ترنسفوبیا، زخمی التیامنیافته در جامعه کوئیر
در حالی ماه افتخار رنگینکمانی در سال ۲۰۲۶ را گرامی میداریم که جهان را موجی از قوانین ترنسستیزانه دربرگرفته است که سیاستمداران راست-افراطی بر جامعه ترنس تحمیل کردهاند! از ترامپ در آمریکا تا مایلی در آرژانتین همگی ضمن دفاع از همجنسگرایان فورا مرزبندی خود را با جامعه ترنس اعلام کرده و بر علیه آنان به میدان آمدهاند!
تمامی این سیاستمداران در سخنان خود بر این موضوع تاکید دارند که تنها دو جنسیت زن و مرد داریم تا با این گزاره ابتدا جامعه ترنس را انکار کنند و سپس علیه عمل تصدیق جنسیت افراد ترنس به میدان میآیند و میگویند این ناقصسازی جنسی افراد است و با حذف کردن مراقبتهای بهداشتی برای نوجوانان ترنس رویکرد ترنسفوبیک خود را بیش از پیش پی میگیرند!
این سیاستمداران در حالی به اسم دفاع از کودکان باعث ممنوعیت مراقبتهای بهداشتی از نوجوانان ترنس میشوند که ویژگیهای ترنس بودگی در دوران نوجوانی خود را در افراد ترنس نمایان میکند، از همین جهت ممنوعیت این مراقبتهای بهداشتی در عمل باعث میشود افراد ترنس با مشکلات متعددی از جمله آشفتگی جنسیتی و فشار روانی روبرو شوند!
همچنین این رویکرد ترنسفوبیک فارغ از معضلات روانی و بهداشتی که برای افراد ترنس پدید میآورد تعریف ترنس بودن را تنها شامل افرادی میکند که قصد عمل جراحی تصدیق جنسیت را داشته باشند و اگر فرد ترنسی قصد نداشته باشد عمل کند یا پروسه ترنزیشن را به صورت کامل نخواهد انجام دهد به عنوان فرد ترنس طبقهبندی نمیکنند! از همین جهت میتوان دید این قوانین ترنسفوبیک عملا بخش بزرگی از جامعه ترنس را حذف کرده و از آنان هویتزدایی میکند!
در واقع میشود گفت ترنسفوبیا نه تنها تبعیض اجتماعی را علیه افراد ترنس نهادینه میکند بلکه همزمان از افراد ترنس به عنوان بخشی از جامعه دیگری میسازد که یا باید حذف شوند یا خود را در چارچوب تعاریف دوگانه جنسیتی زن و مرد سنتی قرار دهند تا پذیرش شوند! رویکردی که مشخصا در نتیجه برساختهای اجتماعی مردسالارانه، محافظهکارانه و مذهبی گسترش مییابد!
در چارچوب این برساختهای اجتماعی افراد تا زمانی در جامعه پذیرش میشوند که خود را در چارچوب تعاریف سنتی زن و مرد قرار دهند و بر این اساس پیش بروند و اگر بخشی از جامعه چه بر اساس صفت جنسیتی، چه هویت جنسیتی و چه بیان جنسیتی این ساختار سنتی زنانه و مردانه را بشکند به عنوان دیگری حذف میشود! حتی اگر آن فرد یک مرد/پسر دگرجنسگرا باشد ولی بیان جنسیتی و پوششی فمینین داشته باشد فورا توسط همین تفکرات مردسالارانه، محافظهکارانه و مذهبی مورد هجمه قرار میگیرد!
اما آنچیزی که بسیاری از منتقدان این برساختهای اجتماعی به آن اشاره نمیکنند این است که کدام مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باعث شده این برساختها در جامعه گسترش پیدا کنند و ضمن نقد خود بر این برساختها راهکاری برای زدودن آنان نشان نمیدهند!
در همین رابطه باید گفت این برساختها نه در خلأ بلکه در نتیجه مناسبات سرمایهدارانه طبقاتی لیبرال به وجود آمدهاند! مناسباتی که مردسالاری، محافظهکاری اجتماعی و مذهب را به عنوان روبناهای خود حفظ میکند! چرا که در طی همین رویکرد است میتواند در جامعه مانع همزیستی مسالمتآمیز شده و با شکاف بر اساس ملیت، فرهنگ، زبان، مذهب، بیمذهبی، جنس، جنسیت، گرایش جنسی و.... در جامعه شکاف انداخته، آنان را در تقابل هم قرار دهد تا با عدم اتحاد بخشهای متفاوت هویتی جامعه به راحتی بتوان با جنگ فرهنگی آنان را از اتحاد طبقاتی دور کرده و این ساز و کار استثمارگونه و استعماری را بیش از نهادینه کند و آن را بخشی از طبیعت انسان جلوه دهد!
در واقع همین مناسبات سرمایهداری لیبرال ابتدا تکثر هویتها متفاوت فرهنگی، زبانی، ملی، جنسی و جنسیتی را میپذیرد تا اتحاد جامعه را نشان دهد و همزمان با برساختهای مردسالارانه، محافظهکارانه و مذهبی باعث دوری جامعه از هم شده تا آن اتحادی شعارش را میدهد شکل نگیرد که مبادا موجودیت مناسبات تبعیضآمیز طبقاتی سرمایهداری لیبرال را اتحاد هویتها با یکدیگر با خطر مواجه کند!
از همین جهت آشکارا میبینیم که ترنسفوبیا نه صرفا بر اثر تعصبات اجتماعی و مذهبی بلکه در واقع در مناسباتی که این تعصبات را گسترش میدهد پدید میآید و نهادینه میشود! در همین بستر باید اعلام کرد برای مبارزه با ترنسفوبیا نباید تنها به مبارزه با تعصبات فرهنگی محدود شد بلکه آن را باید به نقد رادیکال و مبارزه با مناسبات سرمایهداری لیبرال گسترش داد که باعث میشود زمینه رشد برساختهایی پدید بیاید که ترنسفوبیا را تقویت و نهادینه میکند! چرا که بدون نقد بر سرمایهداری طبقاتی لیبرال ترنسفوبیا هیچگاه در جوامع متفاوت محو نخواهد شد!
کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ