پوست اندازی
ترامپ و نتانیاهو با حمله به ایران و وارد کردن آسیب های جدی به ساختارهای کشور و غیر نظامیان و بیمارستان ها و مدارس و با کشتار کودکان میناب و نوجوانان لامرد، پرونده ای ننگینی از خود برجا گذاشتند وبه رژیمی که بشدت ضعیف شده بود، جان دوباره دادند و البته وحدت ملی ایرانیان را تحکیم بخشیدند.
ج ا برای بقای خود مجبور به سازگاری و نوآوری شد و نحوه ی جنگ و نحوه ی تبلیغات خود را تغییر داد و این کار را برخلاف عادت همیشگی با سرعت بیسابقهای هم انجام داد. اکنون همه می دانند شیوه ی تدافعی ایران نحوه ی جنگ را در دنیا تغییر داده است.
اما در مورد تبلیغات جنگ واضح بود که رادیو و تلویزیون ج ا آن اعتبار و توانایی را برای مقابله تبلیغات آمریکا و بطور کلی غرب و اسراییل ندارد . در این میان ازتحلیل های شخصیت های ملی و چپ وطنخواه که دل در گروی ایران دارند مدد گرفت و نوار ویدیوی آنان را در داخل کشور پخش کرد. این کار در تقویت روحیه مردم و خنثی کردن تبلیغات مسموم دشمنان موثر واقع شد.این بدان معنا نیست که در سیاست ج ا تغییری حاصل شده است بلکه این استفاده ی موقت از نیروهای غیرخودی است. رژیم همچنین در زمینه موزیک و تهیه ویدیوهای انیمیشنی با آدمکهای لگو، با تهیه کردن فیلم های دو سه دقیقه ای توانسته است مخاطبانی را نه تنها در خاورمیانه بلکه در سایر کشورهای آسیایی و اروپایی جلب کند و در این زمینه برای اول بار از آمریکا و اسرائیل پیشی گرفت.
این جنگ باعث ظهور یک ایران جدید شده ، ایرانی که در آن مساله ملی تجلی پیدا کرده و مجسمه های آرش کمانگیر و شاپور و غیره به نمایش گذاشته شده است و چهره ی دیگری متفاوت از 47 سال گذشته نشان داده می شود. در حکومتی که تقریبا بی سر شده، نسل جدیدی بالا آمده که دوران شاه را تجربه نکرده و در همین جمهوری اسلامی چشم به جهان گشوده ودیدگاه های عملی سیاسی دارد. به نظر می رسد که نسل جدید بیشتر عملگرا است و از معیارهای دست و پاگیر انقلابی فاصله گرفته. همین ها با بستن تنگه ی هرمز میدان و معادله ی نبرد با آمریکا و اسراییل را تغییر داده اند. اکنون جهان درگیر معضل ایران شده است، معضلی که ترامپ و نتانیاهو درست کرده اند.
ایران در صورتی که بخش بوروکراتیک ج ا دستاوردها را معامله نکند از این جنگ بعنوان قدرت منطقه ای سربرخواهد آورد و از درآمد عوارض تنگه هرمز برای جبران خرابی ها استفاده خواهد کرد. تحولات اخیر در منطقه، نظم قبلی را که تحت سلطه مستقیم ایالات متحده بود تغییر داده و کوشش اسراییل برای احیای پیمان ابراهیم بی عاقبت به نظر میرسد. اگر پیمان ابراهیم عملی نشود در درجه ی اول اسراییل و سپس آمریکا نفوذشان را در منطقه از دست خواهند داد.
برای ترامپ، دادن امتیاز به ایران غیرقابل تحمل است و فرسایشی کردن جنگ نیز ممکن نیست، پس از تاکتیک آتش بس- حمله و مجددا آتش بس ـ حمله استفاده می کند که بتدریج قدرت و توانایی تسلیحاتی و نظامی ایران را تحلیل ببرد. ولی این کارهم با توجه به انتخابات میان دوره ای و فشار متحدان اروپایی و دیگر کشورها نمی تواند خیلی ادامه یابد .
خشم انباشته از رژیم در مردم بجای خود باقی است ولی اکنون که دشمن خارجی وحشیانه به مدارس و بیمارستان ها و مردم بی دفاع حمله می کند و صریحاً می گوید که می خواهد تجزیه طلبان کرد را مسلح کند و بجان مردم بیندازد و اصولاً قصد نابودی تمدن ایران را دارد، مردم موظف به پایداری هستند و مصمم هستند که دشمن خارجی را دفع کنند. ولی مطالبات مردم هنوز باقی است و هیچکدام نقد نشده است و خواه ناخواه مطرح خواهد گشت ـ فوری ترین آنها مساله گرانی است. دولت گرچه هنوز اسلامی است ولی برای دفاع از کشور ناچار نیازمند تکیه به ملت و ملیگرایی است و جنگ تا هر موقع طول بکشد تغییری در این سیاست متصور نیست. امید این است که تداوم این چاره ی موقت بدان صورت دائمی ببخشد.
مذاکراتی که ترامپ خواستار است، مذاکره نیست مطالبات یکطرفه است. بخصوص آنکه رندانه چیزی را که در جنگ نتوانسته بدست بیاورد می خواهد در مذاکره بدست بیاورد.
منطقه نیازمند یک نظم جدید است زیرا گرچه ایالات متحده و اسراییل از نیروی نظامی برتری برخوردارند ولی این پرسش مطرح است که تا چه حد می توانند از متحدان خود نظیر امارت و عربستان سعودی و غیره در منطقه حمایت کنند؟ این پرسش با توجه به اختلافی که در عمل بین اسراییل و آمریکا بروز کرده است فعلاً پاسخی ندارد و احتمال اینکه در آینده هم پیدا کند، کم است.
دولت های عربی و ترکیه، گرچه با آمریکا مماشات دارند ولی بر مردم و جوامع انفجاری تکیه دارند که از اسراییل بسیار خشمگینند. تبعیت آمریکا از اسراییل که خواستار ایجاد اسرائیل بزرگ است و هم اکنون لبنان را زیر آتش گرفته و هر روز نیز با وجود آتش بس در غزه کشتار می کند و به جرم نسل کشی در دادگاه جهانی محکوم شده است، عاقبت ندارد. اگر قرار باشد جنگ مسیحی و مسلمان هم به مشکلات امروز اضافه شود، بازنده ی اصلی آن آمریکا خواهد بود.
خلاصه اینکه آمریکا در جمع بازنده است مگر اینکه نادانی داخلی به وی امتیازی بدهد. امید در نهایت به مردمی است که پای کشورشان ایستاده اند و با دادن هر امتیاز مخالفند. اینجا دیگر داستان اعتراضات داخلی نیست که بتوان به زور سرنیزه پراکنده شان کرد. مثل همیشه، چالش اصلی که حکومت با آن روبروست مردم خودش هستند نه بیگانگان.
دوشنبه-18 خرداد 1405
8 Monday-ژوئن 2026