اطلاعیه کمیته دفاع از آزادی زندانیان سیاسی در ایران
ترجمه فارسی اطلاعیه انگلیسی کمیته آزادی زندانیان سیاسی در رابطه با رسانه های در کشورهای غربی
ایران:
رسانههای غربی باید از تقویت تبلیغات رژیم اسلامی دست بردارند
۱۰/۰۷/۲۰۲۶
پوشش خبری بخش بزرگی از رسانههای غربی پس از گزارشهای مربوط به مرگ رهبر رژیم اسلامی، خامنهای، پرسشهای جدی درباره مسئولیت رسانهای در کشورهای غربی ایجاد کرده است.
شبکههای تلویزیونی بارها تصاویری از جمعیت شرکتکننده در مراسم عزاداری رسمی پخش کردهاند؛ تصاویری که این تصور را ایجاد میکند که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در سوگ هستند. این تصویر بهشدت گمراهکننده و فریبنده است. جمعیتهایی که نمایش داده میشوند کمتر از یک درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند و عمدتاً شامل هواداران وفادار رژیم، اعضای نیروهای امنیتی، خانوادههای آنان و افرادی وابسته به سازمانها و نهادهای همسو با حکومت هستند. این افراد نماینده بیش از ۹۲ میلیون نفر جمعیت ایران نیستند و دیدگاهها یا خواستههای اکثریت بزرگ مردم ایران را بازتاب نمیدهند.
رسانههایی که ادعای بیطرفی دارند، وظیفه دارند تمام واقعیت را بازگو کنند، نه فقط روایتی را که رژیم میخواهد جهان ببیند.
گزارشها درباره بازداشتهای روزانه مخالفان کجاست؟ پوشش خبری زندانیان سیاسی که از حقوق اولیه خود محروم شده و در زندانها جان میبازند کجاست؟ صدای خانوادههایی که میگویند عزیزان خود را در جریان سرکوب ژانویه ۲۰۲۶ از دست دادهاند و هنوز در جستجوی پیکر آنان هستند یا از حق دفن آنها محروم شدهاند، کجاست؟ چرا این داستانها غایب هستند، در حالی که مراسم تشییع سازمانیافته حکومتی تیتر اصلی رسانههای بینالمللی را به خود اختصاص داده است؟
به دنبال شروع جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، گزارشهای کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران و دیگر مدافعان حقوق بشر، از افزایش اعدام زندانیان سیاسی در کنار افزایش شمار احکام اعدام خبر دادهاند. بازداشتهای روزانه، بازداشت دوباره زندانیان سیاسی سابق، یورش به خانههای شخصی، ارعاب شهروندان و تهدید فعالان، برای بسیاری از ایرانیان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که افرادی که بهطور علنی از کشته شدن خامنه ای ابراز خرسندی کرده اند، توسط سپاه پاسداران بازداشت شدهاند. با این حال، این واقعیتها در بخش بزرگی از رسانههای غربی توجه اندکی دریافت میکنند.
این روزنامهنگاری بیطرفانه نیست. این شکست در ارائه واقعیت است که مخاطبان برای درک وضعیت ایران به آن نیاز دارند.
روزنامهنگاری صرفاً پخش تصاویر نیست. روزنامهنگاری یعنی ارائه زمینه، بررسی روایتهای رسمی، و رساندن صدای کسانی که امکان سخن گفتن آزادانه ندارند.
هنگامی که رسانههای بینالمللی بارها نمایشهای سازمانیافته حکومتی را بدون پرداختن برابر به سرکوب، زندانهای سیاسی و نقض حقوق بشر در ایران پخش میکنند، این خطر وجود دارد که به جای ایفای نقش ناظر مستقل، به تقویتکننده تبلیغات رژیم تبدیل شوند.
جهان شایسته گزارشهای صادقانه و متوازن است. مردم ایران شایسته آن هستند که صدایشان شنیده شود، نه اینکه روایت حکومتی ترویج شود که مردم ایران را کشتار میکند، دست به بازداشت اتباع خارجی و دوتابعیتیها میزند، و فعالیتهای تروریستی در خارج از مرزهای ایران، از جمله در اروپا را به یش میبرد. این واقعیتها باید همان میزان بررسی دقیق و برجستگی رسانهای را داشته باشند که نمایشهای سازمانیافته حکومتی در برابر دیدگان جهان دریافت میکنند.
سکوت در برابر سرکوب، بیطرفی نیست. گزارشدهی گزینشی، بیطرفی محسوب نمیشود. هنگامی که صدای میلیونها نفر نادیده گرفته میشود و روایت یک حکومت بر پوشش رسانهای بینالمللی مسلط میشود، روزنامهنگاری دیگر در خدمت مردم نیست و به خدمت قدرت درمیآید. هر روزنامهنگاری که ادعا میکند از حقیقت، آزادی مطبوعات و حقوق بشر دفاع میکند، باید نگران شود که تبلیغات سازمانیافته حکومتی تقویت میشود، در حالی که رنج، زندان و خاموش کردن صدای میلیونها نفر به حاشیه رانده میشود.
جهان نمیتواند ادعا کند که از حقوق بشر دفاع میکند، در حالی که از کنار مردمی که صدایشان بهطور سیستماتیک سرکوب میشود، روی برمیگرداند.
کمیته دفاع از آزادی زندانیان سیاسی در ایران