ملاحظاتی بر سخنان آذر ماجدی در مصاحبه اخیر او با کانال یک
۲۲.۰۵. ۲۰۲۶ میلادی
لطفاً ابتدا خبر زیر را بخوانید.
نخستوزیر استان آلبرتا از برگزاری همهپرسی «ماندن در کانادا یا حرکت به سوی مسیر قانونی جدایی» خبر داد
استان آلبرتا قرار است همهپرسیای درباره ماندن در کانادا یا حرکت به سوی برگزاری دومین رایگیری الزامآور درباره جدایی برگزار کند؛ اقدامی که نخستین آزمون مهم وحدت کانادا در چند دهه اخیر به شمار میرود..
در اروپا هم در اسپانیا، اسکاتلند، ایرلند و یا فرانسه هم چنین حقی و برگذاری چنین رفراندوم هایی از حقوق ملیتها است.
*حق تعیین سرنوشت ربطی به جهتگیری سیاسی احزاب ندارد. حق ناسیونالیست ها، کمونیستها و همه گرایشات سیاسی است. کسی حق ندارد به بهانه ناسیونالیست بودن و یا کمونیست بودن احزاب دخیل در جنبشها این حق را سلب کند.*
هر کسی اجازه دارد حکومت حاکم بر کردستان عراق را مانند هر حکومت بورژوازی دیگر مانند ایران یا عراق یا... را به شدت مورد انتقاد قرار دهد و برای جایگزینی رژیم اقلیم کردستان مبارزه کند. و بنظر من هم حکومتی بشدت فاسد و طایفهای است ولی هیچ کس حق ندارد به بهانه ناسیونالیست بودن حق تعیین سرنوشت را لغو کند و این حق را از مردم کردستان عراق پس بگیرد و با آنرا زیر سوال ببرد. ما بسیار در خبر ها شنیدهایم که میگویند ناسیونالیست های اسکاتلند یا کاتالونیا و یا... رفراندوم برای استقلال برگزار کردهاند و بخصوص چپها از آن پشتیبانی کردهاند. البته اکثریت مردم به جدایی رای منفی دادهاند ولی اگر در مورد این حق در کردستان صحبت میشود ، شونیست ها و فاشیست ها بخصوص از نوع عظمت طلبی ایرانی آن حال از راست و یا چپ، رگ گردنشان برجسته میشود و تحت عنوان تجربه طلبی، به مخالفت و سرکوب روی میآورند. خانم ماجدی از این تیپ است. انگار طلب «حق تعیین سرنوشت» فقط در انحصار او و همفکرانش است و سایر جریانات سیاسی و با برچسب ناسیونالیسم هیچ حقی ندارند و شایسته سرکوب هستند! و در عالم واقع و عملی آنرا رد میکنند و حکومت های از نوع سلطنتی و یا اسلامی را بر آن ترجیح میدهند! چون همگرایی احزاب موجود در کردستان مورد تائید کسانی مثل خانم ماجدی نمیباشد.
کمونیستها و سوسیالیستها و کلا چپ در کردستان باید در همگرایی با همه جریانات سیاسی دخیل در جنبش انقلابی کردستان و از جمله ناسیونالیست ها برای این حق مبارزه کنند و البته بدون کمرنگ کردن مبارزه طبقاتی و کوشش در هژمونی طبقه کارگر، زحمتکشان و فرو دستان ملت کورد. در همین کوردستان عراق که کمونیستها و کلا چپ ها ضعیف و تأثیر گذار نیستند را با همین طرز تفکر نشأت گرفته از همفکران خانم ماجدی باید جستجو کرد.
حق تعیین سرنوشت مانند هر حق دموکراتیک دیگری باید در قانون اساسی هر کشوری به رسمیت شناخته شود.
اکنون اندکی تأمل در سخنان اخیر خانم ماجدی
*از کوزه همان برون تراود که دروست*
در ایران اما نه تنها فاشیستهای اسلامی و سلطنت طلب بلکه حتی کسانی مثل آذر ماجدی که خود را کمونیست و وارث و ادامه دهنده راه منصور حکمت میداند ؛ تجربه طلبی را خیانت و جرم و جنایتی بزرگ به حساب میآورند که توجیه کننده هر سرکوب نظامی و کشتاری است. این نظرات خانم ماجدی ماهیت ضد حق تعیین سرنوشت ملیت ها به بهانه تجزیه طلبی و یا ناسیونالیست بودن احزاب را به وضوح نشان میدهد. او حتی ماهیت صدام حسین را لاپوشانی میکند، رژیمی که حلبجه را بمباران شیمیایی کرد ۱۸۰ هزار مردم کورد را به بیابان های عراق دیپورت کرد، هزاران شهر و روستای کورد نشین را ویران و هزاران زندانی سیاسی را اعدام و حتی ده ها «رفیق» خودش را به شهادت رساند را تبرئه میکند. و این تحت عنوان اینکه مدارس و حقوق معلمان در آن زمان بهتر بوده است! این طرز تفکر و اندیشه را چه باید نامید؟
به شیوه کمک مالی و تسلیحاتی هم میشود صحبت و انتقاد کرد، ولی دریافت هر کمکی را نمیتوان رد کرد. همین خانم ماجدی میداند که میتوان کمک گرفت و استقلال سازمانی و عملکرد حزبی را حفظ کرد.
سکوت در مقابل مواضع آذر ماجدی بخصوص از طرف هم حزبی ها و هم فکر هایش جایز نیست. و همینجا برای رفع سوءتفاهم احتمالی متذکر میشوم که که این جا انتقاد به خانم ماجدی است و نه طیفی که او خود را متعلق به آن میداند بعنوان مثال رفیق حمید تقوایی در مورد حق تعیین سرنوشت موضعی کاملا روشن و انقلابی دارند.
در زیر بار دیگر به سخنانش گوش دهیم. اگر فرد ناشناختهای بود و نمیدانستیم که حکمتیست است و پزهای چپگرایانه او را حذف کنیم. فکر میکردید که شوینیستی دو آتشه و در عین حال از طیف محور مقاومتی ها است. این موضعگیری و این ادبیات متکبرانه، بیادبانه و نفرتآور بیشتر مقبول تلویزیون های از قبیل من و تو ،اینترناسیونال و شرکا میباشد ولی برای ملت کورد و همه احزاب آن از چپ و راست غیر قابل قبول و نفرت انگیز است.