اخباروگزارش های کارگری 9 اردیبهشت ماه 1405
28 آوریل (8 اردیبهشت) روز جهانی ایمنی وبهداشت کار
لاپوشانی آمار قربانیان حوادث کاری وبیماری های شغلی وآمارسازی های قلابی توسط حاکمیت ضد کارگری حکومت اسلامی ایران را افشا کنیم،
با مبارزه با رعایت نکردن اصول ایمنی وبهداشتی کار بدلیل سود اندوزی و طمع ورزی کارفرمایان (خصوصی ودولتی) وعدم پایبندی دولت به موازین بین المللی در راستای تبدیل کردن رعایت اصول ایمنی وبهداشتی کار به خواست عمومی حرکت کنیم،
همبستگی با کارگران از کارافتاده و خانواده های کارگران جان باخته براثرحوادث کاری وبیماری شغلی را با خواست تامین مالی آنها توسط نهادها وصندوق های ذیربط اعلام کنیم.
زنده وجاوید باد خاطره 20کارگربخون خفته کارخانه جهان چیت کرج بفرمان رژیم سلطنتی پهلوی در8اردیبهشت ماه 1350
2هزارکارگر کارخانه جهان چیت کرج دراعتراض به شرایط کاری دردناک کارخانه های محمدصادق فاتح یزدی،روز8اردیبهشت ماه سال1350 دست به تظاهرات خیابانی زدند وتصمیم داشتند پیاده به سوی تهران راهپیمایی کنند، ژاندارم ها بفرمان رژیم سلطنتی پهلوی در کاروانسرای سنگی بررویشان آتش گشودند و20نفرازکارگران جانشان را ازدست دادند.
یاد وخاطرشان جاویدان باد
- 28آوريل روز جهانى همدردى با قربانيان حوادث و بيمارى هاي شغلى است
- دومین روز اعتصاب کارگران کارگران ابنیه فنی راهآهن نواحی دورود لرستان و اندیمشک دراعتراض به عدم پرداخت بموقع فروردین ماه،پرداخت نشدن کامل مطالبات مناسبتی واحتمال عدم اجرای مصوبه مزدی برای سال جاری
- تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت نفت نسبت به قطع شدن بیمه تکمیلی در اصفهان مقابل استانداری ودر تهران مقابل صندوق بازنشستگی فولاد
- اخراج از کار دستکم 2 هزارکارگر واحدهای تولیدی و صنعتی شهرستان رشت
- بازگشت به کارکارگران با طعم سرکوب مزد زیرسایه سکوت وزارت کار
- جنگ وافزایش 3 برابری قیمت دارو
- پیام عفو بینالملل به جامعه جهانی: خطرات دوگانه وقوع جنایات فجیع علیه مردم ایران نیازمند یک رویکرد دیپلماتیک دووجهی مردم محور است.
تلاشها برای برقراری یک آتشبس پایدار، محافظت از غیرنظامیان و جلوگیری از وقوع جنایات جنگی، باید با تلاشهای قاطع برای جلوگیری از تکرار جنایات فجیع از سوی مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم ایران همراه شود.
- نت بلاکس : فضای دیجیتال ایران بیش از هر زمان دیگری تحت کنترل شدید قرار گرفته و تمامی کانالهای ارتباطی محدود و تحت نظارت هستند
- خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام ساسان آزادوار، ورزشکار ۲۱ ساله و از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه
- تشدید سرکوب علیه معلمان در کرمان؛ اجرای احکام زندان و فشارهای مالی
- مرگ ومصدومیت 2 کارگر شرکت زغالسنگ معدن پرورده طبس زیر آوار
- یک کارگرهم در معدن منگنز داراب زیر آوار جان باخت
*******
*28آوريل روز جهانى همدردى با قربانيان حوادث و بيمارى هاي شغلى است
محمد صفوی
در اين روز در بيش از ٨٠ كشور جهان اتحاديه ها ى كارگرى و كارگران جهان به ياد کارگرانی که در حین کار کشته، زخمی یا بیمار شدهاند براى اداى احترام به قربانيان حوادث كار گرد هم مى آيند و تعهدات خود را نسبت به سلامت و ایمنی محل کار تجدید مى کنند و اعتراض خود را نسبت به موارد غير ايمنى و غير بهداشتى نهاد كار را به گوش مسئولان حكومتى اعلام مى كنند. در سال هاى اخير با افزايش قانون زدايى در حوزه كار و كارگر ، رشد عدم امنيت شغلى همراه با سركوب مزدى ، طولانى شدن ساعات كار …. با رشد فزاينده حوادث و بيمارى هاى شغلى كه منجر به مرگ نيروى كار شده است روبرو بوده ايم . آمار محافظه كارانه سازمان جهانى كار و سازمان جهانى بهداشت نشان مى دهد كه سالانه نزديك به ٣ ميليون كارگر ( روزانه ٨ هزار كارگر بخاطر حوادث و بيمارى شغلى جان خود را ازدست مى دهند .) . بر اساس همين منابع سالانه ٨٤٠ هزار كارگر و مزد بگير بخاطر استرس و فشارها ى غير قابل تحمل در محيط هاى كار جان خود را از دست ميدهند . در ايران نيز طى سال هاى گذشته شاهد افزايش مرگبار حوادث كار بوده ايم . در ايران آمار مربوط به حوادث كار از سوى منابع متفاوت دولتى منتشر مى شود . آمار هاى محافظه كارانه دولتى تمام إبعاد فاجعه را نشان نمى دهند . در آمارهاى دولتى مشخص نيست كه چه تعداد از كارگران به سبب بيمارى هاى شغلى جان خود را از دست ميدهند . سال گذشته شاهد حوادث كارى مرگبارى در ايران بوديم . از جمله در انفجارى كه در بندر رجائى رخ داد بيش از ١٠٠ كارگر جان خود را ازدست دادند . شدت انفجار به حدى بود كه برخى از كارگران در ليست ناپديد شدگان قرار گرفتند و بيش از هزار نفر دچار آسيب هاى جدى شدند . سال گذشته با شروع جنگ ١٢ روزه و هم اكنون با بمباران هاى كنونى بسيارى از كارگران جان خود را در محيط هاى كارى يا بر اثر بمباران ها و يا بر اثر حوادث كار بويژه در بخش ساختمان جان خود را از دست داده اند. طبق گزارش روزنامه جمهورى اسلامى ( ارديبهشت ١٤٠٤) به نقل از معاون وزير بهداشت و درمان، ١٠ هزار كارگر و مزدبگير در سال هاى ١٤٠٣ -١٤٠٤ در ايران جان خود را در محل كار غير ايمن از دست داده اند . شرايط كار زنان كارگر در نهاد كار مرد سالار و پدر سالار به مراتب دشوارتر است . گزارش هاى متعدد ى كه از جانب فعالان زن منتشر شده است . نشان مى دهد زنان شاغل در همه حوزه هاى كارى قربانى خشونت جنسى شده اند . مورد خشونت جنسى و آزار و اذيت جنسى در محل كار از جانب سازمان جهانى كار ، طبق كنوانسيون هاىً ١١١ و ١٩٦ و توصيه نامه ٢٠٦ از مصاديق بارز غير ايمنى محيط كار است . نمونه هاى خشونت و آزار و اذيت هاى جنسى و جنسيتى زير كه در برخى مطبوعات ايران راه پيدا كرده تنها بخش كوچكى از نبود ايمنى و بهداشت در محيط هاى كار ايران است كه بويژه زنان و زنان جوان و زنان مهاجر افغانستانى را كه بين سن هاى ٢٠ تا ٣٥ سال هستند را هدف قرار داده است .
١- در سال ١٣٨٢ براى نخستين بار برخى از فعالان زن با تهيه گزارش ميدانى در جزوه اى بنام " آزار و اذيت جنسى عليه زنان در محيط كار " نشان دادند : شامل استخدام در قبال داشتن رابطه جنسى ، تعرض جنسى از جانب رئيس ها و مديران در محل كار ، خشونت هاى كلامى و روحى و روانى و غيره
٢- در مصاحبه هايى كه با ٨٢ زن شاغل بين سن هاى ٢٠ تا ٣٨ سال انجام شده است حتى از وجود خشونت جنسى و جنسيتى در نهاد كار ايران خصوصا در بنگاه هاى خصوصى دارد .
٣- در گزارش ديگر زنان افغانستانى مهاجر و پناهنده كه كارهاى نظافتى هتل ها و يا نظافت خانه ها را انجام مبدهند در مواردى قربانى اذيت و آزار و تجاوز جنسى قرار گرفته اند .
٤- در سال ١٤٠١ زنانى كه در محيط كار سينما و توليد فيلم بعنوان هنرپيشه و كارهاى مربوطه در اين صنعت كار مى كنند قربانى خشونت جنسى توسط مردانى كه براين صنعت سلطه مردانه دارند قرار گرفته اند .
٥- در موارد دردناك ديگرى زنان نيازمندى جوياى كار ، كه از طريق درج آگهى هاى استخدام به محل مصاحبه در مراكز دور افتاده صنعتى رفته اند مورد تجاوز جنسى قرار گرفته اند …
٦- يك آگهى استخدام نوشته است : به شرط صيغه شدن استخدام مى شويد .
٧- گزارش ديگرى از تجاوز به ٢٢ زن كارگر خانگى خبر مى دهد
٨- اخير كتابى به قلم كتايون مصرى در ايران منتشر شده است بنام " يكصد روايت از آزار جنسى در محيط كار و راه هاى عبور از آن " اين كتاب آزار جنسى زنان را روايت مىكند .
در گزارش ديگرى در روزنامه شرق آبان ١٤٠٤ نوشته شده است زمانى كه در مورد آزار و اذيت جنسى اعتراض مى كنند در خطر اخراج قرار مى گيرند .
اينها بخش كوچك از آزار و اذيت جنسى و جنسيتى در محل كار ايران است . ميليونها زن در كارگاه هاى خانگى زير سلطه مردان پيمانكار كار مى كنند كه اذيت و آزار جنسى و خشونت هاى كلامى و روحى و روانى و فيزيكى و خشونت اقتصادى كه به آنها وارد مى شود در رسانه ها بازتابى ندارد.
بسيارى از زنان شاغل ايران كه در دانشگاه ها و در نهاد آموزش و پرورش و بويژه در بخش بهداشت و درمان و در بيمارستان ها كار مى كنند قربانى آزار و اذيت و تعرض جنسى قرار گرفته در قانون كار ايران آزار و اذیت جنسى در محيط كار تعريف نشده است و عموم شركتها و بخش مديريت نيروى انسانى شركت ها و ادارات هيچگونه پروتكل آموزشى و پيشگيرانه اى عليه خشونت جنسى و جنسيتى ندارند .
*دومین روز اعتصاب کارگران کارگران ابنیه فنی راهآهن نواحی دورود لرستان و اندیمشک دراعتراض به عدم پرداخت بموقع فروردین ماه،پرداخت نشدن کامل مطالبات مناسبتی واحتمال عدم اجرای مصوبه مزدی برای سال جاری
روزچهارشنبه 9 اردیبهشت برای دومین روز متوالی، کارگران کارگران ابنیه فنی راهآهن نواحی دورود لرستان و اندیمشک(شرکت تراورس) برای اعتراض به عدم پرداخت بموقع فروردین ماه ،پرداخت نشدن کامل مطالبات مناسبتی واحتمال عدم اجرای مصوبه مزدی برای سال جاری،به اعتصابشان ادامه دادند.
یک منبع کارگری در راهآهن لرستان به خبرنگار رسانه ای گفت: گروهی از کارگران ابنیه فنی نواحی درود لرستان و اندیمشک در ادامه بیتوجهی کارفرما به وضعیت مطالبات معوقه، از روز سه شنبه هفته جاری، اعتراض کردند؛ این اعتراض امروز چهارشنبه (نهم اردیبهشت ماه) نیز در محدوده محل کارشان ادامه دارد.
او با بیان اینکه یکی از اصلیترین موارد اعتراض کارگران تراورس لرستان و اندیمشک، جدا از تاخیر در پرداخت حقوق فروردین ماه، شائبه پرداخت نشدن حقوق کارگران بر اساس دستمزد سال گذشته است؛ در تشریح جزئیات آن افزود: علیرغم ابلاغ بخشنامه مزد 1405، چندین روز است شائبه پرداخت حقوق کارگران بر اساس مصوبه مزدی سال گذشته شدت گرفته است.
او با بیان اینکه حدود 400 تا 500 کارگر فقط در ناحیه دورود لرستان شاغل هستند که بخش دیگری از مشکلات آنها کوتاهی در پرداخت مطالبات عرفی و مناسبتی است،اضافه کرد: این مطالبات مربوط به مزایای اعیاد مختلف و ایامی همانند روز حمل و نقل، کارگر، عید فطر و …. میشود که برای بالا بردن انگیزه کارگر باید در موعد مقرر واریز شود اما متاسفانه این پرداختیها که پیش از این چندین سال متوقف شده بود در حال حاضر یکی در میان و نصفه نیمه پرداخت میشود و غالب کارفرمایان شرکتهای پیمانکاری نسبت به این موضوع بیتوجه هستند.
یکی دیگر از کارگران ابنیه فنی تراورس لرستان با طرح این سوال که چرا کارفرمای شرکت تراورس به فکر معیشت و گذران زندگی کارگران تحت مسئولیت خود نیست، گفت: در شرایط فعلی که کشور در حال جنگ با دشمنان است، شرکت راه آهن برای کمک معیشت کارکنان اداری وحتی همکاران تجمیعی مبالغی تا حدود 5 میلیون تومان واریز کرده اما کارگران پیمانکاری تا هم اکنون از این کمک مالی محروم بوده اند.
*تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت نفت نسبت به قطع شدن بیمه تکمیلی در اصفهان مقابل استانداری ودر تهران مقابل صندوق بازنشستگی فولاد
روز چهارشنبه 9 اردیبهشت، کارگران بازنشسته صنعت نفت برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به قطع شدن بیمه تکمیلی دست به تجمع در اصفهان مقابل استانداری ودر تهران مقابل صندوق بازنشستگی فولاد،زدند.
یکی ازکارگران بازنشسته معترض به خبرنگار رسانه ای گفت: از ابتدای سال جاری قرارداد بیمه تکمیلی بازنشستگان فولاد اصفهان و تهران با «آتیه سازان حافظ» به اتمام رسیده و درشرایط جنگی این مدت تا پایان فروردین ماه تمدید شد اما اکنون به مدت 9 روز است که بازنشستگان فولاد أصفهان وتهران فاقد بیمه درمان تکمیلی هستند.
او گفت: در پی گیریهای صبح امروز همکارانمان در تهران، برخی مسئولان صندوق بازنشستگان فولاد ضمن بیتوجه ای به مشکلات ایجاد شده در پاسخ به قطع بیمه درمان ما بازنشستگان، گفتهاند متولی بیمه درمان تکمیلی بازنشستگان، صندوق فولاد نیست و توپ را به زمین شرکت ذوب آهن میاندازند.
وی افزود:بازنشستگان فولاد که سالها در شرایط سخت صنعت خدمت کردهاند، شایسته نیست در دوران بازنشستگی با چنین مشکلات و بیتوجهیهایی مواجه شوند. ما بازنشستگان فولاد حق داریم در پیری با عزت زندگی کنیم، نه اینکه قربانی سیاستهایی شویم که با حقوق ما بازی میکنند.
وی با تاکید بر لزوم برقراری بیمه تکمیلی کارگران بازنشسته فولاد در اسرع وقت، درپایان گفت: بازنشستگان فولاد با افزایش شدید هزینههای درمان، دارو، تجهیزات پزشکی و خدمات بیمارستانی مواجه هستند و به بیمه تکمیلی نیاز جدی دارند.
*اخراج از کار دستکم 2 هزارکارگر واحدهای تولیدی و صنعتی شهرستان رشت
از یکی دو ماه پیش، روند اخراج از کار کارگران در برخی واحدهای تولیدی و صنعتی شهرستان رشت کلید خورده است.
این اخراج ها منحصر به یک واحد خاص نبوده و در واحدهای مختلف تولیدی و صنعتی وحتی خدماتی اتفاق افتاده است. گفته میشود تعداد افرادی که در شرایط فعلی شغل خودرا از دست دادهاند به دستکم 2 هزار نفر میرسد.
در همین رابطه روز چهارشنبه 9 اردیبهشت، یکی از کارگران به خبرنگاررسانه ای گفت:490 کارگر در شرکت «پینک» و همچنین حدود 500 کارگر شاغل در شرکت «پایا مدرن» با اتمام قرارداد کار بیکار شده اند. همچنین 190 کارگر در شرکت «گیل آرا» و 55 کارگر مرغداری پیمان، شغل خود را از دست داده اند.
او با بیان اینکه آمار همه کارگران و اسامی واحدهایی که در شرایط فعلی کشور اقدام به تعدیل نیرو در شهرستان رشت کردهاند به اداره کار اعلام شده است ،اضافه کرد:علاوه بر واحدهای که نام برده شد، تعدادی دیگر از واحدها تولیدی همانند شرکت «داروگر رشت» و «لاستیک یاران گیلان» هستند که آمار کارگران تعدیلی آنها به مراتب کمتر و به ترتیب 10 و 11 نفر است.
وی با بیان اینکه علت این تعدیلها، مشکلات ناشی از کمبود مواد اولیه و کمبود منابع مالی به دلیل کاهش فروش است و ادامه داد:اکثر کارگران تعدیلی برای دریافت مقرری بیمه بیکاری، به اداره کار شکایت کرده و پرونده های آنها در نوبت رسیدگی است.
*بازگشت به کارکارگران با طعم سرکوب مزد زیرسایه سکوت وزارت کار
گزارشی از شهرک صنعتی اسماعیلآباد تهران نشان میدهد که چگونه برخی واحدهای صنعتی با سوءاستفاده از وضعیت موجود، به دنبال تثبیت دستمزدهای سال گذشته برای سال 1405 و کاهش 50 درصدی قدرت خرید نیروی کار هستند.
با اینکه در شرایط متزلزل آتشبس به سر میبریم و بسیاری از واحدهای تولیدی بهتدریج در حال بازگشت به روند تولید خود هستند، گزارشها از شهرک صنعتی اسماعیلآباد در منطقه قلعهحسنخان حاکی از رویکردی متفاوت و بحثبرانگیز در مواجهه با حقوق قانونی کارگران است.
یکی از واحدهای فعال در حوزه تولید قطعات خودرو که پیش از این با توان انسانی نزدیک به 400 کارگر در چرخه تولید نقشآفرینی میکرد، اکنون برای کارگران خود شرایطی را رقم زده است که آنان میان دوراهی «بیکاری» و «پذیرش دستمزد حداقلی» گرفتار شدهاند.
از تعلیق به بهانه جنگ تا بازگشت با طعم استثمار
بر اساس اظهارات کارگران این واحد صنعتی، در پی تنشها و شرایط خاص حاکم بر کشور در ماههای اخیر (دوران جنگ)، مدیریت کارخانه در اقدامی ناگهانی، 385 نفر از مجموع 400 نیروی کار خود را به خانههایشان فرستاد. در آن مقطع، وعده مدیریت مبنی بر «تماس جهت بازگشت به کار پس از آرام شدن شرایط»، کورسوی امیدی برای کارگرانی بود که جوانی و توان خود را پای چرخدندههای این واحد تولیدی گذاشته بودند.
اکنون با گذشت آن بازه زمانی، مدیریت کارخانه فراخوان بازگشت به کار را صادر کرده است؛ اما این فراخوان نه یک دعوت صمیمانه برای احیای تولید، بلکه واجد شرایطی است که در واقع، مصداق بارز بهرهکشی از وضعیت موجود ارزیابی میشود.
سقوط 50 درصدی قدرت خرید؛ حقوق 18 میلیونی در سال 1405
گزارشهای میدانی نشان میدهد که مدیریت کارخانه در بدو بازگشت کارگران، شروط جدیدی را پیش پای آنها گذاشته است: حذف کامل اضافهکار و پرداخت حقوق بر مبنای مصوبات مزدی سال گذشته.
یکی از کارگران این مجموعه در تشریح وضعیت معیشتی خود به خبرنگاررسانه ای گفت:
با حذف اضافهکار و اصرار کارفرما بر پرداخت دستمزد مطابق با قانون کار سال قبل، دریافتی ما به حدود 18 میلیون تومان سقوط کرده است. این یعنی حقوق ما نسبت به آنچه سال گذشته دریافت میکردیم، عملاً نصف شده است. در شرایطی که هزینههای زندگی و تورم ثانیهای حرکت میکند، چگونه میتوان از کارگری که تمام زندگیاش را برای ساختن این کشور و این کارخانه گذاشته، انتظار داشت با نیمی از درآمد سابق، چرخ زندگی خانوادهاش را بچرخاند؟
بیم تسری «الگو» به سایر واحدهای صنعتی
آنچه نگرانیها را دوچندان میکند، منحصر نبودن این رویه به کارخانه مشخص در اسماعیل آباد است. شواهد نشان میدهد که برخی از واحدهای صنعتی دیگر نیز با سوءاستفاده از شرایط ناپایدار اخیر، سعی دارند هزینههای تولید را از جیب کارگران و با زیر پا گذاشتن مصوبات جدید شورای عالی کار جبران کنند.
*جنگ وافزایش 3 برابری قیمت دارو
کارگران از گرانی سه برابری دارو در روزهای پس از جنگ روایت میکنند؛ یک کارگرِ خانم با درآمد حداقلی و مبتلا به بیماری قند میگوید: پول داروهای فشار و دیابت من هر ماه 2 تا دو ونیم میلیون تومان میشود. قبلاً کمتر از یک میلیون تومان بود…
جنگ چهرهی کریه ای دارد؛ چهرهی خشن و هیولاوار جنگ را نمیشود بزک کرد و به جامعه فروخت؛ جنگ، همان آوار مصیبتی است که بیوقفه و پیاپی بر سر مردمان فرودستی میبارد که به درستی احساس میکنند عاملیت خود را تمام و کمال از دست دادهاند و «حیاتشان» به تصمیمات دیگران بستگی دارد…
خشونت ساختاریِ چهره جنگ را «بیماری» و «ترس همیشگی کمبود دارو» تشدید میکند؛ گروههایی از مردم – کارگران و مزدبگیران- که سالهاست در جنگی نابرابر با غول تورم و هزینههای کمرشکن دارو و درمان، با وجود تلاش فراوان، مغلوبه شدهاند، در روزهای جنگ و بحران، صدای خورد شدن استخوانهای خود را به وضوح شنیدهاند.
«دارو نیست، نایاب است، زودتر تهیه کنید»، «داروی باکیفیت در داروخانهها نیست»، «قیمت دارو چند برابر شده، مراقب باشید کارت بانکیتان موجودی داشته باشد»، «کارخانههای داروسازی را زدند، حتی مواد اولیه بستهبندی دارو هم نیست» و اخباری از این دست، استرس و نگرانی بیمارانِ کمدرآمد را در روزهای سختِ جنگ و بمباران و ایام شکننده آتشبس، به شدت تشدید کرده است؛ بیماران زیر بار فشار این استرس، تابآوری خود را از دست دادهاند.
برای درک واضحتر این روزهای پراسترس که ترس از آینده، روزهای غبارگرفتهی بیماران و خانوادههای آنها را به شبی تاریک بدل کرده، به سراغ چند کارگر و بازنشستهی بیمار رفتم تا روایت دست اولی از رنج گرانی و کمبود دارو به دست بیاورم.
زهرا، کارگر شاغل بخش خدمات با حقوق حداقلی، سن 45 سال، ساکن تهران با بیماری فشار خون و دیابت:
من برای بیماری دیابت، قرص متفورمین مصرف میکنم، قیمت هر جعبه قرص، قبل عید 170 هزار تومان بود اما هفته پیش، 450 هزار تومان خریدم، تا امروز ممکن است به 500 هزار تومان هم رسیده باشد، چون داروخانهها میگفتند داروی جدید بیاید بازهم گرانتر است.
من روزی 2 تا متفورمین میخورم بنابراین یک جعبه 30 تایی فقط برای 15 روزم کفاف میدهد؛ در ماه باید دو جعبه متفورمین بخرم یعنی ماهی یک میلیون تومان. این دارو روز به روز گرانتر میشود.
انسولین هم در بازار نیست؛ اگر آشنا داشته باشی و پیدا شود، قیمتها خیلی عجیب و غریب است. داروی «کنکور» هم قبل عید 200 هزار تومان بود الان 480 هزار تومان شده.
علاوه بر این، من هر سه ماه باید پول ویزیت پزشک متخصص بدهم که حداقل 500 هزار تومان است؛ برای آزمایشها هم اگر بیمه تکمیلی نداشته باشی باید 2 میلیون تومان یا بیشتر پول بدهی.
درمجموع، پول داروهای فشار و دیابت من هر ماه 2 تا دو ونیم میلیون تومان میشود. قبلاً کمتر از یک میلیون تومان بود…
اما سختتر از گرانی، نگرانی بابت آینده است؛ من روزهای جنگ مدام میترسیدم که داروهایم پیدا نشود. هفته قبل، چندتا داروخانه رفتم تا قرصهایم را پیدا کنم، همه آنها بلااستثنا گفتتند بیشتر دارو بخر شاید بعداً نایاب شود؛ باورتان میشود برای چند ماه 13 میلیون یکجا پول دارو دادم؟! حقوق من 20 میلیون تومان است، از همه زندگیام زدم که دارو بخرم چون دارو نباشد زنده نمیمانم. من ماهی 10 میلیون کرایه خانه هم دارم، روزگارم یک جهنم واقعیست…»
علی، کارگر حداقلبگیر بازنشسته بخش خدمات، ساکن رشت که به تازگی عمل قلب باز انجام داده:
«هزینه داروهای من، به شرطی که بیکیفیتترین داروها را بخرم، ماهی 3 میلیون تومان است؛ من باید روزانه قرص «پلاویکس» بخورم اما آنقدر گران شده که چند ماهیست این قرص را نمیتوانم بخرم، حقوق من 20 میلیون تومان هم نیست. اگر بخوام پلاویکس بخرم، هزینه داروهایم هر ماه 6 میلیون تومان یا حتی بیشتر میشود. بیمه تامین اجتماعی هم هزینه این داروها را پوشش نمیدهد.
با پزشکم مشورت کردم، گفت پلاویکس خیلی واجب است اما اگر واقعاً نمیتوانی به جایش «اُسویکس» بخر. بدبختی اینکه این قرص هم نایاب شده و خیلی سخت پیدا میشود؛ من چند داروخانه رشت را زیر پا گذاشتم، یک ورق پیدا نشد… بالاخره یک داروخانه آشنا برایم چند ورق گرفت.
من شدیداً مشکل مالی دارم. قاعدتاً باید هر دو ماه پیش پزشک متخصص بروم، ولی نمیتوانم؛ هر 4 یا 5ماه یکبار ویزیت میشوم. ویزیت و آزمایش برای من قضیه مرگ و زندگیست اما زندگی من یک مرگ تدریجیست…»
ژینا، معلم آزاد 33 ساله، بیمه تامین اجتماعی، با درآمد ناچیز کلاسهای خصوصی و مدارس غیرانتفاعی، ساکن سنندج با بیماری غده سرطانی تیروئید:
«ما معلمهای آزاد، بعد از جنگ هیچ درآمدی نداشتیم چون کلاسهای مدارس تعطیل بود؛ این مدت درآمدم صفر بوده اما زمان باز بودن مدارس هم درآمد چندانی ندارم، نهایت ماهی 7 میلیون تومان. من این دو ماه، حق بیمهام را خودم دادم و در این جنگ و ناامنی، غیر از بیپولی، نگران داروهایم بودم… اگر خانواده کمک نکنند، من جان سالم به در نمیبرم.
قبل از جنگ، پول هر نسخه دو هفتهای من 300هزار تومان بود حالا شده 900 هزار تومان یعنی ماهی 1 میلیون و 800هزار تومان، من هر 45 روز آزمایش میدهم که 3 میلیون تومان میشود؛ بیمه فقط حدود 10 درصدش را میدهد. بیمه تکمیلی هم ندارم چون پولش را ندارم.
خلاصه بگویم، هزینههای درمان من هر 2 یا 3 ماه، چیزی حدود 10 میلیون تومان است؛ و اگر استرس داشته باشم و تغذیهام خوب نباشد، بیماریام عود میکند. اما چطور آرام باشم؟ درآمد، صفر و پول دارو هر روز بیشتر از روز قبل؛ تغذیهی خوب؟! نان خالی هم پول میخواهد که ما با مدرک فوق لیسانس نداریم، این زندگی حق ما نبود…».
به راستی «حق مردم» نیست که بعد از تحمل جنگ، بمباران و استرس شبانهروزی، دارو را سه برابر گرانتر بخرند و نگران نایاب شدن آن باشند یا به خاطر گرانی، دوا و درمان را کنار بگذارند و زندگیشان، یک مرگ تدریجی باشد...
گزارش رسانه ای شده بتاریخ 9 اردیبهشت
*پیام عفو بینالملل به جامعه جهانی: خطرات دوگانه وقوع جنایات فجیع علیه مردم ایران نیازمند یک رویکرد دیپلماتیک دووجهی مردم محور است.
تلاشها برای برقراری یک آتشبس پایدار، محافظت از غیرنظامیان و جلوگیری از وقوع جنایات جنگی، باید با تلاشهای قاطع برای جلوگیری از تکرار جنایات فجیع از سوی مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم ایران همراه شود.
مردم در ایران در میان حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل و سرکوب مرگبار داخلی گرفتار شدهاند. از یک سو، غیرنظامیان در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل که در نقض منشور سازمان ملل متحد انجام شده آسیبهای شدیدی دیدهاند و با توجه به شکنندهبودن آتشبس، همچنان در معرض خطرقرار دارند. بنا بر آمار رسمی، حملات هوایی دستکم ۲۳۶۲ غیرنظامی، از جمله ۳۸۳ کودک، را کشت و بیش از ۳۲۳۱۴ غیرنظامی را مجروح کرد. حملات آمریکا و اسرائیل همچنین موجب ویرانی و آسیب گسترده به زیرساختهای غیرنظامی از جمله نیروگاهها، پلها، دانشگاهها، مدارس، ساختمانهای مسکونی، مراکز درمانی، کارخانههای فولاد و تاسیسات پتروشیمی شده است. امری که گرفتاریهای اقتصادی مردم را عمیقتر کرده، به محیط زیست آسیب رسانده و جان، سلامت و معیشت میلیونها نفر را به خطر انداخته است رئیسجمهور آمریکا و وزیر دفاع اسرائیل با طرح تهدیدهای مبنی بر نابودی گسترده غیرنظامیان و نابودکردن تاسیسات انرژی تهدید به ارتکاب جنایات جنگی کردهاند.
از سوی دیگر، مردم در ایران دههها تحت سرکوب بیرحمانه داشتهاند. مقامهای جمهوری اسلامی آشکارا به کشتار هزاران معترض در دیماه ۱۴۰۴ بالیدهاند و اخطار دادهاند که نیروهای امنیتی «حکم تیر دارند» و «دست روی ماشه» آماده هستند. مقامها استفاده از مجازات اعدام را به عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی افزایش دادهاند و از زمان آغاز جنگ، دستکم 21 نفر را با انگیزههای سیاسی اعدام کردهاند.
پیام عفو بینالملل به جامعه جهانی: خطرات دوگانه وقوع جنایات فجیع علیه مردم ایران نیازمند یک رویکرد دیپلماتیک دووجهی مردم محور است. تلاشها برای برقراری یک آتشبس پایدار، محافظت از غیرنظامیان و جلوگیری از وقوع جنایات جنگی، باید با تلاشهای قاطع برای جلوگیری از تکرار جنایات فجیع از سوی مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم ایران همراه شود. زمان آن فرا رسیده که جامعه جهانی به عوامل ساختاری ارتکاب جنایات فجیع علیه مردم که ریشه در قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد بپردازد. جامعه جهانی باید فعالانه از خواست جامعه مدنی ایران برای یک قانون اساسی منطبق با حقوق بشر حمایت کند؛ به علاوه، بسیج حمایت برای ارجاع وضعیت ایران به دیوان کیفری بینالمللی توسط شورای امنیت سازمان ملل و ایجاد یک سازوکار بینالمللی عدالت و دادرسی ضروری است. مردم ایران نباید به خاطر تلاششان برای دستیابی به حقوق بشر، کرامت انسانی و دموکراسی، در برابر خطر کشتارهای مکرر تنها رها شوند.
*نت بلاکس : فضای دیجیتال ایران بیش از هر زمان دیگری تحت کنترل شدید قرار گرفته و تمامی کانالهای ارتباطی محدود و تحت نظارت هستند
روزچهارشنبه 29آوریل،نت بلاکس (NetBlocks) نهاد ناظر بر قطعیها و اختلالات اینترنت در سراسر جهان اعلام کرد:
اکنون شصت ویکمین روز از قطع اینترنت در ایران است؛ اقدامی در سطح ملی برای سانسور که از 1440 ساعت نیز فراتر رفته است.
با ادامه این قطعی در سومین ماه خود، فضای دیجیتال ایران بیش از هر زمان دیگری تحت کنترل شدید قرار گرفته و تمامی کانالهای ارتباطی محدود و تحت نظارت هستند.
*خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام ساسان آزادوار، ورزشکار ۲۱ ساله و از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه
به گزارش هه نگاو،جان ساسان آزادوار، ورزشکار ۲۱ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در خطر فوری اجرای حکم اعدام قرار دارد. حکم اعدام این جوان که پیشتر توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران صادر شده بود، در دیوان عالی کشور تایید و به مرحله اجرا رسیده است.
*تشدید سرکوب علیه معلمان در کرمان؛ اجرای احکام زندان و فشارهای مالی
بر اساس گزارشهای دریافتی، روند برخوردهای امنیتی با معلمان در استان کرمان وارد مرحله تازهای شده است. در همین راستا، شعبه نخست اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب کرمان، احکام صادرشده علیه شماری از فعالان صنفی معلمان را به مرحله اجرا رسانده است.
بر اساس این اطلاعات، محمدرضا بهزادپور، حسین رشیدی و مجید نادری هر یک به شش ماه حبس محکوم شدهاند و قرار است از دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ دوران محکومیت خود را آغاز کنند.
در ادامه همین رویکرد، گروهی دیگر از معلمان از جمله شهناز رضایی شریفآبادی، زهرا عزیزی، لیلا افشار، میترا نیکپور و فاطمه یزدانی به پرداخت جریمههای سنگین نقدی محکوم شدهاند؛ مبالغی که برای هر نفر به ۷۰ میلیون تومان میرسد و عملاً بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی بر کنشگران صنفی بهکار گرفته میشود.
این احکام در شرایطی اجرا میشود که پس از اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴، فضای امنیتی علیه معلمان و فعالان صنفی بهطرزی کمسابقه تشدید شده است. الگوی تکرارشوندهای از پروندهسازی، صدور احکام قضایی و اعمال مجازات در حال شکلگیری است که هدف آن مهار و خاموشکردن مطالبات مشروع معلمان از مسیر سرکوب ساختاری است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران این احکام را مصداقی روشن از سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق بنیادین معلمان میداند و با قاطعیت آن را محکوم میکند. نیز تأکید میکند که امنیتیسازی مطالبات صنفی و مجازات فعالان، نهتنها مشروعیت ندارد بلکه نشاندهنده ناتوانی در پاسخگویی به خواستههای عادلانه معلمان است. این شورا خواستار لغو فوری احکام صادره، توقف روند سرکوب و بهرسمیتشناختن حق تشکلیابی، اعتراض و بیان آزادانه مطالبات صنفی معلمان است.
*مرگ ومصدومیت 2 کارگر شرکت زغالسنگ معدن پرورده طبس زیر آوار
روزچهارشنبه 9 اردیبهشت،یک کارگر40 ساله معدن شرکت زغالسنگ پرورده طبس(شرکت پیمانکاری الماس مته شمال) بنام حسین گیلکی از آزادشهربراثرریزش معدن زیرتلی از آوار گرفتارشد وجان خودرا ازدست داد.
براساس گزارش رسانه ای شده،یکی دیگراز کارگران معدن دراین حادثه دچار شکستگی در ناحیه شانه و احتمالاً تروماشد.
*یک کارگرهم در معدن منگنز داراب زیر آوار جان باخت
روز یکشنبه 6 اردیبهشت،یک کارگر35 ساله معدن منگنز داراب واقع درکیلومتر 20 جاده داراب – استهبان،استان فارس هم براثرریزش معدن وگرفتارشدن زیرتلی از آوارجان باخت.