« تفاهم نامه» یا یاد داشت تفاهم- یا خیانت نامه،
تفاهمی که بین ترامپ و پاسداران منعقد شده – و عده ای هم از آن حمایت میکنند در مقایسه با توافق سال ۲۰۱۵ بسیار ضعیفتر میباشد،این تفاهم نامه نوعی عقب نشینی ذلت بار سپاه پاسداران میباشد،چه معامله ای فیمابین بزرگترین دولت امپریالیستی سرمایه داری و یک دولت تروریستی پاسداران ، آیا میتواند این تفاهم نامه که مابین دو نیروی مکار دراز مدت دوام بیاورد -سئوال مهم آیا این تفاهم نامه میتواند اندکی بسود مردم ایران ارزیابی شود، یا یک معامله ی بین سرمایه داری و تروریسم و بدست گرفتن منابع نفتی در حوضه ی خلیج فارس است.
این تفاهم نامه از جانب امریکا یک خیانت بمردم ایران است، بقای جمهوری اسلامی تنها با مدارای ترامپ امکان پذیر شد-اگر احتمالا جنگ بار دیگر اتفاق بیفتد هزینه های جانی و مالی بیشتر و سنگین تری برای پاسداران خواهد داشت، بزرگترین پیامد این جنگ ،بسته شدن تنگه ی هرمز از طرف پاسداران بود که در مقابل محاصره ی آمریکا توانست این ترفند پاسداران را به شکست بکشاند،آگاهانه توسط ترامپ مفاد تفاهم نامه بصورت موقت بنفع پاسداران جهت کشاندن آنها به پای میز مذاکره تنظیم شد، که البته فعلا فقط در حرف و روی کاغذ نوشته شده است، باید دید در عمل به کجا خواهد کشید،توافق در حقیقت جهت راه اندازی جریان انرژی در خاورمیانه بنفع اروپا بود،
آنچه از جنگها بیادگار باقی میماند:چیزی جز مرگ،ویرانی،بیکاری،گسترش فقرو باقی ماندن رژیمهای سرمایه داری جنگ طلب در قدرت نیست،بنا بر این نباید گول شکست خوردکان جنگ را خورد که ادعا میکنند اقتصاد ورشکسته را رونق خواهند دادو سرمایه گذاری بیشتر در جهت بهبود رفاه عمومی خواهند کرد -یک دروغ بزرگ و ادامه جنایتهای قبلی خود قبل از شکست در جنگ میباشد.
بعد از جنگ و ادامه ی مذاکره بین برنده ی جنگ و بازنده و شکست خورده ،تنها برای تقسیم ثروت و قدرت با هم چانه زنی میکنند،مردم رنج کشیده در اینجا هیچکاره اند،ادعای رسیدن به توافق در خدمت به چه کسانی،تنظیم روابط میان ساختار سرمایه در خدمت قدرت ،و شکاف طبقاتی بمراتب بیشتر خواهد شد،فاصله میان ثروتمند و فقیر بیشتر خواهد شد،سرمایه دار بدنبال سود بیشتر و نیروی کار ارزان ،گسترش بازار مصرف. دولتها در جامعه طبقاتی ابزاری برای حفظ قدرت و دفاع از منافع طبقاتی خود هستند نه از حقوق مردم دفاع میکنند بلکه در مورد حدود تقسیم ثروت و قدرت با هم به تواهم میرسند.
رفع تحرم ها از جمله بخاطرمشکلات مردم نیست ،جنگ پایان می یابد ولی تضاد ها از جمله تضاد طبقاتی باقی میماند.
این توافقات به هیچوجه در مورد آزادی احزاب ،تشکلهای کارگری ،کنترل منابع ثروت ،توزیع عادلانه ی ثروت و حقوق برابر زن و مرد نیستند.
بعد از بمبارانها و انعقاد تفاهم نامه قطعع جنگ – افزایش قیمت انرژی ،تورم و تاثیر جنگ بر بازار باعث شده که آمریکا و اتحادیه ی اروپا را وادارند که تنگه ی هرمز را باز کنند، اما تغییر اساسی در جمهوری اسلامی در ارتباط با برنامه ی هسته ای ، توقف یا حمایت پاسداران از نیروهای نیابتی ، تغییر رژیم و... هیچکدام از این اهداف عملی یا تحقق نیافتند.
سپاه پاسداران با از دست دادن رهبران خود هنوز تکیه بقدرت دارد،پاسداران شعار میدهند و نقش مسلط خود را حفظ کرده اند، برنامه ی هسته ای رژیم متوقف نشده ، همه ی این مسائل به آینده موکول شده – یعنی غنی سازی ، نظارت بین المللی در طی ۶۰ روز قرار است همه حل و فصل شوند.
پاسداران با دادن تعهدات محرمانه به ترامپ با ساختاری متزلزل – و بقایای رژیم در ضعیف ترین حالت ،برای بقای خود تسلیم ترامپ شدند.
تاکید مکرر ترامپ به اینکه جمهوری اسلامی هیچوقت نمیتواند انرژی هسته ای داشته باشد،جنگ روانی بین دو طرف ادامه دارد ،اما هر دو طرف در تنهایی به شکست دیگری و بخصوص ترامپ به پیروزی مطلق بر جمهوری اسلامی شعار میدهد.
دولت امپریالیستی ترامپ به هیچوجه اعتمادی به پاسداران ندارد،و هر روز امکان دارد که مجددا در مقابل هم صف آرایی جنگی کنند و این در حالیست که سپاه پاسداران از هر لحاظ در ضعف مطلق بسر میبرد ، و وحشت سپاه از مردم درون کشور است که هر آن امکان انفجارش ممکن است.
توافق مرحله ای ترامپ با پاسداران هیچگونه ارتباطی با نقض حقوق بشر در ایران و منطقه ندارد، این توافق فقط متوقف کردن جنگ است ، و پاسداران فرصت یافتند که کار زار تشدید سرکوب ،بازداشتهای گسترده بیفزایند.
بهر حال اسرائیل هیچگونه تعهدی نسبت به این تفاهم ندارد و میتواند هر وقت خواست با چراغ سبز ترامپ به ایران تجاوز نظامی کند همچنانکه به لبنان حمله میکنند.
امضاء این تفاهم نامه توسط پاسداران به هیچوجه یک سند پیروزی برای رژیم نیست و با زور تهدید ترامپ مجبور به تایید آن شدند و حتی نمیتواند پیروزی برای آمریکا باشد ،این تفاهم نامه بعد از جنگ محصول به بن بست رسیدن پاسداران شد.
این جنگ باعث شد که مردم منطقه بگروگان این دو جناح متجاوز گرفته شوند-و عملا به تضعیف مبارزات کارگران،زنان،جنبشهای اجتماعی،که از بدو انعقاد تحریمها بنا نهاده شد-و موجب گسترش فقر در جامعه گردید-بزرگترین عاملی که موجب شد پاسداران به «صلح»و پایان جنگ تن در دهند و تسلیم آمریکا شوند -هراس و وحشتشان از گسترش اعتراضات بود-کارگران و زحمتکشان ایرانی خواهان پایان دادن به این جنگ امپریالیستی و قطع ویرانی و آوارگی و تحریمها و خواهان پایان تمامیت جمهوری اسلامی هستند، از طرفی هم شرمندگی برای نیروهائی که سرنگونی جمهوری اسلامی را به مداخله ی نظامی و بمباران گره زده بودند شد- پروژه ی سلطنت طلبی و سیاست شورای ملی مقاومت نیز با شکست و مخالفت ترامپ روبرو شد و از طرفی بخشی از نیروها که تحت نام «محور مقاومت» وقیحانه در راستای مقابله با آمریکا و اسرائیل در کنار پاسداران بودند نیز شرمنده تر شدند،جنگ در فضای امنیتی داخلی به مبارزان ضد رژیم ضربه وارد کرد و بین مردم و رژیم فاصله ها را بیشتر کردو خواهان انقلاب اجتماعی جهت سرنگونی خواهد شد،هر قطب جنگ طلبی از مدافعان جمهوری اسلامی چه «محور مقاومت» و جه دارو دسته ی سلطنت اعتبار خود را از دست دادند و به حاشیه رانده شدند.
25.06.2026