نسلکشی در غزه و سیاست آپارتاید در کرانۀ باختری
نوشتهای خواندنی از
لارش اُلی (Lars Ohly)
رهبر پیشین حزب چپ سوئد
جمعه ۵ جون ٢٠٢۶، ١۵ خردادماه ١۴٠۵
برگردان به فارسی از نادر ثانی
روزنامۀ اکسپرسن (Expressen)، [یکی از دو روزنامۀ پرتیراژ عصر سوئد] از من درخواست کرد تا درباره گزارش تحقیقی آنها درباره نامزدهای حزب چپ [Vänsterpartiet] در انتخابات مطلبی بنویسم. متن اصلی من در زیر آمده است. متأسفانه این متن در نسخۀ منتشرشده، کوتاه شده و تغییر یافته است. اما این متن اصلی من میباشد:
نسلکشی در غزه و سیاست آپارتاید در کرانۀ باختری، اقداماتی است که نمایشگر نشامی است که خود را فراتر از حقوق بشر [حقوق بینالملل بشر] و قوانین بینالمللی میداند. تمام گزارشهایی که امروز باید از خاورمیانه منتشر شود، باید درباره جنایات علیه بشریت باشد که اسرائیل (و ایالات متحده) روزانه مرتکب میشوند.
خواستی بسیار قوی از سوی دوستان و مدافعان اسرائیل وجود داشته است که، با هدف جلوگیری از افزایش آگاهی درباره نسلکشی اسرائیل، هرگونه نقد به اسرائیل را با یهودستیزی [ضدیت با یهودیان] پیوند بزنند. و آنها نیز در اینراه موفق بودهاند. بخش بسیار کمی از پوشش خبری به بیش از ۷۵٬۰۰۰ فلسطینی کشتهشده – که شاید ۳۰٬۰۰۰ نفر از آنها کودک باشند – پرداخته است. تعداد بسیار زیادی از مقالات به نقضهای ادعایی از سوی مدافعان حقوق فلسطینیان اختصاص داشته است.
در مواردی معدود، نمونههای آشکاری از یهودستیزی، به این معنا که یهودیان به دلیل یهودی بودنشان تحقیر، آزار و تبعیض شوند، وجود داشته است. هر ضدنژادپرستی به طور غریزی از این کلیشههای نژادپرستانه و تعصبات ابرازشده احساس انزجار میکند. باید با این موارد – مانند همۀ گونههای نژادپرستیها –مبارزه شوند.
اما در بیشتر موارد، اصلاً موضوع یهودستیزی نبوده، بلکه نقدی کاملاً مشروع نسبت به جنایات جنگی دولت اسرائیل مطرح بوده است. مانند همۀ ملتهای دیگر، مثلاً مردم اوکراین، فلسطینیان نیز حقوق اساسی دارند: حق آزادی، حق تعیین سرنوشت، و حق مقاومت در برابر اشغال، آوارگی و نسلکشی. مخالفت با این عقیده که یهودیان به دلیل یهودی بودنشان حق سیادت بر فلسطین را داشته و فلسطینیان به دلیل یهودی نبودنشان حق فلسطین را ندارند، یهودستیزی نیست.
در این مورد موازیهایی با نحوۀ تعریف «تروریسم» در گفتمان عمومی وجود دارد. امروزه هیچ خبری در رادیو یا تلویزیون در مورد فلسطین پخش نمیشود مگر اینکه از حماس «تحت عنوان تروریستی» نام برده شود، و البته این از این جهت درست است که اسرائیل، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و اتحادیۀ اروپا دقیقاً همین برچسب را به این سازمان زدهاند. در همین حال، اسرائیل – که در همین لحظات بدترین جنایات علیه بشریت پس از نسلکشی رواندا [۱۹۹۴] را مرتکب میشود – از هر گونه چنین دستهبندیهایی در امان است.
اینکه کدام سازمانها به عنوان سازمانهای تروریستی طبقهبندی میشوند، حاصل تصمیمات سیاسی دولتها و نهادهای بینالمللی است و در نهایت به این پرسش مربوط میشود که چه کسانی جایگاه قدرت را در اختیار دارند. یک حزب چپ که به طور مداوم از حقوق بینالملل و حقوق بشر دفاع میکند، نمیتواند با سستی یک نظم جهانی را بپذیرد که منجر به این میشود که اسرائیل، در حالی که فلسطینیان به قتل میرسند، با موافقتنامههای تجاری مورد ارفاق قرار گیرد.
در سوئد، برخی از سیاستمداران سوئدی به این جریان پیوستهاند و اعلام کردهاند که پوشیدن شال فلسطینی یا تکان دادن پرچم فلسطین معادل حمایت از تروریسم است. بدین ترتیب، اصولاً هر کسی که علیه کشتار کودکان موضع میگیرد، تروریست محسوب میشود.
در چنین فضای بحثی، حفظ آرامش و تعادل میتواند دشوار باشد – این موضوع به ویژه در واکنشهای حزب چپ سوئد ، زمانی که دوستان اسرائیل و مدافعان نسلکشی، حزب را به یهودستیزی و حمایت از تروریسم متهم میکنند، مشهود است. بسیار زیاد پیش میآید که رهبری حزب چپ سوئد تعاریف مخالفان خود را از آنچه که باید یهودستیزی و تروریسم محسوب شود، میپذیرد. بدین ترتیب، این حزب در موقعیتی تدافعی قرار میگیرد که بیان واقعیات و تحلیل سیاسی مستقل خود را دشوار میسازد.
عقبنشینی مداوم در برابر هر انتقادی از سوی سیاستمدارانی مانند "ابا بوش"، رهبر حزب دموکراتمسیحی سوئد، که هیچ مشکلی با گفتن جملاتی مانند «اسرائیل به تمام جهان خدمت میکند» ندارند، دقیقاً به همان چیزی منجر میشود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواهان آن است: اینکه دولت تروریستی اسرائیل بتواند به بمباران غیرنظامیان در فلسطین و لبنان، آوارگی مردم و کشتار بیگناهان ادامه دهد.
روزنامه اکسپرسن اکنون فهرستهای انتخاباتی حزب چپ سوئد را بررسی کرده و نامزدهایی را یافته است که حماس و حملۀ ۷ اکتبر [۲۰۲۳] را ستایش کردهاند. این منطقی است که حزب آنچه را که این اعضای حزب چپ گفته و انجام دادهاند بررسی کند، و اگر مشخص شود که آنها تروریسم را ستایش کردهاند، نه تنها نباید در هیچ فهرستی باشند، بلکه حتی نباید عضو حزب باشند.
اما تاریخ و «منازعه» در خاورمیانه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز نشده است. مردمی که تحت ستم، آوارگی و اشغال قرار گرفتهاند، حق مقاومت دارند و حق مبارزه با ستم، آوارگی و اشغال. اگر چپ به طور واضح از این اصول دفاع نکند – در عین حال که به طور طبیعی هرگونه تعرض به غیرنظامیان را محکوم میکند – در عمل میپذیرد که ملتهای مختلف باید با معیارهای متفاوت سنجیده شوند. در آن صورت، حقوق جهانی از جهانی بودن ساقط میشوند.
من آرزو میکنم که حزب چپ سوئد، به جای اینکه روایت مدافعان نسلکشی را بپذیرد، به موضعگیری روشن خود در برابر بدترین دولت تروریستی جهان امروز بازگردد. چپ و جنبش فلسطین باید خود را از رمانتیسم تروریستی و یهودستیزی پاک نگه دارند، اما هرگز نمیتوانند با تطبیق یافتن با پیشفرضهای ایالات متحده و اسرائیل در بحث پیروز شوند. ما در عوض باید سیاستی را برای حقوق بشر یکسان، اصول یکسان حقوق بینالملل، و حق یکسان آزادی و تعیین سرنوشت برای همۀ ملتها ـ بدون استثنا ـ را تدوین نمائیم.