در دفاع از سپیده قلیان “من هم یک چپ لیبرال هستم”
دوستی در انتقاد به سپیده قلیان و متلک به ماها نوشته بود:
"این هماز سپیده قلیان که بعضی از چپهای ما بزرگش کردند
حالا شده پادشاهی خواه لیبرال"!
من در پاسخ این دوست نوشتم
... جان
سپیده هنوز هم بزرگ هست. سلطنت طلب نشده (که اگر هم بشود حق او هست). میگه در زندان زندانیان سلطنت طلبی هم بودند که از نظر روابط انسانی و عاطفی باهاشون نزدیکتر بودم. اجازه بده فکت را دقیقا از خودش بیارم.: "برای همین شاید برا بعضیها عجیب باشه که بگم تو خیلی از بندها، رابطهم با زندانیهای پادشاهیخواه نزدیکتر بود. نه اینکه یهو عقیدهم عوض شده باشه، نه. بلکه تو طرز مواجهه با زندگی، تو روابط انسانی و تو تجربه مشترک زندان، حس نزدیکی بیشتری میکردم. این تجربه بهم یادآوری کرد که هیچ جریانی انحصار اخلاق، شجاعت یا حقیقت نداره"..
اما سپیده حتی اگر سلطنت طلب هم بشود کارهایی کرده که در تاریخ مبارزات مردم ما ثبت شده است. درست مانند توماج صالحی که از این نمونه ها کم ندارد! و او هم خود را لیبرال و دموکراسی خواه می داند.
: "خامنه ای ضحاک، می کشیمت زیر خاک" این یک نمونه سپیده بعد از آزادی قبلی اش از زندان که فریاد زد
که تاریخی شد، کافیست که سپیده قلیان تا سپیده دمان انقلاب آتی ایران بدرخشد.
سپیده البته نگفته سلطنت طلب شده میگه تغییر عقیده داده و لیبرال تر شده. که اون هم به نظر من از چپ های سکت، غیر سیاسی، غیر اجتماعی،ایدئولوژیک و لوناتیک و بی ربط به جامعه و سرنوشت مردم فاصله گرفتن امتیازی هست برای سپیده و سپیده ها و توماج ها نسبت به آن چپ شرقی مذهبی، ایدئولوژیک و عقب مانده. راستش من هم اگر امروز جوانی در سن و سال سپیده و توماج بودم و به فعالیت سیاسی روی می آوردم و این چپ پرت و بی ربط به جامعه را مشاهده می کردم حداقل کاری که می کردم از این چپ روی گردان می شدم!.
من شخصا امروز هم افراد آرمان خواه و شریف و مبارزی چون سپیده و توماج های غیر چپ (یا هر چه هستند) را به همه این گروه های ظاهرا چپ و یا مدعی چپ که اشاره شد ترجیح می دهم.
چپ سیاسی و ایدئولوژیک
ما چپ سیاسی و اجتماعی داریم و راست سیاسی و اجتماعی. در مقابل آن هم چپ ایدئولوژیک و غیر سیاسی و راست ایدئولوژیک و غیر سیاسی.
چپ سیاسی و اجتماعی در جامعه فعال هست، کسی را نجس نمی داند، با همه نحله های سیاسی و اجتماعی نشست و برخاست دارد، بحث و گفتگو و مناظره و سمینار می گذارد. در کنگره ها و نشست هایش آنها را دعوت می کند و در کنگره ها و سمینارها و نشست های آنها هم شرکت می کند و متمدنانه حرف و بحث خودش را در هر کجا بتواند و امکانش فراهم شود مطرح می کند.
چپی هم داریم که به غیر از چند نفر خودش و اطرافیانش همه را بورژوا و ضد انقلاب و عامل امپریالیسم و نجس می داند. هر کس هم با غیر از این چپ حرف بزند و یا در نشست مشترکی با غیر آنها شرکت کند سوخته می پندارد. در خیال خودش قرار است با چند نفر اطرافیانش دنیا را سوسیالیست کند. تازه شروعش را هم از بورژوازی و دولت خودی نیست اول قرار است امپریالیسم آمریکا را سرنگون کند!
راست سیاسی و ایدئولوژیک
در طیف راست هم جریانات و افرادی هستند که علیرغم دفاع از مواضع راست و ارتجاعی، ولی در بحث و گفتگو و سمینار ها مدرن و متمدن شرکت می کنند و از نظر خود دفاع می کنند. نمونه اش حزب مشروطه ایران، و یا افرادی چون افشین افشین جم، شهریار آهی و نازنین افشین جم و ... ما این ها را راست سیاسی می دانیم.
راست ایدئولوژیکی هم داریم که جز فحاشی، حتاکی، لمپنی و توهین و شعبان بی مخی سرمایه ای ندارد و در هر کجا هر فرد و یا جریان غیر پادشاهی خواه حضور پیدا کند اگر بتواند سعی در بر هم زدن آن را دارد. در این چند سال بعد از زن زندگی آزادی بیشتر و بیشتر شاهد عروج این نمونه از راست بودیم. از پرچم چرخانی ساواک، تا فحاشی های جنسیتی و توهین به چپ و مجاهد، تا حامد و مسیح و احزاب کردستانی و ... این ها را هم ما راست ایدئولوژیک می دانیم.
من شخصا خود را چپ می دانم و یک ذره هم از سوسیالیسم و آزادی خواهی و برابری طلبی کوتاه نیامده ام. ولی همزمان افتخار می کنم که در کنار افراد و جنبش های سیاسی دیگر از مشروطه خواه، لیبرال، ملی، سوسیال دموکرات و... هم در مبارزه علیه اعدام و هم برای آزادی زندانیان سیاسی و ... مشترکا کار و حتی سازماندهی کرده ایم.
اجازه بده مشخص تر و با ذکر نام اشاره کنم. در کانون خاوران ما با غیر چپ ها و به قول خودشان دموکراسی خواهان کار کردیم.
در کارزار جهانی نه به اعدام من نزدیک دو سال با افراد مشروطه خواهی چون مرجان اروندی علیه اعدام کارکردم. ولی از این چپ ها کمتر خبری بود.من در کنار و همراه افشین افشین جم مشروطه خواه و رضا مریدی لیبرال ده ها تظاهرات علیه رژیم سازمان دادیم. بارها در کنار هم برای آزادی زندانیان سیاسی، (کمیته آزادی زندانیان سیاسی) کمپین علیه اعدام، برای آزادی نازنین فاتحی (کمپین دو نازنین) و ... کار کردیم.
ما در سمینارها و جلسات اسلو جمهوریخواهان، و کنگره آزادی ایران و شبکه وکلای یک کلمه (به ادعای خودشان غیر ایدئولوژیک) و شبکه جهانی زن زندگی آزادی، دانشجویان دانشگاه تورنتو و... شرکت و مواردی همکاری کردیم. ما در تظاهرات های گروه "عاشقان ایران" علیرغم اختلافات جدی شرکت کردیم. از خیلی از برنامه های خانواده های پرواز حمایت کردیم. در برنامه های احزاب کردستانی شرکت و یا بعضا حمایت کردیم.
همه آنها هم می دانستند که ما کمونیست هستیم و هم ما می دانستیم آنها مشروطه خواه. یا لیبرال، ملی، دموکرات و ... هستند ولی ضمن حفظ اختلافاتمان در عرصه های مختلف کار و یا همکاری کردیم.
برای تعطیلی دادگاه های شریعه در بیست سال پیش طیف های مختلف غیر چپ چه ایرانی و چه غیر ایرانی با ما کار و همکاری کردند ولی کمتر حزب و گروه چپی از ما حمایت کرد!
ما البته همیشه شفاف و بی پروا نقد خود را به دیگر جریانات و نهادها و به ویژه به مشروطه خواهان و سلطنت طلب ها مطرح کرده ایم. من شخصا مدعی هستم حد اقل در تورنتو کسی بیشتر از من طیف راست و سلطنت طلب و شخص رضا پهلوی را نقد نکرده است. اگر کسی چنین ادعایی در عمل را دارد خوشحال می شوم بدانم! ولی ا ین ها باز دلیلی نمی شود که اگر از طیف های مختلف (حتی مشروطه خواهان) تمایل همکاری در عرضه های علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی و یا حتی سرنگونی رژیم داشته باشند ما خودداری کرده و روی بگردانیم.
در پایان و در یک جمله من هنوز خودم را به سپیده قلیان (غیر چپ) نزدیک تر می دانم تا بسیاری از این چپ های بی ربط به اجتماع و مالیخولیائی!
بابک یزدی
۱۴ جولای ۲۰۲۶