اخباروگزارش های کارگری 7 اردیبهشت ماه 1405
اول ماه مه (11 اردیبهشت)روز همبستگی جهانی کارگران علیه نظام سرمایه داری فریاد برآوریم:
جنگ و جنگافروزی، کشتار انسانها، خانهخرابی و ویرانی، آوارگی و بیکاری نه
صلح، کار و آبادانی آری
افزایش بودجه نظامی و کاهش بودجه خدمات عمومی، خصوصیسازی آموزش و درمان، ریاضت اقتصادی، کاهش قدرت خرید، حقوقِ بخورونمیر و افزایش فقر نه
آموزش ودرمان رایگان و حقوق متناسب با هزینههای زندگی و حفظ کرامت انسانی آری
اعدام، زندان و شکنجه؛ آزار و اذیت در خیابان، محل کار و زندگی؛ سانسور و قطع سراسری اینترنت جهانی؛تبعیض واینترنت طبقاتی نه
آزادی عقیده، بیان، تشکل و تجمع و سبک زندگی و اینترنت و ارتباط جهانی برای همه آری
حکومت های دیکتاتورِی وضد کارگری،حکومت اسلامی ایران نه
دموکراسی وعدالت اجتماعی آری
- اعتراض کارگران معدن فلورین شماره یک طبس به اخراج گسترده زیر سایه بی خیالی مسئولان
- اخراج از کارصدها کارگرواحدهای صنعتی و معدنی نیریز و بختگان
- چهل روز زندگی در سایه جنگی که مال "ما"نیست
روزنوشتهای زنی از تهران(۲)
- ادامه بازداشت اصغر حاجب و رضا امانیفر؛ نگرانی از وضعیت جسمانی آنان
- آزادی موقت پرنیان خدابخشی با تودیع وثیقه
- افزایش 12 درصدی کارگران جان باخته براثر حوادث کاری در مازندران طی سال 1404
*******
*اعتراض کارگران معدن فلورین شماره یک طبس به اخراج گسترده زیر سایه بی خیالی مسئولان
روزدوشنبه 7 اردیبهشت، کارگران معدن فلورین شماره یک طبس(شرکت فلوراسپار) اعتراضشان را نسبت به اخراج گسترده زیر سایه بی خیالی مسئولان،ابرازکردند.
گروهی از کارگران معدن فلورین شماره یک طبس گلشن (شرکت فلوراسپار) نسبت به اخراج گسترده نیروهای باسابقه این مجموعه اعتراض کردند. به گفته این کارگران، افرادی با سابقه 4 تا 20 سال کار، از جمله کسانی که در آستانه بازنشستگی قرار دارند، بدون تأمین شرایط جایگزین شغلی از کار بیکار شدهاند.
آنها به خبرنگاررسانه ای گفتند: اخراج در آستانهی بازنشستگی و معرفی به بیمه بیکاری، ثمره سالها کارِ کارگرانی را که در سختترین و زیانآورترین محیطها کار کردهاند، ناچیز میکند. دور از انصاف و عدالت است که کارگرانِ در شرف بازنشستگی معدن به بیمه بیکاری معرفی شوند و مستمریاشان ناچیز شود.
آنها افزودند: ما بهترین سالهای زندگی خود را در معدن گذراندیم و سختی کشیدیم. جوانی ندیدیم و زندگی را به دوران مستمریبگیریمان موکول کردیم و حالا در شرف بازنشستگی ما را ارجاع دادند به بیمه بیکاری؛ یعنی حتی برنامهریزی برای دوران بازنشستگی هم دیگر معنا ندارد.
آنها ادامه دادند: توجه به کارگران فقط جلوی دوربین و در رسانهها اتفاق میافتد. مسئولان در روز کارگر یادِ کارگران میافتند و بعد آنها را به حال خود رها میکنند. آنها که مدعی دفاع از حقوق کارگر هستند، وقتی کارگر دچار مشکلات جدی میشود و مثلا در آستانهی بازنشستگی شغل خود را از دست میدهد، تنها حمایتشان ارجاع دادنِ کارگران به بیمه بیکاری است و یا گرفتنِ مبالغی ناچیز است. آنها حمایت جدی نمیکنند و فقط وعده میدهند.
کارگران معدن فلورین شماره یک طبس گلشن گفتند: وضعیت ما نمونهای از همین چرخه تکراری و تاسفبار است؛ در حالی که بسیاری در ظاهر نقش دلسوز و حامی را ایفا میکنند، در نهایت کارگران اخراجشده این مجموعه، بدون پشتیبان رها شده و شرایطی مشابه افراد بیسرپرست را تجربه میکنند.
آنها اضافه کردند: انتظار میرفت مسئولان شهرستان طبس گلشن، در صورتی که تصمیم به تمدید نکردن پروانه فعالیت کارفرمای فاقد انضباط، تعهد و برنامهریزی داشتهاند، پیش از آن زمینه لازم برای واگذاری بهرهبرداری به مجموعهای جدید را فراهم میکردند تا در پایان قرارداد بهرهبردار پیشین، کارگران این مجموعه دچار آسیب و بلاتکلیفی نشوند؛ بهویژه آنکه بسیاری از این کارگران در سنین بالا قرار دارند و پس از اخراج، امکان جذب مجدد در سایر شرکتها ندارند.
آنها ادامه دادند: در شرایط کنونی نیز، معدن فلورین شماره یک طبس با توجه به ذخایر استخراجشده و دپوشده، این ظرفیت را دارد که با مدیریت صحیح مسئولان شهرستان، بخشی از محصولات خود را به فروش رسانده و از بیکاری و پراکندگی کارگران جلوگیری شود. این اقدام میتواند از تضعیف جایگاه این معدن، بهعنوان یکی از مهمترین معادن فلورین در خاورمیانه و بزرگترین معدن فلورین ایران، نیز جلوگیری کند.
*اخراج از کارصدها کارگرواحدهای صنعتی و معدنی نیریز و بختگان
حدود 900 کارگر تحت مسئولیت یک شرکت معدنی در نی ریز وبختگان،استان فارس که در زمینه تولید انواع سنگ مرمریت و کرومیت فعالیت دارند به دلیل مشکلات فروش (غیبت شرکتهای خریدار خارجی) از کاراخراج شدند.
درهمین رابطه روز دوشنبه 7 اردیبهشت، رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیریزبه خبرنگاررسانه ای گفت:در ماههای اخیر، تعدادی از واحدهای معدنی و صنعتی شهرستان به دلیل نداشتن صادرات و کاهش فروش، بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کردهاند.
وی افزود: حدودا 18 کارگر در شرکت «آوند پودر» وهمچنین حدود 114 کارگر شاغل در شرکت «پویشگران معادن مکنون پارسیان» با اتمام قرار داد کار از کار بیکار شده اند. همچنین 15 کارگر در شرکت «رنگین سنگ» و19 کارگر دیگر شاغل در شرکت «سنگین رنگ» شغل خودرا از دست داده وبیکار شده اند.
او با بیان اینکه علاوه بر این واحدهای شاخص، معادن و سنگکوبیهای مرتبط نیز با کاهش نیرو مواجه بودهاند در ادامه سخنان خود گفت: موج تعدیل نیروی کار در نی ریز وبختگان باعث افزایش محسوس پروندههای کارگری برای دریافت مقرری بیمه بیکاری شده است.
رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیریز همچنین درباره علت تعدیل نیروی کار در این شهرستان افزود: این تعدیلها عمدتاً به خاطر مشکلات فروش و نبود بازار صادرات اتفاق افتاده است. در برخی موارد عملاً بازار صادرات نداشتهاند و همین باعث شده کارفرما برای کاهش هزینها، اقدام به تعدیل نیرو کرده است.
*چهل روز زندگی در سایه جنگی که مال "ما"نیست
روزنوشتهای زنی از تهران(۲)
ه- ص
پشت شیشه میایستادم و به صدای جنگندهها گوش میکردم، منتظر صدای انفجار: "آن سوی شیشه، روی رویاهای جاری/ گل میبرند و نقره کشتیهای خالی/ یاد قشنگ آتشی در برف و ظلمت/ یاد رهایی در زندان وحشت ...
وقتی شب تمام نمیشد و سحر نمیرسید:
مرغ سحر ناله سر کن/ داغ مرا تازه تر کن/ زآه شرر بار /این قفس را بر شکن و زیر و زبر کن / بلبل پر بسته ز کنج قفس بخوان/ نغمه آزادی نوع بشر سرا...
صبح روز اعلام آتش بس که اصلا شاد نبودم: من اون شهر دورم پر از جای خالی/ پر از آرزوی یه جشن خیالی...
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم /شاید شب تموم شد/ شاید خنده برگشت ...
چقدر غم شمردیم/ چقدر دل سپردیم/ پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم/ خوشی دورمون زد/ بلا دورمون گشت /غمامو بغل کن شاید خنده برگشت..
در اوج ناامیدی و درک ناتوانی در تغییر اوضاع و برای دوباره قدم به راه گذاشتن زمزمه میکردم: "کاش دنیا چنین نظمی نداشت/ زندگی را باید از نو دانه کاشت..."
و یا نیوش میکردم: "با من خیال کن که به اعجاز شاعران/شبها به سررسید/ طوفان نشست و رفت/ در کوچههای شهر صدای نازلی است در بهار/ با من خیال کن زمستان شکست و رفت..."
و در رویای آیندهای زیبا:" قسمت که میآید نمیدانی چه زیباست/ این کوچهها پر میشود از شور و غوغا/ انگار مردم سرخوش از صبح بهارند/ دوردستها، گنجشک و در سر باغ دارند
...
ترانه ها و موسیقی نمی گذاشتند در افسردگی و اندوه باقی بمانم. از غمهایم می گفتند و بلافاصله بارقهای امید در دلم می نشاندند.
***
می گفت: مدتی طول کشید تا در یکی از "پیامرسانهای ملی" با چند نفر از دوستان دور هم جمع شدیم. با هر انفجاری به هم پناه میبردیم.
- بیدارید؟ نزدیک ما را زد
- نزدیک ما را هم زد.
- نزدیک ما هم صدای انفجار خیلی نزدیک بود
- لامصب امشب داره شخم میزنه یه نفس
- بچهها نفیر شوم جنگندهها را میشنوید؟ چه خبره امشب؟
- پهباد وای. صدای پهباد داره دیوونهام میکنه. انگار درست پشت پنجره هستند و میخواهند بیایند تو.
- و ...
این گفتگوهای شبانه در حین انفجارها، تنهاییهایمان را کم میکرد و این گونه از راه دور از هم مراقبت میکردیم و به هم اطمینان تنها نبودنها را میدادیم و امید پایان یافتن این تباهیها. به اشتراک گذاشتن اضطرابها و نگرانیها، ناسزا گفتنها به جنگطلبان و جنگافروزان، شوخی و خندهها، استیکرهای خندهدار و جالب و... شبهایمان را پر میکرد تا نزدیک صبح، بعد از ساعت حدود پنج که دور دوم یا سوم "زدن"ها تمام میشد، به رختخواب میرفتیم و میخوابیدیم تا چرتی بزنیم تا ساعت هفت که با دور جدید صداها بیدار شویم. بعدها گروهی را هم در این "پیام رسان" پیدا کردیم به اسم "آژیر قرمز" که مرتب خبر میداد: "از شمال جنگندهها الان از بالای سر ما رد شدند، احتمالا سه دقیقه دیگر تهرانند". "از طالقان جنگندهها اومدن سمت تهران یکی دو دقیقه دیگه میرسند کرج، مراقب باشید" و... دلمان قرص میشد که هستند کسانی در جایی امن، که دلشان برای مردم زیر بمب و موشک میتپد.
خیلیها در اعتراض به قطع اینترنت، حاضر نبودند از این پیام رسانها استفاده کنند، برخی هم مثل ما به آن پیوسته بودند با این استدلال که "اینها هم مال ماست و باید از آن خود کنیمشان"، "از هرحداقلی باید استفاده کرد در این وانفسا"
***
... ادامه دارد
منبع:کانال کانون صنفی معلمان ایران
*ادامه بازداشت اصغر حاجب و رضا امانیفر؛ نگرانی از وضعیت جسمانی آنان
اصغر حاجب و رضا امانیفر، از اعضای هیئتمدیره کانون صنفی معلمان بوشهر و اعضای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرند.
این دو فعال صنفی که پیشتر نیز سابقه بازداشت داشتهاند، در جریان موج اخیر برخورد با فعالان صنفی بار دیگر بازداشت شدهاند و تاکنون اطلاعات روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت پرونده و شرایط آنان منتشر نشده است.
بازداشت مجدد این دو معلم در حالی صورت گرفته که حوزه فعالیت آنان آموزش، پیگیری مطالبات صنفی و تلاش برای بهبود کیفیت آموزش بودهاست
وضعیت جسمانی اصغر حاجب موجب افزایش نگرانیها شده است. وی در دوره نقاهت پس از جراحی قلب باز قرار دارد و محرومیت از دسترسی به خدمات پزشکی و مراقبتهای درمانی لازم میتواند پیامدهای جدی و جبرانناپذیری برای سلامت او به همراه داشته باشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*آزادی موقت پرنیان خدابخشی با تودیع وثیقه
گزارش های منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 7اردیبهشت،از آزادی موقت پرنیان خدابخشی دانشجوی بازداشتی دانشگاه صنعتی شریف با تودیع وثیقه خبرمی دهند.
در همین رابطه:فراخوان اعتصاب دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به تداوم بازداشت پرنیان خدابخشی
جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با انتشار بیانیهای اعلام کردند در اعتراض به تداوم بازداشت پرنیان خدابخشی، دانشجوی این دانشگاه، از روز شنبه ۵ اردیبهشت از حضور در کلاسها خودداری خواهند کرد.
در متن بیانیه آمده است: هم دانشگاهی ما پرنیان خدابخشی، ۵۴ روز است که در بازداشت به سر میبرد و دانشگاه برای آزادی او اقدام موثری انجام نداده است.
لازم به ذکر است در حال حاضر کلاسهای این دانشگاه به صورت مجازی برگزار میشود.
منبع:کانال دانشجویان متحد
*افزایش 12 درصدی کارگران جان باخته براثر حوادث کاری در مازندران طی سال 1404
مدیرکل پزشکی قانونی مازندران از افزایش 12 درصدی کارگران جان باخته براثر حوادث کاری در استان طی سال 1404،خبرداد وافزود:در این مدت 122 نفر(118 مرد و 4 زن) بر اثر این حوادث جان خود را از دست دادهاند.
وی در رابطه با دلایل اصلی وقوع مرگومیرها افزود: سقوط از بلندی با 71 فوتی همچنان در رتبه اول علت مرگهای ناشی از حوادث کار قرار دارد و پس از آن، برخورد جسم سخت با 24، برقگرفتگی با 18 و سایر موارد با 9 فوتی در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
وی همچنین از افزایش آمار مصدومان خبر داد و گفت: در سال گذشته، 876 مصدوم ناشی از حوادث کار (807 مرد و 69 زن) به مراکز پزشکی قانونی استان مراجعه کردند که این رقم در مقایسه با سال قبل از آن، 2 درصد افزایش یافته است.