۱۴۰۵-۰۲-۰۶

دلنوشته وریشه مرادی برای همبندی دوساله‌اش در اوین: برای تسنیم*



سخت است همبندی کودکی باشی که قبل از آنکه چشم باز کند
سهمش از جهان دیوار بود
قفل بود
انفرادی بود
کودکی که هنوز بند نافش از مادر جدا نشده با صدای بسته شدن درهای آهنی آشنا شد
سخت است دوساله شود و به جای فوت کردن شمع، نگهبان‌ها را بشمارد
سخت است وقتی تنها رویایش از بیرون در همان سوال کوچک و معصومش خلاصه می‌شود: «میری ملاقات؟»
انگار تمام جهان همین چند دقیقه پشت شیشه است 
سخت است وقتی تصویر پدرش را از تلویزیون نشانش می‌دهند و او با چشم‌های گرد بی‌خبر از مرگ فقط بگوید: «آقا.»
و دنیا همانجا یک واژه را برای همیشه یتیم کند. 
سخت است، خیلی سخت است وقتی هربار کسی آزاد می‌شود
با شوقی که هنوز طعم تلخی را نفهمیده بگوید: «بریم براش آزادی آزادی بخونیم.»
و نفهمد که آزادی برای بعضی‌ها نه در را باز می‌کند نه آسمان را 
سخت است لباس‌هایش تنگ شود، قد بکشد،‌ بزرگ شود و هیچ عکسی،‌هیچ قاب یادگاری شاهد بزرگ شدن تسنیم نباشد
سخت است کودکی کنی بی‌انکه اسباب‌بازی را لمس کرده باشی
بی‌آنکه خاک پات روی کفشت نشسته باشد
بی‌آنکه میان خنده‌های بچه‌ها بدوی، زمین بخوری و دوباره بلند شوی
سخت است وقتی کودکی قبل از شناختن دنیا بی‌عدالتی را یاد بگیرد و 
اولین صدایی که می‌شناسد بمباران باشد
و از همه سختتر این سوال است که مثل میله‌ای در سینه می‌رود
کدام وجدان پاسخگوی کودکی ربوده شده‌اش است

*تسنیم، فرزند دو ساله نسیمه اسلام‌زهی، زندانی عقیدتی بلوچ است که در دوران حبس مادرش در زندان به دنیا آمده و همچنان نزد مادرش در بند زندان زندان اوین به سر می‌برد. 

وریشه مرادی، 
بند زندان زندان اوین، بهمن ۱۴۰۴
#وریشە_مرادی

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر