۱۴۰۵-۰۳-۰۴
مسعود کوچک

علیه دولت راست‌گرای رودریگو پاز

سبستم سرمایه‌داریِ امپریالیستی در آمریکای لاتین، با تکیه بر سیاست‌های نئولیبرالی سرمایه‌داری، ریاضت اقتصادی، مداخلات نظامی، سرکوب و دولت‌های راست‌گرا، پیوسته طبقهٔ کارگر و توده‌های زحمتکش را هدف قرار می‌دهد.بولیوی بار دیگر به صحنهٔ خیزش و مقاومت توده‌ای علیه این تعرض سرمایه‌داری تبدیل شده است. کارگران، دهقانان، مردمان بومی، زنان و جوانان معترض، با اعتصاب‌ها، بلوکه‌کردن جاده‌ها و سازمان‌دهی شورایی، علیه دولت راست‌گرای پاز و برنامه‌های ریاضتی مورد حمایت امپریالیسم به مقابله برخاسته‌اند. دو مقالهٔ زیر که در بخش بین‌الملل وب سایت چپ ،ایزکیردا دیاریو منتشر شده‌اند، در راستای تقویت همبستگی و انترناسیونالیسم انقلابی، برای گسترش آگاهی سیاسی و بحث در میان نیروهای چپ انقلابی ایران ترجمه و ویرایش شده‌اند.

 

مسعود کوچک 

 

علیه دولت راست‌گرای رودریگو پاز

پنج نکته کلیدی: قیام کارگران، دهقانان و توده ای در بولیوی.

سازماندهی عظیمی که بولیوی را فرا گرفته، علی‌رغم سرکوب و تهدیدات، همچنان در حال گسترش است. در خیابان‌ها، از طریق اعتصاب عمومی نامحدود و مسدود کردن جاده‌ها، می‌توان دولت راست‌گرا را شکست داد.

1. بولیوی در حال حاضر یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر را تجربه می‌کند. در واکنش به این وضعیت، راهپیمایی‌ها، بلوک کردن جاده‌ها و اعتصاب عمومی نامحدود شکل گرفته و تا حدی ابتکار عمل را در صحنهٔ سیاسی در دست گرفته‌اند. فریاد "پاز باید برود!" بیانگر نارضایتی گسترده از دولت رودریگو پاز - پرادرا است؛ دولتی که در حال اجرای برنامه‌ای ریاضتی و مجموعه‌ای از سیاست‌های نئولیبرالی در خدمت سرمایه‌داری و نهادهای مالی بین‌المللی، از جمله صندوق بین‌المللی پول را به پیش می برد.تنها طی شش ماه گذشته، دولت پاز مجموعه‌ای از اقدامات ریاضتی را به اجرا گذاشته است: افزایش عمومی قیمت سوخت؛ تصرف و باز توزیع اجباری زمین‌های دهقانان و مردمان بومی؛ خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی؛ افزایش بدهی خارجی؛ کاهش مالیات بر شرکت‌های بزرگ؛ و تشدید غارت منابع طبیعی مشترک.

۲ . افزایش سرسام‌آور قیمت سوخت ـ موسوم به "گاسولینازو" ـ یکی از این اقدامات است که بر سطح زندگی توده‌های کارگر و همچنین بر کل اقتصاد کشور تأثیر گذاشته است. همچنین در هفته‌های اخیر، سازمان‌یابی گستردهٔ دهقانان و مردمان بومی علیه به‌اصطلاح "قانون مارینکوویچ" (قانون ۱۷۲۰) گسترش یافته است؛ قانونی که با تسهیل تبدیل مزارع کوچک به املاک متوسط، زمینه را برای تضعیف مالکیت خرد و در نهایت تصاحب زمین‌ها توسط زمین‌داران بزرگ و لاتیفوندیست‌ها (مالکین اراضی وسیع) فراهم می‌کند.

۳ . تظاهرات در سراسر کشور در جریان است و بیش از ۷۰ مورد بلوکه‌کردن جاده‌ها در نقاط مختلف ثبت شده است. کارگران، دهقانان، معلمان، اتحادیه‌های کارگری، کمیته‌های محله‌ای و سازمان‌های کارگری و مردمی در حال سازمان‌یابی هستند. از جمله می‌توان به کنفدراسیون کارگران بولیوی (COB)، CSUTCB و فدراسیون توپاک کاتاری و دیگر سازمان‌های کارگری و مردمی اشاره کرد. این نیروها اعلام کرده‌اند که روز دوشنبه ۱۸ ماه مه به سوی شهر لاپاز راهپیمایی خواهند کرد تا استعفای رئیس‌جمهور راست‌گرا را تحمیل کنند.

۴ . دولت راست‌گرای پاز در واکنش به اعتراضات توده‌ای در ۱۶ مه دستگاه سرکوب بورژوازی (پلیس و ارتش) را علیه معترضان به کار گرفت و چهار نفر از آنان را به قتل رساند. دولت راست‌گرای پاز کوشید این سرکوب را به عنوان یک "عملیات بشردوستانه" برای "تضمین عبور آمبولانس‌ها و ارسال کمک‌های غذایی" توجیه کند اما این اقدام تنها موجب تشدید خشم عمومی شد. در پی این سرکوب شوراهای توده‌ای در حال شکل‌گیری همراه با سازمان‌های کارگری و مردمی فراخوان یک راهپیمایی گسترده برای روز دوشنبه ۱۸ مه از شهر ال آلتو به سوی لاپاز مرکز قدرت سیاسی کشور با شعار "پاز باید برود" را صادر کردند.

۵ . از سوی جناح چپ "لیگ انقلابی کارگران" (LOR-CI)، فراخوانی برای تشدید مبارزه و مقابله با هرگونه تلاش برای سازش‌ میان رهبران اتحادیه‌های کارگری و دولت صادر شده است. در این چارچوب، شعار "پاز باید برود!"، همراه با اعتصاب عمومی نامحدود و بلوکه‌کردن جاده‌ها، تا سرنگونی دولت بورژوایی و پایان سیاست‌های تحمیلی صندوق بین‌المللی پول، در دستور کار قرار گرفته است.

 

بحران سیاسی در بولیوی : قیام توده‌ای در بولیوی در برابر طرح ریاضت قاره‌ای به پا می‌خیزد!

رودریگو پاز، کمی بیش از شش ماه پس از آغاز دورهٔ ریاست‌جمهوری‌اش، با قیام توده‌ای‌ای روبه‌رو است که در خیابان‌ها و جاده‌های سراسر کشور در حال گسترش است. کارگران، دهقانان، مردمان بومی و دانشجویان، اشکال گوناگون مبارزاتی هرچه گسترده‌تر را سازمان‌دهی و پیش می‌برند؛ در حالی که بلوکه‌کردن جاده‌ها همچنان ادامه دارد و گسترش می‌یابد و شعارها و مبارزه برای خلع ید سیاسی پاز هرچه رادیکال‌تر و سراسری‌تر می‌شود.

روز دوشنبه ۱۸ ماه مه، راهپیمایی عظیمی از ال آلتو به سوی مرکز لاپاز برگزار گردید؛ تظاهرکنندگان بصورت یکپارچه شعارهای "پاز، باید برود!" و "استعفا کن یا تو را بیرون می‌کنیم" را سر دادند و بار دیگر عملیات سرکوبگرانهٔ پلیس را به چالش کشیدند؛ عملیاتی که تنها به تشدید خشم و ناآرامی اجتماعی انجامید. پس از سرکوب خشن در جریان عملیات پلیس و نیروهای نظامی در ۱۶ مه که به کشته شدن چهار نفر انجامید، دولت نتوانست اعتراضات را مهار کند. در ادامه، در ۱۸ مه، بولیوی با بلوکه کردن جاده‌های بیشتر و اشکال جدیدی از مقاومت بیدار شد.

طرح ریاضت پاز و بی‌اعتبار شدن وعده‌های انتخاباتی او

نارضایتی‌ توده‌ای که اکنون به خیابان‌ها کشیده شده است، یک‌شبه شکل نگرفته است. زنی از مردمان بومی که در بلوکه کردن جاده‌ها شرکت داشت، گفت: "وقتی قیمت نان افزایش یافت، مردم تحمل کردند و صبر پیشه کردند. اما اکنون توده‌ها دیگر حاضر به تحمل این وضعیت نیستند."

بخش‌های وسیعی از طبقهٔ کارگر، در آغاز، به وعده‌های انتخاباتی رودریگو پاز و ادمون لارا اعتماد کردند؛ این دو چهرهٔ سیاسی بورژوازی به توده‌ها وعده داده بودند به صف‌های سوخت پایان خواهند داد و با شعار "سرمایه‌داری برای همه"، وضعیت اقتصادی را بهبود خواهند بخشید. اما تنها چند ماه پس از به قدرت رسیدن آنها، ماهیت طبقاتی دولت پاز آشکار شد. پاز، بحای آنکه مردم را به "سرمایه‌داران مرفه" تبدیل کند، آشکارا در خدمت منافع سرمایه‌داران حکومت می‌کند و هزینهٔ بحران را بر طبقهٔ کارگر، زحمتکشان و مردمان بومی تحمیل می‌کند. این، چهرهٔ عریان سرمایه‌داری است.

دولت راست‌گرای پاز، کار خود را با لغو مالیات بر ثروت آغاز کرد؛ سپس قیمت بنزین را افزایش داد، به آموزش و بهداشت عمومی یورش برد، تلاش کرد غارت "سریع‌السیر" منابع را تسهیل کند و قانون ۱۷۲۰ را در راستای تشویق تمرکز زمین در خدمت منافع سیستم سرمایه‌داری و مالکان بزرگ زمین تحمیل کرد. در نهایت، دولت پاز، "فرمان پس از فرمان"، بعنوان بخشی از یک بستهٔ کامل ریاضت اقتصادی نئولیبرالی، برنامهٔ ریاضتی سرمایه‌داری را به اجرا گذاشت.

افزایش قیمت بنزین، که از طریق فرمان شمارهٔ ۵۵۱۶ و در توافق با رهبری COB به رهبری ماریو آرگولو، برای مهار اعتراضات ژانویه تحمیل شد، نه ‌تنها به افزایش بهای سوخت انجامید، بلکه نارضایتی‌های فزاینده‌ای را نیز نسبت به کیفیت پایین بنزین موجود در کشور برانگیخت. رانندگان حمل‌ونقل و دیگر کارگران، که همزمان با افزایش قیمت سوخت ناچار به استفاده از بنزینی هستند که به وسایل نقلیهٔ آنها آسیب وارد می‌کند، در شرایطی که صف‌ها و کمبود سوخت همچنان ادامه دارد، تاکیدمی‌کنند: "این بنزین بی‌کیفیت است."

نارضایتی اجتماعی در حال گسترش است، در حالی که دولت راست‌گرای پاز، همزمان با تحمیل بار بحران بر طبقهٔ کارگر و زحمتکشان، از طریق معافیت‌های مالیاتی و دیگر اقدامات در خدمت سرمایه، منافع شرکت‌های بزرگ، شرکت‌های بزرگ کشاورزی و مالکان بزرگ زمین را تأمین می‌کند.

یکی دیگر از معترضان در جاده‌های بلوکه‌شده، وضعیت موجود را اینگونه توصیف کرد: "آنها ما را وحشی می‌نامند، زیرا برای مبارزه به خیابان آمده‌ایم. اما ما تنها برای خود مبارزه نمی‌کنیم؛ ما برای خانواده‌هایمان، برای فرزندانمان و برای تمامی جامعه مبارزه می‌کنیم."

نژادپرستی، جرم‌انگاری مبارزات و سرکوب

همزمان با گسترش سازمان‌یابی و مبارزات توده‌ای، دولت و رسانه‌های جریان اصلی نیز کارزار جرم‌انگاری اعتراضات را تشدید کرده‌اند.

بحران بولیوی به تیتر رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است و بخش بزرگی از رسانه‌های جریان اصلی، با بازتولید گفتمانی آغشته به نژادپرستی، کارزار تخریب و جرم‌انگاری مخالفان سیاست‌های ریاضتی ضدکارگری و ضدمردمی رودریگو پاز را به راه انداختند. همزمان، ویدیوها و پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن، نیروهای ارتجاعی، دهقانان و مردمان بومی را "خرابکار"، "اوباش خشن"، "تروریست"، "قاچاقچی مواد مخدر" و "بومیان وحشی" می‌نامیدند.

دولت راست‌گرای پاز می‌کوشد نظامی‌سازی و سرکوب اعتراضات را با ادعای "دفاع از دموکراسی" و تضمین "آزادی رفت‌وآمد" توجیه کند، در حالی که مبارزات توده‌ای را "فتنه"، "تروریسم" و اقدامی برای "بی‌ثبات‌سازی کشور" معرفی می‌کند. در چارچوب این سیاست سرکوبگرانه، برای رهبران اتحادیه‌های کارگری، از جمله آرگولو از کنفدراسیون کارگران بولیوی (COB)، حکم بازداشت صادر شده است و صدها تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفته‌اند.

در چارچوب کارزار سرکوب و جرم‌انگاری اعتراضات، ایوو مورالس به یکی از اهداف اصلی حملات دولت راست‌گرای پاز تبدیل شده است. پاز تلاش می‌کند با مقصر جلوه دادن مورالس، هم اعتراضات توده‌ای را به او نسبت دهد و هم یکی از رقبای سیاسی خود را برای همیشه از صحنهٔ سیاسی حذف کند. در همین راستا، پرونده‌های قضایی علیه مورالس بار دیگر فعال شده و دولت می‌کوشد رهبری و مسئولیت تظاهرات را به او نسبت دهد. در مقابل این ادعاها، خود مورالس این ادعاها را رد کرده و اعلام کرده است که خواهان استعفای پاز نیست، بلکه خواستار پاسخ‌گویی دولت به مطالبات مردم است.

آنچه تعیین کننده است، خشم اجتماعی و گسترش اعتراضات در برابر بحران عمیق اقتصادی و سیاسیِ حاکم بر بولیوی، بسیار فراتر از شخص ایوو مورالس است. این تبلیغات دولتی، نه‌ تنها نژادپرستی ریشه‌داری را که در شرایط قطبی‌ شدن جامعه تشدید می‌شود آشکار می‌کند، بلکه بازتاب‌ دهندهٔ نگاه بورژوازی حاکم به معترضان نیز هست؛ نگاهی که توده‌های معترض را فاقد اراده و آگاهی سیاسی تصور می‌کند.

برخلاف تلاش‌های دولت برای سرکوب و جرم‌انگاری اعتراضات، این جنبش نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه به گسترش خود ادامه می‌دهد. در ال‌آلتو، سنکاتا، ونتیا، پونته ولا، پونته بولیویا و دیگر نقاطی که جاده‌ها بلوکه شده‌اند، روند سازمان‌یابی مبارزات نیز گسترش یافته است؛ به ‌گونه‌ای که شوراهای محلی، مجامع مردمی و نشست‌های بحث و سازمان‌دهی سیاسی از سوی تشکل‌های محلی، اتحادیه‌های کارگری و دهقانان برگزار می‌شود. فضای حاکم بر این تجمعات، بر تداوم و تشدید مبارزه تا شکست برنامهٔ ریاضت اقتصادی دولت و وادار کردن پاز به کناره‌گیری تأکید دارد.

بر اساس گزارشی که از کوچابامبا به ایزکیردا دیاریو رسیده است، بلوکه‌کردن جاده‌ها در شرق، در مناطق مختلفی از هوایلانی، سان ایزیدرو، آگیلر و کولومی و همچنین در شمال کشور، همچنان ادامه دارد. علاوه بر این، تشکل‌های محلی مردمی (OTBs) در کیلاکولو تصمیم گرفته‌اند با بلوکه‌کردن جاده‌ها، مانع انتقال زباله‌ها توسط شهرداری سرکادو شوند؛ اقدامی که همزمان با گسترش موانع جاده‌ای در این منطقه صورت می‌گیرد. جادهٔ قدیمی سانتا کروز نیز در چندین نقطه، بویژه در تیراکه و بخش‌های بین‌ استانی مانند واکاس، همچنان مسدود باقی مانده است.

میلی، ترامپ و حمایت امپریالیسم از دولت پاز

پاز بلافاصله پس از به‌ قدرت رسیدن، در اردوگاه امپریالیسم آمریکای شمالی و متحدانش قرار گرفت؛ بلوکی که از نسل‌کشی مردم فلسطین حمایت می‌کند و آمریکای لاتین را حیاط خلوت خود می‌داند. او روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی اسرائیل را از سر گرفت و در برابر سیاست‌های امپریالیسم آمریکای شمالی سر تسلیم فرود آورد. اکنون همان جناح راست ارتجاعی که در جریان کارزار انتخاباتی او را "ماسئیستا"؛ یعنی وابسته به جنبش "به‌سوی سوسیالیسم"(MAS)، می‌نامید، از او حمایت می‌کند و رسانه‌های وابسته به سرمایه نیز در دفاع از دولت پاز به میدان آمده‌اند.

در همین چارچوب، اتحادیه‌های کارفرمایی، شرکت‌های بزرگ کشاورزی و جریان‌های سنتی راست نئولیبرال در پشت رودریگو پاز صف کشیده‌اند؛ مسئله‌ای که در بیانیهٔ "کمیتهٔ حمایت از سانتا کروز" و درخواست آن برای اعلام وضعیت اضطراری نیز به ‌روشنی بیان شده است. دولت پاز تنها طی چند ماه، مجموعه‌ای از اقداماتی را به اجرا گذاشته که بورژوازی و طبقات حاکم سال‌ها برای تحمیل آن تلاش می‌کردند؛ از جمله لغو مالیات بر معاملات مالی و آزادسازی صادرات محصولات کشاورزی ـ صنعتی و فرآورده‌های دامی، در تقابل با نیازهای داخلی و معیشت طبقهٔ کارگر و زحمتکشان.

مِیلی و دیگر دولت‌های راست‌گرای منطقه، از بیم گسترش اعتراضات توده‌ای و تشدید بحران سیاسی در آمریکای لاتین، به‌ سرعت در حمایت از دولت پاز صف‌آرایی کردند. امپریالیسم آمریکای شمالی و محافل سیاسی حاکم در واشنگتن، اعتراضات توده‌ای در بولیوی را "طرح بی‌ثبات‌سازی" نامیدند و همزمان کارزاری در دفاع از "دموکراسی " به راه انداختند؛ کارزاری که هدف آن مشروعیت ‌بخشیدن به سرکوب اعتراضات و حمایت از دولت راست‌گرای پاز است. دولت میلی در آرژانتین نیز هواپیماهای هرکولس را به‌ منظور پشتیبانی لجستیکی و سیاسی از دولت بولیوی اعزام کرد.

اما این حمایت بین‌المللی ـ از سوی امپریالیسم آمریکای شمالی، رژیم صهیونیستی اسرائیل و بلوک دولت‌های راست‌گرا و ارتجاعی در آمریکای لاتین ـ از دولت ضعیف پاز، هیچ نسبتی با ادعاهای دموکراتیک ندارد. این حمایت در خدمت تثبیت سلطهٔ امپریالیسم و تشدید غارت و کنترل منابع آمریکای لاتین است. در ونزوئلا، امپریالیسم آمریکای شمالی با محاصرهٔ اقتصادی، حمله نظامی و مداخله‌گری مستقیم، این کشور را هدف فشار دائمی، بی‌ثبات ‌سازی و تلاش برای تحمیل قیمومیت سیاسی قرار داده است.

در کوبا نیز امپریالیسم آمریکای شمالی بیش از شش دهه است که محاصرهٔ اقتصادی و تحریم‌های جنایتکارانه را ادامه داده و اکنون در تدارک تهدید و حملهٔ نظامی به این کشور است.

در آرژانتین نیز دولت میلی و بورژوازی حاکم، بعنوان کارگزاران سرمایهٔ مالی، در حال تعمیق سیاست‌های نئولیبرالی سرمایه‌داری و واگذاری اقتصاد به منطق سرمایه هستند؛ سیاستی که به گسترش بیکاری، فقر و تضعیف معیشت طبقهٔ کارگر و زحمتکشان انجامیده است.

این برنامهٔ ریاضت اقتصادیِ همسو با منافع امپریالیسم، در آمریکای لاتین با موجی از مخالفت و مقاومت در بولیوی مواجه شده است. مبارزه‌ای که کارگران، دهقانان، زنان، مردمان بومی و دیگر بخش‌های توده‌های زحمتکش با خواست سرنگونی پاز و رد کامل طرح ریاضتی به پیش می‌برند، به نقطهٔ اتکای سیاسی و الگوی مبارزاتی برای بخش‌های مختلف جنبش‌های توده‌ای در سراسر آمریکای لاتین تبدیل شده است؛ جنبش‌هایی که در شرایط تشدید حملات سرمایه‌داری و سیاست‌های ریاضتی، در تقابل مستقیم با سیستم سرمایه‌داری قرار گرفته‌اند.

آنچه امروز در بولیوی در جریان است، صرفاً یک اعتراض مقطعی علیه گرانی یا سیاست‌های دولت پاز نیست، بلکه رویارویی مستقیم توده‌های کارگر و زحمتکش با برنامهٔ ریاضتی سیستم سرمایه‌داری و مداخلات امپریالیسم است. کارگران، دهقانان، زنان، مردمان بومی و جوانان معترض، با بلوکه‌کردن جاده‌ها، اعتصاب‌ها، شوراهای محلی و حضور سازمان‌یافته در خیابان‌ها، نشان داده‌اند که در برابر فقر، سرکوب و غارت سرمایه‌داری تسلیم نخواهند شد. مستقل از آنکه این موج کنونی مبارزات بتواند به پیروزی فوری دست یابد یا نه، این خیزش توده‌ای پیشاپیش شکاف‌های عمیقی را در نظم سیاسی و اجتماعی حاکم آشکار کرده و تجربه‌ای گران‌ بها از مبارزه و سازمان‌یابی را برای طبقهٔ کارگر و توده‌های تحت ستم برجای گذاشته است. سرنوشت این مبارزه تنها برای بولیوی تعیین‌کننده نیست؛ بلکه می‌تواند به نقطهٔ اتکایی برای گسترش مبارزات توده‌ای در سراسر آمریکای لاتین بدل شود؛ مبارزاتی که در برابر دولت‌های راست‌گرا، بورژوازی حاکم و امپریالیسم، چشم‌انداز مقاومت، سازمان‌یابی و مبارزه‌ای رادیکال را پیش روی طبقهٔ کارگر و توده‌های تحت ستم قرار می‌دهد.

 

زیرنویس – شنبه ۲۳ مه:

بر اساس تازه‌ترین گزارش‌ها از بولیوی، با وجود عملیات‌های سرکوبگرانهٔ دولت پاز برای شکستن بلوکه‌کردن جاده‌ها، مبارزات توده‌ای همچنان ادامه دارد. دولت پاز در روز جمعه‌ ۲۲ ماه مه، با راه‌اندازی یک "کریدور بشردوستانه" موسوم به "پرچم‌های سفید" و اعزام نیروهای پلیس و ارتش، تلاش کرد مسیر لاپاز به اورورو را بازگشایی کند، اما ساکنان محلات، کارگران، معدنچیان و بخش‌های مردمیِ سازمان‌یافته بار دیگر کنترل جاده‌ها را به دست گرفته و مسیرها را بلوکه کردند. همزمان با گسترش بحران، کمبود سوخت و مواد غذایی در لاپاز رو به تشدید است و پالایشگاه سنکاتا نیز از پایان ذخایر دیزل و بنزین خبر داده است؛ وضعیتی که یادآور قیام توده‌ای ال آلتو در سال ۲۰۰۳ است. در چنین شرایطی، بخش‌های مختلف کارگران و زحمتکشان همچنان بر گسترش بلوکه‌کردن جاده‌ها، تعمیق اعتصاب عمومی و ادامهٔ مبارزه تا سرنگونی دولت راست‌گرای پاز تأکید می‌کنند.


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر