۱۴۰۵-۰۲-۱۳
عبدالستار دوشوکی

کنگره آزادی ایران؛ چرا بار کج به منزل نمی‌رسد؟

 

در اوایل اسفند سال گذشته، در مقاله‌ای به ظهور گروهی تازه, اما ناشناخته, با عنوان "کنگره به اصطلاح آزادی ایران" پرداختم. از آنجا که آقای شهریار آهی، برگزارکننده تورهای سیاسی ـ گردشی "اتحاد برای دموکراسی در ایران"، در کنار شخص متمولی که به‌تازگی از ایران آمده است، از بنیان‌گذاران این کنگره بودند و دفتر آقای رضا پهلوی نیز بلافاصله در بیانیه‌ای غیرمعمول وی را عاق کرده بود، در یادداشتی با عنوان "چرا شهریار آهی توسط رضا پهلوی عاق شد؟" به این تشکل مجهول‌الهویه پرداختم.

 

اگرچه در آن زمان نام اعضای این کنگره همچنان "مخفی" نگه داشته می‌شد، در پایان همان مقاله، با توجه به تجربه طولانیِ شکل‌گیری و فروپاشی کنگره‌ها، شوراها، اتحادها و ائتلاف‌های مشابه، پیش‌بینی کردم که این نیز چیزی جز تکرار همان تجربه‌های ناکام گذشته نخواهد بود؛ همان مجموعه‌های شترگاوپلنگی که بارها پدید آمدند، اما هرگز از تاریخ و تجربه های "مسبوق به سابقه" درس نگرفتند. دلیل نیز روشن است: تقریباً همه آنها، بدون استثنا، از درون فروپاشیدند و به محاق فراموشی سپرده شدند.

 

اخیرا برخی از اعضای این کنگره بر بنده خرده گرفتند که این کوه نه موش می‌زاید و نه ملغمه‌ای از شترگاوپلنگ است. به قول آقای نوری‌زاده که در کنفرانس معروف مونیخ، با صراحت به مقاله بنده (چرا کوه کنفرانس مونیخ موش کور زایید؟) حمله کرد و گفت: این موش نیست، بلکه "شیر" است. اکنون متولیان "کنگره آزادی ایران" نیز همین ادعا را تکرار می‌کنند و آن را "شیر" می‌خوانند. اما باید گفت، به تعبیر مولانا: "این‌چنین شیری خدا هم نیافرید". نه‌تنها سالی که نکوست از بهارش پیداست، بلکه ماستی که ترش است از تغارش پیداست.

 

یغمای جندقی چه خوش گفته است:

زآن طره به جز شکست بر دل نرسد / و آسیب به دیوانه و عاقل نرسد

با این کژی، کارش همی بینم راست / حرف است که بار کج به منزل نرسد

 

اما حقیقت را نه در مقاله‌های انتقادی امثال بنده، بلکه باید در آمار واقعی جست. کافی است به تصویر صفحه ایکس همین کنگره (اسکرین شات ضمیمه) نگاه کنیم. پس از حدود سه روز، این صفحه ۱۰۱ هزار بازدید داشته است؛ اما تنها ۴۵۲ نفر آن را لایک کرده اند (پسندیده‌اند)؛ یعنی کمتر از نیم درصد. همین عدد کمتر از نیم درصدی بعد از سه روز تبلیغ، خود گویای بسیاری از واقعیت‌هاست. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

از این‌رو، نیازی به توضیح بیشتر نیست. تنها باید منتظر ماند و دید که آیا سرنوشت مسجل و محتوم این تشکل نیز چیزی جز انشعاب، انشقاق و فروپاشی همیشگی از درون خواهد بود یا نه؟ این خط و این نشان.

 

تا به کی ایمان کج و وجدان کج و احساس کج؟ / تا به کی گردن کج و قامت کج و رخسار کج؟

تا به کی دولت کج و افکار کج، اهداف کج؟ / تا به کی كشور کج و قانون کج و افزار کج؟

تا به کی مقصد کج و اسباب کج، حمال کج؟ / دوستان، آیا به منزل می‌رسد این بار کج؟

من نمی‌دانم چرا ما این‌چنین کج گشته‌ایم؛ / یا به این سان ساخت ما را صانع و معمار کج؟

 

عبدالستار دوشوکی

شنبه، ۲ مه ۲۰۲۶

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر