دلار نیاز دارد. قبل از جنگ نیز ایران با بحران اقتصادی دست و پنجه نرم میکرد.
مواضع دولت آمریکا این پیام را میدهد که میتواند با افزایش فشار، مقاومت تهران را درهم بشکند. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا به خبرنگار «سیانان» درباره این سخن دونالد که «دیگر آقای خوشبرخورد تمام شد» و اگر رهبران ایران توافق پیشنهادی آمریکا را نپذیرند، همه پلها و نیروگاههایشان را بمباران خواهد کرد، گفت: «رییسجمهور بهدنبال حداکثر اهرم فشار است.»
او در ادامه گفت «نگران نیست»، زیرا «سر و صداها و تحرکات» در ایران نشاندهنده حکومتی در حال فروپاشی است و پایان جنگ «خیلی دور» نیست. رایت، همچنین دولت آمریکا را بهخاطر مدیریت «فوقالعاده» شوک انرژی ناشی از جنگ ایران ستود، شوکی که قیمت بنزین را به بیش از ۴ دلار در هر گالن رساند.
مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد نیز روز یکشنبه تصویر مشابهی را ترسیم کرد. افزایش بازارهای سهام، ثبات قیمت نفت و شکاف در رهبری ایران، ا زجمله مواردی بود که او به آنها اشاره کرد و گفت تهران هرگز تا این حد منزوی نبوده است.
والتز به شبکه «سیبیاس» گفت: «ایران برگ برندهای ندارد و ما مطمئن هستیم که پای میز مذاکره خواهد آمد و در نهایت از اصرار خود برای دستیابی به سلاح هستهای دست خواهد کشید.» او گفت: «ما در حال کاهش توانمندیهای آنها هستیم. ارتششان درهم شکسته شده است. برنامه موشکیشان درهم شکسته شده است. و اینک امیدواریم از مسیر دیپلماتیک، راه آسان را انتخاب کنند و نه راه سخت را، و در نهایت از جاهطلبی غیرقانونی خود دست بکشند.»
چنین انتظاراتی فشار زیادی بر معاون رییسجمهور آمریکا، جیدی ونس، وارد میکند که رهبری مذاکرات آمریکا را با ایران بر عهده دارد. شبکه «سیانان» هفته گذشته در گزارشی خبر داد که پس از شکست دور اول مذاکرات واشنگتن و تهران، ترامپ درباره عملکرد معاونش از اطرافیانش پرسوجو کرده است.
از سوی دیگر، ایران ادعاهای آمریکا مبنی بر آمادگی برای عقبنشینی از مواضع خود را رد میکند. محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، به رسانههای دولتی این کشور گفت اگرچه «پیشرفتهایی» در مذاکرات حاصل شده، اما شکافهای قابلتوجهی نیز درباره تنگه هرمز و مسائل هستهای باقی مانده است. او تأکید کرد که ایران اورانیوم غنیشده خود را تحویل نخواهد داد.
مانند ترامپ، قالیباف که رییس مجلس ایران است، هم مخاطبان موافق و مخالف دولت کشورش را مدنظر قرار میدهد و هم پیش از هر مذاکرهای، سختگیرانهترین مواضع ممکن را بیان میکند.
ترامپ روز یکشنبه گذشته، گفت نمایندگان آمریکا برای مذاکره با ایران به اسلامآباد خواهند رفت، اما ایران هنوز بهطور علنی برگزاری این مذاکرات را تایید نکرده است.
همانند آمریکا، ایران نیز بهنظر میرسد بر این نظر است که دست بالا را دارد.
شواهد و رویدادها در این وضعیت پیچیده، ادعاهای دولت آمریکا درباره یک موفقیت بزرگ را تأیید نمیکنند.
حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بدون شک خسارات شدیدی به نیروها، زیرساختهای نظامی و زرادخانههای موشکی و پهپادی ایران وارد کرده است، اما نظام همچنان پابرجاست و آنها بر این تصور بودند که جنگ باعث خواهد شد تا ایرانیان علیه حاکمان خود قیام کرده و آنها را کنار بزنند. اما واقعیتهای میدانی نشان داد که چنین تصوری چهقدر با واقعیتها دور بوده است!
همچنین هزینههای جانبی این جنگ نیز برای آمریکا نیز سنگین بوده است. انسجام ناتو زیر سئوال رفته، زیرا ترامپ از نپیوستن کشورهای عضو این سازمان نظامی به جنگی که با آن مخالف بودند، خشمگین شده است. او حتی تهدید کرد تمدن ایران ممکن است نابود شود، تهدیدی که عملی نشد. همچنین دولت ترامپ هفته گذشته وارد تنش لفظی با پاپ لئوی چهاردهم شد و دیدگاههای ضدجنگ او را زیر سئوال برد.
با توجه به نظرسنجیهایی که نشان میدهد محبوبیت ترامپ بهدلیل این جنگ بهشدت کاهش یافته و به ۳۷ درصد رسیده است، دموکرات ها او را فردی گرفتار در بحران ایران و بدون ایده توصیف میکنند.
رو خانا، نماینده دموکرات از کالیفرنیا به شبکه «ایبیسی» گفت: «اورانیوم غنیشده هنوز وجود دارد. ما با یک حکومت تندروتر روبهرو هستیم. خامنهای جوانتر واقعا خواهان توسعه سلاح هستهای است. آیا کسی باور دارد که ما اکنون کنترل بیشتری بر تنگه هرمز داریم؟ کمتر شده است. چین نفوذ بیشتری در ایران دارد.»
اکنون جنگ ایران بیش از یک هفته از بازه هشتهفتهای که در ابتدا توسط مقامهای آمریکا بهعنوان حداکثر مدت آن مطرح شده بود، فراتر رفته است. ترامپ هرگز تا این حد برای پایان دادن به آن تحت فشار نبوده است، جنگی که قرار بود بهجای جسورتر کردن دشمن قسمخورده آمریکا، آن را مهار کند.
والاستریت ژورنال روز دوشنبه در یادداشتی به قلم «الیوت کافمن» و با عنوان «ایران ترامپ را هالو فرض کرده است» از سیاست ترامپ در قبال ایران و تنگه هرمز بهشدت انتقاد کرد. رییسجمهوری آمریکا نیز روز بعد در واکنشی تند، ضمن انتقاد از این روزنامه آمریکایی نویسنده را «احمق» و «کودن» خواند.
الیوت کافمن، روزنامهنگار و عضو هیات تحریریه «والاستریت ژورنال» در این یادداشت سیاست، اقدامات و مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا را در قبال ایران و بازگشایی تنگه هرمز به باد انتقاد گرفت. او بر این باور است که رژیم ایران تاکنون در دو مقطع در قبال بازگشایی تنگه هرمز آقای ترامپ را فریب داده، تنگه را بازگشایی نکرده و پس از گرفتن امتیازها، زیر قولش زده است.
در این یادداشت آمده است: «رییسجمهور ترامپ چند بار قرار است برای یک موضوع واحد به ایران امتیاز دهد؟ او دو بار اعلام کرده که تنگه هرمز باز شده و در عوض آن دو بار هم اهرم فشار آمریکا را دودستی تقدیم کرده است. با این حال، تنگه هنوز بسته است و رژیم ایران هم مدام مطالبات بیشتری مطرح میکند.»
دونالد ترامپ روز هفتم آوریل آتشبس دو هفتهای با ایران را مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز» از سوی جمهوری اسلامی، اعلام کرد. به باور آقای کافمن اعلام مشروط این آتشبس «تلویحا یعنی ایران هنوز واقعا با آن موافقت نکرده بود.»
به گزارش والاستریت ژورنال به نقل از دو منبع آگاه به مذاکرات، در آن زمان هنوز اختلافاتی باقی مانده بود. با این حال، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران ساعتی بعد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که عبور امن از تنگه هرمز «به مدت دو هفته» و در چارچوب محدودیتهای مشخص امکانپذیر خواهد بود.
الیوت کافمن نوشت: «آقای ترامپ تا صبح روز بعد از شادی در پوست خود نمیگنجید. او نوشت: «یک روز بزرگ برای صلح جهانی. ایران میخواهد این اتفاق بیفتد، دیگر به ته خط رسیدهاند» و افزود: «در حال آمادهسازی همه نوع تدارکات هستیم». وقتی هیات تحریریه ژورنال هشدار داد که نباید «پیروزی زودرس» اعلام کرد، رئیسجمهور با تحقیر پاسخ داد و در ۹ آوریل نوشت: «در واقع، این یک پیروزی است و هیچ چیزش هم زودرس نیست.» و اضافه کرد: «خیلی زود میبینید که جریان نفت برقرار میشود» و بعد هم گفت: «والاستریت ژورنال هم، طبق معمول، زنده میماند که حرفش را پس بگیرد». اما جریان نفت برقرار نشد. حتی رفتوآمد کشتیها هم برقرار نشد و آقای ترامپ هم بعد گلایه کرد که این توافق آمریکا و ایران نبود.»
کافمن تاکید کرد: «در واقع این نخستین کلاهبرداری ایران بود.»
«دومین کلاهبرداری ایران»
به گفته نویسنده، ایران پس از برقراری آتشبس روی شرط تازهای مبنی بر لزوم توقف حملات به حزبالله در لبنان برای پیشبرد مذاکرات تاکید کرد. اما آقای ترامپ گفت که چنین شرطی جزو توافق نبوده است.
در پی این تحولات، اسرائیل با حملات سنگین به لبنان، هم جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشت و هم اهرم فشار آمریکا را تقویت کرد. از سوی دیگر، توقف این حملات میتوانست بهعنوان عقبنشینی اسرائیل تعبیر شود که از منظر سیاسی برای آقای ترامپ آسانتر بود. او در ۹ آوریل گفت که با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل صحبت کرده است و «او قصد دارد شدت حملات را کاهش دهد.»
به گفته کافمن، پس از آنکه ایران در جریان مذاکرات ۹ و ۱۰ آوریل با امتیازدهی در موضوعات کلیدی درباره برنامه هستهای خود موافقت نکرد، «آقای ترامپ به راهی تازه برای وادار کردن حکومت ایران به عقبنشینی نیاز داشت. در غیاب حمله نظامی، محاصره بنادر ایران چماق آمریکا و آتشبس اسرائیل در لبنان هم هویج آن بود.»
مذاکرات اسرائیل و لبنان از ۱۴ آوریل در واشنگتن آغاز شد و اسرائیل در ۱۶ آوریل آتشبس ۱۰ روزه با لبنان را اعلام کرد. به گزارش والاستریت ژورنال، ترامپ به اسرائیل دیکته کرده بود مهلتی را که ایران در لبنان میخواست، بدهد.
به گفته کافمن، وزیر خارجه ایران روز جمعه ۱۷ آوریل باز هم با تاکید بر آنچه با آمریکا توافق شده بود، اعلام کرد که تنگه هرمز به روی همه کشتیهای تجاری باز است. «اما رژیم ایران یک روز بعد و پس از گرفتن امتیاز زیر قول خود زد.»
کافمن نوشت: «نیروهای مسلح ایران روز شنبه، اعلام کرد که تنگه هرمز بسته است. سپاه پاسداران هشدار داد که نزدیک شدن به آن «همکاری با دشمن تلقی خواهد شد» حتی به چند کشتی هم حمله کرد. رژیم ایران میگوید تا وقتی آمریکا محاصره بنادرش را متوقف نکند، هرمز را باز نخواهد کرد.»
او افزود: «اگر آقای ترامپ با این هم کنار بیاید، این میشود «سومین کلاهبرداری ایرانیها». رژیم ایران میخواهد تنگه هرمز بسته بماند و اهرم فشار آمریکا در مذاکرات هستهای هم کمتر شود. آقای ترامپ روز یکشنبه گفت: «نمیتوانند از ما باجگیری کنند»، اما آنها فکر میکنند میتوانند. و راستش را بخواهید، خیلی هم راحتاند که رئیسجمهور را شرمسار کنند. چه چیزی جلوشان را میگیرد که همین بازی را بر سر ذخایر اورانیوم غنیشدهشان هم درنیاورند؟»
الیوت کافمن در آخر نوشت: «آقای ترامپ اول حملات علیه ایران را متوقف کرد، بعد هم حملات علیه حزبالله را. حالا ایران دارد او را برای دست کشیدن از اهرم فشار اقتصادی آمریکا تحت فشار میگذارد.» او افزود: «بعضی وقتها دیپلماسی میتواند دستاوردهای نظامی را تثبیت کند. این بار اما طوری چیده شده که آن دستاوردها را دو دستی هدر بدهد.»
رئیسجمهوری آمریکا شامگاه سهشنبه با انتشار پیامی با عنوان «والاستریت ژورنال راهش را گم کرده است» در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نسبت به این مقاله واکنش تندی نشان داد.
ترامپ، الیوت کافمن را «احمق» خطاب کرد و نوشت: «یک احمق در هیات تحریریه والاستریت ژورنال، به اسم الیوت کافمن، یادداشتی نوشته با عنوان «ایرانیها ترامپ را هالو فرض کردهاند». جدی؟ ۴۷ سال است که آنها مردم ما و خیلیهای دیگر را کشتهاند و از تکتک رییسجمهورها سوءاستفاده کردهاند، بهجز من و من به آنها چه دادم؟ یک کشور درهمکوبیده.»
ترامپ به دستاوردهای ادعایی ارتش آمریکا در جریان جنگ اخیر و حملات ماه ژوئن به تاسیسات هستهای ایران اشاره کرد و گفت که نیروی دریایی، نیروی هوایی، پدافند هوایی، رادارها، تاسیسات و آزمایشگاههای هستهای ایران نابود شده و رهبر و مقامات جمهوری اسلامی کشته شدهاند. او همچنین از کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا به فرودگاه بغداد در دوره نخست ریاستجمهوری خود سخن گفت و او را «نابغه شیطانی که با بمبهای جادهای خود زندگی بسیاری را نابود کرد» خواند.
ترامپ، همچنین درباره محاصره بنادر ایران گفت: «تنگه هرمز محاصره شده، کاملا زیر کنترل آمریکاست و هیچ کشتی هم اجازه ندارد به بنادر ایران برود. گفته میشود که بابت این وضعیت روزی ۵۰۰ میلیون دلار متضرر میشوند. کشورشان یک فاجعه اقتصادی است که به مویی بند است.»
رییسجمهوری آمریکا، همچنین از عملکرد باراک اوباما در قبال ایران و برنامه هستهای آن انتقاد کرد و نوشت: «باراک حسین اوباما 1/7 میلیارد دلار پول نقد به آنها داد که با یک بوئینگ ۷۵۷ برای رهبرانشان فرستاد و صدها میلیارد دلار هم داد تا در مسیر رسیدن به بمب هستهای کمکشان کند.»
ترامپ افزود: «رییسجمهورهای دیگر هم برای متوقف کردن آنها هیچ کاری نکردند، لکه ننگی بر مقام ریاستجمهوری.» او نوشت: «اما با وجود همه اینها، یک کودن در هیات تحریریه والاستریت ژورنال دارد درباره من مینویسد که مثلا من را «هالو» فرض کردهاند. ایران که قطعا اینطور فکر نمیکند. هیچکس دیگری هم اینطور فکر نمیکند.»
ترامپ، همچنین «روپرت مورداک»، میلیاردر آمریکایی و مالک امپراتوری رسانهای که روزنامه «والاستریت ژورنال» نیز یکی از زیرمجموعههای آن است، را در انتشار این مقاله مقصر دانست و نوشت: «حدس میزنم روپرت مرداک به او گفته این مقاله را اینطور بنویسد، چون والاستریت ژورنال راهش را گم کرده است، دیگر خواندنش لازم نیست، فقط یک «چرندنامه» سیاسی شکستخورده دیگر است.»
کافمن در واکنش به این اظهارات رییسجمهوری آمریکا، با بازنشر پیام او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «همسرم: هنوز هم قرار است امشب ظرفها را بشویی، درست است؟»
گزارش و اظهارنظرها، نشان میدهند جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل از میدان نظامی به نبردی اقتصادی و راهبردی بر سر تنگه هرمز منتقل شده است. ایران با استفاده از اهرم هرمز تلاش میکند در مذاکرات دست بالا را داشته باشد و فشار آمریکا را مهار کند، در حالی که ترامپ نیز محاصره تنگه را ابزاری برای نمایش قدرت میبیند. با این حال، تداوم این وضعیت پرهزینه است و میتواند بحران را دوباره به سوی تشدید نظامی و انفجار سوق دهد.
ایالات متحده و متحدش اسرائیل، با مجموعهای از اهداف از پیش اعلامشده وارد جنگ با ایران شدند؛ اهدافی که در راس آنها سرنگونی نظام سیاسی ایران و نابودی برنامه هستهای و توان موشکی این کشور قرار داشت. جمهوری اسلامی ایران با این تصور که موازنه سخت قدرت به سود طرف مقابل سنگینی میکند، تلاش کرد عنصر فشار اقتصادی را نیز به متن این تقابل وارد کند تا از رهگذر اخلال در بازارهای جهانی انرژی، اهرمی برای وادار کردن واشنگتن به توقف جنگ بسازد. در گام نخست، ایران این راهبرد را با شلیک موشک بهسوی خلیج فارس و با هدف مختل کردن روند انتقال و عملیات جابهجایی دنبال کرد.
با شتاب گرفتن خسارتهای ایران، تهران نیز دامنه ابزارهای خود را گسترش داد و عملا به سمت اعمال کنترل مستقیم بر تنگه هرمز و بستن این گذرگاه حیاتی پیش رفت؛ مسیری که هدف آن، وارد کردن فشار حداکثری بر اقتصاد جهانی بود. در برابر، ایالات متحده با اعمال محاصره بر تنگه و بنادر ایران واکنش نشان داد و بحران را وارد مرحلهای حساستر کرد.
در همان مقطعی که تلاش میانجیها به کاهش تنش و آغاز گفتوگوها برای مهار بحران انجامیده بود، ایران اعلام کرد که تنگه را به روی کشتیرانی باز خواهد کرد؛ اقدامی که ترامپ آن را نشانهای مثبت از سوی تهران تعبیر کرد. اما او در لحظهای تعیینکننده، با اظهارنظری مبهم و جنجالی، معادله را برهم زد؛ آنجا که مدعی شد ایران با صادرات ذخایر اورانیوم غنیشده خود به ایالات متحده موافقت کرده است.
وزارت خارجه ایران، این ادعا را قاطعانه رد کرد و همزمان، در واکنش به تهدیدهای ترامپ مبنی بر ازسرگیری بمباران و ادامه محاصره تا پایان مذاکرات، سپاه پاسداران بار دیگر تنگه هرمز را بست؛ اقدامی که بار دیگر نشانههای اوجگیری تنش و احتمال انفجار دوباره بحران را به صحنه بازگرداند.
صحنه کنونی نشان میدهد که نبرد فرسایشی میان دو طرف، از بارش حملات موشکی، به قلب یک گذرگاه راهبردی دریایی منتقل شده است؛ جایی که تنگه هرمز اکنون به کانون اصلی منازعه و مهمترین اهرم فشار اقتصادی تبدیل شده است. به نظر میرسد هر دو طرف، در ظاهر خواهان پایان جنگاند، اما نه از مسیر مصالحه مستقیم، بلکه از دل نبرد بر سر همین گلوگاه حیاتی؛ گذرگاهی که کنترل آن میتواند دست برتر را در میز مذاکرات رقم بزند.
در چنین شرایطی، هر دو طرف با تمام توان برای تسلط بر هرمز میجنگند، زیرا این گذرگاه دیگر فقط یک مسیر دریایی نیست، بلکه به ابزار تعیینکنندهای برای تحمیل خواستهها در روند گفتوگوها تبدیل شده است. از همین رو، ایده به تعویق انداختن مذاکرات و طولانیکردن آتشبس در حالی که تنگه همچنان بسته بماند، بیش از آنکه یک سناریوی عملی باشد، به تصوری دور از واقعیت شباهت دارد؛ چرا که هزینه سنگین اقتصادی این وضعیت، دیر یا زود همه بازیگران درگیر را تحت فشار قرار خواهد داد.
از نگاه ترامپ، این گزینه در قیاس با جنگ پرهزینه بمبها و موشکها، کمخرجتر و از نظر سیاسی قابلفروشتر نیز هست. او ادامه محاصره تنگه هرمز و بنادر ایران را فقط برای خفهکردن اقتصاد ایران دنبال نمیکند، بلکه در پی آن است کشورهایی را که از این وضعیت متضرر میشوند، به صف خود بکشاند و وادارشان کند با سیاستهایش همسو شوند؛ آن هم پس از آنکه پروژه ناتوی مطلوبش به بنبست رسیده است. ترامپ بهخوبی میداند اگر مذاکرات در شرایطی برگزار شود که ایران همچنان بر تنگه مسلط باشد، نه نتیجه گفتوگوها به سود او رقم خواهد خورد و نه همه شروطش تامین خواهد شد. علاوه بر این، چنین وضعیتی، شاید پروندههایی چون اورانیوم غنیشده و تحریمها حاشیهتر کند. به همین دلیل، ترامپ تلاش میکند مذاکرات در شرایطی پایان یابد که فشار او، اهرم ایران در تنگه هرمز را مهار کرده و این برگ برنده را از دست تهران خارج کرده باشد.
ایران نیز در سوی مقابل، فعلا با تمام ظرفیت خود در نبرد بر سر تنگه ایستاده است؛ زیرا میخواهد مذاکرات را در نقطهای به پایان برساند که بتواند آن را بهعنوان پیروزی عرضه کند. فراتر از این، تنگه هرمز برای ایران فقط یک گذرگاه راهبردی نیست، بلکه مهمترین و شاید تنها اهرم فشار واقعی برای چانهزنی در برابر شروط آمریکا و گرفتن بیشترین امتیاز ممکن در مذاکرات است. ایران بهخوبی میداند که در میز گفتوگو، بر سر موضوعاتی چون تعلیق فعالیتهای هستهای، سرنوشت ذخایر اورانیوم و نیز رفع تحریمها، با موانعی سخت و پیچیده روبهرو خواهد شد.
در عمل، تصور بهتعویقانداختن مذاکرات و طولانیکردن آتشبس در حالی که تنگه هرمز همچنان بسته بماند، چندان با واقعیتهای میدانی و اقتصادی سازگار نیست؛ زیرا تبعات سنگین این وضعیت، دیر یا زود همه بازیگران را درگیر خواهد کرد. این بحران فقط به طرفهای مستقیم درگیری محدود نمیشود، بلکه قدرتهای بزرگی چون چین را نیز بهشدت تحت فشار قرار میدهد؛ بهویژه کشوری که به شکلی بنیادین به نفت ایران وابسته است و بعید به نظر میرسد در برابر چنین اختلالی، بیتحرک و منفعل باقی بماند.
هرچند ایران ابزارهای متعددی برای مختلکردن کشتیرانی در تنگه در اختیار دارد از مینهای دریایی و قایقهای مزاحم گرفته تا موشکهای ساحلی اما حفظ این وضعیت در بلندمدت برای جمهوری اسلامی نیز ممکن نیست. ادامه این مسیر، در نهایت میتواند بحران را به سمت یک جنگ فراگیر سوق دهد؛ سناریویی که ایران آشکارا تمایلی به آن ندارد. به همین دلیل، راهبرد تهران بیش از آنکه بر انفجار کامل اوضاع استوار باشد، بر اعمال فشار حسابشده بنا شده است؛ فشاری که قرار است طرف مقابل را وادار به امتیازدهی کند، بیآنکه منطقه را یکباره به لبه پرتگاه بکشاند.
اصرار دو طرف بر حفظ اهداف خود در نبرد بر سر تنگه، تحولات را بهتدریج به سمت ازسرگیری تشدید نظامی سوق میدهد. نشانههایی که این احتمال را تقویت میکند، از جمله اخباری است که از برگزاری نشستی حساس به ریاست ترامپ در اتاق عملیات در روز شنبه گذشته حکایت دارد؛ نشستی که با حضور معاون رییسجمهور، وزیران خارجه، جنگ و خزانهداری، رییس ستاد مشترک، رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و نیز استیو ویتکاف، فرستاده واشنگتن به خاورمیانه برگزار شده است. چنین جلساتی معمولا صرفا نشستهای عادی اداری نیستند؛ بلکه اغلب بهعنوان صحنه تصمیمگیریهای حیاتی و تعیینکننده شناخته میشوند.
بیستویکم آوریل ضربالاجل آتشبس ترامپ، سپری شد و اکنون جهان، در ۴۸ ساعت سرنوشتساز باقیمانده، زیر سایه تهدیدهای او برای تمدید نکردن این مهلت و ازسرگیری بمباران، نفس در سینه حبس کرده است. فضای بینالمللی در وضعیتی معلق و پراضطراب قرار دارد؛ وضعیتی که هر لحظه میتواند دوباره به انفجار بحران منتهی شود. در همین حال، ایران نیز تا اینجا به میانجیها اطلاع داده است که از سرگیری گفتوگوهای اسلامآباد را نمیپذیرد. دلیل این تصمیم، اعتراض تهران به خواستههای آمریکا عنوان شده؛ خواستههایی که ایران آنها را زیادهخواهانه و فراتر از چارچوب قابلقبول مذاکرات میداند.
در چنین وضعینی، «ممدوح سلامه»، کارشناس برجسته حوزه اقتصاد انرژی، با هشداری جدی نسبت به پیامدهای بسته ماندن تنگه هرمز، تاکید کرد که اگر این آبراه حیاتی به مدت دو ماه بسته بماند، خسارات وارده به اقتصاد جهان به حدود 5 تریلیون دلار خواهد رسید.
وی تصریح کرد که این وضعیت همچنین میتواند کسری بودجه دولت فدرال ایالات متحده را بهشدت افزایش دهد. سلامه معتقد است که آمریکا برای جبران این خلأ مالی ناچار به چاپ اسکناس بدون پشتوانه خواهد شد؛ اقدامی که نهتنها تورم داخلی را تشدید میکند، بلکه فشارهای سنگینی بر اقتصاد کل جهان تحمیل میکند.
این تحلیلگر اقتصادی با رد این تصور که آمریکا به دلیل خودکفایی در نفت از بحران مصون میماند، توضیح داد که با وجود جایگاه بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان، این کشور همچنان روزانه حدود 8 میلیون بشکه نفت وارد میکند و نمیتواند خود را از نوسانات و جهشهای قیمت در بازارهای جهانی جدا کند.
سلامه به سیاستهای دونالد ترامپ اشاره کرد و گفت که او مدام از ائتلاف اوپک پلاس (OPEC+)میخواست تا تولید را بالا ببرد و قیمت را در بازه 49 تا 60 دلار نگه دارد، اما اکنون قیمتها دو تا دو و نیم برابر شدهاند.
وی در ادامه با اشاره به ناتوانی نظامی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز گفت: اگر ایالات متحده توانایی باز کردن این تنگه با زور را داشت، قطعاً از همان ابتدا این کار را انجام میداد. اما واقعیت این است که اعزام ناوگان دریایی برای اسکورت نفتکشها، آنها را در تیررس موشکهای ایران قرار میدهد و ریسک بسیار بالایی دارد.
تداوم قطع عرضه نفت، رشد اقتصادی جهان را به سمت رکود عمیق سوق میدهد
سلامه تاکید کرد که تداوم قطع عرضه نفت، رشد اقتصادی جهان را به سمت رکود عمیق سوق میدهد. هزینههای این جنگ اقتصادی بسیار گسترده است و شامل افزایش قیمت تمامشده کالاهای صنعتی، مواد غذایی و واردات میشود.
به گفته این کارشناس، برآوردها نشان میدهد که اگر تنگه هرمز به مدت دو ماه بسته بماند، خسارات وارده به اقتصاد جهان به حدود 5 تریلیون دلار خواهد رسید.
در پایان، این کارشناس خاطرنشان کرد که کشورهای بزرگ مصرفکننده نفت در صورت ادامه این بحران، مجبور به آزادسازی ذخایر استراتژیک خود خواهند شد.
هرچند این کار تاثیر کوتاهمدت و ناچیزی بر کاهش قیمتها دارد، اما امنیت انرژی این کشورها را به شدت تضعیف میکند. به ویژه در شرایطی که تنشهای بینالمللی و اختلافات سیاسی در سطح جهان اوج گرفته، این بیثباتی میتواند بستر لازم برای شروع درگیریها و جنگهای جدید را فراهم آورد.
اهمیت تنگه هرمز در انتقال نفت و تجارت جهانی
تنگه هرمز نه تنها برای ایران، بلکه برای کل سیستم تأمین انرژی جهانی یک گلوگاه غیرقابل جایگزین است. حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG)جهان معمولاً از این آبراه عبور میکند. علاوه بر ایران، کشورهای عراق، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز به شدت به این مسیر وابستهاند.
بر اساس برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این آبراه عبور کرده که ارزشی معادل ۴۰۰ میلیارد دلار تجارت انرژی در سال دارد.
تحلیل مقاصد صادراتی نشان میدهد که در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۲ درصد از نفت خام و سوختهای فسیلی خارج شده از هرمز به کشورهای آسیایی ارسال شده است.
چین به تنهایی حدود ۹۰ درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری میکند. جغرافیای خاص این تنگه به ایران اجازه داده تا از آن به عنوان اهرم فشار استفاده کند و با ایجاد موانع گزینشی، قیمت نفت را افزایش داده یا مبالغ سنگینی برای عبور دریافت کند.
هدف از محاصره کنونی، قطع این منابع درآمدی و افزایش فشار برای رسیدن به توافقی مطابق خواستههای آمریکا و تحت فشار قرار دادن شرکای تجاری ایران همچون چین است.
تاثیر محاصره تنگه هرمز بر صادرات نفت و درآمد ارزی ایران
محاصره دریایی توسط آمریکا منجر به خسارتی معادل ۴۳۵ میلیون دلار در روز (حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه) میشود. این رقم شامل ۲۷۶ میلیون دلار خسارت صادراتی و ۱۵۹ میلیون دلار اختلال در واردات است. بیش از ۹۰ درصد از ۱۰۹/۷ میلیارد دلار تجارت سالانه ایران از خلیج فارس عبور میکند و نفت و گاز ۸۰ درصد از درآمدهای صادراتی دولت و ۲۳/۷ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) را تشکیل میدهد.
جزئیات آماری خسارات ارزی و صادراتی:
نفت خام: ایران با صادرات ۱/۵ میلیون بشکه در روز، حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد روزانه(با قیمت ۸۷ دلار) داشت. جزیره خارگ که ۹۲ درصد صادرات نفت خام را مدیریت میکند، در عمق خلیج فارس است و هیچ جایگزین عملی ندارد.
پتروشیمی: در ۹ ماه سال مالی ۲۰۲۴/۲۵، صادرات پتروشیمی حدود ۱۹/۷ میلیارد دلار(۵۴ میلیون دلار در روز) بوده است. تقریبا تمام این حجم از عسلویه، بندر امام و بندر رجایی حمل میشود که همگی در محدوده محاصره هستند و هیچ مسیر زمینی توان جابهجایی این حجم را ندارد.
صادرات غیرنفتی: از ۵۱/۷ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی در سال ۲۰۲۵، پس از کسر پتروشیمی، روزانه ۸۸ میلیون دلار کالا(معدنی، فلزات و…) از بنادر عبور میکرد که ۹۰ درصد آن(۷۹ میلیون دلار در روز) از بین میرود.
درآمد کل انرژی: مجموع درآمد انرژی که با این انسداد قطع میشود، سالانه حدود ۷۸ میلیارد دلار برآورد میگردد. جزیره خارگ به تنهایی ۵۳ میلیارد دلار در سال تولید ارزش میکند.
تاثیر توقف صادرات بر تولید نفت و ظرفیت ذخیرهسازی
توقف صادرات تنها یک مشکل مالی کوتاهمدت نیست، بلکه میتواند به یک بحران جدی در بخش تولید نفت تبدیل شود. زمانی که امکان صادرات وجود نداشته باشد، ادامه تولید نیز با محدودیتهای فنی مواجه میشود و این موضوع مستقیما عملکرد میادین نفتی را تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از مهمترین چالشها در این شرایط، محدودیت ظرفیت ذخیرهسازی است. برآوردها نشان میدهد که ظرفیت مخازن ذخیرهسازی خشکی ایران بین ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه است و بخش قابلتوجهی از این ظرفیت(حدود ۶۰ درصد) پیش از آغاز این وضعیت پر بوده است. به همین دلیل، با ادامه تولید و نبود امکان صادرات، این مخازن بهسرعت به نقطه اشباع میرسند.
با در نظر گرفتن مازاد تولید روزانه حدود ۱/۵ میلیون بشکه، پیشبینی میشود که در کمتر از دو هفته، ظرفیت ذخیرهسازی کشور بهطور کامل تکمیل شود. این موضوع باعث میشود تولیدکنندگان ناچار به کاهش یا توقف استخراج شوند؛ تصمیمی که میتواند پیامدهای فنی مهمی به همراه داشته باشد.
یکی از این پیامدها، پدیدهای به نام مخروطی شدن آب (Water Coning) است. در این حالت، با کاهش یا توقف تولید، آب موجود در لایههای زیرین مخازن به سمت بالا حرکت کرده و وارد لایههای نفتی میشود. این اتفاق میتواند باعث شود بخشی از نفت برای همیشه غیرقابل برداشت شود و در نتیجه، آسیبهای بلندمدتی به مخزن وارد گردد.
در مجموع، چنین شرایطی میتواند در بلندمدت منجر به کاهش ظرفیت تولید روزانه در حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه شود. این کاهش تولید، به معنای افت قابل توجه درآمدهای سالانه کشور خواهد بود و میتواند فشار مضاعفی بر ساختار اقتصادی وارد کند.
تاثیر بسته شدن تنگه هرمز بر بنادر و زنجیره تامین ایران
بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران و بخش اعظم امنیت غذایی کشور به باز بودن تنگه هرمز گره خورده است:
بندر رجایی: مرکز ثقل تجارت با سهم ۵۳ درصدی از کل عملیات بارگیری و تخلیه کشور
بندر امام خمینی: گلوگاه اصلی تأمین کالاهای اساسی با سهم ۵۸ درصدی از کل واردات
بنادر بوشهر: جابهجایی سالانه ۵۷ میلیون تن کالا که اکنون در بنبست کامل فیزیکی قرار گرفتهاند
تاثیر محاصره تنگه هرمز بر تورم، نرخ ارز و اقتصاد ایران
محاصره دریایی به محرک اصلی فروپاشی پولی و بیثباتی بازارهای داخلی تبدیل شده است:
سقوط آزاد ریال: نرخ ارز از ۴۲۰۰ تومان به ۱۵۰ هزار تومان در برابر دلار جهش یافته که نشاندهنده افت شدید ارزش پول ملی است
تبخیر نقدینگی: بانکها برای جلوگیری از ورشکستگی، سقف برداشت نقدی روزانه را به مبلغ ناچیز ۱۸ تا ۳۰ دلار محدود کردهاند
بحران معیشت: تورم کلی ۴۷/۵ درصدی و تورم مواد غذایی ۱۰۵ درصدی(تا فوریه ۲۰۲۴)، قیمت کالاهای اساسی مانند برنج را تا ۷ برابر افزایش داده است
انتشار اسکناس ۱۰ میلیون ریالی که ارزش واقعی آن در شرایط فعلی تنها حدود ۷ دلار است، نماد بارز ورود اقتصاد به فاز ابرتورم است.
یا مسیر جایگزین برای صادرات نفت ایران وجود دارد؟
تحلیل ظرفیتها نشان میدهد که مسیرهای تجاری خارج از خلیج فارس حتی توان پوشش ۱۰ درصد از ظرفیت ترانزیتی این منطقه را نیز ندارند.
تاثیر محاصره تنگه هرمز بر اقتصاد ایران
محاصره دریایی تنگه هرمز عملا به معنای انسداد شریانهای حیاتی ایران و توقف پایداری اقتصادی است. با اختلال مستقیم در ۲۳/۷ درصد از کل تولید ناخالص داخلی (GDP)و حذف ۸۰ درصد از درآمدهای ارزی دولت، اقتصاد کشور در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته است.
با توجه به خسارت سنگین ۴۳۵ میلیون دلاری در روز و تهدید فنیِ تخریب میادین نفتی، تداوم این وضعیت نه تنها منجر به فروپاشی کامل ریال میشود، بلکه آسیبهای ساختاری جبرانناپذیری ایجاد میکند که حتی پس از رفع محاصره، بازگشت به سطح تولید قبلی را غیرممکن خواهد ساخت. پایداری اقتصادی تحت این شرایط و با وجود ناکارآمدی مسیرهای جایگزین، عملاً غیرممکن ارزیابی میشود.
سئوالات متداول:
چرا در صورت توقف صادرات از تنگه هرمز، استخراج نفت هم باید متوقف شود؟
به دلیل محدودیت شدید در ظرفیت مخازن ذخیرهسازی خشکی؛ با توجه به مازاد تولید فعلی، ظرفیت این مخازن در کمتر از دو هفته(تنها ۱۳ روز) کاملا تکمیل میشود.
با پر شدن مخازن، توقف اجباری تولید رخ میدهد که میتواند منجر به پدیده مخروطی شدن آب (Water Coning) و تخریب دائمی میادین نفتی شود.
آیا مسیرهای جایگزین مانند بندر چابهار یا بندر جاسک توان جبران این محاصره را دارند؟
خیر؛ بررسی ظرفیتها نشان میدهد که مجموع مسیرهای جایگزین(شامل پروژه جاسک، بندر چابهار و بنادر دریای خزر) روی هم رفته، حتی توان پوشش ۱۰ درصد از ظرفیت ترانزیتی خلیج فارس را نیز ندارند و نمیتوانند جایگزین این شاهراه حیاتی شوند.
بسته شدن تنگه هرمز چه تاثیری بر قیمت دلار و تورم داخلی دارد؟
با مسدود شدن این مسیر، ۸۰ درصد از درآمدهای صادراتی دولت قطع میشود. این شوک ارزی باعث سقوط آزاد ریال، جهش نرخ ارز به ارقامی بیش از ۱۵۰ هزار تومان و ورود اقتصاد به فاز ابرتورم میشود که نتیجه آن بحران معیشت و افت شدید قدرت خرید خواهد بود.
اهمیت تنگه هرمز در زنجیره اقتصاد جهان
تنگه هرمز به عنوان مهمترین آبراهه راهبردی جهان، روزانه میزبان عبور یک چهارم نفت خام جهان، یک پنجم تجارت جهانی گاز مایع طبیعی، ۴۵ درصد صادرات گوگرد و یک سوم تجارت دریایی کودهای شیمیایی همراه با طیف وسیع دیگری از مواد اولیه گازی و فلزی مورد استفاده در صنایع متعدد از جمله پزشکی و فناوریهای دیجیتال است و ازاین رو هرگونه اختلال در آن، زنجیره تأمین انرژی، صنایع پایه و امنیت غذایی میلیونها نفر در سراسر جهان را مستقیماً تهدید میکند.
دادههای مهم دوازدهگانه ذیل جایگاه برجسته تنگههرمز در اقتصاد جهان را بیان میکند:
بر اساس آخرین گزارش اداره اطلاعات انرژی رژیم آمریکا و آمارهای منتشرشده توسط سازمان کشورهای صادرکننده نفت(اوپک)، در سال ۲۰۲۵ به طور میانگین روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکرده است که معادل حدود یک چهارم کل تجارت دریایی نفت در جهان و یک پنجم کل تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع میباشد.(اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، ۲۰۲۶؛ کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد، ۲۰۲۶)
با آغاز تجاوز نظامی رژیمهای آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶ و متعاقب آن ناامنی در تنگه هرمز، این شریان حیاتی به طور کامل مسدود شد. گزارش مارس ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی حاکی از آن است که پس از آغاز جنگ، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس به کمتر از ۱۰ درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است.(آژانس بینالمللی انرژی، ۲۰۲۶) این میزان کاهش بیسابقه در تاریخ صنعت نفت جهان، بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ این صنعت را رقم زده است.
از مجموع ۲۰ میلیون بشکه عبوری روزانه از تنگه هرمز، سهم کشورهای حاشیه خلیج فارس به این شرح است:
عربستان سعودی بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، روزانه حدود ۷ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی خود را از این مسیر صادر میکرد.
امارات متحده عربی با ۳.۵ میلیون بشکه، کویت با ۲ میلیون بشکه، عراق با ۳.۵ میلیون بشکه و قطر با حدود ۲ میلیون بشکه(شامل میعانات گازی) سهمگذار بودند.(اوپک، ۲۰۲۵)
در مقابل، ایران پیش از این درگیریها روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از طریق این آبراهه صادر میکرد اما اکنون این میزان به 5/2 میلیون بشکه افزایش یافته است.(آدامز، ۳۰ مارس ۲۰۲۶)
بحران تنگه هرمز تنها محدود به نفت خام نمانده و بازار جهانی گاز طبیعی مایع را با شدتی بیسابقه تحت تأثیر قرار داده است. قطر که حدود ۲۰ درصد از کل عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را در اختیار دارد، در سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۸۱ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرده است که ۱۰۰ درصد این صادرات از طریق تنگه هرمز انجام میپذیرفت.(آنادولو، ۲۰۲۶)
در پی حملات مارس ۲۰۲۶، تأسیسات عظیم گاز طبیعی مایع قطر در راس لفان آسیب دیده و دو خط تولید گاز طبیعی مایع با ظرفیت سالانه ۱۲.۸ میلیون تن برای سه تا پنج سال از مدار خارج شدهاند.(اخبار کشتیرانی یونان، ۲۰۲۶)
قطر به همراه امارات متحده عربی که سالانه حدود ۵ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر میکند، مجموعاً بیش از ۸۶ میلیون تن از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را از دست دادهاند.
در حوزه فرآوردههای نفتی، آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، کشورهای حاشیه خلیج فارس روزانه 3/3 میلیون بشکه فرآوردههای نفتی شامل گازوئیل، بنزین، نفت کوره و خوراک پتروشیمیها صادر میکردند.
همچنین روزانه ۱.۵ میلیون بشکه گاز مایع از این مسیر عبور میکرده است.(آژانس بینالمللی انرژی، ۲۰۲۶)
پس از ناامنی در تنگه هرمز، بیش از ۳۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت پالایشگاهی منطقه از مدار خارج شده و صادرات فرآوردههای نفتی به کمتر از ۱۰ درصد سطح پیشین کاهش یافته است.(همان)
تأثیرات ناامنی در تنگه هرمز فراتر از حاملهای انرژی رفته و صنایع پایه و زنجیره تأمین کالاهای صنعتی را نیز در برگرفته است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، کشورهای حاشیه خلیج فارس سالانه حدود ۶۵۰ هزار تن آلومینیوم تولید میکنند که معادل ۱۰ درصد از عرضه جهانی این فلز راهبردی میباشد.
قطر آلومینیوم(قطالوم) و آلومینیوم بحرین(آلبا) از بزرگترین تولیدکنندگان این فلز در جهان هستند که صادرات آنها از طریق تنگه هرمز بهطور کامل متوقف شده است. این مسئله زنجیره تأمین صنایع خودروسازی، هوافضا و بستهبندی در چین، هند و اروپا را با اختلال مواجه ساخته است.(سپر خیالی، ۲۰۲۶)
عرضه گوگرد نیز بهعنوان یکی از مواد خام حیاتی برای صنایع شیمیایی و تولید کودهای کشاورزی، با بحرانی عمیق روبهرو شده است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس حدود ۴۵ درصد از صادرات جهانی گوگرد را تامین میکنند. این ماده که برای تولید اسید سولفوریک ضروری است، در فرآیندهای استخراج فلزات راهبردی مانند مس و نیکل نقشی حیاتی ایفا میکند.
حدود ۷۵ درصد از گوگرد مورد نیاز صنعت نیکل اندونزی و بخش عمدهای از نیاز صنعت مس کنگو از طریق تنگه هرمز تأمین میشده است.(همان)
در بخش کودهای شیمیایی، وضعیت بحرانیتر است. کشورهای حوزه خلیج فارس حدود یک سوم از تجارت دریایی کودهای شیمیایی جهان را تأمین میکنند. گزارشها حاکی از آن است که هماینک ۲۱ کشتی حامل حدود ۱ میلیون تن انواع کودهای شیمیایی در بنادر منطقه بلاتکلیف ماندهاند.(همان)
قیمت اوره از زمان آغاز بحران بیش از ۴۵ درصد افزایش یافته و به حدود ۷۰۰ دلار در هر تن رسیده است که بالاترین رقم از سال ۲۰۲۲ تاکنون محسوب میشود و البته ایران به تنهایی حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی اوره را در اختیار دارد.
قطر با سهم بیش از یکسوم تولید جهانی هلیوم، بزرگترین تامینکننده این گاز حیاتی پس از آمریکاست.
هلیوم برای خنکسازی آهنرباهای ابررسانا در دستگاههای امآرآی و سیتی اسکن ضروری است.
هلیوم همچنین در فرآیند لیتوگرافی و خنکسازی تجهیزات ساخت ویفرهای سیلیکونی، نقشی حیاتی دارد.
کره جنوبی(مقر سامسونگ و اسکی هاینیکس) حدود ۶۵ درصد از هلیوم وارداتی خود را از قطر تأمین میکند. با بحران تنگه هرمز، عرضه جهانی هلیوم تا 2/5 میلیون مترمکعب در ماه کاهش یافته و قیمت آن بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.(آژانس خبری مرکزی چین، ۲۰۲۶)
کارشناسان همچنین هشدار میدهند که تداوم بحران میتواند صنعت نیمههادی را با کمبودی مشابه همهگیری کرونا مواجه کند.(اِی آی مد، ۲۰۲۶)
تجهیزات یکبارمصرف پزشکی مانند سرنگ،کاتتر، دستکش نیتریل و بستهبندی استریل از پلیپروپیلن، پلیاتیلن و پیویسی ساخته میشوند که خوراک اولیه آنها از پتروشیمیهای خلیج فارس تأمین میشود.
اتیلن اکساید(گاز استریلیزاسیون)، گلیسیرین(حامل داروها) و پروپوفول(داروی بیهوشی) نیز از مشتقات پتروشیمی هستند که زنجیره تامین همه آنها مختل شده است.(بلومبرگ اینتلیجنس، ۲۰۲۶)
انجمن صنایع تجهیزات پزشکی هند هشدار داده است که هزینه مواد اولیه این صنعت تا ۵۰ درصد افزایش یافته و در صورت تداوم بحران، کمبود سرنگ و کاتتر در بیمارستانهای عمومی قریبالوقوع است.(پرمیر، ۲۰۲۶)
فلزات حیاتی گالیم و ایندیم که در ساخت تراشههای پیشرفته و پنلهای نمایشگر استفاده میشوند، تحت تأثیر اختلال در حملونقل آسیای جنوب شرقی قرار گرفتهاند.(گلدمن زاکس، ۲۰۲۶)
مواد شیمیایی تخصصی دیگر مانند برم، پروپیلن، متانول و بوتادین که پایهگذار تولید رزینهای فوتورزیست(برای ساخت تراشه) و قطعات پلاستیکی رایانهها هستند، نیز با کاهش عرضه مواجه شدهاند.(او.سی.تری دی، ۲۰۲۶)
بخش حملونقل کانتینری نیز از بحران تنگه هرمز مصون نمانده است. بیمکو بهعنوان بزرگترین انجمن کشتیرانی جهان، گزارش داده است که با بحران تنگه هرمز، حدود ۱۳۰ کشتی کانتینربر با ظرفیت مجموع ۱.۵ درصد از ناوگان جهانی در خلیج فارس گرفتار شدهاند.(بیمکو، ۲۰۲۶)
برآوردها نشان میدهد که حدود ۳ درصد از کل حجم تجارت کانتینری جهان به دلیل این بحران متوقف شده است.
با توجه به اینکه بسیاری از کشتیهای فعال در مسیر خلیج فارس به بنادر پاکستان و هند نیز خدماترسانی میکنند، نزدیک به ۱۰ درصد از ناوگان جهانی کشتیرانی به نحوی تحت تاثیر این بحران قرار گرفتهاند.
لذا در مجموع، برآوردهای کلان نشان میدهد مجموع تجارت جهانی تحت تاثیر ناامنی در تنگه هرمز حدود 5/4 درصد از کل جریان تجارت بینالمللی را شامل میشود.
این رقم از جمع ۲۰ درصد تأثیر بر تجارت نفت و گاز طبیعی مایع و ۲.۴ درصد تأثیر بر تجارت کالاهای غیرنفتی حاصل میشود.(آژانس صدی، ۲۰۲۶)
شوکهای اقتصادی جهان پس از ناامنی در تنگه هرمز
ناامنی در تنگه هرمز به دلیل تجاوز نظامی رژیمهای آمریکا و اسرائیل، موجی از شوکهای اقتصادی را در سراسر جهان ایجاد کرد که بازارهای سهام بزرگترین قربانیان آن بودند.
والاستریت ژورنال در گزارش مارس ۲۰۲۶ خود اعلام کرد که بازارهای سهام آمریکا در آستانه بدترین عملکرد فصلی خود در چهار سال اخیر قرار گرفتهاند.
شاخص نزدک که سهم عمدهای از شرکتهای فناوری را در بر دارد، در تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۶ وارد منطقه اصلاحی شد، بدین معنا که بیش از ۱۰ درصد نسبت به بالاترین سطح اخیر خود سقوط کرده بود.
یک روز بعد، شاخص داوجونز که به عنوان معیاری برای اقتصاد واقعی شناخته میشود، به این شاخص پیوست و رکورد افت خود را ثبت کرد.(والاستریت ژورنال، ۲۰۲۶الف)
دادههای ذیل در این راستا برجسته میشود:
آمارهای دقیقتر نشان میدهد که شاخص اس اند پی ۵۰۰ از زمان بالاترین سطح پیش از جنگ تا ۲۸ مارس ۲۰۲۶ حدود 4/7 درصد کاهش یافته است.(والاستریت ژورنال، ۲۰۲۶ب)
این کاهش در حالی رخ داده است که تحلیلگران معتقدند اگر درگیریها ادامه یابد و قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد، سقوط شدیدتری در انتظار بازارها خواهد بود.(همان)
در اروپا نیز وضعیت مشابه بوده است. گزارش برناما در ۱۳ مارس ۲۰۲۶ نشان داد که بازارهای اروپایی به دلیل افزایش قیمت نفت و تشدید تنشها در غرب آسیا، با کاهش گستردهای مواجه شدهاند. شاخص اف.تی.اس.ای 100 انگلستان ۰.۴۷ درصد، شاخص داکس آلمان ۰.۲۱ درصد و شاخص سی.ای.سی 40 فرانسه ۰.۷۱ درصد سقوط کردند.(برناما، ۲۰۲۶)
بخشهای بانکی، هوانوردی و گردشگری بیشترین آسیب را متحمل شدند، در حالی که تنها بخش انرژی به لطف افزایش قیمت نفت که بحرانهای خود را در بخشهای دیگر نشان داد، توانست رشد مثبتی ثبت کند.(همان)
والاستریت ژورنال همچنین گزارش داد که در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۶، شاخص نزدک بیش از ۱.۵ درصد سقوط کرد و شاخص اس اند پی 500 حدود ۱.۳ درصد کاهش یافت.(والاستریت ژورنال، ۲۰۲۶ج)
ناامنی در تنگه هرمز، موجی از افزایش بی سابقه قیمت انرژی را به دنبال داشت. بر اساس دادههای وای چارت، قیمت نفت برنت که در ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ حدود ۷۱.۳۲ دلار در هر بشکه بود، در ۲۰ مارس ۲۰۲۶ به ۱۱۸.۴۲ دلار در هر بشکه رسید.(وای چارت، ۲۰۲۶)
این افزایش حدود ۶۶ درصدی در کمتر از یک ماه، یکی از سریعترین و شدیدترین جهشهای قیمت نفت در تاریخ معاصر است.
گزارش ویتنام وی.ان در ۳۰ مارس ۲۰۲۶ به نقل از دادههای بازار اعلام کرد که قیمت نفت برنت در پایان ماه مارس به ۱۱۲.۷۸ دلار در هر بشکه رسیده و در طول روزهای معاملاتی حتی به ۱۱۶.۸۹ دلار نیز صعود کرده است.
این افزایش قیمت، نفت برنت را در مسیر ثبت بزرگترین افزایش ماهانه تاریخ قرار داده است؛ به گونهای که قیمت این شاخص نفتی در ماه مارس ۲۰۲۶ حدود ۵۷ درصد افزایش یافته که بالاترین رکورد از سال ۱۹۸۸ تاکنون محسوب میشود.
این رکورد حتی از افزایش قیمت در زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ نیز فراتر رفته است.(ویتنام وی.ان، ۲۰۲۶)
در بازار گاز طبیعی اروپا نیز شوک مشابهی رخ داد. بر اساس گزارش اینوستینگ، قراردادهای آتی گاز طبیعی در بازار تی.تی.اف هلند که مرجع اصلی قیمت گاز در اروپا است، در ماه مارس ۲۰۲۶ بیش از ۶۸ درصد افزایش یافت. با وجود کاهش موقت در روزهای پایانی ماه، قیمت گاز در ۳۱ مارس ۲۰۲۶، همچنان در سطح ۵۴.۶۸ یورو در هر مگاوات ساعت باقی ماند که نسبت به پیش از بحران افزایشی چشمگیر را نشان میدهد.(اینوستینگ، ۲۰۲۶)
این افزایش قیمت گاز، فشار بیسابقهای بر قبوض انرژی خانوارهای اروپایی وارد کرد و زنگ خطر تورم مجدد را در منطقه یورو به صدا درآورد.
شاخص بالتیک که بهعنوان مهمترین شاخص جهانی برای اندازهگیری هزینه حملونقل
کالاهای فله مانند سنگآهن، ذغالسنگ و غلات است، نشانهای دقیقی از تاثیر بحران بر زنجیره تأمین جهانی ارائه میدهد.
بر اساس دادههای هلنیک شیپینگ، این شاخص در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۲۶ به ۱۹۹۵ واحد کاهش یافت که نسبت به روز قبل ۲۲ واحد کاهش نشان میدهد.(هلنیک شیپینگ، ۲۰۲۶)
گزارشهای تخصصیتر حاکی از آن است که این شاخص در مسیر ثبت نخستین کاهش ماهانه خود در سال ۲۰۲۶ قرار گرفته و پیشبینی میشود کاهش ماهانه آن به حدود ۱۲.۲ درصد برسد.(فارکس آنلاین طلای چین، ۲۰۲۶)
تحلیلهای فنی نشان میدهد شاخص بالتیک در ماه مارس ۲۰۲۶ بهطور کلی روند نزولی داشته است؛ به گونهای که در ۱۱ روز کاری اخیر، ۷ روز کاهش و تنها ۴ روز افزایش ثبت شده است.(همان)
این کاهش در حالی رخ میدهد که هزینههای انرژی به دلیل افزایش قیمت نفت به شدت بالا رفته و این تناقض، نشانهای از کاهش تقاضای جهانی برای کالاهای اساسی و رکود قریبالوقوع در بخش تولید و صنعت جهان است.
تاثیر این بحران بر تورم نیز غیرقابل انکار بوده است.
دادههای یورواستات نشان میدهد که نرخ تورم در منطقه یورو در مارس ۲۰۲۶ به 5/2 درصد شتاب گرفته است که بهطور قابلتوجهی بالاتر از هدف ۲ درصدی بانک مرکزی اروپاست.
این در حالی است که در ماه فوریه ۲۰۲۶، پیش از آغاز حملات گسترده رژیمهای آمریکا و اسرائیل به ایران، نرخ تورم در منطقه یورو تنها ۱.۹ درصد بود.(اینوستینگ، ۲۰۲۶)
این افزایش تورم عمدتا به دلیل شوک انرژی ناشی از ناامنی در تنگه هرمز رخ داده است.
افزایش نرخ کرایه حملونقل و تورم ناشی از آن، زنجیره تأمین جهانی را در وضعیت بحرانی قرار داده است.
صنایع وابسته به مواد اولیه وارداتی از منطقه خلیج فارس، از جمله صنایع خودروسازی، فولاد و پتروشیمی در چین، هند و اروپا، با افزایش هزینهها و اختلال در تامین مواجه شدهاند.
گزارشها حاکی از آن است که حدود ۱۳۰ کشتی کانتینربر در خلیج فارس گرفتار شدهاند و نزدیک به ۱۰ درصد از ناوگان جهانی کشتیرانی به نحوی تحت تأثیر این بحران قرار گرفتهاند.(بیمکو، ۲۰۲۶)
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش خود هشدار داده است که در صورت تداوم وضعیت فعلی، افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین میتواند رشد اقتصادی جهان را تا ۳ درصد کاهش دهد و میلیونها نفر را در سراسر جهان در معرض فقر و گرسنگی قرار دهد.(آژانس بینالمللی انرژی، ۲۰۲۶)
دونالد ترامپ: دستور دادم قایقهای ایرانی مینگذار در تنگه هرمز منهدم شوند
رییسجمهور آمریکا، در پیامی در شبکه تروث سوشال نوشت: «به نیروی دریایی ایالات متحده دستور دادهام هر قایقی را، هرچقدر هم کوچک، که در آبهای تنگه هرمز مینگذاری میکند، هدف قرار داده و نابود کند». او بار دیگر با اشاره به اینکه «۱۵۹ کشتی جنگی» نیرویهای دریایی ایران «در کف دریا هستند»، یادآوری کرد که ناوگان دریایی آبهای آزاد جمهوری اسلامی منهم شده است.
او افزود که در این مورد «هیچ تردیدی نباید وجود داشته باشد.»
به گفته دونالد ترامپ، ناوهای مینروب ارتش آمریکا در حال حاضر «در حال پاکسازی تنگه هستند.» او خواستار این شد که این عملیات با شدت «سه برابر» ادامه یابد.
پنتاگون: پاکسازی مینهای تنگه هرمز ممکن است تا شش ماه زمان ببرد
وزارت دفاع ایالات متحده، پنتاگون در یک گزارش محرمانه به کنگره این کشور برآورد کرده پاکسازی مینهای احتمالی در تنگه هرمز ممکن است تا شش ماه طول بکشد. این گزارش که روز چهارشنبه از سوی روزنامه واشنگتن پست علنی شد، میگوید که این مساله میتواند پیامدهای قابل توجهی برای بازار جهانی انرژی بههمراه داشته باشد. با این حال، اطلاعات دقیق درباره وضعیت مینگذاری در این گذرگاه راهبردی همچنان محدود و محل تردید است و ...
واکنش سران سه قوه به اظهارات ترامپ: یک خدا، یک رهبر، یکملت، یکراه
«محمدباقر قالیباف» و «مسعود پزشکیان» در متنی مشترک که در شبکه اجتماعی فیلترشده ایکس و در شرایط قطعی اینترنت منتشر شده است به اظهارات امروز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ رییسجمهور آمریکا واکنش نشان دادند.
در این متن مشترک آمده است: «در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد؛ همه ما ایرانی و انقلابی هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.»
ساعتی پیش از انتشار این پست، «غلامحسین محسنی اژهای» رییس قوه قضاییه نیز بهطور جداگانه در همین شبکه اجتماعی نوشت: «تندرو و میانهرو واژگانی مجعول و بیمایه است که در ادبیات سیاسی غرب رواج دارد. در ایران اسلامی همه اقشار و جناحها در نهایت قوام و انسجام در ذیل اوامر رهبری معظم انقلاب هستند.»
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز در واکنش به اظهارات ترامپ درباره سردرگمی مسئولان جمهوری اسلامی در تشخیص رهبر، با انتشار پستی در ایکس نوشت: «میدان و دیپلماسی، دو جبهه کاملا هماهنگ در یک جنگ واحد به شمار میروند.»
«دونالد ترامپ» عصر روز ۳ اردیبهشتت ۱۴۰۵ در تروث سوشال نوشت: «ایران این روزها بهشدت در تعیین اینکه چه کسی رهبریاش را بر عهده دارد دچار سردرگمی است؛ واقعا نمیدانند چه خبر است.»
او ادامه داد: «درگیریهای داخلی میان تندروهایی که در میدان نبرد با شکستهای جدی روبهرو هستند و میانهروهایی که چندان هم میانهرو نیستند، به شکلی کاملا آشفته و دیوانهوار جریان دارد.»
یک نماینده مجلس میگوید مجتبی خامنهای با ادامه مذاکره با آمریکا مخالف است
یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی از مخالفت مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با تمدید مذاکره با آمریکا خبر داد.
علی خضریان در یک گفتوگو با تلویزیون رسمی ایران هوشیاری رهبر جمهوری اسلامی «در فرماندهی کل قوا و اداره کشور» را «قابل توجه» دانست و گفت: «اخبار ما مبنی بر این است که ایشان بهشدت با هرگونه تمدید مذاکره در چنین شرایطی مخالف هستند.»
او گفت: «ایران به این نتیجه رسیده است که حضور در مذاکرات فاقد دستورکار روشن، صرفا ابزاری برای مدیریت بازارهای انرژی از سوی آمریکا محسوب میشود.» این نماینده مجلس، همچنین مدعی شکست همه برنامههای آمریکا در جنگ با ایران شد.
در روزهای اخیر گزارشهایی از جمله در چند رسانه آمریکایی مبنی بر بروز اختلافاتی میان جریانهای مختلف داخل حکومت ایران درباره حضور یا عدم حضور در مذاکرات با آمریکا منتشر شده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز روز پنجشنبه گفت که درگیری داخلی جناحهای «تندرو» و «میانهرو» در ایران «کاملا دیوانهکننده» شده است.
شنیده شدن صدای پدافند در نقاط مختلف تهران
گزارشهای رسانههالی ایران و کاربران شبکههای اجتماعی حاکی از شنیده شدن صدای شلیک پدافند در نقاط مختلف تهران در شامگاه روز پنجشنبه است.
خبرگزاری مهر، اعلام کرد که پدافند در حال «مقابله با اهداف متخاصم» است. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، هم تایید کرده که در شرق و غرب تهران پدافند به کار افتاده است.
در شبکههای اجتماعی نیز کاربران نوشتهاند از نقاطی مانند شهرک اکباتان، جنتآباد و مهرآباد صدای شلیک گلولههای ضدهوایی شنیده میشود.
رویترز: دو کشتی توقیفشده توسط سپاه به نزدیکی بندرعباس منتقل شدند
خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه به نقل از منابعی گزارش داد که دو کشتی کانتینری که سپاه پاسداران در تنگه هرمز توقیف کرده است، با حدود ۴۰ خدمه به سمت بندرعباس منتقل شدند.
یکی از بستگان دریانوردان درگیر در این حادثه به رویترز گفته است: «حدود ۲۰ نیروی ایرانی بسیار مسلح به کشتی حمله کردند. ملوانان تحت کنترل ایرانیان هستند و تردد آنها در کشتی محدود است، اما ایرانیان با آنها به خوبی رفتار میکنند.»
وزیر امور دریایی مونتهنگرو، به شبکه دولتی این کشور گفت که چهار ملوان یکی از کشتیهای توقیف شده از جمله ناخدای آن اهل مونتهنگرو هستند و مذاکرات با ایران درباره آزادی آنها ادامه دارد. او گفته است «این کشتی در فاصله ۹ مایل دریایی از ساحل ایران لنگر انداخته است.»
وزارت امور خارجه کرواسی نیز تایید کرد که دو شهروند کرواسی در این کشتی هستند.
سپاه پاسداران نیز روز پنجشنبه تصاویری از حمله نیروهای دریاییاش با قایق به این کشتیها و تصرف آنها منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، یک کشتی کانتینربر با پرچم لیبریا در شمال شرقی عمان بر اثر اصابت گلوله و نارنجکهای راکتی به پل فرماندهی(بریج) دچار آسیب شد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، اعلام کرد ناخدای این کشتی گزارش داده که یک قایق توپدار سپاه پاسداران به آن نزدیک شده و سپس اقدام به تیراندازی کرده است. به گفته این نهاد، همه خدمه سالم هستند و این حادثه آتشسوزی یا خسارت زیستمحیطی بههمراه نداشته است.
منابع امنیت دریایی گفتند سه نفر در آن قایق مسلح حضور داشتند. ناخدای این کشتی کانتینربر که توسط یک شرکت یونانی اداره میشود نیز گزارش داده که پیش از حادثه هیچ تماس رادیویی برقرار نشده بود و در ابتدا به کشتی اعلام شده بود که اجازه عبور از تنگه هرمز را دارد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، بعدا اعلام کرد که کشتی کانتینربر دومی در حدود هشت مایل دریایی غرب ایران هدف تیراندازی قرار گرفته است.
این کشتی که با پرچم پاناما تردد میکرد، آسیبی ندیده و خدمه آن در سلامت هستند.
این منابع افزودند کشتی کانتینربر سومی نیز در فاصله حدود هشت مایل دریایی غرب ایران، هنگام خروج از تنگه هرمز، هدف تیراندازی قرار گرفته است.
این کشتی با پرچم لیبریا آسیب ندیده اما در آب متوقف شده است. خدمه آن نیز در سلامت هستند.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند پارسال، معمولا حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
نائب رییس مجلس میگوید ایران اولین درآمد از عوارض تنگه هرمز را دریافت کرده است
حمیدرضا حاجیبابایی، نائب رییس مجلس ایران با حضور در میان مردم کوهدشت، مدعی شد که ایران بر تنگه هرمز سیطره دارد و اولین درآمد از محل عوارض تنگۀ هرمز به حساب بانک مرکزی واریز شده است.
ایران طرحی برای دریافت دو میلیون دلار از نفتکشهایی دارد که از تنگه هرمز عبور میکنند. این طرح، نگرانیهایی را دربارۀ افزایش قیمتها در سالهای آینده، به دنبال داشته است.
طبق گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین، در طرح صلح ده مادهای تهران، آمده است که ایران و عمان میتوانند برای هر کشتی که از تنگه عبور میکند، تا سقف دو میلیون دلار هزینه دریافت کنند. ایران پیشنهاد داده است که این مبلغ صرف بازسازی شود.
مطابق این پیشنهاد، عبور ایمن از این تنگه فقط تحت مدیریت نظامی ایران مجاز خواهد بود. واشینگتن و مفسران اقتصادی، این طرح را به شدت محکوم کردهاند.
گاردین میگوید که تاکنون، کشتیهایی از مالزی، چین، مصر، کره جنوبی و هند از جمله کشتیهایی بودهاند که اجازۀ عبور پیدا کردهاند. و مشخص نیست که آیا آنها برای انجام این کار به ایران عوارض پرداخت کردهاند یا خیر.
ترامپ: دستور دادم همه قایقهای مینگذار ایران در تنگه هرمز نابود شوند
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، روز پنجشنبه اعلام کرد به نیروهای نظامی این کشور دستور داده همه قایقهای مینگذار ایران در تنگه هرمز را هدف قرار دهند و نابود کنند.
او با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: «من به نیروی دریایی ایالات متحده دستور دادهام هر قایقی را... که در حال مینگذاری در آبهای تنگه هرمز است، هدف قرار داده و نابود کند. هیچگونه تردیدی نباید وجود داشته باشد.»
او یادآوری کرده که «تمام کشتیهای نیروی دریایی آنها(ایران)، هر ۱۵۹ فروند، در کف دریا هستند.»
ترامپ همچنین خبر داد که ایالات متحده در حال پاکسازی این آبراه است: «مینروبهای ما همین حالا در حال پاکسازی تنگه هستند. بدینوسیله دستور میدهم این فعالیت ادامه یابد، اما در سطحی سه برابر!»
این در حالی است که وزارت دفاع آمریکا ساعتی پیش گزارش روزنامه واشینگتن پست را که مدعی شده بود این نهاد برآورد کرده پاکسازی کامل تنگه هرمز از مینهای کارگذاشتهشده توسط ایران ممکن است شش ماه طول بکشد، «گزینشی و نادرست» توصیف کرد.
«کنترل کامل» تنگه هرمز در دست آمریکا است
دونالد ترامپ دقایقی بعد با انتشار پیام دیگری تاکید کرد که ایالات متحده «کنترل کامل» تنگه هرمز را در دست دارد.
او افزود: «هیچ کشتیای نمیتواند بدون تایید نیروی دریایی ایالات متحده وارد یا خارج شود. این تنگه «کاملا بسته شده»، تا زمانی که ایران بتواند به یک توافق برسد.»
رییسجمهور آمریکا، همچنین به وضعیت داخل ایران اشاره کرد و گفت که این کشور «در تعیین اینکه رهبرش چه کسی است با مشکل بسیار بزرگی روبهرو شده است.»
ترامپ اعلام کرد که در ایران «تندروها» که به گفته او «در میدان نبرد در حال شکست خوردن هستند»، با «میانهروها» که به گفته او «اصلاً هم چندان میانهرو نیستند اما در حال کسب احترام هستند» در یک درگیری داخلی هستند و این درگیری «کاملا دیوانهکننده است.»
او شامگاه سهشنبه و ساعاتی قبل از به پایان رسیدن آتشبس دو هفتهای گفت که این آتشبس را تمدید میکند تا مقامهای ایرانی به «یک طرح واحد و یکپارچه» برای توافق با آمریکا دست یابند.
آمریکا یک نفتکش حامل نفت ایران را در اقیانوس هند توقیف کرد
وزارت دفاع ایالات متحده روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت اعلام کرد که نیروهایش در اقیانوس هند با ورود به یک کشتی حامل نفت ایران، آن را توقیف کردند.
پنتاگون در بیانیهای گفته است که کشتی توقیف شده «ام/تی مجستیک ایکس» نام دارد و در فهرست تحریمهای آمریکاست.
در این بیانیه گفته شده که «آبهای بینالمللی نمیتوانند به عنوان سپر استفاده شوند و این وزارتخانه به اجرای جهانی قوانین برای مختل کردن شبکههای غیرقانونی و سلب آزادی مانور از بازیگران تحریمشده ادامه خواهد داد.»
پنتاگون ویدئو و عکسهایی از ورود نیروهای نظامی آمریکایی به این نفتکش نیز منتشر کرده است.
آمریکا در روزهای اخیر کشتیهای باری «توسکا» و «ام/تی تیفانی» را که مرتبط با ایران و تحریمشده بودند، توقیف کرده بود.
ارتش ایالات متحده پس از آتشبس با جمهوری اسلامی، به دستور دونالد ترامپ اقدام به محاصره دریایی کشتیها و بنادر ایران کرده است.
از سوی دیگر نیروهای سپاه پاسداران نیز روز چهارشنبه حملاتی به چند کشتی باری در تنگه هرمز انجام دادند.
وزیر دفاع اسرائیل: برای ازسرگیری حملات علیه ایران منتظر «چراغ سبز» آمریکا هستیم
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل روز پنجشنبه گفت که این کشور «آماده از سرگیری جنگ علیه ایران» است و برای این کار منتظر چراغ سبز آمریکاست. او در یک پیام ویدیویی گفت: «ارتش اسرائیل هم از نظر دفاعی و هم از نظر تهاجمی آماده است و اهداف مشخص شدهاند.»
او «تکمیل حذف خاندان خامنهای و جانشینان رهبری» جمهوری اسلامی را هدف اولویتدار اسرائیل خواند و «بازگرداندن ایران به عصر حجر با تخریب تأسیسات مرکزی انرژی و برق و درهم شکستن زیرساختهای اقتصادی ملی آن» را از دیگر اهداف کشور خود برشمرد.
یسرائیل کاتز مدعی شد که حکومت ایران «به زانو درآمده» و گفت: «رهبرانش در تونلها پنهان شدهاند و برای برقراری ارتباط و تصمیمگیری تقلا میکنند. آسمانش کاملا باز است و تمام زیرساختهای ملی و تاسیسات استراتژیکش در معرض حملات قرار دارد، با این حال اعلام میکند که در حال پیروزی است.»
بهدنبال ۴۰ روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که با حملات گسترده موشکی، پهپادی و بمبارانهای سنگین همراه بود، طرفین روز ۲۱ فروردین با میانجیگری پاکستان بر سر آتشبسی دو هفتهای به توافق رسیدند تا مذاکرات خود را برای حلوفصل اختلافات میان خود آغاز کنند.
چین و ماجرای تنگه هرمز
چین از یک سو با اهرمهای اقتصادی قدرتمند میتواند ایران را به بازگشت به مذاکرات ترغیب کند، و از سوی دیگر در صورت ادامه محاصره آمریکا، باید با گسترش «ناوگان سایه» و چرخش سریع به سمت روسیه، منافع خود را تامین کند ـ حتی اگر به قیمت سرد شدن روابط با تهران و رها کردن ایران در انزوا تمام شود. پکن فعلا بر دیپلماسی و ثبات تمرکز دارد، اما نمیتواند اختلال طولانی در تنگه هرمز را تحمل کند.
نیروی دریایی ایالات متحده در ادامه حمله نظامی به ایران، کشتی تجاری ایرانی به نام «توسکا» (M/V Touska)را در آبهای دریای عمان (حدود ۴۰ مایل دریایی از بندر چابهار) توقیف کرد. این کشتی کانتینری با پرچم ایران، پس از ترک بندر کلانگ مالزی و حرکت به سمت بنادر ایران، به تلاش برای نقض محاصره دریایی آمریکا متهم شد. ناوشکن آمریکایی یواساس اسپروانس (USS Spruance)پس از ۶ ساعت بیتوجهی خدمه به هشدارهای مکرر، با شلیک چند گلوله به موتورخانه کشتی، سیستم رانش آن را از کار انداخت. سپس تفنگداران دریایی آمریکا با هلیکوپتر روی عرشه کشتی فرود آمدند و کنترل کامل آن را به دست گرفتند. دونالد ترامپ این عملیات را تأیید و اعلام کرد که نیروهای آمریکایی در حال بررسی محموله کشتی هستند.
این رویداد پیش از انقضای آتشبس شکننده و برگزاری دور دوم مذاکرات اسلامآباد رخ داد و سبب شد که چین از پشت پرده بیرون بیاید.
چین بهعنوان بزرگترین خریدار نفت جهان، نمیخواهد هیچگونه تنش یا توقیف کشتیها باعث بسته شدن یا ناامن شدن این آبراه حیاتی شود. به همین سبب هم بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه، شی جینپینگ در این گفتوگو تأکید کرد که «تردد عادی کشتیها از تنگه هرمز باید حفظ شود»، زیرا این موضوع با منافع مشترک کشورهای منطقه و جامعه بینالمللی منطبق است.
چین سابقه طولانی در کمک فنی-نظامی به ایران دارد، بهویژه در حوزه موشکهای ضدکشتی(زمین به دریا). در فوریه سال جاری خبرگزاری رویترز خبر داده بود که معامله ایران با چین برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی supersonic CM-۳۰۲ (نسخه صادراتی YJ-۱۲ چینی) نزدیک است. این موشکها دقیقاً از نوع زمین/ساحلی به دریا هستند و سلاحی موثر برای مقابله با ناوهای آمریکایی در تنگه هرمزند.
باید توجه داشت که ایران، همچنان تحت تحریم تسلیحاتی قرار دارد. چین بهعنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت، بعید است که رسما و علنا این تحریمها را نادیده بگیرد. پکن تاکنون هرگونه فروش مستقیم تسلیحات به ایران را رد کرده و حتی شی جینپینگ طبق ادعای ترامپ قول داده که سلاح به ایران ارسال نکند و با اینحال برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی ادعا کردهاند که چین قبلا مقداری از این موشکها یا قطعات آنها را (به صورت مخفی یا از طریق طرف سوم) تامین کرده است.
هدف اصلی پکن ثبات اقتصادی و حفظ جریان نفت از تنگه هرمز است. ارسال موشکهای زمین به دریا جدید، دقیقا خلاف این سیاست است چون خطر تشدید نظامی، بسته شدن کامل تنگه و آسیب مستقیم به اقتصاد چین را افزایش میدهد.
حمله پهپادی و موشکی ایران به مقرهای احزاب کرد در اقلیم کردستان
بامداد چهارشنبه 22 آوریل، مقر «پاک» در اقلیم کردستان هدف چهار پهپاد قرار گرفت و سه پیشمرگ زخمی شدند. ساعاتی بعد، مقرهای حزب «کومهله زحمتکشان کردستان» در سورداش نیز با موشک و پهپاد مورد حمله قرار گرفتند.
به گزارش کولبرنیوز، بامداد چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۵، یکی از پایگاههای وابسته به «پارتی آزادی کردستان(پاک)» در اقلیم کوردستان عراق هدف حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. این حمله در ساعت ۰۱:۲۴ و با چهار فروند پهپاد انجام شد که در نتیجه آن سه پیشمرگ زخمی شدند.
این اقدام تنها دو ساعت پس از تمدید آتشبس از سوی رییسجمهوری آمریکا صورت گرفت و واکنش تند حزب «پاک» را به دنبال داشت. این حزب در بیانیهای اقدام ایران را «سوءاستفاده از فضای آتشبس» و نشانهای از «بیاعتنایی به تعهدات» دانست.
همزمان، مقرهای حزب «کومهله زحمتکشان کردستان» در منطقه سورداش نزدیک سلیمانیه نیز هدف حمله همزمان موشکی و پهپادی قرار گرفت. گزارشهای اولیه حاکی است که این حمله مستقیما ساختمانهای این حزب را هدف قرار داده، اما تاکنون جزئیات دقیقی از میزان خسارت یا تلفات احتمالی منتشر نشده است.
طبق آمار رسمی حکومت اقلیم کردستان، از دهم اسفند تاکنون این منطقه ۷۳۲ بار هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته که به کشته شدن ۲۱ نفر از پیشمرگها و غیرنظامیان و زخمی شدن ۹۹ نفر انجامیده است.
۵۵ روز قطع دسترسی کاربران به اینترنت
ایران طرح «اینترنت پرو» را برای «استفاده در شرایط خاص و بحرانی» معرفی کرده، بهروزآذر میگوید «اینترنت طبقاتی»، موقتی است
خبرگزاری فارس در ۵۵اُمین روز قطع دسترسی کاربران به اینترنت جهانی در ایران، خبر داد که فریلنسرها باید برای دریافت «اینترنت پرو»، عضو سازمان نظام صنفی رایانهای کشور شوند. بر پایه اعلامیه این خبرگزاری وابسته به حکومت، متقاضیان باید «ثبتنام کنند و در صورت احراز شرایط، به امکانات مورد نیاز دسترسی پیدا خواهند کرد». این خبرگزاری تشریح نکرده است که منظور از «شرایط» چیست.
جمهوری اسلامی یک عضو دیگر سازمان مجاهدین خلق را اعدام کرد
قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام سلطانعلی شیرزادی فخر، شهروند زندانی خبر داد و او را به سازمان مجاهدین خلق، از گروههای مخالف حکومت ایران، منتسب و همچنین به «همکاری با موساد» متهم کرد.
در گزارش اولیه که پنجشنبه ۳ اردیبهشت منتشر شد، اشارهای به زمان بازداشت و روند رسیدگی قضایی به پرونده آقای شیرازی نشده و تنها ادعا شده که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور تأیید شده است. یا این حال دستگاه قضایی میگوید که او در اسپانیا زندگی میکرده و هنگام بازگشت به ایران(در زمانی که به آن اشاره نشده) بازداشت شده است.
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ادعا کرده شیرزادی فخر در سال ۱۳۶۶ عضو سازمان مجاهدین خلق شد و به مقر این سازمان در عراق رفت.
این نوزدهمین مورد رسانهای شده اعدام از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ماه سال گذشته است.
جمهوری اسلامی پیش از این در پنج هفته گذشته ۱۸ تن را اعدام کرده که هشت تن از آنها منسوب به سازمان مجاهدین خلق و هشت تن مرتبط با اعتراضهای دی ماه ۱۴۰۴ بودند. دو تن نیز به اتهام ادعایی «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شدهاند.
منابع حقوق بشری روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت از انتقال ۹ زندانی سیاسی از زندانهای مختلف ایران به زندان قزلحصار کرج خبر داده بودند و همزمان اعلام کردند ابوالفضل رنجبری؛ وکیل دادگستری با اتهام «معاونت در افساد فیالارض» روبهرو شده است.
سازمان مجاهدین خلق: در ۱۲ سال گذشته با سلطانعلی شیرزادی ارتباط نداشتیم
در پی اعدام سلطانعلی شیرزادی فخر توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی به اتهام «عضویت» در سازمان مجاهدین خلق و «همکاری با موساد»، این سازمان اعلام کرد «در ۱۲ سال گذشته» با شیرزادی ارتباطی نداشته است.
در بیانیهای که روز پنجشنبه در وبسایت سازمان مجاهدین خلق منتشر شد، آمده است که آقای شیرزادی از سال ۱۳۶۶ با این سازمان همکاری میکرد، اما در سال ۱۳۹۳ در هتلی در پایتخت عراق خود را به ماموران امنیتی ایران «تسلیم کرد.»
این سازمان، همچنین مدعی شده است که کمیساریای پناهندگان ملل متحد و مقامات عراقی در جریان «اخراج» او از سازمان مجاهدین هستند و «اسناد آن ثبت شده است.»
خبرگزاری میزان، ارگان رسمی دستگاه قضایی ایران، گفته بود سلطانعلی شیرزادی از «اعضای باسابقه» سازمان مجاهدین خلق بوده و سالها با این گروه «در زمینههای مختلف همکاری گسترده داشته است.»
این خبرگزاری، مدعی شد که شیرزادی در دو عملیات «فروغ جاویدان» و «چلچراغ» علیه جمهوری اسلامی نیز شرکت داشته و خود به این موضوع «اعتراف» کرده است.
سازمان ملل متحد: جنگ با ایران موجب فقر ۳۲ میلیون نفر در جهان میشود
الکساندر دی کرو، رییس برنامه توسعه سازمان ملل متحد، به بیبیسی گفته است که حتی اگر جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران همین فردا پایان یابد، حداقل ۳۲ میلیون نفر در سراسر جهان به فقر بازخواهند گشت. سرفرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اواخر روز چهارشنبه، اعلام کرد که از زمان شروع محاصره بنادر ایران، «به ۳۱ کشتی دستور داده است که دور بزنند یا به بندر برگردند». این فرماندهی اعلام کرد که بیشتر کشتیها تانکرهای نفتی بودهاند و «از دستورالعملهای ایالات متحده پیروی کردهاند.»
جمعبندی
در یک نگاه، اوضاع ایران:
خسارت اقتصادی ترکیبی روزانه: ۴۳۵ میلیون دلار(معادل ۱۳ میلیارد دلار در ماه)
شمارش معکوس ذخیرهسازی: تنها ۱۳ روز تا پر شدن کامل مخازن و توقف اجباری استخراج
سقوط ارزش پول ملی: جهش نرخ ارز به بیش از ۱۵۰ هزار تومان و از بین رفتن شدید قدرت خرید
خسارت پایدار تولید: ریسک تخریب دائمی مخازن نفتی با افت درآمد سالانه ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار
فلج بودجهای: قطع دسترسی به ۸۰ درصد از درآمدهای صادراتی دولت.
جمعبندی: نقش تعیینکننده ایران در اقتصاد منطقه و جهان
در نتیجهگیری میتوانیم تاکید کنیم آنچه که در یک ماه اخیر و در پی حملات نظامی دولتهای آمریکا و اسرائیل به ایران روی داد، نمایشی عریان از این واقعیت بنیادین بود که ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی کمنظیر خود در دهانه آبراهه راهبردی تنگه هرمز، به بازیگری تعیینکننده در معادلات اقتصادی جهان تبدیل شده است.
دادههای اقتصادی ارائهشده طی یادداشت بالا، ابعاد این قدرت را به روشنی نشان میدهند. این آمارها، روایتی مستند از وابستگی اقتصاد جهانی از جمله به این تنگه است.
اگر حاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی ایران را در اینجا قلم بگیریم ایران با موقعیت جغرافیایی و جمعیت میتواند نقش تعیینکننده و انسانیتری در تحولات خاورمیانه و همچنین در معادلات جهانی ایفا کند.
با وجود آتشبس با ایران، طرفین همچنان یکدیگر را متهم میکنند و بلاتکلیفی در تنگه هرمز قیمت انرژی را افزایش داده است. در لبنان نیز حملات اسرائیل منجر به ویرانی سنگینی شده است.
به گفته مقامات لبنانی، در جنگی که از شش هفته فراتر رفته است، بیش از ۶۲ هزار واحد مسکونی تخریب شده یا آسیب دیدهاند. شادی عبدالله، دبیرکل «شورای ملی تحقیقات علمی لبنان»، اعلام کرد که در حدود ۴۵ روز، ۲۱ هزار و ۷۰۰ خانه کاملا ویران شده و ۴۰ هزار و ۵۰۰ خانه نیز آسیب دیدهاند.
دونالد ترامپ، ریسجمهور آمریکا، اعلام کرد که آتشبسِ برقرار شده از ۸ آوریل تمدید شده است. با این حال، افزایش قیمت نفت، بحران تنگه هرمز و تحولات میدانی نشان میدهد که تنش در منطقه کاهش نیافته است.
بلاتکلیفی در خاورمیانه، همچنان بازارهای انرژی را متزلزل میکند. قیمت نفت در آغاز معاملات آسیایی بیش از ۴ درصد افزایش یافت. بلاتکلیفی در مورد مذاکرات میان ایران و آمریکا و بسته ماندن عمده تنگه هرمز در این افزایش قیمت مؤثر بوده است.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس ایران، اعلام کرد تا زمانی که محاصره بنادر ایران توسط آمریکا ادامه داشته باشد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد. قالیباف مدعی شد که این محاصره مغایر با آتشبس است.
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1405-بیست و سوم آوریل 2026