جمعی از کمونیست های انقلابی: بمناسبت اول ماه مه
اول ماه مه را به آغازی برای اتحاد انقلابی علیه سیستم ستم و استثمار مبدل کنیم
جمعی از کمونیست های انقلابی
کارگران جهان در شرایطی به استقبال اول ماه مه می روند که سلطه نظام سرمایه داری امپریالیستی در بحران و رقابتهای افسار گسیخته، جهان را در پرتگاه جنگهائی بمراتب دهشتناکتر از قبل همراه با تهدید به سلاح هسته ای قرار داده است. استثمار و ستم و بی حقوقی، اختلاف طبقاتی، شکاف میان فقیر و غنی را عمیقتر از هر زمان دیگر کرده و بشریت را به لبه پرتگاه نابودی نزدیک تر از هر زمان دیگر ساخته است.
اول ماه مه در شرایطی فرا می رسد که عروج فاشیسم ترامپی در آمریکا و تقویت فاشیسم در غرب جهان را به آتش کشیده است. حملات وحشیانه علیه مهاجرین و اخراج جمعی و گسترده آنان، برتری طلبی نژادی و زن ستیزی افسار گسیخته، بهمراه تهاجم نظامی به ایران همگی در ارتباط با یکدیگرند. از نسل کشی در فلسطین تا سودان از جنگهای تجاوزگرانه در ایران تا اوکراین و ونزوئلا ، همگی کشتارهای خونین برای ترمیم زنجیرها ی اسارت سیستم امپریالیستی است، سیستمی که به محدودیتهای خود برخورد کرده است.
اول ماه مه در شرایطی فرا می رسد که مردم درسراسرجهان اعتراضات عظیمی علیه فاشیسم و جنگ طلبی برپا کرده اند یک نمونه آن در آمریکا بود که نزدیک به 10 میلیون نفر به خیابانها آمدند. در ایران مردم بویژه کارگران و زحمتکشان دورانهای سخت اما پر از مبارزه را از سر گذارنده است. هزاران نفر از مردم و زحمتکشان جامعه که در ایران علیه نظام ارتجاع جمهوری اسلامی بپا خاسته بودند در دیماه قتل عام شدند و در پی آن اعدام های وسیع و جنایتکارانه جمهوری اسلامی همچنان بی وقفه ادامه یافته است . در عین این که مردم در همین دوره اخیر با حملات و تهاجم نظامی امپریالیسم آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی روبرو گشته اند. جنگی که قوه محرکه اش، بحران نظام سرمایه داری -امپریالیستی است و این تهاجم بخشی از تلاش جنون آمیز و پر ریسک امپریالیسم آمریکا برای حل، حتی قسمی، این بحرانی است که دینامیسم درونی نظام امپریالیستی آفریده است و جمهوری اسلامی را در یکی از حساس ترین و انفجاری ترین دورانهای تضاد و رقابت قدرتهای امپریالیستی و بحران سرمایه داری در مرکز این تضاد میان قرار داده است. در همین دوران جریان ارتجاعی وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم رضا پهلوی مذبوحانه تلاش کرد تا بر موج خیزش مردمی دیماه ایران سوار شود و در هنگام حمله تجاوزگرانه به ایران در هماهنگی با صهیونیست های اسرائیل و امپریالیسسم آمریکا، آن را « کمک های بشردوستانه» نامید و بدین ترتیب رسما و علنا در صف متجاوزین و دشمنان مردم قرار گرفت.
در چنین شرایطی در فقدان یک آلترناتیو انقلابی کمونیستی، جمهوری اسلامی خود را به مثابه تنها نیروی « دفاع از کشور» جا زده تا مخالفت مردم با تجاوز نظامی امپریالیست ها و صهیونیست ها را به هواداری از نظام پوسیده و ارتجاعی خود جهت دهد. اما جمهوری اسلامی خود نیز به نوعی مانعی در جهت شکوفایی مبارزات ضدامپریالیستی مردم بوده است. در این میان مسئله اصلی جمهوری اسلامی از جنگ و یا مذاکرات، حفظ نظام خود است. در نتیجه این حملات و جنگ تجاوزگرانه نزدیک به چهار میلیون نفر عمدتا از میان کارگران و زحمتکشان اشتغال خود را از دست داده اند و حتی اگر «توافقی» بین آمریکا و ایران صورت گیرد کشتار مردم، گرسنگی، بیکاری، بی خانمانی توده ها و بویژه کارگران و زحمتکشان ادامه خواهد یافت و رژیم ورشکسته مجبور خواهد گشت برای استثمار وحشیانه تر، سرکوب و بی حقوقی کارگران و کلیه اقشار زحمتکش جامعه را تشدید نماید. بنابراین تضادهای بین کارگران و کلیه زحمتکشان با ارتجاع حاکم بمراتب تشدید خواهد یافت و هر مقدار از «شل کردن تحریم ها» و یا پمپاژ «دلار های بلوکه شده» نمی تواند نظام وابسته و ورشکسته را نجات دهد.
بنابراین تردیدی نیست که مبارزات طبقات تحتانی و زحمتکشان ادامه خواهد یافت. پاسخ توده های تحت ستم و استثمار در مقابل این نظام وابسته و سرکوبگر مقاومت و مبارزه است. همانگونه که مارکس تاکید نمود، «اگر علیه این جنایتها مقاومت نشود، توده ها تبدیل به موجودات در هم شکسته ای می شوند که قادر نخواهند بود برای چیزهای بزرگتر قیام کنند!»
در چنین اوضاعی وظیفه پرولتاریای آگاه که شرایط عینی رسالت تاریخی رهبری بشریت به جامعه ای ورای تمایزات طبقاتی را به عهده آن گذاشته است، جهت دادن این مبارزات نه برای « عملیات های انتقام جویانه » و نه تنها برای « بهبود مقطعی شرایط زندگی » با وجودیکه عادلانه و بر حق اند، بلکه برای اهدافی بزرگتر و کیفیتا متفاوت یعنی انقلابات پرولتری است، انقلاباتی که زمینه را برای گذار به جامعه ای بدون تمایزات طبقاتی یعنی جامعه کمونیستی رهبری می کند. در غیر اینصورت در مسیر اصلاح طلبی قدم برداشته شده و نظام حاکم حفظ خواهد شد. بنابراین نباید مسیر « سوسیالیست های اصلاح طلب» را که به قول مارکس منبع بیماریهای اجتماعی را در حیطه « توزیع» ارزیابی می کنند و از این جهت راه حل را در توزیع عادلانه و از این جهت در مبارزات اقتصادی جستجو می کنند پیمود. چرا که راه حل در حیطه تولید و تغییر و دگرگون ساختن روابط تولیدی است و همانگونه که مارکس ادامه می دهد «مردم فقط با لغو سیستم استثمار ستمگرانه است که می توانند شرایط خود را تغییر دهند».
در مناسبات سرمایه داری جه در عرصه جهانی و چه در عرصه ملی، ثروتی که نتیجه کار و زحمت کارگران و زحمتکشان است در دست تعداد اندکی از بزرگترین سرمایه داران انباشت شده است و شکاف میان فقیر و غنی هر روز عمیقتر از روز قبل می شود. تا جایی که در شرایط کنونی 10 درصد جمعیت جهان بیش از 75 درصد ثروت جهان را تصاحب کرده اند. ( 1درصد نزدیک به نصف ثروت جهان را صاحب هستند.) در حالیکه تنها 2درصد از ثروت دنیا به 50 درصد لایه های پایینی مردم جهان اختصاص دارد. این مناسبات اسثتماری جهانی همچنین کره خاکی را با ویرانی محیط زیست تخریب و با سلاحهای اتمی در معرض نابودی قرار داده است. نیمی از جمعیت جهان، زنان اسیر مناسبات و روابط اجتماعی پوسیده قرار گرفته اند.
اگرچه مناسبات تولیدی استثماری سرمایه داری در عرصه جهان و ایران همچنان مسلط است اما همزمان مبارزات طبقه کارگر، زحمتکشان و توده های مردم،دستاوردهای مبارزات انقلابی گذشته را با خود همراه دارند و در طول مبارزات کارگران، زحمتکشان و توده های ستمدیده در مسیر تغییر جهان از طریق انقلابات و بویژه انقلابات پیروزمند در روسیه و چین بر توانائی علمی و عملی و توانانی سازمان دهی جامعه کاملاً نوین – جامعه ای بدون تمایزات طبقاتی را بدست آورده است و با جمعبندی نقادانه از این تجارب عظیم به روز گشته اند. بورژوازی جهانی تلاش می کند تا امکان و توانایی ساختمان چنین جهان نوینی را مسدود و ازذهن توده ها پاک کند تا تنها راه های آشتی با این نظام استثماری در مقابل زحمتکشان و توده ها قرار گیرند. پرولتاریای انقلابی و آگاه بدون مقابله همه جانبه بر علیه این یورش و خنثی ساختن آن، قادر به پیشبرد همه جانبه وظایف خود نخواهد شد.
پرولتاری آگاه در ایران وظیفه مهمی برعهد دارد که شامل نه تنها افشای آلترناتیوهای ارتجاعی و رفرمیستی است بلکه وظیفه دارد تا طرح مختصات آلترناتیو حکومت آینده، طریق مبارزه برای سرنگونی نظام وابسته به امپریالیسم و کسب قدرت سیاسی را روشن و برجسته کند. پرولتاریا برای اجرای رسالت تاریخی جهانی خود نیاز به انقلابیون کمونیست متشکل در یک حزب پرولتری دارد تا از آن طریق رهبری این پروسه تاریخی- جهانی را به عهده گیرد. حزبی که مسلح به آخرین تجارب و دستاوردهای پرولتاریای بین المللی و پیشرفته ترین علم انقلاب باشد و دگرگونی مناسبات تولیدی استثماری سرمایه داری را به گونه ای قهرآمیز سرنگون کند و آنرا با نظام سوسیالیستی جایگزین و در مسیر مبارزه برای جامعه کمونیستی رهبری کند. هر افقی کمتر از آن نه به رهایی بشریت بلکه بازگشت به همان نظام ستم و استثمار خواهد انجامید.
هیچ دلیلی وجود ندارد که زحمتکشان بار دایمی و سنگین گرسنگی ، بی خانمانی و محرومیت از سایر مایحتاج را بر دوش کشند و دائما در ترس مداوم از بمبارانها و جنگ های بی پایان و تخریب فزاینده محیط زیست و دیگر روابط ظالمانه قرار بگیرند. زمان پایان بر این شرایط دهشت مدتها ست که فرا رسیده است. نیاز است که با اتحاد انقلابی در مسیر پایان دادن به این نظام متعلق به گذشته قدمهایی فراتر از آنچه تا بحال برداشته شده به پیش برداشته شود.
جمعی از کمونیست های انقلابی – ایران
اول ماه مه 2026 – 11 اردیبهشت 1405