آیا براندازها در ایران همان اپوزیسیون هستند؟
نه، هرگز، براندازها به دنبال راه و چاره ای هستند تا حکومت را سرنگون کنند. در ایران اپوزیسیون نداریم. اپوزیسیون یک واژه سیاسی است که در ساختار حکومتی ایران معنا پیدا نمی کند. زیرا واژه ی اپوزیسیون با انتخابات آزاد، حزب های سیاسی آزاد، پارلمان یا مجلس شورای ملی معنا دارد. به کار بردن واژه ی اپوزیسیون در شنونده این باور را بارور می کند که در ایران پارلمان هست، حزب های سیاسی آزاد هست و نمایندگان مردم و حزب های آزاد سیاسی می توانند به مجلس شورای ملی راه یابند و با یک رای گیری آزاد می توانند دولت را برکنار کنند. در ایران نه تنها آزادی نیست، حزب های آزاد نیست، اگر کسانی برای به دست آوردن رای به خیابان ها بیایند به شیوه ای ستمگرانه و ددمنشانه هزار هزار مانند سال 1404 و سال های گذشته، کشته خواهند شد. در ایران مردمان کشور دشمنان حکومت و حکومت دشمن شهروندان ایرانی است. این جنگ همیشگی از روزی که شاه اسماعیل مذهب شیعه را در ایران پایه گذاشت، تا به امروز همچنان ادامه دارد. او در چهار ده سالگی پیش از آن که به سن بلوغ برسد با حکم شرعی محقق کَرَکی ( نایب امام زمان)که از جبل عامل، با راهنمایی بیگانگان آورده شده بود این کار را کرد. شاه اسماعیل فرزند مارتا و نوه ی دسپینا دختر امپراتور ترابوزان است. مادر و مادر بزرگ شاه اسماعیل مسیحی متعصب بودند. این نومسلمان نابالغ که ادعای شیعه گری را داشت، در تبریز هزاران نفر که نمی خواستند مذهب شیعه را بپذیرند کشت. بیش از پنج سده است که شیخ الاسلام هایی مانند محمدباقر مجلسی و نایب امام زمان های گوناگون مانند خمینی و خامنه ای هزاران هزار از مردمان کشور ما را کشته اند و این کشتارها همچنان ادامه دارد، در روزگار ما نمونه های آن را در مرداد و شهریور سال 1367، تیرماه 1378، خرداد 88، دی ماه 96، مرداد و تیر 97، آبان 98، شهریور 1401، دی ماه 1404 همه دیده ایم.
مخالفان یا براندازها، دشمنان حکومت هستند، اپوزیسیون نیستند. هر گونه مخالفی در حکومت اسلامی دشمن یا محارب با اسلام به شمار می رود، حکومت اسلامی هم در گفتارها و نوشتارهای خود آن ها را دشمن می نامد. درباره ی معنای سیاسی اپوزیسیون، فرهنگ سیاسی آکادمی فرانسه، چنین می نویسد :
« در سیاست بخشی از مجلس که معمولاً با سیاستهای دولت مخالفت میکند، اپوزیسیون نامیده می شود...اپوزیسیون درخواست استیضاح می دهد، هر لایحه با بیشترین آرای اپوزیسیون تصویب می شود... واژه ی اپوزیسیون در سیستم پارلمانی استفاده میشود... به طور گسترده، همه نیروهای سیاسی، گروههایی که اکثریت دولت یا حتی خود سیستم سیاسی را به چالش میکشند؛ مانند مطبوعات مخالف، جریانهای مختلف؛ اپوزیسیون نام دارند ...».
همانگونه که می بینیم اپوزیسیون با مجلس، استیضاح، اکثریت آرا، سیستم پارلمانی کار دارد، نه بنا بر ماده 282 قانون مجازات اسلامی با ولی فقیه، هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص نظام و یا شورای نگهبان یعنی دیکتاتوری حکومت اسلامی در ایران!!! (ولی فقیه را بهتر است بگوییم؛ ولی وقیح یا دیکتاتور خون آشام). در حکومت اسلامی ایران آزادی معنا ندارد. در حکومت اسلامی ایران " حفظ نظام از اوجب واجبات است". این یعنی حفظ و نگهداری ولی فقیه و یا سران سپاه پاسداران، از حج، نماز و روزه واجب تر و مهم تر است. هر شیعه در این حکومت( شیعه حکومتی)، هر رأی دهنده ی ایرانی و یا هر نامزد انتخاباتی باید در عمل حکومت را تأیید کند. نامزد انتخاباتی از نظر شورای نگهبان باید پذیرفته شود. در ایران، هر حزب یا هر نظر و یا رأی مخالف نمی تواند در انتخابات نمایشی پذیرفته شود. در ساختار سیاسی ایران از فردای انقلاب مشروطیت تا به امروز، هر کس با حکومت همراه نبوده یا کشته شده و یا ناچار ایران را ترک کرده است.
روس ها در بیشتر تجاوزهایی که به ایران انجام دادند از سوی دولت انگلیس رهبری می شدند. سرگورازلی نخستین سفیر رسمی دولت انگلستان قرارداد ننگین گلستان را نوشت و به توصیه ی او نمایندگان روسیه و ایران آن را امضاء کردند. سر جان مک نیل پس از سر گور ازلی در دربار قاجار به جاسوسی برای انگلیس ها ادامه داد. انگلستان سدها سال است که در ویرانی ایران نقش داشته و دارد. با اولتیماتوم دولت روسیه در آذر ۱۲۹۰ خورشیدی و با اشغال بخشهایی از ایران توسط نیروهای روس و انگلیس، امنیت از بین رفت و موجی از خروج نخبگان، سیاسیون و روزنامهنگاران آغاز شد. پس از اشغال ایران در سال 1294 گروه هایی از سیاستمداران و نمایندگان مجلس زیر نام نهضت «مهاجرت» از تهران به سمت قم، اصفهان، کرمانشاه و عثمانی مهاجرت کردند تا دولت موقت تشکیل دادند. با ادامه اشغال ایران دولت موقت ملی ناچار در سال 1295 به عثمانی پناه برد. این مهاجرت ها در دوران دیکتاتوری رضا شاه و پسرش یعنی در سال های جنگ دوم جهانی، کودتای بیست هشت مرداد، در جریان انقلاب سال 57 و پس از آن همچنان پی در پی انجام شده است. از همین رو است که امروز میلیون ها ایرانی در سراسر جهان آواره هستند.
کشتار ایرانیان میهن دوست و مردمان بی گناه ایران پس از کودتای خمینی در فروردین 1358 بالا گرفت. در تابستان 1367 به دستور خمینی گروهی به نام هیئت مرگ هزاران زندانی بی گناه را کشتند. کسانی مانند حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پور محمدی، سید ابراهیم رئیسی، محمدحسین احمدی، محمد محمدی گیلانی و چندین مردم کش دیگر ... هزاران زندانی سیاسی را تیر باران کردند.
براندازان به دنبال راهی هستند تا این حکومت ننگین و وابسته به بیگانگان را از کار بیندازند. اسماعیل بخشی فعال کارگری و زندانی سیاسی در پیامی از درون زندان راه براندازی حکومت آخوندها را اعتصاب سراسری و مداوم می داند، زیرا اگر همه ی مردمان ایران در سراسر کشور دست از کار بکشند و اعتصاب کنند، سنگ روی سنگ بند نمی شود، همه چیز از کار می افتد. هنگامی که اتوبوس نباشد، برق نباشد، اینترنت نباشد، سرباز نباشد، کارگر نباشد و هیچ کس کار نکند، کسی هم کشته نخواهد شد و حکومت دیگر نخواهد توانست به کار و کشتار خود ادامه دهد.
منوچهر تقوی بیات
بیست و چهارم خرداد 1405 خورشیدی برابر با 14 ژوئن 2026 ترسایی