روزنامهنگاری، شورشگری با قلمهای سنجیده
منبع
17 مه/27 اردیبهشت 1405
در جنبشی که فرجامش دستیابی به حقیقت است. روزنامهنگار بیطرف نیست. تا زمانی که روایت قدرت "همه چیز" است، طرف روزنامهنگار پیداست: روایت حقیقت. اما برای روشن کردن حقیقت نیازی به تکیه زدن بر سیاست و قدرت نیست. سیاست، زنان و مردان خود را دارد، روزنامهنگار هم باید بر جای خود بنشیند. بدون حضور ِ ناظر او سیاستی که در شان این نام باشد وجود نخواهد داشت. کار او روایت حقیقت، در برابر روایت قدرت است و این یعنی شورشگری علیه قدرت.
گزارشگر شورشگری است پایبند به حقیقت، پایبندی به حقیقت تنها خبر رسانی و روایت کردن رویداد نیست که نیز "پایبندی به پذیرش نتایج خبر" است.
زندان پر است از قلم شکستهگانی که فقط برای نوشتن و دفاع از نوشتن آزاد در بندند. آیا در هنگامهی مقاومت مخاطبان که در دفاع از حقوق خود، برای آزادی، دمکراسی و عدالت شورش کردهاند. در برابر فریب و جهل و جنایت، در برابر سد کردن هر روزنهی نور با زندان، شکنجه و سانسور، میتوان بیطرف بود؟
ما روزنامهنگاریم نمیتوانیم بگویم نسبت به رویدادها کشورمان بیطرف هستیم. ما طرفدارانه از حقیقت دفاع میکنیم. طرف ما حقیقتی است که به آن تعهد داریم. *
راست این است که در جمهوری اسلامی حرفهکاران رسانهها برای انجام وظیفهی حرفهایشان مجازات میشوند. سالهاست که حاکمان برای توجیه بیتدبیری و ناکارایی، سرپوش گذاشتن بر فساد و چپاول و فقر، هر کس را که بر انجام وظیفه در حرفهاش بکوشد، ناکار می کند! از پزشک و قاضی و وکیل تا روزنامهنگار. اما پزشک و قاضی و وکیل اگر به خطا روند بیمار، متهم یا موکلی را به عقوبتی سخت گرفتار میکنند. خطای روزنامهنگار خیل مخاطبهایی را به بیراه میبرد که در پس و پشت سانسور به گزارش و خبرش مینگرند تا از حقیقت مطلع شوند.
در جنبشی که فرجامش دست یابی به حقیقت است. روزنامهنگار بیطرف نیست. تا زمانی که روایت قدرت "همه چیز" است، طرف روزنامهنگار پیداست: روایت حقیقت. اما برای روشن کردن حقیقت نیازی به تکیه زدن بر سیاست و قدرت نیست. سیاست، زنان و مردان خود را دارد، روزنامهنگار هم باید بر جای خود بنشیند. بدون حضور ِ ناظر او سیاستی که در شان این نام باشد وجود نخواهد داشت. کار او روایت حقیقت، در برابر روایت قدرت است و این یعنی شورشگری علیه قدرت هر قدرتیکه باشد.
گزارشگر شورشگری است پایبند به حقیقت، پایبندی به حقیقت تنها خبر رسانی و روایت کردن رویداد نیست که نیز "پایبندی به پذیرش نتایج خبر" است. روزنامهنگار شورشگری است که دروغ را نمیپذیرد، قلم و قدمش باید مستقل باشد، تا بتواند خود و مخاطباش را با حقیقت رودرو کند. " با هر نتیجهای که برای او در پی خواهد داشت". فراموش نمیکند که در تبوتاب و جنبش، لغزش قلم میتواند رویا را به کابوس فریب و دروغ بدل کند.
انتشار خبر پُرتبوتاب، شتاب زده و بدون راستآزمایی آن کار خبرنگار نيست، وظيفه برانگیزان لحظهایست. موضعگيری فوری کار ارگان حزبیست، کارکرد اطلاع رسانی حرفهای نيست. معيار تهييجگر بر خلاف روزنامهنگار، پایبندی به حقيقت و موازین حرفهاخلاقی نيست، ميزان نزدیکی به همسودی و "خودی" بودن خبر است. تهييجگران فقط میخواهند آوازهگری خود را پیش برند تا همسودی و کاراستههای خاص و گاه شاید خیرخواهانه خود را تامین کند.
برافروختگی در جامعه، "خبر" را هم پُرتبوتاب میکند، گزارشگر نمیتواند واقعيت را پُرجوشوخروش گونه نبيند. اما رسانه مجاز به انتشار برافروختگی نيست. وظيفه رسانه تعهد به انجام وظیفهی اطلاع رسانیست. کارکرد اطلاعرسانی بهشورآوری نيست که مطلع کردن است. انتخاب دانستن است. به اندیشگی فراخواندن است. از هيجان لحظهای کاستن است تا ژرفنگری از خبر فراتر رود و به دانستن انتخاب بیانجامد.
انتشار خبر پُرتبوتاب، شتاب زده و بدون راستآزمایی آن کار خبرنگار نيست، وظيفه برانگیزان لحظهایست. موضعگيری فوری کار ارگان حزبیست، کارکرد اطلاع رسانی حرفهای نيست. معيار تهييجگر بر خلاف روزنامهنگار، پایبندی به حقيقت و موازین حرفهاخلاقی نيست، ميزان نزدیکی به همسودی و "خودی" بودن خبر است. تهييجگران فقط میخواهند آوازهگری خود را پیش برند تا همسودی و کاراستههای خاص و گاه شاید خیرخواهانه خود را تامین کند. این همان مرزی است که روزنامهنگار نباید از آن بگذرد. همان جاییست که باید "نه" بگوید. تا رسانه تنها رسانش بهشورآوری و برافروختگی نباشد.
رسانش بهشورآوری و برافروختگی خواسته یا ناخواسته افتادن در دام فریبخبرسازی و اطلاعات نادرست است. فريبخبرسازی را بیشتر دستگاههای امنيتي و اطلاعاتی رسمی و غيررسمی، مساوی و موازی میسازند، اما رسانهها انرا منتشر میکنند. خبرنگار فرستنده نیست و فروکاستن مخاطب به گیرنده کار حرفهکار اطلاعرسانی نیست. توهین به شعور جامعه و کار ناراستکاران است.
پرسش اين نيست که افشاگریهای لحظهای و جنگ مجازی با رژيم و فریبخبرسازان که خود استاد خبر فریبسازی شدهاند، کارساز است يا نه؟ يا در اين جنگ پيروزی از آن کيست؟ پرسش بنیادین اين است که وظيفه و فرجام اطلاعرسانی چيست؟
تا زماني که درستی هر خبررا تنها با پیمانهی عليه "حکومت" یا "رقیب سیاسی" بودن را میسنجیم و انتشار آن را به بهانه دفاع از اطلاع رسانی و يا حقوق بشر توجیه میکنيم، تا وقتي که فرجام مقدم ما شوربرانگیزی و اینگونه شتاب در خبررسانی است و نه ژرفنگری در راستی و درستی خبر و پایبندی به حقیقت، از انجام وظیفهی خبرنگاری خود بازماندهایم. هوشياری، ژرفنگری و پایبندی به حقیقت را به پای شوربرانگیزی، سرعت، و انگار سیاسی در خبررسانی قربانی کردن، خطايی غیرحرفهای است با نتايجی فاجعهباربرای روزنامهنگاری و جامعه.
پانویس :
* در ۱٩٧۱ منشور حقوق و وظایف روزنامهنگاران در مونیخ تدوين و به همين نام مشهور و منتشرشد. منشوری که تا امروزهم اهمیت خود را حفظ کرده است. ماده ی اول در فصل وظایف این منشور، "وظیفهی اصلی روزنامهنگار را درجستجو، نگارش و تحلیل ها "تعهد به حقیقت" اعلام می کند." با "هر نتیجه ای که میتواند برای وی در پی داشته باشد" و این به "علت داشتن حقی است که مردم برای دانستن دارند."
این نوشته پیشتر در تارنمای خبرنگاران ایران منتشر شده بود. این تارنما از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ با کوشندگی شماری از روزنامهنگاران داخل کشور دربارهی پرسمان برانگیزهای روزنامهنگاری در ایران فعال بود. بسیاریاز پرسمانهای مهم روزنامهنگاری در این تارنما از چگونگی کار دراتاقهای خبر تا مشکلهای روزنامهنگاران در شهرستانها واز سرکوب روزنامهنگاران تا آزارگریهای جنسی پیشکشیده شد. این تارنما را من در سال ۱۳۸۸ راهاندازی کردم و سازمان گزارشگران بدون مرز با حمایت از آن تا سال ۱۳۹۷ توانست بیش از صد جستار و گزارش دربارهی روزنامهنگاری منتشر کرد. افسوس که با اهمالکاری این سازمان به ویژه دبیر اول آن کریستف دولوار همه دادههای این تارنما با حذف سرور آن از دست رفت.