۱۴۰۵-۰۴-۲۱
ک - الوند

جهنم هیچ خشمی مانند اسرائیل تحقیر شده ندارد - برگردان

آیا دونالد ترامپ آخرین رئیس جمهور صهیونیست آمریکا خواهد بود؟

 

دیوید هرست 

David Hearst 

برگردان: ک – الوند
 

 

ترامپ رئیس جمهوری بود که هر آنچه اسرائیل نیاز داشت و حتی بیشتر از آن را به آن داد. اما با 

موجی از شکست نامزدهای مورد حمایت آیپک در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها شد، حمایت از اسرائیل اکنون سمی شده است. 

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در حالی که در 29 دسامبر 2025 وارد باشگاه مار-ئه-لاگو ترامپ در فلوریدا می‌شوند، یکدیگر را در آغوش می‌گیرند 

درعرض تنها چند هفته که در جدول زمانی درگیری خاورمیانه به اندازه یک چشم به هم زدن است 

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از فردی چنان محبوب در اسرائیل که به خود می‌بالید می‌تواند نخست وزیر بعدی آن باشد، به مردی چنان منفور تبدیل شده است

مفسیرین طرفدار دولت نتایاهو در قضاوت خود برعلیه ترامپ بی‌رحمانه هستند برای اینکه ذره‌ای از این توهین‌ها را که متوجه شخص ترامپ است، به شما نشان دهم،

ینون ماگال، مجری یک برنامه پربیننده در کانال 14، رئیس جمهور آمریکا را «بازنده» خواند و دامادش، جارد کوشنر و استیو ویتکوف، را «یهودی‌های کوچک» نامید. 

یاکوف باردوگو، مفسر سیاسی اسرائیلی، گفت که ترامپ و معاون رئیس جمهورش، جی. دی. ونس، در حال تبدیل شدن به چمبرلین مدرن، نخست وزیر بریتانیا هستند که با راضی کردن هیتلر در سال 1938 شناخته می‌شود. 

آمیت سگال، تحلیلگر ارشد سیاسی کانال 12اسرائیل هیوم که متعلق به میلیاردر میریام ادلسون است گفت که ترامپ با اجازه دادن به ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، کاملاً تسلیم شده است. 

شیمون ریکلین، مجری کانال 14 راست‌گرای اسرائیل، در X نوشت که ایالات متحده از همیشه ضعیف‌تر است و هیچ کس نمی‌خواهد متحد آن باشد. 

این مفسران به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نزدیک هستند. برخی از آنها سخنگوی او محسوب می‌شوند. و آنها به طور جمعی یک چرخش ترمز دستی را اجرا کرده‌اند. آنها به رئیس جمهوری حمله می‌کنند که در دوره اول ریاست جمهوری خود، الحاق بلندی‌های اشغالی جولان و اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل را به رسمیت شناخت، کاری که بسیاری از اسلاف او در کاخ سفید از انجام آن اجتناب کرده بودند. 

این همان رئیس جمهوری است که دیوید فریدمن، مدافع شهرک‌نشینان، را به عنوان سفیر ایالات متحده در اسرائیل منصوب کرد. فریدمن با حفر تونلی در زیر محله فلسطینی سیلوان در اورشلیم شرقی اشغالی با پتک، هرگونه تظاهر به بی‌طرفی در این درگیری را کنار گذاشت. 

به عنوان نامزد ریاست جمهوری، ترامپ، ادلسون را به عنوان سومین حامی مالی بزرگ کمپین انتخاب مجدد خود در سال 2024 پذیرفت. برای برقراری ارتباط با کاخ سفید، نتانیاهو حتی لازم نبود تلفن را بردارد. او از قبل کوشنر و بسیاری دیگر را داشت که در گوش رئیس جمهور زمزمه می‌کردند.


 

از وفاداری تا خائن


 

ترامپ کاملاً از نسل‌کشی اسرائیل در غزه حمایت کرد و تا به امروز نیز همچنان به این کار ادامه می‌دهد. کوشنر برنامه‌ریز «هیئت صلح» و طرحی سورئال برای تبدیل غزه به یکی از استراحتگاه‌های ساحلی مدیترانه‌ای متعدد خود بود. 

جنگ علیه ایران یک فاجعه استراتژیک برای آمریکا و اسرائیل بود. شکی نیست که تصمیم ترامپ برای جنگ با ایران پس از جلسه توجیهی نتانیاهو و دیوید بارنیا، مدیر وقت موساد، در اتاق وضعیت اضطراری کاخ سفید گرفته شده است. ا

ینکه حتی به رهبر یک کشور خارجی اجازه ورود به اتاق وضعیت اضطراری داده شده، اولین بار است که اتفاق می‌افتد. پیش از این هرگز یک رئیس جمهور ایالات متحده تا این حد تحریک‌پذیر نبوده و هرگز یک نخست وزیر اسرائیل تا این حد به قلب تپنده یک دولت ایالات متحده نزدیک نبوده است. 

این مردی است که اکنون او را خائن می‌نامند.

سوال واقعی این است که این شکاف چقدر عمیق است؟ و چقدر دائمی است؟ ترامپ رئیس جمهوری بود که هر آنچه اسرائیل برای جنگیدن در جنگ‌های ابدی خود نیاز داشت و حتی بیشتر از آن را به آن داد. آیا او قرار است آخرین رئیس جمهور صهیونیست ایالات متحده باشد؟ چنین شکافی در تاریخ صهیونیسم بی‌سابقه نیست. نمونه‌های زیادی از رویگردانی صهیونیست‌ها از ابرقدرتی که به آن وابسته‌اند، وجود دارد.


 

یک الگوی تاریخی


 

هنگامی که 250 هزار پناهنده یهودی پس از جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌های آوارگان در اروپا سرگردان شدند و بریتانیا از لغو ممنوعیت مهاجرت برای پذیرش 100 هزار یهودی به فلسطین خودداری کرد، جنبش زیرزمینی یهودیان متحد شد. بین سال‌های 1945 تا 1948، بیش از 780سرباز، افسر پلیس و غیرنظامی بریتانیایی در فلسطین کشته شدند که بسیاری از آنها توسط ایرگون و باند استرن (لیحی) هدف قرار گرفتند. 

همه اینها علیرغم این واقعیت که بریتانیا، از طریق اعلامیه بالفور، در سال 1917 خواستار ایجاد سرزمین مادری یهودیان شد و وعده خود را به رهبران عرب برای ایجاد یک کشور عربی زیر پا گذاشت. 

بدترین جنایت، بمب‌گذاری هتل کینگ دیوید در 22 ژوئیه 1946، مقر اداری بریتانیا در اورشلیم بود که91 نفر کشته شدند 28 نفربریتانیایی بود. تا به امروز، اسرائیل از احترام به مزار آنها خودداری می‌کند، اگرچه به مزار کسانی که هتل را بمب‌گذاری کردند، احترام می‌گذارد. 

در سال 2006، مرکز میراث مناخیم بگین، که به نام رهبرسابق باند تروریستی ایرگون که بمب‌گذاری را تأیید کرد و بعداً نخست‌وزیر شد، نامگذاری شده است، مراسمی را برای بزرگداشت این حمله برگزار کرد. 

سرتیپ پیتر اسمیت-دورین، ارشدترین مقام کشته شده در بمب‌گذاری، در یک قبر بی‌نشان آرمیده است.

شجاعت برجسته در هولوکاست نیز هیچ مانعی برای تروریست‌های یهودی ایجاد نکرد. گروه( لیحی) یا استرن همچنین یک دیپلمات سوئدی، کنت فولک برنادوت، را که در ماه‌های پایانی جنگ برای آزادی بیش از 4000 یهودی از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها مذاکره کرده بود، را کشتند.

پس از جنگ، او اولین میانجی رسمی سازمان ملل متحد در درگیری بین دولت جدید اسرائیل و فلسطینی‌ها شد. از نظر گروه استرن، گناه اصلی او مذاکره برای آتش‌بس و زمینه‌سازی برای تلاش‌های امدادی اولیه بود. 

پیش از این هرگز یک رئیس جمهور آمریکا تا این حد تلقین پذیر نبوده و پیش از این هرگز یک نخست وزیر اسرائیل تا این حد به قلب تپنده یک دولت آمریکا نزدیک نبوده است. این الگو در طول تاریخ اسرائیل تکرار می‌شود.

هدیه خداحافظی باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا، به اسرائیل، یک بسته نظامی به ارزش 38 میلیارد پوند (51 میلیارد دلار) در طول ده سال بود. این بزرگترین بسته کمکی در تاریخ ایالات متحده بود.

آوی شلایم، مورخ اسرائیلی، در آن زمان در گاردین نوشت: "نتانیاهو همواره سخاوت اوباما را با ناسپاسی و بدرفتاری پاسخ داد. او هرگز فرصتی را برای حمله به اوباما از دست نداد. او با حمایت از نامزد جمهوری خواه، در انتخابات ریاست جمهوری 2012 به طور خام مداخله کرد. او از امتیاز سخنرانی در جلسه ویژه هر دو مجلس کنگره برای توهین به رئیس جمهور آنها سوءاستفاده کرد. و پر سر و صداترین کمپین عمومی را برای خرابکاری در توافق هسته ای با ایران انجام داد.

"به سختی می‌توان نمونه‌ای آشکارتر از گاز گرفتن دستی که به شما غذا می‌دهد، تصور کرد. رفتار نتانیاهو او را به عنوان متحد ویژه جهنمی معرفی می‌کند.

جو بایدن، رئیس جمهور سابق آمریکا، یک صهیونیست لیبرال غریزی، نیز با همین رفتار مواجه شد. ژنرال آموس گیلیاد نوشت که "سرزنش بی‌سابقه" نتانیاهو از بایدن، تجلی افراطی ناسپاسی و یک شکست استراتژیک درجه یک بود. "

ایالات متحده تنها متحد واقعی اسرائیل است و جو بایدن دوستانه‌ترین رئیس جمهور تاریخ با اسرائیل است. هیچ منطق استراتژیکی برای حمله به او و رهبر اکثریت دموکرات سنا، چاک شومر، وجود ندارد و فقط می‌توان گمان کرد که سیاست‌های داخلی کوچک به جای یک استراتژی که برای امنیت و آینده اسرائیل حیاتی است، در حال ظهور هستند."


 

چهره واقعی صهیونیسم 


 

از نظر برخی مفسران، آنچه می‌بینیم، آشکار شدن چهره واقعی برتری‌طلبانه صهیونیسم است. و این حتی شامل موشه یعلون، وزیر دفاع سابق نتانیاهو بین سال‌های 2013 تا 2016 نیز می‌شود. 

علون در مصاحبه‌ای با Ynet گفت که جناح‌های درون جنبش مذهبی صهیونیستی، که با شهرک‌نشینان اسرائیلی همسو هستند، «ایدئولوژی برتری یهودی» دارند. 

. یعلون گفت: «برتری یهودی چیست؟ هشتاد سال پس از هولوکاست، این نبرد من برعکس است. نژاد برتر ما هستیم.» 

برتری‌طلبی یهودی اکنون در گفتگوی سیاسی جریان اصلی اسرائیل محوریت دارد. فقط به صحبت‌های نفتالی بنت، رقیب اصلی نتانیاهو، در مورد ایران و فلسطینی‌ها گوش دهید. یا در مورد همین موضوع، فقط به صحبت‌های یهودیان اسرائیلی در مورد فلسطینی‌ها گوش دهید. 

آنچه که باعث اختلاف اسرائیل با ترامپ می‌شود، می‌تواند به شوک جدید خلاصه شود. این شوک شامل این است که یک رئیس جمهور آمریکا به اسرائیل بگوید که جنگ را متوقف کند. 

این شوکی است که یک مستعمره‌نشین وقتی متوجه می‌شود که کنترل والدین خود را از دست داده است، تجربه می‌کند. 

شوک مشابهی توسط پیدز نوآرها در الجزایر تجربه شد که به شارل دوگل در سال 1958 کمک کردند تا به قدرت برسد، اما رئیس جمهور فرانسه به سمت خودمختاری نه استقلال الجزایر چرخش کرد. یا خشم جامعه اتحادگرای ایرلند شمالی را در نظر بگیرید، زمانی که بزرگترین اتحادگرای همه آنها، مارگارت تاچر، نخست وزیر بریتانیا، توافقنامه انگلیس ایرلند را امضا کرد که به دوبلین اجازه می‌داد در روند صلح حرفی برای گفتن داشته باشد.


 

سونامی سمی 


 

هرچه در داخل اسرائیل در حال شکل‌گیری است، تأثیر واقعاً سمی بر افکار عمومی در آن سوی اقیانوس اطلس دارد. اغراق نیست اگر بگوییم نسل‌کشی در غزه، جنگ شکست‌خورده علیه ایران و امتناع اسرائیل از عقب‌نشینی از سوریه، جنوب لبنان و غزه، نسلی از حمایت را در ایالات متحده از بین برده است. 

چگونه زهران ممدانی،قهرمان نسل جدید است پژوهش‌های پیو نشان می‌دهد که در هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، اکثر بزرگسالان زیر 50 سال، اسرائیل و نتانیاهو را منفی ارزیابی می‌کنند.

امروزه، 57 درصد از جمهوری‌خواهان بین 18تا 49 سال، نظر نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند که نسبت به 50 درصد سال گذشته افزایش یافته است. در مجموع، 60 درصد از بزرگسالان آمریکایی، نظر نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند که نسبت به 56 درصد سال گذشته تغییر محسوس داشت . 59 درصد به نتانیاهو برای انجام کار درست در مورد امور جهانی، اعتماد کمی دارند یا اصلاً اعتمادی ندارند. جهت حرکت مشخص است. 

اما در مورد اینکه این تغییر در افکار عمومی از نظر سیاسی به چه معناست و چه زمانی می‌تواند باعث تغییر معناداری در سیاست شود، اجماع کمتری وجود دارد. 

نیویورک، محل بزرگترین جمعیت یهودیان مهاجر جهان، به تازگی شاهد برکناری سه نماینده دموکرات کنگره و تصاحب پنج کرسی محلی توسط نامزدهای مورد حمایت شهردار زهران ممدانی بوده است. 

کمی بعد، ملت کیروس، وکیل و دانشجوی دکترا، پس از اعلام برنده شدن در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها در حوزه انتخابیه اول کنگره کلرادو، که شامل پایتخت ایالت، دنور، می‌شود، برای دموکرات‌های مستقر، شگفتی‌ساز شد.

کیروس، دایانا دی‌گتر، سیاستمداری که سه دهه در کنگره فعالیت داشت و بیش از 

1.6میلیون دلار از کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) دریافت کرده بود، را برکنار کرد. 


 

"صدای یهودیان برای صلح" 


 

گفت که این رقابت ثابت کرد که آیپک یک "برند سمی" در حزب دموکرات است و رأی‌دهندگان دموکرات از قانون‌گذارانی که از نسل‌کشی حمایت یا دفاع می‌کنند، خسته شده‌اند. این قطعاً یک شکست برای آیپک بود. 

سه کاندیدای منتقد جنگ نسل‌کشی اسرائیل، رقبای مورد حمایت آیپک را شکست دادند. اما آیا این نتایج نشان‌دهنده یک تغییر معنادار در حمایت از فلسطین است، یا صرفاً ادغام مجدد صهیونیست‌های لیبرال توسط دموکرات‌ها، بدون تأیید آیپک؟ آیا حزب صرفاً برای دوران پس از نتانیاهو آماده می‌شود،

زمانی که حمایت از اسرائیل بار دیگر در سیستم نهادینه شود؟ یکی از برندگان، برد لندر بود که در انتخابات مقدماتی دهمین حوزه انتخابیه کنگره نیویورک پیروز شد.


 

لندر، که پیش از تأیید ممدانی، برای شهرداری نامزد شده بود، پیش از این با جنبش بایکوت، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم (BDS) مخالفت کرده و در دوران تصدی خود به عنوان حسابرس شهر، سرمایه‌گذاری‌های صندوق بازنشستگی شهر نیویورک را در البیت سیستمز، یک تولیدکننده اسلحه اسرائیلی، افزایش داده است.

او خود را یک صهیونیست لیبرال توصیف می‌کند. 

نازیا کازی، استاد دانشگاه استاکتون، به MEE گفت: «در زمانی که کسانی که در جنبش همبستگی با فلسطین، عملیات سیستم‌های البیت را مختل کردند، با شدیدترین سرکوب‌های دولتی روبرو هستند، دیدن اینکه عناصری از همان جنبش، با توجه به مشارکت خود او در تولید اسلحه البیت، از لندر تجلیل می‌کنند، بسیار مایه تاسف است.» پس از پیروزی کیروس، سناتور دموکرات برنی سندرز به او به خاطر پیروزی در انتخابات X تبریک گفت. او نوشت: «روند در حال تغییر است.

آمریکایی‌ها از سیاست‌های وضع موجود خسته شده‌اند.» خود ممدانی گفت که این یک پیروزی برای طبقه کارگر است و یافته‌های یک نظرسنجی سال گذشته را که نشان می‌داد رأی‌دهندگان در درجه اول تحت تأثیر نگرانی‌های اقتصادی داخلی، مسکن مقرون به صرفه و هزینه‌های زندگی هستند، تقویت کرد. با این حال، نامزدهای پیروز در سخنرانی‌های خود، مسائل و خواسته‌های داخلی برای پایان دادن به نسل‌کشی در غزه را به عنوان یک بسته ارائه کردند. چالش آنها برای وضع موجود در هر دو جبهه بود.


 

سفری طولانی


 

برای کارشناسان روابط بین اسرائیل و ایالات متحده مانند دانیل لوی، رئیس پروژه ایالات متحده/خاورمیانه (USMEP)، آمریکا تنها در آغاز سفری طولانی برای تنظیم مجدد حمایت خود از اسرائیل است. 

«هنوز مشخص نیست که آیا جنبش دموکرات‌ها می‌تواند به اندازه کافی بر انباشت قدرت متمرکز شود، حتی اگر مجبور باشند برای دستیابی به تغییر در سیاست، جلوی خود را بگیرند و این اتفاق کندتر از آنچه هر یک از ما آرزو می‌کنیم، رخ می‌دهد یا خیر.» 

«فرصت‌های بی‌سابقه‌ای در پیش است و من دوست دارم این تغییر را ببینم، اما هنوز اتفاق نیفتاده است.» فشار متقابل یک لابی ریشه‌دار و ظرفیت اشتباه کردن ظرف خودمان، و همچنین فقدان یک جنبش آزادی‌بخش فلسطینی که این تغییر را هدایت کند، همه به این معنی است که هنوز به آنجا نرسیده‌ایم.

اسرائیل به یک برند سمی در ایالات متحده تبدیل شده است بنابراین طرفداران آن در حال تغییر تاکتیک هستند. و با این حال، تغییر واقعی در افکار عمومی ایالات متحده رخ داده است. 

یکی از مهمترین تغییرات در ایالات متحده، تغییری بوده است که فلسطین را از حاشیه سیاسی به جریان اصلی منتقل کرده است.


 

زمانی که به عنوان یک نگرانی خاص چپ‌ها نادیده گرفته می‌شد یا به سوالات اسلام‌گرایی یا تروریسم تقلیل می‌یافت به موضوعی تبدیل شده است که طیف سیاسی را در بر می‌گیرد. 


 

حتی بخش‌هایی از راست آمریکایی نیز اسرائیل را به عنوان یک مسئولیت به جای یک دارایی در نظر گرفته‌اند.

برای برخی از محافظه‌کاران، رفتار اسرائیل - کشتار جمعی غیرنظامیان، از جمله کودکان، و بی‌توجهی آشکار آن به قوانین بین‌المللی - تطبیق حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل با تصویر آمریکا از خود را به طور فزاینده‌ای دشوار کرده است.

برای برخی، فاصله گرفتن از اسرائیل به راهی برای تلاش برای نجات پروژه آمریکایی تبدیل شده است. با این حال، جریان اصلی فلسطین نیز با مرزهای جدیدی همراه شده است. شرایط بحث گسترش یافته، اما همچنان در محافل محافظه‌کار و مترقی به شدت مدیریت می‌شود. 

بحث در مورد نفوذ آیپک به طور فزاینده‌ای قابل قبول شده است زیرا انجام این کار به آمریکایی‌ها اجازه می‌دهد تا مشکل را به عنوان نفوذ بی‌مورد یک لابی قدرتمند مطرح کنند. 

مقاومت فلسطین، حق تعیین سرنوشت یا آرمان‌های سیاسی که زیربنای مبارزه فلسطین است، تا حد زیادی خارج از مرزهای بحث قابل احترام باقی مانده است. با این حال، حداقل در حال حاضر، محدودیت‌های این بحث روشن است: 

آمریکا می‌تواند در مسیری قرار گیرد که مراحلی دارد: افزایش همدردی با رنج فلسطینیان و افزایش خصومت با اسرائیلی که دائماً در جنگ است. این به نوبه خود منجر به پایان دادن به استثناگرایی اسرائیل در سیاست ایالات متحده و در نهایت به رسمیت شناختن حقوق کامل فلسطینیان می‌شود. دستیابی به این هدف ممکن است چندین دوره انتخابات طول بکشد. اما برای نتانیاهو، یا هر کسی که پس از او بیاید، مرتبط کردن دوباره اسرائیل با جناح راست در آمریکا کار ساده‌ای نخواهد بود.


 

واکنش نتانیاهو که در مورد ایران با مانع مواجه شده، اما اجازه دارد دستاوردهای ارضی خود در لبنان و سوریه را حفظ کند، از سرگیری جنگ برای تصرف تمام غزه خواهد بود. او اگر می‌خواهد راست افراطی را در کابینه خود و در کنار مبارزات انتخاباتی‌اش حفظ کند، مجبور است این کار را انجام دهد.

اما کشتار مجدد در غزه، حس انزجار را در ایالات متحده در هر دو سوی طیف سیاسی افزایش خواهد داد. تصویر کردن جنگ به عنوان "یازده سپتامبر" اسرائیل، کارتی است که بازی شده است. حتی جمهوری‌خواهانی مانند تاکر کارلسون، جنگ علیه تروریسم را به عنوان تلاشی نادرست برای تصویر کردن کل اسلام به عنوان یک دشمن وجودی بررسی می‌کنند.

در حال حاضر هیچ راه فراری وجود ندارد. لابی قصد ندارد عقب‌نشینی کند و یک اقدام وحشیانه در سیاست ایالات متحده انجام خواهد داد. اما هرچه حمایت از اسرائیل بیشتر به یک عمل زور و هرچه کمتر به یک اصل ایمانی تبدیل شود، صهیونیسم در دردسر بزرگتری گرفتار می‌شود. 


 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر