اصلاحطلبان بازوی فریبنده رژیم اسلامی ایران برای بقای دیکتاتوری اسلامی
ریاست جمهوری مسعود پزشکیان، از باند اصلاحطلبان حکومتی با بزرگترین افزایش در اجرای اعدامها طی ۳۵ سال گذشته در ایران همزمان شده است. بنابر گزارشات حقوقبشری، از زمان آغاز به کار او، بهطور میانگین ماهانه ۱۳۵ اعدام ثبت شده که معادل بیش از چهار اعدام در هر روز است. برای مقایسه، میانگین ماهانه اعدامها در دوره ابراهیم رئیسی ۵۱ نفر، در دوره حسن روحانی ۴۴ نفر و در دوره محمود احمدینژاد ۳۵ نفر بوده است.
این آمار نشاندهنده یک افزایش مقطعی نیست. بررسی ۱۷ ماه نخست ریاست جمهوری پزشکیان در مقایسه با سه رئیسجمهور پیشین نشان میدهد که مجازات اعدام در رژیم اسلامی ایران، فارغ از تغییر دولتها و چهرهها، همواره به عنوان ابزاری ثابت برای سرکوب و ایجاد ارعاب مورد استفاده قرار گرفته است.
کارنامه مسعود پزشکیان در طول این مدت بار دیگر ثابت کرده است که اصلاحطلبان نه راه نجات هستند و نه میتوانند رژیم ایران را به سوی اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سوق دهند! بلکه خود بخشی از مشکلی هستند که ایران امروز را آن دست و پنجه نرم میکند!
تجربه ۴۷ سال گذشته نشان داده بر خلاف تبلیغات سیاسی که سعی دارند از اصلاحطلبان به عنوان نیروهای میانهرو یاد کنند، در عمل عکس آن اتفاق افتاده است! چرا که اصلاحطلبان صرفا تندروهایی هستند که برای فریب جامعه نقاب منتقد و میانهرو را به چهره خود زدهاند و در زمان مشخص در عرصه میدانی دوشادوش اصولگرایان در سرکوب مردم ایران مشارکت میجویند!
انقلاب فرهنگی دهه شصت، کشتار مردم کُردستان ایران در سال ۱۳۵۸، سرکوب کوی دانشگاه ۱۳۷۸، سرکوب دی ماه ۱۳۹۶، سرکوب خونین آبان ۱۳۹۸، و سرکوب خونین خیزش انقلابی ۱۴۰۴ همگی توسط اصلاحطلبان، فعالین اصلاحطلب و دولتهای اصلاحطلب رخ داده است! به عبارت دیگر به غیر از چند مورد خاص مانند سرکوب اعتراضات مردمی ۱۳۸۸ و خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی که توسط دولتهای اصولگرا صورت گرفته، غالب جنایات رژیم ایران توسط اصلاحطلبان اجرایی شده است!
کارنامه اصلاحطلبان به روشنی نشان داده که آنان بخشی جدانشدنی از سیستم ولایتفقیهی در ایران هستند، و همانند یک بال فریبنده این سیستم عامل میکنند تا با وعدههایی مانند رفرم، اصلاحات، دیپلماسی لبخند بینالمللی عامل بقای رژیم اسلامی ایران بشوند!
بال فریبندهای که البته نقابش افتاده است! در جامعه ایران دیگر کسی به این بال فریبنده سیاسی توجهی ندارد و با شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» از آن گذر کرده است! در مناسبات بینالمللی نیز دولتهای غربی تا سالها میگفتند در ایران مُدره وجود دارد و میشود با آن سازش کرد اکنون با صدای رسا میگویند در ایران همگی تندرو و خیلی تندرو هستند و برای رهبری سیاسی با همدیگر رقابت میکنند!
رقابتی که تا کنون با حیات سیاسی علی خامنهای رهبر سابق رژیم اسلامی ایران در جریان بود و آن را پشتصحنه مدیریت میکرد تا بگوید دموکراسی در کشور تحت کنترلش جریان دارد! اما اکنون با مرگ خامنهای نه تنها رقابت سیاسی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان در میان نیست بلکه اصلاحطلبان پس از حذف توسط جامعه، اکنون توسط اصولگرایان که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایط کنونی نیروی محوری آنان شده است در حال حذف شدن هستند!
اقدامی که به ما یادآوری میکند رژیمهای دیکتاتوری همواره برای بقای سیاسی حتی آن بخشیذزاذکه بهترین خدمتها را به آنان کرده باشند هم حذف میکند! سرنوشت اصلاحطلبان من را به یاد سرنوشت «ارنست روم» که در آلمان نازی سِمَت رایشسلایتر (دومین رتبهٔ بالای سیاسی حزب نازی) داشت میاندازد!
ارنست روم نیز همانند اصلاحطلبان، کاملا در خدمت رژیم آلمان نازی بود و در سرکوب مخالفان سیاسی نقش مهمی ایفا کرد و با این که خود همجنسگرا بود نیز در پاکسازی همجنسگرایان در آلمان آن زمان در کنار رژیم نازیها بود، اقدامی که باعث شد رژیم آلمان نازی از همجنسگرا بودن او چشم پوشی کند!
اما در ادامه، هاینریش هیملر رئیس سازمان اساس، (که وظیفه حفاظت برای بقای رژیم آلمان نازی را برعهده داشت)، یوزف گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی و هرمان گورینگ از فرماندهان ارشد نظامی آلمان نازی، ارنست روم را رقیب خود میدیدند. پس با همکاری گشتاپو (پلیس مخفی آلمان نازی) و دیگر رهبران حزب نازی آلمان، طی یک پروندهسازی اعلام کردند ارنست روم در پی توطئه علیه آدولف هیتلر است و همجنسگرا بودن او، تبدیل به رسوایی ملی شده است! در نهایت هیتلر، رهبر رژیم آلمان نازی در عملیات «شب دشنههای بلند» فرمان قتل او را صادر کرد و به زندگی او پایان داد! رویدادی که این روزها در ایران نیز توسط سپاه پاسداران علیه اصلاحطلبان در حال تکرار شدن است!
کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ