اخباروگزارش های کارگری 14 خرداد ماه 1405
جنگ و جنگافروزی، کشتار انسانها، خانهخرابی و ویرانی، آوارگی و بیکاری نه
صلح، کار و آبادانی آری
افزایش بودجه نظامی و کاهش بودجه خدمات عمومی، خصوصیسازی آموزش و درمان، ریاضت اقتصادی، کاهش قدرت خرید، حقوقِ بخورونمیر و افزایش فقر نه
آموزش ودرمان رایگان و حقوق متناسب با هزینههای زندگی و حفظ کرامت انسانی آری
اعدام، زندان و شکنجه؛ آزار و اذیت در خیابان، محل کار و زندگی؛ سانسور و قطع سراسری اینترنت جهانی؛تبعیض واینترنت طبقاتی نه
آزادی عقیده، بیان، تشکل و تجمع و سبک زندگی و اینترنت و ارتباط جهانی برای همه آری
حکومت های دیکتاتورِی وضد کارگری،حکومت اسلامی ایران نه
دموکراسی وعدالت اجتماعی آری
- بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی دهها کارگر صنایع فولاد پارس سیستان ؛ اعتراض به عدم پرداخت بموقع مطالبات و تعویق بیمه بیکاری
- سوزندوزانی که جنگ و قطعی اینترنت سفرهشان را کوچک کرد/روایت زنان بلوچ از ماههایی که بازار صنایعدستی خاموش شد
- در ستایش «زندگی»: در مقابل اختناق و غارت و انزوا، پاسخ ما زندگی است.
- بانک مرکزی نرخ تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه 1405 را 2/77 درصد اعلام کرد
- تداوم بازداشت فاطمه روهنده وکیل دادگستری به دلیل فعالیت در شبکه های اجتماعی درکرمان
- تدوام بازداشت و بیخبری از حامد تیزرویان
- کانون نویسندگان ایران: یاشار دارالشفا بازداشت شد
- بازداشت یاشار دارالشفا را محکوم میکنیم
- شیوا عاملیراد، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در نشست گروه اتحادیههای کارگری ۱۱۴ همین کنفرانس بینالمللی سازمان جهانی کار، ضمن محکوم کردن جنگ، بر ضرورت دفاع از حقوق معلمان، کارگران، فعالان صنفی و حقوق بنیادین مردم ایران تأکید کرد
- هشدار فدراسیون روزنامهنگاران درباره افزایش پروندههای حقوقی علیه رسانهها
- موج تازه اعتراضات و اعتصابات کارگری در جهان؛ مبارزه کارگران برای دفاع از معیشت، امنیت شغلی و حقوق وآزادی های اجتماعی
*******
*بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی دهها کارگر صنایع فولاد پارس سیستان ؛ اعتراض به عدم پرداخت بموقع مطالبات و تعویق بیمه بیکاری
روزپنج شنبه 14 خرداد،شماری از کارگران شرکت فولاد پارس سیستان با ارسال گزارشهایی به یک منبع خبری محلی از اخراج گسترده نیروهای کار، عدم پرداخت مطالبات قانونی و بلاتکلیفی چندماهه خود خبر داده و خواستار پاسخگویی مسئولان این شرکت و نهادهای مرتبط شدند.
از ابتدای سال جاری بخش عمدهای از کارگران این مجموعه از کار اخراج شده و به آنان اعلام شده است که برای دریافت بیمه بیکاری اقدام کنند. با این حال، کارگران میگویند با گذشت حدود سه ماه از این موضوع، نه مطالبات پایان کار و سنوات آنان پرداخت شده و نه بسیاری از آنان موفق به دریافت مقرری بیمه بیکاری شدهاند.
یکی از کارگران در گفتوگو با این منبع گفت: «در زمان تسویه حساب، وضعیت ما را به صورت تعلیقی ثبت کردند و تا امروز نه سنوات و نه مطالبات پایان کار را پرداخت کردهاند. هر بار که پیگیری میکنیم یا پاسخ روشنی نمیدهند یا با برخورد نامناسب از ما میخواهند دیگر تماس نگیریم.»
مسئولان شرکت همزمان به برخی کارگران وعده بازگشت به کار در آینده را دادهاند و همین موضوع موجب شده بسیاری از آنان از پیگیریهای حقوقی و شکایت رسمی خودداری کنند، در حالی که وضعیت معیشتی آنان روز به روز دشوارتر شده است.
کارگران همچنین مدعیاند که این کارخانه طی سالهای اخیر با مشکلات تولید مواجه بوده و در مقاطعی به دلیل کمبود مواد اولیه و شمش فولادی، تولید میلگرد در آن متوقف شده است. به گفته آنان، در برخی دورهها محصولات از سایر استانها تأمین و عرضه شده، در حالی که پروژههای توسعهای و فاز دوم کارخانه نیز با وجود گذشت چند سال همچنان به بهرهبرداری نرسیده است.
به گفته منابع محلی، این نخستین بار نیست که کارگران شرکت فولاد پارس سیستان با مشکلات معیشتی و تأخیر در پرداخت حقوق و مطالبات مواجه میشوند و در سالهای گذشته نیز گزارشهایی از تعطیلی یا کاهش فعالیت این واحد صنعتی و مشکلات کارگران آن منتشر شده بود.
کارگران اخراجشده از مسئولان اداره کار، سازمان تأمین اجتماعی، استانداری سیستان و بلوچستان و مدیران شرکت فولاد پارس سیستان خواستهاند ضمن تعیین تکلیف وضعیت اشتغال آنان، نسبت به پرداخت مطالبات معوق، سنوات و پیگیری وضعیت بیمه بیکاری کارگران اقدام فوری انجام دهند.
*سوزندوزانی که جنگ و قطعی اینترنت سفرهشان را کوچک کرد/روایت زنان بلوچ از ماههایی که بازار صنایعدستی خاموش شد
از نقشهای رنگی سوزندوزی بلوچ تا آینهدوزیها و دستدوزهای ظریف زنانی که سالها هنرشان را به خانههای ایرانی و بازارهای جهانی رسانده بودند، حالا فقط نگرانی معاش باقی مانده است. نگرانی زنانی که در ماههای جنگ و قطعی اینترنت، نه فقط بازار فروش که بخشی از معیشت خود را از دست دادند.
براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ 14 خرداد، از نهم اسفند 1404 که جنگ آغاز شد، برای بسیاری از صنعتگران صنایعدستی سیستان و بلوچستان فقط یک بحران سیاسی یا امنیتی نبود بلکه بحرانی بود که مستقیم بر سفره خانوادههایشان اثر گذاشت. حدود سه تا چهار ماه قطعی کامل اینترنت، ارتباط سوزندوزان بلوچ را با مشتریان، فروشگاههای آنلاین و بازارهای خارج از استان قطع کرد. بازاری که طی سالهای اخیر به مهمترین مسیر فروش صنایعدستی استان تبدیل شده بود.
صنایعدستی بلوچستان، بهویژه سوزندوزی بلوچ، در سالهای اخیر بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته بود. از نمایشگاههای داخلی تا بازارهای خارجی، هنر زنان بلوچ آرامآرام جای خود را پیدا میکرد و بسیاری از زنان سرپرست خانوار و زنان بدسرپرست توانسته بودند از همین راه امرار معاش کنند. اما جنگ و قطعی اینترنت، چرخه تولید و فروش را مختل کرد.
بازار هنوز به حالت عادی برنگشته است
مینا شیرانی که مدیریت کارگاهی با بیش از 250 سوزندوز را برعهده دارد، میگوید: در دوره قطعی اینترنت، ارتباط ما با مشتریها کاملاً قطع شد و فروش بسیاری از کارگاهها به صفر رسید. حتی حالا هم که اینترنت تا حدی وصل شده، بازار هنوز به حالت عادی برنگشته است.
او ادامه میدهد: مواد اولیه چند برابر شده و از طرف دیگر شرایط اقتصادی موجود باعث شده صنایعدستی از سبد خرید بسیاری از خانوادهها حذف شود. خیلی از کارگاهها در مرحله توقف فعالیت قرار دارند.
شیرانی معتقد است نبود چشمانداز روشن برای بهبود شرایط، ادامه فعالیت را برای کارگاهها دشوارتر کرده است. در این وضعیت هم کسبوکارها آسیب دیدهاند و هم تعداد زیادی از زنان فعال در این حوزه بیکار شدهاند.
زینب یکی از زنانی که سالها از راه سوزندوزی زندگی خود و فرزندانش را می گذرانده است میگوید: تمام مشتریها از طریق فضای مجازی با ما در ارتباط بودند. وقتی اینترنت قطع شد، سفارشها لغو شد و فروش تقریباً به صفر رسید.
او میگوید: در این مدت حتی تامین هزینههای اولیه زندگی هم سخت شده بود. ما از همین کار نان میخوردیم. وقتی فروش نباشد، درآمدی هم نیست. خیلی از زنهایی که با ما کار میکردند بیکار شدند.
آسیه نیز که در یکی از کارگاههای سوزندوزی فعالیت میکند، معتقد است بعد از جنگ هم شرایط به حالت عادی برنگشته و الان هم که اینترنت وصل شده اما بازار به حالت قبل برنگشته است. مردم اولویتشان خرید کالاهای اساسی است و صنایعدستی برای خیلیها کالای لوکس محسوب میشود و با این وضعیت تورم تمایلی به خرید اینجور کالاها ندارند.
به گفته او، افزایش قیمت مواد اولیه نیز فشار مضاعفی بر صنعتگران وارد کرده است: نخ، پارچه و وسایل کار چند برابر شده و ما فروشی نداریم.
مریم یکی دیگر از این هنرمندمان میگوید: بسیاری از زنان بلوچ در این ماهها تنها منبع درآمد خود را از دست دادهاند. خیلی از زنها سرپرست خانوارند و هیچ درآمد دیگری ندارند. وقتی سفارش و فروش قطع شد، زندگی خیلیها دچار مشکل شد.
او ادامه میدهد: بعضی کارگاهها فعالیتشان را کم کردند و بعضی هم در آستانه تعطیلی قرار گرفتند؛ چون نه فروش بود و نه حمایتی که بتواند بخشی از خسارتها را جبران کند.
*در ستایش «زندگی»: در مقابل اختناق و غارت و انزوا، پاسخ ما زندگی است.
در این سالها، برای بسیاری از مردم ایران، زندگی چیزی شبیه یک «بدیهی آرام» نبوده است. بیشتر شبیه چیزی بوده که باید هر روز دوباره از دل فشار، ترس، خبرهای سنگین و فقدانهای واقعی بیرون کشیده شود. گاهی نه با امید، بلکه صرفاً با نوعی اجبار درونی برای ادامه دادن.
وقتی جامعه دورههایی از خشونت، سرکوب، ناامنی و بحران را پشت سر میگذارد، زبانِ زندگی هم تغییر میکند. دیگر کمتر کسی از زندگی بهعنوان یک تجربه روشن و ساده حرف میزند. بیشتر، از دوام آوردن، از کنار آمدن، از تحمل کردن سخن به میان میآید. اما حتی در همین زبان فرسوده هم چیزی پنهان است: اصرار به زنده ماندن.
زندگی در چنین شرایطی دیگر یک مفهوم شاعرانهی بیدردسر نیست. در لایههای روزمرهاش، با بدنهایی سروکار دارد که خستهاند، با ذهنهایی که پر از تصویرهای تکرارشوندهاند، با خانوادههایی که چیزی را از دست دادهاند یا همیشه نگران از دست دادناند. و با این همه، هنوز صبحی میآید، هنوز کسی نان میخرد، هنوز گفتوگویی شکل میگیرد، هنوز کودکی میخندد، هنوز آدم ها بیهدف قدم میزنند؛ نه به عنوان نشانهای از حل شدن دردها، بلکه به عنوان نشانهای از اینکه زندگی کاملاً متوقف نشده است.
شاید در چنین موقعیتی، ستایش زندگی معنای سادهدلانهی گذشته را نداشته باشد. دیگر نمیشود از زندگی فقط بهعنوان زیبایی یا روشنایی حرف زد. باید پذیرفت که زندگی میتواند همزمان همراه با ترس و امید باشد؛ همزمان با خشم و دلبستگی؛ همزمان با فرسودگی و نیاز به معنا.
با این حال، همین تناقض است که زندگی را واقعیتر میکند. انسان در دل تجربههای سخت، لزوماً زندگی را «دوستداشتنی» نمیبیند، اما همچنان به آن چنگ میزند؛ چون جایگزینی ندارد، و مهمتر از آن، چون در همان لحظههای کوچک و ناپایدار، هنوز چیزهایی هست که ارزش نگه داشتن دارند: یک رابطه، یک خاطره، یک لحظه سکوت، یا حتی فقط حس گذر زمان بدون حادثه.
شاید ستایش زندگی در اینجا یعنی پذیرفتن این حقیقت ساده و سخت: اینکه زندگی همیشه زیبا نیست، اما هنوز جریان دارد. و همین جریان داشتن، حتی در شکلهای خسته و زخمیاش، نوعی مقاومت خاموش است؛ مقاومتی که لزوماً شعار نمیدهد، اما ادامه پیدا میکند تا سنت تاریخی سکوت و انزواطلبیِ پسابحران را بشکند! چرا که قلب ما دیگر سکوت را نمیپذیرد.
و شاید در نهایت، همین ادامه دادن، با همهی زخمها و تردیدها، تنها شکل ممکنِ پیشبرد اهداف و آرمانها باشد، جایی که انسان فقط شاهد بحران نیست، بلکه هنوز میتواند برای خود و دیگران حامل امید، پیوند و معنا باشد. و درست در همین لحظههاست که «زندگی» بیش از همیشه نیازمند یادآوری است: اميد هيج معجزى ز مرده نيست، زنده باش!
برگرفته ازکانال صنف مستقل دانشجویان بهشتی
*بانک مرکزی نرخ تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه 1405 را 2/77 درصد اعلام کرد
بانک مرکزی اعلام کرد: نرخ تورم در 12 ماه منتهی به اردیبهشت ماه 1405 نسبت به 12 ماه منتهی به اردیبهشت ماه 1404 معادل 9/53 درصد شد.
بر اساس اعلام بانک مرکزی، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران شاخص تورم در اردیبهشت ماه 1405 به عدد 667/5 رسید که نسبت به ماه قبل معادل 5/8 درصد افزایش داشت. شاخص مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل 77/2 درصد افزایش یافت.
* تداوم بازداشت فاطمه روهنده وکیل دادگستری به دلیل فعالیت در شبکه های اجتماعی در کرمان
فاطمه روهنده، وکیل دادگستری به دلیل فعالیت در شبکه های اجتماعی داخلی، پس از صدور قرار ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی از اواخر اردیبهشتماه در کرمان بازداشت شده و این بازداشت موقت، همچنان ادامه دارد.
بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 14 خرداد،این وکیل دادگستری برای نخستین بار در اسفندماه سال گذشته به دلیل نشر استوریهایی در حمایت از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه بازداشت و عنوان اتهامی او در دادسرا نیز؛ نشر اکاذیب قید شده بود.
در این بازداشت، سه قرار برای این وکیل دادگستری صادر شده بود. نخست؛ تعلیق اشتغال به حرفه وکالت به مدت یک سال، دوم به ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی برمیگشت و سومین قرار نیز، ناظر بر بازداشت موقت یک ماهه بود.
در خصوص قرار نخست صادره به واسطه پیگیریهای کانون وکلا، اینگونه مطرح شد که بنا بر استناد به مصوبه قانونی؛ دادیار یا بازپرس، حق تعلیق وکیل از اشتغال به حرفه وکالت را ندارد، مگر به موجب حکم قطعی دادگاه که دادگاه انقلاب این مسئله را پذیرفت و در نهایت وی به عرصه شغلی خود بازگشت.
بر اساس قرار دوم صادره اما؛ حضور این وکیل دادگستری در پیامرسانهای داخلی، نقض قرار نظارت تلقی شده و از ۲۹ اردیبهشتماه سال جاری به بازداشت مجدد او در کرمان منجر شده است. در حال حاضر، پرونده در مرحله صدور رای قرار گرفته است.
گفتنی است که بازداشت موقت در برخی جرائم خاص صادر شده و بر اساس قانون؛ عنوان اتهامی نشر اکاذیب، منجر به صدور این قرار نمیشود. بدیهی است که در چنین پروندهای، بازداشت این وکیل دادگستری و تداوم آن، فاقد مشروعیت قانونی بوده و به گفته کارشناسان حقوقی، باید به قید فوریت آزاد شود.
*تدوام بازداشت و بیخبری از حامد تیزرویان
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، حامد تیزرویان فعال محیط زیست و دانشجوی دکترای تنوع زیستی دانشگاه بهشتی از روز ۱۴ اردیبهشتماه در بازداشت بهسر میبرد.
بعد از گذشت یک ماه از بازداشت این فعال محیط زیست هنوز شفافسازی درمورد اتهامات و وضعیت پرونده ایشان صورت نگرفته است.
پیشتر صفحه اینستاگرام حامد تیزرویان در انتقاد از سوءمدیریت در زمینه اطفای حریق جنگلهای الیت مازندران مسدود شده بود.
*کانون نویسندگان ایران: یاشار دارالشفا بازداشت شد
یاشار دارالشفا، پژوهشگر علوم اجتماعی، صبح دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ در پی یورش ماموران امنیتی به خانهاش در تهران بازداشت شد و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. به گفتهی خبرگزاریها بازداشت او با ضرب و شتم صورت گرفته است و ماموران خانه را تفتیش کردهاند.
یاشار دارالشفا پیش از این نیز بارها هدف تعقیب و حمله و آزار ماموران امنیتی قرار گرفته است.
او در آبان ۱۳۹۱، برای اجرای حکم ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری بازداشت و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد و در سال ۱۴۰۱ نیز حکم ۱۰ ماه حبس خود را در زندانهای اوین و رجاییشهر گذارند.
*بازداشت یاشار دارالشفا را محکوم میکنیم
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بازداشت یاشار دارالشفا، پژوهشگر و فعال در عرصه علوم اجتماعی و زندانی سیاسی پیشین، را که صبح روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ در پی یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش در تهران صورت گرفته است، قویاً محکوم میکند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی، با ورود به منزل آقای دارالشفا، ضمن تفتیش خانه، وی را با اعمال خشونت بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردهاند. در زمان انتشار این اطلاعیه، از وضعیت و محل نگهداری ایشان اطلاعی در دست نیست و این موضوع موجب نگرانی جدی خانواده، دوستان و تمامی مدافعان آزادی و عدالت اجتماعی شده است.
یاشار دارالشفا طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای فکری، پژوهشی و اجتماعی خود تحت فشار، تعقیب، بازداشت و زندان قرار گرفته است. تداوم برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی، کارگری، مدنی، اجتماعی و سیاسی، نقض آشکار حقوق بنیادین شهروندان از جمله حق آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی تشکل و حق فعالیت مدنیو سیاسی است.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن این بازداشت، خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط یاشار دارالشفا و همچنین آزادی تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، روزنامهنگاران، کنشگران مدنی و سیاسی و تمامی زندانیانی است که به دلیل فعالیتهای احتماعی و دفاع از حقوق انسانی، مدنی و ااقتصادی تحت تعقیب، بازداشت و زندان قرار گرفتهاند.
نه به جنگ و سیاستهای جنگ طلبانه
نه به سرکوب و استبداد
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان
چاره کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
*شیوا عاملیراد، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در نشست گروه اتحادیههای کارگری ۱۱۴ همین کنفرانس بینالمللی سازمان جهانی کار، ضمن محکوم کردن جنگ، بر ضرورت دفاع از حقوق معلمان، کارگران، فعالان صنفی و حقوق بنیادین مردم ایران تأکید کرد
من به نمایندگی از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران سخن میگویم.
مایلم سخنانم را با این تأکید آغاز کنم که ما جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را بهشدت محکوم میکنیم. این جنگ باید بهطور دائمی پایان یابد.
همچنین لازم میدانم به نمایندگان حاضر در سازمان بینالمللی کار یادآوری کنم که بسیاری از فعالان صنفی و کارگری که باید امروز در این کنفرانس حضور میداشتند، صرفاً به دلیل دفاع از حقوق بنیادین کارگران، در زندان به سر میبرند یا تحت پیگرد و فشار قرار دارند.
نمیتوان سرکوب فعالان صنفی و کنشگران جامعه مدنی در ایران را نادیده گرفت؛ مردم عادی، بهویژه کودکان و دانشآموزان، چه در جریان جنگ و چه در طول سالها سرکوب در ایران، سنگینترین هزینهها را پرداختهاند.
در نخستین روز جنگ، بمباران آمریکا یک مدرسه ابتدایی در میناب را هدف قرار داد که دستکم ۱۲۰ کودک در آن جان باختند. تا امروز هیچگونه پاسخگویی و مسئولیتی در قبال این فاجعه صورت نگرفته است. این جنگ در حالی آغاز شد که جامعه هنوز از پیامدهای سرکوب خشونتبار اعتراضات در اوایل سال جاری رهایی نیافته بود؛ سرکوبی که به کشته شدن ۲۵۰ کودک انجامید.
جنگ، فقر، ناامنی و دشواریهای اقتصادی موجود را تشدید کرده است. حدود دو میلیون کارگر شغل خود را از دست دادهاند؛ وضعیتی که به گسترش کار کودکان، افزایش ترک تحصیل و محرومیت شمار بیشتری از کودکان از حق آموزش منجر شده است.
این شورا با جنگ، مداخلهٔ نظامی، دیکتاتوری و سرکوب، در هر شکل و از سوی هر طرف، مخالف است. تغییر دموکراتیک واقعی تنها از طریق سازمانیابی مستقل و کنش جمعیِ مردم، از دل جامعه و از پایین به بالا، امکانپذیر است
این شورا از نمایندگان حاضر در کنفرانس بینالمللی کار میخواهیم موضعی روشن علیه جنگ و علیه همه اشکال سرکوب داخلی اتخاذ کنند و از صلح، عدالت، آزادی، برابری، کرامت انسانی و حقوق معلمان و کارگران دفاع نمایند.
صلح و عدالت از یکدیگر جداییناپذیرند. بدون آنها، هیچ حمایت معناداری از کارگران، کودکان و حقوق بنیادین بشر امکانپذیر نخواهد بود.
*هشدار فدراسیون روزنامهنگاران درباره افزایش پروندههای حقوقی علیه رسانهها
روز پنجشنبه 14 خرداد،فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران اعلام کرد استفاده ابزاری از دادگاهها برای تحت فشار قرار دادن روزنامهنگاران و محدود کردن آزادی بیان باید با مجازاتهای بازدارنده روبهرو شود.
این موضع در جریان کارگاه آنلاین «مقابله با دعاوی راهبردی علیه مشارکت عمومی» که اول ژوئن به ابتکار پروژه «رسانه برای شهروندان و دموکراسی در عصر دیجیتال» برگزار شد، مطرح شد.
آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، در سخنرانی افتتاحیه این نشست تأکید کرد هدف اصلی این پروندهها دستیابی به عدالت نیست، بلکه وارد کردن فشار مالی، روانی و حرفهای بر روزنامهنگاران و منتقدان است.
وی با اشاره به تصویب مقررات اروپایی برای مقابله با این نوع دعاوی، خواستار اجرای مؤثر آن در کشورهای عضو شد و گفت: «برای مقابله با کسانی که از دادگاهها به عنوان ابزاری برای سانسور استفاده میکنند، به مجازاتهای بازدارنده نیاز داریم.»
در این وبینار، کارشناسان رسانه و حقوق از کشورهای مختلف پیامدهای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و حرفهای این دعاوی را بررسی و راهکارهای مقابله با آن را تشریح کردند.
در بخش پایانی نشست، نقش اتحادیههای روزنامهنگاران در مقابله با افزایش این پروندهها مورد بحث قرار گرفت. شرکتکنندگان بر ضرورت افزایش آگاهی روزنامهنگاران از طریق دورههای آموزشی، وبینارها و انتشار منابع تخصصی تأکید کردند.
همچنین تشکیل ائتلافهای ملی و منطقهای برای مقابله با این دعاوی، اجرای کارزارهای حمایتی و اصلاحات قانونی، ارائه بیمه حقوقی به اعضای اتحادیهها و تشویق به ثبت و گزارش موارد مشابه در سایر بخشهای جامعه از جمله پیشنهادهای مطرحشده در این نشست بود.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران تأکید کرده است که مقابله با اینگونه اقدامات، بخشی از تلاشهای گستردهتر برای حفاظت از آزادی رسانهها، حق دسترسی به اطلاعات و مشارکت آزادانه شهروندان در امور عمومی است.
*موج تازه اعتراضات و اعتصابات کارگری در جهان؛ مبارزه کارگران برای دفاع از معیشت، امنیت شغلی و حقوق وآزادی های اجتماعی
در ماههای اخیر، کشورهای مختلف جهان شاهد گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری بودهاند. از اروپا تا آمریکای لاتین و از بخش حملونقل و آموزش گرفته تا صنایع نفت، گاز و معدن، میلیونها کارگر برای دفاع از معیشت، امنیت شغلی و حقوق خود به میدان آمدهاند. این تحولات نشان میدهد که بحران اقتصادی جهانی، افزایش هزینههای زندگی و سیاستهای ریاضتی دولتها فشار فزایندهای بر طبقه کارگر وارد کرده است.
در پرتغال، اعتصاب سراسری کارگران بخش عمومی و خصوصی به یکی از مهمترین رویدادهای اجتماعی ماههای اخیر تبدیل شد. اتحادیههای کارگری در اعتراض به پایین بودن دستمزدها، افزایش هزینههای زندگی و تغییرات قانون کار دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب بخشهایی از حملونقل، آموزش، خدمات درمانی و سایر خدمات عمومی را تحت تأثیر قرار داد.
در بریتانیا نیز کارگران متروی لندن و دیگر بخشهای حملونقل عمومی بار دیگر به صحنه اعتراض بازگشتهاند. محور اصلی این اعتراضات مخالفت با تغییرات برنامههای کاری، افزایش فشار شغلی و نگرانی از کاهش استانداردهای ایمنی است. اتحادیههای کارگری هشدار دادهاند که در صورت بینتیجه ماندن مذاکرات، دامنه اعتصابات گسترش خواهد یافت.
در آمریکای لاتین، کارگران صنعت نفت کلمبیا با برگزاری اعتصاب خواهان افزایش دستمزدها، بهبود شرایط کاری و گسترش خدمات رفاهی شدند.
همزمان در مکزیک نیز هزاران معلم، بازنشسته و کارمند دولت با برگزاری تجمعات گسترده خواستار اصلاح نظام بازنشستگی و افزایش حقوق متناسب با تورم شدهاند.
کارگران بخش انرژی، بنادر و معادن استرالیا نسبت به کاهش قدرت خرید و سهم ناچیز خود از سودهای کلان شرکتهای بزرگ اعتراض دارند. اتحادیهها اعلام کردهاند که در صورت عدم تحقق مطالبات مزدی، اعتصابات گستردهتری در راه خواهد بود.
در نروژ، یکی از مهمترین تولیدکنندگان انرژی اروپا، کارکنان صنعت نفت و گاز تهدید به اعتصاب کردهاند. این اعتراضات بر سر دستمزدها و شرایط کار شکل گرفته و میتواند تأثیر قابل توجهی بر بازار انرژی اروپا داشته باشد.
وجه مشترک تمامی این اعتراضات، شکاف روزافزون میان درآمد کارگران و هزینههای زندگی است. در حالی که بسیاری از شرکتهای بزرگ و مؤسسات مالی سودهای هنگفتی کسب میکنند، بخش بزرگی از نیروی کار با کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و فشارهای اقتصادی فزاینده مواجه است. به همین دلیل، مطالبه افزایش دستمزدها و مقابله با سیاستهای ریاضتی به محور اصلی مبارزات کارگری در بسیاری از کشورها تبدیل شده است.
گزارشهای بینالمللی همچنین نشان میدهد که در بسیاری از کشورها محدودیتهای بیشتری بر فعالیت اتحادیههای کارگری و حق اعتصاب اعمال میشود. این روند بیانگر آن است که مبارزه برای دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و آزادی تشکلیابی همچنان از مهمترین عرصههای نبرد طبقاتی در جهان معاصر است.
موج کنونی اعتراضات کارگری صرفاً واکنشی به مشکلات روزمره اقتصادی نیست؛ بلکه بیانگر نارضایتی عمیقتر از ساختارهایی است که بار بحرانهای اقتصادی را بر دوش کارگران و مزدبگیران میگذارند. از این رو میتوان انتظار داشت که در صورت ادامه تورم، افزایش نابرابری و تداوم سیاستهای ضدکارگری، جنبشهای اعتراضی و اعتصابی در کشورهای مختلف جهان همچنان گسترش یابد.