۱۴۰۵-۰۲-۱۱
عمرمینایی

روز جهانی کارگر، روز همبستگی طبقاتی برای نابودی ستم و استثمار


روز جهانی کارگر، صرفاً یک مناسبت تاریخی نیست؛ این روز، تجلی حافظه‌ی زنده‌ی مبارزات طبقه کارگر در سراسر جهان است حافظه‌ای آکنده از رنج، مقاومت، سازمان‌یابی و امید.
این روز یادآور آن حقیقت انکارناپذیر است که هیچ حقی به کارگران اعطا نشده است؛ هر آنچه امروز به‌عنوان دستاورد شناخته می‌شود، حاصل مبارزه‌ای آگاهانه، جمعی و پیگیر بوده است.
در ایرانِ امروز، این روز بیش از هر چیز، آیینه‌ی تمام‌نمای سرکوب، نابرابری و بی‌عدالتی ساختاری است. در سایه‌ی حاکمیتی فاسد و سرکوبگر، ابتدایی‌ترین حقوق کارگران جرم‌انگاری شده است. ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری با سرکوب امنیتی پاسخ داده می‌شود و اعتصاب و اعتراض  این ابزارهای بنیادین دفاع از حقوق ،با خشونت مهار می‌گردند.
کارگران نه‌تنها از حق تشکل و اعتراض محروم‌اند، بلکه برای بیان مطالبات خود نیز با تهدید دائمی مواجه هستند.
دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، میلیون‌ها کارگر را در شرایطی قرار داده که حتی با کار مداوم، قادر به تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی نیستند. این وضعیت نتیجه‌ی مستقیم ساختار اقتصادی ناعادلانه، خصوصی‌سازی‌های رانتی و فساد سیستماتیک است که ثروت اجتماعی را به نفع اقلیتی کوچک مصادره کرده است.
گسترش شرکت‌های پیمانی و قراردادهای موقت و کوتاه‌مدت، ابزار دیگری برای تضعیف و بی‌ثبات‌سازی طبقه کارگر بوده است.
این سازوکارها کارگران را از امنیت شغلی، بیمه کامل، سنوات و هرگونه تضمین آینده محروم کرده‌اند. نیروی کار به کالایی بی‌ثبات و قابل‌جایگزین تبدیل شده است؛ وضعیتی که امکان هرگونه مقاومت فردی را کاهش می‌دهد و ضرورت سازمان‌یابی جمعی را دوچندان می‌کند.
در این میان، زنان کارگر با استثماری مضاعف مواجه‌اند. آنان علاوه بر تبعیض در دستمزد و شرایط کار، در معرض خشونت‌های ساختاری و فرهنگی نیز قرار دارند. ستم جنسیتی و طبقاتی به‌طور همزمان بر زندگی آنان سنگینی می‌کند و مبارزه‌ی آنان را به یکی از محورهای اساسی هر تحول اجتماعی بدل می‌سازد.
در همین بستر، جنبش «ژینا» (زن، زندگی، آزادی) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و رادیکال‌ترین خیزش‌های معاصر، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف مبارزه‌ی اجتماعی ایفا کرده است.
این جنبش، با محوریت زنان و علیه ستم جنسیتی، به‌سرعت از مرزهای مطالبات فردی فراتر رفت و به جنبشی سراسری، طبقاتی و ضد استبدادی بدل شد. جنبش ژینا نشان داد که مبارزه علیه ستم جنسیتی، جدایی‌ناپذیر از مبارزه علیه استثمار و بی‌عدالتی طبقاتی است.
این خیزش، با پیوند زدن مطالبات زنان، کارگران، جوانان و دیگر اقشار تحت ستم، افق تازه‌ای از همبستگی اجتماعی را ترسیم کرد و ضرورت اتحاد نیروهای مختلف اجتماعی در یک مبارزه‌ی مشترک و ریشه‌ای را برجسته ساخت. تأثیر این جنبش در تقویت همبستگی سراسری و آگاهی طبقاتی، یکی از دستاوردهای مهم آن بوده است که همچنان در بطن جامعه جاری است.
افزایش فزاینده‌ی کودکان کار، یکی از تلخ‌ترین جلوه‌های این بحران است. کودکانی که باید در مدرسه باشند، به خیابان‌ها رانده شده‌اند و اغلب در چرخه‌های سازمان‌یافته‌ی استثمار، به ابزار سود تبدیل می‌شوند. این واقعیت، نه‌تنها نقض آشکار حقوق انسانی، بلکه نشانه‌ای از بحران عمیق اجتماعی و اقتصادی است.
در چنین شرایطی، تجربه نشان داده است که تحولات از بالا، یا تنش‌ها و درگیری‌های قدرتها، تا جنگ و مداخله نظامی، نه به آزادی می‌انجامند و نه به برابری. برعکس، این وضعیت‌ها اغلب بهانه‌ای برای تشدید سرکوب و محدود کردن بیشتر فضای فعالیت‌های اجتماعی و مدنی فراهم می‌کنند. بنابراین، مسیر واقعی تغییر از پایین، از دل جامعه و از درون مبارزات سازمان‌یافته‌ی جنبشهای مترقی اجتماعی می‌گذرد.
در این مسیر، یک نکته‌ی اساسی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد: ضرورت اتحاد گسترده‌ی همه‌ی مزدبگیران و زحمتکشان. کارگران صنعتی و خدماتی، معلمان، پرستاران، کارمندان ،دانشحویان ،بازنشستگان و دیگر اقشار حقوق‌بگیر و تحت ستم، اگرچه در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، اما در یک واقعیت مشترک سهیم‌اند: استثمار، بی‌ثباتی و محرومیت از حقوق اساسی. بدون پیوند این بخش‌ها و بدون شکل‌گیری یک همبستگی واقعی و پایدار میان آنان، هیچ جنبش اجتماعی قادر به ایجاد تغییرات بنیادین و ریشه‌ای نخواهد بود.
اتحاد این نیروها، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی است. تنها از طریق این همبستگی است که می‌توان توازن قوا را تغییر داد، مطالبات مشترک را به‌صورت مؤثر مطرح کرد و در برابر سرکوب ایستادگی نمود. خودسازمان‌یابی از پایین در محیط‌های کار، آموزش، درمان ،زندگی و...کلید ساختن این قدرت جمعی است.

در عین حال، نباید فراموش کرد که مبارزه‌ی طبقه کارگر، ماهیتی جهانی دارد. سرمایه و استثمار، مرز نمی‌شناسند؛ بنابراین مقاومت و همبستگی نیز باید فراملی باشد.
امروز که این صدا در بیشتر نقاط جهان طنین‌انداز می‌شود، پیوند میان مبارزات کارگران ایران و جنبش‌های کارگری در کل جهان، اهمیتی دوچندان می‌یابد. همبستگی جهانی کارگری، نه یک شعار اخلاقی، بلکه یک ضرورت عملی برای تقویت مبارزات در هر نقطه از جهان است.
کارگران ایران، بخشی از طبقه کارگر جهانی هستند و مبارزه‌ی آنان، بازتابی از مبارزه‌ای گسترده‌تر علیه بی‌عدالتی، نابرابری و استثمار است.
حمایت و همبستگی بین‌المللی می‌تواند این مبارزه را تقویت کند و مانع از انزوای آن شود.
امروز، در روز جهانی کارگر، باید این حقیقت را با صدایی رسا اعلام کرد: تنها نیرویی که قادر به تغییر سرنوشت جامعه است، کارگران،محرومان و ستمدیده گان سازمان‌یافته‌اند.
آینده‌ای آزاد، عادلانه و برابر، نه از طریق وعده‌های دولت‌ها، بلکه از مسیر مبارزه‌ی آگاهانه، متحد، متشکل و پیگیر به‌دست خواهد آمد.
و از همین‌رو، شعار ما نه فقط برای امروز، بلکه برای هر روز مبارزه چنین است:
اتحاد، همبستگی، مبارزه، پیروزی
این، مسیر رهایی است.

عمرمینایی

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر