اخباروگزارش های کارگری 8 خرداد ماه 1405
جنگ و جنگافروزی، کشتار انسانها، خانهخرابی و ویرانی، آوارگی و بیکاری نه
صلح، کار و آبادانی آری
افزایش بودجه نظامی و کاهش بودجه خدمات عمومی، خصوصیسازی آموزش و درمان، ریاضت اقتصادی، کاهش قدرت خرید، حقوقِ بخورونمیر و افزایش فقر نه
آموزش ودرمان رایگان و حقوق متناسب با هزینههای زندگی و حفظ کرامت انسانی آری
اعدام، زندان و شکنجه؛ آزار و اذیت در خیابان، محل کار و زندگی؛ سانسور و قطع سراسری اینترنت جهانی؛تبعیض واینترنت طبقاتی نه
آزادی عقیده، بیان، تشکل و تجمع و سبک زندگی و اینترنت و ارتباط جهانی برای همه آری
حکومت های دیکتاتورِی وضد کارگری،حکومت اسلامی ایران نه
دموکراسی وعدالت اجتماعی آری
- کنش های کارکنان ساعتی بیمارستان امام علی چابهار دراعتراض به پرداخت نشدن 6 ماه حقوق و عدم تبدیل وضعیت
- ادامه پایمالی حقوق کارگران ازطرف شرکت زغالسنگ کرمان زیرسایه بی خیالی مصلحتی مسئولان ذیربط
انتظار فرساینده 5 تا شش 6 ماهه برای برقراری حقوق بازنشستگی از سوی سازمان تامین اجتماعی
- اعتراضات جمعی و هزینههای فردی؛
سکوت و بیتفاوتی جامعه در مقابل احکام قضائی و انضباطی این چندماهه!
- آخرین وضعیت 4 نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه 1404 سقز
- آخرین خبرها از مهدی شفاخواه مربی داوطلب آموزش کودکان کارو امیرحسین موسوی
- پیروزی کارگران سامسونگ در کره جنوبی؛ اتحادیهها چگونه غول فناوری را پای میز مذاکره نشاندند؟
- تاکید فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران بر تقویت برابری جنسیتی در رسانهها
- فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا از رأی دیوان بینالمللی دادگستری استقبال کرد
- سازمان جهانی آموزش و اتحادیه معلمان شمال و شرق سوریه: آموزش به زبان مادری، پایهای برای جامعهای فراگیر و دموکراتیک
*******
*کنش های کارکنان ساعتی بیمارستان امام علی چابهار دراعتراض به پرداخت نشدن 6 ماه حقوق و عدم تبدیل وضعیت
روزجمعه 8 خرداد، کارکنان ساعتی بیمارستان امام علی چابهاراز کنش های خود دراعتراض به پرداخت نشدن 6 ماه حقوق و عدم تبدیل وضعیت خبردادند واضافه کردند: با وجود مراجعات و پیگیریهای مکرر، تاکنون پاسخ روشنی از سوی مسئولان دریافت نکردهاند و هیچ نهاد مسئولی نیز حاضر به رسیدگی جدی به وضعیت آنان نشده است.
به گزارش 8 خرداد یک منبع خبری محلی، این نیروها که بخش قابل توجهی از امور خدماتی و پشتیبانی بیمارستان را برعهده دارند، طی پنج تا شش ماه گذشته هیچ حقوقی دریافت نکردهاند و با وجود شرایط سخت اقتصادی، همچنان بدون تعیین تکلیف وضعیت استخدامی و پرداخت منظم دستمزد، به کار ادامه دادهاند.
حقوق ماهانه این نیروها حدود 8 میلیون تومان است که همان مبلغ نیز ماهها پرداخت نشده و بسیاری از کارکنان در تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکل مواجه شدهاند.
تعندادی از این معترضین به این منبع گفتند:مدتی قبل یکی از خیرین مبلغی را برای حمایت از نیروهای ساعتی به دانشگاه علوم پزشکی اختصاص داده تا به هر نیرو حدود ۵۰ میلیون تومان پرداخت شود، اما این مبالغ نیز بهصورت نامشخص و ناعادلانه توزیع شده؛ به برخی 16 میلیون، به برخی 30 میلیون و به تعدادی نیز هیچ مبلغی پرداخت نشده است.
آنها افزودند:با وجود مراجعات و پیگیریهای مکرر، تاکنون پاسخ روشنی از سوی مسئولان دریافت نکردهاند و هیچ نهاد مسئولی نیز حاضر به رسیدگی جدی به وضعیت آنان نشده است.
آنها ادامه دادند:ما بهعنوان کارکنان این بیمارستان انتظار داریم حق و حقوقمان با احترام و انصاف پرداخت شود و شرایط تبدیل وضعیت ما نیز بهصورت جدی پیگیری شود. انتظار داریم با اتخاذ تدابیر لازم، وضعیت پرداخت حقوق بهبود پیدا کند و دیگر شاهد چنین بینظمی و بیتوجهی نباشیم.
این در حالی است که بیمارستانها و مراکز درمانی در سیستان و بلوچستان سالهاست با کمبود نیرو، فشار کاری و مشکلات ساختاری مواجهاند و بسیاری از کارکنان قراردادی و ساعتی، با حداقل حقوق و بدون امنیت شغلی مشغول به کار هستند.
*ادامه پایمالی حقوق کارگران ازطرف شرکت زغالسنگ کرمان زیرسایه بی خیالی مصلحتی مسئولان ذیربط
انتظار فرساینده 5 تا شش 6 ماهه برای برقراری حقوق بازنشستگی از سوی سازمان تامین اجتماعی
تعلل در پرداخت سهم بیمه مشاغل سخت، سبب شده کارگران معادن زغالسنگ کرمان ماهها از دریافت حقوق بازنشستگی و خدمات درمانی محروم بمانند و برای دریافت سنوات پایانکار خود نیز گرفتار روندی طولانی، فرساینده و ناعادلانه شوند.
گویی قرار نیست تراژدی مصائب، مشکلات و بیتدبیریها در معادن زغالسنگ کشور به پایان برسد. داستان رنج کارگران زغالسنگ، تنها به دوران جوانی و استثمارِ بیرحمانه در اعماق تونلهای تاریک ختم نمیشود؛ گویی ساختار مدیریتی حتی پس از پایانِ سالها عرقریزان و جانکندنِ کارگران، از بیعدالتی دست نمیکشد و سایه سنگین این بیمهریها تا روزگار پیری و دوران بازنشستگی نیز امتداد مییابد.
قطع حقوق و بیمه درمانی در آغاز بازنشستگی
به گفته کارگران بازنشستهای که تمام جوانی و سلامت خود را پای استخراج معادن زغال سنگ کرمان گذاشتهاند، خوانِ آخرِ رنجها، انتظار فرساینده پنج تا شش ماهه برای برقراری حقوق بازنشستگی از سوی سازمان تامین اجتماعی است. در این شرایط کمرشکن اقتصادی، کارگرانی که دستانشان خالی است، باید ماهها تاوانِ تعلل و تاخیر شرکت در پرداخت سهم بیمه بازنشستگی به تامین اجتماعی را بپردازند. برای درک عمیقتر این بیعدالتی آشکار، روایت یکی از همین بازنشستگان را میشنویم.
یکی از کارگران بازنشسته شرکت زغالسنگ کرمان، در تشریح این شرایط میگوید: «متاسفانه شرکت زغالسنگ ما را گرفتار کرده است. در آخر کار، این شرکت باید چهار درصد حق بیمه سختی و زیانآور ما را که پیش از این به صورت پیمانکاری کار میکردیم، به تامین اجتماعی بپردازد تا روند بازنشستگی طی شود. وقتی شرکت این مبلغ را تسویه کند و تعیین تکلیف شود، تامین اجتماعی حقوق ما را برقرار میکند؛ مثلاً اگر در ماه اول شرکت پول را بدهد، تامین اجتماعی هم حقوق را میبندد، اما متاسفانه شرکت این کار را انجام نمیدهد.»
وی درباره تبعات این تاخیر برای کارگران میافزاید: «نتیجه این میشود که بعد از چهار یا پنج ماه، تازه حقوقها برقرار میشود. کارگری که در ماه اول سال بازنشسته شده، تا ماه پنجم هیچ دریافتیای ندارد. سال گذشته هم همین وضعیت بود. در این شرایط سخت اقتصادی، زندگی واقعاً فلج میشود. خود من الان نزدیک به چند ماه است که حقوق نگرفتهام و گذران زندگی برایم بسیار طاقتفرسا شده و واقعاً اذیت میشویم.»
اما بحران تنها به قطع حقوق محدود نمیشود. این فعال کارگری به قطع همزمانِ بیمههای درمانی نیز اشاره کرده و میگوید: «در این مدت، ما حتی بیمه تامین اجتماعی و درمانی هم نداریم. همکارانی که پارسال بازنشسته شدند میگفتند از ماه سوم به بعد دفترچههای بیمهشان اعتبار نداشت تا اینکه در ماه پنجم که حقوقها وصل شد، بیمه هم دوباره فعال شد. در اصل مشکل از تامین اجتماعی نیست، بلکه مقصر اصلی شرکت زغالسنگ است که سهم چهار درصد را برای کار سخت نمیپرازد.»
تراژدی پایان کار؛ از قسط بندی مطالبات تا شکاف عمیق دستمزدها
او درباره پاسخ مدیران شرکت به این مطالباتِ قانونی میگوید: «هر وقت اعتراض میکنیم، میگویند پول نداریم! همیشه میگویند پول نداریم. زمانی که برایشان کار میکردیم هم وضعیت همین بود؛ حقوقمان را دو سه ماه عقب میانداختند و هیچ امتیازی به ما نمیدادند. الان هم که بازنشسته شدهایم، باید چهار، پنج ماه با بدبختی زندگی کنیم و زن و بچهمان اذیت شوند تا تامین اجتماعی بالاخره بعد از چند ماه حقوقمان را بدهد.»
این کارگر معدن در ادامه به موضوع پرداخت سنوات و «پایانکار» کارگران پرداخته و از یک رویه ناعادلانه دیگر پرده برمیدارد: «بعد از اینکه حقوقمان برقرار شد، تازه نوبت به سنوات پایانکار میرسد. آقایان موظفند سنوات پایانکار هر کسی که بازنشسته میشود را بدهند، اما میگویند قانون است که باید یک سال بگذرد! بعد از اینکه یک سالِ تمام از بازنشستگی گذشت، تازه میآیند مطالبات را قسطبندی میکنند. مثلاً اگر پایانکار ما صد میلیون تومان باشد، میآیند آن را ماهی ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان قسطی میدهند. به خدا قسم که در حق ما ظلم میکنند.»
وی تاکید میکند: «متاسفانه کسی نیست که پیگیری کند و بپرسد چرا همهچیز اینقدر بیحساب و کتاب است. این شرکت کلی سرمایه و زمین دارد، اگر فقط بخش کوچکی از این زمینها را بفروشند، میتوانند کل مطالبات ما را یکجا بدهند. اما نه برای نگهداری معادن و تولید خرج میکنند، نه حق بازنشستهها را میدهند و نه به کارگران رسیدگی میکنند.»
این کارگر بازنشسته با اشاره به شکاف طبقاتی و تفاوت فاحش میان وضعیت کارگران و مدیران میگوید: «هر کسی که زیرمجموعه شرکت زغالسنگ است، حقوقش همراه با ما پرداخت میشود؛ یعنی اگر حقوق کارگر عقب بیفتد، حقوق مهندسان و مدیران هم عقب میافتد و از این نظر فرقی نمیکند. اما تفاوت در مبلغ حقوقهاست! مدیرعاملی که در کرمان یا جاهای دیگر نشسته، شاید حقوقش دو یا سه برابر منِ کارگر باشد. اگر قرار باشد پرداختها با تاخیر انجام شود، او با آن حقوق بالا لااقل میتواند تا دو ماه زندگیاش را بگذراند. اما منِ کارگر که ۲۰ میلیون تومان میگیرم، چطور باید این چند ماه تاخیر را تاب بیاورم؟ چطور سه یا چهار ماه بدون حقوق بازنشستگی زندگی کنم؟»
گزارش رسانه ای شده بتاریخ 8 خرداد
*اعتراضات جمعی و هزینههای فردی؛
سکوت و بیتفاوتی جامعه در مقابل احکام قضائی و انضباطی این چندماهه!
صرفاً در سهماهه گذشته، دستکم ۶۵۰۰ نفر بازداشت شدهاند، ۳۷ نفر اعدام شدهاند و ۹ دانشجو با تداوم بازداشت و حدود ۳۰ دانشجو نیز طی رسیدگی غیابی، با احکام انضباطی اخراج و محرومیت از تحصیل روبرو شدهاند.
پس از اعتراضات میلیونی زمستان ۱۴۰۴، هزینه سنگین اعتراضات همگانی مردم به معترضین شناساییشده در خیابان و دانشگاه تحمیل شده و امروز این افراد در سکوت و بیتفاوتی جامعه، در حال مواجهه با احکام قضائی و انضباطی سنگیناند.
مردم و فعالانی که دیروز با شور بالایی دوشادوش هم به اعتراض میپرداختند، موظف و مسئولند امروز که آن شور کمتر شده هم مقابل احکام قضائی و انضباطی و سرکوب خواهران و برادران معترضشان بایستند و سکوت نکنند.
صنف مستقل دانشجویان بهشتی
*آخرین وضعیت 4 نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه 1404 سقز
4 نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه 1404 سقزاز جمله یک کودک به نامهای آراس عزیزی 17 ساله، هژیر شهنازی ایلو، آرتین کلهر و آریان عثمانی ورزشکار رشته کیکبوکسینگ و قهرمان استانی، همچنان بصورت بلاتکلیف در زندان این شهر به سر میبردند. طبق اسنادی که بدست ههنگاو رسیده است، این 4 نفر با اتهامات سنگین امنیتی روبرو شده اند و برای آنها درخواست اشد مجازات مطرح شده است.
*آخرین خبرها از مهدی شفاخواه مربی داوطلب آموزش کودکان کارو امیرحسین موسوی
دو هفته از بازداشت شدند مهدی شفاخواه، مربی داوطلب آموزش کودکان کار میگذرد و او همچنان در انفرادی نگهداری میشود، محل بازداشت او را به خانواده نمیگویند و اجازه اعلام وکالت به برادرش نمیدهند.
رضا شفاخواه، وکیل دادگستری و برادر او، ضمن انتشار عکسی از برادرش که در آن خودش و امیرحسین موسوی (زندانی سیاسی و کاربر جیمز بیدین) حضور دارند، نوشت:
«یاران موافق همه از دست شدند... مهدی شفاخواه برادر عزیز و رفیق شفیقم دو هفته است که همانند امیرحسین موسوی (جیمز بیدین) در بازداشت انفرادی به سر میبرد و از محل نگهداری وی و اوصاف پرونده مطروحه علیه او اطلاعی نداریم و به من هم اجازه اعلام وکالت و دفاع از مهدی را نمیدهند. مهدی عمر خود را بدون چشمداشت وقف کودکان کار کرده. همین.»
همچنین آناهیتا افرازه همسر مهدی شفاخواه در شبکه اجتماعی ایکس چنین نوشت:
«من آناهیتام. همسر مهدی که روز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت شد. میخوام اینجا درباره اش بنویسم»
برگرفته ازشبکه های اجتماعی
*پیروزی کارگران سامسونگ در کره جنوبی؛ اتحادیهها چگونه غول فناوری را پای میز مذاکره نشاندند؟
کارگران شرکت سامسونگ الکترونیک در کره جنوبی پس از ماهها اعتراض، مذاکره و فشار سازمانیافته اتحادیهای، موفق شدند یکی از مهمترین توافقهای مزدی سالهای اخیر را به مدیریت این شرکت تحمیل کنند؛ توافقی که بسیاری از فعالان کارگری کره جنوبی آن را یک دستاورد تاریخی برای جنبش کارگری این کشور میدانند.
سامسونگ که دههها به عنوان یکی از دشوارترین محیطها برای فعالیت اتحادیههای کارگری شناخته میشد، اکنون ناچار شده است در برابر مطالبات سازمانیافته کارکنان خود عقبنشینی کند. این تحول از آن جهت اهمیت دارد که سامسونگ نه تنها بزرگترین شرکت کره جنوبی، بلکه یکی از مهمترین تولیدکنندگان تراشه و محصولات الکترونیکی در جهان است.
ریشه اختلافات
در سالهای اخیر، رونق بازار هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای تراشههای پیشرفته، سودهای قابل توجهی را نصیب سامسونگ کرده است. با این حال، بسیاری از کارگران معتقدند که سهم آنان از این موفقیتها بسیار کمتر از نقشی است که در تولید و توسعه محصولات شرکت ایفا میکنند.
اتحادیه ملی کارگران سامسونگ اعلام کرده بود کارگران خواهان سهم عادلانهتری از سودهای شرکت، افزایش دستمزدها و اصلاح نظام پاداشدهی هستند. به اعتقاد اتحادیه، کارگران نباید تنها در دوران رکود بار مشکلات شرکت را به دوش بکشند، بلکه در دوران سودآوری نیز باید از منافع حاصل از کار خود بهرهمند شوند.
قدرت چانهزنی جمعی
مذاکرات میان کارگران و مدیریت ماهها ادامه داشت و در نهایت اتحادیه با سازماندهی دهها هزار عضو خود، تهدید به اعتصاب گستردهای کرد که میتوانست تولید بخش مهمی از تراشههای سامسونگ را متوقف کند.
همین انسجام و سازمانیافتگی موجب شد مدیریت شرکت از مواضع اولیه خود عقبنشینی کند و با فرمول جدیدی برای پرداخت پاداش و افزایش دستمزدها موافقت کند.
این رویداد بار دیگر نشان داد که حتی در بزرگترین شرکتهای چندملیتی نیز کارگران تنها زمانی میتوانند از حقوق خود دفاع کنند که از تشکلهای مستقل و توانمند برخوردار باشند.
یک دستاورد فراتر از سامسونگ
اهمیت این توافق تنها به کارگران سامسونگ محدود نمیشود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند موفقیت اتحادیه کارگران سامسونگ میتواند الهامبخش کارگران سایر صنایع در کره جنوبی و حتی دیگر کشورهای آسیایی باشد.
در کشوری که شرکتهای بزرگ سالها نفوذ گستردهای بر سیاست و اقتصاد داشتهاند، این توافق نشان میدهد که مذاکره جمعی و تشکلیابی کارگری همچنان یکی از مؤثرترین ابزارهای دفاع از منافع نیروی کار است.
درسهایی برای جنبش کارگری
تجربه سامسونگ چند نکته مهم را یادآوری میکند:
بدون سازمانیابی و عضویت گسترده کارگران در تشکلهای صنفی، دستیابی به مطالبات بزرگ دشوار است.
وحدت و همبستگی میان کارگران قدرت چانهزنی را افزایش میدهد.
مشارکت کارگران در سود حاصل از تولید، یکی از مطالبات رو به گسترش در اقتصاد جهانی است.
حتی بزرگترین شرکتهای جهان نیز در برابر خواستههای جمعی و سازمانیافته کارگران ناچار به مذاکره و پذیرش امتیاز میشوند.
نتیجهگیری
توافق اخیر در سامسونگ را میتوان نمونهای روشن از تأثیر تشکلیابی کارگری در دفاع از حقوق نیروی کار دانست. این رویداد نشان میدهد که دستاوردهای کارگری نه از مسیر انتظار و وعدههای مدیریتی، بلکه از راه سازمانیافتگی، همبستگی و پیگیری مستمر مطالبات صنفی حاصل میشود. تجربه کارگران سامسونگ بار دیگر ثابت کرد که نیروی کار، زمانی که متشکل و متحد باشد، میتواند حتی بزرگترین بنگاههای اقتصادی جهان را به پذیرش خواستههای خود وادار کند.
*تاکید فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران بر تقویت برابری جنسیتی در رسانهها
اعضای شورای جنسیتی فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران در کنگره صدمین سالگرد این نهاد در پاریس، بر ضرورت گسترش برابری جنسیتی، افزایش حضور زنان در رهبری رسانهها و مقابله با تبعیض و خشونت علیه روزنامهنگاران زن تأکید کردند.
به گزارش این فدراسیون،در نشست «اولویتهای اتحادیههای کارگری برای برابری جنسیتی»، نمایندگان مناطق مختلف جهان چالشهای پیش روی زنان روزنامهنگار و راهکارهای تقویت مشارکت آنان در رسانهها و تشکلهای صنفی را بررسی کردند.
رئیس شورای جنسیتی فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با اشاره به تصویب سهمیه برابری جنسیتی در کمیته اجرایی این فدراسیون، آن را گامی مهم در جهت افزایش مشارکت زنان در سطوح تصمیمگیری توصیف کرد. او همچنین بر تدوین راهبردی جهانی برای حمایت از روزنامهنگاران زن تأکید کرد.
اعضای شورای جنسیتی در این نشست، موضوعاتی از جمله نابرابری دستمزد، آزار و اذیت در محیط کار، خشونت آنلاین، ناامنی شغلی و کمبود فرصتهای مدیریتی برای زنان در رسانهها را از مهمترین چالشهای موجود عنوان کردند.
نمایندگان اتحادیههای روزنامهنگاران از کشورهای مختلف نیز خواستار تقویت آموزشهای مرتبط با برابری جنسیتی، ایجاد محیطهای کاری امنتر و افزایش حضور زنان در جایگاههای مدیریتی و تصمیمگیری شدند.
در این نشست همچنین بر ضرورت مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت، حمایت از روزنامهنگاران زن در محیطهای کاری و گسترش همکاریهای بینالمللی برای تبادل تجربه و هماهنگی اقدامات تأکید شد.
برخی از سخنرانان، آموزش و توانمندسازی زنان را یکی از ابزارهای اصلی برای افزایش مشارکت آنان در اتحادیههای صنفی و ساختارهای رسانهای دانستند و خواستار توسعه شبکههای همکاری میان روزنامهنگاران زن در سطح جهانی شدند.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران اعلام کرد شورای جنسیتی جدید این نهاد برای دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۹ انتخاب شده و فعالیت خود را با تمرکز بر ارتقای برابری جنسیتی و حمایت از حقوق روزنامهنگاران زن آغاز کرده است.
*فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا از رأی دیوان بینالمللی دادگستری استقبال کرد
فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا از نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری درباره به رسمیت شناختن حق اعتصاب تحت کنوانسیون شماره ۸۷ سازمان بینالمللی کار استقبال کرده و آن را تصمیمی مهم برای روزنامهنگاران و کارکنان رسانه در سراسر قاره آفریقا دانسته است.
این رأی در ۲۱ مه ۲۰۲۶ صادر شد و تأکید کرد که حق اعتصاب، با وجود آنکه بهصراحت در متن کنوانسیون ذکر نشده، از حمایتهای این معاهده بینالمللی برخوردار است.
به گزارش فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران ،فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا اعلام کرد این تصمیم در شرایطی صادر شده که بسیاری از روزنامهنگاران و کارکنان رسانه در کشورهای آفریقایی با مشکلاتی از جمله دستمزدهای پرداختنشده، قراردادهای نامطمئن، ناامنی شغلی و محدودیت در فعالیتهای صنفی مواجه هستند.
این نهاد صنفی میگوید در بسیاری از موارد، کارکنان رسانهای که برای احقاق حقوق خود دست به اقدامات صنفی میزنند، با فشار، ارعاب، تعلیق یا اخراج روبهرو میشوند. به گفته این فدراسیون، رأی دیوان بینالمللی دادگستری تأکید میکند که حق اعتصاب بخشی از حقوق بنیادین مرتبط با آزادی تشکلیابی، چانهزنی جمعی و گفتوگوی اجتماعی است.
فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا همچنین اعلام کرد که شرایط دشوار کاری در بخش رسانه، از جمله کاهش امنیت شغلی، تعطیلی برخی مؤسسات رسانهای و فشارهای اقتصادی و سیاسی، بر استقلال حرفهای روزنامهنگاران تأثیر گذاشته است.
عمر فاروق عثمان، رئیس فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا، این رأی را «تصمیمی تاریخی» توصیف کرد و گفت که حکم دیوان بینالمللی دادگستری حمایت از روزنامهنگارانی را که برای دستیابی به شرایط کاری بهتر و حفظ استقلال حرفهای خود بهصورت جمعی فعالیت میکنند، تقویت خواهد کرد.
فدراسیون روزنامهنگاران آفریقا از دولتها، صاحبان رسانهها و نهادهای نظارتی در کشورهای آفریقایی خواسته است به این نظر مشورتی احترام بگذارند و حمایت از حقوق کارگری، سازوکارهای چانهزنی جمعی و گفتوگوی اجتماعی در بخش رسانه را تقویت کنند.
*سازمان جهانی آموزش و اتحادیه معلمان شمال و شرق سوریه: آموزش به زبان مادری، پایهای برای جامعهای فراگیر و دموکراتیک
به مناسبت روز زبان کوردی، نمایندگان اتحادیه معلمان شمال و شرق سوریه بر حق آموزش به زبان مادری به عنوان یکی از حقوق بنیادین انسانی تأکید کرد و خواستار بهرسمیتشناختن رسمی زبان کوردی در نظام آموزشی و ساختار سیاسی آینده سوریه شد.
نمایندگان اتحادیه معلمان شمال و شرق سوریه اعلام کردند:
«آموزش به زبان مادری حقی بنیادین است که در استانداردهای بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. بدون آن، تحقق برابری، شمول اجتماعی و آموزش باکیفیت امکانپذیر نخواهد بود.»
در حمایت از این خواسته، Education International (سازمان جهانی آموزش) اعلام کرد که آموزش به زبان مادری نهتنها یک حق اساسی، بلکه یکی از پایههای آموزش باکیفیت، برابری آموزشی، شمول اجتماعی و مشارکت دموکراتیک است. این سازمان تأکید کرد که دولتها موظفاند حقوق زبانی همه جوامع را به رسمیت بشناسند و امکان دسترسی کودکان به آموزش به زبان مادری را فراهم کنند.
سازمان جهانی آموزش همچنین احترام به تکثر زبانی و فرهنگی را شرط ضروری ساختن جوامعی دموکراتیک، فراگیر و عادلانه دانست و از تلاشهای اتحادیه معلمان شمال و شرق سوریه برای دفاع از حقوق آموزشی و زبانی حمایت کرد.
منبع:کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران