۱۴۰۵-۰۴-۱۴
لقمان مهری

تشدید سرکوب دانشجویان در آستانه سالگرد یک جنبش ناتمام

 

با نزدیک شدن به بیست‌وهفتمین سالگرد ۱۸ تیر، بار دیگر دانشگاه‌های ایران به صحنه تشدید سرکوب، احضار، پرونده‌سازی و برخوردهای امنیتی تبدیل شده‌اند. گزارش‌های منتشرشده از دانشگاه‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که کمیته‌های انضباطی با سرعتی کم‌سابقه در حال احضار دانشجویان، تفهیم اتهام و صدور احکام تعلیق، محرومیت از تحصیل و حتی اخراج هستند. دامنه این برخوردها نه‌تنها دانشجویان حاضر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، بلکه شرکت‌کنندگان در تجمعات اسفندماه را نیز در بر گرفته است. در برخی دانشگاه‌ها برای یک دانشجو همزمان چندین پرونده انضباطی تشکیل شده و گزارش‌هایی از ثبت سه پرونده مجزا برای یک فرد منتشر شده است. این وضعیت بیانگر آن است که جمهوری اسلامی از برخوردهای موردی عبور کرده و به سمت اجرای یک سیاست فراگیر امنیتی در دانشگاه‌ها حرکت می‌کند. سیاستی که هدف آن جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه اعتراض سازمان‌یافته در آستانه سالگرد ۱۸ تیر و مهار نسل جدیدی از دانشجویان معترض است. دانشگاه یکی از عرصه‌های اصلی بازتولید یا به چالش کشیدن مناسبات قدرت در جامعه است. در جوامع سرمایه‌داری و دولت‌های اقتدارگرا، دانشگاه همواره محل تقابل میان نیروهای حاکم و نیروهای منتقد بوده است. در ایران نیز دانشگاه در چهار دهه گذشته بارها به کانون اعتراضات اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. علت نگرانی حکومت از دانشگاه تنها در فعالیت سیاسی دانشجویان خلاصه نمی‌شود. دانشگاه جایی است که فرزندان طبقات مختلف جامعه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و آگاهی سیاسی و اجتماعی شکل می‌گیرد. در شرایطی که بحران اقتصادی، بیکاری، تورم، فقر و نابرابری زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده، دانشجویان بیش از گذشته به مسائل اجتماعی و طبقاتی حساس شده‌اند. اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز تنها واکنشی به مسائل دانشگاهی نبود. این اعتراضات بازتاب خشم انباشته نسلی بود که آینده خود را در سایه فقر، سرکوب و بی‌افقی سیاسی می‌بیند. نسلی که با بحران مسکن، بیکاری گسترده، دستمزدهای ناچیز و فقدان آزادی‌های سیاسی مواجه است و دانشگاه را به محلی برای بیان این نارضایتی‌ها تبدیل کرده است.

برای درک موج جدید سرکوب باید به حافظه تاریخی جمهوری اسلامی بازگشت. شامگاه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیروهای لباس‌شخصی وابسته به انصار حزب‌الله و بسیج با حمایت نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. خوابگاه دانشجویان به میدان جنگ تبدیل شد. اتاق‌ها تخریب شدند، دانشجویان مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند و ده‌ها نفر بازداشت شدند. دو روز بعد همین سناریو در دانشگاه تبریز تکرار شد. تصاویر درهای شکسته، کتاب‌های پاره‌شده، دیوارهای خونین و دانشجویان مجروح به نماد یکی از مهم‌ترین جنبش‌های دانشجویی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. اگرچه حکومت هرگز آمار رسمی کشته‌شدگان را اعلام نکرد، اما فعالان حقوق بشر از کشته شدن دست‌کم ده نفر در جریان اعتراضات و روزهای پس از آن خبر داده‌اند. نام‌هایی چون عزت ابراهیم‌نژاد، محمدجواد فرهنگی و دیگر قربانیان ۱۸ تیر هنوز در حافظه جنبش دانشجویی زنده‌اند. برای جمهوری اسلامی، ۱۸ تیر صرفاً یک حادثه تاریخی نیست؛ نماد شکاف عمیقی است که میان نسل جوان و ساختار قدرت شکل گرفته است. به همین دلیل هر سال با نزدیک شدن به سالگرد این رویداد، حساسیت نهادهای امنیتی نسبت به دانشگاه‌ها افزایش می‌یابد. اعتراضات دانشجویی دیماه ۱۴۰۴ نقطه آغاز مرحله تازه‌ای از برخوردهای امنیتی بود. بسیاری از دانشجویان شرکت‌کننده در این تجمعات با احضار به حراست، بازجویی توسط نهادهای امنیتی و تشکیل پرونده‌های انضباطی مواجه شدند. اما اکنون گزارش‌ها نشان می‌دهد که سرکوب وارد مرحله جدیدی شده است. دانشجویانی که در تجمعات اسفندماه حضور داشته‌اند نیز هدف پرونده‌سازی قرار گرفته‌اند. این روند نشان می‌دهد که حکومت به دنبال ایجاد فضای رعب و وحشت در محیط‌های دانشگاهی است تا هرگونه امکان سازمان‌دهی اعتراضات در آستانه ۱۸ تیر را از بین ببرد. همچنین اعلام تعطیلی و عزای عمومی در ۱۸ تیر، همزمان با سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، پرسش‌های مهمی را درباره انگیزه‌ها و اهداف سیاسی این تصمیم برانگیخته است. در چنین شرایطی، تعطیلی سراسری و برگزاری مراسم رسمی می‌تواند عملاً امکان سازماندهی تجمع‌های دانشجویی و حضور گسترده شهروندان در برنامه‌های یادبود ۱۸ تیر را محدود کند. از این منظر، این اقدام، بخشی از تلاش حکومت برای کنترل فضای عمومی و جلوگیری از تبدیل شدن سالگرد ۱۸ تیر به بستری برای بیان نارضایتی‌های سیاسی و اجتماعی است. آنچه امروز در دانشگاه‌های ایران جریان دارد، بخشی از پروژه بزرگ‌تر امنیتی‌سازی جامعه است. در این پروژه، دانشگاه نه به عنوان مرکز تولید علم، بلکه به عنوان تهدیدی بالقوه برای ثبات سیاسی حکومت دیده می‌شود. افزایش اختیارات کمیته‌های انضباطی، حضور گسترده نهادهای امنیتی رژیم در محیط دانشگاه، کنترل تشکل‌های دانشجویی و گسترش فضای نظارتی، همگی در راستای تبدیل دانشگاه به محیطی مطیع و غیرسیاسی صورت می‌گیرد. اما تجربه تاریخی نشان داده است که سرکوب نمی‌تواند نارضایتی‌های اجتماعی را از بین ببرد. دانشگاه بازتاب بحران‌های عمیق‌تری است که در کل جامعه وجود دارد. هنگامی که میلیون‌ها نفر با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، خاموش کردن صدای دانشجویان به معنای حل بحران نیست؛ بلکه تنها به تعویق انداختن انفجارهای بعدی است. پس از اعتراضات دیماه، گزارش‌های متعددی از بازداشت دانشجویان، اعمال فشارهای روانی، بازجویی‌های طولانی و تهدید خانواده‌ها منتشر شده است. در بسیاری از موارد، دانشجویان برای اعترافات اجباری یا پذیرش اتهامات تحت فشار قرار گرفته‌اند. این برخوردها ادامه سنتی است که جمهوری اسلامی از دهه شصت تاکنون علیه جنبش دانشجویی به کار گرفته است. از زندان و شکنجه گرفته تا محرومیت از تحصیل و اخراج، همواره ابزارهایی برای خاموش کردن صدای منتقدان بوده‌اند. در سال‌های گذشته نیز شماری از دانشجویان و فعالان جوان با احکام سنگین زندان و حتی اتهاماتی روبه‌رو شدند که می‌توانست به مجازات اعدام منتهی شود. هرچند همه این پرونده‌ها به صدور حکم اعدام منجر نشدند، اما نفس طرح چنین اتهاماتی نشان‌دهنده رویکرد امنیتی و سرکوبگرانه حکومت نسبت به نسل معترض است. این سرکوب صرفاً واکنشی سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی برای حفظ نظم اقتصادی و اجتماعی موجود است. دانشجویان معترض تنها خواهان آزادی‌های سیاسی نیستند؛ آنها اغلب منتقد نابرابری، فساد، خصوصی‌سازی‌های رانتی و شکاف طبقاتی نیز هستند. به همین دلیل برخورد با آنها بخشی از دفاع ساختار قدرت از منافع طبقات حاکم محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اعتراضات سال‌های اخیر، به خصوص جنبش ژینا " زن، زندگی، آزادی" و اعتراضات دیماه 1404، پیوند روزافزون جنبش دانشجویی با سایر جنبش‌های اجتماعی است. دانشجویان در کنار کارگران، معلمان، بازنشستگان و زنان معترض قرار گرفته‌اند و مطالبات خود را در چارچوب گسترده‌تری از عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی مطرح می‌کنند. همین پیوند است که نگرانی حکومت را افزایش داده است. زیرا تجربه نشان داده هرگاه اعتراضات دانشجویی با مطالبات طبقات فرودست و مزدبگیران جامعه گره خورده، ظرفیت تبدیل شدن به یک جنبش اجتماعی گسترده را پیدا کرده است. از این منظر، سرکوب کنونی دانشگاه‌ها تلاشی برای قطع همین پیوندهاست؛ تلاشی برای منزوی کردن دانشجویان و جلوگیری از شکل‌گیری همبستگی میان نیروهای مختلف معترض.

بیست‌وهفت سال پس از حمله به کوی دانشگاه، بسیاری از مسائل بنیادی که دانشجویان آن روزها علیه آنها اعتراض می‌کردند همچنان پابرجاست. آزادی‌های سیاسی محدودتر شده، شکاف طبقاتی عمیق‌تر شده و بحران‌های اقتصادی گسترده‌تر شده‌اند. به همین دلیل ۱۸ تیر صرفاً یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه زنده مبارزات اجتماعی در ایران است. هر نسل از دانشجویان به شکلی متفاوت این میراث را بازخوانی می‌کند و مطالبات خود را بر پایه همان آرزوی "آزادی، برابری و عدالت اجتماعی" طرح می‌کند. تشدید سرکوب در آستانه سالگرد ۱۸ تیر نشان می‌دهد که حکومت همچنان از ظرفیت اعتراضی دانشگاه هراس دارد. اما تجربه تاریخی نیز نشان داده است که سرکوب، هرچند می‌تواند جنبش‌ها را موقتاً عقب براند، قادر به از میان بردن ریشه‌های نارضایتی نیست. تا زمانی که بی‌عدالتی، تبعیض، فقر، استبداد و نابرابری در جامعه وجود داشته باشد، دانشگاه نیز همچنان یکی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراض و مقاومت باقی خواهد ماند؛ همان‌گونه که از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا امروز بوده است.

لقمان مهری



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر