۱۴۰۵-۰۳-۲۹
ناصر بابامیری

بیانیه انترناسیونالیستی درباره اجلاس G7

 

(خطاب به طبقه کارگر جهان)

 

اجلاس سالانه G7 امسال هم در میانه جنگ و توحش و ببریت که سرمایه داری جهانی که (این اجلاس نگین آن بشمار می رود)بر گوشه و کنار جهان اعمال کرده در شهر «اویان» فرانسه از ۱۵ تا ۱۷ هم یونی ۲۰۲۶ با دبدبه و کبکبه همیشگی برگزار گردید! اجلاسی که در آن جدا از سران این دولتها، اتحادیه اروپا و نمایندگانی از سران دیگر کشورها اعم از کانادا، هند، کره جنوبی، قطر، امارات متحده عربی و ...در آن حضور داشتند. 

ما اردوی کار جهان، ما کسانی که نان شب خود را با عرق جبین خود بدست می آوریم، ما اردویی که تمام نعمات زندگی با نیروی کارمان خلق میگردد، اما خود از حداقل امکانات آن بی بهره ایم. ما مادران و پدرانی که فرزندانمان را اگر گرسنگی از ما نگیرد جنگ و میلیتاریسم آنرا از ما می ستاند. ما میخواهم با شما کارگران معادن کنگو، معادن آمریکای لاتین، کشاورزان بنگلادش، کارگران صنعتی آلمان، کارگران راه آهن نیویورک، کارگران تولیدی پکن، مسکو، اوکراین و ایران و همه آنانی که هر روز برای بقا در برابر حافظان نظام سرمایه داری می‌جنگید، سخن بگوئیم. این سخنان نه از زبان روشنفکران درباری و نه از قلم روزنامه ‌نگاران اسیر سرمایه، نه از سوی کسانیکه از سر فرقه گرایی در یکی از دو طرف جنگ و میلتاریسم منطقه ای و جهانی ایستاده اند، بلکه از ژرفای تجربه مشترک طبقاتی ما برمی‌خیزد. ما می‌خواهیم با شما از اجلاسی سخن بگوییم که هر سال در یکی از شهرهای "ثروتمند جهان" که خون ما اردوی کار را در شیشه کرده اند برگزار می‌شود، اجلاس هفت کشور بزرگ تحت عنوان پر طمطراق.G7 اما بطور حتم می دانید، این اجلاس نه برای بهبودی زندگی و معیشت اردوی عظیم میلیاردی ما که برای بزرگترین دشمنان ماست. 


 

در سالن‌های مجلل این اجلاس، کسانی گرد هم می‌آیند که زندگی ما را به تاراج برده‌اند و اکنون لباس "مدیریت جهان" را بر تن کرده‌اند. آنجا نه نمایندگان ارودی ما که وکلا و کارگزاران سرمایه‌ داران بزرگ می‌نشینند. آنجا نه درباره "صلح" و ختم جنگ در اکراین، فلسطین، آفریقا و ... که درباره چگونگی ادامه جنگ‌ها با هزینه جان ما سخن می‌گویند. آنجا نه درباره رفع تبعیض و استثمار ساختاری، نه در باره فقر و گرسنگی بلکه درباره چگونگی انباشت و انحصارات درباره قیمت گندم و سود شرکت‌های غلات سخن می گویند و تصمیم می‌گیرند. آنجا نه درباره نجات زمین که درباره چگونگی تهی کردن ماهیت طبقاتی و تبدیل انسان به ربات و به کالا مشورت می‌کنند. هر چه از این اجلاس بیرون می‌آید، چه بیانیه چه تصمیم و چه توافق، در نهایت به سود همان کسانی است که پشت درهای بسته نشسته‌اند، سرمایه‌دارانی که مرزهای جغرافیایی را نمی‌شناسند و تنها به نرخ سود و تولید ارزش اضافی بیشتر و در یک کلام به انباشت و انحصارات سرمایه می‌اندیشند، اما وقتی نوبت به ما می رسد میخواهند با مرزها میانمان دیوار چین بکشند، از ما کارگر آمریکایی و چینی و روسی و آلمانی و انگلیسی، اسرائیلی و فلسطینی... بسازند تا با عناوینی همچون "امنیت ملی!" و "مام میهن" و افیون مذهبی اینجا و آنجا سرگرممان کنند و سد راه مبارزه و اتحادمان برای نیل به پیروزی شوند.


 

ببینید چگونه این هفت کشور از یکسو رسما قحطی را در آفریقا گسترش دادند و از دیگر سو ریاکارانه "نگرانی" خود را از گرسنگی اعلام کردند. آنها سلاح به اوکراین فرستادند تا جنگ ادامه یابد، بنادر را بستند تا غلات به مردم فقیر نرسد، و سپس در اجلاس بعدی با چهره‌ای متبسم از "امنیت غذایی!" سخن گفتند. این ریاکاری، ذات سرمایه‌داری انحصاری است که هرگز نمی‌تواند از قاب نمایشی خود بیرون آید. آنها در همان نشست، میلیاردها دلار یارانه به کشاورزان ثروتمند خود می‌دهند و همزمان تعرفه بر واردات محصولات فقیرترین کشورها وضع می‌کنند. کشاورز آفریقایی را وادار می‌کنند که زمین خود را به شرکت خارجی بفروشد و سپس با همان غلاتی که از زمین او برده‌اند، به او "کمک" می‌دهند. این چرخه استثمار، نظامی است که G7 هر سال آن را تقدیس می‌کند و ما باید با تمام وجود، این تقدیس را محکوم و نفی کنیم. فراموش نکردیم جی هفت با حمایت مالی و نظامی از جنگ اوکراین، جدا از جنبه تراژیک کشتار و آوارگی میلیونی، عملاً صادرات غلات دریای سیاه را مختل کرد از یکسو و از دیگر سو با بسته شدن بنادر، قیمت جهانی غلات ۴۰٪ افزایش یافت و این امر موجب گسترش قحطی در آفریقا گشت، در حالی که انبارهای غلات اروپا و آمریکا پر گشت.

بعبارتی دیگر جنگ ارتجاعی روسیه و اکراین با حمایت غرب و همین سران «جی هفت» تنها اعمال "جنگ" و میلیتاریسم توسط حملات هوایی و زمینی علیه کارگران و فرودستان در دو سوی جنگ نبود که ابعاد جنایات آن دهشتناک است بلکه "کشتار با گرسنگی" در آفریقا و گرانی و تورم در سراسر جهان را نیز بهمراه داشت. ابعاد تراژیک جنگ اوکراین وقتی بیشتر نمایان میگردد که پرده از چهره سرمایه‌داران غلات (مثل کارگیل و آرچر دنیلز میدلند)می افتد که از افزایش قیمت سود هنگفت سرمست بودند، در حالی که کودکان آفریقایی با شکم گرسنه می مردند.

«جی هفت» و سازمان ملل در تابستان ۲۰۲۲ توافق غلات را امضا کردند تا کشتی‌ها حرکت کنند. اما بنا به آماری که از سوی یونیسف منتشر شد، تنها ۵٪ از غلات صادراتی به کشورهای فقیر رسید؛ مابقی به اروپا رفت (به عنوان خوراک دام یا سوخت زیستی). شرط تحریم‌ها همچنان پابرجا بود، یعنی روسیه نتوانست غلات و کود خود را صادر کند (که برای آفریقا حیاتی است). در عمل، این توافق بازاری برای شرکت‌های چندملیتی بود، نه راهی برای پایان قحطی!

اجلاس«جی هفت» در بیان واقع با یک دست سلاح می‌فرستد و با دست دیگر نان را قطع می‌کند، طبقه کارگر و فرودستان را به خاک سیاه می نشاند، اما در بیانیه‌های خود "نگرانی عمیق" از قحطی را ابراز می‌کند. این دورویی سیستماتیک، ذات سرمایه‌داری انحصاری را از همیشه عریانتر نشان می هد. در همین مصاف تناقض دیگر یارانه‌های کشاورزی اجلاس«جی هفت» در برابر قحطی آفریقا نمایان میشود.

سران اجلاس سالانه«جی هفت» ۳۰۰ میلیارد دلار یارانه به کشاورزان خود می‌دهند تا تولید بیش از حد داشته باشند و مازاد آن را صادر کنند. اما در همان حال تعرفه‌های سنگین بر واردات غلات آفریقا وضع می‌کنند تا بازار داخلیشان حفظ شود.

یعنی روشن تر از این «جی هفت» با یارانه‌های خود، کشاورزی آفریقا را نابود می‌کند و سپس با "کمک‌های غذایی" آنها را همچون بردگان تحت انقیاد درآورد . این یک چرخه استثمار است که اجلاس سالانه G7 آن را تقدیس می‌کند. 


 

در جلسه چند روزه امسال نیز دگرباره بحث بر سر خاتمه جنگ در اوکراین و بویژه رسیدن به یک توافق در زمینه مذاکره با ایران نیز به میان آمد که منافع آتی آنها را تامین کند. نشستهای سالانه «بریکس و شانگهای» هم در آنسوی جهان به همین منظور و برای اینکه در برابر رقبای اقتصادی خویش سهم بیشتری در انحصارات سرمایه در جای جای جهان داشته باشد گرد هم می آیند. چین و روسیه هم در صدر این اجلاس سالانه نقش اساسی در اعمال ریاضت اقتصادی به کارگران و فرودستان کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا و تبدیل نمودن آنها به حیاط خلوت خویش دارد.

موضوع حاصل شدن یک توافق جامعه بین ایران و آمریکا بدلیل اینکه مستقیم و غیر مستقیم پای منافع کشورهای منطقه اعم از حامیان غرب و آمریکا در یکسو از دیگر سو رقبای قدرتمند غرب نظیر چین و روسیه در وسط بوده و اساسا یکی از عاملهای این جنگ افروزی در منطقه نیز بوده، بعید نیست ماه ها مذاکره که به توافقنامه 14 ماده ای منجر شده و قرار است در عرض دو ماه مفاد آن اجرا شود، دگرباره به بن بست برسد. خصوصا از این زاویه که شرکای ایرانی در منطقه دیدند، دولتهای عربی بعنوان شرکای غرب در این جنگ چهل روز و محاصر تنگه هرمز بخشی از زیر ساختهای آنها هم مورد هجوم موشکی رژیم ایران قرار گرفت و از ناحیه کنترل رژیم ایران بر تنگه هرمز نیز متحمل هزینه های سنگین شدند این از یکسو. از دیگر سو مذاکره ایندوره، بدلیل اینکه جنگ چهل روزه را پشت سر دارد و مضافا تنها جنگ نظامی نبود بلکه تبدیل به جنگ اقتصادی و انرژی در سطح منطقه سهل است جهان تبدیل شد. برای چین و روسیه صرفنظر از اینکه دو طرف اصلی جنگ چه ارزیابی از خود بعنوان فاتح یا مغلوب دارند(بدون اینکه به میزان کشتار و تخریب زندگی میلیونها انسان به ذره اهمیت بدهند) ادامه جنگ را بنفع خویش می دیدند. هر چند تیم اصلی مذاکره کننده ایران هم این توافقنامه را امضاء کرده اما تیم تندروتر درون حاکمیت که از همیشه بیشتر خود را به دولتهای چین و روسیه نزدیک می بیند و این دولتها نیز هر کدام بنوعی اهداف خویش را در ادامه جنگ تعقیب می کنند نه خاتمه آن، بعید بنظر می رسد، بگذارند چنین توافقی در این بازه زمانی به نتیجه مورد نظر مذاکره کنندگان برسد. چین بزعم خویش از طریق درگیری جنگ آمریکا و ایران تمرکز آمریکا بر سر مسئله تایوان را دور می زند این از یکسو. از دیگر سو روسیه هم که در جنگ ارتجاعی چهار ساله با اوکراین بسختی درگیر است، باز گذاشتن این جبهه جنگ را لااقل برای میانمدت به نفع خویش ارزیابی می کند تا از این مسیر شکاف در صف بندی غرب و آمریکا را تشدید کند. به این اعتبار بنظر می رسد پس از یک دوره جنگ ارتجاعی و تبدیل شدن به ابرازی در دست نه تنها دو طرف اصلی جنگ ارتجاعی بلکه سایر قدرتهای جهانی، اینکه مذاکره محملی برای رسیدن به مقاصد اقتصادی و نظامی قدرتهای جهانی گردد نامحتمل نیست. 

بویژه در چند دهه اخیر مد شده، سران این اجلاس بر سر سیاست گذاری عموما و سیاست زیست محیطی به طرز شگفت انگیزی فضل فروشی می کنند. و اگر به سیاست‌های زیست‌ محیطی آنها بنگرید، که تابعی از سایت عمومی تبهکارنه است، "قالبی سبز!" می بینید. آنها از یکطرف کارخانه‌های شما در آمریکا را به بهانه های پوچ زیست محیطی به تعطیلی می کشانند، طرح بیکارسازی میلیونی راه میاندازند تا سود خود را از "صنایع پاک جدید!" ببرند و از طرف دیگر "مالیات سبز" بر بنزینی که برای رفتن به سر کار نیاز دارید، می‌افزایند. در عوض در اینسوی جهان سرمایه گذاری میکنند تا کارگران چین و هند و...را از قبل "کار ارزان و کار خاموش!" اجیر کنند و ظاهرا آنجا صنعت موجب آلودگی محیط زیست کارگران هم بشود بلااشکال است. آنها به کشورهای فقیر قول کمک اقلیمی 100 میلیارد دلاری می‌دهند، اما هزینه نظامی خود را 1.2 تریلیونی دلار یعنی دوازده برابر آن افزایش می‌دهند. تسلیحات می‌سازند که بزرگترین عامل تخریب محیط زیست است و سپس از شما می‌خواهند که برای "نجات زمین" از ماشین شخصی خود دست بکشید. تناقض آشکار است، آنها زمین را با جنگ‌های خود نابود می‌کنند و شما را مسئول می‌دانند. این همان منطق سرمایه است که هر بحرانی را به فرصتی برای سود بیشتر تبدیل می‌کند، حتی اگر بحران، نابودی خانه مشترک همه ما باشد.


 

پس ای اردوی کار، از این نمایش G7 به خشم آیید، اما نه با خشم زودگذر که با اعتصاب و اعتراض سازمانیافته و منسجم. این اجلاس تنها ترکیبش با دیگر نشستهای سالانه نظیر «بریکس و شانگهای» متفاوت است، چنین نیست که امسال بد بود و سال بعد خوب می‌شود. این اجلاس، عریانترین چهره نظامی است که در آن زندگی می‌کنیم، نظامی که در آن ثروت جهان در دست یک درصد جمعیت انباشته می‌شود و نود و نه درصد دیگر برای بقا می‌جنگند. «جی هفت» نه یک نهاد بین‌المللی که دیوان عالی نظام سرمایه‌داری است، هر تصمیم آن، هر بیانیه آن، و هر تعهد دروغین آن، برای تداوم همین مناسبات مبتنی بر استثمار و بردگی مزدی است. 

راه حل ما را در هیچ بیانیه و توافقنامه‌ای از این اجلاس و نشستهای پشت درهای بسته جستجو نکنید. راه حل ما را در اتحاد طبقاتی خود جستجو کنید، اتحادی که مرزهای ساختگی را در هم می‌شکند. کارگر آلمانی و کارگر کنیایی و ایرانی و روسی دشمن یکدیگر نیستند؛ هر چهار نفر تحت سلطه سرمایه‌دار جهانی کار می‌کنند که پشت همان میز G7 نشسته است. تنها اتحاد ما، تنها اعتصاب هماهنگ ما در بنادر، کارخانه‌ها، معادن و کشتزارهاست که می‌تواند این نظام را به لرزه درآورد. نه بخشش بدهی که دوباره آن را بر ما تحمیل می‌کنند، نه کمک غذایی که وابستگی ما نشان دهد، و نه فناوریهایی که بدون بار آوری کار بردگی را تعمیق می نماید. راه حل، نابودی خود این نظام است، نظامی که در آن منافع طبقه حاکم اقتصادی بر حیات اکثریت جهان مقدم شمرده می‌شود.

جا دارد در این عصر توحش و بربریت، علیه اجلاس «جی هفت» و اجلاس مشابه آن متحد شوید، اما نه به عنوان ملیت‌های مختلف که به عنوان یک طبقه واحد. نه تنها در خیابانهای فرانسه، بلکه در خیابان‌های برلین و لاگوس، در میدان‌های توکیو و سائوپائولو، در اعتصابات کارگری لندن و بمبئی و مسکو وپکن صدای خود را به هم گره بزنید. بگذارید آنها در سالن‌های مجلل خود بنشینند و برای جهان برنامه بریزند، اما بدانید که اگر ما متحد باشیم، این برنامه‌ها در برابر اراده جمعی ما چون برگه‌های پوسیده‌ ای خواهند بود که باد آنها را می‌برد. تاریخ به ما آموخته است که هیچ اجلاسی از بالا نمی‌تواند آزادی و برابری را به پایین هدیه دهد. آزادی و رهای از قید مناسبات ظالمانه بردگی مزدی فقط از پایین، از خیزش توده‌ها، از شعله اعتراض کارگران، از اعتصابات بهم پیوسته و از در هم شکستن زنجیرهای استثمار زاده می‌شود.



 

ما نه خواهان جایگزینی این سرمایه‌دار با آن سرمایه‌داریم، نه خواهان تغییر در مدیریت این مناسبات ظالمانه و انگلی، نه دنباله چه سبک سرانه دسته بندیهای "نظم تک قطبی و دو قطبی و چند قطبی!" بلکه خواهان به زیر کشیدن کلیت این نظام هستیم. انترناسیونالیسم پرولتری یعنی این حقیقت ساده که نجات ما در گرو نجات کل بشریت از این توحش و بربریت است، و نجات بشریت در گرو امحای مالکیت بورژوازی بر ابزار تولید و همه سرمایه‌داران در اجلاس «جی هفت» و «بریکس و شانگهای» اعم از انگلهایی که بیرون از این اجلاس اند اما از نیروی کار ما ارتزاق می کنند. «جی هفت» نماد این حقیقت است که سرمایه‌داران جهان بیش از هر طبقه دیگری به یکدیگر نزدیک و هماهنگ هستند. در برابر این هماهنگی سرمایه، ما باید هماهنگی اردوی عظیم کار را قرار دهیم. صف میلیاردی کارگران متحد، شوراهای کارگری که از نیویورک تا شانگهای می تواند رژه سرخ برود.

ما تنها طبقه عظیم بواقع انقلابی هستیم که هیچ نفعی در بقای این مناسبات واژگونه نداریم. برغم همه محرومیتها و محدودیتهایی که این مناسبات به ما حقنه کرده، دیگر موقعش رسیده، با ارتقاء هر چه بیشتر تناسب قوای مبارزاتی به چنین بردگی مزدی اسارتباری پایان دهیم. نگذاریم طبقه ستمگر بیش از این به ما به چشم "نیروی کار ارزان و کارگر خاموش" نگاه کند و شرایط تولید و کار را دیکته نماید و مشتی سرمایه دار انگل در سایه سود حاصل از نیروی کار طبقه ما لم بدهند و بیاسایند و سهم بخش بزرگی از جامعه، زندگی آن مشابه اعصار پیشن باشد.

افقی که بایستی بروی خود بگشائیم، سازماندهی در محل کار، آگاهی‌بخشی در میان خانواده‌ها، پرهیز از دسته بندیهای فرقه گرایانه ناسیونالیستی، و اعتصاب بزرگ جهانی در روزی که تصمیم ‌گیرندگان این اجلاس بدانند که دیگر تحمل ما پایان یافته است. تا آن روز، هر چه از این اجلاس بیرون می‌آید را با نقد طبقاتی پاسخ گوییم و هر بیانیه‌ای را با بیانیه کوبنده خود نقد و نفی کنیم، و هر توافقی را با توافق طبقه کارگر و صف آرای مقتدر برای حاشیه ای کردن و زدودن اثرات زیانبار این مناسبات پاسخ دهیم.

آنها هر سال دور هم می‌نشینند تا بگویند جهان را چگونه اداره کنند، اما جهان را ما می‌سازیم، ما که هر روز با دستان خود راه آهن، کشتی، هواپیما، پل و آسمانخراشها... می سازیم نان می‌پزیم، فولاد ذوب می‌کنیم، معادن و ذخایر زیر زمینی را استخراج و توسط تکینک و فن آوری زنجیره دیجیتالی را توسعه میدهیم، آنها بدون ما هیچ‌اند و ما بدون آنها همه‌ چیز. ای اردوی کار و فرودستان این حقیقتی است که G7 و نشست «شانگهای و بریکس» و چه بسا سازمانهای موازی آنها نظیر" آی ال او " سازمان جهانی کار نیز می‌خواهند از شما پنهان کنند، اما ما آن را فریاد می‌زنیم. به این اعتبارست هر روز نه تنها سالی یکبار با صدای رسا میگوئیم «کارگران جهان، متحد شوید، در این جنگ آشتی ناپذیر جز زنجیرهای خود چیزی برای از دست دادن ندارید اما جهانی برای به دست آوردن دارید.»

در برابر این نمایش سالانه قدرت، تنها آلترناتیو واقعی، همبستگی بین‌المللی کارگران و همه انسان‌های تحت استثمار و ستم است. جهانی که در آن سرنوشت انسان‌ها نه در نشست‌های دولت‌های ثروتمند، بلکه به دست خود کارگران و بر اساس نیازهای انسانی تعیین شود. تا زمانی که قدرت اقتصادی و سیاسی در اختیار اقلیتی مفتخور صاحب سرمایه باقی بماند، اجلاس‌هایی مانند G7 و «شانگهای و بریکس» هر سال برگزار خواهند شد، بی‌آنکه چیزی از استثمار و رنج این اردوی عظیم جهان بکاهند. از این رو مسئله اصلی نه تغییر ترکیب این اجلاس‌ها، بلکه پایان دادن بر مالکیت بورژوازی بر ابزار تولید است که وجود چنین اجلاس‌هایی را ضروری و ممکن می‌سازد و میخواهد این مناسبات وارونه را ابدی جلوه دهد.

19.06.2026



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر