۱۴۰۵-۰۲-۲۴
رضا بی شتاب

رها کُن این ستاره ها

 

برای عرفان شکورزاده جاویدنامِ دیگری که جانِ خسته اش بر دار شد(1)

 

چشمِ قلم چو جویِ خون؛خون چکَد از چامۀ زار

پیر شد از غمِ وطن؛از تهِ دل زَنَد هوار:

رها کُن این ستاره ها؛ستاره های خانه را

دلِ وطن شکسته ای؛شکوفه می کِشی به دار!

نه اشکِ مادر وُ پدر؛نه اعتراضِ مردمان

چه کس تُرا گُزیده ظلم!؛که این چنین شدی تُو هار!

تُو هستی ات خلاصه ای؛زِ حکمِ بی کفایتی

وجودِ فاسد وُ کثیف؛پلید وُ هَمپَرِ غبار

اسیرِ خسته در قفس؛صوابِ قتلِ عاشقان

فشار وُ اعترافِ کِذب؛نشانه هایِ اقتدار

رسالتِ عظیمتان؛قساوتِ قضاوتست

شکنجه ها وُ افترا؛عذابِ جان قزلحصار

ثوابِ نابِ دینتان؛طنابِ التهابِ آن

وقارِ قاریان قریب؛هماره هدیه تان مزار

فضیلتِ زمانه شد؛عبادتِ ضریحِ زر

حقارتِ عدالتِی؛فریب وُ فتنه افتخار

گمان مبر که مانَد این؛بساطِ سلطۀ ستم

به وقتِ خود تُرا دهد؛زمانه پندِ یادگار

کنون به شِکوه شعرِ شهر؛سخن زِ غصه گویدم

به لَمْحه ای نظر کُنَد؛خرابه خانه در حصار:

عزیزِ من که کُشته ای؛زِ خونِ او شکوفه ها

شمیمِ دانش وُ سُرود؛دوباره آوَرَد نگار

قیامِ شعله ها نگر؛رفاقت وُ شجاعتست

ستارۀ تَبَسُّمت؛دوباره می دَمَد دیار

ظهورِ مِهرِ اتحاد؛چو آسمان وُ آینه

سرورِ اَبرِ آشنا؛جوانه های بی شمار

طنینِ با اُبهتی!بیا وُ دستِ گُل بگیر

تراوتِ ترانه ها؛یقینِ انقلابِ یار

به رستخیز وُ خیزشی؛دوباره زیر وُ رُو شَوَد

اساسِ فاسدِ ستم؛رذالتِ عظیمِ انتظار

دوباره دستِ عاشقان؛نشانِ شادِ زندگی

به دشتِ جشنِ شاعران؛حضورِ تازۀ بهار

چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه 1405///13 ماهِ مه 2026

ــــــــــــــ

1-در بخشی از یادداشتِ جاویدنام آمده است:«من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله،یکی از معدود به ‌اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم.چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه،به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم.نگذارید یک جان بی‌گناه دیگر در سکوت و بی‌خبری از دست برود».برگرفته از:(کانون حقوق بشر ایران=Iran Human Rights Society).

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر