۱۴۰۵-۰۲-۲۳
حمید رفیع

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا- نویسنده

 

دونالد ترامپ در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری، خود را «رئیس‌جمهور صلح» معرفی کرد؛ مردی که حتی رؤیای دریافت جایزه نوبل صلح را در سر می‌پروراند. اما پس از رسیدن به قدرت چه کرد؟ جنگ اقتصادی علیه جهان به راه انداخت؛ نه فقط علیه رقبای آمریکا، بلکه حتی علیه متحدان سنتی این کشور. او مدعی بود که این سیاست‌ها برای دفاع از منافع مردم آمریکاست. اما آیا واقعاً چنین بود؟

همه دیدند که با اعلام افزایش تعرفه‌ها علیه چین و اروپا، سهام بسیاری از شرکت‌ها سقوط کرد، و چند روز بعد، با عقب‌نشینی ناگهانی او و کاهش تعرفه‌ها، همان سهام دوباره جهش یافت. این اتفاق بارها تکرار شد. آیا ترامپ نمی‌دانست چه می‌کند؟ برعکس؛ او و نزدیکانش دقیقاً می‌دانستند چه می‌کنند. هر بار که بازار با تصمیمات او سقوط می‌کرد، سهام می‌خریدند و پس از بازگشت قیمت‌ها، با سودهای میلیاردی می‌فروختند. در بسیاری از کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، این عمل «سوءاستفاده از اطلاعات نهان» و یک جرم سنگین اقتصادی محسوب می‌شود. اما چرا در آمریکا کسی پاسخگو نیست؟ چون ساختار قضایی و سیاسی، زیر نفوذ قدرت و سرمایه تسلیم شده است.

ترامپ سپس ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا را با عنوان «محاکمه» توجیه کرد، اما مدت کوتاهی بعد آشکار شد که نگاهش به منابع نفتی آن کشور است. رفتاری که آشکارا نقض حقوق بین‌الملل بود. او بارها نشان داده که نه به حقوق بشر پایبند است و نه به قوانین بین‌المللی؛ آنچه برایش اهمیت دارد، تنها قدرت، ثروت و منافع حلقه نزدیکانش است.

حمایت بی‌قیدوشرط او از بنیامین نتانیاهو، در حالی که نتانیاهو به اتهام جنایات جنگی و نسل‌کشی تحت تعقیب نهادهای بین‌المللی قرار دارد، لکه‌ای ننگین بر تاریخ سیاست معاصر است. ترامپ از ویرانی غزه حمایت کرد و حتی گفت مردم غزه اگر می‌خواهند زنده بمانند، باید سرزمین خود را ترک کنند؛ زیرا آن منطقه می‌تواند به یک پروژه اقتصادی و تفریحی تبدیل شود. همزمان، کشتار غیرنظامیان در غزه، کرانه باختری و لبنان ادامه یافت و خبرنگاران هدف قرار گرفتند تا حقیقت این جنایات پنهان بماند و فضای رعب و سکوت حاکم شود.

ترامپ همچنین با دروغ‌پردازی تلاش کرد افکار عمومی آمریکا را برای جنگ‌طلبی آماده کند. او مدعی شد نیروهای سرکوب در ایران طی دو روز «چهل هزار نفر» را کشته‌اند. روشن است که حتی کشته شدن یک انسان بی‌گناه نیز محکوم است، اما دروغ‌سازی و اغراق، ابزار قدیمی سیاستمداران جنگ‌طلب برای فریب افکار عمومی بوده است.

او همچنین به مردم آمریکا گفت ایران قصد حمله به آمریکا را داشته است؛ ادعایی مضحک و بی‌اساس. کشوری که موشک‌هایش صرفاً برد منطقه‌ای دارند، چگونه می‌تواند تهدیدی نظامی برای آمریکا باشد؛ آن هم در برابر قدرت‌هایی که هزاران کلاهک هسته‌ای و موشک‌های قاره‌پیما در اختیار دارند؟ این دروغ‌ها تنها برای توجیه تجاوز نظامی و همراهی با سیاست‌های نتانیاهو و لابی‌های جنگ‌طلب ساخته شد.

ترامپ مدعی بود هدفش «نجات مردم ایران» است، در حالی که تاریخ بارها ثابت کرده دموکراسی با بمباران و موشک به دست نمی‌آید. شاید بتوان با جنگ، حکومتی را سرنگون کرد، اما آزادی و مردم‌سالاری فقط به دست ملت‌ها و از مسیر اراده و مبارزه مدنی به دست می‌آید، نه از لوله تفنگ قدرت‌های خارجی.

حمله به مدرسه‌ای در میناب و کشته شدن صد و هشتاد کودک بی‌گناه با موشکهای آمریکایی، تنها یکی از فجایع این جنگ بود. پس از آن نیز پل‌ها، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و میراث فرهنگی هدف قرار گرفتند؛ اقداماتی که طبق قوانین بین‌المللی مصداق آشکار جنایت جنگی‌اند. دردناک‌تر از خود جنایت، سکوت بسیاری از دولت‌ها بود. باید پرسید اگر همین فجایع در اروپا، آمریکا یا اسرائیل رخ می‌داد، آیا باز هم جهان چنین خاموش می‌ماند؟

اکنون نیز ترامپ با اقدامات نظامی و ایجاد تنش در آب‌های 

بین‌المللی، عملاً امنیت منطقه و اقتصاد جهان را گروگان گرفته است. این بحران‌ها از یک‌سو بهای نفت را بالا برده و سودهای کلانی نصیب شرکت‌های نفتی کرده و از سوی دیگر، روند جنبش‌های مدنی و مسالمت‌آمیز مردم ایران برای گذار از استبداد را به تعویق انداخته است. زیرا در زمان تهدید خارجی، هر ملت میهن‌دوستی پیش از هر چیز به دفاع 

از سرزمین خود می‌اندیشد.

و باز این پرسش مطرح می‌شود: آیا ترامپ و اطرافیانش پیش از ایجاد این بحران‌ها، سهام شرکت‌های نفتی و صنایع جنگی را خریداری نکرده بودند تا از خون انسان‌ها سود ببرند؟

امروز مردم آمریکا و ملت‌های دیگر، قربانی سیاست‌هایی هستند که جهان را به سمت نفرت، جنگ و بی‌ثباتی سوق می‌دهد. این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا، به ترامپ، نتانیاهو و حامیانشان بفهمانند که هیچ قدرتی بالاتر از عدالت و وجدان ملت‌ها نیست و جنایت، هرگز نباید بدون پاسخ بماند. حمید رفیع


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر