۱۴۰۵-۰۲-۱۷
بهرام رحمانی

ترامپ از توقف «پروژه آزادی» در تنگه هرمز خبر داد!

 

bahram.rehmani@gmail.com 


 

امروز چهارشنبه ١٦ اردیبهشت ١٤٠٥-6 مه 2026، بیست و نهمین روز آتش‌بس و سومین روز «پروژه آزادی» آمریکا در تنگه هرمز است. اما دیشب ترامپ از توقف «پروژه آزادی» در تگه هرمز خبر داد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، که در طول روز چندین بار موضع عوض می‌کند، اعلام کرد که عملیات ایالات متحده برای اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز را به حالت تعلیق در می‌آورد. ترامپ گفته که این پروژه را متوقف کرده تا به توافق با ایران برای پایان جنگ، فرصت دهد.

او گفته که تصمیم به توقف این پروژه «به درخواست پاکستان و سایر کشورها» گرفته شده است. ترامپ در شبکه اجتماعی متعلق به خود، نوشته است که «پروژه آزادی»، عملیات ایالات متحده برای اسکورت کشتی‌ها از تنگه هرمز، برای مدت کوتاهی متوقف خواهد شد تا ببینیم آیا این توافق می‌تواند نهایی و امضا شود یا خیر.»

ترامپ در این پیام خود به «پیشرفت قابل توجهی در جهت دست‌یابی به یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران» اشاره کرده است. با این حال، ترامپ تاکید کرده که محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده هم‌چنان پابرجاست.

دونالد ترامپ، هم‌چنان مواضع متناقض اتخاذ می‌کند. او امروز چهارشنبه ۶ مه، یک بار دیگر تهدید کرد که در صورت عدم دست‌یابی تهران به توافق با ایالات متحده، این کشور را با «شدتی بسیار بیش‌تر از قبل» بمباران خواهد کرد. این اظهارات پس از آن صورت گرفت که وی از لغو «پروژه آزادی» خبر داد و از پیشرفت قابل توجه، جهت دستیابی به یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران گفته بود. در همین حال امروز عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و وانگ یی همتای چینی او نیز در پکن ملاقات کردند. در این ملاقات، عراقچی گفت: «ایران قاطعانه از حاکمیت و عزت ملی خود دفاع خواهد کرد و در عین حال از طریق مذاکرات صلح‌آمیز در پی یافتن راه‌حلی جامع و پایدار است.» هم‌چنین وانگ یی نیز از فوریت توقف جنگ و حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای سخن به میان آورد.


 

ترامپ: اورانیوم غنی‌شده ایران را خواهیم گرفت

دونالد ترامپ، امروز چهارشنبه 6 مه و هم‌زمان با تلاش‌ها برای دست‌یابی به توافق پایان جنگ در خاورمیانه، بار دیگر تاکید کرد که آمریکا اورانیوم غنی‌شده ایران را خواهد گرفت.

او هنگام ترک یک رویداد در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ما آن را خواهیم گرفت.»

یکی از اهداف اصلی دونالد ترامپ از آغاز حملات نظامی علیه ایران این بوده است که اطمینان حاصل کند تهران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نمی‌کند.

ایران هنوز بیش از چهارصد کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی دارد که به گفته مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به احتمال زیاد در تأسیسات بمباران‌شده طی جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته مدفون شده است.

ترامپ در جریان سخنرانی خود در کاخ سفید، هم‌چنین گفت که ایران می‌خواهد مذاکره کند و به یک توافق برسد و افزود که آمریکا در ایران «خیلی خوب» عمل می‌کند و اوضاع «به‌خوبی پیش می‌رود.»

او اعلام کرد: «ما در ایران خیلی خوب عمل می‌کنیم. همه‌چیز خیلی روان پیش می‌رود و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. آن‌ها می‌خواهند به توافق برسند، می‌خواهند مذاکره کنند.»

رییس‌جمهور آمریکا، درباره وضعیت مذاکرات توضیح داد: «ما با افرادی سر و کار داریم که بسیار خواهان رسیدن به توافق هستند و خواهیم دید آیا می‌توانند توافقی ارائه دهند که برای ما رضایت‌بخش باشد یا نه.»

گزارش‌های رسانه‌ای منتشر شده در روز چهارشنبه حاکی از نزدیک شدن طرفین به یک یادداشت تفاهم یک‌صفحه‌ای برای پایان جنگ بوده است. ایران اعلام کرد که هنوز در حال بررسی پیشنهاد جدید آمریکا است.


 

ارتش آمریکا: یک نفتکش ایرانی را در دریای عمان با شلیک گلوله از کار انداختیم

فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرد نیروهای آمریکایی یک نفتکش خالی با پرچم ایران را که در حال «نقض محاصره دریایی» بنادر ایران بوده، در دریای عمان با شلیک گلوله از کار انداخته‌اند.

بر اساس بیانیه سنتکام، نفتکش «ام‌تی حسنا» امروز صبح چهارشنبه 6 مه-‌۱۶ اردیبهشت در آب‌های بین‌المللی در مسیر یکی از بنادر ایران شناسایی شد و نیروهای آمریکایی چندین بار به آن هشدار دادند که در حال نقض محاصره دریایی است.

به گفته این فرماندهی، پس از آن‌که خدمه کشتی به هشدارها توجه نکردند، یک جنگنده اف-۱۸ نیروی دریایی آمریکا که از ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به پرواز درآمده بود، با شلیک گلوله‌های ۲۰ میلی‌متری سکان نفتکش را هدف قرار داد.

سنتکام اعلام کرد این کشتی «دیگر به سمت ایران در حال حرکت نیست» و محاصره دریایی بنادر ایران، هم‌چنان برقرار است.

ارتش ایالات متحده پیش‌تر خبر داده بود طی اجرای این محاصره دریایی، ۵۱ کشتی و شناور از مبدا یا مقصد ایران را وادار به تغییر مسیر کرده است.


 

پیت هگست: بازسازی زرادخانه‌های تسلیحاتی آمریکا پس از جنگ با ایران، ماه‌ها تا سال‌ها زمان نیاز دارد

پيت هگست، وزیر دفاع آمریکا در جلسه با نمایندگان کنگره این کشور اعلام کرد بازسازی ذخاير تسليحاتی امريکا، که در پی جنگ با ايران و ساير درگيری‌های نظامی سال‌های اخير کاهش يافته، بسته به نوع تجهيزات می‌تواند «ماه‌ها تا سال‌ها» زمان ببرد.

سناتور مارک کلی از ايالت آريزونا، در جلسه سنا از هگست پرسيد چه مدت طول می‌کشد تا اين ذخاير جايگزين شوند. او گفت: «در بسياری از اين حملات از بهترين تسليحات ما استفاده شده و ما تعداد زيادی از آن‌ها و هم‌چنين رهگيرها را به کار می‌بريم. نمی‌توان اين مهمات را يک‌شبه توليد کرد.»

سناتور کلی افزود که درخواست بودجه ارائه‌شده نشان می‌دهد وزارت دفاع نيز حکایت از این موضوع دارد و خواستار زمان‌بندی مشخص برای جايگزينی اين سامانه‌ها شد.

هگست در پاسخ گفت: «اين همان سئوالی است که بايد پرسيده شود»، و تاکيد کرد که بازسازی ذخاير، بسته به نوع سامانه تسليحاتی، ممکن است از چند ماه تا چند سال به طول بينجامد.


 

دومین روز پیاپی هدف حملات موشکی و پهپادی به امارات متحده عربی

از سوی دیگر، امارات متحده عربی، اعلام کرد که برای دومین روز پیاپی هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته است؛ خبری که پس از محکومیت‌های بین‌المللی حمله روز گذشته به بندر فجیره مطرح می‌شود. تهران، با رد ادعای امارات، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را عامل اصلی بی‌ثباتی می‌داند. هم‌زمان پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هشدار داده است که واشنگتن به ‌دنبال درگیری نیست، اما اجازه نخواهد داد ایران مسیر یک آبراه بین‌المللی را مسدود کند.

مقامات امارات متحده عربی، اعلام کردند پدافند هوایی این کشور با ۱۵ موشک و چهار پهپاد شلیک‌شده از سوی ایران درگیر شده است. مقام‌های فجیره گفتند یک پهپاد باعث آتش‌سوزی در یکی از تاسیسات مهم نفتی این بندر شده و سه تبعه هند زخمی شده‌اند. فجیره در بیرون از تنگه هرمز قرار دارد و از معدود مسیرهای صادرات نفت خاورمیانه است که عبور از تنگه هرمز را دور می‌زند؛ به همین دلیل حمله به آن، از نگاه امارات، نشانه‌ای از گسترش خطر به فراتر از خود تنگه است.

وزارت خارجه امارات این حملات را «تشدیدی خطرناک» و «نقضی غیرقابل قبول» خواند و اعلام کرد ابوظبی حق پاسخ‌گویی را برای خود محفوظ می‌داند. رسانه‌های دولتی ایران از قول منابع نظامی گفتند حمله به امارات پاسخی به «ماجراجویی نظامی آمریکا» بوده است، هرچند مقام‌های ایرانی در برخی اظهارات دیگر، هدف قرار دادن مستقیم امارات یا تاسیسات نفتی آن را به‌صراحت تایید نکردند.

 

چرا تنش ایران و امارات شدت گرفته است؟

هم‌زمان با آتش‌بس میان ایران و آمریکا، عصر دوشنبه 4 مه 2026، با اعلام انفجار در بندر فجیره امارات متحده عربی بر اثر اصابت یک موشک، حالا سطح جدیدی از تنش در تنگه هرمز را شاهد هستیم. 

صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به صراحت به نقل  از یک مقام نظامی ایرانی اعلام کرده است که تهران طرحی برای هدف قرار دادن امارات ندارد، اما به‌طور کلی سطح تنش میان تهران و ابوظبی طی چند هفته گذشته هم‌زمان با آتش‌بس بالا بوده است و مقامات اماراتی بارها هم‌زمان با آتش‌بس مدعی شده بودند که روابط با تهران به شکل گذشته نخواهد شد.

مقامات و رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران، ابوظبی را شریک تل آویو در جنایت و جنگ توصیف می‌کنند. به همین دلیل در نگاه اول، ممکن است تصور شود که امارات صرفا به دلیل میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا هدف قرار گرفته است. اما واقعیت بسیار فراتر از این است. امارات متحده عربی در دهه اخیر، به شکل بسیار محسوس و قابل‌توجهی روابط خود با دولت اسرائیل و آمریکا ار ارتقا داده است. 

روزنامه وال‌استریت ژورنال، پیشتر در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گزارش داده بود که امارات در حال لابی‌گری در شورای امنیت سازمان ملل برای اخذ مجوز جهت اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز است.

هم‌چنین به گزارش فایننشال تایمز، اسرائیل در جریان حملات ایران، یک سامانه دفاع لیزری و سایر تسلیحات پیشرفته را برای امارات ارسال کرد. این گمانه‌زنی نیز وجود دارد که امارات به آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران همراه بوده است. 

امارات متحده عربی که مدت‌ها به‌‌عنوان قطب اقتصادی، دیجیتال و رسانه‌ای منطقه شناخته می‌شد، به ‌شدت از این جنگ آسیب دیده است. امارات به ویژه در برابر حملات ایران آسیب‌پذیرتر از دیگر کشورهای عربی است، زیرا این کشور در میان کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس بیش‌ترین باز بودن را نسبت به بازدیدکنندگان بین‌المللی دارد و در سال‌های اخیر، دبی به‌عنوان قطب گردشگری، ارز‌های دیجیتال و امور مالی شکوفا شده است.

در نتیجه آثار جنگ علیه ایران و حملات جمهوری اسلامی به امارات، چندین هتل معروف دبی قیمت‌های تخفیف‌خورده ارائه می‌دهند و با نرخ اشغال پایین مواجه هستند. برج العرب، یکی از مشهورترین هتل‌های این شهر-کشور، به مدت ۱۸ ماه برای بازسازی تعطیل شده است. این هتل در روز‌های اولیه جنگ مورد اصابت پرتابه‌ای از ایران قرار گرفت.

فراتر از خطرات امنیتی فوری ناشی از حملات موشکی و پهپادی ایران، شاخص عمومی بازار ابوظبی که شاخص اصلی بازار بورس امارات محسوب می‌شود، بیشترین افت را در میان بازارهای خلیج فارس ثبت کرده و طبق داده‌های تریدینگ اکونومیکس تا ۲۳ مارس، در ماه گذشته ۱۱/۴۲ درصد کاهش یافته است.

بخش گردشگری و هوانوردی امارات نیز به دلیل بسته‌شدن حریم هوایی و لغو گسترده پروازها متحمل خسارات سنگینی شده‌اند. در روز ۸ مارس، رسانه عراقی الغد پرس گزارش داد که شش فرودگاه خلیج فارس در هفته نخست جنگ ۳۹۹ میلیون دلار زیان دیده‌اند و سهم امارات حدود ۹۵ میلیون دلار برآورد شده است.

بخش انرژی امارات نیز در نتیجه پاسخ‌های موشکی ایران آسیب دید. طبق گزارش خبرگزاری رویترز، تولید روزانه نفت امارات به دلیل بسته شدن تنگه هرمز به کمتر از نصف رسیده است.

شبکه المهريه که تمرکز زیادی بر امور شرق یمن و رویکردی منتقدانه نسبت به امارات دارد، در گزارشی در ۱۱ مارس ابوظبی را «بزرگ‌ترین بازنده» این درگیری خواند و افزود که تصویر امارات در جامعه بین‌المللی «در هم شکسته» است. این گزارش همچنین به کاهش تولید نفت پس از حملات به پالایشگاه رویس و مرکز نفتی فجیره اشاره کرد.

ادعای امارات درباره جزایر سه گانه ایرانی 

سال‌‌هاست که امارات متحده عربی از ابتدای طرح موضوع جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی، سعی در بین‌المللی کردن این موضوع و جلب حمایت قدرت‌های درون و برون منطقه‌ای داشته است.

این شیخ‌نشین توانسته با توجه به شرایط ایران در منطقه و نظام بین‌الملل، علاوه بر عمده کشور‌های عربی و اسلامی، قدرت‌هایی، چون آمریکا، چین و روسیه و اتحادیه اروپا را نیز با خود همراه کند.

در جدیدترین موضع‌گیری شورای همکاری خلیج فارس در ماه دسامبر سال گذشته، سران این شورا با پایان جلسه چهل و ششمین نشست خود که به میزبانی بحرین برگزار شد، بیانیه‌ای صادر کرد که در چند بند از آن ادعا‌های تکراری درباره جزایر سه گانه ایرانی و میدان نفتی آرش بار دیگر مطرح شده است.

براساس این بیانیه، شورای همکاری خلیج فارس بار دیگر در حالی که جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی بخش جدایی ناپذیر از خاک ایران است، در ادعایی بی‌اساس و تکراری، آن را متعلق به امارات خواند.

شورای همکاری خلیج فارس

این شورا، بر حق حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه، آب‌های سرزمینی، حریم هوایی، فلات قاره و منطقه اقتصادی ویژه پیرامون این جزایر که ابوظبی آن را بخش جدایی‌ناپذیر از خاک خود می‌داند، تاکید دارد.

درحالی که جزایر سه‌گانه بخشی از خاک ایران است، اما شورای همکاری خلیج فارس در ادامه بیانیه‌های خود، از ایران درخواست کرده که به تلاش‌های امارات برای آن‌چه حل و فصل موضوع اعلام شده، از طریق مذاکره مستقیم یا ارجاع پرونده به دیوان بین‌المللی دادگستری اقدام کند.

شورای همکاری خلیج فارس پا را فراتر گذاشته و ساخت‌وساز‌های مسکونی ایران در جزایر سه گانه ایرانی را محکوم کرده و نسبت به آن‌چه «مواضع و اقدامات تنش‌زا» از سوی مقامات ایرانی دانسته، ابراز نگرانی کرده است.

شورای همکاری خلیج فارس، «رزمایش نظامی ایران در جزایر سه‌گانه و نیز سفر مقام‌های ارشد ایرانی به این جزایر محکوم است.»

شورای همکاری خلیج فارس در ادامه، اظهارات مقام‌های ایرانی درباره جزایر سه گانه خود را «اظهاراتی خصمانه و تنش‌آفرین از سوی مقام‌های تهران علیه ابوظبی» در موضوع جزایر دانسته و ضمن محکومیت این اظهارات مدعی شده است: این‌گونه اظهارنظر‌ها «ناقض حاکمیت امارات» بر اراضی خود است.

این شورا، از جمهوری اسلامی ایران خواسته از اقدامات «تحریک‌آمیز» ادعایی خودداری کرده و مواضعی سازنده اتخاذ کند که به ادعای این نهاد «اعتماد برای رسیدن به راه‌حل عادلانه در مورد جزایر سه گانه را تقویت کند.»

شورای همکاری خلیج فارس، هم‌چنین از موضع اتحادیه اروپا در خصوص «ادعای نادرست امارات درباره جزیره سه گانه» که در بیانیه مشترک اجلاس شورای همکاری و اتحادیه اروپا در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۴ در بروکسل مطرح و در نشست مشترک وزیران امور خارجه دو طرف در ۶ اکتبر ۲۰۲۵ دوباره مورد تاکید قرار گرفت، قدردانی کرده است.

روابط اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس بر اساس توافق‌نامه همکاری امضا شده در سال ۱۹۸۹ است که گفت‌و‌گو‌های منظمی را در مورد همکاری بین اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس در زمینه روابط اقتصادی، تغییرات آب و هوا، انرژی، محیط زیست و تحقیقات ایجاد می‌کند.

توافق‌نامه همکاری همچنین شورای مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس را در سطح وزیران خارجه ایجاد کرد که به طور منظم تشکیل جلسه می‌دهد. در خلال شورای مشترکی که در فوریه ۲۰۲۲ در بروکسل برگزار شد، وزرای خارجه اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس برنامه همکاری مشترک برای ۲۰۲۲-۲۰۲۷ را تأیید کردند که در اکتبر ۲۰۲۳ به روز شد.

در بیانیه مشترک نشست پایانی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا، ادعا شده است: «ما از ایران می‌خواهیم به اشغال جزایر سه گانه امارات متحده عربی، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که نقض حاکمیت امارات متحده عربی و اصول منشور سازمان ملل متحد است پایان دهد.»

امارات در سال‌های اخیر نیز چندین بار بیانیه‌های مشترک با چین و روسیه در خصوص جزایر ایرانی داشته و پکن و مسکو نیز مورد مناقشه بودن این جزایر را به نفع امارات به رسمیت شناخته‌اند.

حتی در برخی موارد این دو کشور، نه تنها موضوع را مورد مناقشه می‌دانند که نفع امارات را لحاظ می‌کند، بلکه برای حل این اختلاف راهکار‌هایی هم در نظر می‌گیرند که موضوعی خطرناک است. برای نمونه در بیانیه مشترک با چین، پکن از موضع امارات درباره به رسمیت شناختن موضوع جزایر به عنوان یک مسئله و اختلاف میان ایران و امارات حمایت کرده بود. حتی پس از احضار سفیر چین، سخنگوی وزارت خارجه چین بار دیگر ادعای خود را تکرار کرد و اعلام کرد موضع چین در این خصوص ثابت است.

در این بیانیه، گفته شده دولت چین از تلاش‌های امارات برای حل مسالمت‌آمیز مسئله جزایر سه گانه حمایت می‌کند. در بند ۲۶ بیانیه مشترک دولت‌های چین و امارات آمده است: «جمهوری خلق چین حمایت خود را از تلاش‌های دولت امارات متحده عربی برای دست یابی به راه حل مسالمت آمیز در مسئله جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک از طریق مذاکرات دوجانبه براساس حقوق بین‌الملل و برپایه مشروعیت بین‌المللی اعلام می‌کند.»

این بیانیه مشترک به دنبال سفر رییس دولت امارات به پکن و دیدار با رییس جمهوری چین صادر شده بود. در این بیانیه، مالکیت جزایر متعلق به امارات یا ایران اعلام نشده یا حاکمیت امارات بر جزایر تاییده نشده بلکه موضوع جزایر به عنوان یک اختلاف اعلام و خواستار حل این اختلاف شده‌اند.

اگرچه در بیانیه چین، صحبتی از مالکیت امارات بر جزایر نمی‌شود ولی حق مالکیت و حاکمیت ایران بر جزایر مورد تردید قرار گرفته است.

در کنار چین، روسیه نیز پیش از این در بیانیه مشترک با کشور‌های عربی نه تنها از مواضع ادعایی امارات حمایت کرده بود، بلکه راهکار‌های مورد حمایت امارات از جمله «ارجاع به دادگاه بین المللی» را مورد تصدیق قرار داده بود. این موضوع روسیه را می‌توان خطرناک‌تر از موضع چین نیز دانست که راهکاری برای اختلاف ادعایی نیز ارائه می‌دهد.

بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس از حیث ماهیت خطرناک‌تر از بیانیه‌های مشترک چین و روسیه بود. البته بیانیه‌های چین و روسیه از این حیث خطرناک هستند که علاوه بر تشکیک در حاکمیت ایران بر این جزایر، از دیوان بین‌المللی دادگستری برای حل و فصل این دعوا نام برده‌اند.

اگر روزی امارات پرونده این جزایر را به شورای امنیت ارجاع دهد، این شورا می‌تواند آن را به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع دهد. موضوعی که با وتوی چین و روسیه نیز به‌نظر نمی‌رسد مواجه باشد.

اهمیت این موضوع از آن جهت است که اگر روزی امارات پرونده این جزایر را به شورای امنیت ارجاع دهد، این شورا می‌تواند آنرا به دیوان بین المللی دادگستری ارجاع دهد. موضوعی که با وتوی چین و روسیه نیز به نظر نمی‌رسد مواجه باشد.

طبق بند ۱ ماده ۹۶ منشور سازمان ملل، مجـمع عمومی سازمان ملل یا شورای امنیت سازمان ملل می‌توانند در باره هرمسئله حقوقی از دیوان بین‌المللی دادگستری درخواست نظر مشورتی کنند. در این راستا و مطابق بند ۱ ماده ۶۵ اساسنامه دیوان نیز در خصوص صلاحیت مشورتی آن مقرر می‌دارد: دیوان می‌تواند در هرمسئله قضایی به تقاضای هر سازمان یا موسسه‌هایی که منشور ملل متحد به آن اجازه چنین تقاضایی را می‌دهد و یا بر طبق مقررا ت منشور میتواند این اقدام را بiعمل آورد، رای مشورتی بدهد.

بر این اساس، سازمان ملل متحد‌(به‌ویژه از طریق مجمع عمومی سازمان ملل متحد یا شورای امنیت سازمان ملل متحد) می‌تواند نقشی در رجوع به دیوان بین‌المللی دادگستری(ICJ) ایفا کند اما این نقش، معمولا محدود به درخواست «نظر مشورتی»‌(advisory opinion) است، نه «ارجاع دعوای حقوقی» اجباری بدون رضایت طرف مقابل.

بر این اساس، مشخص است چرا امارات در سال‌های متمادی به دنبال اجماع سازی در خصوص موضوع جزایر سه گانه ایرانی بوده است. با توجه به اجماع‌سازی امارات و همراهی اعضای دائم شورای امنیت، اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس و برخی کشور‌های عربی و اسلامی با ادعا‌های امارات، این کشور می‌تواند از طریق مجمع یا شورای امنیت تقاضای رأی مشورتی از دیوان بین‌المللی دادگستری در این زمینه داشته باشد.


 

بازار نفت

بازار نفت نیز به سرعت به تحولات واکنش نشان داد. بهای نفت روز دوشنبه تا شش درصد افزایش یافت، اما روز سه‌شنبه پس از نشانه‌هایی از تلاش نیروی دریایی آمریکا برای شکستن کنترل ایران بر تنگه هرمز، حدود یک درصد کاهش پیدا کرد. با این حال، بسته ماندن یا ناامن شدن این آبراه، هم‌چنان یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های اقتصاد جهانی است، زیرا کشورهای اروپایی و آسیایی به‌شدت به نفت و گاز خلیج فارس وابسته‌اند.


 

واکنش اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا در واکنش به تحولات جاری و تشدید تنش‌ها در خاورمیانه حملات موشکی و پهپادی ایران به کشور امارات عربی متحده را نقض آشکار حاکمیت و قانون بین‌المللی دانست. این بلوک، هم‌چنین هشدار داد که امنیت خاورمیانه پیامدهای مستقیمی برای اروپا به‌دنبال دارد.


 

نیروی دریایی سپاه، محدوده جدید کنترل تنگه هرمز را اعلام کرد

نیروی دریایی سپاه پاسداران، محدوده جدیدی برای تنگه هرمز اعلام کرد. به گفته این نیرو، این محدوده از جنوب با خطی میان کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات و از غرب با خطی میان انتهای جزیره قشم در ایران و ام‌القیوین در امارات مشخص شده است.

هم‌چنین فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد که کنترل امنیت تنگه هرمز در دست نیروهای ایرانی خواهد بود. این فرماندهی، هشدار داد که با هر نیروی مسلح خارجی که قصد نزدیک شدن یا ورود به تنگه هرمز را داشته باشد، برخورد خواهد شد.


 

 

جلیلی و قالیباف


 

کشمکش میان جلیلی و قالیباف؛ اختلاف در اردوگاه اصولگرایان بر سر مذاکره و جنگ؟

در حالی که ایران پیشنهاد جدیدی را در قالب ۱۴ بند، از طریق واسطه‌های پاکستانی به آمریکا ارسال کرده است و خبر‌ها از ارسال پیش‌نویس آمریکا به ایران حکایت دارد، در داخل کشور چند روزی است که برخی این اقدامات دیپلماسی ایران را یک شروع حساب‌شده در کنار استراتژی‌های نظامی می‌دانند و برخی دیگر هم عصبانیت‌شان را با توهین به تیم مذاکره‌کننده و مسئولان ارشد کنونی و حتی سابق کشور نشان می‌دهند.

به گزارش خبر آنلاين، در مقابل بیم و امید‌های افکار عمومی، سیاسیون، کارشناسان و دیپلمات‌ها درباره مذاکرات میان تهران و واشنگتن، افرادی هستند که این مذاکره خواب بهاری آنان را بر هم زده و عصبانیت را همراه‌شان کرده است.

مخالفان مذاکره، تندروها، افراطیون، کاسبان تحریم، دلواپسان و… واژه‌هایی هستند که در توصیف سیاسیون و افرادی به کار برده می‌شود که با تصمیمات کلان در حوزه مذاکراتی مخالفت کرده و عصبانیتشان را با فریاد و سر و صدای بلند ابراز می‌کنند. ابایی هم ندارند که در مسیر تندروی خود تا پای تجمع، تهدید و زیر سؤال بردن نظام پیش بروند.

تیر خلاص اقدامات و اظهارنظر‌های این طیف از سیاسیون، به سوی تیم مذاکره‌کننده‌ای نشانه می‌رود که ریاستش را محمدباقر قالیباف بر عهده داشته و در پی همراهی و تصمیم حاکمیت، راهی اسلام‌آباد شده بودند. اما گویی این موضوع به مذاق آنان خوش نیامده و از همین رو بی‌محابا محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و مسئولان سابق دولت دوازدهم را آماج حملات تند و تیز خود قرار دادند.

مواضع و چنددستگی میان مواضع اخیر اصول‌گرایان درباره بحث مذاکره با آمریکا و شعار‌ها و پلاکارد‌های هواداران هر کدام از جریان‌های اصول‌گرایان در تجمعات شبانه است. به‌طور مثال، اخیرا برخی از نمایندگانی، چون حمید رسایی و امیرحسین ثابتی که از چهره‌های اصلی و حامیان سعید جلیلی در انتخابات بودند، بیانیه مجلس را برای حمایت از قالیباف و تیم مذاکره‌کننده امضا نکردند.

ثابتی حتی با حضور در تجمعات مردمی درباره مذاکرات اسلام‌آباد گفت: «یکی از خطوط قرمز رهبر انقلاب «عدم مذاکره در موضوع هسته‌ای» بوده، آقایان قالیباف و عراقچی پاسخ دهند آیا درست است که در پاکستان درباره تعلیق غنی‌سازی و اورانیوم‌های غنی‌شده گفت‌و‌گو کرده‌اند؟»

منوچهر متکی، نماینده مجلس و وزیر پیشین امور خارجه، هم در گفت‌وگویی با خبرگزاری دانشجو درباره مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا پیش از شروع جنگ بیان کرد: «در دور اول مذاکره، ویتکاف قدمش را کج نگذاشت، اما وقتی دور اول تمام شد، ترامپ در بیرون زمزمه‌هایی را آغاز کرد مبنی بر غنی‌سازی صفر، در حالی که ویتکاف جرأت نمی‌کرد این موضوع را در جلسات مطرح کند.»

او افزود: «دور سوم، چهارم و پنجم هم انجام شد. ما می‌بایست نبض‌خوانی می‌کردیم و این تعارض و تناقض بین ترامپ و ویتکاف را در طول مذاکرات استخراج و پررنگ می‌کردیم. اگر به این جمع‌بندی می‌رسیدیم که نظر نهایی آن‌ها همان عدم غنی‌سازی است، طبیعتا دیگر مذاکره‌ای با آن‌ها معنا نداشت؛ چرا که این موضوع اساسا به آمریکا مربوط نیست. البته تا الان هم تغییری در این موضع ایجاد نشده است.»

هم‌چنین در روز‌های اخیر، یک فایل صوتی از محمود نبویان، عضو تیم مذاکره‌کننده، در فضای رسانه‌ای منتشر شد که با اشاره به اینکه گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار مذاکرات اشتباه بوده، گفت: «این اقدام دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواست‌هایی مانند خروج مواد هسته‌ای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی مطرح شود؛ در حالی که اساسا چنین موضوعی ارتباطی به آمریکا ندارد.»

او در تشریح محور‌های مطلوب برای مذاکره هم بر این باور است که باید به‌جای طرح پرونده هسته‌ای، موضوعاتی مانند «پرداخت غرامت به ایران»، «زمان‌بندی خروج آمریکا از منطقه» و «لغو تحریم‌های اولیه و ثانویه» در دستور کار قرار می‌گرفت.

علی خضریان، نماینده مجلس شورای اسلامی، که با حضور در یک گفت‌وگوی تلویزیونی بر توقف کامل هرگونه تبادل پیام با آمریکا تاکید کرد، گفت: «انتقال پیام از طریق شبکه‌های اجتماعی و خبرنگار و نخست‌وزیر هم نوعی مذاکره است. همه اینها متوقف شده است و این تصمیم کلان نظام جمهوری اسلامی در این شرایط است.»

از سوی دیگر، حجم تخریب و حملات به قالیباف و تیم مذاکره‌کننده در تجمعات شبانه و فضای مجازی، مانند پلتفرم ویراستی، بیش‌تر بوده و هشتگ‌هایی مانند «مرگ بر سازشگر» و «خائن» در پست‌های مربوط به رئیس مجلس به چشم می‌خورد. مانند کاربری به نام سید حسین هاشمی که نوشت: «شمارش کردین که در خبر‌ها برای چندمین بار هست که می‌گویند از ساعت فلان آتش‌بس در لبنان شروع می‌شود؟ اصلاً هم مشخص نیست که خط خبری برای خرید زمان انجام می‌شود. دل‌دادگان غرب و خائن‌ها به این نیاز دارند، بعد هم می‌گویند سکوت کنید، از رهبری جلو نیفتید؛ امان از جهل.» او در ادامه از هشتگ‌های «مرگ بر سازشگر»؛ قالیباف، پزشکیان، عراقچی استفاده کرده است.

اعتراض علنی اصول‌گرایان 

با اوج گرفتن دعوای میان اصول‌گرایان، ماجرای اختلافاتی که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 میان قالیباف و جلیلی شکل گرفته بود، بار دیگر سرباز کرده و مهم‌ترین تصمیمات سیاسی کشور حول محور دعوا‌های جناحی می‌گردد؛ به‌خصوص آن‌که اخیرا نیز دعوای رسانه‌ای میان دو رسانه تسنیم‌(خبرگزاری نزدیک به سپاه) و رجانیوز با مدیریت میثم نیلی‌(برادر داماد ابراهیم رئیسی و از حامیان سعید جلیلی)، آن‌چنان شدت گرفت که کار را به تهدید علیه یکدیگر کشاند.

میثم مطیعی، مداح معروف اهل بیت، مدتی پیش در حمایت از قالیباف و در نقدی به اقدامات تندروها، در تجمعات شبانه گفت: «یک ادایی هست که ما دسترسی و رانت اطلاعاتی داریم و یا اگر موضوعی را جایی شنیدیم، باید حتما در میادین بازگو کنیم و بگوییم ما خیلی خفن هستیم؛ آن دسته از افرادی که این اخبار را بازگو می‌کنند، اکثراً اخبار ناقص و اشتباه را در میادین اعلام می‌کنند. دیشب گفتم و باز هم تکرار می‌کنم: «بزرگ شوید، از بچگی خودتان دست بردارید. الان انتخابات نیست، الان جنگ است.»

پس از انتقادات مطیعی، رجانیوز، رسانه اصلی پایداری‌ها، مطلبی تند و تیز را علیه این مداح نوشت: «آقای مطیعی به‌درستی گفته «بزرگ شوید» و «در دعوا‌های انتخاباتی نمانید»، اما مخاطب خود را اشتباه انتخاب کرده، چرا که در روز‌های اخیر گروهی که هر مطالبه‌ای را با فرض تسویه‌حساب انتخاباتی ساکت کرده، از حامیان طرف بازنده انتخابات قبل بوده!»

اقدام رجانیوز نیز با واکنش صریح خبرگزاری تسنیم همراه شد. این خبرگزاری که بار‌ها حمایت خود را از محمدباقر قالیباف نشان داده و از تندروی‌های افرادی، چون امیرحسین ثابتی و حمید رسایی انتقاد و گلایه کرده بود، این‌بار نیز در مطلبی با عنوان «راه رجایی یا روش کشمیری؟» نوشت: «یکی از سایت‌ها به‌نام رجانیوز، علیرغم سابقه تلاش بنیان‌گذاران مؤمن و انقلابی اولیه، چند سالی است با تغییر تیم اداره‌کننده به رویکردی مشکوک و تفرقه‌افکنانه روی آورده که یکی از نقاط سیاه کارنامه‌اش، توهین آشکار به مراجع است؛ حال این سایت این روز‌ها به دروغ مدعی نقد دیگران به خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب شده است؛ آن‌هم درباره تسنیمی که جان‌فدایی‌اش برای رهبر معظم انقلاب و ایستادگی شبانه‌روزی‌اش بر اصول و خطوط قرمز ایشان، بر دوست و دشمن محرز است.»

اما فارغ از دعوای میان دو رسانه رجانیوز و تسنیم، اصول‌گرایان دیگر نیز به حمایت از قالیباف و مخالفت با تندرو‌ها پرداختند. چنانچه روزنامه فرهیختگان، با اشاره به مصادره تجمعات شبانه از سوی دلواپسان، نوشت: «برخی مدعیان سیاست‌بلدی، خیابان خاص خود را دارند. برای برخی‌ها حضور مردم در خیابان فرصتی شد تا امر قبیله خود را به نام «حرف ملت مبعوث» بیان کنند. فرمول واحدی هم داشتند که همین یگانگی نشان می‌دهد با یک اتفاق سازمان‌یافته روبه‌رو بودیم و هستیم. این جماعت در طول روز در فضای مجازی تحلیل‌های جهت‌دار به ذهن مردم وارد می‌کردند و بر مبنای همان تحلیل‌های جهت‌دار که تامین‌کننده منویات جریان سیاسی خود بود، شعار‌های سازمانی و سیاسی طرح می‌کردند و با معرفی آن شعار‌ها به نام خواسته‌های انقلابی و منویات رهبری شهید و رهبری فعلی، عملا هم به مردم دروغ گفتند و هم آن‌ها را ابزار اهداف سیاسی خود کردند.»

روزنامه اصول‌گرای خراسان و از رسانه‌های نزدیک به رییس مجلس هم نوشت: «به‌راستی این افراد که بانی و باعث تفرقه در میان ملت رشید ایران می‌شوند و پیش چشم آمریکا و رژیم صهیونیستی، نظام جمهوری اسلامی را متهم به ناکارآمدی و بحران تصمیم‌گیری می‌کنند، از جان کشور و ملت چه می‌خواهند؟!»

این روزها، اگرچه صفحه اینستاگرام سعید جلیلی که توسط دانشجویان اداره می‌شود، هر از گاهی پست‌هایی در حمایت از مقامات ارشد کشور، چون مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف منتشر می‌کند، اما این در حالی است که در میان سکوت آنان درباره تندروی‌ها، اختلافات در میان یاران و طرفداران این چهره سیاسی شدت پیدا کرده است.

اختلافاتی که برای ریشه‌یابی آن باید کمی به عقب برگردیم. در واقع، رویای قالیباف و جلیلی برای رسیدن به پاستور بر کسی پوشیده نیست؛ تجربه حضور در چند دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نیز گواه این ادعاست. خاصه آنکه سعید جلیلی در رقابت‌های انتخاباتی اعتراف کرد که ۱۱ سال است برای رسیدن به این کرسی زنبیل گذاشته است.

رقابت‌های قالیباف و جلیلی ابتدا از همان سال ۹۲ و انتخابات ریاست‌جمهوری آغاز شد که عدم انصراف جلیلی منجر به باخت اصولگرایان و چندپاره شدن سبد رأی‌شان شد. فارغ از آن، گفتمان جلیلی و قالیباف زاویه‌های جدی با یکدیگر دارند و این موضوع واضح و شفاف است؛ آنها حتی در همان روز‌های انتخابات و برگزاری مناظرات انتخاباتی، یکدیگر را از طعنه و کنایه بی‌نصیب نگذاشته‌اند؛ وقتی جلیلی با کنایه، سابقه کار اجرایی قالیباف، یعنی نقطه افتخار او را، به ریشخند گرفته بود: «انجام‌دادن چند پروژه عمرانی کار اجرایی نیست»؛ یا وقتی قالیباف عدم سابقه مدیریتی جلیلی را به روی این نامزد جبهه پایداری آورده بود: «نباید رییس دولتی روی کار بیاید که آگاه به مسائل نباشد و اقتدار نداشته باشد؛ نمی‌شود مدیریت در سطح عالی کشور را به کسی سپرد که مدیریت قوی نداشته باشد.»

هم‌چنین نباید از یاد برد که حامی سفت و سخت جلیلی، یعنی جبهه پایداری، در طول چهار سال مجلس یازدهم در جبهه مخالف قالیباف بود و دعوا‌های تند آن‌ها از چشم کسی پنهان نماند؛ از متهم کردن قالیباف به دستکاری بودجه گرفته تا ماجرای سفر خانواده رییس مجلس به ترکیه و ماجرای شاسی‌بلند‌ها و... این‌ها دست‌پخت افرادی نزدیک به این طیف بودند که حالا پشت سر جلیلی قرار گرفته‌اند.


 

بررسی یک قطع‌نامه‌ علیه ایران در شورای امنیت درباره تنگه هرمز

آمریکا امیدوار است نسخه نهایی قطع‌نامه تا هشتم مه ارائه و اوایل هفته آینده به رای گذاشته شود. پیش‌نویس یک قطع‌نامه‌ که به پیشنهاد آمریکا و با هماهنگی فرانسه و بریتانیا ارائه شد، ایران را به اعمال تحریم در صورت ادامه بستن تنگه هرمز تهدید می‌کند.

خبرگزاری «رویترز»، به نقل از سه دیپلمات غربی گزارش داد که اعضای شورای امنیت سازمان ملل روز سه‌شنبه گفت‌وگوهایی را درباره پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای آغاز خواهند کرد که از سوی آمریکا و بحرین حمایت شده و ممکن است به اعمال تحریم علیه ایران منجر شود.

در پیش‌نویس این قطع‌نامه، آمده است که اگر ایران به حملات و تهدیدهای خود علیه کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز، ادامه دهد، شورای امنیت ممکن است مجوز استفاده از زور را فراهم کند.

از سرگیری تبادل آتش آمریکا و ایران در روز دوشنبه، بار دیگر خطرناک بودن وضعیت در این تنگه را نشان داد.

آمریکا و ایران برای کنترل گذرگاه مهمی که شریان حیاتی انرژی و تجارت جهانی به شمار می‌رود، رقابت می‌کنند. این وضعیت بر تداوم آتش‌بس شکننده‌ای که چهار هفته پیش آغاز شده تاثیر گذاشته و محاصره دریایی متقابل را تشدید کرده است.

دیپلمات‌ها ارائه پیش‌نویس قطع‌نامه را بخشی از یک ابزار راهبردی جهت اعمال فشار دیپلماتیک بر ایران و برنامه‌ریزی برای مرحله پس از جنگ توصیف کرده‌اند.

تحریم‌ها و احتمال تشدید فشارهای سازمان ملل

روسیه و چین پیش‌تر پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای از سوی بحرین را که مورد حمایت آمریکا بود، وتو کرده بودند. به‌نظر می‌رسد پیش‌نویس جدید محتاطانه‌تر باشد، چرا که از به‌کارگیری زبان صریح درباره مجوز استفاده از زور خودداری کرده و هم‌چنان تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل باقی می‌ماند. فصلی که به شورای امنیت اجازه می‌دهد اقداماتی از جمله از تحریم‌ یا عملیات نظامی را تصویب کند.

این پیش‌نویس آن‌چه را «نقض‌های ایران از آتش‌بس» و «اقدامات و تهدیدهای مداوم برای بستن یا مختل کردن تنگه هرمز، یا اعمال عوارض بر عبور از آن، مین گذاری یا هرگونه دخالت در استفاده مشروع از حقوق و آزادی‌های کشتیرانی» می‌خواند، محکوم می‌کند.

این پیش‌نویس، این اقدامات را تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی توصیف کرده و از ایران می‌خواهد فورا حملات را متوقف کند، مکان هرگونه مین دریایی را اعلام کرده و مانع عملیات پاکسازی آن‌ها نشود.

این سند، هم‌چنین از تهران می‌خواهد با تلاش‌های سازمان ملل برای ایجاد یک گذرگاه انسانی از طریق تنگه هرمز همکاری کند و به اختلال در ارسال کمک‌ها، کودهای شیمیایی و دیگر کالاهای اساسی اشاره دارد.

دبیرکل سازمان ملل، ظرف 30 روز گزارشی درباره میزان پایبندی به این اقدامات ارائه خواهد کرد و شورای امنیت بار دیگر برای بررسی اقدامات بیش‌تر از جمله تحریم‌های احتمالی در صورت عدم اجرای قطع‌نامه از سوی ایران تشکیل جلسه خواهد داد.

دیپلمات‌ها گفته‌اند واشنیگتن امیدوار است مذاکرات به سرعت به پایان برسد تا پیش‌نویس نهایی تا هشتم ماه مه ارائه و رای‌گیری در اوایل هفته آینده انجام شود.

در پاسخ به این پرسش که آیا چین از حق وتو استفاده خواهد کرد یا نه، سخنگوی نمایندگی چین در سازمان ملل گفت: «پیش‌نویس قطع‌نامه دیروز بعدازظهر توزیع شده و ما هم‌چنان در حال ارزیابی آن هستیم.»

از سوی دیگر، مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، به خبرنگاران گفت که معتقد است این پیشنهاد جدید با دامنه محدود، حمایت لازم برای تصویب در شورای امنیت را به دست خواهد آورد، بدون آن‌که با مخالفت متحدان ایران یا استفاده از حق وتو مواجه شود.


 

تلاش آمریکا برای هماهنگی با ماموریت فرانسوی-بریتانیایی

هم‌زمان، رایزنی‌های دیپلماتیک درباره «کمیته هماهنگی دریایی» در جریان است. نهادی که به رهبری آمریکا تشکیل می‌شود و با یک مأموریت دریایی جداگانه به رهبری فرانسه و بریتانیا و با مشارکت حدود 30 کشور همکاری خواهد کرد.

ابتکار فرانسوی-بریتانیایی به دنبال ایجاد زمینه‌های لازم برای عبور امن از تنگه پس از تثبیت اوضاع یا پایان درگیری، با هماهنگی ایران است.

برخی کشورها اشاره کرده‌اند که هرگونه ماموریت نیازمند مجوز سازمان ملل پیش از اختصاص منابع نظامی خواهد بود.

یک سند دیپلماتیک غیررسمی که به دولت‌ها ارسال شده نشان می‌دهد که «کمیته هماهنگی دریایی، دیگر گروه‌های کاری مرتبط با امنیت دریایی، از جمله تلاش‌های برنامه‌ریزی دریایی به رهبری بریتانیا و فرانسه را تکمیل می‌کند.»

در این سند آمده است: «کمیته هماهنگی دریایی از نظر ساختاری مستقل باقی خواهد ماند، هرچند هماهنگی نزدیک برای دست‌یابی به قوی‌ترین ساختار ممکن در حوزه امنیت دریایی ضروری است.»


 

نیویورک‌تایمز: جنوب لبنان به «مدل غزه» ویران می‌شود

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی با تکیه بر تصاویر ماهواره‌ای و شواهد میدانی می‌نویسد که جنوب لبنان در پی عملیات اسرائیل به صحنه ویرانی‌های گسترده‌ای تبدیل شده؛ تخریب‌هایی که به گفته مقام‌های اسرائیلی با الگوی به‌کاررفته در جنگ غزه انجام شده و بخش‌های وسیعی از شهرها و روستاهای مرزی را از میان برده است.

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی از بمباران و ویرانی‌ها در جنوب لبنان، وضعیت این منطقه را با بمباران‌های غزه مقایسه می‌کند.

در این گزارش می‌خوانیم: «یک خیابان کامل در شهر بنت جبیل در جنوب لبنان با خاک یکسان شده و خانه‌ها و مغازه‌ها، از جمله یک کافه محبوب، کاملا ویران شده‌اند.» این تصویر، وضعیت کنونی این شهر در فاصله‌ای چند کیلومتری از مرز اسرائیل را نشان می‌دهد؛ آن‌هم حدود دو ماه پس از آنکه اسرائیل عملیات زمینی خود را در جنوب لبنان از سر گرفت.

به گزارش نیویورک تایمز، ویرانی این شهر که از پایگاه‌های حزب‌الله محسوب می‌شود، در سراسر جنوب لبنان تکرار شده است؛ منطقه‌ای سرسبز با چشم‌اندازهای تپه‌ماهور که در آن، اسرائیل روستاهای مرزی را در چارچوب تلاشی برای فراهم‌سازی زمینه یک اشغال گسترده‌تر تخریب کرده است. این روزنامه به نقل از اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل می‌نویسد که گفته بود این رویکرد بر اساس «تاکتیک‌هایی» است که ارتش این کشور در غزه به کار برده است؛ جایی که محله‌ها، ساختمان‌ها و خیابان‌های کامل به تلی از آوار تبدیل شدند.

پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در اوایل ماه مارس، زمانی که حزب‌الله از ایران حمایت کرد، اسرائیل یک «منطقه حائل» به عمق چند کیلومتر ایجاد کرده و اعلام کرده است تا زمان مهار تهدید حزب‌الله، این منطقه را در کنترل خود نگه خواهد داشت.

به گزارش نیویورک تایمز، تحلیل تصاویر ماهواره‌ای همراه با عکس‌ها و ویدیوهای منتشرشده در فضای آنلاین که توسط این رسانه راستی‌آزمایی شده‌اند، نشان می‌دهد که ابعاد این کارزار بسیار گسترده است. نیویورک تایمز می‌نویسد که تخریب‌های وسیع، بخش‌هایی از دست‌کم دو دوجین شهر و روستا در نزدیکی مرز را کاملا صاف کرده و به زیرساخت‌های دولتی و غیرنظامی از جمله مدارس، بیمارستان‌ها و مساجد آسیب زده است. روستاها اکنون به «توده‌ای از خاکستر» تبدیل شده‌اند و سفیدی آوار، شهر به شهر را مشخص می‌کند.

 نیویورک تایمز به نقل از نبیل سنبل، ۶۷ ساله، که در یک نانوایی در بنت جبیل کار می‌کرد، نیز می‌نویسد: «احساس می‌کنم از شدت خشم و اندوه در حال فروپاشی هستم.» و در ادامه می‌خوانیم که او اکنون تنها با چند وسیله شخصی به بیروت گریخته است و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد منطقه محل زندگی و کار او به‌شدت آسیب دیده، هرچند مشخص نیست خانه‌اش کاملا نابود شده باشد.

به گزارش نیویورک تایمز، از زمان آغاز جنگ، حملات اسرائیل بیش از ۲۶۰۰ نفر را در لبنان کشته است؛ از جمله روزنامه‌نگاران و کارکنان درمانی، و زیرساخت‌هایی مانند پل‌ها و پمپ‌بنزین‌ها را نابود کرده است. بیش از یک میلیون نفر نیز آواره شده‌اند و این درگیری‌ها با وجود آتش‌بسی که با میانجیگری آمریکا برقرار شده، هم‌چنان ادامه دارد. اما ارتش اسرائیل اعلام کرده زیرساخت‌ها و مواضع حزب‌الله را هدف قرار می‌دهد.

کارشناسان حقوقی و فعالان حقوق بشر، هشدار داده‌اند که هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی یا تخریب آن‌ها بدون توجیه نظامی معتبر می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد. نیویورک تایمز به نقل از رمزی قیس، پژوهشگر دیده‌بان حقوق بشر در لبنان، می‌نویسد: «تخریب عمدی و گسترده اموال یا اشیای غیرنظامی، بدون توجیه نظامی، جنایت جنگی است.» این کارشناسان هم‌چنین نسبت به اظهارات مقام‌های اسرائیلی درباره الگوبرداری از غزه در جنوب لبنان ابراز نگرانی کرده‌اند.

ارتش اسرائیل اعلام کرده که نیروهایش «مطابق با قوانین بین‌المللی» عمل می‌کنند و دستورالعمل‌های آن اجازه تخریب سازه‌هایی را می‌دهد که برای اهداف نظامی حزب‌الله استفاده می‌شوند یا از نظر عملیاتی ضروری تلقی شوند.

نیویورک تایمز می‌نویسد که یک ویدیوی تاییدشده نشان می‌دهد یک بیل مکانیکی در اواخر آوریل پنل‌های خورشیدی نزدیک روستای دِبل را تخریب می‌کند؛ پنل‌هایی که برق شهر و ایستگاه آب را تامین می‌کردند. ارتش اسرائیل اعلام کرده چنین اقداماتی با استانداردهای مورد انتظارش همخوانی ندارد و پس از بررسی، اقداماتی انضباطی علیه نیروهای دخیل انجام شده است.

در ادامه این گزارش می‌خوانیم که در سراسر جنوب لبنان بسیاری از شهرها پیش‌تر نیز در جنگ سال ۲۰۲۴ میان اسرائیل و حزب‌الله ویران شده بودند و بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، بیش از ۱۰ هزار سازه در دست‌کم ۲۶ منطقه آسیب دیده یا نابود شده‌اند. با این حال، میزان تخریب کنونی بسیار گسترده‌تر به نظر می‌رسد و تصاویر ماهواره‌ای جدید آوارهای تازه را در مناطق وسیعی نشان می‌دهند.

 نیویورک تایمز به نقل از فاطمه عبدالله، ۴۶ ساله و مادر پنج فرزند از شهر حولا می‌نویسد: «خانه ما حاصل یک عمر تلاش بود.» نیویورک تایمز می‌نویسد که او اکنون در چادری در بیروت زندگی می‌کند و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد خانه‌اش که دو دهه پیش ساخته بودند، احتمالا نابود شده است.

این روزنامه، در ادامه توضیح می‌دهد که ویدیوها نشان می‌دهد سربازان اسرائیلی از روش‌هایی مشابه آنچه در غزه به کار بردند استفاده می‌کنند، از جمله تخریب‌های کنترل‌شده که در آن نیروها وارد ساختمان شده، مواد منفجره کار می‌گذارند و سپس از فاصله‌ای امن آن را منفجر می‌کنند. در نتیجه این انفجارها، خیابان‌ها به چشم‌اندازهایی از آوار سفید و بتن خردشده تبدیل شده‌اند.

نیویورک تایمز می‌نویسد که اسرائیل هدف عملیات خود را نابودی زیرساخت‌های نظامی حزب‌الله می‌داند که به گفته این کشور در مناطق غیرنظامی مستقر شده‌اند، هرچند حزب‌الله این ادعا را رد کرده است.

به گزارش نیویورک تایمز، تصاویر و ویدیوهای دیگر، از جمله تصاویری که از سمت اسرائیل گرفته شده، نشان می‌دهد بولدوزرها و بیل‌های مکانیکی در مناطق به‌شدت آسیب‌دیده مشغول تخریب ساختمان‌ها هستند. کارشناسان می‌گویند این رویکرد مشابه آن چیزی است که در غزه رخ داد و باعث غیرقابل‌سکونت شدن مناطق وسیعی شده است.

این روزنامه، هم‌چنین می‌نویسد که تخریب‌ها در سراسر جنوب لبنان دیده می‌شود، اما شدیدترین آسیب‌ها در روستاهای شیعه‌نشین متمرکز است. تصاویر ماهواره‌ای تفاوت آشکاری میان این مناطق و برخی روستاهای مسیحی اطراف نشان می‌دهد که آسیب کم‌تری دیده‌اند.


 

نتانیاهو برای اطلاع از مذاکرات ایران و آمریکا، چهارشنبه با مقام‌های دولت ترامپ گفت‌وگو کرد

سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد نتانیاهو با مقام‌های دولت ترامپ درباره آخرین وضعیت مذاکرات آمریکا و ایران گفت‌وگو کرده است. اسرائیل نگران امتیازدهی احتمالی واشینگتن، لغو تحریم‌ها و محدود نشدن برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران است.

به گفته یک منبع اسرائیلی آگاه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، امروز چهارشنبه 6 مه، با مقام‌هایی در دولت دونالد ترامپ گفت‌وگو کرده است تا از آخرین تحولات مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی مطلع شود.

این منبع به شبکه سی‌ان‌ان گفت نتانیاهو در پی دریافت گزارشی به‌روز از روند مذاکرات و آگاهی از مفاد مطرح‌شده در گفت‌وگوهاست. به گفته او، اسرائیل نگران آن است که آمریکا برای دستیابی به توافقی جهت پایان جنگ با ایران، در لحظات پایانی امتیازهایی بدهد.

در همین حال، یک مقام آمریکایی نیز به سی‌ان‌ان گفته است نتانیاهو به‌طور منظم با مقام‌های ایالات متحده در تماس است تا در جریان روند مذاکرات قرار گیرد. هنوز مشخص نیست او با چه مقام‌هایی گفت‌وگو کرده و کاخ سفید نیز در این باره اظهار نظر نکرده است.

بر اساس این گزارش، اسرائیل به‌ویژه نسبت به احتمال لغو تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی نگران است و خواستار اعمال محدودیت بر شبکه نیروهای نیابتی تهران و برنامه موشک‌های بالستیک این کشور شده است.

هم‌چنین تل‌آویو تاکید دارد هر توافقی باید آزادی عمل نظامی اسرائیل در برابر تهدیدهای منطقه‌ای را حفظ کند.

 

جنگ و نفت

نشت سموم صنعتی به سفره‌های زیرزمینی ایران

در پی حملات اخیر به برخی زیرساخت‌های صنعتی و انرژی کشور و توقف موقت درگیری‌ها، نگرانی‌ها درباره احتمال آسیب به تاسیسات نگه‌داری پسماندهای شیمیایی و نشت آلاینده‌ها به منابع آب زیرزمینی افزایش یافته است؛ موضوعی که به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای و روستایی وابسته به چاه‌های آب، می‌تواند پیامدهای جدی و بلندمدت برای سلامت عمومی ایجاد کند.

با برقراری آتش‌بس و توقف موقت حملات به زیرساخت‌های صنعتی و مجتمع‌های فولاد و فلزات، نشانه‌هایی از شکل‌گیری بحرانی تازه در لایه‌های زیرزمینی مطرح شده است. هدف قرار گرفتن این سایت‌ها احتمالا فقط به تخریب فیزیکی محدود نشده است؛ گمانه‌زنی‌های جدی وجود دارد که استخرهای پساب شیمیایی و لجن‌های صنعتی این کارخانه‌ها آسیب دیده‌اند و مواد سمی آن‌ها ممکن است به درون سفره‌های آب زیرزمینی نفوذ کرده باشند. در صورت تحقق چنین سناریویی، ساکنان مناطق حاشیه‌ای و روستاهای اطراف که آب آشامیدنی خود را مستقیماً از این منابع تأمین می‌کنند، در معرض بیشترین خطر قرار خواهند داشت.

زیرساخت‌های آسیب‌دیده و خطر نشت منابع آبی

اگرچه اطلاعات دقیق و تاییدشده‌ای درباره این‌که دقیقا کدام سایت‌ها هدف قرار گرفته‌اند و ابعاد خسارت‌ها چه بوده، در دسترس نیست، اما آن‌چه تا این‌جا می‌دانیم نشان می‌دهد که تعدادی از پالایشگاه‌ها و تاسیسات نظامی و هسته‌ای مورد اصابت قرار گرفته‌اند. چنین مراکزی به‌طور بالقوه دارای مواد شیمیایی و پسماندهای خطرناک هستند که در صورت آسیب دیدن زیرساخت‌های نگه‌داری، می‌توانند باعث نشت آلاینده‌ها و ایجاد تهدید برای منابع آب سطحی و زیرزمینی شوند.

مهم‌ترین زیرساخت‌ها و سایت‌های آسیب‌دیده از جمله:

تاسیسات فولاد و فلزات‌(فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان):

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، این مجتمع‌ها در تاریخ ۷ و ۸ فروردین ۱۴۰۵-۲۷ و ۲۸ مارس ۲۰۲۶، هدف حملات قرار گرفته و بخش‌هایی از زیرساخت‌های آن‌ها، از جمله تاسیسات انرژی و برخی واحدهای صنعتی، آسیب دیده‌اند. در صورت تخریب یا آسیب به استخرهای پساب و حوضچه‌های ته‌نشینی، احتمال نشت فلزات سنگین مانند کروم، سرب و کادمیوم به خاک و سفره‌های آب زیرزمینی وجود دارد که می‌تواند منابع آب آشامیدنی مناطق حاشیه‌ای را آلوده کند.

تاسیسات پتروشیمی‌(ماهشهر و عسلویه):

طبق گزارش خبرگزاری ایبنا، در جریان چند مرحله حمله در اوایل تا میانه فروردین ۱۴۰۵، زیرساخت‌های حیاتی تامین انرژی در این مناطق هدف قرار گرفته‌اند و در نتیجه بیش از ۸۰ درصد ظرفیت تولید پتروشیمی کشور متوقف شده است. به‌طور مشخص: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، بخش‌هایی از مجتمع‌های ماهشهر آسیب دیده‌اند. هم‌چنین ۱۸ و ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، حملات مجدد به واحدهایی مانند پتروشیمی امیرکبیر گزارش شده است.

در این حملات، واحدهای تامین برق، از جمله «فجر» و «مبین انرژی»، هدف قرار گرفته و از مدار خارج شده‌اند که موجب توقف گسترده تولید شده است.

در چنین شرایطی، حتی اگر همه واحدهای تولیدی مستقیما تخریب نشده باشند، از کار افتادن زیرساخت‌های انرژی می‌تواند خطر نشت مواد شیمیایی و آلودگی منابع آب را افزایش دهد.

انبارهای مواد شیمیایی‌(نظیر شهرک صنعتی شمس‌آباد):

گزارش‌های متعددی در رسانه‌های اجتماعی و برخی منابع غیر رسمی درباره هدف قرار گرفتن این مناطق منتشر شده است، اما این موارد تاکنون به‌طور مستقل تایید نشده‌اند. در صورت صحت این گزارش‌ها، انهدام چنین انبارهایی می‌تواند منجر به رهاسازی رواناب‌های سمی و ترکیبات پر انرژی در محیط شود که خطر آلودگی منابع آب و خاک را به همراه دارد.

سیلوها و تاسیسات موشکی‌(خجیر و سمنان):

درباره این مناطق نیز گزارش‌هایی در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده، اما اطلاعات دقیق و تاییدشده‌ای از میزان و زمان آسیب در این بازه در دسترس نیست. در صورت آسیب به این تاسیسات، به دلیل وجود سوخت‌های بسیار سمی مانند UDMH، این احتمال وجود دارد که بارندگی‌ها این مواد را شسته و به سمت قنات‌ها و آبخوان‌های زیرزمینی هدایت کنند.

نشت پساب‌ها و ابعاد احتمالی آن

در شرایط بحرانی پس از حملات، دسترسی به داده‌های میدانی دقیق و رسمی اغلب محدود است. با این حال، برخی بررسی‌های ماهواره‌ای و ارزیابی‌های نهادهای ناظر محیط‌زیستی، حاکی از آن است که زیرساخت‌های نگه‌داری پساب در مجتمع‌های بزرگ‌(نظیر سایت‌های مرتبط با صنایع فولاد) ممکن است دچار آسیب‌های سازه‌ای شده باشند.

روزبه اسکندری، پژوهشگر محیط‌زیست، نشت سموم صنعتی به آب‌های زیرزمینی را در جریان جنگ اخیر محتمل می‌داند و به زمانه می‌گوید:

در صورتی که به استخرهای پساب یا زیرساخت‌های نگهداری آسیب جدی وارد شده باشند، نشت آلاینده‌ها کاملا محتمل است و می‌تواند از طریق خاک به سفره‌های آب زیرزمینی منتقل شود. به‌ویژه اگر لایه‌های حفاظتی تخریب شده باشند.

استخرها و حوضچه‌های تبخیر که حاوی لجن‌های اسیدی و شیمیایی هستند، در صورت قرار گرفتن در معرض ارتعاشات انفجار یا تخریب مستقیم، ممکن است عایق‌بندی کف خود را از دست بدهند. با توجه به نفوذپذیری خاک در مناطق خشک و نیمه‌خشک فلات ایران، این رواناب‌های سمی می‌توانند با سرعت به سمت آبخوان‌های کم‌عمق حرکت کنند.

کدام فلزات سنگین آب را تهدید می‌کنند؟

پساب کارخانجات ذوب‌آهن و صنایع فلزی، معجونی از خطرناک‌ترین عناصر شیمیایی است. در صورت ورود این پساب‌ها به آب‌های زیرزمینی، کروم شش‌ظرفیتی (Cr-VI)‌که در فرآیندهای آبکاری و ضدزنگ استفاده می‌شود، با سطح خطر بسیار بالا و قابلیت انحلال و انتقال سریع در آب، سرب (Pb)‌حاصل از ذوب کانسنگ‌ها و آلیاژسازی با سطح خطر بالا و قابلیت رسوب در لوله‌ها و خاک، کادمیوم (Cd)‌ناشی از فرآیندهای تصفیه روی و فولاد با خطر بسیار بالا و پایداری طولانی در محیط‌زیست، آرسنیک (As)‌به‌عنوان ناخالصی سنگ معدن با سمیت حاد و مزمن، و جیوه (Hg)‌از تجهیزات کنترلی و سوخت‌های فسیلی صنعتی با قابلیت تبدیل به متیل‌جیوه بسیار سمی، از مهم‌ترین تهدیدها هستند.

به گفته پژوهش‌گران محیط زیست، سرعت رسیدن این آلودگی‌ها به منابع آب شرب به عوامل زمین‌شناسی و شرایط زمینی و مکانیک خاک منطقه بستگی دارد:

در خاک‌های شنی و نفوذپذیر، آلاینده‌ها در مدت بسیار کوتاه‌تری می‌توانند به سفره‌های آب زیرزمینی یا آبخوان‌ها برسند، اما در خاک‌های رسی این روند کندتر است.

آیا برای اقدامات پیشگیرانه دیر شده است؟

برای جلوگیری از نفوذ اولیه سموم به خاک، ممکن است تا حدی دیر شده باشد؛ با این حال، برای کاهش مواجهه انسانی همچنان می‌توان اقداماتی انجام داد و لازم است که توجه در حال حاضر بر فاز مدیریت بحران و کاهش آسیب باشد.

قطع موقت وابستگی به چاه‌های محلی در مناطق پرخطر و تأمین آب جایگزین تا زمان بررسی کیفیت آب، و پایش و نمونه‌برداری مستمر از آبخوان‌ها برای ردیابی احتمالی آلودگی، از جمله اقدامات اولیه است، اما در درازمدت استفاده از سیستم‌های تصفیه پیشرفته که توانایی حذف فلزات سنگین را دارند ضروری است و در نهایت پایش سلامت عمومی و انجام آزمایش‌های دوره‌ای برای شناسایی زودهنگام آلودگی با فلزات سنگین.

مناطق حاشیه‌ای که پیش از این نیز با محرومیت‌های زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، در چنین سناریویی می‌توانند در خط مقدم یک بحران اکولوژیکی قرار بگیرند. اگر برای ایزوله کردن منابع آب آشامیدنی این مناطق اقدام نشود، احتمال افزایش هزینه‌های انسانی و درمانی در آینده وجود خواهد داشت.


 

«سبد معیشت» ۷۱ میلیون تومان شد-حداقل دستمزد ۸۸ دلار

اکنون نرخ دلار آمریکا، به 190 هزار تومان را رسیده و بعید نیست که قیمت دلار خیلی زود به مرز بی‌سابقه‌ ۲۰۰ هزار تومان برسد؛ در عین حال، دیگر توصیف مناسبی برای قیمت‌ها در حوزه خوراکی‌ها و درمان یافت نمی‌شود؛ واژه‌ها و توصیفاتی مانند «کمرشکن» یا «نجومی»، مدتی‌ست که در دنیای عینی، معنای واقعی خود را از دست داده‌اند. به گزارش ایلنا، 13 اردیبهشت 1405، هر دانه تخم مرغ ۲۰ هزار تومان یا بیش‌تر، هر کیلو برنج درجه دو ایرانی، ۴۰۰ هزار تومان و هر کیلو گوشت قرمز در بازار، بیش از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد.

در همین حین، ارزش واقعی دستمزد کارگران به پایین‌ترین میزان در دهه‌های اخیر سقوط کرده است؛ حداقل دستمزد به اضافه‌ تمام مزایا، کم‌تر از ۱۰۰ دلار است، چیزی حدود ۸۸ دلار؛ و این معنایی ندارد جز اینکه کارگر ایرانی یک ماه در شرایط بحران و استرس زحمت می‌کشد و عرق می‌ریزد اما پایان ماه حتی ۱۰۰ دلار هم حقوق نمی‌گیرد! به راستی اگر یک د وره دیگر جنگ و بمباران اتفاق بیفتد، نمودارهای سقوط ارزش دستمزد و نرخ بیکاری کارگران، چه شکل و شمایلی پیدا می‌کند؟!

روایتی از شرایط سخت

«علی» کارگر بیکارشده‌ یک شرکت تولیدی که بعد از جنگ ۱۲ روزه‌ تابستانِ پارسال شغل خود را از دست داده، بهمن ماه به عنوان سرایدار در یک مجتمع مسکونی شمال شهر با حقوق ماهانه ۲۱ میلیون تومان استخدام شده؛ او که ساکن یافت‌آباد جنوبی و سرپرست یک خانواده‌ سه نفره است؛ ماهی ۱۰ میلیون تومان کرایه خانه می‌دهد و چاله چوله‌های زندگی را با رانندگی اسنپ پُر می‌کند؛ خودش می‌گوید: «چاله‌های زندگی ما دیگر به هیچ‌وجه پُر نمی‌شود؛ دو ماه است گوشت قرمز نخورده‌ایم؛ دو ماه است با همسرم سر مسائل مالی حرف نمی‌زنم؛ ما تا مرز طلاق پیش رفته‌ایم؛ فقط چیزی که ما را به‌عنوان یک «خانواده» کنار هم نگه داشته؛ پسر سه ساله‌ام است که از همین الان طعم محرومیت را می‌چشد؛ من برای این بچه نمی‌توانم مواد غذایی کافی بخرم. من شرمنده خانواده هستم...»

این کارگر خسته که نایی برای صحبت کردن و بیان مشکلاتش ندارد؛ می‌گوید: صحبت از تورم و گرانی دیگر فایده ندارد، کلافه‌کننده است؛ ما ته چاه فقریم؛ فقط با قرض و نسیه زنده‌ایم و دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم...

علی معتقد است اگر گشایشی ایجاد نشود، خانواده‌های بسیاری مثل خانواده کوچک و پریشان او، کاملاً از هم می‌پاشند. او تاکید می‌کند: «امثال ما آینده‌ای ندارند.»

واقعا صحبت از گرانی و تورم، دیگر هیچ فایده‌ای ندارد؛ داده‌های میدانی و حتی اعداد رسمی، «اعجاب انگیز» و مبهوت‌کننده‌اند. کارگران و مزدبگیران نه تنها نمی‌توانند کرایه خانه و هزینه‌های درمان را تقبل کنند، بلکه توان خریدِ آن‌ها در حوزه خوراکی‌ها نیز به مرز صفر نزدیک شده؛ حذف شدن از لیست خرید، فقط محدود به کالاهای گران مثل آجیل یا گوشت قرمز نیست، کارگران دیگر استطاعتِ خریدِ برنج، مرغ و تخم مرغ را هم ندارند!

براساس داده‌های رسمی اعلامی، تورم نقطه به نقطه در فروردین ماه، به ۷۳.۵ درصد رسیده است؛ یعنی در فروردین امسال، مردم برای خرید یک مجموعه ثابت از کالاها و خدمات‌(که لزوماً همان سبد خرید متداول مردم نیست) باید ۷۳.۵ درصد بیش از فروردین سال قبل هزینه کنند؛ نرخ این شاخص تورمی، بی‌سابقه است و نشان از وضعیت هشدار دارد. در عین حال، نرخ تورم سالانه کشور در فروردین ماه ۱۴۰۵ برابر ۵۳.۷ درصد اعلام شده است که دامنه تغییرات آن برای دهک‌های مختلف هزینه‌ای از ۵۲ درصد برای دهک دهم، تا ۵۸.۲ درصد برای دهک دوم است. بر این اساس، فاصله تورمی دهک‌ها در این ماه به ۶.۲ واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل‌(۵.۰ واحد درصد) ۱.۲ واحد افزایش داشته است.

تورم سنگین سبد معیشت

در چنین شرایطی، باید پرسید سبد معیشت حداقلی کارگران که در نشست ۲۴ اسفند شورایعالی کار، حدود ۴۵ میلیون تومان قیمت‌گذاری شد، امروز بعد از گذشت فقط ۴۰ روز از سال جدید به چه رقمی رسیده است؟

«فرامرز توفیقی» می‌گوید: در پاسخ به این سئوال به ایلنا می‌گوید: سبد معیشتی که در مذاکرات مزدی امسال محاسبه شد، چندان واقعی نبود اما دستمزد با همه مزایا حتی به ۶۰ درصدِ سبد معیشت ۴۵ میلیون تومانی هم نرسید. همان سبد غیرواقعیِ ۴۵ میلیون تومانی، همین امروز، به ۷۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است؛ ما در محاسبه، همان فرمول‌های شورایعالی کار را به کار بردیم و به این نتیجه رسیدیم که سبد معیشت در کم‌تر از دو ماه، ۷۸ درصد گران‌تر شده است.

تورم سالانه اقلام خوراکی، براساس داده‌های رسمی، بین ۱۱۷ تا ۱۶۵ درصد است. عدد، عدد عجیب و غریبی‌ست اما با این حال، داده‌های میدانی نشان می‌دهد که تورم واقعی خوراکی‌ها در عرض یک سال بیش از ۲۰۰ درصد بوده است. از سوی دیگر، قدرت پول، به شدت کاهش یافته. حداقل دستمزد ۱۴۰۴، حدود ۱۲۹ دلار بوده اما امروز با اعمال افزایش حقوق ۶۰ درصدی، حداقل دستمزد ۸۸ دلار است! این روند سرباز ایستادن هم ندارد. پیش‌بینی بانک جهانی، تورم ماهانه ۱۰ درصد است ولی اگر انسداد سیاسی و بحران ادامه یابد، انتهای امسال به تورم ۲۰۰ درصد می‌رسیم.

توفیقی تاکید می‌کند که شرایط معیشتی اصلا مناسب نیست؛ افزایش حقوق‌ها اصلا کافی نیست و روند سقوط ارزش پول، روندی مداوم و بدون توقف است…

کارگران نگرانند که همین اقلام ساده، همین نان و تخم مرغی که امروز خرید می‌کنند و سر سفره می‌آورند، هفته بعد گران‌تر شود و دیگر در دسترس‌شان نباشد؛ کارگران نگران‌اند که ادامه‌ی این شرایط، همه چیز را به سمت یک «ابربحران معیشتی» ببرد، سوءتغذیه گسترده، طلاق‌ها و ازهم‌پاشیدگی‌های فراوان و ناهنجاری‌هایی که فضای اجتماع را ناامن می‌کند، بخشی از عواقب این ابربحران است؛ اگر شرایط «تغییر» نکند، حداقل دستمزد آن‌چنان سقوط می‌کند که فقط به پرداخت کرایه خانه می‌رسد و نهایتا خرید چند عدد نان خالی...


 

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدونوزدهم در ۵۶ زندان مختلف

دیکتاتوری حاکم بر ایران، در هفته گذشته ساسان آزادوار، زندانی سیاسی ۲۱ ساله و قهرمان کاراته، و سه زندانی دیگر قیام دی ماه ۴۰۴ را در مشهد با اسامی مهدی رسولی، محمدرضا میری، ابراهیم دولت آبادی، و در ارومیه محراب عبدالله‌زاده، از زندانیان خیزش ۱۴۰۱، را سبعانه اعدام کرد. همچنین دو زندانی کُرد با اسامی ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور را نیز تحت عنوان جاسوسی به دار آویخت. اعدام زندانیان محدود به زندانیان سیاسی نیست و در هفته گذشته، اعدام زندانیان با اتهامات دیگر نیز افزایش یافته است.

بسیاری از زندانیان و بازداشتی‌های اعتراضات اخیر، هم‌چنان در خطر اعدام قرار دارند. به ویژه زندانیانی هم‌چون عرفان امیری، متین محمدی، احسان حسینی‌پور حصارلو، مریم هداوندمیری، محمد عباسی، سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی، حمیدرضا ثابت‌رای و محمدرضا طبری که اخیرا به اعدام محکوم شده‌اند. قوه قضاییه رژیم ولایت فقیه در اقدامی دیگر  اعاده‌ دادرسی پیمان فرح‌آور، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت را رد کرده‌است و جان این زندانی در خطر جدی قرار دارد.

اژه‌ای رییس دستگاه قضاییه‌ تحت سلطه واجا، ساس و شورای هماهنگی اطلاعات کشور، هفته‌ گذشته با حمله به مخالفان اعدام، جوانان و مخالفان حکومت را به اعدام‌های بیش‌تر تهدید کرد و به این ترتیب بر سرکوب‌ مردم معترض و در عمل اعدام زندانیان شدت بخشید.

در ادامه مقاومت‌ها در برابر احکام قرون وسطایی اعدام، تعدادی از فعالان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در بند زنان زندان اوین که سه‌شنبه گذشته در هواخوری بند شعار نه به اعدام و مرگ بر دیکتاتور سر داده‌بودند محروم از ملاقات و تماس شده‌اند.

بر همگان روشن است که سیاست سرکوب، زندان و اعدام نمی‌تواند مانع خیزش و قیام مردم علیه حاکمیت گردد. زیرا سرکوب و اعدام دردی از حاکمیتی که مشروعیت خود را در بین مردم از دست داده دوا نخواهد کرد.

ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» کلیه وجدان‌های بیدار و مخالفان اعدام، ارگان‌های حقوق بشری و جوامع بین المللی را به اقدام فوری و مؤثر برای نجات جان زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در ایران فرا می‌خوانیم.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدونوزدهم در روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین‌(بند‌های زنان و مردان)، زندان قزلحصار‌(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز‌(بند‌های زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز‌(بند‌های زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان‌(بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد‌(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت‌(بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته صدونوزدهم - سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵


 

اعدام مسعود شیرزاد و قاسم نوری رودینی در زندان اصفهان

حکم اعدام دو زندانی ازجمله یک شهروند بلوچ به‌نام‌های مسعود شیرزاد و قاسم نوری رودینی که در پرونده‌های جداگانه با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بودند، در زندان مرکزی اصفهان‌(دستگرد) به اجرا درآمد.

بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، سحرگاه روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه، حکم اعدام دو مرد در زندان مرکزی اصفهان به اجرا درآمد. هویت این دو زندانی که در پرونده‌های جداگانه با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بودند، مسعود شیرزاد، ۳۰ ساله و قاسم نوری رودینی، ۳۲ ساله احراز شده است.

یک منبع مطلع درخصوص اعدام این دو زندانی به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «مسعود شیرزاد اهل کاشان بود و حدود سه سال پیش با اتهام مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.»

این منبع در ادامه افزود: «قاسم نوری رودینی نیز شهروند بلوچ، اهل روستای رودینی از توابع زاهدان بود و از ۷ سال پیش با اتهامات مربوط به مواد مخدر در بازداشت به‌سر می‌برد. قاسم در دوران زندان موفق به حفظ کامل قرآن شده بود و بر اساس رویه‌های قضایی و وساطت‌های پیشین، انتظار می‌رفت حکم اعدام او لغو شود. همچنین حکم وی پیش‌تر در دیوان عالی کشور نقض شده بود، اما با این حال سحرگاه دوشنبه حکم اعدام او به اجرا درآمد.»

هم‌زمان گزارش شده است که زندانی دیگری به نام مهرداد گودرزی که با اتهام «قتل عمد» به انفرادی منتقل شده بود، موفق شد با اخذ مهلت یک‌ماهه از اولیای‌دم، موقتاً از اعدام رهایی یافته و به بند عمومی بازگردد.

اعدام زندانیانی که با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» محکوم شده‌اند، در شش سال گذشته به‌طور مستمر افزایش یافته است. بر اساس گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران، در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۷۹۵ نفر با این اتهام اعدام شدند که افزایشی ۵۸ درصدی را نسبت به سال قبل شاهد بود.  در سال ۲۰۲۴ دست‌کم ۵۰۳ نفر به اتهامات مرتبط با مواد مخدر در ایران اعدام شدند، که افزایشی ۶.۶ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳‌(۴۷۱ اعدام) و تقریبا ۲۰ برابر بیش‌تر از اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر در سال ۲۰۲۰ است.

اعدام زندانیان بلوچ در ایران تناسبی با جمعیت این اقلیت ندارد و آمارها نشان‌دهنده تبعیض سیستماتیک در اجرای مجازات مرگ علیه این شهروندان است. بر اساس گزارش‌های سالانه سازمان حقوق بشر ایران، اقلیت‌های قومی، به‌ویژه بلوچ‌ها، درصد قابل‌توجهی از اعدام‌شدگان را تشکیل می‌دهند.


 

جمهوری اسلامی اموال ۴۰ نفر را در استان همدان تصاحب کرد

دادگستری کل استان همدان می‌گوید که اموال ۴۰ نفر را به استناد «قانون تشدید مجازات جاسوسی» و به اتهام «همکاری با اسرائیل علیه امنیت و منافع ملی»، تصاحب کرده است.

دادگستری کل استان همدان اعلام کرد که این اموال «برای بازسازی اماکن آسیب‌دیده» هزینه خواهد شد. هم‌زمان، حسن بابایی، رییس سازمان ثبت اسناد و املاک ایران می‌گوید که «هرگونه نقل و انتقال با استناد به وکالت نامه‌های صادره از کنسولگری‌های ایران از تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ نیازمند استعلام از دادستانی کل کشور است.»

بابایی این بخشنامه را برای «جلوگیری از هرگونه سوء‌استفاده از نقل و انتقال اموال افراد خائن به ملت در خارج از کشور» توصیف کرد.

در پی اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ حکومت ایران اموال برخی از مخالفانش را که در این اعتراضات شرکت کرده بودند، مصادره کرد.

پیش‌تر میزان، خبرگزاری قوه قضاییه از توقیف اموال ۲۱ نفر در استان سمنان خبر داد.

در هفته‌های اخیر، قوه قضاییه ایران اموال برخی از شهروندان را به دلیل «حمایت از جنگ» توقیف کرده است. نام روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی در بین این افراد دیده می‌شود.


 

جمع‌بندی

ایالات متحده آمریکا، اعلام کرد که در تنش نظامی با ایران وارد مرحله جدیدی شده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در یک کنفرانس مطبوعاتی در کاخ سفید سخنرانی کرد و با بیان اینکه در جنگ «مرحله تهاجمی» به پایان رسیده است، گفت: «عملیات تمام شد. همان‌طور که رییس‌جمهور به کنگره اعلام کرد، ما این مرحله را پشت سر گذاشتیم.»

روبیو اظهار داشت که واشنگتن اکنون در «مرحله دفاعی» قرار دارد و در این چارچوب، عملیات جدیدی به نام «پروژه آزادی» که توسط دونالد ترامپ اعلام شده، به اجرا درآمده است. روبیو تصریح کرد که هدف از این عملیات، کمک‌رسانی به پرسنل کشتی‌هایی است که در تنگه هرمز گرفتار شده‌اند. وی مدعی شد که به دلیل بستن این مسیر استراتژیک توسط ایران، ۱۰ غیرنظامی جان خود را از دست داده‌اند.

وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که نیروهای آمریکایی مستقیما حمله نخواهند کرد، اما در صورتی که هدف قرار بگیرند، «به شکلی مرگبار» پاسخ خواهند داد.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، بیانیه‌ای صادر کرد و گفت عملیات اسکورت کشتی‌ها را که در چارچوب «پروژه آزادی» پیش می‌بردند، به طور موقت متوقف کرده‌اند. ترامپ خاطرنشان کرد که در مذاکرات با ایران «پیشرفت بزرگی» حاصل شده و این گام برای دست‌یابی به یک توافق احتمالی برداشته شده است.

ترامپ در حساب کاربری خود در «تروث سوشیال» اعلام کرد: «برای اینکه مشخص شود توافق نهایی، امضا یا لغو می‌شود، عملیات برای مدت کوتاهی متوقف خواهد شد.» 

ایران نیز برای افزایش کنترل بر تنگه هرمز گام جدیدی برداشت. کشتی‌ها پیش از عبور، باید از طریق ایمیل اطلاعات مربوط به معیارهای به‌روز شده را از «مقامات تنگه خلیج» دریافت کنند و حتی برای مجوزهای ترانزیت نیز ملزم به ارائه درخواست خواهند بود. طبق گزارش رسانه‌های دولتی ایران، این سیستم «در عمل وارد مرحله اجرایی شده است.»

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اکنون وضعیت «نه جنگ نه صلح»، اقتصاد ورشکسه ایران را به شدت وخیم‌تر کرده است. گرانی و تورم و بیکاری نیز بسیار نفس‌گیر شده است. گزارش‌های تازه از بازار کار ایران، نشان می‌دهد که ترکیب تورم سنگین و شرایط ناشی از جنگ اخیر، ضربه‌ای جدی به مشاغل خدماتی وارد کرده است؛ بخشی که بیش از نیمی از زنان شاغل کشور در آن فعالیت داشتند. کاهش تقاضا برای خدماتی چون گردشگری، زیبایی، آموزش، بیمه و خدمات خانگی باعث شده شمار زیادی از زنان شغل خود را از دست بدهند.  

بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه در فروردین ۱۴۰۵ به ۵۳.۷ درصد رسیده و تورم نقطه‌ای نیز ۷۳.۵ درصد اعلام شده است. این شرایط موجب شده بسیاری از خانواده‌ها هزینه‌های غیرضروری را کنار بگذارند و بازار خدماتی که زنان در آن نقش پررنگی داشتند، به شدت کوچک شود.  

فعالان بازار کار می‌گویند تعطیلی گسترده هتل‌ها، آژانس‌های مسافرتی و مراکز زیبایی، همراه با افت تقاضا برای خدمات خانگی و مشاوره، بیش‌ترین آسیب را به زنان وارد کرده است. در حالی که سهم زنان از کل اشتغال کشور تنها 13 یا 14 درصد است، بخش عمده همین سهم محدود نیز در حوزه خدمات متمرکز بوده است.  

کارشناسان اقتصادی، تاکید دارند که ساختار سنتی و مردانه بازار کار ایران، فرصت‌های برابر را برای زنان فراهم نکرده و همین امر باعث شده آنان نخستین قربانیان بحران‌های اخیر باشند. بسیاری از زنان بیکار شده فاقد بیمه بوده‌اند و در نتیجه فشار اقتصادی سنگینی بر خانواده‌هایشان وارد آمده است.  

برآوردها نشان می‌دهد در دو ماه اخیر، دست‌کم یک میلیون شغل رسمی و تا چهار میلیون شغل در مجموع از بین رفته است. علاوه بر بخش خدمات، صنایع بزرگ فولاد و پتروشیمی نیز در جریان جنگ آسیب جدی دیده‌اند و توقف تولید در این واحدها، موج تازه‌ای از بیکاری را رقم زده است.

به این ترتیب، اگر جنگ هم مجددا آغاز نگرد اما جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم ایران، هم‌چنان با تشدید سانسور و سرکوب، اعدام‌های روزانه و فقر و فلاکت برای اکثریت مردم ایران کمرشکن و غیرقابل تحمل شده است.

در چنین وضعیت، اکنون کارگران و همه مردم آزاده ایران، بیش از پیش به این نتیجه رسیده‌اند جنگ هم مبارزه آن‌ها علیه حکومت را تضعیف کرده و هم زندگی روزمره‌شان را به خطر انداخته است. در عین حال فعالین جنبش‌های اجتماعی ایران به خوبی می‌دانند که مبارزه خود را در جهت سرنگونی جمهوری جهل و جنایت اسلامی، به‌طور مستقل پیش ببرند چرا که با دخالت نیروی خارجی به آزادی و برابری و یک جامعه عادلانه نخواهند رسید و چه بسا جامعه ایران نیز مانند جوامع عراق، افغانستان، و سوریه، لبیی و غیره از چاله‌ای درنیامده به چاه تاریکی سقوط خواهند کرد!

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1405-ششم مه 2026


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر